• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • + ارسال موضوع جدید
    صفحه 3 از 9 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 88
    1. #21
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : شهریور/۱۳۸۷
      نوشته : 1,007 تشکر : 2,377
      مورد تشکر: 3,015 در 876 پست
      حضور : 17 ساعت نامشخص
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      فریاد : راضیم
      KhafeShodam
      ازاد آنلاین نیست.



      دوست داشتني ترين حيوان عالم

      خوا جه اي زشت روي از او پرسيد، از ميان
      حيوانات عالم ، كدامين را بيشتر دوست داري.
      گفت بهلول: تو را. !!

      اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
      غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

      دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
      با تموم بی پناهیم به تو تکیه داده بودم....



    2. #22
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : شهریور/۱۳۸۷
      نوشته : 1,007 تشکر : 2,377
      مورد تشکر: 3,015 در 876 پست
      حضور : 17 ساعت نامشخص
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      فریاد : راضیم
      KhafeShodam
      ازاد آنلاین نیست.
      اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
      غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

      دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
      با تموم بی پناهیم به تو تکیه داده بودم....



    3. #23
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۷
      نوشته : 10,445 تشکر : 23,808
      مورد تشکر: 28,909 در 9,481 پست
      حضور : 17 روز 1 ساعت 19 دقیقه
      دریافت : 6 آپلود : 0
      گالری : 2 وبلاگ : 0
      مجیب آنلاین نیست.



      وقتي هارون الرشيد به سر وقت بهلول رسيد ديد که در سايه گوري نشسته و چوبي در دست گرفته و کله آدمي در پيش نهاده، هارون پرسيد که: اي ديوانه! در چه کاري؟ گفت: درين کله مي نگرم. فرق نمي توانم کرد که کله هم چون من گداييست يا کله هم چون تو فرمانروايي ؟
      هارون گفت: اين چوب چيست؟ گفت: زمين را قسمت مي کنم و عرصه خاک را مي پيمايم. هارون پرسيد که چون يافتي؟
      گفت: قسمتي تو راست و بخشي مراست. مرا سه گز رسيد با گدايي، و تو را نيز سه گز رسيد با پادشاهي
      ویرایش توسط مجیب : ۱۳۸۸/۰۴/۰۱ در ساعت 12:28


      یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



      اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

    4. #24
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : شهریور/۱۳۸۷
      نوشته : 1,007 تشکر : 2,377
      مورد تشکر: 3,015 در 876 پست
      حضور : 17 ساعت نامشخص
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      فریاد : راضیم
      KhafeShodam
      ازاد آنلاین نیست.



      مناظره بهلول بن عمر و با ابو حنيفه

      بهلول بن عمرو كوفی از دانشمندان زیرك و زبر دست و نكته سنج عصر امام صادق ـ علیه السّلام ـ و امام كاظم ـ علیه السّلام ـ بود، او برای این‌كه قاضی هارون الرّشید نشود، خود را به دیوانگی زد، تا هارون از او منصرف شده و مقام قضاوت را به او واگذار ننماید، او اهل مناظره بود و با استدلال و لطائف بسیار ظریف، پوچی عقائد انحرافی مخالفان را آشكار می‌نمود، یكی از مناظرات او این بود كه: او شنیده بود ابوحنیفه (رئیس مذهب حَنَفی) در درس خود گفته است: «جعفر بن محمّد (امام صادق ـ علیه السّلام ـ) سه مطلب را گفته، ولی من هیچ‌كدام از آن‌ها را قبول ندارم و آن‌ها را نمی‌پسندم، و آن سه مطلب این است:
      1ـ «شیطان به وسیله آتش، عذاب خواهد شد، و این درست نیست زیرا شیطان از آتش آفریده شده، و چیزی كه از سنخ آتش است به وسیله آتش، اذّیت نمی‌شود.
      2ـ «خدا دیده نمی‌شود»، با این‌كه هر چیز موجودی، به‌ناچار قابل دیدن است.
      3ـ «كارهائی كه بندگان انجام می‌دهند خودشان با اختیار خود، آن‌ها را انجام می‌دهند»، با این‌كه آیات و روایات برخلاف این قول است و كارهای بندگان را به خدا نسبت می‌دهند (ما در كارها مجبوریم نه مختار).
      بهلول كلوخی از زمین برداشت و بر پیشانی ابوحنیفه زد، ابوحنیفه در مورد بهلول، نزد هارون شكایت كرد، هارون دستور داد بهلول را حاضر كردند و او را سرزنش نمود.
      بهلول در آن مجلس، به ابوحنیفه گفت: «1ـ درد جای كلوخ را كه ادّعا می‌كنی به من نشان بده كه بنگرم و اگر نشان ندهی پس در عقیده خود كه می‌گوئی هر چیز موجودی، دیدنی است، خطا می‌كنی، 2ـ تو می‌گوئی جنس موجب آزار جنس نخواهد شد، تو از خاك آفریده شده‌ای بنابراین نباید كلوخی كه از خاك است، به تو آسیب رسانده باشد. 3ـ وانگهی من گناه نكرده‌ام، چرا كه به عقیده تو كارهائی كه از بنده سر می‌زند، فاعل آن خدا است، بنابراین خدا تو را زده است نه من!!».
      ابوحنیفه ساكت شد و در حالی كه شرمنده شده بود، از مجلس برخاست و فهمید كه ضربه بهلول به‌خاطر پاسخ به عقائد بی‌اساس او بوده است.[1]
      [1] ـ مجالس المؤمنین، ج 2، ص 419 ـ بهجه الآمال، ج 2، ص 436، نشر بنیاد فرهنگی اسلامی.
      اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
      غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

      دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
      با تموم بی پناهیم به تو تکیه داده بودم....



    5. #25
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۷
      نوشته : 10,445 تشکر : 23,808
      مورد تشکر: 28,909 در 9,481 پست
      حضور : 17 روز 1 ساعت 19 دقیقه
      دریافت : 6 آپلود : 0
      گالری : 2 وبلاگ : 0
      مجیب آنلاین نیست.



      روزی سوداگری بغدادی از بهلول سئوال نمود من چه بخرم تا منافع زیاد ببرم ؟
      بهلول جواب داد : آهن و پنبه .
      آن مرد رفت و مقداری آهن و پنبه خرید و انبار نمود اتفاقآ پس از چند ماهی فروخت و سود فراوان برد باز روزی به بهلول
      برخورد این دفعه گفت بهلول دیوانه من چه بخرم تا منافع ببرم بهلول ایندفعه گفت : پیاز بخر و هندوانه .
      سوداگر این دفعه رفت و سرمایه خود را تمام پیاز خرید و هندوانه انبار نمود و پس از مدت کمی تمام پیاز و هندوانه های
      او پوسید و از بین رفت و ضرر فراوان نمود فوری سراغ بهلول رفت و به او گفت در اول که از تو مشورت نموده گفتی
      آهن بخر و پنبه نفعی برده ولی دفعه دوم این چه پیشنهادی بود کردی ؟
      تمام سرمایه من از بین رفت.بهلول در جواب آن مرد گفت روز اول که مرا صدا زدی گفتی آقای شیخ بهلول و چون مرا
      شخص عاقلی خطاب نمودی من هم از روی عقل به تو دستور دادم ولی دفعه دوم مرا بهلول دیوانه صدا زدی من هم از
      روی دیوانگی به تو دستور دادم مرد از گفته دوم خجل شد و مطلب را درک نمود


      یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



      اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

    6. #26
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : شهریور/۱۳۸۷
      نوشته : 1,007 تشکر : 2,377
      مورد تشکر: 3,015 در 876 پست
      حضور : 17 ساعت نامشخص
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      فریاد : راضیم
      KhafeShodam
      ازاد آنلاین نیست.



      روزی ها رون از بهلول پرسید
      بهلول ایا از ما یادی میکنی؟
      بهلول جواب داد بله.
      زمانی که خدا را از یاد میبرم
      اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
      غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

      دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
      با تموم بی پناهیم به تو تکیه داده بودم....



    7. #27
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۷
      نوشته : 10,445 تشکر : 23,808
      مورد تشکر: 28,909 در 9,481 پست
      حضور : 17 روز 1 ساعت 19 دقیقه
      دریافت : 6 آپلود : 0
      گالری : 2 وبلاگ : 0
      مجیب آنلاین نیست.



      شخصي كه سابقه دوستي با بهلول داشت روزي مقداري گندم به آسياب برد،چون آرد نمود بر الاغ خود نمود و چون نزديك منزل بهلول رسيد اتفاقا" خرش لنگ شد و به زمين افتاد آن شخص با سابقه دوستي كه با بهلول داشت بهلول را صدا زد و درخواست نمود تا الاغش را به او بدهد و بارش را به منزل به رساند.چون بهلول قبلا" قسم خورده بود كه الاغش را به كسي ندهد به آن مرد گفت:
      الاغ من نيست . اتفاقا" صداي الاغ بلند شد و بناي عر عر كردن را گذارد. آن مرد به بهلول گفت الاغ تو در خانه است و مي گويي نيست. بهلول گفت عجب دوست احمقي هستي تو ، پنجاه سال با من رفيقي ، حرف مرا باور نداري ولي حرف الاغ را باور مي نمايي؟


      یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



      اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

    8. #28
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۷
      نوشته : 10,445 تشکر : 23,808
      مورد تشکر: 28,909 در 9,481 پست
      حضور : 17 روز 1 ساعت 19 دقیقه
      دریافت : 6 آپلود : 0
      گالری : 2 وبلاگ : 0
      مجیب آنلاین نیست.



      بهلول و مستخدم
      آورده اند كه يكي از مستخدمين خليفه هارون الرشيد ماست خورده و قدري ماست در ريشش ريخته بود بهلول از او سوال نمود چه خورده، مستخدم براي تمسخر گفت:كبوتر خورده ام بهلول جواب داد قبل از آن كه به گويي من دانسته بودم . مستخدم پرسيد از كجا مي دانستي؟ بهلول گفت چون فضله اي بر ريشت نمودار است.


      یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



      اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

    9. تشكرها 3 : goleleila, nazanin, عبدالحسین
    10. #29
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۷
      نوشته : 10,445 تشکر : 23,808
      مورد تشکر: 28,909 در 9,481 پست
      حضور : 17 روز 1 ساعت 19 دقیقه
      دریافت : 6 آپلود : 0
      گالری : 2 وبلاگ : 0
      مجیب آنلاین نیست.



      بهلول و مرد شياد
      آورده اند كه بهلول سكه طلايي در دست داشت و با آن بازي مي نمود. شيادي چون شنيده بود كه بهلول ديوانه است جلو آمد و گفت: اگر اين سكه را به من بدهي در عوض ده سكه كه به همين رنگ است به تو مي دهم!بهلول چون سكه هاي او را ديد دانست كه سكه هاي او از مس است و ارزشي ندارد به آن مرد گفت به يك شرط قبول مي نمايم! اگر سه مرتبه مانند الاغ عرعر كني . شياد قبول نمود و مانند خر عرعر نمود. بهلول به او گفت: خوب الاغ جون چون تو با اين خريت فهميدي سكه در دست من است از طلاست. من نمي فهمم كه سكه هاي تو از مس است. آن مرد شياد چون كلام بهلول را شنيد از نزد او فرار نمود.


      یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



      اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

    11. #30
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۷
      نوشته : 10,445 تشکر : 23,808
      مورد تشکر: 28,909 در 9,481 پست
      حضور : 17 روز 1 ساعت 19 دقیقه
      دریافت : 6 آپلود : 0
      گالری : 2 وبلاگ : 0
      مجیب آنلاین نیست.



      بهلول بن عمرو كوفی از دانشمندان زیرك و زبر دست و نكته سنج عصر امام صادق ـ علیه السّلام ـ و امام كاظم ـ علیه السّلام ـ بود، او برای این‌كه قاضی هارون الرّشید نشود، خود را به دیوانگی زد، تا هارون از او منصرف شده و مقام قضاوت را به او واگذار ننماید، او اهل مناظره بود و با استدلال و لطائف بسیار ظریف، پوچی عقائد انحرافی مخالفان را آشكار می‌نمود، یكی از مناظرات او این بود كه: او شنیده بود ابوحنیفه (رئیس مذهب حَنَفی) در درس خود گفته است: «جعفر بن محمّد (امام صادق ـ علیه السّلام ـ) سه مطلب را گفته، ولی من هیچ‌كدام از آن‌ها را قبول ندارم و آن‌ها را نمی‌پسندم، و آن سه مطلب این است:
      1ـ «شیطان به وسیله آتش، عذاب خواهد شد، و این درست نیست زیرا شیطان از آتش آفریده شده، و چیزی كه از سنخ آتش است به وسیله آتش، اذّیت نمی‌شود.
      2ـ «خدا دیده نمی‌شود»، با این‌كه هر چیز موجودی، به‌ناچار قابل دیدن است.
      3ـ «كارهائی كه بندگان انجام می‌دهند خودشان با اختیار خود، آن‌ها را انجام می‌دهند»، با این‌كه آیات و روایات برخلاف این قول است و كارهای بندگان را به خدا نسبت می‌دهند (ما در كارها مجبوریم نه مختار).
      بهلول كلوخی از زمین برداشت و بر پیشانی ابوحنیفه زد، ابوحنیفه در مورد بهلول، نزد هارون شكایت كرد، هارون دستور داد بهلول را حاضر كردند و او را سرزنش نمود.
      بهلول در آن مجلس، به ابوحنیفه گفت:

      1ـ درد جای كلوخ را كه ادّعا می‌كنی به من نشان بده كه بنگرم و اگر نشان ندهی پس در عقیده خود كه می‌گوئی هر چیز موجودی، دیدنی است، خطا می‌كنی.
      2ـ تو می‌گوئی جنس موجب آزار جنس نخواهد شد، تو از خاك آفریده شده‌ای بنابراین نباید كلوخی كه از خاك است، به تو آسیب رسانده باشد.
      3ـ وانگهی من گناه نكرده‌ام، چرا كه به عقیده تو كارهائی كه از بنده سر می‌زند، فاعل آن خدا است، بنابراین خدا تو را زده است نه من!!
      ابوحنیفه ساكت شد و در حالی كه شرمنده شده بود، از مجلس برخاست و فهمید كه ضربه بهلول به‌خاطر پاسخ به عقائد بی‌اساس او بوده است.

      مجالس المؤمنین، ج 2، ص 419


      یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



      اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

    صفحه 3 از 9 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    موضوعات مشابه

    1. چرایی ترس از ازدواج وچگونگی درمان ان ؟
      توسط *zohreh* در انجمن ازدواج و خانواده
      پاسخ: 8
      آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۲/۰۵, 16:56
    2. سوره ضحی را در نماز چرا نمی شود به تنهایی خواند؟
      توسط خادم حسین ع در انجمن سور ه ها و آیات
      پاسخ: 1
      آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۱۱/۲۳, 21:13
    3. *** نمونه هایی از اشعارمنسوب به امام حسین(ع)***
      توسط خادمة المهدی در انجمن مسائل مربوط به اهل بیت و ائمه اطهار عليهم السلام
      پاسخ: 5
      آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۱۱/۰۴, 14:30
    4. « پرسش و پاسخ هایی در باره امام موسی بن حعفر علیه السلام »
      توسط کنیز فاطمه(سلام الله علیها) در انجمن مسائل مربوط به اهل بیت و ائمه اطهار عليهم السلام
      پاسخ: 0
      آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۱۰/۰۲, 01:02
    5. پاسخ: 1
      آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۹/۲۹, 08:17

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •