جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دست و پا زدن یك سنی برای اثبات شرك شیعیان 1

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دست و پا زدن یك سنی برای اثبات شرك شیعیان 1




    http://www.cloob.com/club/post/show/...c4c4/curpage/2
    دست و پا زدن یك سنی برای اثبات شرك شیعیان 1
    9 آذر 87 - 22:44

    جناب مدیر پست قبلی به دلیل هایی كه گفتید حذف شده . دوباره آن را نوشته ام . این بار نه حالت بولد دارد و با فونت 11 نوشته شده است نقل قول از : یوسف اسلام
    خوب الحمد لله یک نفر پیدا شد که از عقیده شیعه دفاع کند!!
    به نظر شما چرا مسلمانها نرفتند سر قبر رسول الله(ص) و به ایشان متوسل نشدند و حاجتشان را از ایشان نخواستند؟! اتفاقا این روایت دقیقا بر ضد عقیده شیعه است؛ چون اگر توسل به قبر و ارواح اولیای الهی جایز بود سر قبر پیامبر رفته و از ایشان چنین درخواستی میکردند نه از عباس عموی پیامبر!!و از همین فهمیده مى‏شود كه مسلمانان صدر اسلام، پس از فوت پیامبر (ص) به او متوسّل نمى‏شدند؛ زیرا در این صورت چه لزومى داشت كه عبّاس عموى پیامبر (ص) را نزد خدا مطرح سازند؟
    اولا:
    بحثی كه مطرح كرده اید این بوده كه ثابت كنید «كه كسی را واسطه قرار دادن شرك است و همان بت پرستی است» ولی وقتی مدرك آورده می شود. به شاخه ی دیگری می روید و بحث زنده و مرده بودن آن را مطرح میكنید
    ثانیا :
    این سخن شما كه : چرا مسلمانها نرفتند سر قبر رسول الله(ص) و به ایشان متوسل نشدند و حاجتشان را از ایشان نخواستند؟
    دراین جا مگر مصداق ، عمل مسلمانان است؟؟ منظور ، كار ابن عباس عموی پیامبر است كه او سر قبر پیامبر رفت و طلب باران كرد نه كار مسلمانها
    ثالثا :
    مگر كار و عمل ابن عباس مورد قبول مردم نبود ؟؟!!!؟ انها عموی پیامبر را انتخاب كردند و او نیز به قبر رسول خدا متوسل شد. پس این كار او مورد تایید مسلمانهاست. از شما كه خود را ممتاز می دانید بعید است كه نتوانید مسئله ای به این آسانی را درك كنید.
    رابعا:
    اگر مسلمانها توسل به قبر پیامبر را نشانه شرك می دانستند چرا نه تنها به عموی پیامبر اعتراض نكردند . بلكه با همراهی او كردند.
    خامسا :
    آیا مسلمانان فهمیدند كه نباید سراغ قبر بروند ولی عموی پیامبر با ان علم خود این را نفهمید و به شرك و بت پرستی كشیده شد؟؟؟
    پس آنها، میان «مرده» و «زنده» تفاوت مى‏نهادند! و در طلب باران و نماز استسقاء، از عبّاس‏ (رض) خواستند كه به خاطر منزلتش نسبت به پیامبر (ص) براى طلب باران دعا كند و مسلمانان دعایى بر زبان راندند كه مقصودشان در واقع چنین بود: بار خدایا! ما عبّاس عموى پیامبرت را - كه در آن هنگام پیرمرد و ریش‏سفید همه بود - میان خود داریم، دعاى او را بپذیر! این، امر عجیبى نیست كه به هنگام گشایش و سختیها، افراد - كه به هر زبانى با «خدایشان» شرح حال مى‏گویند - از جمله پیرمردان و اشخاص صالح را میان خود، نزد خدا مطرح ساخته، و از آنها بخواهند كه برایشان دعا كنند.. این موضوع هیچ ارتباطى به آن كه ما در طلب حاجات خود از خداوند، به ارواح گذشتگان متوسّل شویم و آنها را در همه جا ناظر و حاضر و سمیع و مجیب و قریب بدانیم، ندارد! آنها كه در مدینه بودند، چرا بر سر قبر رسول خدا (ص) نرفتند تا از او بخواهند تا با «ولایت تكوینى» برایشان باران بفرستد و یا براى اجابت دعایشان نزد خدا شفیع و واسطه شود؟
    می فرماییدپس آنها، میان «مرده» و «زنده» تفاوت مى‏نهادند/ این موضوع هیچ ارتباطى به آن كه ما در طلب حاجات خود از خداوند، به ارواح گذشتگان متوسّل شویم
    اكنون به این روایت دقت كنید از كتب اصلی خودتان است:
    1- در مدینه قحطی شده بود. مردم پناه به عایشه آوردند كه به داد ما برس . عایشه گفت به كنار قبر رسول اكرم بروید . سقف بالای قبر پیامبر را باز كنید كه هوا و نور بیاید و در بالای سر قبر پیامبر دعا كنید . همین كار را كردند و چنان بارانی امد كه سابقه نداشت) سنن دارمی جلد 1 ص 43 – باب ما حَكم الله نبیه بعد موت)
    در این روایت تصریح شده است كه : اولا مسلمانان سر قبر رسول خدا رفتند ؛ ثانیا خودسر هم نرفتند بلكه با راهنمایی عایشه بوده .
    اگر توسل به غیر خدا شر ك باشد . مرده و زنده فرق نمی كند. مگر بحث شما ( عبادت من دون الله نیست. ) غیر خدا ،‌غیر خداست . چه مرده اش چه زنده اش. بالاخره به غیر خدا متوسل شده ایمآیا می شود گفت چون توسل به زنده پیدا شده است دون الله نیست؟؟؟و اگر مرده باشد دون الله است؟؟
    اكنون به دو روایت دیگر توجه بفرمایید:

    2- در زمان عمر نیز قحطی شد ؛ عمر دست عموی پیامبر را گرفت و گفت 0 (‌اللهم انا كنا نتوسل الیك بنبینا و تسقنا و نتوسل الیك بعم نبینا( خدایا ما به سوی تو وسیله قرار می دادیم نبی ات را پس ما باران می فرستادی و اكنون متوسل می شویم به عموی پیامبرمان
    (صحیح بخاری ( ج 2 ص 16 باب صلوة‌ استسقاء)
    به چه دلیل كار مردم و عمر و عایشه و ابن عباس شرك نیست ولی كار شیعیان شرك و بت پرستی است؟
    -3 - در كتب ( مستدرك الصحیحین ج 2 ص 615. الدُّر المنثور ج 1 كنز العمال ج 1 ص 234 و الخصایص النبویه از سیوطی) كه تمامی از خودتان است ، در ذیل آیه 37بقره(فتلقی ادم من ربه كلماتفتاب علیه) چنین آمده است:
    وقتی آدم ع از آن شجره ممنوعه خورد و از بهشت رانده شد. و40 سال برای امرزش گناهش گریه كرد جیریل امد و گفت خدایت اراده كرده است كه دعایت را مستجاب كند. پس بگو:
    یا حمید بحق محمد و یا عالی بحق علی و یا فاطر بحق فاطمه و یا محسن بحق الحسن و یا قدیم الاحسان بحق الحسین .
    منظور از فتلقّی ادمُ مِن رَبهِ كَلمات ( ادم از خدا كلماتی را گرفت و گفت ) فتابَ علیه ( خدا توبه اش را قبول كرد) این كلمات است: = محمد ، علی ، فاطمه ، حسن ، حسین
    یوسف اسلام : اگر جنابعالى، این روایت را براى ما دلیل مى‏آورید، ما گفتار علی (رض) را بر شما حجّت مى‏آوریم كه از نهج‏البلاغه به دست مى‏آید و سفارش مى‏فرماید: مسلمانان پس از وفات پیامبر (ص) به جاى توسّل به او، راه استغفار را در پیش بگیرند؛ چنانكه از امام باقر مذكور است كه جدّش علی (رض) فرمود:
    كان فى الأرض أمانان من عذاب اللّه و قد رفع أحدهما فدونكما الآخر فتمسكوا به: أمّا الأمان الذى رفع فهو رسول اللّه و أمّا الأمان الذى الباقى فالإستغفار، قال اللّه تعالى: و ما كان الله لیعذبهم و أنت فیهم و ما كان الله معذبهم و هم یستغفرون
    در آسودگى و پناه از كیفر خدا روى زمین دو عامل وجود داشت: یكى از دست رفت و بر شما باد كه به دیگرى كه نزدتان است، متوسّل شوید؛ پناه و امانى كه از دست رفت، رسول خدا بود (كه تا میانتان بود، از بلا مصون بودید) و پناهى كه باقى است، استغفار و طلب آمرزش گناهان از خداست؛ چنانكه خدایتعالى فرمود: خداوند عذابشان نكند تا زمانى كه تو (اى پیامبر) میانشان هستى، و عذابشان نكند تا زمانى كه استغفار مى‏كنند
    در این گفته ی حضرت،‌ دو چیز موجب امان بوده است یكی ،‌ رسول خدا. و دیگری استغفار. یكی از انها از دست مسلمانها رفت. كه پیامبر بود.پس باید استغفار كنند
    این كجا این را می رساند این دو ( توسل به رسول خدا و استغفار آنها) در دو سمت و سوی مخالف هم هستند.؟؟؟ مگر حضرت می خواهد بگوید كه اگر متوجه رسول خدا شدید مشرك می شوید؟؟!!
    اكنون فعلا یكی از خطبه هایی را كه حضرت امیر المومنین با پیامبر سخن گفته انهم بعد از پیامبر از رحلت پیامبر را می اورم . و از این موارد بسیار زیاد در كتب روایی هست.
    :
    روی عنه انه قال عند دفن سیدة النساء‌فاطمه كالمناجی به رسول الله ص عند قبره
    روایت شده از او كه وقتی كه سیید زنان فاطمه را دفن می كرد در نزد قبر رسول خدا فرمود: :
    السلام علیك یا رسول الله عنى.و السلام علیك عن ابنتك و زائرتك و البائنة فى الثرى ببقعتك و المختار الله لها سرعة اللحاق بك.قل یا رسول الله عن صفیتك صبرى و عفا عن سیدة نساء العالمین تجلدى.الا ان فى التاسى لى بسنتك فى فرقتك موضع تعز فلقد و سدتك فى ملحودة قبرك و فاضت نفسك بین نحرى و صدرى.بلى و فى كتاب الله (لى) انعم القبول. انا لله و انا الیه راجعون.قد استرجعت الودیعة.و اخذت الرهینة و اختلست الزهراء فما اقبح الخضراء و الغبراء.اما حزنى فسرمد نهج البلاغه خطبه 193 فیص الاسلام . = 202دشتی =195عبده و ابن ابی الحدید ) فرمود.
    می بینید كه حضرت ـ سلام الله علیه ـ سر قبر رسول خدا با او نجوا می كند. آنهم در هنگام دفن همسرش ( سلام الله علیهما) و با رسول خدا بر سر قبر آن حضرت در دل می كند و اشك می ریزد

    یوسف اسلام : بنابراین، عقاید علی (رض) موافق‏تر با قرآن كریم و سزاوارتر به تبعیّت است تا كسانى كه خود را پیرو آن بزرگوار مى‏شمرند!
    آری ما خود را پیرو حضرتش ( سلام الله علیه می دانیم) و این توسل به قبور پیامبر و ائمه را از ایشان یاد گرفته ایم .
    یوسف اسلام و اما روایت دوم:در روایت دوم هم اگر توجه کنید
    منظور از روایت دوم این روایت است كه « جناب علی ص» در پست 13 گفته بود :
    اگر توسل جایز نیست چرا خلیفه دوم این کار را کرد؟اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنیک نبی الرحمة . یا محمد انی اتوجه بک الی ربی فی حاجتی لتُقضی اللهم شفّعه فیّ » {مسند احمد بن حنبل – سنن ابن ماجه – تاج الجامع - سنن ترمذی – وفاءالوفاء }
    یعنی خدایا من از تو درخواست می کنم و به واسطه نبی خودت همان که پیامبر رحمت است، به تو توجه می کنم ای محمد (ص) من به واسطه توبه پروردگارم توجه می- کنم تا حاجتم برآورده شود . خدایا شفاعت او را در مورد من بپذیر
    اولا : شیعیان هم می گویند اللهم انی اسئلك و اتوجه بك بنبیك نبی الرحمه محمدا صلی الله علیه و اله ... (‌دعای توسل را ببین ) با پیامبر شروع شده تا امام مهدی . اسم این كتاب هم توسل است ( یعنی وسیله قرار دادن امامان در خانه خدا)
    در ثانی ادعیه بسیار دیگری هم داریم كه فقط با خدا سخن میگوییم .مانند (‌دعای كمیل . دعای شعبانیه دعای سمات دعای سحر دعای ابوحمزه ثمالی و.... كل كتاب صحیفه سجادیه و .... )مفاتیح الجنان ببینید. این ها چه منافاتی با هم دارند.؟؟ شیعیان هر دو نوع دعا را می خوانند .
    و جواب شما: در بخش اول مخاطب خود خداوند است و دعا و طلب هم از اوست نه غیر خدا، اما بخش دوم مخالف بخش اول است و اشکال دارد
    شما لطف کنید آدرس دقیق هر کتاب را با متن جداگانه ارسال کنید تا بررسی شود که حدیث صحیح است یا نه
    من كه چند روایت دیگر آوره ام . شما بررسی كنید كه حدیث درست است یا نه
    یوسف اسلام : ملاک برای جایز بودن یا ناجایز بودن، نه برای من سنی و نه برای شمای شیعه نمیتواند عمر (رض) باشد! ملاک تنها قرآن است!
    سخن آخر شما خیلی عجیب است.
    اولا ملاك و جواز ما شیعیان كار عمـــر نیست . بلكه شما به اعمال او استناد می كنید جناب علی ص هم با توجه به استناد خودتان به اعمال او ، این حدیث را اورده اند
    ثانیا . این كه نوشته اید ملاك قرآن است. این باز كلام شما نیست. كلام خود عمر است كه گفت (حسبنا كتاب الله ) اگر ملاك ،‌ كار و گفتار عمر نمی تواند باشد ،‌ پس چرا حرف عمر را ملاك كار خود قرار دادی.
    در همان لحظه كه می گویی ( تنها ملاك قران است ) به گفتار عمر استناد كرده ای . چگونه می گویی كار عمر ملاك نیست؟؟
    اگر ملاك تنها قرآن است پس چرا از نهج البلاغه سند می آورید.؟؟ ا
    اگر ملاك تنها قرآن بود ، چرا پیامبر فرمود : انی تارك فیكم الثقلین كتاب الله و عترتی ( كتاب + عترت را معرفی كرد.؟
    و هزاران اگر های دیگر
    الله یهدی من یشاء‌ الی صراط مستقیم .

    :salavat(10):

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دست و پازدن يك سني ( يوسف) براي اثبات شرك شيعيان2




    دست و پا زدن یك سنی( یوسف ) برای اثبات شرك شیعیان 2
    9 آذر 87 - 22:55

    نقل قول از : یوسف اسلام http://www.cloob.com/club/post/show/clubname/sonnatanderfan/topicid/1565040/redirectkey/b154607262cb047ec767a1197795c4c4
    جناب یوسف باز جواب شبهات شما را د ر 2 پست تنظیم كردم . چرا كه می دانی كه شبه وارد كردن راحت است و وقت زیادی نیمبرد ولی جواب دادن ان هرچند هم مختصر باشد ،‌از سوال و شبه بیشتر می شود. ( قسمت اول
    در ضمن تلاش من بر ای این بوده كه از موضوع خارج نشوم . پس اگر نمی خواهید جواب دهید ، خارج از موضوع بودن را بهانه قرارندهید . متشكرم
    جناب جسین
    یوسف اسلام:
    قبل از اینكه جواب شما را بدهم یك نكته را به شما گوشزد میكنم. خانم سحر طلبه و جناب مصلحی هم از روحانیون حوزه هستند و بحثشان هم تا بحال حول محور بحث بوده و سوادشان هم به مراتب از شما بهتر است و مسائل را بهتر و عقلانیتر از شما تجزیه و تحلیل میكنند. مسائلی كه شما مطرح میكنید در حد یك عوام است پس خیلی باید خوشحال باشید كه با یك عوام بی سواد سر و كار دارید . شما هم لطفا خیلی عوامانه جواب بدهید استاد
    هر چند احتمالا بسیار زیاد شما هم طلبه هستید، اما قطعا از طلاب ممتاز نیستید بالاخره ما عوام هستیم یا طلبه غیر ممتاز
    چون طلاب ممتاز حوزه تحلیل مسائل را بهتر بلد هستند و هم اینكه زودتر به نتیجه رسیده و وهابی میشوند!!!!! ج : ! و لابد با این امید هستید كه خانم سحر و جناب مصلجی هم وهابی شوند. پس همان بهتر كه من از ممتازان نباشم

    جناب یوسف این كه من كی هستم یا از عوام یا از خواص ، خارج از بحث است شما این فقط این اشكالاتی را كه من وارد می كنم جواب دهید خیلی متشكرم .
    1- بحث حبل الله و زنده بودن یا نبودن پیامبر (ص) و عترت و ... هیچ ارتباطی با این بحث ندارد اما چنانچه علاقه ای به بحث ثقلین دارید در همین كلوب بین بنده و آقای مصلحی بحثی در همین مورد وجود دارد كه جناب مصلحی با وجود اصرار بنده آنرا بی پاسخ به امان خدا رها كرد. شما میتوانید این بحث را بروز كرده و جواب دهید.
    ج : شما گفتید كه شیعیان كسانی را كه مرده و بی جان هستند می پرستند. من گفتم پیامبر و امامان طبق ایه ( ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا....) زنده است در ثانی انها پیامبر را هم نمی پرستند. می بینی كه كاملا ربط دارد. ولی شما دارید به این بهانه از جواب طفره می روید.
    2- بت، ساخته فكر و توهم بت پرستان نبود. آنها عین مجسمه شخص صالحی كه در بینشان زندگی میكرد را برای یادآوریش میساختند و در بتخانه میگذاشتند و عبادتشان میكردند همانطوری كه شما وقتی امامی را دفن كردید زیارتگاهی (بت كده ای ) دور قبرش ساختید و عبادتشان میكنید
    ج : و فرقی نمی كند كه مثل كسی باشد یه نباشد بالاخره از خودشان بود.بتكده چه ارتباطی با زیارت گاه دارد. اگر زیارتگاه،‌بتكده باشد . زیارتگاه پیامبر و عمر و ابوبكر هم باید بتكده باشد و میدانی كه شیعیان برای انها زیارتگاه نساختند. مگر شما سنی ها در كنار قبر پیامبر عبادت نمی كنید ؟؟
    3- اگر بتهای گاو پرستان میتوانند رفع حاجت زائران خود را انجام دهند چه فرقی بین یك امام زاده و بت یك گاو پرست است
    ج : .ولی شما یك بار می گویید:لات و عزی و ... همگی از افراد صالح و عابدی بودند...و مردم جاهل برای یادآوری و توسل به روح این افراد تمسال و مجسمه آنها را واسطه بین خود و الله میدانستند و در خیلی از موارد این بتها بهتر از امامان حال حاضر حاجات مردم را برطرف میكردند
    و یك بار هم می گویید اگر بتهای گاو پرست می توانند ....
    ومعلوم نشدكه این بتها می توانند حاجتی را براورده كنند یا نه؟؟؟
    البته تمام حاجات را خداوند با رحمت خودش برآورده میكند
    چه این درخواست در یك معبد گاوپرستان باشد و چه این درخواست در زیارتگاه و از صاحب قبری باشد. اما هر كسی آن را به بت خودش نسبت میدهد. در معبد هندوها بت كریشنا و در زیارتگاههای شیعیان امامانشان این كار را انجام میدهند و مثلا میگویند یا امام رضا بچه ام را شفا بنده و بعد از شفا داد میزند امام فرزندم را شفا داد!!! (نعوذ بالله) حال در این میان معلوم نیست بت كدام فرقه قوی تر باشد.
    ج : وقتی كه میگویند امام رضا فرزندم را شفا داد یعنی او توانست شفای فرزند مرا از خدا بخواهد .مخاطب این جمله كسی است كه ان شخص با تقرب امام رضا به درگاه الهی اگاه است نه كسی كه اصلا امام رضا قبول ندارد . لذا با این پیش زمینه اعتقادی اینگونه می گوید . به هر كس بگویی این را جواب می دهد كه چون امامان مقرب درگاه الهی هستند می توانند نیاز ما را از خداوند بخواهند. نه این كه شریك خدا باشند


    حال این سوال را دارم كه ایا پیامبر ما از عیسی علیه السلام كمتر است؟؟؟ . كه فرمود: « انی اخلق لكم من الطین كهیئة الطیر فانفخ فیه فیكون طیرا باذن الله و ابرئ الاكمه و الابرص و احی الموتی باذن الله...)(ال عمران 49) عیسی(ع) فرمود من خلق می كنم . من شفا می دهم كور مادر زاد و پیسی را )‌من زنده می كنم.
    خلق و شفا و احیا را به خود نسبت داد. ولی همه این كارها به اذن خدا
    سوال1_ مگر عیسی (‌ع)‌مخلوق نبود؟ . 2. مگر او خالق و شفادهنده و محی الاموات نبود خوب شیعه هم همین را میگوید : اولا انها طبق سخن خداوند( احیاء عند ربهم ) اند. درثانی پیامبر و امامان كم تر از عیسی نیستند می توانند خلق داشته باشند . می توانند شفا دهند . می توانند زنده كنند ولی به اذن خدا.
    می بینی كه نه خداوند از خالقیت اش كاسته شد و نه پیامبران و امامان شریك خدا شدند. شیعه هم با این اعتقاد كه پیامبر و امامان(‌سلام الله علیهم)‌


    4- شما معتقد هستید كه پیامبر در حال حاضر اراده ای دارد. میتوانید آن را ثابت كنید؟ج : شمامصداق ایه(و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون )چه كسانی می دانید . آیا مصداقی ندارد؟؟. اگر دارد چه كسانی اند ؟آنها چه كسانی اند كه خدا میفرماید( زنده اند و در نزد پرودگارشان روزی می خورند)
    شما زنده بودن را به این می دانید كه كسی راه برود و بخورد و بیاشامد . خوب این زنده بودن كه شامل حیوانات نیز هست.بدیهی است كه زنده بودن نه به معنای خوردن و خوابیدن و انجام كارهای معمولی است.

    كسی كه خداوند حی متعال زنده بودنش را تایید میكند مگر می تواند اراده ای نداشته باشد.
    خدا وند میگوید پیامبر من زنده است تو می گویی مرد و با بت فرقی ندارد؟/

    ! اگر دارند پس همه اموات دارند و اگر ندارند هیچ كدام ندارند. قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ ( ای پیغمبر ! ) بگو : من فقط انسانی همچون شما هست
    ج : شما یك ایه و انهم قسمتی از ان را اورده اید و می خواهید نتیجه بگیرید؟؟ چرا بقیه اش را نمی اوری؟؟( قل انما انا بشر مثلكم همین!!! ... )‌مگر ندارد ( یوحی الی...)‌مگر هر كسی می تواند حامل وحی الهی باشد . ؟؟ و البته جواب شما كاملا مثبت است. و این آغاز جدایی من و توست از این دیدگاه
    و متاسفانه باید بگویم شما حرف كسانی را می زنید كه مشمول این ایه انددست و پا زدن یك سنی برای اثبات شرك شیعیان 1فقال الملاء الذین كفرو من قوم ما هذا الا بشر مثلكم یرید ان یتفضل علیكم و )
    كافران از ( قوم نوح)گفتند:نوح نیست بشری مگر مثل خودتان ولی می خواهد كه بر شمابرتری می جوید. دنباله ایه این است كه (‌و لو شاء الله لانزل ملائكه ماسمعنا بهذا فی آبائنا الاولین= اگر خدا می خواست برای ما فرشته ای می فرستاد.... ) مومنون ایه 24
    و نیز ( و قال الملاء من قوم الذین كفروا و كذبوا بلقاء الاخر‌ة و اترفناهاهم فی الحیاء‌الدنیا ما هذا الا بشر مثلكم یاكل مما تاكلون منه و یشرب مما تشربون( مومنون33)و گروهی از قوم نوح كفر ورزیده و عالم اخرت را تكذیب می كردندبه مردم گفتند:این شخص (نوح)‌بشری مانند شمابیش نیست كه از هر چه شما می خوردید می خورد و هرچه را می اشامید می اشامد
    شما با اوردن قسمتی ازیك ایه به این نتیجه رسیدید كه پیامبر حیات و مماتش مانند بقیه مردم است. به همین راحتی ؟؟؟
    اگر فرمود انا بشرمثلكم ... برای این بود كه مردم با او انس داشته باشند و پیامبرشان را مثل خود بدانند تا او همدم شوند و بتوانند با او ارتباط بر قرار كنند . و پیامبر نیز با انها انس بر قرار كند . نه این كه جناب عالی بیایی برداشت كنی كه پیامبر هم مثل ما بوده
    این حكمت الهی است و باید این گونه باشد كه خداوند حكیم كسی را بفرستد كه مثل ما باشد . ( انا بشر مثلكم ...)‌از این باب است نه این كه پیامبر مثل مردهای معمولی یا بتها است و وقتی مرده دیگر كاری ازاو بر نمی اید.
    5- صلوات و سلام بر پیامبر هیچ ارتباطی با عبادت من دون الله ندارد. بحث بنده بر سر عبادت استج : ولی شما عبادت را به معنایی كه در جهت اهدافتان است كشانده اید و ان این كه ما امامان را عبادت میكنیم چون از انها طلب نصرت ، شفا و .. داریم .
    اینكه این ذهنیت برای شما پیش امده كه شیعیان امامان خود را عبادت می كنند . پس مشرك و بت پرست هستند برای همین برداشت غلطی است كه از این آیه (‌ان هم نه همه آن) داشته اید .
    چیزی كه هیچ شیعه ای روحش هم از آن خبر ندارد به انها نسبت می دهید و بدون این كه بخواهید به جواب برسید با عناد و تعصب برای خودتان نتیجه می گیرد كه (‌پس شیعیان بت پرست و مشرك هستند) .
    پس لطف كنید بحث را منحرف نكنید و باز چنانچه به زعم خود احساس میكنید كه به جایی چسبیده اید كه جوابی برای آن وجود ندارد میتوانید بحث مستقلی در این مورد ایجاد كنید تا جوابتان را بدهمج : .ولی نه من بحث را منحرف كرده ام ونه احساس كرده ام كه شما نمی توانید جواب دهید. لطفا پیشداوری نكنید .
    6- شما به آیات سوره توبه اشاره كرده اید كه بنده نمیخواهم وارد این بحث شوم چون در هر صورت هیچ توجیهی برای عبادت و فرستاندن هدیه ثواب برای امامان نمیتواند باشد. (در جواب ناصح)
    آیه (وَسَیَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِالْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ فَیُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ توبه 94) كه ناصح اورده است نیز دنباله حرف خودتان است . شما می گویید پیامبر و امامان مرده اند .پس نمی توان از آنها چیز خواست. با توجه به این كه پیامبر و امامان ( احیاء عند ربهم) هستند ، پس انها اعمال ما را می بینند. و چون می بینند می توان به انها متوسل شد.
    7- اگر ایه (وَالَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ یَخْلُقُونَ شَیْئاً وَهُمْ یُخْلَقُونَ ‏آن كسانی را كه بجز خدا به فریاد می‌خوانند و پرستش می‌نمایند، آنان نمی‌توانند چیزی را بیافرینند و بلكه خودشان آفریده می‌گردند) به بت پرستان اشاره دارد، صفات این من دون الله(بت) مثل صفات بتهای شما در زیارتگاهها نیست؟! یعنی به نظر شما امامان(رض) میتوانند چیزی بیافرینند؟! آیا مخلوق نیستند؟ ج : در این مورد كه می گویید چون امامان مخلوقند پس نمی توانند چیز بیافرینند . باز هم می گویم ما پیامبر را هم عینا مثل پیامبران می دانیم.
    حال این سوال را دارم كه ایا پیامبر ما از عیسی علیه السلام كمتر است؟؟؟ . كه فرمود: « انی اخلق لكم من الطین كهیئة الطیر فانفخ فیه فیكون طیرا باذن الله و ابرئ الاكمه و الابرص و احی الموتی باذن الله...)(ال عمران 49)
    عیسی(ع) فرمود من خلق می كنم . من شفا می دهم ( كور مادر زاد و پیسی را )‌من زنده می كنم. خلق و شفا و احیا را به خود نسبت داد. ولی همه این كارها به اذن خدا
    سوال1_ مگر عیسی (‌ع)‌مخلوق نبود؟ . 2. مگر او خالق و شفادهنده و محی الاموات نبود؟
    خوب شیعه هم همین را میگوید : پیامبر و امامان می توانند بیافرینند می توانند شفا دهند . می توانند زنده كنند ولی به اذن خدا.
    می بینی كه نه خداوند از خالقیت اش كاسته شد و نه پیامبران و امامان شریك خدا شدند. شیعه هم با این اعتقاد كه پیامبر و امامان(‌سلام الله علیهم)‌
    1- ( احیاء عند ربهم ) هستند 2- مقامشان كم از عیسی (‌ع) نیست از او طلب شفا میكنند . جواب هم می گیرند . و این ربطی به این ندارد كه یك بار می گویی بتها شفا میدادند و یك بار میگویید شفا نمی دادند.
    مگر انها كه از عیسی طلب شفا می كردند . مشرك بودند . انها بت پرست بودند و بتشان عیسی بود؟؟
    مگر حضرت عیسی كه می فرمود: بیایید من شفا می دهم و ...... مردم را به شرك دعوت میكرد . مگر كسی كه شفا یافته بود نمی گفت عیسی مرا شفا داد ؟؟ اگر این گونه میگفت مشرك بود؟؟؟؟
    مگر خداوند عاجز است كه مخلوق را خلق كند كه او بتواند خلق كند؟؟ یا شفا بدهد .
    شما قدرت خداوند را هم منكر می شوی؟؟؟؟؟!!!!
    ! البته حداوند از روی حكمت از لفظ من دون الله استفاده كرده(و از لفظ اصنام= بت، استفاده نكرده) كه در آینده غیر خداهایی كه این صفات دارند مورد پرستش و عبادت قرار نگیرند اما افسوس كه پیرو خیالات و افكار و عقایدی هستید كه از پدرانتان به ارث برده اید.
    ج :
    1- امامان ( من دون الله )‌نیستند . كه قبلا برایتان گفتم . و این ایه مخصوص بت پرستان است. كه چیزهایی را كه من دون الله بود عبادت می كردند.
    2- لابد منظورشما این است كه خداوند كه از در این ایه از اصنام استفاده نكرده ؛ می توانی پیامبر خدا و خلفای او را جزو همان اصنام و بت ها بدانی ؟؟؟
    3 – شما پیرو خیالاتید یا ما . من كه برای شما ایه قران می اورم. چه طور شد كه شما كه ایه می اورید بر مسیر حق و حقیقت قدم بر می دارید . ولی من كه ایه می اوردم باید پیرو خیالات باشم.
    4- شما گویا علم غیب هم داری كه این افكار و عقاید از پدرانمان به ارث رسیده است؟؟ شما مطمثن هستید كه من بدون هیچ تحقیقی به این عقاید رسیده ام؟؟ باز پیش داوری .

    :salavat(10):

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دست و پازدن يك سني ( احمد ) براي اثبات شرك شيعيان3




    آبی آبــی ( سخنان منمشكی (‌از احمد مسعودی سنی ) قــرمزباز
    جواب من به احمد

    نقل قول از : احمد مسعودی در كلوب اهل سنت و عرفان
    جناب حسین ... – پست 63

    1.من هم از اول گفتم كه زندگی پیامبر در عالم اخرت با این دنیا فرق می كند ولی طبق این ایه زنده است. زنده بودن ان را هم خدا تایید كرده است. و اینكه شما توضیح واضحات داده اید لازم نبود
    شما یك بار تصریح می كنی كه پیامبر زنده است ولی در توضیحات خود او را مانند بقیه می دانی بدون این كه توجه كنی كه ( احیاء‌ عند ربهم ) در درجه اول برای شخص پیامبر است.،‌او را مانند مردگان دیگر می دانی و می گویید :« پیامبر مرد و بر جنازه اش نماز خواندند ،‌بعد با این مقدمه ثابت می كنی ( مثلا) كه حالت خاصی از زندگی منظور همان حیات برزخی ست كه شامل همه انسانهاست ) اگر مرگ و زندگی بعد از ان برای پیامبر مثل همه انسانهااست پس این ایه چرا تخصیص زده است چرا فرموده است(‌ لا تحسبن الذین( قتلوا فی سبیل الله )‌ امواتا)؟
    خدا تخصیص زده است كه چنین كسانی زنده اند و مرده ندانیدشان . جناب میگویید شامل همه انسان هاست؟؟؟!!!!
    و لابد خوانده ای كه چون بر پیامبر نماز خواندند پس او هم مثل بقیه است و فرقی نمی كند.

    ببنید جناب حسین با این سخنان نمی شود پیامبر را زنده کرد. در اینکه ایشان مردند مگر شما شکی دارید؟ اگر شک دارید کافی است انک میت و انهم میتون را بخوانید و اگر به کلام خدا ایمان دارید قاعدتا باید بپذیرید همانگونه که کلام خدا بدون هیچ تفاوتی مردن پیامبر را عین مردن دیگران دانسته اند ایشان را مرده بدانید
    پست 77 در این مورد بود. شما این همه روایات از علمای برزگ خودتان را رد می كنید؟ این ها كه دیگر حرف شیعیان نیست.
    آن روایت های تاریخی كه برای یوسف اوردم . و پست 77 هم روایات از محدیثن و علمای خودتان و نیز سخنان ایشان در مورد حیات پیامبر كافی نیست برای پذیرش سخن ما؟؟ كه اگر بخواهی به تمام روایات و بررسی ایات بپردازیم خود یك كتاب میشود.
    . ولی می ماند موضوع زندگی فرضی که خداوند برای شهدا و پیامبران بشارت داده است
    در همین مورد جالب است كه نوشته اید ( زندگی فرضی) آیا گفته خدا یك فرضیه است؟ شما حرف خدا را هم فرض می گیرید؟ آن گاه برای رد این كلام خدا ،‌از كلام خدا ممد می خواهید؟؟!!
    . خداوند مطابق آیه 22 سوره زمر می فرماید:
    اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِیمَنَامِهَا فَیُمْسِكُ الَّتِی قَضَى عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَیُرْسِلُ الْأُخْرَىإِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ ﴿42﴾زمر
    خدا نفس مردم را هنگام مرگشان به تمامى باز مى‏ستاند و [نیز] نفسی را كه در [موقع] خوابش نمرده است [قبض مى‏كند] پس آن [نفسى] را كه مرگ را بر او واجب كرده نگاه مى‏دارد و آن دیگر [نفسها] را تا هنگامى معین [به سوى زندگى دنیا] بازپس مى‏فرستد قطعا در این [امر] براى مردمى كه مى‏اندیشند نشانه‏هایى [از قدرت خدا]ست (42)
    این نشانه ای است برای ما که بدانیم انسان در زمان فوت، نفسش مانند زمان خواب از او گرفته می شود فقط تفاوت در این است که در اولی دیگر برنمی گردد و در دومی بر می گردد. حال کافی است که برای داشتن درکی از مرگ به خواب فکر کنید. وضعیت شما در خواب چگونه است؟ به واقع نه چیزی می خورید، نه چیزی می آشامید، نه عذابی می کشید و نه از لذتی برخوردار می شوید و ... در حالیکه که ممکن است در عالم مجازی خواب، شما همه اینها را تجربه کنید ولی انسانی که در کنار شما بیدار است و زمان را درک می کند می داند که شما هیچ چیز واقعی را تجربه نمی کنید. پس از مرگ، انسان چنین وضعیتی دارد. حال می ماند وضعیت شهدا و پیامبران، خداوند گفته است که ایشان را مرده نپندارید ولی مردن آنها را انکار نکرده است بلکه فقط اشاره کرده است که آنها را مرده نپندارید (فرض نکنید) به عبارت دیگر مثل مردگان دیگر ندانید. ولی این بیان ناقض مرگ و مرده بودن آنها نیست. در ادامه نیز فقط به رزق آنها اشاره کرده است نه به چیز دیگر. پس آنها در یک چیز با دیگر مردگان متفاوت هستند و آن یرزقون عندالله و بس. از این آیه قرآن شما نمی توانید استنباط کنید که آنها اراده و قدرت های مختلفی از جمله ارتباط با زندگان را دارند.
    خداوند كه فرمود:ان فی ذلك لایات لقوم یتفكرون ، نگفته است كه زندگی بعد از مرگ را انكار كنید یا آن را (‌فرض بگیرید) به نظر شما این است معنی ایه كه تمام پیامبران را مانند انسانهای دیگر بدانیم. ؟ آنها مردند و ما نیز می میریم همین؟؟

    2.البته این برداشت شما از جایی دیگر ریشه می گیرد : كه شما اصلا و اساسا به عصمت پیامبران معتقد نبوده و حضرتش را مثل بقیه مردم و بعضی جاها هم نادان تر از مردم عوام می دانید .
    آری من هم اگر جای شما بودم ( شكر لله كما هُو اهلُه و مُستحقُه كه نیستم) پیامبر خود را با فرارسیدن مرگش چون بتان بی روح و اصنام بی شعور می دانستم .
    پیامبری كه فقط به درد همان اعراب جاهلی می خورد . و الان دیگر نه گوشی شنوا دارد و نه اراده ای نسبت به پیروان خود دارد . او برای خود در بهشت منعم است و ما هم برای خودمان.

    این چرندیات که البته ارزش پاسخگویی و وقت گذاشتن ندارد بیشتر انسان را به یاد پویا اندرزگو می‏اندازد ایشان یکی از اعضای ادب قورت داده کلوپ بودند که خوشبختانه الان در خدمتشان نیستیم.
    اینها را كه شما اسمش را چرندیات گذاشته اید متاسفانه در كتب خودتان است. نه من از خودم در آوردم و در كتب شیعه است. انگار شما بحثها را نمی خوانید.
    عدم عصمت انبیا در كتب شما بسیار زیاد است. در مورد پیامبر اسلام هم از طرف اهل تسنن تهمتهای فراوانی زده شده و اگر لازم شد می اورم و این از مسلمات است.
    ولی خوب باید بدانید که :
    اول: احمقانه است اگر کسی فرض کند که اهل سنت به عصمت پیامبران معتقد نیستند.
    انگار شما هر چه را كه قبول ندارید و یا سندی از آن ندیده اید همه را ( فرضی) میگیرید. مگر من اینرا از خودم گفتم كه با اطمینان تمام میگید اگر كسی فرض كند كه اهل سنت. ...
    شما اگر به عصمت پیامبر معتقد باشید،‌ پس لاجرم باید به عصمت خلیفه او نیز معتقد باشید. به نظر شما آیا ابابكر وعمر معصوم بودند؟؟ اگر معصوم بودند چرا جناب یوسف به كار عمر اشكال می گیرد؟؟
    بحث عقاید مشركین رو از ایشان بخوانید.
    اگر شما واقعا به عصمت پیامبر معتقد بودید كه دیگر اختلافی در امامت نداشیتم .

    دوم: ولی قرآن فرموده است که حضرتش هم مثل دیگر مردمان هستند انا بشر مثلکم.
    آیا متوجه تناقض در حرفهای خود می شوید ؟؟؟
    یك بار میگویی ما به عصمت پیامبر قائل هسیتم . (‌یعنی گناهی نكرده و خطای و سهو و اشتباهی از او صادر نمیشود ) یك بار كه میگویی : پیامبر گفت ( انا بشر مثلكم )‌یعنی چی ؟
    ( من بشری مثل شما هستم) خوب یعنی من هم دچار سهو و خطا و گناه می شوم .
    تو را خدا یه جور حرف بزنید .
    سوم : و احمقانه تر این است که فرض کنید بنده یا دیگر اهل سنت ایشان را در بعضی موارد نادان تر از مردم عوام می دانیم.
    توجه کنید که کلمه نادان و نادان تر بار منفی دارد و نوعی توهین است و این با کم بودن اطلاعات انسان از یک موضوع به خصوص متفاوت است.منظور شما این است كه پیامبر در بضی موضوعات از بقیه كمتر اطلاع داشت.
    شما امده اید بار منفی و مثبت به این قضیه داده اید؟
    اخر چه فرقی میكند . وقتی میگویم پیامبر دربرخی موارد از مرد م آگاهی اش كمتر بود ( با بار مثبت)‌ و وقتی بگوییم كه پیامبردر رخی موارد نادان تر از مردم عادی بود.
    نتیجه چه فرقی میكند . هر دو به یك چیز بر میگردد و این عدم عصمت پیامبر است ( ولو به قول شما در برخی موارد) عصمت پیامبر مگر نقض نشد؟؟؟
    شمادر سخن خود تناقض را نشان می دهید.

    3.شما كه او را زنده نمی دانی ؟ او مانند بقیه می دانی كه مرده اند و رفته اند و به بتی بی اراده تبدیل شده اند چرا سر نماز در بهترین حالات توجه به خداوند به او می گویی السلام علیك ایها النبی . سلام بر تــــــــو ای نبی. مگر می شنود ؟ مگر ادم با مرده بی اراده و كر و كور حرف می زند.؟؟ مگر این سلامهای دنیایی ما را میشنود؟؟؟

    در کجا بنده ایشان را به بتی بی اراده تبدیل نموده ام مگر هر چیز بی اراده را بت می نامند و آیا هر بت باید بی اراده باش؟
    باز متوجه نیستید . مگر نگفتیدپیامبر مرد . هیچ اراده ای ندارد؟
    اگر پیامبر مرد و حرف ما را نمیشنود پس با ان بت بی اراده چه فرقی می كند؟ همانگونه كه بت اراده ندارد پیامبر هم بعد مرگ دیگر ارداه ندارد.
    اگر پیامبر بعد از مرگ مانند ان بت نیست، پس زنده است و میشنود و می بیند . و اراده دارد. البته باتوجه به حیاتی دیگر كه در جهان اخرت دارد؟
    ولی شما میخواهید بگویید كه او زنده است ولی بر اعمال ما نگاه و نظری ندارد. و او دستش از این دنیا كوتاه شده و ...
    واین قضیه با روایت هایی كه اوردم و نیز ایات قران رد میشود/

    . شما واقعا با این کاربرد کلمات غوغایی در ادبیات فارسی به راه انداخته اید که شاید ادیبان را مجبور به استعفا از شغل شریفان نماید.
    غوغایی بالاتر از تناقض گویی های شما؟؟
    و اما سلام، سلام نوعی دعاست و هیچ مشکلی نیست شما نه تنها برای پیامبر بلکه برای هر بنده مومن خداوند چه زنده و چه مرده، دعا کنید. کافی بود به این توجه می کردید که کسانی که می گویند السلام و علیک یا ایها النبی آیا منتظر جواب سلام هم می مانند؟ مگر جواب سلام واجب نیست پس چرا پیامبر جواب نمی گویند؟
    جناب،‌من خود می دانم كه سلام دعا است . ولی این را میگویم كه شما كه از یك (‌نصف آیه = قل انما انا بشرمثلكم )‌ ثابت می كنید كه پیامبر مانند بقیه مردم است.ـ جالب این است كه در عین حال او را معصوم هم می دانید ـ ولی به این قضیه توجه ندارید كه دست كم 5 بار در نماز های یومیه می گویید
    خوب است كه خودت نوشته ای جواب سلام واجب است. بعد میگویی چرا پیامبر جواب نمیدهد. مگر با این گوش معمولی می توان سلام پیامبر را شنید؟؟
    بنابراین باید توجه کنید که سلام، نوعی دعاست و دعا برای مرده و زنده فرقی نمی کند.
    شما دعا را به لفظ حاضر می گویی: میگویی ( سلام بر تــــــــو ای نبی ... )‌مگر كسی كه حاضر است را خطاب(تــــــــو) برایش نداری.
    اگر میگفتی سر نماز ( السلام علیه )‌باز هم یك وجهی داشت.
    به نظر ماحكمت این كه باید به لفظ حاضر یگوییم چیست؟؟

    4.نوشته ای وقتی زندگی دنیوی و خاكی را ندارد انتظارات ما از ایشان بیهوده است.
    كوتاهی فكر را ببین ، كه فكر می كنی كه چون زندگی خاكی ندارد پس اراده ندارد . یعنی اراده به شرط داشتن زندگی مادی است.

    کوتاهی فکر!! واقعا ادبیات را مفتخر کردید با این نگارش عالمانه خود. جدا تبریک می گویم به این نگارش ادیبانه و این استعارات زیبا و محترمانه و برخواسته از عمق و علو درجات علمی شما.
    خیر دوست عزیز اراده به شرط زندگی مادی نیست حتی در مواردی انسان می تواند زندگی مادی هم داشته باشد و اراده حتی تفکر نداشته باشد. کافی است به نوزدان زنده و همچنین به انسان های زنده مرگ مغزی شده فکر کنید.
    ولی آیا اراده به شرط داشتن زندگی مادی است؟ لطفا به این سوالات برای بهتر شدن بحث پاسخ دهید : زندگی مادی یعنی چی؟ دیگر انواع زندگی غیر مادی کدامند؟ از کجا می دانید انسانی که به قول شما زندگی مادی ندارد اراده هم دارد؟
    از همان روایاتی كه علمای و محدثین خودتان روایت كرده اند . اگر اشكالی به این سخن من دارید اول به علمای خودتان بگویید و آنها را مجاب كنید

    5.عجب !!! گقتم كه شما برای زنده بودن پیامبر چه گلی به سرتان زده اید كه بخواهید برای مرده بودنش مانند ما فكر كنید؟؟
    . پیامبری كه در آثار و كتب شما معرفی شده است با پیامبری كه من به او اعتقاد دارم فقط از نظر اسم یكی است.
    میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است
    پیامبر كه به نص كبت شما : ایستاد بر ادرار می كرد. زنش را كول می گرفت و برای دیدن رقص و اواز می رفت . گوشت قربانی بت پرستان را می خورد. نمی دانست خرما چگونه تكثیر می شود. به مردم لعن و نفرین میكرد و بعد می فهمید اشتباه كرده در عوض به انها می گفت برای این نفرین های بی جای من شما به بهشت می روید.
    امد در مسجد نماز بخواند یادش امد غسل نكرده و جنب است بر گشت و غسل كرد و در حالی كه تر بود و اب از سرو صورتش می چكید آمد جلو ایستاد و نماز خواند
    و هزاران دروغ و تهمت و افسانه پردازیهای دیگر

    دقیقا درست گفتید : هزاران دروغ و تهمت و افسانه پردازیهای دیگر و این تهمت و دروغگویی و افسانه پردازی احمقانه نسبت به اهل سنت از طرف اهالی بدعت هنوز هم ادامه دارد و بوی گند آن از مطالب شما نیز به مشام می رسد.
    اولا:
    احمد اقا شما اگر قول بدید كه حذف نكنید (‌مثل بحثی كه گذاشتم " عدم رضایت علی(‌ع) از خلافت ابوبكر ،‌ من یه بحث جدید می گذارم با توجه به ففط و فقط از سندهای خودتان در مورد اتهاماتی كه به پیامبر وارد شده است.
    لابد شما از كتب خودتان هم خبر ندارید. و اگر این گونه باشد من به شما حق میدهم
    فكر می كنید این مواردی كه در بالا اوردم در مورد پیامبر اسلام از خودم بافته ام.؟؟
    یا در كتب شیعه ها هست؟؟ شیعیان كه خود متوسل به پیامبر می دانند و تمام حرفشان در طول تاریخ در مورد اثبات عصمت پیامبران و امامان بوده است.

    پس فقط بگید كه حذف نمی كنید من یه بحث جدید باز می كنم در مورد ( اتهامات و دروغ هایی كه به پیامبران و از جمله پیامبر ما نسبت داده شده )


    6. ریشه این اساسی تر و عمیق تر از یك ایه است.
    به یوسف هم گفتم. به شما هم بگویم : سلمان رشدی كه علیه پیامبر كتاب نوشت بگو بدانم با توجه به كتاب های شما بود یا ما ؟ برای او كاریكاتور می كشند ، بر اثر مطالعه كتب شیعه است یا كتب شما؟؟
    ما كه او را از هر گونه حتی فكر گناه و لغزش و نادانی و عیب پاك و معصوم می دانیم . كه ازجانب خداون مبعوث شده ،‌و خلیفه و جانشین او هم باید همان ویژگی را داشته باشد. همان كه شما اسم ان را غلو گذاشته اید

    نمی خواهد کاریکاتور بکشید کافی است کتابی مثل مثلا سلیم بن قیس هلالی را بخوانید و توصیف او از جریان بیعت حضرت علی را به تصویر بکشید آن وقت ببنید که چه هنری به خرج داده است. بفرمایید کدام صحنه کتاب سلمان رشدی از کتب اهل سنت است.
    عجب !!!!!!!!!!! فكر می كنید سلمان رشدی از خودش این حرفها را در اورده . یا از كتب شیعه ان را نوشته كه یكی ش مثلا كتاب سلیم است ؟

    7. ولی شما چه ؟؟
    معلوم است پیامبری این چنینی ، هر كسی هم می تواند خلیفه اش باشد.
    ابوبكر و عمر كه سالیان دراز بت ها را پرستیدند و شراب خوردند . باید با پیامبر همخوانی داشته باشند. سوابق انها را نتوانستید درخشان كنید ، پیامبر را مانند بقیه مردم معرفی كردید . تا كفه هر دو مساوی شود. (‌ ولی زهی خیال باطل و توهم عاطل)
    اری درست است به زعم شما پیامبر ی آن چنان جانشینانی این چنین هم باید داشته باشد
    واقعا چه زیبا ثابت شد که مرده پیامبر هم اراده دارد... احسنت به این منطق. این حرف را اول به علمای خودتان بزنید بعد به ما

    8. روایتی را كه از امام صادق سلام الله و سلامه علیه اوردم نه این كه در جواب شما باشد.. ولی خواستم بگویم كه مبانی عقاید شیعه حدیث است حدیثی كه از خلفای راستین پیامبر است. كه شما بالمره از داشتن چنان معارفی محرومید

    بی خیال بابا باز هم که شما تیشه به ریشه شیعه زدید. کی گفته که مبانی عقیده شیعه حدیث است؟ پس به این علت است که خیلی از علمای شیعه بر تحریف قرآن رای داده‏اند؟ نمی دانستم متشکرم که بنده را آگاه کردید.
    بقیه مطلب را كه نوشته اید ،‌در مورد تحریف مانند راغب خواسته اید از یه شاخه به شاخه دیگر برید .
    ولی خیلی متخصر می گویم كه در مورد تحریف قران بین علمای شیعه اختلاف است. ولی شما دارید عمدا به همه نسبت می دید بعد میخواین با این قضیه مثلا ثابت كنیدكه علمای شیعه از حدیث خبر ندارند ولی جناب احمد اقا با خبر است
    9. نوشته ام : شیعه همان گونه كه با خدایش حرف می زند با پیامبر و امامش حرف می زند. با استناد به سخن (‌ احیاء عند ربهم )
    نوشته ای: با این كلام ریشه به تیشه تشع زده اید .
    اولا درست بنویسید : تشیه به ریشه می زنند
    در ثانی : این نه تنها تیشه زدن نیست كه از بنیادی ترین مبانی تفكر شیعه است. اری پیامبر و امامان زنده اند و همان گونه كه خدا اعمال ما را می بیند رسول او هم انها را می بیند و اگاه است. الان در جواب شما این كلمات را می نویسم . گواهی می دهم خدا و رسول خدا شاهد این كار من هستند.

    به به! دیگه چی؟ نمی دانستیم خدا شرکایی هم دارد؟ بنیادی ترین مبانی تفکر شیعه...
    این شریك بودن رو شما از كجا برداشت كردید؟؟
    یه كم فكر كنید ؟
    میگویم خدا قدرت دارد . احمد مسعودی هم قدرت دارد. خدا مهربان است. احمد مسعودی هم مهربان است. خدا بخشنده است احمد هم بخشنده است.
    خوب الان من شما را شریك خدا می دانم ؟؟
    الان شما عینا همان صفت های خدایی را دارا هستید؟؟ الان من مشرك شدم؟؟؟؟!!!!
    گفتم كه پیامبری كه شما قبول دارید با ما از زمین تا آسمان فرق دارد. این یكی رو من هم میگم . اگر نبوت را یك جور قبول داشتیم دیگر اختلافی در امامت نمی ماند
    قطعا این که پیامبر نیست این یک جور خداست. به نظر می رسد هنوز افکار زرتشی از ذهنتان خارج نشده است.
    پس الان هم یك جور خدا شدی دیگه ؟ با این چیزایی كه می گفتم. ؟؟!!

    10. ولی بعضی ساده لوحان می انگارند كه در نبوت به یك عقیده ایم .
    حتی خدای تو با خدای من فرق میكند.

    دقیقا بنده همین نظر شما را دارم. خدای ما یگانه و یکتا است و هیچ کس مثل او نیست.
    شما فكر می كنید اگر كسی بگوید ائمه و پیامبر ما را می بینندوبه اعمال ما تسلط و اگاهی دارند این یعنی خدا؟؟
    پس باز هم به علماو محدیثن خود بگویید . نه به ما.

    11. نوشته ای: از دو حالت بیرون نیست . یا امام و پیامبرتان مثل خد همه جا حضور داردكه میتوانید با او سخن بگویید یا این كه كاری عبث انجام می دهید. آیا سر قبرش حضور دارد یا جای دیگری؟
    باید بگویم كه خداوند چنان قدرتی به پیامبر و امام داده است كه می توانند شاهد اعمال ما باشند.(وَسَیَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ....)

    پس خود خدا برای خودش شریک درست کرده است؟ این دیگر چه اسلامی است؟
    می گویم خداوند چنان قدرتی دارد كه توانسته است به احمد مسعودی قدرت بدهد. پس الان دیگر جناب عالی شریك خداشدی؟؟!!
    اگر می گوی من شریك خدا نشدم به همان دلیل بایدقبول كنی كه پیامبر هم كه چنان قدرتی دارد شریك خدا نشده است
    واگر قبول داری كه من با گفتم این جمله( خداوند چنان قدرتی دارد كه توانسته است به احمد مسعودی قدرت بدهد)
    پس تو هم شریك خدا شدی ! و باید بگویم . مباركا باشد

    این بحث كه دیگر عقلی است جواب بدهید.اگر تعصب را كنار بگذارید

    12. این سخن نه استبعاد عقلی دارد. و نه مخالف با آیات الهی است . اگر شما خداوند را عاجز از این كار می دانید مشكل از شماست نه من.

    خداوند عاجز نیست خداوند از داشتن شرکایی که در صفات او تا این درجه شریک باشند مبرا و منزه است. سبحان الله... اگر قدرت خداوند و عدم عجز او را اینگونه تعبیر کنید که وجود هر بتی هم توجیه پذیر است.
    با این توجیه شما یک بت پرست هم می تواند بگوید مگر خداوند عاجز از این است که مثلا به هبل قدرت شفا بدهد؟
    (‌با این توجیهات من؟؟!!!!!!) عجب !!!( یعنی با آیات و روایت های شیعه وسنی)
    اولا : مگر شما از بت پرستها پرسیده ای؟ و بت پرستی شان را با آیات قران و روایت های شیعه و سنی ثابت كرده اند. كه هبل هم می تواند ثابت كند


    ثانیا : اگر این جوری است كه لابد بوده است. !!! می توانید سندی متقن و معتبر ارائه بدید كه یك بت پرست چنین كاری را كرده و طرف خود را مجاب كرده باشد . اگر چنین كار را كردید من هم به عقیده خودم شك می كنم و به شما حق می دهم

    صرف فرضیه و ادعا كه حرف تمام نمی شود

    شما این فرضیه مطرح كردید . بگید به نظر چگونه ثابت می كنند . بعدا نگید كه من باید ثابت كنم. فرضیه مال شماست شما هم باید ثابت كنید.
    13. این سخن قران است كه خدا و رسولش اعمال شما را می بینند جناب می گویی نمی بینند؟؟ مبارك باشد بر تو این عقیده . گفتم كه پیامبری كه شما معرفی كردید وقتی زنده هم بود نمی دانست دارد چه كار می كند چه برسد به بعد از رحلتش

    کجای قرآن بفرمایید. شما پست های را كه جناب ناصح مطرح كرده اند بخوانید . در مورد ایه (وَسَیَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ....)و نیز جوابهایی كه یوسف داده
    در عین حال در آنجا این ایه را اوردم و نیزآیه ( و لا تحسبن الذین قتلوا ...)
    14. در ضمن اگر بنا باشد انگونه كه نوشتی : باید به رفتن سر قبرا امامان دلخوش باشید كه با رفتن به سر قبر امامتان به او نزدیك ترشدید باید بگویم مگر نمیخواهی به زیارت قبر رسول خدا بروی؟ اگر نمی خواهی بروی و این كار برایت عبث و بیهوده است پس با تمام و سنیان مثل خودت كه به زیارت قبر ایشان می روند مخالفی . اگر می خواهی بروی پس تو هم فقط دلت را خوش كرده ای و دست كمی از مانداری.

    خیر هیچگاه به نیت قبر رسول الله به مدینه نمی روم و نمی رویم بلکه به نیت مسجد رسول الله به آنجا می رویم. پس وضع ما با شمای قبردوست خیلی متفاوت است. شما به نیت قبر می روید و ما به نیت خانه خدا. ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا!
    گفتم كه شما پیامبرتان كه زنده بود ، مثل بقیه اعراب جاهلی بودچون گفته ( انا بشر مثلكم ) و خدا هم بهش گفت ( انك میت وانهم میتون)
    مرده اش كه دیگر ارزشی ندارد . ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا! ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا! و ساده لوحانی از شیعه و سنی را بگو كه میگویند ما در مبانی اسلام باهم شریك هستیم
    15. در مورد ایه انك میت و انهم میتون شما اول گفتید كه این ایه این را می رساند كه همه ، پیامبر و كسانی دیگر مثل هم اند . مرگ پیامبر مانند مرگ فلان عرب بادیه نشنی است. و هر دو در اخرت هم یكی است .
    شما باید این یكی بودن را ثابت كنید.
    اری پیامبر می میرد و بقیه هم می میرند. ایا این یعنی او در اخرت مثل بفیه است.؟؟
    می گویم این ایه ثابت می كند كه پیامبر و بقیه می میرند . شما ادعا دارید (‌پس پیامبر در اخرت و زندگی بعد از مرگ یكی اند) شما باید ثابت كنید.

    خود شما هم گفته اید که " می گویم این ایه ثابت می كند كه پیامبر و بقیه می میرند" پس بحث تمام است ما که ادعایی نداریم ما عین متن آیه که می گوید پیامبر و دیگران می میرند می گوییم ایشان و دیگران می میرند حالا یکی پیدا می شه می گه نه آقاجان دیگران می میرند ولی پیامبر نمی میرند و زنده هستند خوب باید او ثابت کند که ادعای تفاوت دارد. در آیه که تفاوتی مشاهده نمی شود استاد ادبیات عرب.جناب من گفتم كه این آیه با ایات دیگر باید باهم جمع شود و نتیجه گرفته شود كه ایات(‌ فسیری الله عملكم و رسوله ... و احیا عند ربهم ) را اوردم
    و نیز روایات از كتب خود شما .
    . شمامی گید نه این ایه این را می رساند مرگ پیامبر مانند مرگ همه است ،‌شماباید ثابت كنید كه این شباهت از كجای این ایه كوجك( انك میت و انهم میتون ) ثابت می شود
    لطفا طفره نروید و ثابت كنید . من كه خیلی مشتاقم.

    16. معنی (‌عند ربهم یرزقون ) به معنی (‌در نزد پررودگار شان در حال روزی خوردن ) گرفته ای. این چه معنی است؟ یرزقون آیا به معنی ( روزی خوردن ) ؟؟ یعنی انها در نزد خدایایشان فقط روزی می خورند . ( خوردن را از كجا اورده ای)
    مگر حیات در نزد خداوند به شكم بارگی و خوردن است.؟ چه معنی محدود و حقیری.

    شکم بارگی با رزق متفاوت است اگر تفاوت این دو را نمی دانید مشکل از جای دیگری است. وانگهی بفرمایید عند ربهم یرزقون یعنی چی؟
    برای این باید یه پست بزنم .

    17. ان الله یهدی من یشاء‌ الی صراط مستقیم

    قطعا شرک گناهی نابخشودنی است
    یا بنی لا تشرك بالله ان الشرك لظلم عظیم (‌لقمان 13)



    :salavat(10):

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دست و پازدن يك سني ( احمد ) براي اثبات شرك شيعيان4




    دست و پا زدن سنی(‌احمد) برای اثبات شرك شیعیان4
    11 آذر 87 - 13:14

    چون تعداد كاراكترها بیشتر از حد مجاز بود در دو پست اوردم (قسمت دوم ) در ضمن آبی آبــی ( سخنان من مشكی (‌از احمد مسعودی) قــرمزباز
    جواب من به احمد
    ------------------------------------------------------------------------------------

    پیامبر كه به نص كبت شما : ایستاد بر ادرار می كرد. زنش را كول می گرفت و برای دیدن رقص و اواز می رفت . گوشت قربانی بت پرستان را می خورد. نمی دانست خرما چگونه تكثیر می شود. به مردم لعن و نفرین میكرد و بعد می فهمید اشتباه كرده در عوض به انها می گفت برای این نفرین های بی جای من شما به بهشت می روید.
    امد در مسجد نماز بخواند یادش امد غسل نكرده و جنب است بر گشت و غسل كرد و در حالی كه تر بود و اب از سرو صورتش می چكید آمد جلو ایستاد و نماز خواند
    و هزاران دروغ و تهمت و افسانه پردازیهای دیگر

    دقیقا درست گفتید : هزاران دروغ و تهمت و افسانه پردازیهای دیگر و این تهمت و دروغگویی و افسانه پردازی احمقانه نسبت به اهل سنت از طرف اهالی بدعت هنوز هم ادامه دارد و بوی گند آن از مطالب شما نیز به مشام می رسد.
    اولا:
    احمد اقا شما اگر قول بدید كه حذف نكنید (‌مثل بحثی كه گذاشتم " عدم رضایت علی(‌ع) از خلافت ابوبكر ،‌ من یه بحث جدید می گذارم با توجه به ففط و فقط از سندهای خودتان در مورد اتهاماتی كه به پیامبر وارد شده است.
    لابد شما از كتب خودتان هم خبر ندارید. و اگر این گونه باشد من به شما حق میدهم
    فكر می كنید این مواردی كه در بالا اوردم در مورد پیامبر اسلام از خودم بافته ام.؟؟
    یا در كتب شیعه ها هست؟؟ شیعیان كه خود متوسل به پیامبر می دانند و تمام حرفشان در طول تاریخ در مورد اثبات عصمت پیامبران و امامان بوده است.

    پس فقط بگید كه حذف نمی كنید من یه بحث جدید باز می كنم در مورد ( اتهامات و دروغ هایی كه به پیامبران و از جمله پیامبر ما نسبت داده شده )


    6.ریشه این اساسی تر و عمیق تر از یك ایه است.
    به یوسف هم گفتم. به شما هم بگویم : سلمان رشدی كه علیه پیامبر كتاب نوشت بگو بدانم با توجه به كتاب های شما بود یا ما ؟ برای او كاریكاتور می كشند ، بر اثر مطالعه كتب شیعه است یا كتب شما؟؟
    ما كه او را از هر گونه حتی فكر گناه و لغزش و نادانی و عیب پاك و معصوم می دانیم . كه ازجانب خداون مبعوث شده ،‌و خلیفه و جانشین او هم باید همان ویژگی را داشته باشد. همان كه شما اسم ان را غلو گذاشته اید

    نمی خواهد کاریکاتور بکشید کافی است کتابی مثل مثلا سلیم بن قیس هلالی را بخوانید و توصیف او از جریان بیعت حضرت علی را به تصویر بکشید آن وقت ببنید که چه هنری به خرج داده است. بفرمایید کدام صحنه کتاب سلمان رشدی از کتب اهل سنت است.
    عجب !!!!!!!!!!! فكر می كنید سلمان رشدی از خودش این حرفها را در اورده . یا از كتب شیعه ان را نوشته كه یكی ش مثلا كتاب سلیم است ؟

    7.ولی شما چه ؟؟
    معلوم است پیامبری این چنینی ، هر كسی هم می تواند خلیفه اش باشد.
    ابوبكر و عمر كه سالیان دراز بت ها را پرستیدند و شراب خوردند . باید با پیامبر همخوانی داشته باشند. سوابق انها را نتوانستید درخشان كنید ، پیامبر را مانند بقیه مردم معرفی كردید . تا كفه هر دو مساوی شود. (‌ ولی زهی خیال باطل و توهم عاطل)
    اری درست است به زعم شما پیامبر ی آن چنان جانشینانی این چنین هم باید داشته باشد
    واقعا چه زیبا ثابت شد که مرده پیامبر هم اراده دارد... احسنت به این منطق. این حرف را اول به علمای خودتان بزنید بعد به ما

    8.روایتی را كه از امام صادق سلام الله و سلامه علیه اوردم نه این كه در جواب شما باشد.. ولی خواستم بگویم كه مبانی عقاید شیعه حدیث است حدیثی كه از خلفای راستین پیامبر است. كه شما بالمره از داشتن چنان معارفی محرومید

    بی خیال بابا باز هم که شما تیشه به ریشه شیعه زدید. کی گفته که مبانی عقیده شیعه حدیث است؟ پس به این علت است که خیلی از علمای شیعه بر تحریف قرآن رای داده‏اند؟ نمی دانستم متشکرم که بنده را آگاه کردید.
    بقیه مطلب را كه نوشته اید ،‌در مورد تحریف مانند راغب خواسته اید از یه شاخه به شاخه دیگر برید .
    ولی خیلی متخصر می گویم كه در مورد تحریف قران بین علمای شیعه اختلاف است. ولی شما دارید عمدا به همه نسبت می دید بعد میخواین با این قضیه مثلا ثابت كنیدكه علمای شیعه از حدیث خبر ندارند ولی جناب احمد اقا با خبر است
    9.نوشته ام : شیعه همان گونه كه با خدایش حرف می زند با پیامبر و امامش حرف می زند. با استناد به سخن (‌ احیاء عند ربهم )
    نوشته ای: با این كلام ریشه به تیشه تشع زده اید .
    اولا درست بنویسید : تشیه به ریشه می زنند
    در ثانی : این نه تنها تیشه زدن نیست كه از بنیادی ترین مبانی تفكر شیعه است. اری پیامبر و امامان زنده اند و همان گونه كه خدا اعمال ما را می بیند رسول او هم انها را می بیند و اگاه است. الان در جواب شما این كلمات را می نویسم . گواهی می دهم خدا و رسول خدا شاهد این كار من هستند.

    به به! دیگه چی؟ نمی دانستیم خدا شرکایی هم دارد؟ بنیادی ترین مبانی تفکر شیعه...
    این شریك بودن رو شما از كجا برداشت كردید؟؟
    یه كم فكر كنید ؟
    میگویم خدا قدرت دارد . احمد مسعودی هم قدرت دارد. خدا مهربان است. احمد مسعودی هم مهربان است. خدا بخشنده است احمد هم بخشنده است.
    خوب الان من شما را شریك خدا می دانم ؟؟
    الان شما عینا همان صفت های خدایی را دارا هستید؟؟ الان من مشرك شدم؟؟؟؟!!!!
    گفتم كه پیامبری كه شما قبول دارید با ما از زمین تا آسمان فرق دارد. این یكی رو من هم میگم . اگر نبوت را یك جور قبول داشتیم دیگر اختلافی در امامت نمی ماند
    قطعا این که پیامبر نیست این یک جور خداست. به نظر می رسد هنوز افکار زرتشی از ذهنتان خارج نشده است.
    پس الان هم یك جور خدا شدی دیگه ؟ با این چیزایی كه می گفتم. ؟؟!!

    10.ولی بعضی ساده لوحان می انگارند كه در نبوت به یك عقیده ایم .
    حتی خدای تو با خدای من فرق میكند.

    دقیقا بنده همین نظر شما را دارم. خدای ما یگانه و یکتا است و هیچ کس مثل او نیست.
    شما فكر می كنید اگر كسی بگوید ائمه و پیامبر ما را می بینندوبه اعمال ما تسلط و اگاهی دارند این یعنی خدا؟؟
    پس باز هم به علماو محدیثن خود بگویید . نه به ما.

    11.نوشته ای: از دو حالت بیرون نیست . یا امام و پیامبرتان مثل خد همه جا حضور داردكه میتوانید با او سخن بگویید یا این كه كاری عبث انجام می دهید. آیا سر قبرش حضور دارد یا جای دیگری؟
    باید بگویم كه خداوند چنان قدرتی به پیامبر و امام داده است كه می توانند شاهد اعمال ما باشند.(وَسَیَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ....)

    پس خود خدا برای خودش شریک درست کرده است؟ این دیگر چه اسلامی است؟
    می گویم خداوند چنان قدرتی دارد كه توانسته است به احمد مسعودی قدرت بدهد. پس الان دیگر جناب عالی شریك خداشدی؟؟!!
    اگر می گوی من شریك خدا نشدم به همان دلیل بایدقبول كنی كه پیامبر هم كه چنان قدرتی دارد شریك خدا نشده است
    واگر قبول داری كه من با گفتم این جمله( خداوند چنان قدرتی دارد كه توانسته است به احمد مسعودی قدرت بدهد)
    پس تو هم شریك خدا شدی ! و باید بگویم . مباركا باشد

    این بحث كه دیگر عقلی است جواب بدهید.اگر تعصب را كنار بگذارید

    12.این سخن نه استبعاد عقلی دارد. و نه مخالف با آیات الهی است . اگر شما خداوند را عاجز از این كار می دانید مشكل از شماست نه من.

    خداوند عاجز نیست خداوند از داشتن شرکایی که در صفات او تا این درجه شریک باشند مبرا و منزه است. سبحان الله... اگر قدرت خداوند و عدم عجز او را اینگونه تعبیر کنید که وجود هر بتی هم توجیه پذیر است.
    با این توجیه شما یک بت پرست هم می تواند بگوید مگر خداوند عاجز از این است که مثلا به هبل قدرت شفا بدهد؟
    (‌با این توجیهات من؟؟!!!!!!) عجب !!!( یعنی با آیات و روایت های شیعه وسنی)
    اولا : مگر شما از بت پرستها پرسیده ای؟ و بت پرستی شان را با آیات قران و روایت های شیعه و سنی ثابت كرده اند. كه هبل هم می تواند ثابت كند


    ثانیا : اگر این جوری است كه لابد بوده است. !!! می توانید سندی متقن و معتبر ارائه بدید كه یك بت پرست چنین كاری را كرده و طرف خود را مجاب كرده باشد . اگر چنین كار را كردید من هم به عقیده خودم شك می كنم و به شما حق می دهم

    صرف فرضیه و ادعا كه حرف تمام نمی شود

    شما این فرضیه مطرح كردید . بگید به نظر چگونه ثابت می كنند . بعدا نگید كه من باید ثابت كنم. فرضیه مال شماست شما هم باید ثابت كنید.
    13. این سخن قران است كه خدا و رسولش اعمال شما را می بینند جناب می گویی نمی بینند؟؟ مبارك باشد بر تو این عقیده . گفتم كه پیامبری كه شما معرفی كردید وقتی زنده هم بود نمی دانست دارد چه كار می كند چه برسد به بعد از رحلتش

    کجای قرآن بفرمایید. شما پست های را كه جناب ناصح مطرح كرده اند بخوانید . در مورد ایه (وَسَیَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ....)و نیز جوابهایی كه یوسف داده
    در عین حال در آنجا این ایه را اوردم و نیزآیه ( و لا تحسبن الذین قتلوا ...)
    14.در ضمن اگر بنا باشد انگونه كه نوشتی : باید به رفتن سر قبرا امامان دلخوش باشید كه با رفتن به سر قبر امامتان به او نزدیك ترشدید باید بگویم مگر نمیخواهی به زیارت قبر رسول خدا بروی؟ اگر نمی خواهی بروی و این كار برایت عبث و بیهوده است پس با تمام و سنیان مثل خودت كه به زیارت قبر ایشان می روند مخالفی . اگر می خواهی بروی پس تو هم فقط دلت را خوش كرده ای و دست كمی از مانداری.

    خیر هیچگاه به نیت قبر رسول الله به مدینه نمی روم و نمی رویم بلکه به نیت مسجد رسول الله به آنجا می رویم. پس وضع ما با شمای قبردوست خیلی متفاوت است. شما به نیت قبر می روید و ما به نیت خانه خدا. ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا!
    گفتم كه شما پیامبرتان كه زنده بود ، مثل بقیه اعراب جاهلی بودچون گفته ( انا بشر مثلكم ) و خدا هم بهش گفت ( انك میت وانهم میتون)
    مرده اش كه دیگر ارزشی ندارد . ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا! ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا! و ساده لوحانی از شیعه و سنی را بگو كه میگویند ما در مبانی اسلام باهم شریك هستیم
    15.در مورد ایه انك میت و انهم میتون شما اول گفتید كه این ایه این را می رساند كه همه ، پیامبر و كسانی دیگر مثل هم اند . مرگ پیامبر مانند مرگ فلان عرب بادیه نشنی است. و هر دو در اخرت هم یكی است .
    شما باید این یكی بودن را ثابت كنید.
    اری پیامبر می میرد و بقیه هم می میرند. ایا این یعنی او در اخرت مثل بفیه است.؟؟
    می گویم این ایه ثابت می كند كه پیامبر و بقیه می میرند . شما ادعا دارید (‌پس پیامبر در اخرت و زندگی بعد از مرگ یكی اند) شما باید ثابت كنید.

    خود شما هم گفته اید که " می گویم این ایه ثابت می كند كه پیامبر و بقیه می میرند" پس بحث تمام است ما که ادعایی نداریم ما عین متن آیه که می گوید پیامبر و دیگران می میرند می گوییم ایشان و دیگران می میرند حالا یکی پیدا می شه می گه نه آقاجان دیگران می میرند ولی پیامبر نمی میرند و زنده هستند خوب باید او ثابت کند که ادعای تفاوت دارد. در آیه که تفاوتی مشاهده نمی شود استاد ادبیات عرب.جناب من گفتم كه این آیه با ایات دیگر باید باهم جمع شود و نتیجه گرفته شود كه ایات(‌ فسیری الله عملكم و رسوله ... و احیا عند ربهم ) را اوردم
    و نیز روایات از كتب خود شما .
    . شمامی گید نه این ایه این را می رساند مرگ پیامبر مانند مرگ همه است ،‌شماباید ثابت كنید كه این شباهت از كجای این ایه كوجك( انك میت و انهم میتون ) ثابت می شود
    لطفا طفره نروید و ثابت كنید . من كه خیلی مشتاقم.

    16.معنی (‌عند ربهم یرزقون ) به معنی (‌در نزد پررودگار شان در حال روزی خوردن ) گرفته ای. این چه معنی است؟ یرزقون آیا به معنی ( روزی خوردن ) ؟؟ یعنی انها در نزد خدایایشان فقط روزی می خورند . ( خوردن را از كجا اورده ای)
    مگر حیات در نزد خداوند به شكم بارگی و خوردن است.؟ چه معنی محدود و حقیری.

    شکم بارگی با رزق متفاوت است اگر تفاوت این دو را نمی دانید مشکل از جای دیگری است. وانگهی بفرمایید عند ربهم یرزقون یعنی چی؟
    برای این باید یه پست بزنم .

    17.ان الله یهدی من یشاء‌ الی صراط مستقیم

    قطعا شرک گناهی نابخشودنی است
    یا بنی لا تشرك بالله ان الشرك لظلم عظیم (‌لقمان 13)
    ویرایش توسط صداقت : ۱۳۸۷/۰۹/۲۲ در ساعت ۰۱:۲۹
    :salavat(10):

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    495
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ببخشید این یوسف اسلام همون یوسف اسلام خواننده نیست؟؟؟

    عرفان شرقی در غرب
    با پروفسور ویلیام چیتیک، استاد عرفان اسلامی در دانشگاه استونی بروک نیویورک آشنا شوید.
    http://williamchittick.mihanblog.com

    وبلاگ صورتکهای خدا

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی چرا یك قطره شراب هم حرام است؟
    توسط hami در انجمن احکام خوردن و آشامیدن
    پاسخ: 45
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۹/۱۹, ۱۹:۲۰
  2. ▌ღ▬◄ چگونه یك رابطه عاطفی را تمام کنیم؟ ►▬ღ▐
    توسط ╫❀نیایش❀╫ در انجمن نامزدي و دوران عقد
    پاسخ: 45
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۲/۱۷, ۲۱:۴۸
  3. انقلاب اسلامی و مبانی ایدئولوژی دموكراتیك
    توسط دايي حسن در انجمن انقلاب اسلامی
    پاسخ: 11
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۱۰, ۱۸:۴۸
  4. آیا یك گناه ، سرنوشت كسی را دگرگون می كند ؟
    توسط محجوب در انجمن سایر مباحث اعتقادی در قرآن
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۹/۲۶, ۲۰:۳۷
  5. llı §✿§ ıll یك انتخاب صحیح ، یك عمر آرامش llı §✿§ ıll
    توسط معز الاولیاء در انجمن انتخاب همسر
    پاسخ: 9
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۰۵, ۰۹:۲۱

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود