جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رابطه توكّل و استغناي بنده به خدا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2

    رابطه توكّل و استغناي بنده به خدا




    رابطه توكّل و استغناي بنده به خدا
    يكي از نشانه‏هاي صداقتِ عابد با معبود و عاشق با معشوق اين است كه عابد اختيار خود را به دست معبود دهد و زمام امورش را تسليم معشوق نمايد.

    من اختيار خود را تسليم عشق كردم
    همچون زمام اشتر بر دست ساربانان
    سعدي

    اينان راضي به قضاي الهي بوده و پروردگار عالم را صاحب اختيار خود مي‏دانند و از اختيار خود مي‏كاهند و تنها به بارگاه معبود مي‏نالند و همه چيز را از او مي‏خواهند و به بندگي و بي‏اختياري خويش مي‏بالند.

    بدين جهت حضرت امام حسين عليه‏السلام از خدا مي‏خواهد كه او را از تدبير خود غني سازد و جز به تدبير خداوندي نپردازد. اين غنا و بي‏نيازي محصول فقر بندگي است؛ فقري كه موجب فخر انسان است.

    «إِلَهِي أَغْنِنِي بِتَدْبِيرِكَ لِي عَنْ تَدْبِيرِي وَ بِاخْتِيَارِكَ عَنِ اخْتِيَارِي».

    «خدايا! مرا با تكيه بر تدبيرت از تدبير خودم بي‏نياز گردان و به اختيارت از اختيارم غني كن.»

    افكن اين تدبير خود را پيش دوست
    گرچه تدبيرت هم از تدبير اوست
    كار آن دارد كه حق افراشته است
    آخر آن رويد كه اوّل كاشته است
    هرچه كاري از براي او بكار
    چون اسير دوستي اي دوستدار(22)

    اين اعتقاد نظري نتيجه‏اش در ميدان توحيد عملي چنين آشكار مي‏شود كه روز عاشورا عزيزترين كسان خود را در راه خدا قرباني كرده و خون مباركش را با دستانش به آسمان مي‏پاشد و مي‏گويد:

    «اِلهي رِضيً بِرِضاكَ مُطيعاً لاِءَمْرِ قَضاكَ لا مَعْبُودَ سِوَاكَ»

    «خداوندا! راضي به رضاي تو و مطيع قضاي تو هستم. جز تو معبودي را نمي‏شناسم.»

    اينگونه توكّل و تسليم، به انسان استغنا مي‏دهد؛ استغنايي كه آدمي را از غير خدا بي‏نياز كرده و به قول اقبال لاهوري؛ رنگ حق پوشيدن و رنگ غير حق از لباس خود شوييدن است.

    البته اين مقام به راحتي رام كسي نمي‏شود، تا انسان راضي به قضاي حق و مرضيّ او نشود به استغنا نمي‏رسد؛ زيرا:

    بي‏نيازي نازها دارد بسي ناز او اندازها دارد بسي
    بي‏نيازي رنگ حق پوشيدن است رنگ غير از پيرهن شوييدن است(23)

    آن‏كه به خدا توكّل دارد، از ترس بيگانه است؛ زيرا با داشتن حافظي چون خدا، ترس براي او بي‏معني مي‏شود. با توكّل به خدا خرقه «لا تَحْزَنُوا» در بر كرده و تاج «أَنْتُمْ الاْءَعْلَوْنَ» بر سر نهاده و بر غير خدا وقعي ننهاده است. وَ لاَ تَهِنُوا وَ لاَ تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمْ الاْءَعْلَوْنَ... .(24)

    خرقه «لا تَحْزَنُوا» اندر برش «أَنْتُمْ الاْءَعْلَوْنَ» تاجي بر سرش(25)

    آنان‏كه به خدا توكّل ندارند، بي‏نيازي خود را به دست آوردن مال و مقام دنيايي مي‏دانند و گمان مي‏كنند كه مالشان حافظ جانشان است.

    يَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ(26) ، غافل از اين‏كه مالشان قاتل جانشان است؛ زيرا از جان مايه مي‏گذارند تا به مال برسند. از فكر و ذكر شب و روزشان خرج مي‏كنند تا به مالي برسند. در حالي‏كه انسان متوكّل، خود را بي‏نياز از اين امور مي‏داند؛ چون يقين دارد كه «نيم ناني مي‏رسد تا نيم جاني در تن است» زيرا خالقِ عالم را رازقِ عالم نيز مي‏داند و با وجود خداوند، عارش مي‏آيد كه به غير او روي كند.

    چون علي در ساز با نان شعير
    گردن مرحب شكن خيبر بگير
    منّت از اهل كرم بردن چرا
    نشتر «لا» و «نعم» خوردن چرا
    رزق خود را از كف دونان مگير
    يوسف استي خويش را ارزان مگير
    گر چه باشي مور هم بي‏بال و پر
    حاجتي پيش سليماني مبر(27)

    به تو نيازي ندارم، خدا هم به نيازم آگاه است.

    به هر نفس كه برآري جهان دگرگون كن
    درين رباط كهن، صورت زمانه گذر
    اگر عنان تو جبريل و حور مي‏گيرند
    كرشمه بر دلشان ريز و دلبرانه گذر(28)

    بدين جهت بهترين بي‏نيازي، غناي نفس است كه امام عليه‏السلام از خداوند سبحان چنين طلب مي‏كند:

    «اَللَّهُمَّ اجْعَلْ غِنَايَ فِي نَفْسِي»؛ «بارالها! بي‏نيازي مرا در نفسم قرار ده.»

    انسان چون به خداوند عزيز و غني مرتبط است، مي‏تواند عزيز و غني باشد؛ زيرا:

    اندازه معشوق بود عزّت عاشق
    اي عاشق بيچاره ببين تا ز چه تيري
    زيبايي پروانه به اندازه شمع است
    آخر نه كه پروانه اين شمع منيري؟!(29)

    بنابراين، آن‏كه خود را در محضر غنيِ مطلق مي‏بيند، با اين‏كه در عالم فقر و در ميان فقرا زندگي مي‏كند خود را به جهت ارتباطش با خداوند عزيز و غني، عزيز و غني مي‏يابد. بدين جهت امام حسين عليه‏السلام در نيايش عرفه عرض مي‏كند:

    «أَمْ كَيْفَ لا أَسْتَعِزُّ وَ إِلَيْكَ نَسَبْتَنِي إِلَهِي كَيْفَ لا أَفْتَقِرُ وَ أَنْتَ الَّذِي فِي الْفُقَرَاءِ أَقَمْتَنِي أَمْ كَيْفَ أَفْتَقِرُ وَ أَنْتَ الَّذِي بِجُودِكَ أَغْنَيْتَنِي».

    «بارالها! چگونه عزيز نباشم در حالي كه تو مرا به خود نسبت دادي و چگونه فقير نباشم در حالي كه تو مرا در ميان فقرا قرار دادي. و چگونه خود را فقير بدانم حال آن‏كه به واسطه جود و كرمت مرا غني ساخته‏اي.»

    غناي حقيقي وقتي حاصل مي‏شود كه آدمي حقيقت خويش را دريابد و به ارتباط ميان خود و خداي بي‏نياز آگاه گردد و او را حافظ و ناظر خويش بداند. در اين صورت به مقام اطمينان نفس مي‏رسد كه نفس مطمئنه نفس مستغنيه نيز هست. آدمي در اين حال، نه تنها از ديگران بي‏نياز مي‏شود كه به ملائكه نيز ناز كرده و نواي بي‏نيازي خود را ساز مي‏كند و ابراهيم خليل مي‏شود كه به جبرئيل مي‏گويد: «أَمّا إِلَيْكَ فَلا، حَسْبِيَ اللّه‏ وَنِعْمَ الوَكِيلْ».



    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    25
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    برترین اعمال




    با تشکر از نوشتن این موضوع

    در باره توکل استاد مصباح یزدی در شرح حدیث معراج هم مطالبی دارند که خیلی قابل تأمل است
    ابتدای حدیث:
    «رُوِىَ عَنْ اَميرِالْمُؤْمِنينَ(عليه السلام) إِنَّ النّبىَّ(صلى الله عليه وآله) سَأَلَ رَبَّهُ في لَيْلَةِ الْمِعراجِ، فَقالَ: يا رَبِّ اَىُّ الأَْعْمالِ اَفْضَلُ؟ فَقالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ: لَيْسَ شَئٌ عِنْدى اَفْضَلَ مِنَ التَّوَكُّلِ عَلَىَّ وَ الرِّضى بِما قَسَمْتُ»

    از حضرت علی علیه السلام روایت شده است که حضرت پیامبر صلی الله علیه وآله در شب معراج از خداوند سؤال مى‌كند:خداوندا؛ كدامين عمل، از ساير اعمال برتر است.
    خداوند متعال در پاسخ مى‌فرمايد: هيچ چيز نزد من از توكل بر من و رضايت به آنچه من قسمت كرده‌ام برتر نيست.



    برای مشاهده بحث استاد به این لینک مراجعه کنید

    http://www.mesbahyazdi.org/lib/rahiyan/ch02.htm#p11


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    593
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 23 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    داشتن توکل به خدا
    رابطه توكّل و استغناي بنده به خدا
    اي دلِ پـاره پـاره ام ديــدن اوسـت چــاره ام

    اوست پناه و پشت من تكيه بر اين جهان مكن!
    به من از فضـل و كـرم دولت استغنــا داد
    پس توكل به خدا سنّت و پيمـان من است
    بي نياز از همـه چيز و همه كس گرديـدم
    كه نيـازم همـه بر خـالق سبحــان من است!
    توکل یک امر قراردادی نیست و یک امر ذهنی محض هم نیست که انسان در ذهنش بگوید: من توکل کردم. توکل درواقع معنایش این است که انسان در کارهای خودش فقط امر خدا را در نظر بگیرد، طاعت خدا را در نظر بگیرد، وظیفه را در نظر بگیرد و در سرنوشت خودش اعتماد به خدا کند. انسان اگر با خدا سر و کار نداشته باشد، چکار می کند؟ انسان هر تلاشی که می کند به منظور این است که سرنوشت و وضع خودش را خوب کند. انسان بالفطره طالب خوشی و سعادت خودش است. اینهمه فعالیتها و تلاشهایی که مردم می کنند برای چیست؟ همه برای این است که انسان می خواهد خودش را خوشبخت و خوشبخت تر کند. پس تلاش خود انسان برای خوشبخت شدن است. اگر آمدند برای انسان وظیفه قرار دادند، آن وقت انسان کاری را می خواهد انجام بدهد به چه منظور؟ چون وظیفه و تکلیف است. من وظیفه خودم را انجام می دهم. حالا که من می خواهم وظیفه خودم را انجام بدهم تکلیف سرنوشت چه می شود؟ تکلیف آن آینده سعادت بخش من چه می شود؟ من یک وقت کار می کنم برای اینکه به خوشبختی برسم، خودم تقریباً به خوشبختی خودم چسبیده ام و خودم خوشبختی خودم را متعهد شده ام. اما اگر انسان بخواهد در همه مسائل این طور فکر کند که من ببینم وظیفه من چیست و خدا در اینجا از من چه می خواهد، یک نوع جدایی می افتد میان کاری که انسان می خواهد بکند و سعادتی که می خواهد به دست بیاورد. اینجاست که توکل می گوید: تو وظیفه را انجام بده و قبول کن، تو قبول کن که خدا از تو چه می خواهد، سرنوشتت را به او بسپار. البته وظیفه الهی یک وظیفه سرنوشت ساز هست.
    در واقع در کلمه " توکل " عهده دار شدن بنده هم هست، یعنی دو عهده داری و دو تعهد است، یک عهده دار شدن از طرف بنده، که کلمه " توکل " از این جهت است، و یک عهده دار شدن از طرف خدا: تو عهده دار وظیفه خودت و طاعت خدا باش، در سرنوشت اعتمادت بر خدا باشد. در " علی الله " کلمه " معتمدا " تضمین شده است. تو در هر کاری توجهت به وظیفه خودت باشد، ولی انسان که نمی تواند نگران سرنوشت خودش نباشد، در آن جهت تکیه ات بر خدا باشد. " توکل معتمدا علی الله " عهده دار کار خود و وظیفه خودت باش، درحالی که تکیه ات به خدا باشد، در سرنوشت تکیه ات به خودت نباشد، به خدا باشد. تو اگر وظیفه خودت را خوب انجام بدهی، مطمئن باش سرنوشتت به دست او خوب خواهد شد و از بین نخواهد رفت. از اینجا معلوم می شود که توکل به معنای یک کار یک طرفه، یعنی من هیچ تعهدی را نپذیرم، فقط سرنوشتم را به خدا بسپارم، بعد هم بروم بخوابم، مردود است، پس تکلیف وظیفه چه می شود؟
    خدا آن وقت متعهد سرنوشت انسان می شود که انسان متعهد وظایف خودش بشود. تو راه خدا را پیش بگیر و در هر کاری ببین وظیفه چیست، به تکلیف خودت عمل کن، آن وقت ببین خدا چگونه سرنوشت تو را خوب می سازد. پس در مفهوم توکل دو چیز خوابیده است: از طرف بنده قبول کردن وظایف الهی که به او واگذار شده است، از طرف خدا قبول کردن سرنوشت خوب که بنده به او واگذار کرده است. خدا تکلیف به تو واگذار کرده است، تو آن را بپذیر، تو سرنوشتت را به خدا بسپار، خدا آن را می پذیرد.
    به هر حال توکل در مقابل جهد و سعی نیست، که آیا جهد و سعی کنیم یا توکل؟ توکل یعنی انسان همیشه به آنچه مقتضای حق است عمل کند و در این راه به خدا اعتماد کند، که خداوند حامی و پشتیبان کسانی است که حامی و پشتیبان حق می باشند. توکل تضمین الهی است برای کسی که همیشه حامی و پشتیبان حق است. به طور مثال: شما می روید به مغازه ای و متاعی خریداری می کنید و صاحب آن مغازه مرغوبیت آن متاع را تضمین می کند و به شما اطمینان می دهد و شما هم به گفته او اعتماد می کنید، یعنی مطمئن می شوید که متاع مورد نظر، همان اندازه مرغوب است که او گفته است. راه حق چیزی است که انبیاء از طرف خدا آن را شناسانده و از طرف خدا آن را تضمین کرده اند که هر که این راه را برود به نتیجه می رسد. خداوند این عالم را طوری ساخته است که همواره از کسانی که حق و حقیقت را حمایت کنند حمایت می کند. حق همواره یک تأیید معنوی با خود دارد.

    رابطه توكّل و استغناي بنده به خدارابطه توكّل و استغناي بنده به خدا


    http://www.ayehayeentezar.com/galler...1235724085.gif


    خوشبختي يعني اينكه خداوند آنقدر عزيزت كند كه مايه آرامش ديگري شوي



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود