• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • + ارسال موضوع جدید
    صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13
    1. #1
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : شهریور/۱۳۸۷
      نوشته : 611 تشکر : 239
      مورد تشکر: 904 در 419 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      غریبه آنلاین نیست.

      ترجمه کامل حدیث اسرار برانگیز "معرفت علی(ع) به نورانیت"




      بسم الله الرحمن الرحیم
      خداوندا بر محمد(ص) و آل او و پیروان بر حقش درود و سلام فرست
      و آنان که در جهت خشنودی تو قدم بر میدارند بزرگی و عزت اعطا
      بفرما. لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین
      حدیثی را مشاهده می فرمایید از مجلسی و بحار الانوار ایشان است
      او می گوید:
      پدرم که خدایش بیامرزد ذکر نموده است که او درکتابی از محدان شیعه در فضائل امیر المومنین علی علیه السلام گرد آوینموده این روایت را دیده است.
      من نیز آن را در کتابی قدیمی که شامل روایات فراوانی بود یافتم و این
      به گفته محمد بن صدقه روایت شده است.
      دوستان عزیز بنده(غریبه) جستجو فراوانی کردم و نتیجه جستجومن فقط
      اشاراتی بود که در سایت های مختلف جهانی به این روایت شده و بعضا
      گوشه ای از این روایت را ذکر کردند.
      بنده تر جمه کامل این حدیث را از کتابمصباح الهدی تایپ کردم و فکر میکنم این برای اولین بار است که متن کامل ترجمه این حدیث را داریم.
      بهر حال چه برای اولین بار باشد چه نه امیدوارم این حدیث را چندین بار
      مطالعه بفرمایید که در هر بار آن سری برایتان باز میشود.
      جوابی برای خیلی از سوالهای شما در مورد خیلی از شبه ها
      موفق باشید/غریبه
      آفت تفکر تعصب است
      السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
      ببخشید اینجا از حضور شما بزرگواران خداحافظی میکنم مدیر محترم سایت ترجیج دادند تاپیک خداحافظی بنده حذف شود. بهر حال بدی و خوبی بقول قدیمیها از ما دیدید حلال کنید.
      حق نگهدارتان دلهایتان پرامید و شاد باد.


    2.  

    3. #2
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : شهریور/۱۳۸۷
      نوشته : 611 تشکر : 239
      مورد تشکر: 904 در 419 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      غریبه آنلاین نیست.

      ترجمه کامل حدیث معرفت علی علیه السلم به نورانیت




      بنام خداوند جان و خرد
      ابوذر غفاری از سلمان فارسی که خداوند از هر دوی آنها خشنود باد پرسید که ای ابا عبدالله معرفت امیر المومنین به نورانیت چیست؟ سلمان گفت:ای جندب(ابوذر)بیا برویم تا این را از خودآن حضرت بپرسیم سپس به محل ان حضرت رفتیم و اورا نیافتیم.
      ابوذر گفت:پس به انتظار ایشان ماندیم تا آن حضرت آمدند. حضرت فرمودند: چه امری شما را اینجا کشانده است؟
      ابوذر و سلمان گفتند:ای امیرمومنان به نزد شما آمدیم تا در مورد معرفتتان به نورانیت سوال کنیم.
      حضرت فرمودند: آفرین بر شما دو دوست وفادار به دین خویش که کوتاهی کننده نیستند. به جانم سوگند که ان معرفت بر هر مردو زن مومن واجب است.سپس حضرت فرمود:ای سلمان و ای جندب! هر دو عرض کردند بلی امیر مومنان !حضرت که سلام بر او باد فرمود:هیچ کس ایمان را به حد کمال خویش نمی رساند تا آنکه مرا به عمق معرفتم بشناسد. سپس آن گاه که مرا به این معرفت شناخت هر آینه خداوند قلب او را با ایمان آزموده سینه اش را برای اسلام گشاده ساخته و عارفی روشن بین گردیده است.
      و هر کس که از شناخت آن کوتاهی نمود و به آن نرسید شک کننده و تردیدگر است. ای سلمان و ای
      جندب عرض کردند بلی امیر المومنین حضرت فرمودند معرفت من به نورانیت معرفت خداوند عزو جل است و معرفت خداوند عزوجل معرفت من به نورانیت است.
      و آن همان دین خالصی است که خداوند درباره آن فرمودند :
      "و امر نشدند به چیزی مگر اینکه خدا را به اخلاص کامل ودین پرستش و از
      بندگی غیر از او روی بر گرداند و نماز به پا دارند و زکات بدهند و این است دین راست و استوار."(سوره بینه آیه 5)
      خداوند فرمود:امر نشدند مگر به پیامبری محمد (ص) و آن دین و آیین یکتا پرستی
      آسان محمدی است.و این کلام خدا که فرمود: "نماز به پا دارند" پس هر کس که ولایت مرا به پا داشت نماز را به پا داشته است. و بر پا داشتن ولایت من سخت و دشوار است و جز فرشته مقرب درگاه الهی یا پیامبر مرسل و یا بنده ای که خداوند قلب او را به ایمان ازموده باشد. کسی متحمل آن نمی باشد.پس فرشته وقتی مقرب نباشد تحمل آن را نخواهد داشت و پیامبر هنگامیکه مرسل نباشد تحمل ان را نخواهد داشت و مومن وقتی که ازموده نباشد تحمل آن را نخواهد داشت.
      عرض کردم ای امیر مومنان مومن کیست و منتها و مرز ایمان چیست؟ تا
      آن را بشناسم.حضرتش- که سلام بر او باد- فرمود:ای ابا عبدالله(کنیه سلمان) عرض کردم :بلی ای برادر رسول خدا فرمود: مومن آزموده همان کسی است که هیچ چیزی از او به ما نمی رسد مگر این که سینه اش را برای پذیرفتن آن گشاده می سازد و دچار شک و تردید نمی شود.
      ای اباذر بدان که من بنده خدای عز و وجل و خلیفه او بر بند گانش می باشم. ما را به مثابه خدایان قرار ندهید و دیگر هر چه می خواهید در فضیلت ما بگویید به کنه و حقیقت و منتهای آنچه در ما وجود دارد نمی رسید . و خدای عز وجل به مابزرگتر و عظیم تر از آنچه که خود وصف می نماید و آنچه من توصیف می کنم و یا به دل هر یک از شما خطور می کند عطا نموده است.پس آن گاه ما به اینگونه شناختید مومن می باشید.
      سلمان گفت: عرض کردم ای برادر رسول خدا و هر کس نماز را به پاداشت ولایت شما را به پا داشته است؟ فرمود: آری ای سلمان این سخن خدای تعالی در قران عزیز تصدیق کننده این حقیقت است که فرمود به "صبر و نماز یاری و مدد بجویید و هر آینه آن را جز بر خاشعان بزرگ و سنگین است(سوره بقره 45)."صبر" رسول خدا و" نماز" بر پا داشتن ولایت من است. بدین خاطر خداوند متعال فرمود: و هر آینه آن بزرگ و سنگین است و نفرمود هر آینه ان دو بزرگ و سنگین می باشند زیرا هر آینه ولایت حملش جز بر خاشعان بزرگ و سنگین است . و خاشعان همان شیعیان روشن بین و اهل بصیرت می باشند . و آن هر آینه برای این است که اهل سخنان منحرف از قبیل مرجئه و قدریه و خوارج ودیگر ناصبیان همه به حضرت محمد (ص)اقرار می کنند و در بین آنها اختلافی نیست در حالی که جز گروهی اندک همه در مورد ولایت من اختلاف می نمایند و منکر
      آنند و در برابر آن لجاج می ورزند. و هم آنان کسانی هستند که خداوند در کتاب عزیز خویش ایشان را توصیف نموده فرموده است: "هر آینه آن جز بر خاشعان سنگین است".و خدای تعالی در جای دیگری از کتاب عزیز خویش در مورد نبوت حضرت محمد(ص) و ولایت من می فرماید:" و چه چاههای آب که معطل ماند و چه قصر های عالی که بی صاحب گشت".
      (سوره حج آیه 45) پس مراد از قصر حضرت محمد است و مقصود از چاه آب معطل ولایت من است که آن را معطل گذاشتند و انکار نمودند. و هر کس که به ولایت من اقرار ننماید اقرار به نبوت حضرت محمد(ص) به او نفعی نمی رساند. و هر آینه آن دو قرین یکدیگرند و این بخاطر آن است که پیامبر. پیامبر مرسل و هم او امام و پیشوای خلق می باشد و پس او علی امام و پیشوای خلق و وصی حضرت محمد است و همچنان که پیامبر به او فرمود: تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی می باشی جز ان که پس از من پیامبری نخواهد بود و نخستین ما محمد و میانه ما محمد وآخرین ما محمد است. پس کسی که شناخت مرا کامل سازد او بر دین درست و استوار است. چنانکه خدای تعالی می فرماید: و آن دین درست و راست و استوار است(سوره بینه آیه 5) و به زودی به یاری توفیق الهی این حقیقت را تبین می نمایم.
      ای سلمان و ای جندب! هر دو گفتند: بلی ای امیر مومنان که درود خدا بر تو باد! فرمود: من و حضرت محمد نور واحدی بودیم نشات یافته از نور خدای عز و جل پس خداوند تبارک و تعالی به آن نورفرمود که دو پاره شود. پس نیمی فرمود محمد باش و به نیمی فرمود علی باش پس از همین جاست که پیغمبر فرمود علی از من است و من از علی هستم و کسی جز علی از جانب من ماموریت انجام نمی دهد و هر آینه پیامبر اکرم ابابکر را با سوره برائت به مکه اعزام فرمود:پس جبرائیل –که سلام بر اوباد-
      نازل شد و گفت : ای محمد ! حضرت فرمود:بلی0 جبرائیل فرمود: هر آینه خداوند به تو امر می نماید که آن ماموریت را خودت انجام دهی یا مردی از خودت. پس پیامبر مرا به آن سوی گسیل داشت تا ابی بکر را باز گردانم. او را باز گرداندم. او درون خود نگرانیی احساس نمود. و گفت: ای رسول خدا آیا در مورد من آیه ای نازل گشته است؟ پیامبر فرمودند: نه ولکن این ماموریت را کسی جز من یا علی انجام نخواهد داد. ای سلمان و ای جندب! عرض کردند: بلی ای برادر رسول خدا! فرمودند: کسی که برای حمل نوشته ای از جانب رسول خدا صلاحیت ندارد چگونه برای امامت صلاحیت خواهد داشت؟
      ای سلمان و ای جندب! من و رسول خدا نور واحد و یگانه ای بودیم رسول خدا مصطفی شد(بر گزیده شد) و من وصی مرتضی(مورد رضایت او) گشتم پس محمد گویا و من صامت و خاموش شدم.
      ای سلمان!محمد بیم دهنده و هشدار دهنده شد و من رهبر و هدایت کننده
      گشتم و این همان سخن خداوند عز و جل است که ای پیامبر هر آینه تو تنها بیم دهنده و هشدار دهنده ای و برای هر قومی رهبر و هدایت گری وجود دارد(سوره رعد 7) رسول خدا بیم دهنده و هشدار دهنده است و من رهبر و هدایت کننده ام."تنها خداوند می داند که حمل هر آبستنی چیست و بار حملها چه نقصان و چه زیادتی خواهد یافت و همه چیز با اندازه معینش در نزد خدا معلوم است. اوست دانا به عوالم غیب و شهود و هم اوست بزرگ و بلند مرتبه.
      در پیشگاه علم ازلی چه سخن در نهان بگویید یا آشکارا چه آن کس که
      می گوید در تاریکی شب باشد یا در روشنی روز همه یکسان است و خداوند بر همه آگاه است. برای هر چیز از پیش و پس نگهبانانی
      گمارده که به امر خدا اورا نگهبانی می کنند(سوره یس1و2)
      ابوذر گفت:پس حضرتش-که سلام بر او باد-با یک دست خود بر دست دیگرش
      زد و فرمود:حضرت محمد(ص)صاحب جمع شد و من صاحب نشر شدم.حضرت محمد صاحب بهشت شد و من صاحب دوزخ شدم که بدو می گویم این را بگیر و آن را واگذار.
      حضرت محمد صاحب "رجفه" شد و من صاحب "هده" شدم.منم صاحب لوح محفوظ و خداوند علم هر آنچه در آن است را به من الهام فرموده است.
      آری ای سلمان و ای جندب!
      حضرت محمد" یس والقران الحکیم"(یس 1و2) شد و حضرت محمد " ن والقلم"(قلم 1) شد و حضرت محمد "طه ما انزلنا علیک القران لتشقی" (طه او2)شد و حضرت محمد
      صاحب دلالتها و راهنمایها شد و من صاحب معجزات و نشانه ها شدم. و حضرت محمد آخرین پیامبر شد و من آخرین وصی شدم.منم "صراط المستقیم "(حمد 6) منم نبا العظیم الذی هم فیه یختلفون"(نبا 2و3){خبر بزرگی که آنان(امت آخر زمان) در آن اختلاف می کنند} واحدی(از اهل اسلام) اختلاف نکرده مگر در ولایت من.حضرت محمد(ص) صاحب دعوت شد و من صاحی شمشیر شدم
      حضرت محمد(ص) پیامبر مرسل شد و من صاحب امر پیامبر شدم. خدای عز و جل می فرماید:خداوند روح را به امر خود بر هر یک از بندگان خویش که بخواهد می فرستد(سوره مومن 15) و آن همان روح الهی است که این روح را جز به فرشته مقرب یا پیامبر مرسل و یا وصی برگزیده نمی دهد و نمی فرستد. هر کس که خداوند این روح را به او داد هر آینه وی را از دیگر مردمان جدا و متمایز ساخته وقدرت را به وی واگذار نموده و چنین شخصی مردگان را زنده می کند و آنچه بودو می باشد را می داند و در یک چشم به هم زدن از مشرق به مغرب و از مغرب به مشرق را می رود و انچه درونها و دلهاست را می داند و به آنچه در آسمانها و زمین است آگاه است.
      ای سلمان و ای جندب!
      و حضرت محمد "ذکر" شد که خداوند عز و جل می فرماید
      "و هر آینه خداوند ذکری رسولی به شما فرو فرستاد که آیات الهی را بر شما می خواند"(سوره طلاق 10 و11). هر آینه به من و علم منایا و بلایا و فصل الخطاب داده شده است و علم قرآن و آنچه تا روز قیامت خواهد شد به من سپرده شده است.
      حضرت محمد(ص) حجت خدا را اقامه نمود حجتی برای مردم و من حجت
      خدای عز و جل شدم. خداوند چیزی را برای من قرار داد که برای احدی از اولین و آخرین نه پیامبر مرسلی و نه فرشته مقربی قرار نداد.
      ای سلمان و ای جندب!
      بلی ای امیر مومنان! آن حضرت –که سلام خدا بر او باد_ فرمود: من همان کسی هستم که نوح را به امر پروردگار در کشتی حمل کرد من همان کسی هستم که به امر پروردگار یونس را از شکم ماهی بیرون آورد من همان کسی هستم که به امر پروردگار موسی را از دریا عبور داد من همان کسی هستم که به اذن پروردگار ابراهیم را از آتش بیرون آورد من همان کسی هستم که به اذ ن پروردگار نهر ها را جاری ساخت.و چشمه ها را شکافت و درختها را کاشت.
      منم عذاب روز "ظله" منم آنکه از محل نزدیک ندا کرد که ثقلان(جن و انس) آنرا شنیدند و گروهی آن را فهمیدند. هر آینه من به هر گروهی از جباران و منافقان به زبان خودشان می شنوایانم. منم خضر دانای موسی و منم آموزگار سلیمان .پسر داوود منم ذوالقرنین ومنم قدرت خدای عز و جل.
      ای سلمان و این جندب! من محمدم و محمدمن است من از محمدم و محمد از من است خدای تعالی می فرماید:"دو دریا را به هم آمیخت و میان آن دو برزخ و فاصله ای است و تجاوز به حدود یکدیگر نمی کنند"(الرحمن 19 تا 20)
      ای سلمان و ای جندب! عرض کردند : بلی ای امیر مومنان! فرمود: هر
      آینه مرده ما نمی میرد وغایت ما غیبت نمی نماید و هر آینه کشتگان ما هر گز کشته نمی شوند.
      ای سلمان و ای جندب!
      عرض کردند :ای که درود خدا بر تو باد بلی.آن حضرت-که سلام بر او باد- فرمود: منم امیر و فرمانروای هر مرد و زن مومنی آنها در گذشته اند و انها که باقی ما نده اند . من روح عظمت و بزرگی تایید گشته ام و جز این نیست بنده ای از بندگان خداوندم. برما نام خداوندی ننهید و هر چه در فضل ما بگویید که هر آینه شما هرگز به فضل ما و کنه و عمق آنچه خداوند برای ما قرار داده حتی یه یک دهم از ده یک فضل ما نخواهید رسید. زیرا ما آیات و دلائل الهی هستیم و حجتهای خداوند و خلفا و جانشینان او و امینها و امانتداران او و امامان او هستیم و وجه خدا و چشم خدا و زبان خداوندیم. خداوند به وسیله ما بندگانش را عذاب می کند و نیز به وسیله ما به آنان ثواب و پاداش می دهد و خداوند از بین خلق خود ما را پاک نمود. و ما را برگزید و انتخاب کرد. زیرا خداوند درباره آنچه میکند پاسخگو نیست و خلایق باید پاسخگو باشند(انبیا 23).
      ای سلمان و ای جندب! عرض کردند: بلی ای امیر مومنان که درود خداوند بر تو باد حضرتش –که سلام خدا بر او باد- فرمود: هر کس به آنچه گفتم ایمان آورد و آنچه را تبین نمودم تفسیر کردم.شرح گفتم
      توضیح دادم و روشن ساختم و مبرهن نمودم تصدیق کند.
      مومن آزموده ای است که خداوند قلب او را برای ایمان آزموده و سینه اش را برای پذیرفتن اسلام گشاده ساخته و هم او عارف روشن بین و اهل بصیرتی است که به نهایت و بلوغ و کمال رسیده است و کسی که شک کند و عناد ورزد و انکار بورزد و باز ایستد و متحیر شود و تردید نماید پس او مقصر و ناصبی است.
      ای سلمان و ای جندب! عرض کردند:بلی ای امیرمومنان که درود خدا بر تو باد! حضرتش- که سلام بر او باد- فرمود : من به اذن پروردگارم زنده میکنم و می میرانم و از آنچه می خورید و آنچه در خانه هایتان می اندوزید به اذن پروردگارم به شما خبر می دهم. و من به پنهانی های دلهایتان آگاهم و امامان و از فرزندان من نیز- که سلام بر ایشان باد- وقتی دوست داشته باشند و اراده کنند اینها را می دانند و انجام میدهند زیرا ما یکی هستیم . نخستین ما محمد آخرین ما محمد و میانه ما محمد
      است و همه ما محمدیم.پس بین ما جدایی قائل نشوید. هنگامی که ما چیزی را بخواهیم خدا آن را می خواهد و هنگامی که از چیزی کراهت داشته باشیم خداوند از آن کراهت دارد. وای و همه وای بر کسی که فضل ما و ویژگی ما و آنچه الله پروردگار ما به ما عطا نموده است را انکار نماید. زیرا هر آینه هر کس چیزی از آنچه خداوند به ما عطا نموده است را انکار نماید همانا قدرت الهی و مشیت خداوندی را در مورد ما انکار نموده است.
      ای سلمان و ای جندب! عرض کردند : بلی ای امیر مومنان که درود خداوند بر تو باد! حضرتش- که سلام بر او باد- فرمود: هر آینه پروردگار ما "االله"چیزی به ما عطا کرده است که برتر عظیمت و بالاتر از همه اینهاست. عرض کردیم : بلی امیر مومنان آن چیزی که خداوند به شما اعطا نموده و از همه اینها عظیم تر و بالاتر می باشد چیست؟ حضرت فرمود:
      پروردگار ما خدای عزو جل آگاهی به اسم اعظمی را به ما عطا فرموده است که اگر بخواهیم به وسیله آن آسمانها و زمین و بهشت و دوزخ را می شکافیم و به وسیله آن به آسمان بالا می رویم و به زمین فرود می آییم به شرق و غرب می رویم و به وسیله آن به منتهای عرش صعود کرده به عرش در برابر خدای عز و جل مینشینیم و همه چیزها حتی آسمانهاو زمین و خورشید و ماه و ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و دریاها و بهشت و دوزخ از ما اطاعت می کنند . همه اینها را خداوند به وسیله اسم اعظمی که به ما عطا نموده است به ما آموخته و ما را بدان مختص ساخته است با وجود همه اینها می خوریم و می آشامیم ودر بازارها راه می رویم.و ما این کارها را به امر پروردگارمان انجام می دهیم. ما بندگان صاحب کرامت خداوندیم"آنان که در سخن بر خداوند پیشی نمی گیرند و سبقت نمی جویند و هم آنان به فرمان او کار می کنند"(انبیا27)
      خداوند ما را معصوم و پاک قرار داده وبر بسیاری از بندگان مومنش
      برتری بخشیده است پس ما می گوییم:"سپاس و حمد خدایی را که ما را به این هدایت نموده و اگر نبود که خداوند هدایتمان نمود ما کسی نبودیم که خود به هدایت دست یابیم"( سوره زمر71) و "کلمه عذاب بر کافران محقق و قطعی شد"(سوره اعراف 43) و مراد من از کافران منکران همه آنچه که خداوند از فضل و احسان به ما عطا فرموده است می باشد.
      ای سلمان و ای جندب! این معرفت من به نورانیت است. پس هدایت یافته و کامل بدان تمسک بجوی که هر آینه هیچ یک از شیعیان ما را به
      مرز نهایی بصیرت و روشن بینی نمی رسد
      مگر اینکه مرا به نورانیت بشناسد پس هنگامی که مرا به نورانیت شناخت فرد اهل بصیرت و روشن بین و به هدف رسیده و کاملی خواهد بود که دریای از دانش غوطه ور شد و به در جه ای از فضل رسیده و کاملی خواهد بود که دریای از دانش غوطه ور شده و به درجه ای از فضل رسیده و کاملی خواهد بود که دریایی از دانش غوطه ور شده و به دره ای از فضل رسیده و بر سری از اسرار الهی و بر گنجینه های پنهانش مطلع گشته است.
      هر گونه برداشت از مطالب فوق با ذکر منبع بلا مانع است
      سایت کانون گفتمان قران/ محمدرضا/ غریبه/ 6/12/87

      آفت تفکر تعصب است
      السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
      ببخشید اینجا از حضور شما بزرگواران خداحافظی میکنم مدیر محترم سایت ترجیج دادند تاپیک خداحافظی بنده حذف شود. بهر حال بدی و خوبی بقول قدیمیها از ما دیدید حلال کنید.
      حق نگهدارتان دلهایتان پرامید و شاد باد.


    4. #3
      عضو وفادار
      تاریخ عضویت : آذر/۱۳۸۷
      نوشته : 351 تشکر : 202
      مورد تشکر: 767 در 271 پست
      حضور : 13 ساعت 49 دقیقه
      دریافت : 8 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      تاری آنلاین نیست.



      با سلام

      "هر کس مرا علمی آموزد مرا بنده و مطیع خود ساخته است"

      خسته نباشید. واقعا زحمت کشیدید.
      یارب
      ای خدا با تو سخن می گویم:
      ***
      گر به تو افتدم نظر؛ چهره به چهره، رو به رو .... شرح دهم غم فراق؛ نکته به نکته، مو به مو
      ***

    5. تشكرها 2 : mahdi, سلام خدا
    6. #4
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : شهریور/۱۳۸۷
      نوشته : 611 تشکر : 239
      مورد تشکر: 904 در 419 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      غریبه آنلاین نیست.

      افتخار به تشیع کنیم آن عرفان ناب ناب است




      جناب (پارسا و تاری) عزیز و دیگران دوستان امیدوارم حدیث بتواند در رسیدن به کمال حق
      برایتان موثر و مفید واقع شود.
      من مرتبه اول که این حدیث را خواندم فکر می کنم حدودا دهها مرتبه آنرا مطالعه کردم
      و طوری شد که از متن کتاب کپی گرفت و همیشه با خودم داشتم
      من هنوز از این حدیث مرموزتر و از دعای عرفه امام حسین (ع) زیباتر ندیدیم
      گوشه ای مرموز از حدیث
      ابوذر گفت:پس حضرتش-که سلام بر او باد-با یک دست خود بر دست دیگرش
      زد و فرمود:حضرت محمد(ص)صاحب جمع شد و من صاحب نشر شدم.حضرت محمد صاحب بهشت شد و من صاحب دوزخ شدم که بدو می گویم این را بگیر و آن را واگذار

      فقط عرض کنم
      مطمئن باشید سند های مرموز احادیث سر دار زیاد نیست چون اینطور که من متوجه شدم خیلی
      از عرفا حاضر به چاپ کتابشان نبودند
      در اینجا خوشبختانه افراد با هوش و با دقت زیاد داریم و میدانم اسرار را تا حد ممکن از دل
      این حدیث بیرون می کشند
      اگر قسمت بود و خدا خواست بعد از مطالعه دیگر دوستان به موشکافی حدیث فوق توسط شما
      دوستان می پردازیم.
      یا حق
      آفت تفکر تعصب است
      السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
      ببخشید اینجا از حضور شما بزرگواران خداحافظی میکنم مدیر محترم سایت ترجیج دادند تاپیک خداحافظی بنده حذف شود. بهر حال بدی و خوبی بقول قدیمیها از ما دیدید حلال کنید.
      حق نگهدارتان دلهایتان پرامید و شاد باد.


    7. تشكرها 3 : parzadan, تاری, سلام خدا
    8. #5
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : شهریور/۱۳۸۷
      نوشته : 611 تشکر : 239
      مورد تشکر: 904 در 419 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      غریبه آنلاین نیست.



      دوستان عزیزی که علاقمند به متن عربی حدیث نورانیت مولای متقیان هستند می توانند انرا در کتاب فوق بیابند
      مصباح الهدی
      نگرش و روش عرفانی اهل محبت دولاء
      تالیف:مهدی طیب
      متن عربی: صفحه466تا481
      ترجمه فارسی:صفحه482تا490
      آفت تفکر تعصب است
      السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
      ببخشید اینجا از حضور شما بزرگواران خداحافظی میکنم مدیر محترم سایت ترجیج دادند تاپیک خداحافظی بنده حذف شود. بهر حال بدی و خوبی بقول قدیمیها از ما دیدید حلال کنید.
      حق نگهدارتان دلهایتان پرامید و شاد باد.


    9. تشكرها 2 : parzadan, سلام خدا
    10. #6
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : شهریور/۱۳۸۷
      نوشته : 611 تشکر : 239
      مورد تشکر: 904 در 419 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      غریبه آنلاین نیست.



      با تشکر از تمامی دوستان
      شبهاتی پیرامون حدیث بصورت پیام ارسال شده بوده البته فقط یک مورد.
      عزیزانی که در مورد متن حدیث دچار ابهام یا سوالی شدند لطفا مطرح بفرمایند رفع ابهام شود.
      با تشکر
      آفت تفکر تعصب است
      السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
      ببخشید اینجا از حضور شما بزرگواران خداحافظی میکنم مدیر محترم سایت ترجیج دادند تاپیک خداحافظی بنده حذف شود. بهر حال بدی و خوبی بقول قدیمیها از ما دیدید حلال کنید.
      حق نگهدارتان دلهایتان پرامید و شاد باد.


    11. تشكرها 2 : parzadan, سلام خدا
    12. #7
      عضو وفادار
      تاریخ عضویت : آذر/۱۳۸۷
      نوشته : 351 تشکر : 202
      مورد تشکر: 767 در 271 پست
      حضور : 13 ساعت 49 دقیقه
      دریافت : 8 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      تاری آنلاین نیست.



      یارب
      با سلام

      در چندین بار مطالعه ی این حدیث؛ به نظرم این مجهولات است که باز مبانی دین، بطور اخص مبانی شیعه را زیر سوال می برد.
      اگر به شناختی عمیق در نبوت و امامت برسیم تا حدودی مسیر روشن می شود برای رفتن.
      چگونه؟
      در این جمله:"مومن آزموده همان کسی است که هیچ چیزی از او به ما نمی رسد مگر این که سینه اش را برای پذیرفتن آن گشاده می سازد و دچار شک و تردید نمی شود."
      باز همان بحث شک و تردید به میان می اید. اگر این شک به کل به یقین تبدیل شود مشکل اساسی ایمان هم حل می شود. در ادامه ی این حدیث آیه زیر را توجه داشته باشیم؛

      در سورۀ بقره، آیۀ 104: اى مؤمنان (خطاب به پیامبر) نگوييد «راعنا» بلكه بگوييد «انظرنا» و بشنويد، كه براى كافران عذاب دردناكى است." در این آیه به مومنان هشدار می دهد که پیامبر (ص) را راعنا خطاب نکنند. راعنا به معنی "ای ولی ما"، "ای سرپرست ما"، "ای چوپان ما" می باشد. هشدار می دهد که فرق بین کفر و ایمان، همین اطاعت کورکورانۀ کفار از سران خود و گوش فرا دادن به پیام خدا و اطاعت کردن از آن توسط مؤمنین است. زیرا مؤمن مسئول ذره ذرۀ اعمال خویش است. زیرا عمل مؤمن همراه با تعقل و فهم و اعمال کافر با اطاعت محض از سرپرستان خود می باشد.

      با توجه به این حدیث و آیه؛ یا باید تقلید کورکورانه داشته باشیم در جهت حرکت به سوی یقین که امری محال است
      و یا عاقلانه و توام با تفکر حرکت کنیم که ان هم به شک و تردد منتهی می شود. در بحث تقلید به سوالات زیادی بر می خوریم که مگر نه این است که ما در اجرای احکام شرعی گفته شده تقلید کورکورانه داریم؟
      مثلا" در شیوه ی وضو، نماز،... جز تقلید کورکورانه کاری نمی کنیم.
      و اینکه آیا ما حق سوال در مورد احکام را داریم یا نه؟ اگر نداریم پس همان تقلید کورکورانه می شود که طبق آیه رد شده است. نه اگر حق سوال داریم که می خواهیم علت یابی کنیم در وجود احکام، شیوه ی اجرایی احکام، چرایی و چگونگی احکام،(حال بماند که احکام در شیعه و سنی چرا فرق می کند؟) که جز به شک رسیدن منتهی نمی شود که بر اساس حدیث رد شده است.
      پس کدام؟
      در این مسیر ابتدا باید مسئله ی شک و سوال برطرف شود.
      یارب
      ای خدا با تو سخن می گویم:
      ***
      گر به تو افتدم نظر؛ چهره به چهره، رو به رو .... شرح دهم غم فراق؛ نکته به نکته، مو به مو
      ***

    13. تشكر : سلام خدا
    14. #8
      عضو ثابت
      تاریخ عضویت : اسفند/۱۳۸۵
      نوشته : 924 تشکر : 992
      مورد تشکر: 2,238 در 772 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 3 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      khoshnazar آنلاین نیست.

      اشتباه در ترجمه




      به نام خدا

      جناب تاری با سلام و تشکر

      تمام مطلب شما بر اساس یک اشتباه در ترجمه است. حال یک بار دیگر با در نظر گرفتن معنا و مقصود درست آن آیه مطلب را بازنگری کنید ببینید اشکال شما وارد است یا خیر

      ترجمه فولادوند:
      «راعنا» [كه در عربى يعنى: به ما التفات كن، ولى در عبرى يعنى: خبيث ما،]

      تفاسیر:
      یهود كلمه"راعنا" را از ماده "رعونه" كه به معنى كودنى و حماقت است استعمال مى‏كردند. (در صورت اول مفهومش اين است: "به ما مهلت بده" ولى در صورت دوم يعني اينكه "ما را تحميق كن"!). در اينجا براى يهود دستاويزى پيدا شده بود كه با استفاده از همان جمله‏اى كه مسلمانان مى‏گفتند، پيامبر يا مسلمانان را مسخره كنند.

      البته اگر به معنای چوپان ما هم باشد برداشت شما از آیه یک برداشت شخصی است که نمی توان گفت آیه همین را می خواهد بگوید.
      در دو جای قرآن این مطلب آمده است اما در هیچکدام به چنین برداشتی اشاره نشده است.


      نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
      (جلسات مناظره)

      موضوع مهم :
      کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

      چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

      کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
      الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر

    15. #9
      عضو ثابت
      تاریخ عضویت : اسفند/۱۳۸۵
      نوشته : 924 تشکر : 992
      مورد تشکر: 2,238 در 772 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 3 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      khoshnazar آنلاین نیست.

      تقلید




      نکته دیگر در باره تقلید است که مربوط به دین شناسی یا انجمن های دیگر می شود، اما در این حد اشاره می کنم که:
      تقلید مذموم و ناپسند که به آن تقلید کورکورانه می گویند موارد مشخصی دارد که با اندکی تأمل به دست می آید.

      در این باره نباید فریب دشمنان دین را خورد.

      تقلید در احکام و دستورات دین مانند به کار بستن دستورات پزشک و یا هر متخصص دیگر است.

      آیا کسی آن را تقلید کورکورانه می نامد؟؟

      نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
      (جلسات مناظره)

      موضوع مهم :
      کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

      چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

      کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
      الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر

    16. تشكرها 2 : سلام خدا, غریبه
    17. #10
      عضو وفادار
      تاریخ عضویت : آذر/۱۳۸۷
      نوشته : 351 تشکر : 202
      مورد تشکر: 767 در 271 پست
      حضور : 13 ساعت 49 دقیقه
      دریافت : 8 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      تاری آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط khoshnazar نمایش پست
      1.نکته دیگر در باره تقلید است که مربوط به دین شناسی یا انجمن های دیگر می شود،

      2.در این باره نباید فریب دشمنان دین را خورد.

      با سلام و تشکر از توجه تان، جناب khoshnazar

      من از تفسیر قران به همان اندازه ی تحقیقی که دارم آگاهی دارم.چیزی نمی دانم.
      در تحقیق و تفسیری به معنای کلمه ی راعنا رسیدم حال شما معانی دیگری ایراد فرمودید ممنون.

      نکته ی اصلی در اینجا، بحث شک و تردید است که حاصل تامل و تفکر انسان است که قران بارها انسان را به تامل واداشته است.
      در اعمالمان یا باید تقلید به گفته ی شما نسخه سر بسته ی پزشک را بکار ببندیم که این هم جای تامل دارد. انسانی هست بی تامل نسخه را استفاده می کند ولی نه انسانهایی هم هستند که دنبال درد و درمان بیماری اش تحقیق می کند که اصلا چرا باید بیمار شوم و چرا باید این نسخه را برایم تجویز کنند و چرا چرا چرا؟ بد هم نیست. چون تا حدودی به شناخت که رسید از استرس درمان و بیماری روحی اش کاسته می شود و خود در راه علاجش پیشقدم می شود و کورکورانه قرص و دارو نمی خورد. بلاخره هر چی باشد دکتر هم انسان است که نسخه را می پیچد و ماورایی نیست که زبانش را نفهمیم.
      1. به نظر بنده موضوع ایمان، مادر همه ی سوالات دینی به حساب می آید و می توان در تاپیکی (همین جا) به سوالات پاسخ پیدا کرد. عین اینکه مادر را همراه با فرزندان تعریف کرد و همچنین می توان فرزندان را جدا جدا تعریف کرد. البته بهتر می توان به جواب رسید که از مادر شروع کنیم و در تاپیکی مستقل از همه ی جهات، دین را شناسایی کنیم و به یقین نزدیک شویم.

      2. با احترام به نظر شما، که گفتید: در این باره نباید فریب دشمنان دین را خورد.
      شما با این سخنتان چرایی و بوجود آمدن سوال در خود آدمی را فریب خوردن دشمن حساب کردید. حالا من به وضویی که می گیرم نباید فکر کنم که چرا باید اینگونه وضو بگیرم و دوست سنی ام آنگونه و آن یکی آب تنی.

      بازم ممنون
      یارب
      ای خدا با تو سخن می گویم:
      ***
      گر به تو افتدم نظر؛ چهره به چهره، رو به رو .... شرح دهم غم فراق؛ نکته به نکته، مو به مو
      ***

    18. تشكر : سلام خدا
    صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    موضوعات مشابه

    1. """ به قضاوت خود نشسته اید؟؟؟ """
      توسط nasim7 در انجمن اخلاق
      پاسخ: 19
      آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۱/۱۲, 20:56
    2. پاسخ: 2
      آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۳۰, 13:44
    3. """درسهايي از علامه طباطبائي""""
      توسط The Praises to God در انجمن افلاکیان خاک نشین
      پاسخ: 16
      آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۰۳, 14:15
    4. پاسخ: 804
      آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۱۴, 23:43
    5. آیا "دین داری" با "تقلید ازمراجع" رابطه ای داره؟؟؟؟
      توسط کهیعص در انجمن اجتهاد و تقلید
      پاسخ: 8
      آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۰, 04:49

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •