صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سفير عشق ۩ ۞ ۩ ويژه نامه شهادت مسلم بن عقيل




    «بسم الله الرحمن الرحیم »

    غربت مظلومانه سفير كربلا مسلم بن عقيل

    گويي ورق برگشت و زمانه به تلخي گرائيد.
    كوفه‌اي كه براي مسلم وطن شده بود اينك غربت‌سرا گشته است هيچ كسي او را نمي‌شناسد.
    نه اينكه نمي‌شناسد كه همه خود را به نشناختن زده‌اند.
    آه از غریبي در وطن!
    مسلم در پي يافتن خانه‌اي است كه شب را در آن به روز آورد و در پناه آن مصون بماند.
    در كوچه‌ها غريبانه مي‌گردد بي‌آنكه بداند به كجا مي‌رود.
    سر از محله «بني بجيله» در آورد. همه درها بسته بود و هر كسي سوداي سلامت و آسايش خويش را در سر داشت. زني به نام «طوعه» جلوي خانه‌اش ايستاده است و نگران و منتظر پسرش است. طوعه شيعه و هوادار مسلم بود. اما چه سود كه اين غريب و آواره كوچه‌ها را نمي‌شناخت. مسلم جلو رفت و سلام داد و جرعه‌اي آب طلبيد. زن آب آورد. مسلم نوشيد و ظرف به طوعه بازپس داد. زن ديد او هنوز ايستاده است.پس پرسيد: اي مرد مگر آب نخوردي؟ مسلم گفت: آري! زن گفت: پس به خانه و نزد خانواده‌ات برو! مسلم سكوتي كرد و گفت: من در اين شهر كاشانه‌اي ندارم! مگر تو كيستي؟ من مسلم بن عقيلم. پيرزن مسلم را با كمال احترام به خانه دعوت كرد و از او پذيرايي نمود.مسلم آن شب را غذا نخورد.

    شب را به عبادت و نجواي عاشقانه با خداي خويش سپري كرد.
    سحرگاهان اندكي خواب چشمانش را ربود.
    او در خواب اميرالمؤمنين را ديد و مشاهده كرد که شهد شرين شهادت را نوش كرده و ميهمان سفره مولايش علي شده است.
    آن شب لحظه‌ها براي مسلم طور ديگري معنا مي‌شد.
    گويي شب قدر بود.
    شب آخر، شب وصال هميشگي!

    پسر پيرزن كار خودش را كرد. او دين و دنياي خويش را فروخت و مسلم را به دست گرگان زمانه سپرد.
    بكر بن حمران احمري كسي كه كينه مسلم را در دل داشت و به وسيله او مجروح شده بود. مسلم را به بالاي دارالاماره برد،
    اما آن مرد خدايي خم به ابرو نمي‌آورد و ذكر خدا مي‌گفت و بر پيامبر و فرشتگان الهي درود مي‌فرستاد و مي‌گفت:
    خدايا! تو خود ميان ما و اين فريبكاران نيرنگ‌باز كه دست از ياري ما كشيدند، حكم كن!
    آري! شكوه و عظمت مسلم در آن اوج و بر فراز آن سكوي شهادت و معراج ديدني بود.
    گر چه آنان، اين قهرمان اسير و دست بسته را با تحقير و توهين براي كشتن به بالاي دار الاماره بردند ليكن عزت مرگ شرافتمندانه در راه حق، چيز ديگري است.



    ویرایش توسط سفیر : ۱۳۸۷/۰۹/۱۸ در ساعت ۰۸:۵۱ دلیل: * السلام علیک یا ابا عبدالله *
    شهید محمد رضا موحد دانش
    ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ،
    و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .





  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    سالروز شهادت
    حضرت مسلم بن عقيل

    پيشاهنگ نهضت كربلا و سفير امام حسين
    (ع) به سوى مردم كوفه

    وصال مسلم به ملكوت
    او كه در عرفه شهيد شد تا دعاى عرفه مولى الكونين را تفسير كند
    و حماسه مسلم بودن و تسليم نشدن را بيافريند.


    به ياد روح بزرگ انسانهاى خود ساخته و پاکي که ايثارشان در راه خدا الهام بخش تعهد و فداكارى است. عظمت انسانى چهره ‏هاى پرفروغ تاريخ خونبار ما چون مسلم بن عقيل و هاني بن عروه، اسوه همه كسانى است كه در زندگى به هدف هايى والاتر از دنيا اعتقاد دارند و ارزشهاى متعالى را مى ‏جويند.

    انسانهاى نمونه از نظر ايمان، اخلاق، شهامت، جوانمردى و استقامت، هميشه زينت تاريخ بوده و هستند.


    «مسلم بن عقيل‏»
    يكى از اين چهره‏
    هاست.
    شنيدن نام اين انسان والا و سرباز فداكار راه حق، ياد آور همه خوبيها، رشادتها و جوانمردي
    هاست;
    و خواندن زندگينامه اين سردار رشيد اسلام، درس آموز و الهام‏
    بخش و سازنده است. حماسه مسلم‏بن عقيل در كوفه، پيش درآمدى بر نهضت عظيم عاشورا بود;
    و خود مسلم، پيشاهنگ نهضت‏
    سيدالشهدا -عليه ‏السلام
    و
    سفير انقلاب كربلا
    و پيش
    مرگ حماسه تاريخ‏ ساز و جاويدان عاشورا بود.


    درباره مسلم، چه مى‏ توان گفت، جز بيان صداقت و رشادت و ايمانش؟
    و چه مى ‏توان نوشت، جز فداكارى و حماسه و آزادگى ‏اش،
    و چه مى ‏توان شنيد جز عمل به وظيفه و اطاعت از امام و جهاد در راه حق تا مرز شهادت.
    و مسلم
    ‏بن عقيل كيست؟
    تجسمى از ارزشهاى والاى مكتب;
    الگو و اسوه ‏اى از يك جوانمرد سلحشور و انقلابى پاكباخته و دل به راه خدا داده و سر به راه دوست
    ‏سپرده و قدم در راه‏ حق نهاده و با شهادت به معراج قرب پروردگار رسيده.




    شهید محمد رضا موحد دانش
    ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ،
    و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .





  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مسلم‏ بن عقيل كيست؟


    در ميان جوانان برومند «بنى‏ هاشم‏» مسلم، فرزند عقيل يكى از چهره ‏هاى تابناك و شخصيتهاى بارز، به شمار مى‏رفت.
    «عقيل‏» برادر حضرت على(ع) و دومين فرزند ابوطالب بود.
    در ترسيم زير رابطه نسبى مسلم، آشكارتر است:

    ابوطالب: - طالب - عقيل - مسلم - جعفر - على - حسين بن على
    مسلم ‏بن عقيل، برادرزاده اميرالمؤمنين و پسر عموى حسين‏ بن على بود. دودمانى كه مسلم در آن رشد يافت، دودمان علم و فضيلت و شرف بود و خاندانى كه شخصيت انسانى و اسلامى مسلم در آن شكل گرفت، بهترين زمينه را براى تربيت و تكامل معنوى و حماسى مسلم فراهم كرد.
    از آغاز كودكى، در ميان جوانان بنى‏هاشم بخصوص در كنار امام حسن و امام حسين
    - عليهما السلام بزرگ شد و كمالات اخلاقى و بنيان ولايت و درسهاى حماسه و ايثار و شجاعت را بخوبى فرا گرفت.
    اجداد مسلم كسانى، چون «ابوطالب‏» و «فاطمه بنت اسد» بودند كه در فرزندان خويش، شجاعت و ايمان و دلاورى را به ارث مى‏گذاشتند
    و مسلم، شاخه‏اى پربار از اين اصل و تبار بود;

    و
    بنا به اصل وراثت، خصلتهاى برجسته را از نياكان خود به ارث برده بود.

    به نقل مورخان، در زمان حكومت آن حضرت (بين سالهاى۳۶ تا۴۰ هجرى) از جانب آن امام، متصدى برخى از منصبهاى نظامى در لشگر بوده است، از جمله در جنگ صفين، وقتى كه اميرالمؤمنين (ع) لشگر خود را صف آرايى مى‏كرد، امام حسن و امام حسين (ع) و عبدالله‏ بن جعفر و مسلم ‏بن عقيل را بر جناح راست ‏سپاه، مامور كرد.
    شناسنامه مسلم را، پيش از آن كه از نياكان و سرزمين وقبيله جستجو كنيم، بايد در فكر، عمل و زندگانى‏اش بيابيم;
    اين بهترين معرف مسلم است.
    مسلم، در دوران خلافت على
    (ع) در خدمت آن حضرت، مدافع حق بود و پس ‏از شهادت آن امام، هرگز از حق كه در خاندان او و امامت‏ دو فرزندش، حسنين -عليهما السلام تجسم پيدا كرده بود جدا نشد و عاقبت هم، جان پاكش را بر اين آستان فدا كرد.

    در دوران امامت ده ساله امام حسن مجتبى (ع) كه از سخت‏ ترين دوره ‏هاى تاريخ اسلام نسبت‏ به پيروان اهل‏بيت و طرفداران حق بود، مسلم با خلوص هر چه تمام در مسير حق بود و از باوفاترين ياران و از خواص اصحاب امام حسن محسوب مى‏شد.
    پس از شهادت امام مجتبى
    (ع) كه امامت ‏به حسين ‏بن على (ع) رسيد تا مرگ معاويه كه يك دوره ده ساله بود;
    باز مسلم را در كنار امام حسين
    (ع) مى‏بينيم.
    در اين دوره بيست‏
    ساله، يعنى از شهادت على (ع) تا حادثه كربلا بسيارى از كسان يا مرعوب تهديدها شدند يا مجذوب زر و سيم و فريفته دنيا و صحنه حق را رها كردند و يا به معاويه پيوستند و يا انزواى بى‏دردسر را برگزيدند، ولى آنان كه قلبى سرشار از ايمان و دلى سوخته در راه حق داشتند و مسلمانى را در صبر و مقاومت و مبارزه در شرايط دشوار مى‏دانستند، امامان حق را تنها نگذاشتند و با زبان و مال و جان و فرزند، به فداكارى در راه خدا و جهاد فى سبيل الله پرداختند.
    ارزش و فضيلت پيروان حق در آن دوره، بخصوص وقتى آشكارتر مى‏شود كه به شرايط دشوار ديندارى و حق
    ‏پرستى در روزگار سلطه امويان آگاه باشيم.


    شهید محمد رضا موحد دانش
    ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ،
    و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .





  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حضرت على (ع) از پيامبر اسلام حديثى را در مدح «عقيل‏» نقل مى‏كند كه آن حضرت فرمودند:
    «من او را (عقيل را) به دو جهت دوست دارم: يكى، به خاطر خودش، و يكى هم به خاطر اين كه پدرش ابوطالب او را دوست مى‏داشت.»
    و در آخر، خطاب به على(ع) فرمود:

    «فرزند او ، مسلم ، كشته راه محبت فرزند تو خواهد شد. چشم مؤمنان بر او اشك مى‏ريزد و فرشتگان مقرب پروردگار بر او درود مى‏فرستند.»

    شهید محمد رضا موحد دانش
    ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ،
    و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .





  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    رهسپاری مسلم به سمت کوفه

    معاويه، پس از بيست ‏سال سلطنت استبدادى مرد.
    يزيد، پس از معاويه بر سر كار آمد و با تهديد و تطميع بر اوضاع مسلط شد. مى‏خواست اباعبدالله الحسين(ع) را هم به بيعت وادار كند،
    كه سيدالشهدا، نپذيرفت و به طور مخفيانه، همراه با جمعى از خانواده خود، شبانه از مدينه بيرون آمد و به حرم خدا در مكه پناهنده شد، تا در ضمن آن، از فرصت مناسب ايام حج در جهت آگاهانيدن مردم، بهره بردارى كند.


    سال شصت هجرى بود.
    اقامت چهار ماهه امام حسين(ع) در مكه و برخورد با مردم و تشكيل اجتماعات و گفتگوها، مردم را با انگيزه و اهداف امام، از امتناع از بيعت‏
    با يزيد، آشنا كرد; بخصوص مردم كوفه از اقدام انقلابى امام حسين(ع) خوشحال و اميدوار شدند.
    مردم كوفه، خاطره حكومت چهارساله علوى را به ياد داشتند و در اين شهر، شخصيتهاى برجسته و چهره
    ‏هاى درخشانى از مسلمانان متعهد و ياران اهل‏ بيت ‏بودند. از اين رو نامه‏ ها و طومارهاى مفصلى با امضاى چهره هاى معروف شيعه در كوفه و بصره به امام حسين(ع) نوشتند، كه تعداد اين نامه‏ ها به هزاران مى‏رسيد.
    كوفيان،
    گروهى را هم به نمايندگى از طرف خود به سركردگى «ابوعبدالله جدلى‏» به نزد آن حضرت فرستادند و نامه ‏هايى همراه آنان ارسال كردند.


    در ميان نامه ‏ها و امضاها، نام شخصيتهاى بزرگى از كوفه همچون «شبث‏ بن ربعى‏» و «سليمان‏ بن صرد» و «مسيب‏ بن نجبه‏» و... به چشم مى‏خورد كه از آن حضرت مى‏خواستند مردم را به بيعت‏ با خود دعوت كند و به كوفه بيايد و يزيد را از خلافت‏ خلع كند.

    امام، تصميم گرفت در مقابل اصرار و دعوتهاى مكرر مردم كوفه، عكس ‏العمل نشان داده و اقدامى كند. براى ارزيابى دقيق اوضاع كوفه و ميزان علاقه و استقبال مردم و تهيه مقدمات لازم و شناسايى و سازماندهى و تشكل نيروهاى انقلابى، ضرورى بود كه كسى قبلا به كوفه رفته و اين ماموريت را انجام دهد و گزارشى دقيق از وضعيت‏ شهر و مردم، به او بدهد.

    حضرت حسين‏ بن على(ع) مناسب ترين فرد براى اين ماموريت محرمانه را «مسلم ‏بن عقيل‏» ديد، كه هم آگاهى سياسى و درايت كافى داشت، و هم تقوا و ديانت،و هم خويشاوند نزديك امام بود. به نمايندگانى كه از كوفه آمده بودند، فرمود: من، برادر و پسر عمويم (مسلم) را با شما به كوفه مى‏فرستم، اگر مردم با او بيعت كردند; من نيز خواهم آمد.
    اين كه امام از مسلم به عنوان «برادرم‏» و «فرد مورد اعتمادم‏» نام مى‏برد، ميزان اعتبار و لياقت و كفايت مسلم‏
    بن عقيل را مى‏رساند. آن گاه مسلم را طلبيد و به او فرمود: به كوفه مى‏روى، اگر ديدى كه دل و زبان مردم يكى است و آنچنان كه در اين نامه‏ ها نوشته‏ اند متحدند و مى‏توان به وسيله آنان اقدامى كرد، نظر خودت را بر من بنويس.



    شهید محمد رضا موحد دانش
    ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ،
    و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .





  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امام حسین (ع) مسلم را وصيت و سفارش كرد، به اين كه:
    پرهيزكار و با تقوا باش;

    نرمش و مهربانى به كار ببر;
    فعاليتهاى خود را پوشيده
    ‏دار;
    اگر مردم، يكدل و يك
    جان بودند و در ميانشان اختلافى نبود، مرا خبر كن.


    اعزام مسلم و فرستادن اين پيام به كوفه، پاسخى به همه نامه‏ ها و دعوتها و طومارها بود.
    محتواى پيام امام، در اين چند محور، خلاصه مى‏شود:

    ۱ - تاييد كامل از مسلم به عنوان برادر، پسر عمو و نماينده ‏اى مورد اطمينان.
    ۲ - محدوده مسؤوليت مسلم در كوفه نسبت‏ به ارزيابى وحدت كلمه و صداقت مردم.
    ۳ - پاسخى به دعوتهاى مكرر، به عنوان اتمام حجت.
    ۴ - درخواست از مردم براى حمايت و اطاعت از مسلم.

    شهید محمد رضا موحد دانش
    ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ،
    و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .





  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مسلم در کوفه

    به نقل تاريخ در زمان حضور مسلم در كوفه، يكي از همراهان وي به نام شريك بن اعور مريض مي‌شود و از آنجا كه عبيدالله بن زياد او را مي‌شناخته، طبق دعوت وي، براي عيادت او رهسپار منزل وي مي‌شود، شريك با مسلم قرار مي‌گذارندكه اگر اوضاع مناسب شد، شريك طلب آب كند و مسلم از مخفيگاه خود بيرون آمده و ابن‌زياد را به قتل برساند.
    شب هنگام ابن زياد وارد منزل شريك مي‌شود، در حالي كه مسلم در آن منزل مخفي شده بود. شريك چند بار طلب آب مي‌كند، لكن مسلم اقدامي نمي‌كند. ابن زياد هم كه اوضاع را مشكوك مي‌يابد بلافاصله از مكان خارج مي‌شود، بعد از رفتن ابن‌زياد علت تعلّل مسلم را سؤال مي‌كنند و او پاسخ مي‌دهد كه از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنيده است كه ايشان دوست ندارند، كسي ديگري را از روي فريب و نيرنگ به قتل برساند.
    اين حركت مسلم نشانگر رسوخ اسلام ناب و آموزه‌هاي آن در دل و جان اوست، كه حاضر نيست به‌صورت باطل يك انسان را از بين ببرد ولو او مهدور الدم باشد.

    الدكتورسيد الجميلي؛ استشهاد الحسين للامام الطبري، چاپ بيروت، دارالدّيان للتراث، 1408ه.ق، ص 50.



    شهید محمد رضا موحد دانش
    ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ،
    و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .





  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مسلم در کوفه

    اين شخصيت به قدري براي دستگاه اموي خطرساز بود كه يزيد در ناصله‌اي به ابن‌زياد چنين مي‌نويسد:
    «وقتي به كوفه رسيدي مسلم بن عقيل را احضار كن و اگر بر او چيره شدي او را قتل برسان و تبعيد كن».

    و اين در حالي بود كه جمعيت كثيري با مسلم بيعت كرده بودند كه تاريخ اين تعداد را دوازده هزار نفر در اول كار و سپس هيجده هزار نفر شمرده است، و به همين جهت مسلم براي حضرت امام حسين(علیه‌السّلام) نامه‌اي نوشت و اوضاع را براي ورود ايشان مساعد گزارش کرد.
    سپس به كوفيان گفت؛ كه اگر از عهد خود سرپيچي كنند تا زماني كه شمشير در دستانش باشد با آن‌ها مبارزه مي‌كند.


    اين كلام براي عده‌اي سنگين آمد. از جمله این افراد، نعمان است كه از روي لجاجت خبر كوفه را به به يزيد رساند. يزيد ملعون به دنبال آگاهي از ورود مسلم به کوفه و جمع آوری سپاه برای امام حسین(علیه‌السّلام)، نامه‌اي را براي ابن‌زياد -كه آن زمان حاكم بصره بود- ارسال كرد * تا با حضرت مسلم برخورد كند. كار به جايي رسيد كه مردم از دور مسلم متفرق شدند، گروهي به بهانه كار، گروهي به بهانه خيرخواهي و جلوگيري از ريخته شدن خون مسلمين، و گروهي هم با تهديد و تطميع.

    در شب آخر مسلم(علیه‌السّلام)، بعد از نماز مغرب و عشاء، بدون منزل و سرپناه در كوچه‌هاي كوفه سرگردان و تنها شد و صبح روز بعد با لشگريان ابن‌زياد روبه رو شد، و بين آن‌ها نبرد سختي در گرفت ايشان به حدي از خويش شجاعت نشان دادند كه دشمن فهميد به اين صورت كار پيش نمي‌رود. لذا حيله‌اي به كار برده و به او امان دادند، وقتي ایشان خود را تسليم كردند، آنان عهد خود شكستند و او را دست بسته به دارالاماره منتقل نمودند و پس از كشتن، جنازۀ مطهر وي را ، در نهم ذي‌الحجّه ** سال ۶۱ هجري قمري از بام دارالأماره به زمين انداختند ذكر نموده است.

    * ابن كثير ابوفداء اسماعيل، البداية و النهايه، چاپ بيروت، دار ابن كثير، چاپ اول، 1428ه.ق، جلد 8، ص 220.
    **ابن اعثم، ابو محمد احمد، الفتوح لابن أعثم، انتشارات مجلس دائرة المعارف العثمانيه، هند، چاپ اوّل، 1390ه.ق، جلد 5، ص 88-87.




    شهید محمد رضا موحد دانش
    ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ،
    و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .





  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    کوفه میا حسین جان
    کوفه وفا نداره
    کوفی بی مروت
    شرم و حیا نداره



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  12. تشکر


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    163
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در بین کوچه ها .... آواره ام ......تنهای تنها....بر لبم یکسره .....حسین کوفه میا

  14. تشکر


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود