• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • + ارسال موضوع جدید
    صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234
    نمایش نتایج: از شماره 31 تا 35 , از مجموع 35
    1. #31
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : جنسیت دی/۱۳۸۸
      نوشته : 2,721 تشکر : 1,552
      مورد تشکر: 6,877 در 2,226 پست
      حضور : 18 روز 23 ساعت 35 دقیقه
      دریافت : 44 آپلود : 0
      گالری : 13 وبلاگ : 0
      هدی آنلاین نیست.




      يا مثلا در مورد چگونگي بوجود آمدن خدا كودك مي پرسد پدر و مادر خدا چه كسي هستند ؟ خدا چطور بدنيا آمده است ؟ شما پاسخ مي دهيد : خدا پدر و مادر ندارد خدا از اول بوده كسي خدا را بدنيا نياورده او مي پرسد ؟ يعني چي ؟ شما پاسخ مي دهيد : اين كيك چرا شيرين است ؟ كودك پاسخ مي دهد چون شكر دارد شما مي پرسيد شكر چرا شيرين است ؟ كودك مي گويد شكر خودش شيرين است شما مي پرسيد شكر با چه چيزي شيرين شده ؟ كودك مي گويد با هيچ چيزي شكر خودش شيرين است . شما مي گوييد خدا هم خودش وجود دارد كسي خدا را بوجود نياورده مثل شكري كه خودش شيرين است و چيزي آنرا شيرين نكرده اما شكر چيز هاي ديگر را شيرين مي كند مثل نمك كه خودش شور است و چيزي آنرا شور نكرده اما نمك چيز هاي ديگر را شور مي كند - البته ليس كمثله شي ، خاك بر فرق من و تمثال من ، نعوذ بالله از اينكه خداوند را بتوانيم با چيزي مقايسه كنيم اما براي تقريب به ذهن كودك و اينكه اين مفهوم را درك كند كه وجود هستي بخش، چيست مجبوريم به اين مثالها متوسل شويم تا ذهن كودك از گنگي خارج شود و در مراحل بعدي هم بايد به كودك ياد دهيم كه شيريني شكر و شوري نمك و خاصيت هر چيزي را خداوند به آن چيز عطا كرده است و اگر خدا نداده بود آن شكر شيرين يا نمك شور نبود اما براي كودك 3-4 ساله درك اين مساله قدري سخت است لذا به مثالهاي ساده تر اكتفا مي كنيم - در پاسخ به پرسشهاي شما ممكن است كودك قدري دچار ترديد شود لذا اگر نتوانست پاسخ مورد نظر شما را بدهد شما به كمك او مي آييد و پاسخ را از زبان او مي گوييد تا اين سير و مقايسه ذهني براي او ايجاد شود .
      همچنين بپرهيزيد از اينكه توضيح بيشتري را جهت تكميل يا توضيح مطلب به كودك بدهيد زيرا ممكن است او گيج شود يا منظور دقيق شما را متوجه نشود و يا پرسش در مورد توضيح تكميلي شما بكند كه بدليل ظرفيت و گنجايش ذهني او نتوانيد پاسخ صحيح و دقيق را به او بدهيد .
      اليس الله بكاف عبده

      الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
      الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

      ****
      بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
      شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

      حضرت زهرا (س) :
      كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد

    2. #32
      کارشناس پاسخگوی مشاوره
      تاریخ عضویت : جنسیت اسفند/۱۳۸۸
      نوشته : 121 تشکر : 554
      مورد تشکر: 577 در 123 پست
      حضور : 3 روز 6 ساعت 14 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      راهنما آنلاین نیست.



      با سلام و تشکر
      کودکان در هر مرحله از رشد و تحولی که قرار می گیرند مفاهیم ماورای طبیعی را به نحو خاصی درک می کنند مثلا در مرحله حسی و حرکتی مفهوم خدا را مانندی مادری مهربان می توانند درک کنند در ذهنشان تصور می کنند ، برای خدا جا و مکانی تصور می کنند مثلا در تحقیقات آمده بسیاری از کودکان 3تا5 ساله تصورشان از خدا این است که خدا در دورترین نقطه آسمان قرار دارد و می توان با تلسکوب های بسیار قوی آن را دید. حتی برایش اعضا و جوراح قایل می شوند اما در دوره های بعدی می توانند تصوری از خدا داشننته باشند که بیننده است ولی نه مانند ما شنوده هست ولی نه مانند ما و....مثلا در بعضی موارد برای اثبات خدا می توانند از بوی خوش در اتاق استفاده کرد و از کودک خواست تا تجربه خوشایند خود را مطرح کند بعد از ایشان بپرسیم که آیا این بوی خوش را می بیند ولی وجود دارد پس پدیده هایی که وجود دارند که قابل رویت نیست ولی ما آثار آن را می بینیم. نکته دیگر پرهیز از القا و یا سخت گیری های مذهبی در مورد کودک است ما باید با رفتارهای مذهبی خودمان و برآورده کردن انتظارات و خواسته های کودکانمان گرایش تدریجی به مذهب و احساس وجود خدا را در ذهن و تفکر خدا ایجاد کنیم پس برآورده کردن انتظارات و خواسته های هر دوره از طرف یک مادر متدین باعث می شود کودک به صورت غیر مستقیم به خدا و فرستادگانش اعتقاد و باور پیدا کنند همانطور که رفتارهای پرخاشگرانه والدین متدین و به ظاهرخداشناس و اهمال در برآورده کردن انتظارات انسانی کودک باعث حس بدبینی به این موضوعات شده و در آینده احتمال به وجود آمدن عقاید انحرافی و بی دینی خواهد شد.
      گفت و گو های خودمانی


      فراز و نشیب های زندگی(عدم تعادل) نشان دهنده زنده بودن انسان است و کسی که در زندگی اش فراز و نشیب ندارد مانند فردی است که اصلا زنده نیست پس تعادل = مرگ

    3. #33
      کارشناس پاسخگوی مشاوره
      تاریخ عضویت : جنسیت اسفند/۱۳۸۸
      نوشته : 121 تشکر : 554
      مورد تشکر: 577 در 123 پست
      حضور : 3 روز 6 ساعت 14 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      راهنما آنلاین نیست.



      با سلام و تشکر
      برای اینکه پاسخ دقیقی برای پرسش های خداجویانه کودکانمان داشته باشیم و مفهوم خاص خدا را برای آنها تشریج کنیم باید سیر تحول و شناخت کودکان را در مرحله اول و در مرحله دوم سیر تفکر مذهبی را که آمیخته به هم است تشریح و تبیین کنیم
      این مطالب برداشتی آزاد و کاملا تأیید شده از سایت http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=11818 می باشد همچنین در پایان، کتاب هایی برای مطالعه بیشتر معرفی شده است.
      سیر تفكر مذهبی كودكان و نوجوانان
      براساس نظریه روان شناسی«ژان پیاژه» كودكان در سنین 6-2سالگی از جهت شناخت در دوره پیش عملیاتی قرار دارند. از خصوصیات تفكر در این دوره می توان به خود محور بودن كودكان و تمركزگرایی آنان اشاره كرد. خودمحوری یعنی این كه كودك فقط از دریچه چشم خود و براساس مقدار توانایی های خود به پدیده های جهان نگاه می كند و نمی تواند دیدگاه های دیگران را مورد توجه قرار دهد. تمركزگرایی به این معناست كه كودك فقط می تواند به یك جنبه از پدیده ها توجه كند كه ممكن است آن جنبه مورد توجه، بعد مهمی از پدیده ها نباشد و بعد با این شناخت آن را به بقیه موارد تعمیم دهد. پس كودك در این سنین به بخش محدودی از یك مسئله توجه می كند. كودكی كه در این مرحله از تفكر قرار دارد در مورد مجردات هم اینچنین می اندیشد مثلاً در رابطه با مفهوم خدا، كودك وی را موجودی مادی و حتی به صورت یك انسان تصور می كند. بنابراین برای خدا دست و پا و سر و صورت قائل است. همچنین برایش خانه ای تصور می كند كه همان بهشت است و از آنجا به كارهای ما نگاه می كند و مواظب ماست، یا از بهشت به زمین می آید تا كارهای ما را درست كند. یا بهشت را باغ یا پارك بزرگی می داند كه انواع وسایل بازی و خوراكی دارد و می توان در آنجا بازی كرد و خوشحال شد و یا در مورد جهنم، آن را جایی می داند كه آتش زیادی در آن وجود دارد و یا در مورد شیطان او را یك آدم زشت تصور می كند كه روی سرش شاخ دارد. البته باید متذكر شد كودك این موضوعات را براساس گفته ها و شنیده ها تصور می كند. روان شناس دیگری به نام گلدمن این دوره را تفكر مذهبی شهودی می نامد- دوره ای كه شناخت و تفكر در قالب تجارب و محسوسات حبس شده و محدودیت دارد. اما زمانی كه كودك وارد سن مدرسه می شود و یا به قول پیاژه وارد دوره عملیات عینی می شود كه حدود سن 11- 7 سالگی است، به تدریج توان غلبه بر محدودیت های فكری دوره قبل را پیدا می كند. مثلاً می تواند از چند بعد به پدیده ها بنگرد و همچنین از حالت خودمحوری اش كاسته می شود. وی سعی می كند از طریق توجیهات فیزیكی، پدیده ها را توضیح دهد. بنابراین كودكان دبستانی تلاش می كنند خدا را به عنوان یك انسان فرض كنند، یك انسان خارق العاده و اعجاب برانگیز. توجیهات آنها گاهی مادی و خام، و گاهی فوق مادی می شود. مثلاً گاهی خدا را مرئی و قابل رؤیت و به شكل آتش و نور و گاهی نامرئی می پندارند و این مسئله بیانگر آن است كه كودك بین مرحله تفكر شهودی و عینی دست و پا می زند. به اعتقاد گلدمن این تفكر تا سن ? سالگی ادامه دارد اما از سن 13-9 سالگی دیدگاه كودك در مورد خدا از حالت یك انسان فوق العاده به یك موجود فوق طبیعی تغییر می یابد. گلدمن این مرحله را به طور كلی تفكر مذهبی - عینی می خواند.

      دوره سوم كه پیاژه آن را مرحله عملیات صوری می نامد مقارن با بلوغ و دوره راهنمایی تحصیلی است. كودك در این مرحله از تفكر عینی به سمت تفكر انتزاعی حركت می كند، البته این حركت تدریجی است. نوجوان، در توجیه مسائل، از خیال پردازی های كودكانه فاصله می گیرد و به طرف استقراء و قیاس های منطقی پیش می رود. در مورد علت پدیده ها فرضیاتی را در ذهن می سازد و آنها را آزمایش می كند. این فرضیات در ابتدا با عناصر مادی محدود می شود اما به تدریج این عناصر كنار گذاشته شده می شود و تفكر شكل نمادین و سمبلیك و انتزاعی می گیرد، پس فرضیاتی خارج از حوزه تجارب خود وضع می کند و با استفاده از دلایل، آن را رد می کند یا می پذیرد. گلدمن این دوره را تفكر مذهبی انتزاعی می خواند و سن آن را از 14 -13 سالگی به بعد می داند. (شایان ذكر است كه سنین یاد شده در سیر تفكر مذهبی كودك تقریبی است و تأكید می شود كه نباید به عنوان سنین قطعی در نظر گرفته شود. ) در نتیجه نوجوان خدا را به صورتی سمبلیك و جزء مجردات می داند و این كه خدا طبیعتی غیرمادی و روحانی دارد. گاهی از اوقات در بین نوجوانان هنوز حالت انسان پنداری خداوند دیده می شود كه شاید بتوان آن را ناشی از پایین بودن درجه هوشی یا بی علاقگی نسبت به مسائل دینی دانست. از مطالب مشروح فوق درمی یابیم كه تحول مفهوم خدا همگام با رشد شناختی كودك است و هر دوره دارای ویژگی های انحصاری است. بنابراین لازم است در هر دوره بنا به تناسب خصوصیات ذهنی و شناختی به فرزندانمان آموزش های دینی را ارائه نماییم و اجازه دهیم كودكان دین كودكانه خود را داشته باشند و از طرح و تدریس عقاید پیچیده و مشكل برای آنها خودداری كنیم، چرا كه نمی توانند آن را درك كنند و چه بسا موجب بدفهمی و گریز آنها از دین شود. همچنین به لحاظ عاطفی بهتر است در این سنین خداوند را با صفات رحمت و رحمانیت معرفی كنیم و نه با صفات قهریت. از تأكید زیاد و افراطی روی اجرای دقیق و صحیح برخی احكام دین و عقوبت اجرا نشدن كاملاً صحیح آنها خودداری نماییم؛ چرا كه نگارنده این سطور به عنوان مشاور موارد متعددی از مراجعین به مركز مشاوره را ملاحظه نموده كه این تأكیدات افراطی باعث ایجاد وسواس های فكری و عملی در آنها و باقی ماندن این مشكل تا سنین نوجوانی و بزرگسالی شده است. بهتر است طرح بسیاری از مسائل اعتقادی تا دوره تفكر صوری به تأخیر افتد. انتظار می رود در این مرحله نوجوان به دلیل افزایش توانمندی های ذهنی و شناختی، مسائل اعتقادی را از روی تفكر و تدبر و تأمل بپذیرد و تا پایان عمر از آنها حفاظت نماید.

      آموزش مفهوم خدا به کودک
      انسان به طورفطری خداجوست و به دنبال قدرتی بی نهایتی است که همه امور در دست اوست. خالق جهانی زیبا و با عظمت. راه خداجوئی و شناخت خدا به کودک از درون خانواده شکل می گیرد.

      چگونگی آموزش مفهوم خدا به کودک در مراحل قبل از دبستان
      در حدود سه- چهار سالگی بچه ها نام خداوند را یاد می گیرند و اگر رفتار خانواده افراد مذهبی داشته باشند، کودک مذهب و رفتار مذهبی را می آموزد. کودک در ابتدا به دنبال قوی ترین فرد است و چون از نوازدی مادر نیازهایش را رفع نموده می پندارد مادر محکمترین تکیه گاه است؛ ولی به زودی می فهمد مادر از خیلی چیزها می ترسد و چون پدر از آنها نمی ترسد پدر را تکیه گاه و قوی ترین آدم می یابد ولی پدر هم از بعضی چیزها می ترسد در این زمان است که از ما می پرسد کی قوی ترین است؟ به او می گوییم: «خدا». این خدا کجاست؟ به او می گوییم بزرگتر که شدی برایت می گویم چون کودک سه- چهار ساله در مرحله تفکر ابتدائی است فقط آنچه را می بیند قبول دارد نمی توان به او گفت: خدا نادیدنی است و همه جا هست.

      کودک 6 ساله: عاشق خدا
      به تدریج که بزرگتر شد خدا را به او چنان معرفی می کنیم که بچّه ها از او خوششان آید از لطف و کرم خدا، مهربانی و قدرت خدا و زیبا دوستی او می گوییم. درباره بهشتی که به نیکوکاران وعده داده سخن می گوییم در این سال ها هرگز از قهرخدا و جهنم گناهکاران چیزی نگویید. کودک 6 ساله به موضوعات مذهبی علاقمند می شود. عاشق دعا، نماز و نیایش می شود. دوست دارد برای او داستان هایی درباره خداوند بگوئید. دوست دارد درباره پیامبران و امامان حرف بزنید و از آنها برایشان داستان هایی تعریف کنید.

      کودک 7 ساله: اثبات وجود خدا
      امّا بعد نوبت به کنجکاوی می رسد 7. ساله ها از خداوند می پرسند و در مقایسه با 6 ساله ها بیشتر خواهان اثبات وجود خدا می شوند. کودک 7 ساله بر خلاف یکسال قبل سوالاتی را در مورد دیدن خدا، شکل خدا و غیره می پرسد. سوالات آنها نباید به حساب سرکشی یا تمایلات ضد مذهبی قلمداد شود، بر عکس سوالات آنها بیشتر نشانه علاقه آنها به موضوع است. به کودکان می گوییم همه موجودات در مورد خدا و خالق خویش فکر می کنند هر موجودی تصور می کند خدا شکل اوست و ما هم که انسانیم فکر می کنیم شاید خدا مثل ما دو دست و پا و به صورت ما باشد ولی نه تصور آنها و نه فکر ما درست است. برای همین هیچ کس نمی داند خدا چه شکلی است. اگر خدا موجودی بود که شکلی داشت و می شد او را دید، همه جا نبود. اگر پیش ما بود دیگر پیش پدرت و یا بقیه ی مردم که جاهاهای دور هستند نبود و می دانیم که خدا همه جا هست برای همین خدا دیده نمی شود. در مورد مسائل مذهبی هرگز اعمال فشار نکنید. دیکتاتوری و زور پاسخ معکوس می دهد بچه ها اگر نمازشان را می خوانند آنها را تشویق کنید. سعی کنید از دین و مسائل دینی جز خاطرات خوش در ذهنشان چیزی باقی نماند. زمانی که از کودکی به فرزندان خود درک درستی از خدا بیاموزیم، در زندگی هرگز احساس تنهائی نمی کند چون به یقین می دانند خدا حامی آنهاست و در سخت ترین لحظات با آنهاست. بی اعتقادی به خدا احساس تنهائی بوجود می آورد که خود سرچشمه اختلالات روانپزشکی است.


      خدا غذا می دهد = God gives food
      پدیدآورنده: غلامرضا حیدری ابهری، محسن رضا حیدری (مترجم)، فرشته ارکیا (تصویرگر)

      خدا بسیار داناست = God is very wise
      پدیدآورنده: غلامرضا حیدری ابهری، محسن رضا حیدری (مترجم)، فرشته ارکیا (تصویرگر)

      از خدا تشکر کن = Be thankful to God
      پدیدآورنده: غلامرضا حیدری ابهری، محسن رضا حیدری (مترجم)، فرشته ارکیا (تصویرگر)
      خدا رنگ ندارد = God doesn't have color
      پدیدآورنده: غلامرضا حیدری ابهری، محسن رضا حیدری (مترجم)، فرشته ارکیا (تصویرگر)

      خدا در همه جا هست = God is everywhere
      پدیدآورنده: غلامرضا حیدری ابهری، محسن رضا حیدری (مترجم)، فرشته ارکیا (تصویرگر)

      خدا دوستت دارد = God loves you
      پدیدآورنده: غلامرضا حیدری ابهری، محسن رضا حیدری (مترجم)، فرشته ارکیا (تصویرگر)
      ناشر: جمال - 01 آذر،

      خدا هرگز نمی میرد = God will never die
      پدیدآورنده: غلامرضا حیدری ابهری، محسن رضا حیدری (مترجم)، فرشته ارکیا (تصویرگر)

      جهان یک خدا دارد = The world has one God
      پدیدآورنده: غلامرضا حیدری ابهری، محسن رضا حیدری (مترجم)، الهام ارکیا (تصویرگر)
      ناشر: جمال - 06 تیر،

      با خدا سخن بگو = Speak with God
      پدیدآورنده: غلامرضا حیدری ابهری، محسن رضا حیدری (مترجم)، فرشته ارکیا (تصویرگر)
      همچنین مجموعه کتاب های سیدمحمد مهاجرانی بسیار مفید است.
      ویرایش توسط راهنما : ۱۳۹۱/۰۶/۱۲ در ساعت 23:42
      گفت و گو های خودمانی


      فراز و نشیب های زندگی(عدم تعادل) نشان دهنده زنده بودن انسان است و کسی که در زندگی اش فراز و نشیب ندارد مانند فردی است که اصلا زنده نیست پس تعادل = مرگ

    4. #34
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : جنسیت مرداد/۱۳۸۸
      نوشته : 1,271 تشکر : 5,749
      مورد تشکر: 5,461 در 1,392 پست
      حضور : 20 روز 10 ساعت 53 دقیقه
      دریافت : 53 آپلود : 4
      گالری : 98 وبلاگ : 20
      فریاد : امام علی (ع): آرام باش. توکل کن. تفکر کن . آستین ها را بالا بزن. آنگاه دستان خداوند را می بینی که زودتر از تو دست به کار شده اند.
      Narahat
      .:MOBAREZ:. آنلاین نیست.



      راهکارهای آموزش فلسفه به کودکان


      «بنیاد اسلامی حكمت صدرا» یكی از مراكزی است كه در مورد آموزش فكر و فلسفه به كودكان، مورد مطالبه‌یجدی رهبر انقلاب است. این بنیاد یك مركز تخصصی علمی در زمینه‌ی فلسفه و حكمت متعالیه است. در زمینه‌ی فلسفه‌ی كودكان هم اقداماتی داشته است. برای تشریح صورت‌بندی و ارتباط این نوع آموزش با حكمت صدرایی، با خانم زهره حسینی، مسئول گروه فلسفه و كودك بنیاد حكمت اسلامی صدرا گفت‌وگو كرده‌ایم.



      از نظر شما اهمیت موضوع فلسفه برای كودك چیست و بنیاد اسلامی حكمت صدرا از این فعالیتش چه اهدافی دارد؟

      پرورش و آموزش -یا همان تعلیم و تربیت صحیح كودكان- از مهم‌ترین پایه‌های تعالی هر جامعه‌ای است. در روش‌های یادگیری كلاسیك، معمولاً آموزش و پرورش را به معنی یادگیری مطالب و حفظ آن‌ها تلقی می‌كردند. معلم مطالبی را به شاگرد منتقل می‌كرد و شاگرد آن را بعدها به دیگران انتقال می‌داد. كسی حق به چالش كشیدن استاد را نداشت و نقد و بررسی معلومات استاد كار صحیحی به شمار نمی‌رفت. طبیعی است كه این كودكان در آینده با مشكلاتی در حل مسائل خود و دیگران روبه‌رو می‌شدند، زیرا تفكر نقاد نداشتند و این‌گونه تفكر را آموزش ندیده بودند. در مواجهه با مسائل، روش‌های نقد و بررسی موشكافانه، تجزیه و تحلیل و سپس قضاوت و داوری راجع به آن را نداشتند.

      به نظر ما آن‌چه كه بسیار در زندگی به درد می‌خورد، تفكر نقاد است كه كودك بتواند درست و غلط را تمیز دهد و در داوری‌ها جانب صحیح را بگیرد. داشتن این نوع از تفكر از نیازهای مبرم و ضروری جامعه‌ی ماست كه باید از كودكی به آن پرداخت. به نظر ما كودكی كه با این نوع تفكر پرورش یابد تحت تأثیر القائات و تبلیغات سوء و تهاجم فرهنگی دشمن قرار نخواهد گرفت. پایه‌های تفكر عمیق و قوی را باید از كودكی بنا نهاد. كودكی كه بیاموزد چگونه بیندیشد، استدلال كند، دلیل بخواهد و به ملاك‌ها و معیارها برای تشخیص و داوری توجه كند، هرگز در بزرگسالی تحت تأثیر هر تفكری قرار نخواهد گرفت و راه صواب را از ناصواب تشخیص خواهد داد.
      این سیستم درست نیست كه داده‌هایی را به كودكان بدهیم و آن‌ها هم پس بدهند و دلشان خوش باشد كه درسی خوانده‌اند. نتیجه‌ی آن هم امروز افزایش مشكلات اجتماعی مانند بالارفتن آمار طلاق، اعتیاد و ... است، زیرا ما به بچه‌هایمان یاد نداده‌ایم كه هر چیزی را ابتدا پردازش و بعد قبول یا رد كنند.

      به بیان دیگر، این سیستم درست نیست كه یك سری داده‌هایی را به كودكان بدهیم و آن‌ها هم پس بدهند و دلشان خوش باشد كه درسی خوانده‌اند. در واقع تمام این داده‌ها بعدها در حل مسائل ذهنی به درد آن‌ها نمی‌خورد. مانند داده‌هایی كه به ما دادند و در امتحانات پس دادیم. نتیجه‌ی آن هم امروز افزایش مشكلات اجتماعی مانند بالارفتن آمار طلاق، اعتیاد و ... است، زیرا ما به بچه‌هایمان یاد نداده‌ایم كه هر چیزی را ابتدا پردازش و بعد قبول یا رد كنند.

      بحث همان دادن ماهی یا یاد دادن ماهیگیری است.


      بله؛ صرفاً یك سری اطلاعات داده شده و ما این‌ها را پس می‌دهیم. یعنی همین‌جور منتقل می‌شود به شاگرد و شاگرد خودش استاد می‌شود و ... اما همین‌طور كه یك مسأله‌ی كوچك در زندگی ما به وجود می‌آید، همه‌مان درمی‌مانیم كه باید چه‌كار كنیم؟ این‌كه بتوانیم از بچگی به بچه‌‌ها یاد بدهیم كه فكر و تجزیه‌ و تحلیل كنند، به ملاك‌ها حساس باشند، در قضاوت‌ها به چه نكاتی توجه كنند و خلاصه یك تفكر عمیق و تعقل را بیاموزند تا وقتی بزرگ می‌شوند، افراد عاقلی باشند.

      تجویز‌ها و توصیه‌های شما به والدین در مورد موضوع فلسفه برای كودك چیست؟

      والدین باید بدانند كودكان امانت‌های الهی در دستان آن‌ها هستند و نسبت به تربیت آن‌ها موظفند. در مرحله‌ی بعد باید بدانند كه كودكان با فطرت پاك الهی به دنیا می‌آیند و هر نوع رفتار با آن‌ها مانند «نقش بر سنگ» جاودانه می‌ماند. پس امر تربیت بسیار مهم و خطیر است. والدین باید بدانند كه كودكان ذاتاً و فطرتاً كنجكاوند. ذات حیرت و كنجكاوی كودكان باعث شده تا ما كودك را بالفطرة فیلسوف بدانیم. والدین نباید این حس را در درون كودكانشان نابود كنند، بلكه باید با مهارت‌هایی آن را پرورش دهند.

      به نظر ما اولین مربیان «فلسفه و كودك» والدین هستند. آن‌ها نباید روحیه‌ی پرسشگری را در درون كودك سركوب كنند، بلكه باید به سؤالات او بادقت گوش كنند و در پیدا كردن پاسخ او را راهنمایی كنند تا خودش به جواب برسد. دادن جواب‌های آماده و كامل یا سركوب پرسشگری در كودك، هر دو روحیه‌ی كنجكاو او را از بین می‌برد. كودك باید خودش روش جست‌وجو برای رسیدن به جواب را بیابد و طی كند. والدین باید نقش راهنما و تسهیل‌گر را ایفا كنند. البته از محبت و نقش تربیتی آن نباید غافل بود. محبت به كودكان و ارضای نیازهای عاطفی آن‌ها می‌تواند پلی میان كودك و والدین ایجاد كند تا بهتر بتوانند به اهداف تربیتی خود برسند. گزیده‌ی صوتی بیانات رهبر انقلاب:ضرورت آموزش فلسفه به كودكان

      خطرات و تهدیدهای احتمالی ورود به این فضا برای تربیت نسل آینده چیست؟

      بخش فلسفه و كودك در ‌بنیاد حكمت اسلامی صدرا با این‌كه ایده‌ی اولیه را از فلسفه برای كودكان در غرب الهام گرفته، اما هیچ‌گاه در این فكر نبوده كه آن را اشاعه دهد. تنها عمل به این آیه از قرآن بوده كه «سخنان را بشنوید و از بهترین آن‌ها تبعیت كنید.»۱ ما در طی سال‌ها فعالیت در این مركز این طرح را بارها مرور و آسیب‌شناسی كرده‌ایم و به این نتیجه رسیده‌ایم كه هدف و مبانی «فلسفه برای كودك» در ایران با روش‌های غربی‌ها متفاوت است. هدف آن‌ها تربیت «شهروند دموكراتیك» است و هدف ما تربیت «انسان كامل» است و رساندن انسان به رستگاری و فلاح واقعی. مبانی آن‌ها فلسفه‌ی غرب و اگزیستانسیالیسم است و در متون و داستان‌هایشان، نسبی‌گرایی مشهود است، اما مبنای كار ما فلسفه‌ی اسلامی و اعتقاد به اصول اخلاقی است.

      در این سال‌ها سعی كرده‌ایم محتواهای كار با كودكان را متناسب با سن آن‌ها و با استفاده از متون كهن ایرانی-اسلامی تهیه كنیم كه الحمدلله مورد پسند كودكان نیز بوده است. این داستان‌ها ابزارهایی برای راه‌اندازی بحث گروهی در كلاس خواهد بود كه علاوه بر آموزش مفاهیم اخلاقی، آداب بحث عملی را نیز به كودك آموزش می‌دهد.

      خطر جدی این طرح این است كه افراد نالایق و ناشایست در گوشه و كنار كشور اقدام به برقراری كلاس‌هایی با محتوای غربی كرده‌اند. این می‌تواند آسیب‌هایی جدی برساند و باید كارشناسی جدی بشود. علاوه بر این‌ها، والدین نیز باید توجیه شوند كه كودكان‌شان در جهت مثبت در حال تغییر‌اند و آموزش ببینند كه با كودك پرسشگر و كنجكاو چگونه برخورد كنند تا خلاقیت وی سركوب نشود. یعنی ما حتماً باید كلاس‌ها و جلساتی برای توجیه والدین هم بگذاریم. فقط این نیست كه روی كودك كار شود.
      امام خمینی (ره) :

      ما میگوییم تا شرک و کفر هست،مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم...




    5. تشكر : *zohreh*
    6. #35
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : جنسیت مرداد/۱۳۸۸
      نوشته : 1,271 تشکر : 5,749
      مورد تشکر: 5,461 در 1,392 پست
      حضور : 20 روز 10 ساعت 53 دقیقه
      دریافت : 53 آپلود : 4
      گالری : 98 وبلاگ : 20
      فریاد : امام علی (ع): آرام باش. توکل کن. تفکر کن . آستین ها را بالا بزن. آنگاه دستان خداوند را می بینی که زودتر از تو دست به کار شده اند.
      Narahat
      .:MOBAREZ:. آنلاین نیست.



      شما معتقدید كه بر اساس مبانی فلسفه‌ی اسلامی و حكمت صدرایی می‌شود به كودكان فلسفه را آموخت؟

      بله؛ ببینید، حكمت عملی به معنی كاربردی‌ كردن حكمت نظری در جامعه است؛ یعنی استفاده از حكمت در زندگی روزمره به انحاء گوناگون. تفكر در كودكان در واقع شاخه‌ای از حكمت عملی است كه حكمای مسلمان مانند خواجه نصیرالدین و ابن سینا و ملاصدرا به آن اشاره داشته‌‌اند و از این رهگذر، مبانی این طرح در حكمت عملی فلسفه‌ی اسلامی نهفته است. در حكمت نظری انسان دارای قوه‌ی عاقله است؛ قوه‌ای كه با آن قادر به شناخت و معرفت است. انسان با این قوه توانایی دارد كه از بسیاری مسائل آگاهی پیدا كند، اما دارای محدودیت‌هایی هم هست.

      مبنای تعلیم و تربیت ما باید بر اساس شكوفاكردن استعداد ذاتی انسان در رسیدن به حكمت نظری باشد. دستیابی به حكمت نظری، مقدمه و سرچشمه‌ی حكمت عملی است. در فلسفه‌ی صدرایی نه‌تنها بصیرت‌های درك فلسفه‌ی اسلامی حكمی و دینی یافت می‌شود، بلكه روش‌هایی وجود دارد كه به‌سادگی می‌توان به كودكان آموزش داد. البته این روش‌ها زمانی مؤثرتر هستند كه كودكان تربیت دینی شده باشند. اولین مربیان «فلسفه و كودك» والدین هستند. آن‌ها نباید روحیه‌ی پرسشگری را در درون كودك سركوب كنند، بلكه باید به سؤالات او بادقت گوش كنند و در پیدا كردن پاسخ او را راهنمایی كنند تا خود به جواب برسد. دادن جواب‌های آماده و كامل یا سركوب پرسشگری، هر دو روحیه‌ی كنجكاو او را از بین می‌برد.

      این مفاهیم سنگین را چگونه به كودكان تعلیم می‌دهید؟

      در سطح دبستان برنامه‌ی ما این است كه به كودكان آداب بحث كردن را یاد بدهیم. كودك باید یاد بگیرد چگونه در یك گروه بحث كند. بتواند بدون این‌كه محكوم كند یا محكوم شود یا تعصبی داشته باشد یا داوری غلطی كند، یك بحث سالم داشته باشد. در دبستان خیلی سعی نكرده‌ایم چیزی را آموزش دهیم؛ تنها چند مفهوم اخلاقی به عنوان دستاویزهایی برای بحث. اما هدف اصلی این است كه كودكان بتوانند بحث‌كردن سالم را یاد بگیرند. سپس در برنامه‌ی دوره‌ی راهنمایی، مفاهیم اخلاقی را در خلال بحث آموزش می‌دهیم و در سطح دبیرستان مفاهیم فلسفی را. یعنی همین‌طور كه كودك بزرگ و نوجوان و جوان می‌شود این مفاهیم هم با سنش به اصطلاح بزرگ‌تر و غنی‌تر می‌شود.

      ابزار كار ما برای كودكان دبستانی «داستان» است. البته از فیلم، كارتون، عكس و حتی نقاشی‌های خود بچه‌ها هم استفاده می‌كنیم. روش‌های مختلفی داریم. اگر ببینیم بچه‌ها از داستان خسته می‌شوند، جلسه‌ی بعد از روش دیگری مانند بازی استفاده می‌كنیم. ما فكر می‌كنیم داستان از همه بهتر است. داستان‌ها را از متون كهن بیرون كشیده‌ایم و سعی كرده‌ایم در هر داستان، حداقل یك مفهوم اخلاقی باشد. مربی داستان را در كلاس می‌خواند و بچه‌ها درباره‌ی آن بحث می‌كنند. ریزه‌كاری‌هایی هم دارد؛ مثل طرز نشستن بچه‌ها در كلاس یا مثلاً این‌كه معلم را آموزش می‌دهیم كه بحث را به گونه‌ای هدایت كند تا به مطلوبش برسد و بحث از هدف اصلی منحرف نشود. این هم مهم است. مجموعاً یك روش است كه هدف اصلی‌ آن ارتقای سطح تفكر در كودك است.

      مهم این است كه پایه‌های تفكری ما بر اساس فلسفه‌ی اسلامی و حكمت صدرایی است.

      بله؛ مبانی ما بسیار مهم است. از سال ۱۳۷۸ چند سالی روی منابع خارجی كار ‌‌كردیم. داستان‌های آن‌ها را مطالعه كردیم. وقتی دقیق می‌شویم می‌بینیم مبانی تمام‌ آن‌ها، مبانی فلسفه‌ی غربی است. موضوعات و مفاهیمی كه در داستان‌‌ها كار می‌كردند، مبتنی بر نسبی‌گرایی بود. فرض كنید یك داستان داشتند به نام «خرس و ماهی» كه خرس می‌تواند با ماهی دوست شود یا مثلاً مفهوم دزدی را بررسی می‌كردند كه دزدی می‌تواند بد باشد، می‌تواند خوب هم باشد! روی اصول اخلاقی دست گذاشته و آن‌ها را زیر سؤال برده بودند كه همه‌جا این بد است و بعضی جاها خوب است. این‌ها را در غالب داستان به خورد بچه‌ها می‌دادند. هدف و مبانی «فلسفه برای كودك» در ایران با روش‌های غربی‌ها متفاوت است. هدف آن‌ها تربیت «شهروند دموكراتیك» است و هدف ما تربیت «انسان كامل» و رساندن انسان به رستگاری. مبانی آن‌ها فلسفه‌ی غرب و اگزیستانسیالیسم است، اما مبنای كار ما فلسفه‌ی اسلامی و اعتقاد به اصول اخلاقی.

      ما كتاب‌های آقای لیپمن، آقای فیشر و آقای فیلیپ كمپ در استرالیا را آسیب‌شناسی كردیم. كتاب‌های آن‌ها این‌جا موجود است. به این نتیجه رسیدیم كه خودمان داستان‌هایی لازم داریم كه اولاً كودكان بپسندند و بعد هم مفاهیم غنی داشته باشد. الان داستان‌های مولوی را داریم، كلیله و دمنه را داریم -كه البته اساسش ایرانی نیست- گلستان و بوستان را داریم. متون كهن خودمان هم سرشار از داستان‌های پندآموز است.

      آیا مفاهیم و داستان‌های این متون را به زبان كودكان برگردانده‌اید؟

      بله؛ روی این‌ها كار شده است. حتی داستان‌هایی با روایت دینی داریم. مثلاً در بحث شجاعت ما داستانی از كودكی امام جواد علیه‌السلام را برای بچه‌ها می‌خواندیم كه بسیار برایشان جالب بود. همه‌ی این‌ها را ارزیابی هم كردیم و نتایج آن موجود است كه بچه‌ها این‌ها را بیشتر از داستان‌های غربی پسندیدند و ما با این كار به هدف خودمان رسیدیم.

      آیا این تغییرات كودكان مطابق میل پدر و مادرها بوده است؟

      اگر پدر و مادرها مجاب می‌شدند كه این تغییرات در بچه‌ها مثبت است، آن‌ها هم سعی می‌كردند كه درست برخورد كنند، اما اگر پدر و مادرها توجیه نمی‌شدند و با این موضوع كنار نمی‌آمدند، مثلاً مادری می‌آمد و می‌گفت بچه‌ی ما تازگی‌ها زیاد سؤال می‌كند و راجع به همه چیز كنجكاوی می‌كند و خیلی فضول شده است! بعد او را دعوا می‌كردند و این بچه سركوب می‌شد. خب این تقصیر ما بود. ما این آتش را در دامن این بچه‌ها انداخته بودیم كه سؤال كنید و راحت از كنار هر چیزی نگذرید. اگر پدر و مادر توجیه می‌شدند و می‌فهمیدند كه كودك در حال تغییر مثبت است، كمكش می‌كردند.

      ما به پدر و مادرها می‌آموختیم كه سؤال‌كردن كودكتان را سركوب نكنید. فوری هم پاسخ‌ها را در دامن‌شان نگذارید. این خوب نیست كه سریع احساس كنند شما دایرة‌المعارف هستید. بگذارید یك مقدار خودشان هم تحقیق كنند و بگردند. این‌ها را به والدین آموزش می‌دادیم كه جواب سؤالات بچه‌ها را ندهید. شما هدایتگر باشید تا خودشان دنبال جواب بگردند.

      پی‌نوشت‌:
      ۱. بخشی از آیه‌ی ۱۸ سوره‌ی مباركه‌ی زمر: الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ


      +
      ویرایش توسط .:MOBAREZ:. : ۱۳۹۲/۰۴/۲۱ در ساعت 15:53
      امام خمینی (ره) :

      ما میگوییم تا شرک و کفر هست،مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم...




    7. تشكر : *zohreh*
    صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •