صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩




    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩


    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩


    روز بیست و چهارم ذی الحجة الحرام بنابر اشهر روزیست که مباهله کرد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) با نصارای نجران، و نازل شدن «آیه تطهیر» در شأن پیغمبر و اهل بیتش (علیهم السلام)، و نازل شدن آیه «إنّما وَلِیَّکُمُ اللّهُ» در شأن حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) که در حال رکوع انگشتر خود را به سائل دادند.
    روزی مأمون به امام هشتم(علیه السلام) عرض کرد:به من خبر بده به بزرگترین فضیلتی که در قرآن برای امیرالمؤمنین(علیه السلام) ذکر شده چیست؟
    حضرت فرمود: بزرگترین فضیلت جریان مباهله نصارای نجران است که خداوند متعال به پیغمبرش فرمود: کسی که گفتگو و محاجه می کند با تو دربارۀ قرآن بعد از آنکه خودت به حقّانیت قرآن پی برده ای پس بگو بیائید بچه هایمان را و بچه هاتان را و زنانمان را و زنانتان را و خودمان را و خودتان را جمع کنیم و تضرّع و نفرین کنیم به سوی خدا و لعنت را بر دروغگویان قرار بدهیم. (۲)
    در شأن نزول این آیه آمده است که نصارای نجران،گروهی را فرستادند خدمت پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) که با پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) گفتگو کنند؛
    پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) طبق فرمان الهی آنها را دعوت به مباهله نمود، آنها تا فردای آنروز مهلت خواستند، وقتی برگشتند اُسقف و کشیش شان به آنها گفت فردا که می روید اگر دیدید پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) با زن و بچه اش آمده مباهله نکنید، ولی اگر دیدید با اصحابش آمده مباهله کنید،چیزی نیست.
    فردا که آمدند دیدند پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) دست حضرت علی(علیه السلام) را گرفته و امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) جلو پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرت فاطمه زهراء (علیها السلام) پشت سر پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) حرکت می کنند، و از آن طرف هم نصارای نجران با اُسقفشان می آیند،اُسقف پرسید اینها کیانند؟ گفتند این پسر عمو و داماد پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و محبوب ترین افراد است نزد پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، و این دو فرزندان دختر پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) اند و آن زن هم دخترش حضرت فاطمه زهراء (علیها السلام) است که عزیزترین مردم است برای پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و نزدیکترین آنها به قلب پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است.
    پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) جلو آمد و روی کُندۀ زانو نشست ، اسقف گفت بخدا قسم همچنانیکه انبیاء برای مباهله می نشستند،نشست.به او گفتند برو جلو برای مباهله.گفت:من صورتهائی را می بینم که اگر از خدا بخواهند کوهی را از جا بکند دعایشان را مستجاب می کند، مبادا مباهله کنید که هلاک می شوید و در روی زمین نصرانی باقی نمی ماند تا روز قیامت؛ و گفت یااباالقاسم ما مباهله نمی کنیم و لیکن مصالحه می کنیم، پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) با آنها مصالحه کرد به دو هزار حوله، که هر حوله ای چهل درهم ارزش داشت و به اینکه اگر در یَمن نیاز به اسلحه شد سی عدد زره و نیزه و اسب ، عاریه بدهند و پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ضامن آنها شد و قرارداد نوشتند.
    پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:قسم به خدائی که جانم در قبضه قدرت اوست اگر تن به مباهله می دادند همه آنها مسخ می شدند و همه بیابان آتش می گرفت و به یک سال نمی خورد که همه هلاک می شدند. (۳)

    پي نوشت :

    (۱) سورۀ مبارکه آل عمران،آیه ۶۱.
    (۲) بحارالأنوار، ج۳۵، ص۲۵۷.
    (۳) مجمع البیان.و فضائل الخمسه،ج۱،ص۲۴۵.

    "يا صاحب الزّمان عجّل ظهورک"




    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩


    بخش با صفای « نجران » ، با هفتاد دهكده تابع خود، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است . در آغاز طلوع اسلام ، این نقطه تنهامنطقه مسیحی نشین حجاز بود كه به دلایلی از بت پرستی دست كشیده ، و به آئین مسیحگرویده بودند.
    پیامبر اسلام بهموازات مكاتبه با سران دول و مراكز مذهبی جهان ، نامه ای به اسقف نجران ، نوشت و طیآن نامه، ساكنان نجران را به آئین اسلام دعوت نمود. اینك فرازی از نامه آن حضرت:

    « به نام خدای ابراهیم ،اسحاق و یعقوب. ( این نامه ای است) از محمد پیامبر خدا به اسقف نجران : خدایابراهیم و اسحاق و یعقوب را حمد و ستایش می كنم ، و شما را از پرستش « بندگان» ، بهپرستش « خدا» دعوت می نمایم . شما را دعوت می كنم كه از ولایت بندگان خدا خارج شویدو در ولایت خداوند وارد آئید ، اگر دعوت مرا نپذیرفتید ( لااقل ) باید به حكومتاسلامی مالیات (جزیه) بپردازید ( كه در برابر این مبلغ كم ، از جان و مال شما دفاعمی كند) و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود. »

    نمایندگان پیامبر كه حامل نامه بودند ، وارد نجران شده ونامه پیامبر را به اسقف مسیحیان نجران دادند. وی نامه را با دقت خواند و برای تصمیم، شورایی مركب از شخصیتهای بارز مذهبی و غیر مذهبی تشكیل داد. شورا نظر داد كهگروهی به عنوان « هیئت نمایندگی نجران » به مدینه بروند ، تا از نزدیك با پیامبرصلی الله علیه و آله دیدار كرده ، دلائل نبوت ایشان را مورد بررسی قرار دهند . بدینترتیب ، شصت تن از ارزنده ترین و داناترین مردم نجران انتخاب گردیدند ، كه در رأسآنان سه تن از پیشوایان مذهبی قرار داشت:
    1- « ابو حارثة بن علقمه» ، اسقف اعظم نجران كه نماینده رسمی كلیساهایروم در حجاز بود.
    2- « عبدالمسیح» ، رئیس هیئت نمایندگی كه به عقل ، تدبیر و كاردانی شهرت داشت.
    3- « اَیهَم» ، كه فردی كهنسالو یكی از شخصیتهای محترم ملت نجران به شمار می رفت.

    مذاكره نمایندگان نجران
    بالاخره نمایندگان نجران ، بهدیدار پیامبر اكرم (ص) آمده و به مذاكره پرداختند ، در این مطلب ، گوشه ای ازمذاكرات آنها می پردازیم :

    پیامبر (ص) ، من شما را به آئین توحید ، پرستش خدای یگانه و تسلیم دربرابر اوامر او دعوت می كنم . سپس آیاتی چند از قرآن برای آنان تلاوت نمود.
    نمایندگان نجران: اگر منظور ازاسلام ، ایمان به خدای یگانه جهان است ، ما قبلاً به او ایمان آورده و به احكام ویعمل می نمائیم.
    پیامبر اكرم : اسلام علائمی دارد و برخی از اعمال شما ، حاكی است كه به اسلام واقعی نگرویده اید . چگونه می گوئید كه خدای یگانه را پرستش می كنید ، حال آنكه شما صلیب را می پرستید ،از خوردن گوشت خوك پرهیز نمی كنید و برای خدا فرزند قائلید؟
    نمایندگان نجران : ما او را(مسیح) خدا می دانیم زیرا او مردگان را زنده كرد بیماران را شفا بخشید ، و از گِلپرنده ای ساخت و آن را به پرواز درآورد ، و تمام این اعمال حاكی است كه او خدا است.
    پیامبر اكرم: نه ! او بنده خداو مخلوق او است ، كه خدا او را در رحم مریم قرار داد و این قدرت و توانایی را خدابه او داده است.
    یكی ازنمایندگان نجران: آری او فرزند خدا است زیرا مادر او مریم ، بدون اینكه با كسیازدواج كند ، او را به دنیا آورده است . پس پدر او خدای جهان می باشد.
    در این هنگام ، فرشته وحی نازلگردید و به پیامبر گفت كه به آنان بگوید :
    « وضع حضرت عیسی از این نظر مانند حضرت آدم است كه او را با قدرت بیپایان خود ، بدون اینكه دارای پدر و مادری باشد از خاك آفرید. » ( آل عمران /59)

    نمایندگان نجران : گفت وگوهای شما ما را قانع نمی كند. راه این است كه در وقت معینی با یكدیگر مباهلهنمائیم ، و بر دروغگو نفرین بفرستیم ، و از خدا بخواهیم دروغگو را هلاك و نابودكند.

    در این هنگام ، حضرتجبرائیل نازل گردید ، آیه مباهله را آورد و پیامبر را مأمور ساخت تا با كسانی كه بااو مجادله می كنند و حق را نمی پذیرند به مباهله برخیزد:

    « فمنحاجك فیه من بعد ما جائك من العلم فقـُل تعالوا نَدعُ ابنائنا وَ ابنائكُم وَنِسائنا و نِسائكُم وَ انفُسَنا وَ انفُسَـكُم ثُمَّ نبتـَهـِل فـَنَجعل لعنة اللهعلی الكاذبین.» ( آل عمران /61)

    طرفین به فیصله دادن مسئله از طریق مباهله آماده شدند و قرار بر اینشد كه فردای آن روز برای اثبات حقانیت خود مباهله نمایند.



    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩


    پیامبر اكرم به مباهله می رود

    وقت مباهله فرا رسید . قبلاً پیامبر و هیئت نمایندگی « نجران» ، توافق كرده بودند كه مراسم مباهله در نقطه ای خارج از شهر مدینه، در دامنه صحرا انجام بگیرد. پیامبر از میان مسلمانان و بستگان خود ، فقط چهار نفر را برگزید كه در این حادثه تاریخی شركت نمایند. این چهار تن ، جز علی بن ابی طالب (ع) ، فاطمه دختر پیامبر (س) و حسن و حسین علیهما السلام نبودند ، زیرا در میان تمام مسلمانان نفوسی پاك تر ، و ایمانی استوارتر از ایمان این چهار تن ، وجود نداشت.

    پیامبر (ص) ، فاصله منزل و نقطه ای را كه قرار بود در آنجا مراسم مباهله انجام گیرد ، با وضعی خاص طی نمود. او در حالی رهسپار محل قرار شد كه حضرت حسین (ع) را در آغوش و دست حضرت حسن (ع) را در دست داشت ، فاطمه (س) به دنبال آن حضرت و علی بن ابی طالب (ع) پشت سر وی حركت می كردند ؛ پیامبر (ص) این چنین گام به میدان مباهله نهاد ، او پیش از ورود به میدان « مباهله» ، به همراهان خود گفت: من هر وقت كه دعا كردم ، شما دعای مرا با گفتن آمّین بدرقه كنید.
    سران هیئت نمایندگی نجران ، پیش از آنكه با پیامبر (ص) روبرو شوند به یكدیگر می گفتند: هرگاه دیدید كه « محمد» ، افسران و سربازان خود را به میدان مباهله آورد ، و شكوه مادی و قدرت ظاهری خود را نشان ما داد در این صورت ، وی فردی غیر صادق است و اعتمادی به نبوت خود ندارد. ولی اگر با فرزندان و جگر گوشه های خود به « مباهله» بیاید و با وضعی وارسته از هر نوع جلال و جبروت مادی ، رو به درگاه الهی گذارد ؛ پیداست كه پیامبری راستگو است و به قدری به خود ایمان و اعتقاد دارد كه نه تنها حاضر است خود را در معرض نابودی قرار دهد ، بلكه با جرأت هر چه تمامتر ، حاضر است عزیزترین و گرامی ترین افراد نزد خود را ، در معرض فنا و نابودی قرار دهد.
    سران هیئت نمایندگی در این گفتگو بودند كه ناگهان ، چهره نورانی پیامبر اكرم (ص) با چهار تن دیگر نمایان گردید.
    همگی با بهت و حیرت به چهره یكدیگر نگاه كردند ، و از اینكه او فرزندان معصوم و بی گناه ، و یگانه دختر و یادگار خود را به صحنه مباهله آورده ؛ انگشت تعجب به دندان گرفتند. آنان دریافتند كه پیامبر ، به دعوت و دعای خود اعتقاد راسخ دارد والّا یك فرد مردد ، عزیزان خود را در معرض بلای آسمانی و عذاب الهی قرار نمی دهد.
    اسقف نجران گفت: من چهره هائی را می بینم كه هر گاه دست به دعا بلند كنند و از درگاه الهی بخواهند كه بزرگترین كوهها را از جای بكند ، فوراً كنده می شود. بنابراین ، هرگز صحیح نیست ما با این افراد ِ با فضیلت ، مباهله نمائیم ؛ زیرا بعید نیست كه همه ما نابود شویم ، و ممكن است دامنه عذاب گسترش پیدا كند ، همه مسیحیان جهان را بگیرد و در روی زمین حتی یك مسیحی باقی نماند.

    انصراف هیئت نمایندگی از مباهله

    هیئت نمایندگی با دیدن وضع یاد شده ، وارد شور شدند و به اتفاق آراء تصویب كردند كه هرگز وارد مباهله نشوند ، آنان حاضر شدند كه هر سال مبلغی به عنوان «جزیه» ( مالیات سالانه ) بپردازند و در برابر آن ، حكومت اسلامی از جان و مال آنان دفاع كند. پیامبر اكرم (ص) رضایت خود را اعلام كرد و قرار شد آنها هر سال در ازای پرداخت مبلغی جزئی ، از مزایای حكومت اسلامی برخوردار گردند.

    سپس پیامبر اكرم (ص) فرمود: عذاب ، سایه شوم خود را بر سر نمایندگان مردم نجران گسترده بود و اگر از درِ ملاعنه و مباهله وارد می شدند ، صورت انسانی خود را از دست داده ، در آتشی كه در بیابان برافروخته می شد ، می سوختند و دامنه عذاب به سرزمین« نجران» نیز كشیده می شد.

    منبع:
    فروغ ابدیت ، جعفر سبحانی ، ج2.


    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩





  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩

    در روز مباهله بنا بود مسلمانان و مسیحیان نجران در مورد یکدیگر نفرین کنند، تا خدا هر آنکس را که دروغگوست عذاب نماید.[۱] از ۵۱ طریق روایت شده‌است و شیعه و سنی متفقند که پیامبر علی، فاطمه حسن و حسین را با خود به میعادگاه برد و مسیحیان نیز وقتی دیدند وی به قدری مطمئن است که تنها نزدیکترین خویشانش را با خود آورده، بیمناک شدند و پذیرفتند که جزیه بپردازند. علامه طباطبایی می‌گوید:
    «رسول خدا (ص) در مقام امتثال این فرمان از «انفسنا» به غیر از علی علیه السلام و از «نسائنا» بجز فاطمه سلام اللّه علیها و از «ابنائنا» بجز حسنین (ع) را نیاورد، معلوم می‌شود برای کلمه اول بجز علی (ع) و برای کلمه دوم بجز فاطمه سلام اللّه علیها و از سوم بجز حسنین (ع) مصداق نیافت و کانه منظور از ابناء و نساء و انفس همان اهل بیت رسول خدا (ص) بوده ، همچنانکه در بعضی روایات به این معنا تصریح شده ، بعد از آنکه رسول خدا (ص) نامبردگان را با خود آورد عرضه داشت : «بار الها اینانند اهل بیت من»، چون این عبارت می‌فهماند پروردگارا من بجز اینان کسی را نیافتم تا برای مباهله دعوت کنم .»

    پي نوشت :

    ^ آیه ۶۱ سوره آل عمران:«فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکمْ وَ نِساءَنَا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنفُسنَا وَ أَنفُسکُمْ ثُمَّ نَبْتهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَت اللَّهِ عَلى الْکذِبِینَ»
    به آنها (مسیحیان نجران) بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت می‌کنیم شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت می‌نماییم شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت می‌کنیم شما نیز از نفوس خود را، آنگاه مباهله می‌کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می‌دهیم.»




    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩


    انصراف از مباهله

    هیات نمایندگی نجران با دیدن وضع یاد شده، وارد شور شده و به اتفاق آراء تصویب كردند كه هرگز وارد مباهله نشوند، آنان حاضر شدند كه هر سال مبلغی به عنوان "جزیه" ( مالیات سالانه) بپردازند و در برابر آن، حكومت اسلامی از جان و مال آنان دفاع كند. پیامبراكرم(ص) نیز رضایت خود را اعلام نمود و قضیه مباهله به اتمام رسید.
    سپس پیامبراكرم(ص) فرمود: عذاب، سایه شوم خود را بر سر نمایندگان مردم نجران گسترده بود و اگر از در ملاعنه و مباهله وارد می شدند، صورت انسانی خود را از دست داده، و در آتشی كه در بیابان برافروخته می شد، می سوختند و دامنه عذاب به سرزمین نجران نیز كشیده می شد.


    عظمت حضرت زهرا علیهاالسلام

    درعربستان پیش از اسلام، زن هیچ جایگاهی نداشت. زن به عنوان كنیزی كه در خدمت مرد قرار می گرفت تا كارهای خانه اش را انجام دهد، ایفای وظیفه می نمود.
    او در مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و غیره حق دخالت و اظهارنظر نداشت. در چنین شرایطی بود كه اسلام ظهور نمود، دیگر به جنس انسان اهمیتی نمی داد بلكه انسانیت وی حائز اهمیت بود. زنان صاحب حق و حقوقی شدند و دیگر كمتر مورد ظلم قرار می گرفتند. در چنین شرایطی كه دختران زنده به گور می شدند و برای زنان در جامعه هیچ شخصیتی قائل نبودند. حضرت زهرا علیهاالسلام پا به عرصه هستی نهاد و همگان از كارهای پیامبر(ص) نسبت به ایشان تعجب می نمودند. پیامبراكرم با آن مقام مادی و معنوی، خم شده و دستان دختر خود را می بوسید و به او احترام ویژه می گذاشت. البته خیلی ها به اشتباه تصور می كنند كه ارزش حضرت به خاطر این بوده است كه ایشان دختر نبوت، همسر ولایت و مادر امامت بوده اند. حال آنكه باید در نظر داشت كه ایشان شایستگی و ارزش آن را داشته كه در این مسندها جای گرفته است.
    با بررسی تاریخ روز مباهله پی می بریم كه خود حضرت زهرا(س) آن قابلیت را داشته و از مقام والای معنوی برخوردار بودند كه به همراه پیامبر(ص) به مباهله می روند. چرا كه در درگاه الهی قرب داشته و دعا یا نفرین ایشان به استجابت می رسید.
    مباهله با مسیحیان نجران كار ساده ای نبود كه با هر زن و مرد عادی بتوان آن را به اجرا درآورد بلكه افراد شركت كننده در مباهله باید به درجه ای از حق و یقین رسیده باشند كه خدای متعادل درخواست آنان را پاسخ گوید. این كه حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام در مراسم مباهله شركت داشته، حاكی از عظمت شخصیت ایشان می باشد.

    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩



    سند آیه مباهله

    غالب مفسران و محدثان شیعه و اهل تسنن تصریح كرده اند كه آیه مباهله در حق اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شده است و پیامبر تنها كسانی را كه همراه خود به میعادگاه برد فرزندانش حسن و حسین و دخترش فاطمه و علی علیهم السلام بودند.
    برخی از مفسران اهل تسنن كه در اقلیت هستند، كوشیده اند كه ورود احادیث واقعه ی روز مباهله را در این زمینه كه در عظمت اهل بیت علیهم السلام بوده است، انكار نمایند. ولی با مراجعه به مسانید و منابع اهل تسنن دیده می شود كه بسیاری از آنان احادیثی ذكر نموده اند بنابر این نظر كه قضیه تاریخی مباهله مربوط به پیامبراكرم، حضرت علی، حسنین و حضرت زهرا علیهم السلام می باشد.
    برای اثبات این حرف، برخی از روایات آنان را در این باب با ذكر مدارك ذكر می نماییم.
    " قاضی نورالله شوشتری" در جلد سوم از كتاب نفیس" احقاق الحق" طبع جدید صحفه 46 چنین می گوید: " مفسران در این مسئله اتفاق نظر دارند كه " ابناء نا" در آیه فوق اشاره به حسن و حسین علیهماالسلام و " نساء نا" اشاره به فاطمه علیهاالسلام و" انفسنا" اشاره به علی علیه السلام است.

    سپس- در پاورقی كتاب مزبور- در حدود شصت نفر از بزرگان اهل سنت ذكر شده اند كه تصریح نموده اند آیه مباهله درباره اهل بیت علیهم السلام نازل شده است و نام آنها و مشخصات كتب آنها را از صفحه 46 تا 76 مشروحاً آورده است.

    از جمله شخصیتهای سرشناسی كه این مطلب از آنها نقل شده افراد زیر هستند:

    1. " مسلم بن حجاج نیشابوری" صاحب " صحیح" معروف كه از كتب شش گانه مورد اعتماد اهل سنت است. در جلد 7 صفحه 120.
    2. " احمد بن حنبل" در كتاب " مسند" جلد1، صفحه 185.
    3. " طبری" در تفسیر معروفش در ذیل همین آیه، جلد سوم، صفحه 192.
    4. " حاكم" در كتاب " مستدرك" جلد سوم، صفحه 150.
    5. " حافظ ابونعیم اصفهانی" در كتاب " دلائل النبوة" صفحه 297.
    6. " واحدی نیشابوری" در كتاب" اسباب النزول"، صفحه 74.
    7. " فخر رازی" در تفسیر معروفش، جلد8، صفحه85.
    8. " ابن اثیر" در كتاب " جامع الاصول"، جلد 9، صفحه 470.
    9. " ابن جوزی" در " تذكرة الخواص" صفحه 17.
    10. " طنطاوی" مفسر معروف در تفسیر" الجواهر" جلد دوم، صفحه 120.
    11. " زمخشری" در تفسیر" كشاف" جلد1، صفحه 193.

    منابع:


    1- فروغ ابدیت، جعفر سبحانی. 2- تفسیر نمونه، ذیل آیه مباركه.




    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩

    اعمال و دعاى روز مباهله
    روز بيست و چهارم بنابر اَشْهر روزى است كه مُباهَلَه كرد رسول خدا صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله با نصاراى نجران و پيش از آنكه خواست مُباهله كند عبا بر دُوش مبارك گرفت و حضرت اميرالمؤ منين و فاطمه و حَسَن و حسين عَليهمُ السلام را داخل در زير عبا نمود و گفت پروردگارا هر پيغمبرى را اهل بيتى بوده است كه مخصوص ترين خلق بوده اند به او خداوندا اينها اهل بيت منند پس از ايشان برطرف كن شك و گناه را و پاك كن ايشان را پاك كردنى پس جبرئيل نازل شد و آيه تطهير در شاءن ايشان آورد پس حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله آن چهار بزرگوار را بيرون برد از براى مباهله چون نگاه نصارى بر ايشان افتاد و حقّيّت آن حضرت و آثار نزول عذاب مشاهده كردند جُراءَت مُباهله ننمودند واستدعاى مصالحه و قبول جزيه نمودند و در اين روز نيز حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام در حال ركوع انگشترى خود را به سائل داد و آيه اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ در شانش نازل شد و بالجمله اين روز روز شريفى است و در آن چند عمل وارد است اوّل غسل دوّم روزه سوّم دو ركعت نماز و آن مثل روز عيد غدير است در وقت و كيفيّت و ثواب و آية الكرسى كه در نماز مباهله است تا هُمْ فيها خالِدُونَ است چهارم خواندن دعاى مباهله كه شبيه به دعاى سحرهاى ماه رمضان است و شيخ و سيّد هر دو نقل كرده اند لكن مابين روايات آن دو بزرگوار اختلاف كثير است و من اختيار مى كنم روايت شيخ را در مصباح فرموده دعاء روز مباهله روايت شده با فضيلت آن از حضرت صادق عليه السلام مى گويى :

    اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ بَهاَّئِكَ بِاَبْهاهُ وَكُلُّ بَهاَّئِكَ بَهِىُّ

    خدايا از تو خواهم از درخشنده ترين مراتب درخشندگيت و همه مراتب آن درخشنده است


    اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِبَهاَّئِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ جَلالِكَ

    خدايا از تو خواهم به تمام مراتب درخشندگيت خدايا از تو خواهم از باشوكت ترين مراتب

    بِاَجَلِّهِ وَكُلُّ جَلالِكَ جَليلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِجَلالِكَ كُلِّهِ

    جلالت و تمام مراتب جلال تو شوكتمند است خدايا از تو خواهم به همه مراتب جلالت

    اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ جَمالِكَ بِاَجْمَلِهِ وَكُلُّ جَمالِكَ جَميلٌ اَللّهُمَّ

    خدايا از تو خواهم از زيباترين مراتب جمال تو و همه مراتب جمالت زيباست خدايا

    اِنّى اَسْئَلُكَ بِجَمالِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوكَ كَما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ

    از تو خواهم به همه مراتب جمالت خدايا تو را خوانم چنانچه دستورم دادى پس دعايم را به اجابت رسان

    لى كَما وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ عَظَمَتِكَ بِاَعْظَمِها وَكُلُّ

    چنانچه وعده ام دادى خدايا از تو خواهم از بزرگترين مراتب عظمتت و همه

    عَظَمَتِكَ عَظَيمَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِعَظَمَتِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسَئَلُكَ

    مراتب آن بزرگ است خدايا از تو خواهم به همه عظمتت خدايا از تو خواهم

    مِنْ نُورِكَ بِاَنْوَرِهِ وَكُلُّ نُورِكَ نَيِّرٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِنُورِكَ كُلِّهِ

    از تابنده ترين مراتب روشنيت و همه مراتب آن تابنده است خدايا از تو خواهم به تمام مراتب روشنيت

    اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ رَحْمَتِكَ بِاَوْسَعِها وَكُلُّ رَحْمَتِكَ واسِعَةٌ

    خدايا از تو خواهم از وسيع ترين مراتب رحمتت و همه رحمت تو وسيع است

    اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِرَحْمَتِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوكَ كَما اَمَرْتَنى

    خدايا از تو خواهم به همه مراتب رحمتت خدايا تو را مى خوانم همچنانكه دستورم دادى

    فَاسْتَجِبْ لى كَما وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ كَمالِكَ بِاَكْمَلِهِ

    پس اجابت كن دعايم را چنانچه وعده فرمودى خدايا از تو خواهم از كاملترين مراتب كمالت

    وَكُلُّ كَمالِكَ كامِلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكَمالِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى

    و تمام مراتب آن كامل است خدايا از تو خواهم به تمام مراتب كمالت خدايا از تو

    اَسْئَلُكَ مِنْ كَلِماتِكَ بِاَتَمِّها وَكُلُّ كَلِماتِكَ تاَّمَّةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ

    خواهم از تمامترين كلمات و سخنانت و تمام كلماتت تام و تمام است خدايا از تو خواهم

    بِكَلِماتِكَ كُلِّهَا اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ اَسْماَّئِكَ بِاَكْبَرِها وَكُلُّ

    به كلماتت همگى خدايا از تو خواهم به بزرگترين نامهايت و همه

    اَسْماَّئِكَ كَبيرَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِاَسْماَّئِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوكَ

    نامهايت بزرگ است خدايا از تو خواهم به نامهايت همگى خدايا من تو را مى خوانم

    كَما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى كَما وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ

    چنانچه به من دستور دادى پس به اجابت رسان دعايم را چنانچه وعده ام فرمودى خدايا از تو خواهم به

    عِزَّتِكَ باَعَزِّها وَكُلُّ عِزَّتِكَ عَزيزَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِعِزَّتِكَ كُلِّها

    عزيزترين مراتب عزتت و همه مراتب تو عزيز است خدايا از تو خواهم به همه مراتب عزتت

    اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ مَشِيَّتِكَ بِاَمْضاها وَكُلُّ مَشِيَّتِكَ ماضِيَةٌ

    خدايا از تو خواهم به گذراترين اراده و خواستت و همه مراتب اراده تو گذراست

    اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِمَشِيَّتِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِقُدْرَتِكَ الَّتىِ

    خدايا از تو خواهم به تمام مراتب اراده و خواستت خدايا از تو خواهم بدان قدرتت كه بوسيله آن بر همه چيز

    اسْتَطَلْتَ بِها عَلى كُلِّشَىْءٍ وَكُلُّ قُدْرَتِكَ مُسْتَطيلَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى

    برترى گرفتى گرچه تمام مراتب قدرتت برترى گيرنده است خدايا از تو

    اَسْئَلُكَ بِقُدْرَتِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوكَ كَما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى

    خواهم به تمام مراتب قدرتت خدايا من تو را خوانم چنانچه دستورم دادى تو هم اجابتم كن چنانچه

    كَما وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ عِلْمِكَ بِاَنْفَذِهِ وَكُلُّ عِلْمِكَ نافِذٌ

    وعده فرمودى خدايا از تو خواهم از نافذترين مراتب دانشت با اين كه تمام مراتب دانشت نافذ است

    اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِعِلْمِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ قَوْلِكَ بِاَرْضاهُ

    خدايا از تو خواهم به مراتب دانشت همگى خدايا از تو خواهم از پسنديده ترين گفتارت

    وَكُلُّ قَوْلِكَ رَضِىُّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِقَوْلِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ

    و تمام گفتار تو پسنديده است خدايا از تو خواهم به همه گفتارت خدايا از تو خواهم

    مِنْ مَساَّئِلِكَ بِاَحَبِّهاَّ وَكُلُّها اِلَيْكَ حَبيبَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِمَساَّئِلِكَ

    به محبوبترين چيزى كه از تو درخواست شده و همه آنها پيش تو محبوب است خدايا از تو خواهم به تمام آنچه از تو

    كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوكَ كَما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى كَما وَعَدْتَنى

    درخواست شده خدايا من تو را خوانم چنانچه دستورم دادى پس اجابتم كن چنانچه وعده ام فرمودى

    اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ شَرَفِكَ بِاَشْرَفِهِ وَكُلُّ شَرَفِكَ شَريفٌ اَللّهُمَّ

    خدايا از تو خواهم به شريفترين مراتب شرفت و تمامى مراتب شرف تو شريف است خدايا

    اِنّى اَسْئَلُكَ بِشَرَفِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ سُلْطانِكَ بِاَدْوَمِهِ

    از تو خواهم به مراتب شرفت همگى خدايا از تو خواهم به حق بادوامترين مراتب سلطنتت

    وَكُلُّ سُلطانِكَ داَّئِمٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِسُلْطانِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى

    و تمام مراتب آن دائمى است خدايا از تو خواهم به مراتب سلطنتت همگى خدايا از تو

    اَسْئَلُكَ مِنْ مُلْكِكَ بِاَفْخَرِهِ وَكُلُّ مُلْكِكَ فاخِرٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ

    خواهم به گرانمايه ترين مراتب فرمانرواييت و تمام مراتب فرمانرواييت گرانمايه است خدايا از تو خواهم

    بِمُلْكِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوكَ كَما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى كَما

    به تمام مراتب فرمانرواييت خدايا من تو را خوانم چنانچه دستورم دادى پس اجابتم كن چنانچه

    وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ عَلاَّئِكَ بِاَعْلا هُ وَكُلُّ عَلاَّئِكَ عالٍ

    وعده ام فرمودى خدايا از تو خواهم به والاترين مراتب بلنديت و تمام مراتب بلندى تو والا است

    اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِعَلاَّئِكَ كُلِّهِ اَللّ- هُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ اياتِكَ

    خدايا از تو خواهم به والاترين مراتب بلنديت همگى خدايا از تو خواهم به

    بِاَعْجَبِها وَكُلُّ اياتِكَ عَجيبَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِاياتِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ

    شگفت ترين آيات و نشانه هايت و همه آيات تو شگفت است خدايا از تو خواهم به آياتت همگى خدايا

    اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ مَنِّكَ بِاَقْدَمِهِ وَكُلُّ مَنِّكَ قَديمٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ

    از تو خواهم به قديمترين نعمتت و همه نعمتهايت قديم است خدايا از تو خواهم

    بِمَنِّكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوكَ كَما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى كَما

    به همه اقسام نعمتت خدايا من تو را خوانم چنانچه دستورم دادى پس اجابت كن دعايم را چنانچه

    وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِما اَنْتَ فيهِ مِنَ الشُّؤُنِ وَالْجَبَرُوتِ

    وعده فرمودى خدايا و من از تو خواهم به آنچه تو در آنى از مقامات و قدرت و عظمتت

    اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكُلِّ شَاءْنٍ وَكُلِّ جَبَرُوتٍ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِما

    خدايا از تو خواهم به حق هر مقام و هر قدرت و عظمتى كه دارى خدايا و من از تو خواهم بدانچه

    تُجيبُنى بِهِ حينَ اَسْئَلُكَ يا اَللّهُ يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَسْئَلُكَ بِبَهآءِ لا اِلهَ

    اجابتم كنى بدان هنگامى كه تورا خوانم اى خدا اى كه معبودى جز تو نيست از تو خواهم به درخشندگى (يا ارجمندى ) كلمه

    اِلاّ اَنْتَ يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَسْئَلُكَ بِجَلالِ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ يا لا اِلهَ اِلاّ

    ((لااله الا انت )) اى كه نيست معبودى جز تو از تو خواهم به جلال و شوكت كلمه ((لا اله الا انت )) اى كه معبودى جز تو نيست

    اَنْتَ اَسْئَلُكَ بِلا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوكَ كَما اَمَرْتَنى

    از تو خواهم به كلمه ((لااله الاانت )) خدايا تو را خوانم چنانچه دستورم دادى پس اجابت كن دعايم را

    فَاسْتَجِبْ لى كَما وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ رِزْقِكَ باَعَمِّهِ

    چنانچه وعده ام فرمودى خدايا از تو خواهم از عمومى ترين اقسام روزيت

    وَكُلُّ رِزْقِكَ عآمُّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِرِزْقِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ

    و تمام اقسام روزى تو عمومى است خدايا از تو خواهم به تمام اقسام روزى تو خدايا از تو خواهم

    مِنْ عَطآئِكَ بِاَهْنَاِهِ وَكُلُّ عَطآئِكَ هَنيئٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِعَطآئِكَ كُلِّهِ

    از گواراترين عطاياى تو و تمام عطاهايت گوارا است خدايا از تو خواهم به تمام عطايايت

    اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ خَيْرِكَ باَعْجَلِهِ وَكُلُّ خَيْرِكَ عاجِلٌ

    خدايا از تو خواهم به فورى ترين خير و نيكيت و تمام نيكيهاى تو فورى است

    اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِخَيْرِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ بِاَفْضَلِهِ وَكُلُّ فَضْلِكَ فاضِلٌ

    خدايااز تو خواهم به تمام نيكيهايت خدايا از تو خواهم به فزونترين فضل تو و همه فضل تو فزون است

    اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِفَضْلِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوكَ كَما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى كَما وَعَدْتَنى

    خدايا از تو خواهم به فضل تو همگى خدايا تو را خوانم چنانچه دستورم دادى پس اجابتم كن چنانچه وعده ام فرمودى

    اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍوَ الِ مُحَمَّدٍ وَابْعَثْنى عَلَى الاِْيمانِ بِكَ وَالتَّصْديقِ بِرَسُولِكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ السَّلامُ

    خدايا درود فرست بر محمدو آل محمد و برانگيز مرا با داشتن ايمان به خودت و تصديق به رسولت - كه درود بر اوو آلش باد -

    وَالْوِلايَةِ لِعَلِىِّ بْنِ اَبيطالِبٍ وَالْبَرائَةِ مِنْ عَدُوِّهِ

    و ولايت على بن ابيطالب و بيزارى از دشمنش

    وَالاْي تِمامِ بِالاْئِمَّةِ مِنْ الِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلامُ فَاِنّى قَدْ رَضيتُبِذلِكَ يا رَبِّ

    و اقتدا به امامان از آل محمد عليهم السلام زيرا كه من خوشنود مبدين اى پروردگار من

    اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ فِى الاْوَّلينَ

    خدايا درود فرست بر محمد بنده و رسولت در زمره اولين

    وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ فِى الاْخِرينَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ فِى الْمَلاَءِ الاْعْلى وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ فِى الْمُرْسَلينَ

    و درود فرست بر محمد در زمره آخرين و درود فرست بر محمد در عالم الا و درود فرست بر محمد در زمره مرسلين

    اَللّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّداالْوَسيلَةَ وَالشَّرَفَ وَالْفَضيلَةَ وَالدَّرَجَةَ الْكَبيرَةَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ

    خدايا عطا كن به محمد مقام محمد و آل محمد وسيله و شرف و فضيلت و درجه بزرگ را خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد

    وَقَنِّعْنى بِما رَزَقْتَنى وَبارِكْ لى فيما اتَيْتَنى وَاحْفَظْنى فى غَيْبَتى وَكُلِّ غائِبٍ هُوَ لى

    و قانع كن مرا بدانچه روزيم كرده اى و بركت ده به من در آنچه به من داده اى و نگهدارى كن مرا در غيبتم و هر غائبى كه مربوط به من است

    اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَابْعَثْنى عَلىَ الاِْيمانِ بِكَ وَالتَّصْديقِ بِرَسُولِكَ

    خدايا درود فرست بر محمدو آل محمد و برانگيزم بر ايمان به خودت و تصديق به رسولت

    اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَسْئَلُكَ خَيْرَ الْخَيْرِ رِضْوانَكَ وَالْجَنَّةَ

    خدايادرود فرست بر محمد و آل محمد و از تو خواهم خوبترين خوبها را كه خوشنودى تو و بهشت باشد

    وَاَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ الشَرِّ سَخَطِكَ وَالنّارِ

    و پناه برم به تو از بدترين بدها كه خشم تو و آتش دوزخ باشد

    اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍوَ الِ مُحَمَّدٍ وَاحْفَظْنى مِنْ كُلِّ مُصيبَةٍ وَمِنْ كُلِّ بَلِيَّةٍ وَمِنْ كُلِّ عُقُوبَةٍ

    خدايا درود فرست بر محمدو آل محمد و محافظت كن مرا از هر پيش آمد ناگوار و از هر گرفتارى و از هر شكنجه

    وَمِنْ كُلِّ فِتْنَةٍ وَمِنْ كُلِّ بَلاَّءٍ وَمِنْ كُلِّ شَرٍّ وَمِنْ كُلِّ مَكْرُوهٍ وَمِنْ كُلِّ مُصيبَةٍ

    و از هر فتنه و از هر بلاء و از هر بدى و از هر ناراحتى و از هر مصيبت

    وَمِنْ كُلِّ افَةٍ نَزَلَتْ اَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمآءِ اِلَى الاْرْضِ فى هذِهِ

    و از هرآفتى كه نازل شده يا بعد از اين از آسمان بزمين نازل شود در اين

    السّاعَةِ وَفى هذِهِ اللّيْلَةِ وَفى هذَا الْيَومِ وَفى هذَا الشَّهْرِ وَفى هذِهِ السَّنَةِ

    ساعت و در اين شب و در اين روز و در اين ماه و در اين سال

    اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاقْسِمْ لى مِنْ كُلِّ سُرُورٍ

    خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و نصيبم كن از هر شادى

    وَمِنْ كُلِّ بَهْجَةٍ وَمِنْ كُلِّ اسْتِقامَةٍ وَمِنْ كُلِّ فَرَجٍ وَمِنْ كُلِّ عافِيَةٍ وَمِنْ

    و از هر خوشحالى و از هر پايدارى و از هر گشايشى و از هر تندرستى و از

    كُلِّ سَلامَةٍ وَمِنْ كُلِّ كَرامَةٍ وَمِنْ كُلِّ رِزْقٍ واسِعٍ حَلالٍ طَيِّبٍ وَمِنْ

    هر سلامتى و از هر كرامت و از هر روزى فراخ حلال پاكى و از

    كُلِّ نِعْمَةٍ وِمَنْ كُلِّ سَعَةٍ نَزَلَتْ اَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمآءِ اِلَى الاْرْضِ فى

    هر نعمتى و از هر وسعتى كه نازل شده يا بعد از اين نازل شود از آسمان به زمين

    هذِهِ السّاعَةِ وَفى هذِهِ اللّيْلَةِ وَفى هذَا الْيَوْمِ وَفى هذَا الشَّهْرِ وَفى

    دراين ساعت و در اين شب و در اين روز و در اين ماه و در

    هذِهِ السَّنَةِ اَللّهُمَّ اِنْ كانَتْ ذُنُوبى قَدْ اَخْلَقَتْ وَجْهى عِنْدَكَ وَحالَتْ

    اين سال خدايا اگر چنانچه گناهانم شرمنده كرده است چهره ام را پيش تو و حائل شد

    بَيْنى وَبَيْنَكَ وَغَيَّرَتْ حالى عِنْدَكَ فَاِنّى اَسْئَلُكَ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذى

    ميان من و تو و حالم را پيش تو تغيير داده پس از تو خواهم به حق نور ذاتت كه

    لا يُطْفَأُ وَبِوجْهِ مُحَمَّدٍ حَبيبِكَ الْمُصْطَفى وَبِوجْهِ وَلِيِّكَ عَلِىٍّ

    خاموش نشود و به آبروى محمد مصطفى حبيب تو و به آبروى ولى تو على

    الْمُرْتَضى وَبِحَقِّ اَوْلِيآئِكَ الِّذينَ انْتَجَبْتَهُمْ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ

    مرتضى و به حق اوليائت كه برگزيدى آنها را كه درود فرستى بر محمد

    وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَغْفِرَ لى ما مَضى مِنْ ذُنُوبى وَاَنْ تَعْصِمَنى فيما

    و آل محمد و بيامرزى برايم گذشته هاى از گناهانم را و نگاهم دارى در

    بَقِىَ مِنْ عُمْرى وَاَعُوذُ بِكَ اللّهُمَّ اَنْ اَعُودَ فى شَىْءٍ مِنْ مَعاصيكَ

    آينده عمرم و پناه مى برم به تو خدايا از اينكه بازگردم به يكى از گناهان و نافرمانيهايت

    اَبَداً مااَبْقَيْتَنى حَتّى تَتَوَفّانى وَاَنَا لَكَ مُطيعٌ وَاَنْتَ عَنّى راضٍ وَاَنْ

    هرگز تا زنده ام (يعنى ) تا آنگاه كه مرا بميرانى و من فرمانبردار تو باشم و تو از من خوشنود باشى و

    تَخْتِمَ لى عَمَلى بِاَحْسَنِهِ وَتَجْعَلَ لى ثَوابَهُ الْجَنَّةَ وَاَنْ تَفْعَلَ بى ما

    به انجام رسانى عمل مرا به نيكوترين آن و پاداش آنرا برايم بهشت مقرر دارى و انجام دهى درباره من آنچه را

    اَنْتَ اَهْلُهُ يا اَهْلَ التَّقْوى وَيا اَهْلَ الْمَغْفِرَةِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ

    تو شايسته آنى اى اهل تقوى و اى شايسته آمرزش درود فرست بر محمد و آل

    مُحَمَّدٍ وَارْحَمْنى بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

    محمد و رحم كن به من به رحمت خويش اى مهربانترين مهربانان *



    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩


    پنجم بخواند دعايى كه شيخ وَ سَيّد روايت كرده اند بعد از دو ركعت نماز و هفتاد مرتبه استغفار و اوّل آن اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمينَ است و شايسته است در اين روز تصدّق بر فقراء به جهت تَاءسّى به مولاى هر مؤ من و مؤ منه امير المؤ منين عليه السلام و زيارت كردن آن حضرت و انسب خواندن زيارت جامعه است روز بيست و پنجم روز شريفى است و روزى است كه هَل اَتى در حقّ اهل بيت نازل شده به جهت آنكه سه روز روزه گرفتند و افطار خود را به مسكين و يتيم و اسير دادند و به آب افطار نمودند و شايسته است كه شيعيان اهل بيت عَليهمُ السلام در اين ايّام خصوص در شب بيست و پنجم تاءسّى به موالى خود نمايند در تصدّق به مساكين و ايتام و سعى در اطعام ايشان و اين روز را روزه بدارند و چون بعض علماء اين روز را روز مباهله مى دانند مناسب است زيارت جامعه و دعاء مباهله را نيز در اين روز بخوانند روز آخر ذى الحجه كه آخر سال عرب است سيّد در اقبال موافق يك روايت ذكر كرده كه دو ركعت نماز كند در هر ركعت حمد يك مرتبه و ده مرتبه قُل هُواللّهُ اَحَدٌ ده مرتبه آية الكرسى بخواند و بعد از نماز بگويد:

    اَللّهُمَّ ما عَمِلْتُ فى هذِهِ السَّنَةِ مِنْ عَمَلٍ نَهَيْتَنى عَنْهُ وَلَمْ تَرْضَهُ وَنَسيتُهُ وَلَمْ تَنْسَهُ

    خدايا آنچه انجام دادم دراين سال از اعمالى كه مرا از آن نهى فرمودى و راضى بدان نبودى و من آنرا فراموش كردم ولى تو فراموشش نكردى

    وَدَعَوْتَنى اِلَى التَّوْبَةِ بَعْدَ اجْتِرائى عَلَيْكَ اَللّهُمَّ فَاِنّى اَسْتَغْفِرُكَ مِنْهُ

    و مرا به بازگشت بسويت خواندى پس از دليرى كردنم بر تو خدايا من از آن اعمال آمرزش مى طلبم

    فَاغْفِر لى وَما عَمِلْتُ مِنْ عَمَلٍ يُقَرِّبُنى اِلَيْكَ فَاقْبَلْهُ مِنّى وَلا تَقْطَعْ رَجآئى مِنْكَ ياكَريمُ

    پس بيامرز آنها را و هر عملى كه انجام دادم از اعمالى كه مرا به تو نزديك گرداند پس آنرا از من قبول كن و قطع مكن

    پس چون گفت اين را شيطان گويداميدم را از خودت اى بزرگوار واى برمن هرچه من تَعَب كشيدم در حق او در اين سال همه را خراب كرد به اين كلمات و شهادت دهد سال گذشته براى او كه سال خود را به خير ختم نمود.



    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩


    برخي نكات تفسيري در مورد آيه مباهله

    1- دعوت به مُباهَلَه يك دليل روشن بر حقانيت پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله

    در آيه ي فوق خداوند به پيامبر خود دستور مي دهد كه هر گاه پس از استدلالات روشن پيشين كسي درباره ي عيسي با تو گفتگو كند، و به جدال برخيزد، به او پيشنهاد «مباهله» كن كه فرزندان و زنان خود را بياورد و تو هم فرزندان و زنان خود را دعوت كن و دعا كنيد تا خداوند دروغگو را رسوا سازد.

    مسئله ي «مباهله» به شكل فوق شايد تا آن زمان در بين عرب سابقه نداشت و راهي بود كه صد در صد حكايت از ايمان و صدق دعوت پيامبر صلي الله عليه و آله مي كرد.

    چگونه ممكن است كسي كه به تمام معني به ارتباط خويش با پروردگار ايمان نداشته باشد وارد چنين ميداني گردد؟ و از مخالفان خود دعوت كند بياييد با هم به درگاه خدا برويم و از او بخواهيم تا دورغگو را رسوا سازد، و شما به سرعت نتيجه ي آن را خواهيد ديد كه چگونه خداوند دروغگويان را مجازات مي كند، مسلماً ورود در چنين ميداني بسيار خطرناك است زيرا اگر دعاي او به اجابت نرسد و اثري از مجازات مخالفان آشكار نشود نتيجه اي جز رسوائي دعوت كننده نخواهد داشت، چگونه ممكن است آدم عاقل و فهميده اي بدون اطمينان به نتيجه، در چنين مرحله اي گام بگذارد؟ از اينجا است كه گفته اند دعوت پيامبر صلي الله عليه و آله به مباهله، يكي از نشانه هاي صدق دعوت و ايمان قاطع او است، قطع نظر از نتايجي كه بعداً از مباهله به دست آمد.

    در روايات اسلامي وارد شده هنگامي كه پاي مباهله به ميان آمد نمايندگان مسيحيان نجران از پيامبر مهلت خواستند تا در اين باره بينديشند، و با بزرگان خود به شور بنشينند، نتيجه ي مشاوره آنها كه از يك نكته روان شناسي سرچشمه مي گرفت اين بود كه به نفرات خود دستور دادند اگر مشاهده كرديد محمد با سر و صدا و جمعيت و جار و جنجال به مباهله آمد با او مباهله كنيد و نترسيد، زيرا حقيقتي در كار او نيست كه متوسل به جار و جنجال شده است، و اگر با نفرات بسيار محدودي از خاصان نزديك و فرزندان خردسالش به ميعادگاه آمد بدانيد كه او پيامبر خداست و از مباهله با او بپرهيزيد كه خطرناك است!

    آنها طبق قرار قبلي به ميعادگاه رفتند ناگاه ديدند كه پيامبر فرزندانش حسن و حسين عليها السلام را در پيش رو دارد؛ و علي عليه السلام و فاطمه عليها السلام همراه او هستند و به آنها سفارش مي كند هر گاه من دعا كردم شما «آمين» بگوييد، مسيحيان هنگامي كه اين صحنه را مشاهده كردند سخت به وحشت افتادند، و از اقدام به مباهله خودداري كرده، حاضر به «مصالحه» شدند و به شرايط «ذِمَّه» و پرداختن ماليات (جِزْيَه) تن در دادند.

    2- «مُباهَلَه» سند زنده اي براي عظمت اهل بيت عليهم السلام

    غالب مفسران و محدثان شيعه و اهل تسنن تصريح كرده اند كه آيه ي مباهله در حق اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله نازل شده است و پيامبر تنها كساني را كه همراه خود به ميعادگاه برد فرزندانش حسن و حسين عليها السلام و دخترش فاطمه عليها السلام و علي عليه السلام بودند، بنابراين منظور از «اَبْناءَنا» در آيه منحصراً «حسن و حسين» عليهما السلام هستند، همانطور كه منظور از «نِساءَنا» فاطمه عليها السلام، و منظور از «اَنْفُسَنا» تنهاعلي عليه السلام بوده است و احاديث فراواني در اين زمينه نقل شده است.

    ولي بعضي از مفسران اهل تسنن كه كاملاً در اقليت هستند كوشيده اند كه ورود احاديث را در اين زمينه انكار كنند، مثلاً نويسنده ي تفسير «المنار» در ذيل آيه مي گويد: «اين روايات همگي از طرق شيعه است، و هدف آنها مشخص است، و آنها چنان در نشر و ترويج اين احاديث كوشيده اند كه موضوع را، حتي بر بسياري از دانشمندان اهل تسنن مشتبه ساخته اند»!!

    اما مراجعه به منابع اصيل اهل تسنن نشان مي دهد كه علي رغم پندارهاي تعصب آلود نويسنده ي «المنار» بسياري از طرق اين احاديث به «شيعه و كتب شيعه» هرگز منتهي نمي شود، و اگر بنا باشد ورود اين احاديث را از طريق اهل تسنن انكار كنيم ساير احاديث آنها و كتبشان نيز از درجه ي اعتبار خواهد افتاد.
    براي روشن شدن اين حقيقت قسمتي از روايات آنان را در اين باب با ذكر مدارك در اينجا مي آوريم:

    «قاضي نور الله شوشتري» در جلد سوم از كتاب نفيس «احقاق الحق» طبع جديد صفحه ي 46 چنين مي گويد:

    «مفسران در اين مسئله اتفاق نظر دارند كه «اَبْناءَنا» در آيه ي فوق اشاره به حسن و حسين عليها السلام و «نِساءَنا» اشاره به فاطمه عليها السلام و «اَنْفُسَنا» اشاره به علي عليه السلام است.

    سپس در پاورقي كتاب مزبور در حدود شصت نفر از «بزرگان اهل سنت» ذكر شده اند كه تصريح نموده اند آيه ي مباهله درباره ي اهل بيت عليهم السلام نازل شده است و نام آنها و مشخصات كتب آنها را از صفحه ي 46 تا 76 مشروحاً آورده است.

    در كتاب «غايَةُ الْمَرام» از صحيح مسلم در باب «فَضائِلُ عَلِيِّ بِنْ اَبي طالِب» نقل شده كه: روزي «معاويه» به «سعد بن ابي وقاص» گفت: چرا ابو تراب (علي عليه السلام) را سبّ و دشنام نمي گويي؟!
    گفت: «از آن وقت كه به ياد سه چيز كه پيامبر صلي الله عليه و آله درباره ي علي عليه السلام فرمود افتادم از اين كار صرف نظر كردم...

    يكي از آنها اين بود كه هنگامي كه آيه ي مباهله نازل گرديد پيغمبر صلي الله عليه و آله تنها از فاطمه و حسن و حسين و علي عليهم السلام دعوت كرد و سپس فرمود:

    اَللّهُمَّ هؤُلاءِ اَهْلي:
    «خدايا! اينها خاصان نزديك من اند».

    نويسنده ي تفسير «كَشّاف» كه از بزرگان اهل تسنن است در ذيل آيه مي گويد:«اين آيه قوي ترين دليلي است كه فضيلت اهل كساء را ثابت مي كند».

    مفسران و محدثان و مورخان شيعه نيز عموماً در نزول اين آيه درباره ي اهل بيت عليهم السلام اتفاق نظر دارند، در تفسير «نور الثقلين» روايات فراواني در اين زمينه نقل شده است.

    از جمله به نقل از كتاب «عُيُونُ اَخْبارِ الرِّضا» درباره ي مجلس بحثي كه مأمون در دربار خود تشكيل داده بود، اين چنين مي نويسد:
    امام علي بن موسي الرضا عليه السلام فرمود:«خداوند پاكان بندگان خود را در آيه ي مباهله مشخص ساخته است و به پيامبرش چنين دستور داده:

    فَمَنْ حاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنْ العِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ اَبْناءَنا...
    و به دنبال نزول اين آيه، پيامبر، «علي» و «فاطمه» و «حسن» و «حسين» عليهم السلام را با خود به مباهله برد... اين مزيتي است كه هيچ كس در آن بر اهل بيت عليهم السلام پيشي نگرفته، و فضيلتي است كه هيچ انساني به آن نرسيده، و شرفي است كه قبل از آن هيچ كس از آن برخوردار نبوده است».

    همچنين در مورد عظمت اهل بيت پيامبر عليهم السلام در جريان مباهله مي توان گفت: ذوات مقدسي كه در مباهله، پيامبر صلي الله عليه و آله را همراهي مي كردند، يعني اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا و حسنين عليهم السلام، اصحاب كسا، شايسته عضويت در مباهله، اهل بيت پيغمبر و به تعبير استاد علامه طباطبائي رحمةالله صاحب ادعايند. دليل مطلب اين كه خداوند در ذيل آيه مزبور به لفظ متكلم مع الغير فرمود:

    «فنجعل لعنت الله علي الكاذبين». پس معلوم مي شود همراهان رسول اكرم صلي الله عليه و آله تماشاگر صحنه مباهله نبودند بلكه گزارشگر حقائق ديني بودند، زيرا گزارشگر است كه يا صادق است يا كاذب. اگر آنان گزارشگر وحي و رسالت نبودند و از غيب سخن نمي گفتند، نه صادق بودند و نه كاذب؛ چون صدق يا كذب، فرع يا اخبار مخبر است.

    مستفاد از آيه ي مباركه ي مباهله اين است كه اهل بيت عليهم السلام گزارشگر غيب هستند و ولايت الهي مشترك بين همه آنهاست، اگر چه رسالت و نبوت مخصوص رسول گرامي است؛ آنان آگاه به غيبند و از آن خبر مي دهند و مدعيند و دعايشان نيز مستجاب است. البته گرچه اهل بيت در جريان مباهله همين پنج نفر بودند، ليكن امامان معصوم بعدي، در همه ي فضايل با امامان قبل از خود شريكند.

    آيه ي مباركه ي مباهله و جريان مربوط به آن مبين عظمت اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام است و نشان مي دهد كه اهل بيت رسول گرامي صلي الله عليه و آله مدعي، صادق و مستجاب الدعوه اند. البته اساس و محور اصيل مباهله، دَعْوِي و دعوت بوده است، چنانكه سيره ي علمي آن حضرت معارف شهودي بحث را تأمين مي كند.

    نكته ي شايان توجه اين كه پيغمبر گرامي صلي الله عليه و آله هنگام خطر، چه در جهاد اصغر و چه در جهاد اكبر، اهل بيت خود را پيشاپيش حاضر مي كرد. حضرت علي عليه السلام)در نهج البلاغه نمونه هايي را ذكر مي كند و مي فرمايد:

    ما اهل بيتي هستيم كه قبل از ديگران قرباني مي دهيم تا در ايثار و نثار اسوه ديگران باشيم.

    غرض آن كه رسول گرامي هم در ميدان جنگ و هم در صحنه ي مباهله اهل بيت خود را آورد، با اين كه هر كسي اهل بيت خود را دوست دارد و گاهي خود را فداي آنها مي كند، ليكن چون دين خدا عزيزتر از جان است و ارزش انسان به حمايت از دين خداست، وقتي خطر متوجه دين شد، رسول گرامي خود و اهل بيت خويش را فداي دين مي كند.


    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩



    اهميت واقعه مباهله

    پس از فتح مكه در سال هشتم هجرى و درخشش قدرت اسلام در جزيرةالعرب، پيروان ديگر اديان و مذاهب و رهبران و رجال سياسى و مذهبى توجه خاصى به اسلام و مسلمانان و به كانون اين قدرت عظيم يعنى مدينةالرسول پيدا كردند. اين امر زمينه مناسبى را براى نشر و گسترش شعاع اسلام تا اقصى نقاط حجاز و حتى خارج از آن فراهم آورد و پيامبر اسلام توانست از اين فرصت بخوبى استفاده كند و با ارسال نامه‏ها و نمايندگان ويژه به رؤساى بلاد و زمامداران كشورها آنها را به پذيرش اسلام و يا به رسميت شناختن دولت اسلامى و التزام به مقررات آن فرا خواند.

    طبيعى است كه بسيارى از مخاطبين اين نامه‏ها علاقه‏مند بودند كه به مدينه و به مقر دولت اسلامى بيايند و با شخص رسول‏خدا آشنا شوند و از نزديك وضعيت مسلمانان را ببينند. اين بود كه در سال نهم هجرى به تدريج هيئت‏هاى نمايندگى طوائف و قبائل عرب به حضور رسول‏خدا مى‏رسيدند و اين سال را مورخين «عام الوفود» نام نهاده‏اند.

    نامه رسول‏خدا به مسيحيان نجران از جمله نامه‏هاى ارسالى آن حضرت بود كه گروهى از بزرگان و اشراف نجران را به مدينه كشاند. اين هيئت بلندپايه چون در مذاكرات شفاهى با آن حضرت به تفاهم نرسيدند و از سر لجاج پاسخ آن حضرت به سؤالات اعتقادى خود را قانع‏كننده ندانستند پيشنهاد ديگرى از سوى رسول‏خدا دريافتند مبنى بر اين كه اكنون كه هر طرف خود را محق و ديگرى را باطل مى‏شمارد بياييد عزيزان خود را جمع كنيم و دست به دعا برداريم و خداى خويش را بخوانيم و هر يك بر ديگرى نفرين كند تا ببينيم خداوند نداى كدام طرف را پاسخ مى‏دهد و آشكار شود چه كسى در ادعاى خود دروغگويى بيش نيست. اين عمل كه در لغت عرب مباهله ناميده مى‏شود، راهى جديد بود كه به نص آيه 61 سوره آل‏عمران

    (فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم و نسائنا و نسائكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنةالله على الكاذبين)

    پيامبر اسلام از سوى خداوند بدان مأمور گشت و براى پايان بخشيدن به مجادلات هيئت نصارى با آن حضرت و اقناع عوام و خواص از مسلمانان و مسيحيان از هر منطق و استدلالى بهتر و رساتر بود. ولى به گواهى همه منابع تاريخى مسيحيان نجران پس از قبول اين پيشنهاد چون به ميعادگاه وارد شدند و نشانه‏هاى حقانيت رسول‏خدا را در دعوت خويش مشاهده كردند از اقدام بدين كار منصرف شدند و به پرداخت جزيه و امضاى صلحنامه‏اى كه رسول‏خدا شروط آن را مشخص مى‏ساخت، تن در دادند.

    اين واقعه با همه خصوصيات و لوازم و آثارش نظر محققان شيعه و سنى و حتى پاره‏اى از مستشرقين را به‏خود جلب كرده است و ما در اين واقعه تاريخى سه جهت را قابل توجه و ملاحظه مى‏دانيم :

    جهت اول: ظهور حقانيت اسلام در برابر مسيحيت. و جالب توجه آن است كه تا به امروز نيز هيچ عالم و عابد مسيحى نخواسته است كه بار ديگر به ميدان مباهله با مسلمانان درآيد تا بدين وسيله از اعتقاد راسخ خود به صحت ادعايش و يقين به حقانيت دينش خبر دهد ؛ بلكه در پيرامون واقعه مباهله حوادثى به ثبت رسيد كه عكس اين مطلب را ثابت كرد و بخوبى آشكار شد كه مسيحيان علائم پيغمبر خاتم را كه در كتب آسمانى موجود در نزد خود خوانده بودند، بر پيامبر اسلام منطبق ديدند و او را در ادعاى نبوت بر حق مى‏دانستند و به تعبير قرآن «الذين آتيناهم الكتاب يعرفونه كما يعرفون ابناءهم و ان فريقا منهم ليكتمون الحق و هم يعلمون» (بقره / 146) ولى با اين حال نمى‏خواستند از دين خود و موقعيت ويژه‏اى كه نزد مردم خود پيدا كرده‏اند دست بكشند.

    جهت‏دوم: اثبات فضيلتى‏عظيم براى على‏عليه السلام و زهراءعليها السلام و حسنين‏عليهما السلام كه تنها همراهان رسول‏خدا در اين ماجرا بودند و اختيار نمودن پيغمبر اينان را از ميان فرزندان و زنان و اصحاب خود، بهترين دليل بر علو مرتبه و منزلت آنها نزد خدا و رسول‏خداست.

    جهت سوم: دلالت آيه مباهله بر امامت على‏عليه السلام چرا كه كلمه «انفسنا» در آيه مذكور شاهد بر وجود مقام و منزلتى براى خصوص على‏عليه السلام نزد رسول‏خداست كه هيچكس بدان نرسيده و نخواهد رسيد و هموست كه در لسان وحى نفس پيغمبر شمرده شده است و از اينجاست كه مى‏توان گفت على‏عليه السلام افضل صحابه بلكه افضل خلق بعد از رسول‏خدا است و طبعا همه كمالاتى كه براى رسول‏خدا ثابت است، براى او نيز ثابت مى‏گردد مگر اصل نبوت.

    جهت چهارم :جهت ديگرى كه براى بررسى و تحليل اين واقعه تاريخى وجود دارد و از ميان مستشرقين نظر پروفسور لويى ماسينيون را به‏خود جلب كرده است، امضاء صلحنامه‏اى ميان پيامبر اسلام و مسيحيان نجران است كه از نظر اين استاد به معناى امضاء پيمان‏نامه سياسى عدم تعرض به مسيحيان در سراسر سرزمينهاى اسلامى است و رعايت آن براى جانشينان آن حضرت نيز لازم بود. و شايد او درصدد القاء اين مطلب باشد كه پيامبر اسلام بدين طريق مسيحيان را در التزام به دين خود آزاد گذاشت و بدين وسيله حضور آنان را در ميان مسلمانان تا زمانى كه رفتار مسالمت جويانه داشته باشند به رسميت شناخته است.

    ماسينيون در اواخر رساله خود به سراغ عقايد خرافى برخى فرقه‏هاى اسلامى مانند فرقه نصيريه و شيعيان خطابى و دروزى رفته و براساس باورهاى آنها به نقش سلمان فارسى به عنوان يك عنصر ايرانى كه نماينده تمدن كهن ايرانى است و به عنوان يك تازه مسلمانى كه سابقه طولانى در مسيحيت داشته و با مسيح و محمد (ص) هر دو آشنا و اكنون پل ارتباطى ميان اسلام و مسيحيت گرديده است، توجه پيدا كرده است. ولى ما نمى‏دانيم چرا او از ميان همه زواياى قابل تأمل اين حادثه تنها از اين دو زاويه به مطالعه واقعه مباهله پرداخته است و او در نهايت درصدد اثبات چه امرى است؟

    به هر صورت جاى آن دارد كه در اطراف واقعه مباهله تحقيق و تدقيق بيشترى صورت گيرد و نقاط اصلى اين واقعه كه چون واقعه غديرخم مسلم و غيرقابل خدشه است، روشن شود، چرا كه مباهله سندى جاودان بر حقانيت اسلام و شاهدى غير قابل انكار بر اصالت و استحكام بناى هميشه استوار تشيع راستين است.


    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه روز مباهله ۩۞۩۩۞۩

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۸۷/۱۰/۰۳ در ساعت ۱۷:۲۷


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود