جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: درآمدي بر كشف و شهود

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    222
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    درآمدي بر كشف و شهود




    خيلي جالب و همچنين عجيب است با برخي از عزيزاني كه به نوعي علاقمند به عرفان و سلوك معنوي هستند همكلام مي شوم و يا نوشته هايشان را مي خوانم بسيار سعي دارند ابتدا در حوزه كشف و شهود و كرامت بدانند.
    اين مقوله بعنوان يكي از موضوعات تحقيقي خودم بود بعنوان كسي كه سعي داشته اطلاعاتي از عرفان و سلوك معنوي و روحاني صرفا به سبب علاقمندي داشته باشد:

    كشف و شهود به چه دردي مي خورد؟
    گذشته از اداراكات محسوس و مسموع در كشف و شهود كه مراتبش جاي بحث در اين مقوله نيست و بنده هم عاجز از طرح آن هستم بسياري از مشتاقان جز نقل روائي از كتب مربوطه عملا دريافت روشني از كشف و شهود ندارند.
    حتي برخي روياها و خوابهاي خود را( به تعبير روياي صادقه) در زمره اين قرار مي دهند كه امري عمومي است.

    كشف چيست؟
    يافتن چه اين يافتن امري نو باشد يا يافتن امري مفقود.

    كشف در عرفان چيست؟سالك چه چيزي را بايد كشف كند؟
    خودش را .معرفت نفس اولين و مهمترين كشف است.انسان خودش را بشناسد.وقتي خودش را شناخت گام دوم يعني شهود برداشته مي شود و آن خداشناسي است و حضور خدا در جميع احوال و مقام.
    اساسا چه كشفي بالاتر از اينكه فرد خودِ حقيقي اش را بشناسد و بدان بپردازد؟
    چه شهودي بالاتر از اينكه خودش را در محضر خدا ببيند و بر خود حقيقي اش مراقبت مستمر داشته باشد.
    دل هر ذره را كه بشكافي
    آفتابيش در ميان بيني
    وراي اين كشف و شهود امر قابل توجهي نيست كه سالك بخواهد خودش را با ان مشغول كند و مثلا برسد به جائي كه در امور و احوال ديگران به مرتبه اي از آگاهي برسد.كه چه بشود؟
    دانستن مثلا اسرار من و احوال من چه كمكي به رشد و ارتقاء معنوي سالك طريق ميكند؟
    هيچ...
    كاشف و شاهدي بالاتر از خدا نيست فلذا مكاشفات و مشاهدات جز براي ارتقاء مقام و مرتبه سالك و صدور احوالان نوين و ظريف هيچ چيز ديگر نيست و اهل كشف و شهود با ديد يك امتياز به آن نمي نگرند و چه بسا آنرا يك وسيله و امتحان بسيار خطرناك مي دانند براي رسيدن به كنه و ذات برخي امور و ميزان سِرّ پوشي و رازداري و مكتوم نگهداشتن.
    مراد از سلوك معنوي تصفيه باطن سالك است اموري چون كشف و شهود ايتدا لازم است براي خود فرد و سائر الي الله مفيد بر فايده باشد چون از مقدمات سير اين است كه امور بي فايده زايل شوند وقتي اين مهم اتفاق افتاد در سلوك آشكار ميگردد.( سير امري باطني و سلوك جنبه ظاهري- بازتاب- سير است)
    برخي از ما چنان غرق در اين كشف و شهود هستيم گاه برخي استنتجات عقلي و حتي خواطر نفساني خودمان را هم كه به سبب معادلات معمول و پيش فرضهاي متعارف قابل پيش بيني است را همان كشف و شهود فرض ميكنيم!

    كرامت چيست؟
    امري خارق العاده كه گاه بدل به خرق عادت هم مي شود.
    حقيقت كرامت چيست؟
    اظهار هستي...!
    بالاترين كرامت رسيدن به مقام خليفه اللهي است يعني مقام آدميت.
    چه كرامتي بالاتر از اينكه انسان خودش را در مسير آدم شدن قرار بدهد؟و خودش حفظ كند؟
    باقي كرامات و افعال غريب كه گاه و بيگاه مي شنويم در نظر اهل سلوك بيشتر شبيه يك سرگرمي است ! يعني خودشان ابدا و اصلا به آن توجه ندارند و اعتنائي هم نيمكند چون اينرا هم يك مرحله از امتحان الهي ميدانند كه آيا قصد رسيدن به اين بود يا خير اگر همان بود كه سير متوقف مي شود ولي سالك حقيقي اعتنائي ندارد و ميگذارد و ميگذرد.
    لذا اصل قرار دادن كشف و شهود و كرامت در سلوك معنوي و يا توجه به آن و متمركز شدن در آن تنها براي طفيلي هاي اين طريق جذاب و جالب است و اهل حقيقت آنرا علفزاري مي دانند كه گوسفندان براي فربه شدن و سپس به تيغ سلاخ گرفتار آمدن در آن مي چرند!
    سالك راه چونان طائر است و خودش و همتش و هدفش را معطوف به اين امورات كه در يك بعدش جلوه و جنبه نفساني هم دارد نميكنند.
    توصيه يكي از اين شخصيتهاي گمنام و فارغ از كشمكش و جنجال را با هم بخوانيم:
    دوستي بسيار اصرار داشت ذكري از ايشان بگيرد بعنوان تبرك و تحفه ملاقات و تقويت در تقرب و توكل.
    ايشان فقط اينرا گفت:
    نمازت را سر وقت بخوان !
    ما آدمها اگر دوستمان صدا كند تلفن زنگ بزند و شماره اش مال يك دوست باشد گوشي را با ميل و رغبت بر ميداريم عجيب است وقتي ادعاي خدا دوستي ميكنيم آنوقت كه خدا صدا ميكند دلمان سمت همه چيز مي رود جز خودِ خدا ...

    و متاسفانه ما شاهد هستيم بسان نقل و نبات هر كسي از هر گوشه اي بر هر عنوان موجهي در هر جاي معتبر و غير معتبري ذكر تجويز ميكند.
    مانند اينكه يك دكتري در جائي براي شخصي نسخه استامنيفون كرده جهت خوب شدن سر درد و مفيد فايده هم بود و از آنوقت هر جا هر كس سردردي داشته باشد طرف بيايد استامنيفون تجويز كند و تقديم هم بكند!

    اهدنا الصراط المستقيم
    ویرایش توسط moridenur : ۱۳۸۷/۱۰/۰۱ در ساعت ۱۳:۵۰ دلیل: رنگ بندي متن

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    بسم الله الر حمن الر حيم
    سلام عليكم و رحمة الله و انواره

    ضمن تشكّر از جناب مريد نور به جهت پرداختن به چنين بحث مهمي كه به نظر جاي آن اخيرا در بحث ها خالي بود چند نكته اي هم كه شايد بعضي با مطالب جناب مريد نور هم پوشاني داشته باشد را عرض مي كنم:

    كشف و شهود از مسائلي است كه وقتي فرد وجودش از ماديات عالم ناسوت يعني همين عالم مادي جسماني خودمان منقطع گردد نا خودآگاه ايجاد شده و در اصل به درك و ديدن باطني ماوراء طبيعي هم اطلاق مي شود. نكته ي بسيار مهم و قابل توجّه اينكه صرفا هر شهود و كشفي صحيح نيست و كشف و شهود نشانه ي مقامات معنوي و قرب به خدا هم نيست. البته فرد سالك به هر حال به جهت انقطاع از عالم ماده و سير به سوي خدا در اين مسير شهوداتي هم دارد ولي باز او هم لزوما تمام شهوداتش صحيح نيست. صحت كشف و شهود را هم يا استاد بايد بگويد و يا فرد با انطباق با علوم عقلي و عرفاني و فلسفي بايد به صحت يا عدم آن برسد. نكته ي ديگر آنكه در واقع هر كسي بالاخره كشف و شهود خواهد داشت و آن لحظه ي مرگ است كه در واقع ماوراء طبيعت را و ملكوت را مي بيند.
    ولي اگر كسي به دنبال اين چيز ها باشد در مسير كمال به جايي نمي رسد. در ضمن عده اي هم با خود فروشي به شيطان و انجام اعمال تباه و توهين به مقدسات الهي به بعضي مقامات شيطاني مي رسند. پس لزوما دنبال اين گونه مسائل بودن به خداوند و مسائل الهي ختم نمي شود.

    ان شا الله مسير بندگي خالصانه را در پيش گيريم كه هدف و غرض هيچ نيست جز او.

    الحمد لله الذي جعلنا من المتمسّكين بولاية اميرالمومنين
    زياده عرضي نيست.
    التماس دعا
    طارق

    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  5. تشکرها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود