جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زیارت

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    27
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    زیارت




    سوال : با سلام وهابیها به ایه دوم سوره تکاثر استناد میکنند در عدم جواز زیارت قبور. لطفا توضیح بفرمایید؟

    به نام خدا
    با عرض سلام
    خداوند تبارك و تعالي در ايات اول و دوم سوره تكاثر مي فرمايد :‌ أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ ، حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ مسابقه و مفاخره در داشتن مال و نفرات بيشتر شما را از سعادت واقعيتان به خود مشغول كرد تا آنجا كه براى شمردن نياكان خود به قبرستان رفتيد(1)
    اين احتمال نيز در تفسير آيه داده شده است كه" تكاثر" و" تفاخر" آن چنان آنها را به خود مشغول داشته كه تا لحظه ورود در قبر نيز ادامه دارد.
    مفسرين در تفسير اين آيات شريفه ضمن بيان دو نوع تفسير يكي از آنها را تقويت نموده اند
    1)حتي زرتم المقابر كنايه از مردن است . بنابراين آيه متذكر مي شود كه تكاثر و مفاخرت شما در داشتن مال و زينت دنيا، و مسابقه گذشتنتان در جمع عده و عده، شما را از آنچه واجب بود بر شما بازداشت، و آن عبارت بود از ذكر خدا، در نتيجه عمرى را به غفلت گذرانديد، تا مرگتان فرا رسيد. (2)
    2)تكاثر و افزون خواهي در تفاخر به شمارش افراد, به اين صورت كه گروهي بگويد : افراد قبيله ءما بيشتر است و گروه ديگر گويد: نه ،افراد ما بيشتر است . اين تفاخر و درگيري به جايي رسيد كه به قبرستان رفتيدو مرده هاي خود را شمارش كرديد و عدد انها را به عدد زنده هايتان افزوديد و به مردگان بيشتر خود مباهات كرديد
    اساس اين معنا رواياتى است كه در شان نزول سوره وارد شده، كه دو قبيله از انصار با يكديگر تفاخر مى‏كردند به داشتن مردانى از زندگان و در آخر از مردگان، و در بعضى ديگر آمده كه اين جريان در مكه اتفاق افتاد، بنى عبد مناف با بنى سهم مفاخرت كردند، و به مفاخرت داشتن نفرات زنده اكتفاء ننموده، در آخر مردگان را هم به حساب آوردند، و سوره مورد بحث در شان آنان نازل شد كه حتي به قبرستان رفتند و قبرهاي مرده هايشان رابه حساب آوردند تا تعدادشان افزون شود. اين آيه مي فرمايد: اين كار درستي نيست و مذموم و ناپسند است (3) مرحوم فيض در تفسير صافي(4) و ايت الله مكارم شيرازي در تفسير نمونه(5) نيز هر دو معني را متذكر شده اند و با توجه به اينكه حتي زرتم المقابر در ادامه ايه اول ( الهاكم التكاثر) است لذا به هيچ وجه نمي تواند غير از اين دو تفسير داشته باشد
    پرسشگر گرامي چنانچه با توجه به مطالب فوق به هر كدام از تفاسيري كه در مورد اين آيات شده است قائل شويم و با توجه به ادله ديگري كه مورد قبول علماء اهل تسنن است و در ذيل به انها اشاره خواهد شد به هيچ وجه نمي توان اين ايه را تفسير به غير ظاهر كرده و عدم جواز زيارت قبور را از ان برداشت نمود اينك بطور اختصار از ادله مختلف جواز زيارت قبور به دو مورد با استناد به كتب اهل تسنن به دو مورد اكتفا كرده و به انها اشاره مي كنم
    خداوند تبارك و تعالي در ايه 89 سوره توبه مي فرمايد : و لا تقم علي قبره و در كنار قبر يكي از منافقان توقف نكن
    اين آيه در صدد شكستن شخصيت منافقين است و پيامبر را از حضور در هنگام دفن منافق يا توقف هنگام زيارت قبور منع كرده است و مفسرين اهل تسنن مانند بيضاوي در "انوار التنزيل"(6) و آلوسي در "روح المعاني " (7) نيز به اين معنا اذعان نموده اند لذا از اينكه نهي مربوط به منافقين و كفار است معلوم مي شود توقف براي زيارت قبر مومن و مسلمان مشروع بوده و اشكالي ندارد
    و در روايتي به سند كتب معتير اهل تسنن آمده است كه پيامبر ( صلي الله عليه و اله ) فرمود : اني نهيتكم عن زياره القبور ، فمن شاء ان يزور قبرا فليزر فانه يرق القلب و يدمع العين و يذكر الاخره و لا تقولوا هجرا " همانا من شما را از زيارت قبور نهي كردم ،ولي الان هر كس كه خواست قبري را زيارت كند مانعي ندارد زيرا اين عمل باعث رقت قلب مي گردد و اشك را جاري مي سازد و به ياد اخرت مي اندازد ولي چيزي كه موجب خشم خدا مي گردد را نگوييد (8)
    يا حق

    1) با استفاده از ترجمه تفسير الميزان ، از منشورات جامعه مدرسين حوزه علميه قم ، سال 1374ش ، ج 20 ص 599
    2) ترجمه تفسير الميزان، همان ، ج 20 ص 600
    3) ترجمه تفسير الميزان ، همان ، ج 20 ص601
    4) تفسير صافي ، انتشارات الصدر ، تهران 1415 ق ج 15 ص 452
    5) تفسير نمونه ، داراالكتب الاسلاميه ، تهران 1374، ج 27ص 276
    6) انوار التنزيل،از انتشارات دارالاحياء التراث العربي ، بيروت ج 5، ص 334
    7) روح المعاني انتشارات دارالكتب العلميه ، بيروت سال چاپ 1415ق ، ج 15 ص 452
    8) مسند احمد ج 3 ص 237-250 ، مستدرك حاكم ج 1، ص 376

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    گرچه قرآن کريم به صراحت موضوع زيارت اهل قبور را مطرح نکرده است ; ولى از آيه «وَلاَ تُصَلِّ عَلَى أَحَد مِّنْهُم مَّاتَ أَبَدًا وَلاَ تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَـسِقُونَ ;(توبه ، 84)
    اى پيامبر! بر هيچ يک از منافقانى که از دنيا مى روند ، نماز مگزار و هيچ گاه در کنار قبر او براى طلب آمرزش و استغفار نايست ، چون آنان به خدا و رسولش کافر شدند و در حالى که فاسق بودند از دنيا رفتند .»
    استفاده مى شودکه ايستادن در کنار قبر مؤمنان و دعا براى آنان جايز است ; زيرا نهى در آيه مخصوص منافقان است . پس مفهوم آيه شريفه اين است که زيات قبور مؤمنان و دعا براى آنان جايز است .(1)
    موضوع زيارت اهل قبور ، مخصوص شيعه نيست ، بلکه در روآيات شيعه و اهل سنت مطرح و براى آن ، فوايدى ذکر شده است که به برخى از آنها اشاره مى شود:
    1 . زيارت قبور مردگان موجب عبرت گرفتن زيارت کننده مى شود و او را از خواب غفلت بيدار مى کند . پيامبراکرم(ص)در اين باره مى فرمايد: «زوروا القبور فانّها تذکّرکم الآخرة.(2)
    و نيز در روايتى آن حضرت مى فرمايد: زيارت قبور موجب يادآورى مرگ است .»(3)
    2 . زيارت قبر مؤمن و قرائت قرآن و دعا نزد آن ، موجب خشنودى و مغفرت اهل قبر مى شود .
    اميرالمؤمنين(ع) در روايتى مى فرمايد: «زوروا موتاکم فانهم يفرحون بزيارتکم يفرحون بزيارتکم ;(4)مردگانتان را زيارت کنيد که همانا با زيارت شما خوشحال مى شوند .»
    3 . زيارت قبور براى زيارت کننده هم ثواب دارد و باعث برخوردارى از مغفرت و رحمت الهى مى گردد . زيارت قبور از صدر اسلام مرسوم بوده است و در تاريخ آمده که پيامبراسلام(ص) و ائمه(ع) به زيارت قبور مى رفتند .
    در تاريخ نقل شده ، پيامبر اکرم(ص) در حال بيمارى و روزهاى پايان عمر مبارکشان ، با کمک امير المؤمنين(ع) به همراه اصحاب به زيارت قبور مؤمنان در قبرستان بقيع تشريف بردند و براى مردگان استغفار کردند .(5)

    1 : تفسير نمونه ،ج 8 ، ص 72
    2 . صحيح ابن ماجه ، ج 1 ، ص 113 .
    3 . صحيح ابن مسلم ، ج 3 ، ص 65 / بحارالانوار ، علامه مجلسى ، ج 45 ، ص 201
    4 . وسائل الشيعه ، شيخ حر عاملى ، ج 3 ، ص 223
    5 . حيوة القلوب ، علامه مجلسى ، ج 4 ، ص 1742

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام دوستان. بعد از چند روز بحث با وهابی ها، و اثبات شرک نبودن توسل به مردگان با استناد به آیات قرآن، حالا دست به دامان صحیفه سجادیه شده اند و برای بنده چند دعا آوردند و طبق این ها ادعا کردند که ایشان قبول نداشته.
    در ضمن یک حدیث هم از حضر علی آوردند که براتون در زیر می آرم.

    4) قبرم را قبله گاه و محل توجه و مسجد قرار ندهید همانا خدای متعال یهود
    را لعنت نمود زیرا قبور پیامبران خود را مساجد قرار داده اند. پیامبر
    اكرم (وسائل الشیعه ج 2 باب 65 ص 887)
    5) پیامبر (صلی الله علیه وسلم) از گچ كاری قبر و نوشتن روی آن نهی
    فرموده. (مستدرك الوسائل محدث نوری از علامه حلی در كتاب النهایه. مستدرك
    چاپ سنگی 1/127).
    6) حضرت علی فرمود: شنیدم كه رسول خدا می فرماید: قبرم را محل رفت و آمد
    قرار ندهید و قبرهایتان را مساجد خویش قرار ندهید و خانه هایتان را محل
    دفن مرده هایتان قرار ندهید. (مستدرك الوسائل ج 1 باب 55 از ابواب دفن ص
    132
    15) حضرت علی (علیه السلام): هر كه قبری را تجدید بنا كند و یا مجسمه ای
    بسازد از اسلام خارج شده است. (من لایحضره الفقیه صدوق و المحاسن برقی و
    جلد 18 بحارالأنوار و وسایل الشیعة باب 43).
    پروردگارا... من بر این باورم كه حاجت خواهی یك نیازمند از نیازمندی دیگر نشانه كم خردی در رای و گمراهی در عقل است.
    خداوندا... هر كس كه حاجت به یكی از بندگان تو برد، یا یكی از آنها را سبب روا شدن حاجت خود پندارد، جز حرمان و ناكامی نصیبی حاصل نكند.
    پروردگارا... مرا در این نیاز و دیگر نیازهایم متوجه كسی غیر از خودت مكن؛
    امام سجاد

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    با او

    سلام و ادب ؛

    اولا توصیه می کنم با وهابیت که بحث می کنید ، سعی کنید متکی بر قران کریم بحث کنید و وارد روایات و احادیث و ادعیه و ... نشوید.

    ثانیا خود اهل بیت فرموده اند که هر جا حدیثی از ما رسید که کاملا مخالف قرآن بود ، فضربوه علی الجدار ، آن را به دیوار بکوبید. این احادیث و ادعیه که نقل کردید بخشیش ممکنه از این دسته باشه و بخش عمده ی دیگرش ، باید تفسیر شود و روایات و احادیث معصومین مستقلا نمی تواند ملاک عقیده باشد و باید جامعه ی روائی تشکیل داد و کنار هم گذاشتن تمام روایات و احادیث در یک موضوع به جمع بندی رسید.
    این تاپیک هم ممکن است کمکتان کند ، مطالبی هم اینجا قرار داده ایم.
    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=24716&p=391628

    اما در مورد اثبات درستی ساختن قبور و اماکن متبرکه ؛

    1. در سوره نور ، آیه 36 و 37 می فرماید :

    فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ (36)‏ رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ (37)

    ترجمه : (اين چراغ پرفروغ) در خانه‏هايى قرار دارد كه خداوند اذن فرموده ديوارهاى آن را بالا برند ، خانه‏هايى كه نام خدا در آنها برده مى‏شود، و صبح و شام در آنها تسبيح او مى‏گويند... (36)
    مردانى كه نه تجارت و نه معامله‏اى آنان را از ياد خدا و برپاداشتن نماز و اداى زكات غافل نمى‏كند; آنها از روزى مى‏ترسند كه در آن، دلها و چشمها زير و رو مى‏شود. (37)

    لذا اینجا خانه هایی با این ویزگی ها را خداوند اجازه ی رفعت و آبادانی آن را داده است. حالا ممکن است آنها بگویند که نخیر ، چه کسی گفته ترفع به این معنی است. می گوییم در آیه ی دیگری از قرآن کریم ، کاملا واضح کلمه ی رفع به معنای ساختن یک بنا و بزرگداشت آن به کار رفته آنجا که می فرماید :

    وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ

    ترجمه : (نيز به ياد آوريد) هنگامى را كه ابراهيم و اسماعيل، پايه‏هاى خانه (كعبه) را بالا مى‏بردند،

    اما در اخبار هم از انچه که مورد قبول خودشان هم قاعدتا باید باشد آمده است که : سیوطی از ابوبکر نقل می کند وقتی این آیه(نور36-37) بر پیامبر نازل شد ، ما همگی در مسجد بودیم ، مردی برخاست و گفت : این بیوت از آنِ کیست؟ پیامبر فرمود : خانه های پیامبران است. و من برخاستم و گفتم : خانه ی علیو زهرا هم جزو این بیوت است؟ در پاسخ فرمود : نعم و من أفاضلها ، آری از بهترین آنهاست.

    منبع : الدر المنثور ، ج5 ، ص 203

    2. و همچنین در مورد اصحاب کهف ، وقتی که بعد از یافتن محل قبر آنها بین دو دسته دعوا شد که عده ای که درست فکر می کردند و فائق شدند ، مسجد و مکان متبرکی در روی قبر اصحاب کهف ساختند.

    إِذْ يَتَنَازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِم بُنْيَاناً رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِداً (21)

    ترجمه : در آن هنگام كه ميان خود درباره كار خويش نزاع داشتند، گروهى مى‏گفتند: «بنايى بر آنان بسازيد (تا براى هميشه از نظر پنهان شوند! و از آنها سخن نگوييد كه) پروردگارشان از وضع آنها آگاهتر است!» ولى آنها كه از رازشان آگاهى يافتند (و آن را دليلى بر رستاخيز ديدند) گفتند: «ما مسجدى در كنار (مدفن) آنها مى‏سازيم (تا خاطره آنان فراموش نشود.)» (21)

    در پست بعد هم آیات مربوط به توسل و شفاعت عرض می شود.......

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۹/۰۹/۳۰ در ساعت ۰۱:۱۰
    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    با او

    اثبات توسل و شفاعت از قرآن کریم ؛

    در این بخش فقط به خود قرآن کریم تمسک می کنیم برای اثبات مدّعی :

    در قرآن کریم یادآوری شده است که ذوالقرنین در ساختن سد به مردم متوسل شد و از آنان طلب کمک کرد :
    « فأعیونی بقوّة أجعل بینکم و بینهم رمدا » ؛ کهف 95 : با قدرت خویش مرا یاری کنید تا میان شما و انان سدّی برپا سازم.

    قرآن کریم در جایی دیگر در مورد توسل به اسباب معنوی می فرماید :
    « یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله وابتغوا الیه الوسیلة ، و جاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون » ؛ مائده 35 : ای افراد با ایمان خود را از خشم و سخط الهی واپایید ، و برای تقرّب به او وسیله ای بجویید و در راه خدا حهاد کنید باشد که رستگار شوید.

    همچنین قرآن کریم در مورد تمسک به اسمائ و صفات الهی می فرماید :
    « ولله الاسماء الحسنی ، فادعوه بها » ؛ اعراف 180 : اسماء حسنی مخصوص خداوند است ، پس خداوند را به وسیله ی انها بخوانید.
    و می دانیم که محل نزول و ظهور اسماء و صفات الهی موجودات و مخلوقات هستند و هر مخلوقی به حد سئه ی وجودی خودش صفات الهی را در بردارد و نمایش می دهد.

    و همچنین در توسل به پیامبر برای توبه و استغفار میان خو و خداوند ، قرآن کریم کسانی که گناه کرده اند را توصیه می کند که نزد رسول خدا روند و طلب مغفرت کنند تا بخشیده شوند:
    « و لو أنّهم إذ ظلموا أنفسهم ، جاؤؤک فاستغفرالله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما » ؛ نساء 64

    و همچنین در جایی دیگر منافقان را نکوهش می کند که چرا نزد پیامبر برای طلب اسغفار نمی روند :
    « و إذ قیل لهم تعالوا یستغفرلکم رسول الله لوّوا رؤوسهم و رأیتهم یصدّون و هم مستکبرون » ؛ منافقون 5

    و حتی در امت های پیشین هم این امر بوده است چنان که قرآن کریم می فرماید فرزندان یعقوب نبی ، از پدر خواستند تا برای انان طلب امرزش کند :
    « یا أبانا استغفر لنا ذنوبنا إنّا کنّا خاطئین * قال سوف استغفرلکم ربّی إنّه هو الغفور الرحیم. » ؛ یوسف 97-98

    لذا توسل و واسطه قرار دادن انسان های پاک و مقرب در درگاه الهی و نزد خداوند خود توصیه ی دین و قرآن است و در آیات مذکور به وضوح این امر روشن است ، و در واقع این آیات معنی درست و تبصره ها و نکات آیه ای که شما فرمودید را روشن می کند.

    الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین
    سپاس خداوندی را که قرار داد ما را تمسک کنندگان به ولایت امیرالمومنین

    زیاده عرضی نیست.
    التماس دعا
    طارق

    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0





    با سلام و درود


    در برهه ای از زمان در صدر اسلام، اعراب جاهلی به پرستش و عبادت نیاکان و مردگان روی آورده بوده و این امر در بین آنها رواج یافته بود، لذا رسول خدا(ص) آنها را از بنا و ساختن قبور و ... نهی می فرمودند. و حتی به آن حد رسیده بود که حضرت مردم را از زیارت و رفتن بر سر قبور نهی می فرمودند. و این روایات مربوط به همان دوران است.


    ولی وقتی این انحراف برطرف شد آن دستورات و احکام آن هم نسخ شد و حتی خود پیامبر اکرم(ص) به زیارت قبر مادر بزرگوارشان رفتند. و ائمه معصومین علیهم السلام نیز از آن به بعد این روش و شیوه پیامبر را تبیین نمودند، کما این که کار اصلی ائمه معصومین تبیین و بیان احکام و دستوراتی بود که نبی مکرم اسلام تشریع فرموده بودند.


    ضمنا خود حضرت رسول(ص) در منزل خودشان دفن شدند.


    در مورد ادعیه امام سجاد علیه السلام نیز روشن است که منظور روی آوردن به غیر خدا به معنای شریک قائل شدن و فراموشی و غفلت از خداوند است؛ و این با معنای توسل و و اسطه قرار دادن ـ که آیه شریفه قرآن هم آن را اجازه داده است ـ از نظر ماهوی تفاوت دارد و غیر از آن است.


    توسل و واسطه فیض قرار دادن، غیر از شرک و غفلت از خداوند متعال است.






    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود