صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تصوف

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    93
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تصوف




    با سلام به شما بزرگواران

    سوالاتی در مورد تصوف داشتم که خدمتتان عرض میکنم.

    سوالاتم دوتا است و قرمز رنگاه مهمتر
    ممنون میشم که جواب استادان گرامی رو بدانم.

    الف)
    علت اینکه مراجع شرکت در مراسم مذهبی دیگر فرق را جایز نمی دانند چیست؟ مگر تحقیق در امر اعتقادات واجب نیست؟ آیا این نظر مراجع با اصل تحقیق در تناقض نیست؟ و اگر نیست چرا و چگونه؟

    ب) تصویر ما از متصوفه مبهم است .دقیقا تفاوت متصوفه را با شیعه ای که غالب جامعه بدان معتقدند بیان کنید. آیا در اعتقادات اعمال و... تفاوتی با بقیه دارند یا نه؟ اگر تفاوتی ندارند علت جداکردن خود از غالب جامعه چیست ؟




  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    93
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تصوف را دو نوع تعریف کردند.
    یکی از قول خود اهل تصوف و دیگری از دیدگاه شیعیان و مخالفین تصوف.

    اولی از نظر خود تصوف:

    تصوف :

    1.تعریف تصوف : مسلکی است که با مذهب آمیخته است و طرفداران این مسلک عقیده دارند که دراین طریقه بهترین راه برای رسیدن به حق می باشد و انسان پس از تامل و تفکر و تجربه و مشاهده و سیر و سلوک می تواند به مقصود نهایی و مطلوب اصلی خود برسد .


    2.معانی واژه صوفی ، صوفی به معنای پشم یا پشمین است و اهل تصوف به مناسبت پوشیدن چنین جامعه هایی بدین نام شهرت یافتند


    3.منشا تصوف : درباره منشا تصوف عقاید مختلف است


    ‌أ.نظریه اول : عده ای معتقدند تصوف منشعب از مذهب بود می باشد


    ب.نظریه دوم : بعضی تصوف را از فلسفه و مخصوصا " فلسفه افلاطونی اقتباس شده می دانند


    ‌ج.نظریه سوم : عده ای عقیده دارند تصوف کشورهای اسلامی از امور خارجی سرچشمه
    نگرفته بلکه تحولات سیاسی و اجتماعی موجب گردیده است این مسلک به وجود آید
    ‌د.نظریه چهارم : دیگر اینکه خود صفویه همه این عقاید و افکار را ناستوده می دانند و می گویند این گونه انتسابات به فرقه صوفیه گناه بزرگی است ، آنها می گویند تصوف عبارت است از لبّ عصاره و باطن قرآن و احادیث پیغمبر .0بنابر این در مسلک صوفیان ، شریعت نقطه خروج است و رهبر انسان است برای وصول به حقیقت


    4.عقاید صوفیه :


    1.پیروان این مسلک عقیده دارند که خداوند بوده است و بقیه امور نبود . چنانچه مولوی می
    گوید : ما عدمهائیم و هستی ها نما بر وجود مطلق و هستی ما .


    2.راز پوشی یکی از دیگر عقاید فرقه صوفیه است و می گویند چون هر کسی نمی تواند از حقیقت این مسلک وقوف یابد در نتیجه اظهار و عقاید صوفیه برای این دسته از مردم و نه تنها سودی در بر ندارد بلکه زیانی واهم مشاغل می شود .


    3.عقیده سوم : عواطف و احساسات صوفیه همیشه با احساسات عواطف سر و کار دارند و با ذوق و عشق حلاجی قی کنند و با عقل چندان مشورتی ندارند .


    4.خویشتن پرستی و تنفر از آن صوفیه از خویشتن پرستی متنفرند

    ____________________


    و اینم از نظر اهل تشیع



    معنای تصوف
    برای کلمه ی "صوفی"و "تصوف" معناهای متفاوتی ذکر شده است.مثل:مشتق از صفه و اشاره به اصحاب صفه می باشد,یا از صوف به معنای پشم گرفته شده و صوفی یعنی پشمینه پوش.یا به معنای شخص تصفیه شده یا کسی که خدا او را صاف نموده است.عده ای نیزحروف آن رامخفف و اشاره به "صفا"و "وفا"و "فنا"دانسته اند.این احتمال نیز وجود دارد که صوفی مشتق از"سوفیا"به معنای حکمت باشد.

    اختلاف فرقه ها ی مختلف درویشان و صوفیان به قدری زیاد است که امکان ندارد بتوان یک تعریف کامل و جامعی از تصوف را ارائه داد به طوری که تمام خصوصیات فرقه ها و سلسله های مختلف را بین کرده باشد.علاوه بر آنکه تغییرات زیاد در هر فرقه در طول زمان ,و ثابت نمودن آداب و روش آنان ,و نیز کثرت فرقه های آنان بر مشکل بودن مطلب می افزاید.

    می توان خصوصیات و نشانه های آنان را اینگونه ذکر کرد:

    صوفی کسی است که معتقد به خانقاه بوده و به فقه و فقها وبه طور کلی به شریعت نظر تحقیر آمیز داشته و همیشه ادعای معنویت و انس با خدا و خوشبینی زیاد به خود داشته وبا نوعی اباحه گری و مسامحه وسهل انگاری در دین زندگی می کند.

    و

    سر مگو
    :

    معمولا تمام درویشان معتقد به سر مگو یا راز نهانی هستند.مقصود آنها همان مساله وحدت وجود است.

    وحدت وجود از مسایل بسیار دقیق فلسفه است که بربرهانهای دقیق و محکم استوار است.و کتابهای عرفانی نیزوحدت شخصی وجود را پذیرفته اند.و صحیح نیز می باشد.اما اگر کسی به دقت کتابهای فلسفه و عرفانی را نزد استادی توانا نخوانده باشد هرگز به عمق این مساله نخواهد رسید.و اشتباه در فهم این مساله چیزی جز پذیرفتن کفر صریح نیست.زیرا این مساله همان صراط مستقیمی است که از موباریکتر است و ذره ای انحراف در آن سبب سقوط در وادی ضلالت و گمراهی است.

    و ما در میان صوفیه و بلکه رهبرانشان کسی را سراغ نداریم که دقیقا به مساله فلسفه و عرفان آشنا بوده و مساله وحدت وجود را با تمام ظرافتهایش فهمیده باشد.به همین جهت آنان با مطالعه چند کتاب عرفانی و بدون آگاهی از عمق آن طبق تصورات غلطی که پیدا کرده اند به وحدت وجود به معنای حلول یا اتحادی آن معتقد شده اند.

    وحدت ادیان
    :

    یکی از نقاط ضعف صوفیه بی تفاوتی آنان در برابر ادیان تحریف یا نسخ شده می باشد.به طوری که آنان حتی بت پرستی هندوها را نیز می پذیرند.و چون معتقد به صلح کل هستند تولی و تبری را رها کرده و هیچ کس یا هیچ دینی را رد یا انکار نمی کنند.و هیچ عقیده ای را غلط نمی شمارند.یعنی در دین خود غیرت و تعصب ندارند.و عجیب تر آنکه لعنت یزید حتی شیطان را نیز جایز نمی دانند.

    دفاع از ابلیس
    :

    به گفته ی آنها ابلیس سیدالموحدین است و هر کس توحید را از ابلیس فرا نگیرد زندیق است.

    عشق مجازی
    :

    یکی از مواردی که صوفیه در آن متهم به تجاوز از ظواهر شرع هستند مساله ی عشق مجازی است.

    متاسفانه انان چون معتقدند که "لمجاز قنطره الحقیقه "عشق مجازی را مجوز و سرپوشی برای گناهان خود قرار داده اند.این صوفیان که مدعی محبت خدا هستند در نفس خبیث خود صورت شخصی را که به او عشق می ورزند مجسم کرده و نام مبارک"الله"را بر آن گذارده و برای عشق او کارهایی انجام می دهند که چه بسا به جنابت آنان منتهی می شود.

    خانقاه
    :

    اولین خانقاهی که در عالم اسلام ساخته شد به دست یک شخص مسیحی بود .صوفیان مسجد را رها کرده و به خانقاه روی آوردند.گرچه در خانقاه نیز نام خدا برده می شود اما در واقع خانقاه به سنگری به در مقابل مسجد تبدیل شده است.رفت و آمد کردن به خانقاه نشانه ی جدایی و کناره گیری از فقه و شریعت می باشد.

    صوفیان کاملا مسجد و جاعت مسلمانان را ترک کرده و در مجالس خانقاه شرکت می کنند.

    چله نشینی
    :

    اصل مساله چله و اربعین چیزی است که در روایات اسلامی مطرح شده است.اما آنچه در صوفیان سراغ داریم آن است که در چله نشینیهای خود ذکرهای مجعول و ساختگی که از اهل بیت نیست و بر خلاف شرع می باشد بر زبان دارند.و در تعدادی از روایات از هر ذکری که ار اهل بیت وارد نشده باشد نهی کرده اند.



    .


  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    93
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یعنی هیچ کس نیست به من کمک کنه؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

    مدیران پاسخگو کجایید؟

    نیستید؟!!!!!

    بیایید دیگه

    من منتظرم ها


  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    539
    تشکر:
    1
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    اهل بيت(عليهم السلام) كه قرآن ناطق و شارحان راستين و راسخان در علم اند، تصوف و صوفى گرى را به شدت مردود اعلام كرده اند; طبيعى است كه هر چه صوفيان در افكار و عقايد و اعمال، از شرع مقدس فاصله بگيرند، بيش تر مشمول اين انكار خواهند بود. قرآن كريم نيز هر چند به صراحت به صوفيه نپرداخته ـ با توجه به اين كه اساساً صوفيه و صوفى گرى پس از نزول قرآن به وجود آمده اند ـ ولى آيات قرآن، مبانى و افكار و اعمال انحرافى آنان را به نقد كشيده است.•
    ـ امّا در خصوص سلسله نعمت اللهى و برخى فرقه هاى صوفى گرى كه ممكن است ادعا شود كاملا با شرع همراه اند، لازم است به نكات ذيل توجه شود:
    1. انحراف و بدعت گونه هاى مختلفى دارد كه گاه شناسايى آن ها براى همه مردم امكان پذير نيست. برخى بدعت هاى آشكار عبارت اند از: ترك ازدواج و يا ترجيح و ترويج تجرّد بر تزويج; ترك بهره گيرى متعادل از لذت هاى مادى و خوراك و پوشاك (ترك مشتهيات); ترويج موسيقى و غنا و رقص به ويژه در مجالس سماع; رياضت هاى باطل و رهبانيت; دعاها و ذكرهاى خود ساخته و ابتكارى; برداشته شدن احكام فقهى از عهده قطب ها; تأويل هاى ناصواب و تفسيرهاى به رأى; اعتقاد به حلول و تناسخ; برخى اختيارات ويژه اقطاب; طريقت عشق زمينى; وحدت وجود و وحدت مذاهب، و برخى موارد ديگر• گفتنى است موارد ياد شده تنها برخى از انحراف هاى آنان مى باشد; البته ممكن است برخى موارد ياد شده در برخى فرقه ها يافت نشود و يا به صورت كم رنگى حضور يابد.


    هيچ گاه كلى گويى و نصايح عمومى نمى تواند ملاك هاى جامع و دقيقى براى ارزيابى باشد. در روايتى از امام على(عليه السلام) مى خوانيم: «سوگند به خدا كه شنيدم پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايد: هر گاه شيطان مردمى را به ارتكاب زشتى ها مانند زنا، ميگسارى، رباخوارى و پليدى ها و گناهانى اين چنين وا دارد، عبادت شديد و خشوع و ركوع و خضوع و سجود را محبوب آنان گرداند و سپس آنان را به ولايت و پيروى از پيشوايانى كه به آتش فرا مى خوانند، وادار كند.»
    از پيامبر گرامى اسلام روايت شده كه فرمود: «هر كس به بدعتى عمل كند، شيطان او را با عبادت تنها گذارد و خشوع و گريه بر او افكند.»
    مذهب حق و راه خدا يكى است و تعدد بردار نيست. خداى متعال در اين باره مى فرمايد: «اِنَّ الَّذينَ فَرَّقوا دينَهُم وكانوا شِيَعـًا لَستَ مِنهُم فى شَىء اِنَّما اَمرُهُم اِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِما كانوا يَفعَلون ;(انعام،159) كسانى كه آيين خود را پراكنده ساختند و به دسته هاى گوناگون ]و مذاهب مختلف[ تقسيم شوند، تو هيچ گونه رابطه اى با آن ها ندارى. سر و كار آن ها تنها با خدا است; سپس خدا آن ها را از آن چه انجام مى دادند، باخبر مى كند.»
    پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) در تفسير اين آيه فرمود: «اينان همان بدعت گذاران و هواپرستانند. توبه آنان پذيرفته نيست. من از آنان بيزارم و آنان از من بيزارند.»

    بدعت گذارى و ايجاد تفرقه و انشعاب مراتب دارد و فرقه هاى صوفيه كه روش هاى خاص به خود دارند، مى تواند از شمار همين انشعاب ها باشد، زيرا اگر پيروى آنان از مذهب تشيع كامل باشد و هيچ گونه نوآورى و اِعمال سليقه اى نداشته باشند، اساساً انشعابى تصور نمى شود; بنابراين، بايد به جد از همه فرقه ها، حتى آن ها كه به ظاهر خود را پيرو كامل شريعت مى دانند، دورى كرد و تنها بر اساس دستورالعمل هاى رسيده از اهل بيت(عليهم السلام) عمل نمود. در اين جا ياد كرد روايتى جالب توجه است
    عبدالله بن سنان گويد: اين دعا را امام صادق(عليه السلام) براى رهايى از شبهاتى كه گاه گاه در دل خلجان مى كند، به من تعليم فرمود: «يا الله يا رحمن يا رحيم يا مقلب القلوب ثبت قلبى على دينك» من گفتم: «يا الله يا رحمن يا رحيم يا مقلب القلوب و الابصار ثبت قلبى على دينك» امام فرمود: «خداى عزوجل مقلب القلوب و الابصار است، ولى آن گونه كه من به تو گفتم، بگو»
    نمونه ديگر: اسماعيل بن فضل گفت: امام صادق(عليه السلام) فرمود: «بر هر مسلمانى فرض است كه پيش از طلوع آفتاب، ده بار و پيش از غروب آفتاب ده بار بگويد: «لا اله الا الله وحده لا شريك له، له الملكُ و له الحمد، يحيى و يميت و هو حى لا يموت بيده الخير و هو على كل شىء قدير» من گفتم: «لا اله الا الله وحده لا شريك له، له الملك و له الحمد، يحيى و يميت و يميت و يحيى» امام فرمود: «اى مرد! شكى نيست كه خدا يحيى و يميت و يميت و يحيى است، ولى آن گونه كه من گفتم، بگو.»
    وقتى اهل بيت(عليهم السلام) نسبت به پيروى از آداب و سنن، اين قدر دقيق هستند و دقت مى طلبند، چگونه مى توان به اعمال و رفتار صوفيان صحّه گذاشت؟!







  9. تشکرها 2


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    539
    تشکر:
    1
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    براى آگاهى بيش تر ر.ك: تاريخ صوفى و صوفيگرى، مبلغى آبادانى، جلد 1 و 2.
    و عرفان و تصوف، داود الهامى، انتشارات مكتب اسلام، 1374

  11. تشکرها 2


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    539
    تشکر:
    1
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    «صوفيه » نيز يكى از فرقه هاى منتسب به اسلام است كه خود داراى فرقه هاى مختلفى است ; اختلافات فرقه هاى مختلف صوفيان به قدرى زياد است كه ارائه دادن يك تعريف جامع از «تصوف » به طورى كه تمام خصوصيات فرقه هاى مختلف را در بر بگيرد ، با مشكل مواجه كرده است ، علاوه بر آن تغييرات زياد هر فرقه در طول زمان ، و ثابت نبودن آداب و روش آنان ، بر مشكل بودن اين مطلب مى افزايد ; اما يكى از چيزهايى كه مى توان به عنوان خصوصيت و وجه تمايز آنان شمرد اين است كه : اكثر صوفى ها به جاى مسجد معتقد به خانقاه (محلى كه در آن آداب و رسوم «تصوف » را اجرا مى نمايند) بوده ، و غالباً ادعاى معنويت و انس باخدا و خوشبينى زياد نسبت به خود داشته ، و با نوعى اباحه گرى و مسامحه و سهل انگارى در دين زندگى مى كنند و خرافاتى به نام عبادت يا رياضيت در بين آنان متداول مى باشد .
    اكثر فرقه هاى آنان مربوط به اهل تسنن و تعداد اندكى نيز مربوط به شيعيان است ; كه روايات زيادى در ردّ و مذمت آنان از پيشوايان معصوم(عليهم السلام) نقل شده است .
    جهت آگاهى بيشتر درباره «تصوّف » و نقد و بررسى عقايد آنان ، مى توانيد به كتاب هاى : از كوى صوفيان تا حضور عارفان ، سيد تقى واحدى صالح عليشاه ، مصحح محمد مهدى خليفه / در خانقاه بيدخت چه مى گذرد؟ ، محمد مدنى ، با مقدمه احمد عابدى ، مركز انتشارات دفتر تبليغات / سيرى در عقايد ، آيت الله احمد على احمدى شاهرودى ، ص 27 ـ 78 ، نشر قطره / جلوه حق ، آية الله مكارم شيرازى ، انتشارات دارالفكر ، مراجعه فرماييد .


  13. تشکرها 2


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    539
    تشکر:
    1
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    چله نشيني كه از آن تعبير به چلّه، چهلّه و اربعين نيز شده است، يكي از رسوم اهل سير و سلوك است كه با رعايت آداب و شرايط خاصي، مدتي به رياضات و عبادات مخصوص مي پردازند، معمول صوفيان اين بوده است كه در سال يك چلّه مي نشستند و بهترين ايام را براي انتخاب چلّه ماه ذي القعده و دهه اول ماه ذي الحجه مي دانستند و آن را چلّه موسي مي ناميدند. چله نشيني در ميان مرتاضان و اهل تصوف رايج و معمول بوده است واژة "صوفي" به كسي گفته مي شود كه لباس پشمينة خشني مي پوشيده است و "تصوّف" نيز به معني پشمينه پوشيدن است.1
    تعريف چلّه و چلّه نشيني:
    الف- معناي لغوي: چلّه در لغت، چهل روزي است كه درويشان و مرتاضان براي ذكر و فكر و طاعت و عبادت خلوت گزينندو چله نشيني به قصة رياضت و عبادت، معتكف چلّه خانه شدن براي انجام رياضات و عبادات چهل روزه ، گوشه انزوا گرفتن ، ترك لذايذ دنيوي گفتن و در گوشة خلوتي به عبادت مشغول بودن است ، در تداول عامه كنايه از : خانه نشستن و كم معاشرت بودن و از دوستان كناره گرفتن است چهل شب درين حريم به خلوت تو چلّه بند - تا محرم حريم شوي در صف صفا.2 (عطار)
    ب- معناي اصطلاحي: چنانچه مدت خلوت صوفي چهل روز طول كشد آن را چهله يا اربعين خوانند. اهل حق به حديث پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه فرمود: هر آنكس كه چهل روز براي خدا اخلاص ورزد چشمه هاي حكمت از دل او به زبان او جاري مي شود استناد كردند و چنانچه خداوند اربعين(چله) موسي را به ذكر مخصوص كرده آنان نيز چله خود را با ذكر و ياد خدا صادقانه طي مي كنند و روزه مي گيرند و در خلوت مي نشينندو با حق مناجات مي كنند.3
    علل اختصار چله نشيني بر عدد چهل
    مراد از خلوت پيش صوفيان مقيد و مخصوص به اربعين نيست و صوفي زماني كه به خلوت مي نشيند نبايد به فكر آن باشد كه پس از چهل روز بيرون مي آيد.
    نجم الدين كبري مي فرمايد: شيخ بن عمار گفت: هر گاه داخل خلوت شدي به خود مگو كه پس از اربعين از آن بيرون مي آيي، زيرا هر كه با خود چنين گويد در روز اول از خلوت بيرون آمده است، اما با خود بگو كه اين مكان تا روز قيامت قبر توست.4
    يحيي باخزري گويد: اين طايفة صوفيه را جميع اوقات و روزگار بايد كه چنان باشد كه در وقت چهله نشستن است ، هر چه در اول چهله مطلوب است در غير چهله همان مطلوب مي باشد.5
    اما آنچه موجب شده است كه صوفيه خلوت را گاهي بر چهله اختصار كنند دو مسئله است: اول آيات قرآني: ا- آيه 51 سورة 2 كه حق مي فرمايد: "وقتي كه وعده گذاشتيم با موسي چهل شب"
    2. آية 26 سورة 5 كه خداوند فرمود: "اي موسي زمين مقدس رامدت چهل سال بر آنها حرام كرديم"
    3. آية 142 سورة 7 كه خداوند فرمود: موسي را سي شب وعده داديم و آن را به ده شب ديگر كامل كرديم تا ميقات مقرر خداوند سپري شد.
    دوم حديث نبوي كه مي فرمايد:"من اخلص لللّه اربعين صباحا ظهرت ينابيع الحكمه من قلبه علي لسانه."6 يعني كسي كه چهل روز به خدا اخلاص ورزد، چشمه هاي حكمت از دلش بر زبانش جاري مي شود .7 چهل عددي است كه مفهوم صبر و آزمون دشوار "چهله نشيني" از آن برمي خيزدهمان گونه كه عارف در دوره تربيت خود ناگزير از تحمل چهل روز گوشه نشيني است تا به كمال برسد.8
    آداب چهله نشيني:
    در آداب و شرايط چهله نشيني موارد بسياري را ذكر كرده اند كه مهمترين آنها به شرح زير مي باشد:
    اول تنها نشستن يا عزلت است كه عزلت سه قسم است، عزلت در حال، عزلت در قلب، و عزلت در نفس و عزلت در نفس آن است كه سالك در ابتداي حالش از مردم و هر چيز كه با آن مانوس است كناره گيري كند.
    دوم: طهارت است كه الوضوء سلاح المومن، سوم مداومت بر ذكر بدون فتور ، چهارم: ملازمت نفي خاطر است بايد هر چيز كه در خاطر او آيد از نيك و بد جمله را به "لااله" نفي كند بدان معني كه هيچ چيز نمي خواهم جز خداي تعالي ، پنجم دوام الصوم، دائم در روزه بودن است، ششم: مراقبة دل خويش است با دل شيخ كه فتوحات غيبي و نسيم رباني ابتدائا از روزنه دل شيخ به دل مريد مي رسد، هفتم ترك اعتراض بر خداي تعالي و هشتم تقليل و كم كردن طعام و خوراك است نه چندان كه ضعيف و بي قوت شود. 9
    چهله نشيني از نگاه منتقدين:
    عده اي از دانشمندان با نگاهي منفي و منتقدانه ، به چله نشيني نگريسته اند، مرحوم حرّ عاملي در ابطال چله نشيني در كتاب خود "نقدي جامع بر تصوف"12 دليل بر بطلان آن آورده است او در قسمتي از آن كتاب آورده است،بسيار جاي شگفتي است كه صوفيان در اين باره به حديثي از معصومين ـ عليه السّلام ـ استناد مي جويند كه فرموده اند:"من اخلص لِلله" در حالي كه اين حديث علاوه بر ضعف در سند هيچ گونه اشاره اي به ترك خوراكي هاي حلال و انجام رياضات خاص نداردوآنچه از اين حديث فهميده مي شود غير از اخلاص در عبادت و پرستش ديني نيست.10 در موضوع اعتكاف پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در دهه آخر ماه رمضان در مسجد براي مدت سه روز يا بيشتر كه صوفيان مي كوشند آن را در جهت روا بودن خلوت نشيني و گوشه گيري تغيير و تطبيق دهند، بي شك چيزي كه به چله نشيني يا گوشه گيري آنها كم يا بيش اشاره اي داشته باشدوجود ندارد، زيرا اعتكاف كه سنت است تنها در ماه رمضان است آن هم براي روزهايي محدود و بايد در مسجد انجام شود نه جاي ديگر، همچنين كناره گيري آن حضرت براي عبادت در غار حرا در طول ساعت اندكي در روز بوده وگاهي هم يكي دو روز در آنجا توقف مي فرموده و همسرش خديجة (س) انواع خوردني ها و آشاميدني هاي پاكيزه رابرايش فراهم مي كرده است.11
    گوشه نشيني و اربعين از ديدگاه اسلام
    دين مقدس اسلام، آئين معتدل و بدور از افراط و تفريط هاست از اين جهت با روش هاي مرتاضان هند و راهبان مسيحي و اعمال و رفتار خلاف عقل سليم مخالف است. مباني تصوف و عرفان اسلامي در جهت نظري با قرآن مجيد و احاديث نبوي و اقوال پيشوايان دين و مشايخ، و در جنبة عملي با سيرت رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ و اصحاب و ياران و رفتار امامان ـ عليه السّلام ـ و بزرگان دين منطبق است .12
    از نظر اسلام مقصود از رياضت ، ترك دنيا و رهبانيت به روش هندوها و پيروان كليسا و يا چله نشيني و عزلت صوفيان و اصحاب خانقاه نيست ، بلكه مقصود تمرين و وادار كردن خويش به كارهاي خير و سنن صالحه از اداي واجبات و ترك محرمات و ساير امور حسنه است .13 از آنجا كه عزلت و گوشه گيري بعنوان عامل مهم در سعادت انسان مطرح است لذا منظور از عزلت در قرآن و روايات و معارف الهيه عزلت و گوشه گيري از عامل خطر و اموراتي است كه براي سعادت اخروي انسان ضرر دارد.
    در قرآن و روايات سه قسم عزلت و گوشه گيري مطرح است:
    1. عزلت و هجرت از گناهان شخصي .2.عزلت و گوشه گيري از شهري كه انسان در آن شهر قادر بر حفظ دين خود نيست.3. كناره گيري و عزلت از گروهي كه غرق در انواع معاصي و گناهان هستند.14 عرفا حقيقت واقعي عزلت را علاوه بر موارد ياد شده خلوت گرفتن از غير و بخصوص از خويش براي يافتن مقصود واقعي مي دانند، اين خلوت گرفتن منافات با از منزل بيرون رفتن و كسب كار و معاشرت با مردم در حد لزوم ندارد، اين خلوت در حقيقت خلوت دل است از تعلقات و وابستگي هاي به غير. در تفسير امام حسن عسگري - عليه السّلام ـ در تفسير سورة بقره در چند موضع ذكر فرموده اند كه رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ از براي ذكر و تفكر و تدبر به كوه حرا تشريف مي بردند و در حديث آمده كه آن حضرت خلوت نشيني را دوست مي داشت.15 در روايات در بارة خواص اربعين آمده است كه آفرينش انسان در شكم مادر در چهل روز فراهم شده است.و در خبري ديگر از قول خداوند متعال آمده است كه سرشت آدم را چهل روز با دست خود تخمير كرده ام ، از رسول خداـ صلّي الله عليه و آله ـ وارد شده كه: بنده اي چهل روز ايمان خود را خالص نكند جز آنكه خداوند او را نسبت به دنيا زاهد و بي رغبت كند، درد ودواي دنيا را به او بنمايد، حكمت را در دلش استوار دارد و زبانش را به حكمت گويا سازد.16 در خاصيت اربعين در ظهور استعدادات قرآن مجيدمي فرمايد كه:"حتي اذا بلغ اشده و بلغ اربعين سنه" بنابر اين نهايت قدرت عقل در چهل سالگي است.17 در كافي ج6ص402 آمده است كه: اگر كسي شرب خمر كند نمازش تا چهل روز حساب نمي شود و در جامع الاخيار فصل 109ص71 از رسول خدا آمده است كه كسي كه مسلمان را غيبت كند نماز و روزه اش تا 40 روز قبول نمي شود مگر اينكه آن شخص او را ببخشد.18 حضرت امام خيني روزي در بحث اخلاقي خود اين حديث را معني كرد ."من بلغ اربعين ولم يتعصي فقد عصي" كسي كه به چهل سالگي برسد و عصا بدست نگيرد گناه كرده است، مي فرمود: سن چهل سالگي سن تكامل قواست و عصا به دست گرفتن در اين سن رايج و معمول نيست پس مقصود عصاي احتياط در زندگي است كه بايد از اين پس با عصاي احتياط گام بردارد.19
    در كتاب نور علي نور، علامة حسن زادة آملي آمده است كه : هر عمل و ذكري كه كمتر از اربعين باشد چندان اثر بارزي نداردو خاصيت اربعين در ظهور فعليت و بروز استعداد و قوه و حصول ملكه امري مصرح به، در آيات و اخبار است.20 از رسول خداـ صلّي الله عليه و آله ـ وارد شده است كه : كسي كه چهل روز حلال بخورد خداوند قلب او را نوراني كند و چشمه هاي حكمت از قلبش بر زبانش جاري مي گرداند .21
    نتيجه:
    چله و چله نشيني، يكي از اعمال و رسوم هايي بوده كه مرتاضان و اهل تصوف انجام مي دادند كه در محلي كه چله خانه نام داشت ، مدتي را به انجام عبادات و اذكار كه مطابق با آداب و شرايط مخصوص بود مي پرداختند.از نظر اسلام و عرفان اسلامي، افراط و تفريط در رياضتهاو گوشه نشيني مورد قبول نمي باشد، رياضت و گوشه گيري، تمرين و وادار كردن نفس است به كارهاي خير و اعمال صالحه، كه منافاتي با كسب و كار معاشرت با مردم در حد لزوم ندارد. آداب و دستور العملهاي آن نيز مأخوذ از قرآن و روايات مي باشد.

    منابع جهت مطالعة بيشتر:
    1. مباني عرفان در حديث و قرآن، دكتر عزت الله دهقان، نشر حاذق، 1381.
    2. ابعاد عرفاني اسلام، آن ماري شيمل، ترجمه عبدالرحيم گواهي، دفتر نشر فرهنگ، 1377.
    3. پژوهشي در پيدايش و تحولات تصوف و عرفان، عباسعلي عميد زنجاني، چ اميركبير.
    4. فرهنگ اصطلاحات و تعبيرات عرفاني، دكتر سيد جعفر سجادي، نشر كتابخانه طهوري، 1377.
    5. اخلاق عارفان، دكتر مهين پناهي، انتشارات روزبه، 1378.
    6. كتاب انسان كامل، عزيزالدين نسفي.

    نكته:
    چون دل ذاكر شود، هر چه غير حق باشد، فراموش كند، چون اندرون صافي شود، حقايق در لباس خيال بر او متجلي شود.22

    پي نوشت ها:
    1 . تصوف از ديدگاه ائمه طهارـ عليه السّلام ـ داود الهامي، مؤسسة دفاع از حريم اسلام ، ص8-7.
    2 . لغت نامة دهخدا، واژة چله و چله نشسنن.
    3 . اشارات و فرهنگ اصلاحات صوفيه ، حيدر شجاعي ، ص88، انتشارات مجيد،1379
    4 . فواتح الجمال و فواتح الجلال،ص59، به نقل از فرهنگ نوربخش، ج 4، حرف چ.
    5 . اوراد الأحباب، ص291، به نقل از فرهنگ نوربخش، ج 4، حرف چ.
    6 . جامع صغير، ج2، ص 160، به نقل از فرهنگ نوربخش.، ج 4، حرف چ.
    7 . فرهنگ نور بخش ، ج4، دكتر جواد نور بخش ، حرف چ، اسفند 72، مولف.
    8 . شرح بر مقامات اربعين، دكتر سيد محمد دامادي، ص52، دانشگاه تهران 1375.
    9 . رجوع شود به بحرالمعارف ، عالم رباني و عارف همداني مولي عبدالصمد همداني، تحقيق و ترجمة حسين استاد ولي، ص 1-300، انتشارات حكمت، 1381.
    10 . رجوع شود به نقدي جامع به تصوف حر عاملي، ترجمة عباس جلالي، ص7-156، انتشارات انصاريان1383.
    11 . رجوع شود به تصوف و تشيع ، هاشم معروف الحسني . ترجمة سيد محمد صادق عارف ، ص9-418، چاپ آستان قدس 1375.
    12 . مقدمه اي به مباني عرفاني و تصوف دكتر سجادي، سازمان مطالعات و تدوين كتب علوم انساني ، دانشگاه تهران1372، ص7.
    13 . نقطه هاي آغاز در اخلاق عملي، آيه الله مهدوي كني ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي ، چاپ هفتم 1376، ج1، ص447.
    14 . عرفان اسلامي، شيخ حسين انصاريان ، نشر حجت 1371، ج7، ص9-238.
    15 . بحر المعارف، موسي عبد الصمد همداني، ج اول، ترجمه و تحقيق حسين استاد ولي، نشر حكمت 1381، ص299.
    16 . همان، ص1-300.
    17 . تحفة الملوك، سيد بحر العلوم ، انتشارات علامه، 1418، قمري، مقدمه و شرح علامه تهراني، ص31.
    18 . همان، ص32.
    19 . ترجمة شرح دعاي سحر ، حضرت امام خميني ره، سيد احمد قهري، انتشارات تربت، 1376، ج1، ص21
    20 . نور علي نور، علمة حسن زادة آملي، ص126، انتشارات تشيع، 1376.
    21 . محجه البيضاء ، ملا محسن فيض كاشاني، دفتر انتشارات اسلامي، 1417، قمري، ج3، ص204.
    22 . عوارف المعارف، ص 102، به نقل از اشارات و فرهنگ اصطلاحات صوفيه، حيدر شجاعي، ص 88، انتشارات مجيد، 1379


  15. تشکرها 2


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,076
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    به نام خداوند یکتا
    سلام خدا بر دوستان خدا
    ای عشق یکتا ! در عجبم از این مردمی که خدا و انبیا خدا و اوصیا خدا را فراموش کرده و باید ها و نباید های ایشان را که تنها به سود دنیا و اخرت خودشان است رها کرده و باید ها و نباید هایی از خودشان در اورده اند که به ضرر دنیا و اخرتشان است اما اکثر مردم نمیدانند و سخت در اشباهند !
    ای مردم ! تفریط و افراط را رها کنید چرا که این کار دشمن قسم خورده ی شما شیطان است !
    و میانه رو باشید ! میانه راهیست که انبیا و اوصیا ی خدا رفتند که فقط و فقط تنها راه رستگاری همین یک راه است و هیچ راه دیگری برای رسیدن به خدا وجود ندارد . شما هم اگر از این راه منحرف شوید 100 % زیان کارید و به تباهی کشیده خواهید شد !
    هر لحظه به این بیاندیشید که خداوند نظاره گر شماست !
    مهم نیست در گذشته چگونه بوده اید مهم این است که هم اکنون چگونه باشید !
    انجام واجبات و ترک محرمات + انجام مستحبات و ترک شبه ناک اینها باید ها و نباید هاییست از سوی خداوند یکتا که در قران هم امده است و کاملا هم روشن میباشد
    ویرایش توسط e.1_m : ۱۳۸۷/۱۰/۲۲ در ساعت ۱۲:۵۸
    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد

  17. تشکر


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,076
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    هر وقت شک داشتید و نمیدانستید حق چپیست ؟ یا باطل چیست ؟ یا کدام کار درست است یا غلط !؟
    بیاندیشید که ایا انبیا و اوصیا خدا ان کار را انجام می دهند یا نه !؟
    یا انکه هر کاری خواستید انجام دهید تامل کنید و تحقیق کنید که ایا این کار را مثلا امام زمان هم انجام میدهد یا ...!؟
    ویرایش توسط e.1_m : ۱۳۸۷/۱۰/۲۲ در ساعت ۱۳:۰۳
    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد

  19. تشکر


  20. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,076
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    ای مردم ! تفریط و افراط را رها کنید چرا که این کار دشمن قسم خورده ی شما شیطان است !
    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد

صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود