+ ارسال موضوع جدید
صفحه 1 از 16 12311 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 160

موضوع: انكار معجزه شق القمر

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   
  1. #1
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت : جنسیت دی/۱۳۴۸
    نوشته : 768 تشکر : 606
    مورد تشکر: 1,485 در 658 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 20 آپلود : 0
    گالری : 47 وبلاگ :
    خردبین آنلاین نیست.

    انكار معجزه شق القمر




    هشت دلیل بر انکار معجزه ی «شق القمر» پیامبر



    اینجانب در این جستار برآنم که با اقامه ی چند دلیل، معجزه ی شکافته شدن ماه توسط پیامبر اسلام یا اصطلاحا «شق القمر» را مورد شبهه قرار داده و بطلان آنرا با رجوع به عقل و خرد نشان بدهم. بنده در اینجا صرفا جانب عقل و خرد را داشته ام و چیزی نگفته ام مگر آنکه با عقل سازگار باشد. و تلاش کرده ام که هیچگونه غرض ورزی و تعصب شخصی دینی و غیر دینی را در آن دخیل ننمایم.

    شـرح ایـن را گـفـتـمـی مـن، از مـری
    لـیـک تـرســـم تـا نـلـغـــزد خـاطــــری

    زیـن سـبـب مـن تـیـغ کـردم در غلاف
    تـا کـه کـژ خـوانـی نـخـوانـد بـر خـلاف


    از تمام سروران و خوانندگان بزرگوار نیز تقاضا دارم که به دور از عصبیت های دینی و ایمانی، نور خرد و بینش خود را بر نوشتار بنده بیاندازند و اگر ایراد و پاسخی بدان دارند، بیان نمایند و اگر گفتار و نتیجه گیری بنده را خرد پسند می یابند، آنرا بپذیرند.

    بدیهی است که بنده در اینجا هرگز قصد توهین یا بی احترامی به عقاید اشخاص یا مقدسات دینی را ندارم. بلکه میپندارم بزرگترین و والاترین احترام به یک اندیشه و فکر و آیین، آن است که آنرا از زنگار پندارهای بی پایه و اساس و باطل و مرده ریگ گذشتگان بیاراییم. بخصوص در حوزه ی دین که تاریخ نشان داده است که مستعد ترین حوزه برای پذیرش باورهای غیر عقلایی و خرد گریز می باشد.

    بنده ابتدا طرح موضوع کرده و سپس شبهات و ایرادات خود را در 8 فقره بیان نموده و در پایان به نتیجه گیری خواهم پرداخت. البته شبهات دیگری نیز وجود دارد که فعلا همین 8 مورد را برای نتیجه گیری کافی میدانم.


    --------------------------------------------------------




    طرح موضوع:




    در آیات اول و دوم سوره ی قمر چنین میخوانیم:

    اقـتـربـت الـسـاعـه و انـشـق الـقـمـر(1) و ان یـروا ایـه یـعـرضـوا و یـقـولـوا سـحـر مـسـتـمـر(2)
    آیه ی 1: آن ساعت (قیامت یا قیام رسول حق) نزدیک آمد و ماه آسمان شکافته شد.
    آیه ی 2: و اگر کافران بزرگ آیت و معجزی هم ببینند باز اعراض کرده و گویند که این سحری کامل است.
    « ترجمه الهی قمشه ای»
    مفسرین قرآن و عالمان اسلام، این دو آیه را بعنوان معجزه ی شکافته شدن ماه توسط پیامبر در شب چهاردهم ذی الحجه (احتمالا سال چهارم بعثت) تفسیر میکنند. بنا بر روایتی، گفته میشود که کفار قریش از پیامبر خواستند که ماه را به دو نیم کنند، آنگاه پیامبر نیز ماه را به اشاره ای به دو نیم کرد. و این دو نیمه آنقدر از یکدیگر فاصله گرفتند که نیمی از ماه روی یک کوه و نیم دیگر روی کوه دیگری قرار گرفت. برخی هم گفته اند که دو نیمه ی ماه آنچنان از هم فاصله گرفتند که در دو طرف کوه قرار گرفتند. پس از انجام این معجزه، مجددا پیامبر با اشاره ی انگشت خود، دو نیمه را به هم نزدیک کرده وآندو به هم متصل شدند. البته روایات مشابه دیگری نیز در اینمورد وجود دارد. و برخی هم گفته اند که این واقعه دو مرتبه رخ داده است.

    در تفسیر «اثنی عشری» جلد 12 صفحه 366 چنین میخوانیم:
    «جمهور مفسرین از خاصه و عامه و اصحاب مانند ابن مسعود و ابن عباس و حذیفه یمانی و انس بن مالک و جبیر بن معطم و عبد الله عمر نقل نموده اند که ابوجهل و یهودی دیگر شبی به حضرت رسالت (ص) رسیدند و آن شب چهاردهم ماه و قمر به مرتبه بدر رسیده. ابو جهل گفت: بر وفق دعوی خود آیتی به ما بنما و الا سر تو را به شمشیر بردارم. فرمود: چه می خواهی؟ ابو جهل به یهودی گفت این شخص ساحر است و آنچه بخواهیم به قوت سحر به ما می نماید. یهودی گفت: به او بگو تا ماه را بشکافد که سحر را در آسمان تاثیری نیست و ساحران در آن تصرف و اقتدار ندارند. چون از اتیان عاجز شود او را به قتل رسانیم. ابوجهل گفت: این ماه را برای ما بشکاف. حضرت دعا فرمود، انگشت سبابه برآورد و اشاره به ماه نمود. قرص قمر به محض اشاره دو نیم شد. نصف بر جای خود و نصف دیگر به طرفی رفت و زمانی به آن هیئت بماند. حضرت به صدای بلند فرمود: اشهدوا اشهدوا. ابوجهل گفت: آن را ملتئم نما. حضرت اشاره فرمود، هر دو نصف بهم پیوست. یهودی که این معجزه باهره را دید ایمان آورد. لکن ابوجهل گفت: چشم ما را به سحر بسته و قمر را به حالت انشقاق به ما نموده. از جماعت مسافران که از اطراف آفاق برسند بپرسیم که ایشان در امشب انشقاق قمر را دیده اند یا نه. چون از آینده و رونده پرسیدند، جواب دادند در فلان شب ماه را به دو نیمه دیدیم. ابوجهل با وجود این معجزه عظیم، ایمان نیاورد و حمل نمود به سحر، کفار قریش تابع او شدند گفتند سحر است.»
    --------------------------------------------------------


    هشت دلیل بر انکار معجزه ی شق القمر





    بنده چند ایراد و شبهه بر معجزه ی «شق القمر» دارم که برخی از آنها را بطور خلاصه در زیر مینگارم (البته ایرادات دیگری نیز وجود دارد که در صورت نیاز بعدا بیان میکنم):

    1 - پیامبر انسانی است معمولی و فاقد توان معجزه گری: در قرآن مکررا و به صراحت گفته شده است که پیامبر انسانی است مانند انسانهای دیگر و ایشان هرگز تفاوتی با دیگر انسانها ندارند.

    از اینگونه آیات میتوان به آیات 94 و 95 سوره ی «اسراء» اشاره نمود.
    «مردم را چیزی از هدایت و ایمان باز نداشت وقتی که قرآن آمد جز این خیال باطل که گفتند آیا خدا بشری را هرگز به رسالت فرستاده است؟ ای پیغمبر بگو اگر فرشتگان را در زمین مسکن و قرارگاه بودی ما هم فرشته را از آسمان به رسالت بر آنها می فرستادیم (که رسول باید از جنس امت باشد وگرنه حجت معجزش پذیرفته نشود).» (ترجمه مهدی الهی قمشه ای)

    بنا به تعریف، معجزه عملی است خارج از توان بشر و انسانهای عادی توانایی انجام آنرا ندارند. بنابراین از آنجایی که پیامبر یک انسان عادی و فاقد قدرتهای فوق طبیعی بود، و انجام معجزه نیز نیازمند قوای فوق طبیعی و خارج از توان انسان است، پیامبر دارای معجزه نبوده است و نمی توانسته که معجزه ی شق القمر را انجام بدهد. همچنین اگر چنین بگوییم که این معجزه به قدرت خود پیامبر رخ نداده، بلکه توان و اذن آن از جانب خداوند به پیامبر اهدا شده است، باز هم تفاوتی در این ایراد نمیکند. بدین دلیل که در اینحالت، پیامبر دارایی رابطه ای خاص با خداست که در دسترس دیگر انسانها نیست. یعنی بواسطه ی رابطه ای غیر طبیعی، واسطه ی انجام این معجزه شده است.


    --------------------------------------------------------




    2 - خود پیامبر اذعان دارد که معجزه ای ندارد: پیامبر بارها در جواب افرادی که از ایشان طلب معجزه میکردند، می فرمودند که نمی توانند معجزه بکنند و یا با توجیهات مختلف از انجام معجزه شانه خالی میکردند. بعنوان نمونه میتوان به آیات 181 و 184 سوره ی «آل عمران» و آیه ی 7 سوره ی «رعد» و آیه ی 37 سوره ی «انعام» و آیه ی 59 سوره ی «اسراء» و آیاتی دیگر اشاره نمود.

    بعنوان نمونه، زمانیکه قریش از پیامبر طلب معجزه کردند، پیامبر در جواب آنها آیه ی 59 سوره اسرا را خواند که در آن از آوردن معجزه امتناع میشود و دلیل نیاوردن معجزه توسط پیامبر، بیان میشود.

    سوره اسراء آیه 59:
    وَ مَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا (59)
    و هيچ چيز، ما را از فرستادن معجزات باز نداشت جز اينكه پيشينيان، آن معجزات را تكذيب كردند و به قوم ثمود ناقه داديم كه معجزه اى روشن بود، ولى به آن ستم كردند و ما معجزات را جز براى هشدار دادن به مردم نمي فرستيم. (59)

    دلیل طفره رفتن پیامبر از آوردن معجزه این است که اقوام پیشین نیز از پیامبر خویش طلب معجزه نمودند ولی مردم آنها پس از دیدن معجزه، باز هم ایمان نیاوردند، پیامبر به همین دلیل از آوردن معجزه امتناع کرده و شانه خالی میکند. در برخی تفاسیر مانند «مجمع البیان»، در ذیل این آیه گفته شده است که "ما معجزاتی که آنها میخواهند را نمی آوریم، زیرا علم داریم که آنها ایمان نمی آورند. بنابراین فرستادن آیات، کار بیهوده ای خواهد بود(!)." (تفسیر مجمع البیان / جلد 14 / صفحه 161)

    در عبارت ابتدای این آیه، صراحتا از جانب خدا گفته میشود که "هيچ چيز، ما را از فرستادن معجزات باز نداشت جز اينكه ...". معنای این جمله آن است که پیامبر اسلام فاقد معجزه بوده است و در اینجا سعی میشود که دلیلی بر معجزه نداشتن پیامبر اقامه شود. به عبارتی دیگر پیش شرط معنا داری این آیه، این است که پیامبر فاقد معجزه باشد، در غیر اینصورت مقدمه ی این آیه، لغو خواهد شد. اگر پیامبر دارای معجزه می بود، دلیل آوردن بر عدم داشتن معجزه از طرف پیامبر، سخنی لغو و بیهوده خواهد بود.

    از طرفی در هیچ کجای قرآن پیامبر صراحتا معجزه ای را به خود نسبت نداده است (بجز احیانا خود قرآن). هر چند که معمولا از قضیه ی «معراج» بعنوان معجزه یاد شده و آنرا سفری جسمانی به آسمان هفتم و درگاه خدا میدانند، اما معجزه بودن سفر «معراج» نیز مورد مناقشه و تردید است.
    اکنون آیا این آیات با تفسیری که معمولا از آیات اول و دوم سوره ی قمر میشود، منافات ندارد؟ چگونه میتوان قبول کرد که در چندین جای قرآن، پیامبر به صراحت میگوید که نمیتواند معجزه بکند و از انجام آن به دلایل مختلف طفره میرود، ولی در جای دیگر قرآن، معجزه ی عظیمی مانند شکافتن ماه را به خود نسبت بدهد؟ آیا این یک تناقض واضح و آشکار نیست؟

    راه حل این است که بگوییم منظور از شق القمر معجزه ای نیست که توسط پیامبر انجام شده باشد، بلکه معنای دیگری دارد. در اینصورت مشکل تناقض میان آیات حل میشود.


    --------------------------------------------------------




    3 - تناقض به لحاظ تاریخی در میان آیات قرآن: سوره ی «قمر» یک سوره ی مکی است که در اوایل بعثت نازل شده است(احتمالا سال چهارم بعثت نازل شده است) و آیات آن از آیات دیگری که در آنها از پیامبر درخواست انجام معجزه میشود و پیامبر پاسخ منفی میدهد، قدیمی تر است. چگونه پیامبر در ابتدا چنین معجزه ای انجام داده است ولی وقتی بعدا مجددا از او تقاضای معجزه شده است، اظهار ناتوانی میکند؟ اگر واقعا منظور از این آیات، معجزه بوده باشد، بنابراین وقتی بعدا کافران از پیامبر در خواست معجزه کردند، ایشان نباید اظهار ناتوانی میکرد. لااقل باید مجددا کافران را به همان معجزه شکافتن ماه ارجاع میداد. مثلا میفرمودند که یکمرتبه ماه را شکافته ام ولی با اینحال بسیاری ایمان نیاورده اند، بنابراین دوباره معجزه نخواهم کرد. یا میفرمودند که خواستاران معجزه، بروند از آنانی که معجزه ی شکافته شدن ماه را دیده اند، سوال نمایند. بعبارتی ما در جای دیگری از قرآن نمی بینیم که پیامبر به معجزه ی شکافتن ماه اشاره نماید. در مقابل ما بارها شاهدیم که از ایشان تقاضای معجزه میشود ولی ایشان حتی یکبار هم نمیگویند که در فلان روز من ماه را شکافتم.

    مسلما حالت معقول این است که اگر پیامبر واقعا تا قبل از سال چهارم بعثت (سال نزول سوره ی قمر)، معجزه ی بزرگی مانند دو نیم کردن ماه انجام میداد، در سالهای بعد که مردم مکررا از ایشان تقاضای معجزه میکردند؛ جواب منفی نمی دادند، بلکه مجددا همان معجزه ی شق القمر را به مردم یادآوری مینمودند. بنابراین این مورد، قرینه ای است بر اینکه پیامبر ماه را نشکافته است.



    --------------------------------------------------------




    4 - به چه دلیل پیامبر در زمانی معجزه ی شکافتن ماه را انجام داده است، ولی در زمانهای بسیار دیگر که از ایشان در خواست معجزه میکردند، دیگر معجزه ای انجام ندادند؟ به دیگر سخن، اگر سنت خدا این بود که پیامبر معجزه نکند، پس همین یکبار را هم نباید معجزه میکرد و اگر سنت این بوده که برای هدایت مردم از معجزات استفاده بشود، چرا فقط همین یکبار معجزه شده است و به درخواستهای بعدی برای انجام معجزه جواب منفی داده شده است؟ پیامبر براحتی میتوانست خیل عظیمی از مردمان را با اینگونه معجزات، مسلمان کند. هر چند که مسلما برخی کافران همین معجزات را نیز انکار میکردند، ولی بلاشک بسیاری دیگر هم قبول میکردند. خود پیامبر تلاش های فراوان می نمود تا عده ای را به طرق مختلف مانند جنگ به اسلام وارد نماید، اما براحتی میتوانست خیل عظیمی را توسط همین معجزات وارد اسلام نماید و از بسیاری جنگها و خونریزی ها جلوگیری بکند یا شدت و وسعت آنها را کاهش بدهد.


    --------------------------------------------------------




    5 - ترجمه ی کلمه ی «الساعه» :

    ترجمه صحیح کلمه ی «الساعه» بنا به دلایل زیر، «قیامت» است:
    دلیل اول: تقریباً هرجای قرآن که واژه الساعه آمده است منظور قیامت بوده است (برای نمونه نگاه کنید به الأنعام: ٣١، الأعراف: ١٨٧ ، يوسف: ١٠٧ ، الحجر: ٨٥ ،النحل: ٧٧ ، مريم: ٧٥ ، الحج: ٥٥ ،الروم: ١٤ ،غافر: ٤٦ ،فصلت: ٤٧ ،الشورى: ١٧ ،الزخرف: ٨٥ ،النازعات: ٤٢ ،محمد: ١٨ ،الجاثية: ٢٧)

    دلیل دوم:آیات 7 و 8 سوره ی قمر نیز به روشنی به این اشاره دارند که مرده ها از قبر ها بیرون می آیند و کافران فرار میکنند که تماماً نشانه های روز قیامت است و دلیلی است بر اینکه در آیه اول این سوره نیز محتملا کلمه ی «الساعه»، اشاره به قیامت دارد. یعنی آیات ابتدایی سوره ی قمر پیرامون وقایع و نشانه های رستاخیز و قیامت است.

    دلیل سوم: آیه 46 همان سوره نیز دوباره به "الساعه" اشاره میکند، اینبار روشن است که منظور قیامت است:

    سوره قمر آیه 46: بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَىٰ وَأَمَرُّ ‌
    (علاوه بر اين) رستاخيز موعد آنها است و مجازات قيامت هولناكتر و تلختر است.
    بنابر سه دلیل فوق، در آیات ابتدای سوره ی قمر، کلمه ی «الساعه» اشاره به قیامت داشته و ارتباطی با دوره ی زمانی پیامبر ندارد.


    --------------------------------------------------------



    6 - مجهول بودن فاعل جمله: در آیه 1 سوره ی «قمر»، نامی از پیامبر برده نشده است، یعنی عمل «شق القمر» به صراحت به پیامبر منسوب نشده است. به چه قرینه ای باید بدانیم که فاعل این فعل، پیامبر است؟ به چه دلیل گفته میشود که این عمل را پیامبر انجام داده است در حالیکه فاعل جمله پیامبر نیست !؟
    البته در برخی تفاسیر در اینمورد به محتوای آیه ی دوم اشاره میشود، و در پرتو معنای آیه ی دوم، گفته میشود که فاعل جمله ی اول پیامبر است. اما اگر به معنای آیه ی دوم هم توجه کنیم، هیچ قرینه و دلیلی نمی یابیم که مشخص شود الزاما فاعل جمله ی اول پیامبر است.
    یکبار دیگر ایندو آیه را میخوانیم: «آن ساعت (قیامت) نزدیک آمد و ماه آسمان شکافته شد. و اگر کافران بزرگ آیت و معجزی هم ببینند باز اعراض کرده و گویند که این سحری کامل است.»
    همانطور که دیده میشود هرگز از این دو آیه نمیتوان نتیجه گرفت که عمل شکافته شدن ماه توسط پیامبر انجام شده باشد بلکه فاعل جمله مجهول است. اما اگر عمل شکافته شدن ماه را نشانه ای از قیامت بدانیم، آنگاه آیه ی دوم نیز در پرتوی آن معنا پیدا میکند. بدینگونه که با نزدیک شدن زمان قیامت، ماه شکافته میشود، اما با اینحال همچنان منکران از پذیرش قیامت و معاد سر باز زده و آن نشانه ها و وقوع قیامت را منکر میشوند.


    --------------------------------------------------------




    7 - فقدان شاهد: تا کنون هیچ سند علمی و تاریخی قابل اعتماد که نشان بدهد 1400 سال قبل ماه شکافته شده است، ارائه نگردیده. در این زمینه تنها شواهد موجود مربوط به روایات و احادیثی است که توسط خود مسلمین بیان شده و یا تواریخی که به دست خود مسلمین و بر اساس همین روایات و داستانها نوشته شده اند. اینگونه روایات و داستانها صرفا ساخته و پرداخته های اذهان خیالپرداز مسلمانانی بوده است که پس از وفات پیامبر، شروع به ترفیع مرتبت پیامبر نمودند و انواع و اقسام معجزات و امور محیر العقول را به ایشان نسبت دادند. در صورتیکه پیامبر هرگز چنین اعمالی را انجام نداده است بلکه خود او نیز در قرآن صراحتا به عجز خود بر معجزه معترف بوده است. هیچ گاه پیامبر اسلام در طول زندگانی خود عمل محیر العقولی را به خویش نسبت نداد و هرگز ادعا ننمود که توانای انجام معجزه دارد. واقعه ی دو نیم شدن ماه نیز مانند معجزات دیگر از قبیل سایه نداشتن پیامبر، سلام سنگ و چوب بر ایشان، حرکت درخت و سنگ در زمان قضای حاجت ایشان و دیدن پشت سر و شفا بخشی بول ایشان و ...، تماما برساخته های تاریخی هستند که به تدریج بدلیل تکرار کتبی و شفاهی فراوان آنها، توسط اکثر مسلمین پذیرفته و جزء عقاید آنان گشته و هیچگونه شکی را در آنها خوش نمیدارند.

    مشاهده ی واقعه دو نیم شدن ماه، لااقل توسط نیمی از مردم کره ی زمین قابل مشاهده بوده است، اما از هیچکدام از این ممالک و اقوام، گزارش موثقی مبنی بر مشاهده ی آن وجود ندارد. اگر چنین واقعه ای رخ میداد، نه تنها مردم عرب، بلکه حتما تمام جهان آن روز را بسیار تکان میداد بگونه ای که گزارشات فراوانی از آن نگاشته میشد و تاثیر انفجاری بر عقاید تمام مردمان میگذاشت. در تفاسیر و روایات آمده است که این معجزه نه تنها توسط افراد همراه پیامبر مشاهده شده است، بلکه برخی کاروان هایی که در راه مسافرت بوده اند نیز آنرا مشاهده کرده و بر دیدن آن گواهی داده اند. پس چگونه ممکن است که دو نیم شدن ماه فقط در روایات اسلامی ذکر شده است و هیچ گونه گزارشی در کتب تاریخی و علمی و نجومی دیگر کشورها نیست؟ قابل ذکر است که در همین زمان در یونان، رصدخانه ها و آکادمی نجوم وجود داشته اند که از صدها سال قبل برپا بوده اند.

    چگونه میتوان قبول کرد در روزگاری که رصدخانه هایی در کشورهای مختلف وجود داشته، و بطور متوالی منجمان چینی و یونانی و کاهنان مصری چشم به آسمان داشته اند، چنین اتقاق شگرفی را در مقابل چشم خود ندیده وگزارش نکرده باشند؟ همانطور که میدانیم، مصریان بیش از 5000 سال قبل، با نجوم و حرکات سماوی آشنایی کامل داشته اند و بطور مستمر آسمان توسط کاهنین مذهبی با اهداف مذهبی و پیشگویی آینده زیر نظر بوده است. یونانیان و آتـنی ها نیز لااقل از 2500 سال قبل با نجوم آشنایی داشته و مستمرا اجرام سماوی را رصد میکرده اند و هرگز نمیتوان قبول کرد که چنین واقعه ی عظیمی در مقابل چشمان همه ی جهانیان رخ دهد ولی گزارشات مبسوطی از آن باقی نمانده باشد.

    برخی از مفسرین در جواب این ایراد گفته اند که فقط نیمی از مردم زمین که در آنجا شب بوده، قادر به دیدن این واقعه بوده اند، و گفته اند که در همین نیمکره نیز عده ی زیادی از مردم در خواب بوده اند، در مناطق دیگر نیز هوا ابری بوده و ماه مشهود نبوده است... . و در نهایت با هزار توجیه گیری عبث و مضحک سعی میکنند که توجیهی برای آن بتراشند. جالبتر اینکه در نهایت نیز میگویند آن دسته از مردمان هم که در آن شب بیدار بوده اند، سر به پایین داشته و به بالای سر خود نگاه نکرده اند! بطلان و بی پایگی این گونه دلیل تراشی ها نیز بر خواننده پوشیده نیست و چنین توجیهات پوچی نیاز به رد کردن ندارند. بدون شک عدم مشاهده و عدم وجود گزارشات از واقعه عظیمی چون دو نیم شدن ماه در مقابل چشم جهانیان، را نمیتوان با اینگونه دلیل تراشی ها توجیه نمود.

    در برخی دیگر از تفاسیر گفته شده است که تمام گزارشاتی که از این واقعه در کتب تاریخ در دنیا نوشته شده بوده، توسط دشمنان اسلام و پیامبر حذف شده اند تا از اینطریق حقانیت پیامبر بر آیندگان ثابت نشود. بلاهت این توجیه گری نیز روشن است. هرگز پذیرفته نیست که بگوییم در تمام دنیا و در میان اقوام و ممالک مختلف و دور از هم، توطئه ای هماهنگ و گسترده بر علیه پیامبر رخ داده و گزارش این معجزه از تمام کتب تاریخی و علمی همه ی کشورها حذف شده باشد! این اظهار نظر بیشتر نشان دهنده ی «توهم توطئه» ی مفسر (و احیانا نگاه متعصبانه ی او) است تا دلیلی بر فقدان گزارش شکافته شدن ماه!

    البته برخی نیز ادعا کرده اند که این واقعه توسط یک پادشاه هندی مشاهده شده است و وی پس از مشاهده ی این واقعه و خبردار شدن از اینکه این عمل توسط پیامبر اسلام انجام شده است، مسلمان شده. و نیز ادعا میکنند که این گزارش در کتابی نیز نگاشته شده است. اما این افراد از خود سوال نکرده اند که چگونه است از میان تمام افرادی که شرایط مشاهده ی ماه را به لحاظ جوی و مکانی داشته اند، فقط همین یک نفر و آن هم مخصوصا یک پادشاه(!) آنرا مشاهده کرده است.


    --------------------------------------------------------



    8 - فقدان آثار: از لحاظ علمی اگر واقعه ای به عظمت دو نیم شدن کره ی ماه رخ دهد، آثار فیزیکی و نجومی فراوانی از خود بر جا خواهد گذاشت. بعنوان مثال دو نیمه شدن ماه، میتواند باعث بر هم خوردن مدار حرکت ماه به دور زمین شود. این واقعه میتواند منجر به جذب ماه به سمت زمین و بر خورد آن با زمین گردد که در اینصورت تمام جانداران کره ی زمین نابود خواهند شد. در حالت دیگر ممکن است که باعث افزایش یا کاهش شعاع مدار گردش ماه به دور زمین گردد که آن نیز آثار زیست محیطی فراوانی بر زمین می گذارد. همچنین ممکن است باعث جابجایی مکانی قطب های مغناطیسی ماه گردد، چراکه هسته ی ماه متشکل از آهن است و با دو نیم شدن آن، هر نیمه ی آن دارای قطبهای مغناطیسی جداگانه خواهند شد و در صورت اتصال مجدد آندو، باز هم قطبهای مغناطیسی به حالت اولیه خود باز نخواهند گشت. همچنین این واقعه بطور قطع و یقین، باعث تغییر زاویه ی انحراف از محور زمین خواهد شد که آن نیز عواقب وخیمی در تعادل فصول و جو و محیط زیست زمین میگذارد. البته وقوع هر یک از این حالات مختلف، بستگی به این دارد که جهت و میزان نیروی وارد بر ماه برای شکافتن و اتصال مجدد آن و نحوه ی انجام اینکار چگونه باشد.

    خلاصه ی کلام اینکه اگر چنین واقعه ای در 1400 سال پیش رخ میداد، خود آن واقعه، علت وقوع یکسری تغییرات عظیم و گسترده ی نجومی و فیزیکی و زیستی بر زمین و ماه میشد که حتی امروزه نیز میتوانستیم به مدد علم، آثار آنرا بررسی نماییم (البته اگر باعث نابودی حیات روی زمین نمیشد!). در صورتیکه شاهدیم علم امروزی، هیچگونه آثاری از دو نیمه شدن ماه گزارش نکرده است و غیر ممکن است که آثار چنین واقعه ی شگرفی از دید علم نجوم پنهان مانده باشد. در اینمورد کافی است بدانیم که هم اکنون علم قادر است وقایع نجومی هزاران و بلکه میلیون ها و میلیاردها سال قبل را بازگو نمایند، همچنانکه جزئیات ثانیه های نخستین پس از بیگ بنگ در 15 میلیارد سال قبل، امروزه مورد بررسی است. بنابراین هرگز پذیرفته نیست که واقعه دو نیم شدن ماه (تنها به فاصله ی 1400 سال قبل) و تبعات گسترده ی آن از دید علم امروز پنهان مانده باشد.

    هـم سـوال از عـلـم خـیـزد هـم جـواب
    هـمـچـنـانـکـه خـار و گـل از خـاک و آب


    متاسفانه در این زمینه برخی افراد ناآگاه از علوم و افراد متعصب دینی که تلاش میکنند به هر نحو ممکن عقاید دینی خود را حفظ نمایند، چشم بر تمام وقایع و شواهد علمی بسته و گاهگداری شایعات مضحکی را منتشر میکنند. زمانی گفته میشود که یک فضانورد در سفر به ماه، شکافی در ماه مشاهده نموده است(!) که بصورت یک کمربند، سرتاسر ماه را در بر گرفته است. و میگویند که این شکاف، محل دو نیم شدن ماه است!

    بار دیگر بدون مدرک موثق، میگویند که دانشمندان ناسا در اینمورد گزارشی علمی تهیه نموده و در آن ثابت نموده اند که ماه در گذشته، به دو نیم شده است! و آنقدر آنرا تکرار میکنند که خودشان هم این اباطیل را باور میکنند. درصورتیکه هیچگونه سند و مدرک و گزارشی در اینباره در ناسا وجود ندارد.

    تمام این گزارشات، بجز شایعاتی عامیانه و بی ارزش چیز دیگری نبوده و هیچگونه پشتوانه ی علمی ندارند. بطوریکه با اندک پیگیری آنها، بی اساس بودن این دسته از گزارشات هویدا میشود. آنچه که مسلم است، بر سطح ماه چند نوع دره و شکاف و بریدگی (rille) با اشکال مختلف وجود دارد که دلایل مختلفی نظیر حرکت مواد مذاب و ایجاد شیارهای مستقیم کانال مانند بر سطح ماه، فعالیت های زیر زمینی و وقوع رانش سطح ماه و شکافت پوسته ی آن بشکل دره و ایجاد دیواره و برخورد شهاب سنگ ها و ... دارند.


    تنها بعنوان نمونه، یکی از اینگونه شایعات را در ذیل بررسی کرده و بطلان آنرا نشان میدهم.

    یکی از این شایعات که متاسفانه بطور گسترده در سطح اینترنت پخش شده است، مربوط است به سخنرانی آيت‌الله بی‌آزار شيرازی که گویا در نشست «شق‌القمر معجزه پيامبر اعظم (ص) با استناد به تحقيقات ناسا» ایراد شده است. این نشست توسط معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی (مركز پژوهش‌ها و فعاليت‌های قرآن و عترت) برگزار شده است.

    در طی این سخنرانی، آیت الله بی آزار شیرازی، به نقل از دكتر «ديويد پيد كوك» (رئيس كرسی حزب اسلامی بريتانيا) اظهار کرده است که سه فضانورد که توسط آپولوی 10 به ماه سفر کرده بوده اند، در یک برنامه ی تلویزیونی شرکت کرده و ادعا نموده اند که بر روی کره ی ماه، "شكاف‌هايی كمربندی" وجود دارد که "دور تا دور ماه" را در بر گرفته است و ماه را به دو قسمت مساوی تقسیم نموده است. همچنین ادعا شده است که این سه فضانورد، این شیارها را ناشی از "دونیمه شدن ماه و جوش خوردن مجدد آن" دانسته اند. در این رابطه نیز به عکسی که توسط آپولو 10 گرفته شده است استناد میشود.

    بنده در مورد این خبر که متاسفانه بدون تحقیق و بررسی و بطور گسترده در اینترنت و رسانه ها و مطبوعات منتشر شده است، تحقیق نموده و دریافتم که این خبر کذب است. در اینجا لازم است که بنده نتیجه ی پیگیری های خودم را به منظور نشان دادن بطلان این خبر درج نمایم:
    1 - فردی که آیت الله بی آزار شیرازی از وی نقل قول کرده است، دکتر «ديويد موسی پيدکوک» (رئيس حزب اسلامی بريتانيا) می باشد که در رابطه با نقل قولهایی که از جانب وی صورت گرفته شده است، فردی از طریق ایمیل با وی مکاتبه نموده و وی این نقل قولها را شایعه و کذب دانسته است.

    توجه: هر یک از دوستان که مایل باشند، میتوانند از طریق سایت دکتر پیدکوک (و یا ایمیل feedback@islamicparty.com)، با او تماس گرفته و خودشان کذب بودن این را مدعیات را سوال نمایند.

    صفحه ی شخصی دکتر پيدکوک را در اینجا ببینید: http://www.islamicparty.com/people/david.htm

    صفحه ی ارسال سوال برای آقای پیدکوک: http://www.islamicparty.com/feedback.htm

    صفحه ی مربوط به ایمیلی که از پیدکوک در مورد نقل قولها سوال شده است و وی آنرا شایعه دانسته است:
    http://www.mail-archive.com/islamcit.../msg02010.html

    2 - تصویری که در رابطه به شیار کمربندی به دور ماه به آن استناد میشود، تصویر یکی از شیارهای از نوع «مستقیم» (Straight Rilles) در ماه می باشد که در سال 1969 توسط سفینه ی آپولو 10 از سطح ماه گرفته شده است. نام علمی این شیار، Ariadaeus Rille میباشد. برخلاف آنچه که گفته میشود، این شیار بصورت کمربندی دور تا دور ماه را فرا نگرفته است، بلکه طول آن تنها 300 کیلومتر میباشد (قطر ماه 3,476 کیلومتر است) و از پیدایش آن نیز میلیونها سال میگذرد. و هیچگونه شیاری که سرتاسر ماه را فرا گرفته باشد، روی ماه وجود ندارد. همچنین در اسناد و تصاویر و گزارشات ناسا نیز هیچگونه اشاره ای به وجود چنین شیار یا دو نیم شدن ماه وجود ندارد و کلیه ی گزارشاتی که در این مورد به ناسا منتسب میشود، کاملا بی اساس و کذب میباشد.

    مشاهده ی صفحه مشخصات این عکس در سایت ناسا: http://grin.hq.nasa.gov/ABSTRACTS/GPN-2000-001486.html





    تصویر شیار Ariadaeus Rille که ادعا میشود محل دو نیم شدن ماه است


    شیار Ariadaeus Rille یکی از دهها شیار مستقیمی است که بر روی ماه وجود دارد. برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر در مورد این شیار و دیگر شیارهای «مستقیم» معروف در ماه و مشاهده ی مشخصات و جایگاه آنها روی سطح ماه به اینجا بروید (سایت رسمی ناسا):
    http://www.hq.nasa.gov/office/pao/Hi...-362/ch6.3.htm

    همچنانکه در مشخصات علمی این شیار در سایت رسمی ناسا مشاهده میشود، هیچگونه اشاره ای به غیر طبیعی بودن بودن این شیار نشده است، بلکه این شیار مانند بسیاری شیارهای «مستقیم» دیگریست که در جای جای ماه مشاهده میشوند. تاریخ پیدایش این شیارها، مربوط به میلیونها سال قبل است و نه 1400 پیش!



    تصویر شیار دیگری بنام Rima Fresne بر سطح ماه

    همانند شیار Ariadaeus Rille


    بنابراین هیچگونه شیاری که بصورت کمربندی دور تا دور ماه را فرا گرفته باشد و مرتبط با چند سده ی قبل باشد، روی ماه وجود ندارد. بطلان مدعیات فاقد سند آیت الله بی آزار شیرازی توسط تکذیب دکتر پیدکوک ثابت شد و شیار کمربندی مورد ادعا، یک شیار عادی در ماه است که نمونه های فراوان دیگری نیز از آن روی ماه وجود دارد که بدلایل مختلف زمین شناسی ایجاد شده اند. و هیچگونه گزارش و سند علمی نیز تاکنون از وجود چنین شیاری یا دو نیم شدن ماه، ارائه نشده است.



    --------------------------------------------------------

    آن کـس اسـت اهـل بـشـــــارت کـه اشـارت دانـد


    نـکـتـه هـا هـسـت بـسـی مـحرم اسرار کجاست



    حــافـــظ از بــاد خـزان در چــمــن دهــر مــرنــــج

    فــکــر مــعـقـول بـفـرمـا گـل بـی خـار کـجـاسـت





    نتیجه گیری: از مواردی که در بالا پیرامون معجزه ی شکافته شدن ماه توسط پیامبر ذکر شد، میتوان نتیجه گرفت که انتساب این عمل به پیامبر خلاف عقل و شواهد علمی و خلاف نص صریح قرآن است که پیامبر را فاقد معجزه میداند. بنابراین معجزه ی شکافته شدن ماه توسط پیامبر انجام نشده است و منطقی تر این است که کلمه ی «ساعت» را در این آیه بمعنای «آخرت» در نظر بگیریم. یعنی شق القمر را واقعه ای بدانیم که در آخرت رخ خواهد داد و آنرا بیانی سمبولیک از تغییر در قوانین حاکم بر اجرام سماوی یا فروپاشی اجرام سماوی و قوانین حاکم بر آنها و نظایر آن بدانیم. خصوصا اینکه زمان فعل این جمله، ماضی محقق الوقوع است که در زبان عرب، خبر از وقوع یک مسئلۀ قطعی در آینده می دهد.
    در پایان به یکی از تفاسیر معقول و خرد پسندی که در مورد این دو آیه وجود دارد اشاره می شود:
    «یا محمد روز قیامت نزدیک میشود از علائم آن روز اینست که کره قمر منشق شده محو میگردد. خلاصه و تاویل از علائم قیامت آنست که کره ماه شکافته خواهد شد.»
    تفسیر «کشف الحقایق» / جلد 3 / صفحه ی 454
    لطفا اگر میخواهید به هر یک از ایرادات من پاسخ بدهید، ابتدا هرگونه تعصب مذهبی را از خود دور کرده و با دیده خرد بین و حقیقت جو بدان بنگرید.
    اینجانب با رویی گشاده منتظر نظارت همه ی دوستان هستم.
    همچنین لطفا برای پاسخدهی به هر یک از ایرادات، شماره ی آنرا نیز ذکر نمایید.


    هــاتـفـی از گـوشـه ی مـیـخـانـه دوش
    گـفـت بـبـخـشـیـد گـنـه مـی فـــــروش

    لـــطـــف الـــهـی بـکـنــد کـار خـویــش
    مـــژده رحــــمــــت بـرســانـد ســروش

    لــطــف خــدا بـیـشـتـر از جـرم ماست
    نـکــتـه سـر بـسـتـه چه دانی خموش

    گـوش مـن و حـلـقـه ی گـیـسوی یار
    روی مـــن و خـــاک در مـــی فــروش



    با احترام.
    سبز و سر بلند باشید.
    خـردبـیـن.
    05 / 07 / 1388 یکشنبه


    ________________________
    منابع:

    تفسیر «اثنی عشری» جلد 12
    تفسیر «کشف الحقایق» / جلد 3
    سایت رسمی ناسا
    سایت رسمی حزب اسلامی بريتانيا: http://www.islamicparty.com
    سایت http://www.mail-archive.com
    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۸/۰۸/۰۷ در ساعت 11:40

  2.  

  3. #2
    i@u
    دوست جديد
    تاریخ عضویت : جنسیت مرداد/۱۳۸۸
    نوشته : 2 تشکر : 0
    مورد تشکر: 13 در 2 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 1 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    i@u آنلاین نیست.



    درجايي مي گويي پيامبر انساني معمولي است مانند ساير انسانها پس نمي تواند معجزه داشته باشد واز طرفي ميگويي كه در قران امده كه مابراي امتهاي پيشين معجزه فرستاديم وانها قبول نكردند اين معجزات مربوط قبه تمتهاي پيشين را كه اورده ايا همين پيامبران اورده اند يا نغوذبالله خود خود ارائه كرده خداوند كه ديدني نيست كه بيايد ومعجزه را اراه دهد پس ارائه كننده ان همين پيامبران بوده اند كه ازجنس ما انسانها بوده اند ولي خداوند اين توانايي واجازه را به انها داده حال يك سوال ايا حضرت غيسي خودش توانايي زنده كردن انسانهاي مرده را داشته يا كور را شفا دهد ايا حضرت موسي خودش توانايي داشته تا عصا را به اژدها تبديل كند يا به امر خدا انجام شده ايا حضرت ابراهيم خودش حيوانات تكه پاره شده را زنده كرده يا به اذن واراده خدا زنده شده اند همه اين معجزات درفران امده اگر انها را منكر شوي پس قران را منكرشده اي حال چگونه ممكن است كه خداوند به پيامبراكرم اذن ندهد كه معجزه بياورد زيرا يكي ازراههاي اثبات پيامبري همين معجزه است چگونه مي توان حرف كسي را كه مي گويد من معجزه نمي اورم چون امتهاي قبلي باور نكردند را باور كرد درضمن چه شاهد ودليلي يراي معجزات پيامبران قبلي وجود دارد چز نقل قول از امتهاي قبلي ويا نقل ان در كتابهاي اسماني چگونه است كه انها را مي پذيري ولي حاضر به پذيرش معجزات پيامبر اسلام نيستي

  4. تشكرها 3 : *عرفانی*, goleleila, اسرا
  5. #3
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت : جنسیت دی/۱۳۴۸
    نوشته : 768 تشکر : 606
    مورد تشکر: 1,485 در 658 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 20 آپلود : 0
    گالری : 47 وبلاگ :
    خردبین آنلاین نیست.



    نقل قول نوشته اصلی توسط i@u نمایش پست
    درجايي مي گويي پيامبر انساني معمولي است مانند ساير انسانها پس نمي تواند معجزه داشته باشد واز طرفي ميگويي كه در قران امده كه مابراي امتهاي پيشين معجزه فرستاديم وانها قبول نكردند اين معجزات مربوط قبه تمتهاي پيشين را كه اورده ايا همين پيامبران اورده اند يا نغوذبالله خود خود ارائه كرده خداوند كه ديدني نيست كه بيايد ومعجزه را اراه دهد پس ارائه كننده ان همين پيامبران بوده اند كه ازجنس ما انسانها بوده اند ولي خداوند اين توانايي واجازه را به انها داده حال يك سوال ايا حضرت غيسي خودش توانايي زنده كردن انسانهاي مرده را داشته يا كور را شفا دهد ايا حضرت موسي خودش توانايي داشته تا عصا را به اژدها تبديل كند يا به امر خدا انجام شده ايا حضرت ابراهيم خودش حيوانات تكه پاره شده را زنده كرده يا به اذن واراده خدا زنده شده اند همه اين معجزات درفران امده اگر انها را منكر شوي پس قران را منكرشده اي حال چگونه ممكن است كه خداوند به پيامبراكرم اذن ندهد كه معجزه بياورد زيرا يكي ازراههاي اثبات پيامبري همين معجزه است چگونه مي توان حرف كسي را كه مي گويد من معجزه نمي اورم چون امتهاي قبلي باور نكردند را باور كرد درضمن چه شاهد ودليلي يراي معجزات پيامبران قبلي وجود دارد چز نقل قول از امتهاي قبلي ويا نقل ان در كتابهاي اسماني چگونه است كه انها را مي پذيري ولي حاضر به پذيرش معجزات پيامبر اسلام نيستي
    اگر احیانا در اینمورد تناقضی وجود داشته باشد، تناقضی است که از نص قرآن بر می آید. چرا که از طرفی قرآن پیامبر را بدلیل آنکه انسانی است مانند دیگر انسانها، فاقد معجزه میداند و به اینصورت بی معجزه بودن پیامبر را (بجز معجزه ی قرآن) به اینگونه توجیه میکند؛ اما از طرفی به پیامبران دیگر که آنان نیز انسانی بوده اند عادی، انواع معجزات منتسب میکند. لذا این تناقض مربوط به نوشتار بنده نیست، بلکه در متن خود قرآن مستتر است و بنده هم قصد ندارم که در اینجا به این مورد وارد شوم.

    از طرفی نوشتار بنده تنها مشرف به معجزه ی شق القمر است و از آن فراتر نمیرود. و به موضوع معجزات سایر پیامبران وارد نشده است. همچنین همان قرآنی که از معجزات دیگر پیامبر سخن میگوید، از معجزه نداشتن پیامبر اسلام خبر میدهد.

  6. #4
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت : جنسیت اسفند/۱۳۸۵
    نوشته : 1,802 تشکر : 1,333
    مورد تشکر: 2,971 در 1,278 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 18 وبلاگ :
    meshkaat آنلاین نیست.

    راهنما




    کد PHP:
    [quote=خردبین;191744]
    [
    CENTER]هشت شبهه و ایراد بر معجزه ی «شق القمر» پیامبر[/CENTER]
     
    اینجانب در این جستار برآنم که با اقامه ی چند دلیل، معجزه ی شکافته شدن ماه توسط پیامبر اسلام یا اصطلاحا «شق القمر» را مورد شبهه قرار داده و بطلان آنرا با رجوع به عقل و خرد نشان بدهمبنده در اینجا صرفا جانب عقل و خرد را داشته ام و چیزی نگفته ام مگر آنکه با عقل سازگار باشدو تلاش کرده ام که هیچگونه غرض ورزی و تعصب شخصی دینی و غیر دینی را در آن دخیل ننمایم.
     
    [
    CENTER]شـرح ایـن را گـفـتـمـی مـن، از مـری
    لـیـک تـرســـم تـا نـلـغـــزد خـاطــــری
    [/CENTER]
     
    [
    CENTER]زیـن سـبـب مـن تـیـغ کـردم در غلاف
    تـا کـه کـژ خـوانـی نـخـوانـد بـر خـلاف
    [/CENTER]
     
     
    از تمام سروران و خوانندگان بزرگوار نیز تقاضا دارم که به دور از عصبیت های دینی و ایمانی، نور خرد و بینش خود را بر نوشتار بنده بیاندازند و اگر ایراد و پاسخی بدان دارند، بیان نمایند و اگر گفتار و نتیجه گیری بنده را خرد پسند می یابند، آنرا بپذیرند
     
    بدیهی است که بنده در اینجا هرگز قصد توهین یا بی احترامی به عقاید اشخاص یا مقدسات دینی را ندارمبلکه میپندارم بزرگترین و والاترین احترام به یک اندیشه و فکر و آیین، آن است که آنرا از زنگار پندارهای بی پایه و اساس و باطل و مرده ریگ گذشتگان بیاراییمبخصوص در حوزه ی دین که تاریخ نشان داده است که مستعد ترین حوزه برای پذیرش باورهای غیر عقلایی و خرد گریز می باشد.
     
    بنده ابتدا طرح موضوع کرده و سپس شبهات و ایرادات خود را در 8 فقره بیان نموده و در پایان به نتیجه گیری خواهم پرداختالبته شبهات دیگری نیز وجود دارد که فعلا همین 8 مورد را برای نتیجه گیری کافی میدانم.
     
     
    [
    CENTER]--------------------------------------------------------[/CENTER]
     
     
     
     
    [
    CENTER]طرح موضوع:[/CENTER]
     
     
     
    در آیات اول و دوم سوره ی قمر چنین میخوانیم:
     
    اقـتـربـت الـسـاعـه و انـشـق الـقـمـر(1و ان یـروا ایـه یـعـرضـوا و یـقـولـوا سـحـر مـسـتـمـر(2)
    آیه ی 1آن ساعت (قیامت یا قیام رسول حقنزدیک آمد و ماه آسمان شکافته شد.
    آیه ی 2و اگر کافران بزرگ آیت و معجزی هم ببینند باز اعراض کرده و گویند که این سحری کامل است.
    « ترجمه الهی قمشه ای»
    مفسرین قرآن و عالمان اسلام، این دو آیه را بعنوان معجزه ی شکافته شدن ماه توسط پیامبر در شب چهاردهم ذی الحجه 
    (احتمالا سال چهارم بعثتتفسیر میکنندبنا بر روایتی، گفته میشود که کفار قریش از پیامبر خواستند که ماه را به دو نیم کنند، آنگاه پیامبر نیز ماه را به اشاره ای به دو نیم کردو این دو نیمه آنقدر از یکدیگر فاصله گرفتند که نیمی از ماه روی یک کوه و نیم دیگر روی کوه دیگری قرار گرفتبرخی هم گفته اند که دو نیمه ی ماه آنچنان از هم فاصله گرفتند که در دو طرف کوه قرار گرفتندپس از انجام این معجزه، مجددا پیامبر با اشاره ی انگشت خود، دو نیمه را به هم نزدیک کرده وآندو به هم متصل شدندالبته روایات مشابه دیگری نیز در اینمورد وجود داردو برخی هم گفته اند که این واقعه دو مرتبه رخ داده است.
     
    در تفسیر «اثنی عشری» جلد 12 صفحه 366 چنین میخوانیم:
    «جمهور مفسرین از خاصه و عامه و اصحاب مانند ابن مسعود و ابن عباس و حذیفه یمانی و انس بن مالک و جبیر بن معطم و عبد الله عمر نقل نموده اند که ابوجهل و یهودی دیگر شبی به حضرت رسالت (صرسیدند و آن شب چهاردهم ماه و قمر به مرتبه بدر رسیدهابو جهل گفتبر وفق دعوی خود آیتی به ما بنما و الا سر تو را به شمشیر بردارمفرمودچه می خواهی؟ ابو جهل به یهودی گفت این شخص ساحر است و آنچه بخواهیم به قوت سحر به ما می نمایدیهودی گفتبه او بگو تا ماه را بشکافد که سحر را در آسمان تاثیری نیست و ساحران در آن تصرف و اقتدار ندارندچون از اتیان عاجز شود او را به قتل رسانیمابوجهل گفتاین ماه را برای ما بشکافحضرت دعا فرمود، انگشت سبابه برآورد و اشاره به ماه نمودقرص قمر به محض اشاره دو نیم شدنصف بر جای خود و نصف دیگر به طرفی رفت و زمانی به آن هیئت بماندحضرت به صدای بلند فرموداشهدوا اشهدواابوجهل گفتآن را ملتئم نماحضرت اشاره فرمود، هر دو نصف بهم پیوستیهودی که این معجزه باهره را دید ایمان آوردلکن ابوجهل گفتچشم ما را به سحر بسته و قمر را به حالت انشقاق به ما نمودهاز جماعت مسافران که از اطراف آفاق برسند بپرسیم که ایشان در امشب انشقاق قمر را دیده اند یا نهچون از آینده و رونده پرسیدند، جواب دادند در فلان شب ماه را به دو نیمه دیدیمابوجهل با وجود این معجزه عظیم، ایمان نیاورد و حمل نمود به سحر، کفار قریش تابع او شدند گفتند سحر است.»
    --------------------------------------------------------
     
    بنده چند ایراد و شبهه بر معجزه ی «شق القمر» دارم که برخی از آنها را بطور خلاصه در زیر مینگارم (البته ایرادات دیگری نیز وجود دارد که در صورت نیاز بعدا بیان میکنم):
     
    پیامبر انسانی است معمولی و فاقد توان معجزه گریدر قرآن مکررا و به صراحت گفته شده است که پیامبر انسانی است مانند انسانهای دیگر و ایشان هرگز تفاوتی با دیگر انسانها ندارند
     
    از اینگونه آیات میتوان به آیات 94 و 95 سوره ی «اسراء» اشاره نمود.
    «مردم را چیزی از هدایت و ایمان باز نداشت وقتی که قرآن آمد جز این خیال باطل که گفتند آیا خدا بشری را هرگز به رسالت فرستاده است؟ ای پیغمبر بگو اگر فرشتگان را در زمین مسکن و قرارگاه بودی ما هم فرشته را از آسمان به رسالت بر آنها می فرستادیم (که رسول باید از جنس امت باشد وگرنه حجت معجزش پذیرفته نشود).» (ترجمه مهدی الهی قمشه ای)
    بنا به تعریف، معجزه عملی است خارج از توان بشر و انسانهای عادی توانایی انجام آنرا ندارندبنابراین از آنجایی که پیامبر یک انسان عادی و فاقد قدرتهای فوق طبیعی بود، و انجام معجزه نیز نیازمند قوای فوق طبیعی و خارج از توان انسان است، پیامبر دارای معجزه نبوده است و نمی توانسته که معجزه ی شق القمر را انجام بدهدهمچنین اگر چنین بگوییم که این معجزه به قدرت خود پیامبر رخ نداده، بلکه توان و اذن آن از جانب خداوند به پیامبر اهدا شده است، باز هم تفاوتی در این ایراد نمیکندبدین دلیل که در اینحالت، پیامبر دارایی رابطه ای خاص با خداست که در دسترس دیگر انسانها نیستیعنی بواسطه ی رابطه ای غیر طبیعی، واسطه ی انجام این معجزه شده است
    بنام خدا

    به اعتقاد اكثر مفسران شيعى و سنّى، آيه اول سوره قمر به معجزه شق القمر پيامبر گرامى اسلام(ص) اشاره دارد. فخررازى از مفسران مشهور اهل سنت مى گويد: «عموم مفسران معتقدند مراد از آيه اين است كه ماه شكافته شد و روايات صحيحى نيز بر اين معنا دلالت مى كند و امكان عقلى آن نيز جاى ترديد نيست.» مرحوم طبرسى و علامه طباطبايى نيز اين آيه را مربوط به معجزه شق القمر دانسته اند.(1)
    معجزه شق القمر
    طبق روايات مشهور كه بعضى ادعاى تواتر آن را دارند، مشركان نزد رسول خدا(ص) آمدند و گفتند: اگر راست مى گويى و تو پيامبر خدايى ماه را براى ما دو پاره كن! فرمود: اگر اين كار را بكنم ايمان مى آوريد؟ گفتند: آرى، و آن شب، كه شب چهاردهم ماه بود، پيامبر از پيشگاه پروردگار تقاضا كرد آنچه را خواسته اند، به او بدهند، ناگهان ماه دو پاره شد و رسول اللّه(ص)آن ها را يك يك صدا مى زد و مى فرمود: ببينيد!; چيزى نگذشت كه دو قطعه ماه به فرمان خدا به هم پيوست و دوباره به صورت اول بازگشت.(2)
    حديث «ابى اللّه أن يجرى...» به قانون فراگير عليّت (علت و معلول) اشاره دارد و معجزه ها با اين كه امرى الهى و خارق العاده است، ولى بدون علت نيست، علت معجزه ممكن است ماوراى طبيعى باشد (زيرا عالم منحصر به عالم مادّه و طبيعت نيست) و نيز مى تواند يك علت طبيعى ناشناخته باشد كه به اذن الهى در اختيار نبى قرار مى گيرد; يعنى علتى كه شناخت آن براى افراد بشر بدون اتكاى بر علم و قدرت پروردگار امكان پذير نيست; بنابراين، هرگاه انسانى به اين عامل طبيعى ناشناخته دست پيدا كند حتماً متكى به يك نيروى الهى است. معجزات انبياء مى تواند از نوع اوّل يا دوّم باشد و هر دو براى اثبات ارتباط آن ها با خدا كافى است.(3)
    ***********
    1: مجمع البيان، الميزان، ذيل آيات مورد بحث / تفسير نمونه
    2: تفسير نمونه، ج 22، ص 9 / پيام قرآن، ج 8، ص 317 ـ 327


    3: پيام قرآن ج 7، ص 279
    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۸/۰۷/۰۶ در ساعت 15:39

  7. تشكرها 4 : *عرفانی*, goleleila, Hakim, فقیر
  8. #5
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت : جنسیت اسفند/۱۳۸۵
    نوشته : 1,802 تشکر : 1,333
    مورد تشکر: 2,971 در 1,278 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 18 وبلاگ :
    meshkaat آنلاین نیست.

    راهنما شق القمر از نظر علوم روز




    علوم جديد و مطالعات و اكتشافات دانشمندان نه تنها با مفاد اين معجزه در تضاد نيست كه وقوع آن را ممكن مى داند و براى آن مشابه هايى ذكر مى كند. مشابه ها انشقاق ها و انفجارهايى است كه در منظومه شمسى و يا ساير كرات آسمانى روى داده است که براى نمونه خوب است به موارد زیر توجه داشته باشید:
    پيدايش منظومه شمسى: دانشمندان اتفاق نظر دارند كه تمامى كرات آسمانى روزى جزء خورشيد بودند و سپس بر اثر عاملى ـ كه در آن اختلافاتى بين دانشمندان وجود دارد ـ از آن جدا شده و به دور آن به گردش در آمده اند.
    آستروئيدها: «استروئيدها» قطعات سنگ هاى عظيم آسمانى هستند كه به دور منظومه شمسى در گردش اند و گاهى از آن ها به كرات كوچك و «شبه سيارات» تعبير مى كنند.
    دانشمندان عقيده دارند آستروئيدها بقاياى سياره عظيمى هستند كه در مدارى ميان مدار «مريخ» و مدار «مشترى» در حركت بوده، سپس بر اثر عوامل نامعلومى منفجر و شكافته شده است.
    شهاب ها: «شهاب ها) سنگ هاى بسيار كوچك آسمانى است كه گاه از اندازه فندق تجاوز نمى كنند. اين سنگ ها با سرعت شديدى در مدار خاص برگرد خورشيد در گردشند و گاه كه مسير آن ها با مدار كره زمين تقاطع پيدا مى كند، به سوى زمين جذب مى شوند.
    به باور دانشمندان اين سنگ ها بقاياى ستاره دنباله دارى است كه بر اثر حوادث نامعلومى منفجر و از هم شكافته شده است.(1)
    *******
    1:تفسير نمونه، ج 23، ص 13 ـ 16

  9. #6
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت : جنسیت اسفند/۱۳۸۵
    نوشته : 1,802 تشکر : 1,333
    مورد تشکر: 2,971 در 1,278 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 18 وبلاگ :
    meshkaat آنلاین نیست.

    راهنما




    بنام خدا
    مناسب است این نکته را عرض کنم که ذكر مثال هاى بالا تنها به جهت اثبات امكان وقوع است و نه كشف علت انشقاق ماه در معجزه حضرت كه البته دست نايافتنى است

  10. #7
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت : جنسیت شهریور/۱۳۸۷
    نوشته : 937 تشکر : 137
    مورد تشکر: 1,708 در 694 پست
    حضور : 1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت : 2 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    ceramic آنلاین نیست.



    - پیامبر انسانی است معمولی و فاقد توان معجزه گری: در قرآن مکررا و به صراحت گفته شده است که پیامبر انسانی است مانند انسانهای دیگر و ایشان هرگز تفاوتی با دیگر انسانها ندارند.

    از اینگونه آیات میتوان به آیات 94 و 95 سوره ی «اسراء» اشاره نمود.

    «مردم را چیزی از هدایت و ایمان باز نداشت وقتی که قرآن آمد جز این خیال باطل که گفتند آیا خدا بشری را هرگز به رسالت فرستاده است؟ ای پیغمبر بگو اگر فرشتگان را در زمین مسکن و قرارگاه بودی ما هم فرشته را از آسمان به رسالت بر آنها می فرستادیم (که رسول باید از جنس امت باشد وگرنه حجت معجزش پذیرفته نشود).» (ترجمه مهدی الهی قمشه ای)

    بنا به تعریف، معجزه عملی است خارج از توان بشر و انسانهای عادی توانایی انجام آنرا ندارند. بنابراین از آنجایی که پیامبر یک انسان عادی و فاقد قدرتهای فوق طبیعی بود، و انجام معجزه نیز نیازمند قوای فوق طبیعی و خارج از توان انسان است، پیامبر دارای معجزه نبوده است و نمی توانسته که معجزه ی شق القمر را انجام بدهد. همچنین اگر چنین بگوییم که این معجزه به قدرت خود پیامبر رخ نداده، بلکه توان و اذن آن از جانب خداوند به پیامبر اهدا شده است، باز هم تفاوتی در این ایراد نمیکند. بدین دلیل که در اینحالت، پیامبر دارایی رابطه ای خاص با خداست که در دسترس دیگر انسانها نیست. یعنی بواسطه ی رابطه ای غیر طبیعی، واسطه ی انجام این معجزه شده است.
    1. کنایه از معمولی بودن رسول مکرم اسلام ، اشاره به جنبه ی زندگی عادی دنیوی ایشان و تسری قوانین دنیا بر این جنبه هاست والا چه کسی در مقام معنوی پیامبر که او را شایسته ی ختم نبوت ساخته شک دارد ؟

    2. معجزه را هیچ انسانی نمی تواند شکل بدهد . از این بابت ، موسی ، عیسی و سایر رسولان صاحب معجزه نیز ، مردمی عادی بودند که " به امر خدا " و " در زمان خاص " به ایشان قدرت نشان دادن معجزه اعطا شده است .

    3. در این که معجزات از ناحیه ی خدا بوده و انبیا واسطه های اجرای آنند ، شکی نیست . اما در این حالت هم تعارضی برای وقوع معجزه از ناحیه ی رسول گرامی اسلام پیش نمی آید .


    -------------------------------------------------------------


    حاشیه : تاکید بر معجزه و خرق عادت ، به درد مردم هزار و چهارصد سال پیش می خورد . مثلا اگر پیامبر ماه را نشکافته باشد ، این چه چیزی از ارزش قرآن می کاهد ؟
    ویرایش توسط ceramic : ۱۳۸۸/۰۷/۰۶ در ساعت 16:21

  11. #8
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت : جنسیت دی/۱۳۴۸
    نوشته : 768 تشکر : 606
    مورد تشکر: 1,485 در 658 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 20 آپلود : 0
    گالری : 47 وبلاگ :
    خردبین آنلاین نیست.



    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    مناسب است این نکته را عرض کنم که ذكر مثال هاى بالا تنها به جهت اثبات امكان وقوع است و نه كشف علت انشقاق ماه در معجزه حضرت كه البته دست نايافتنى است
    از اینکه خودتان یادآور شدید که مباحثی که بیان نمودید، بی ارتباط با نوشتار بنده بودند؛ چرا که بنده هرگز متعرض به "امکان وقوع" فعل و انفعالات در اجرام سماوی نشدم ... کما اینکه بر همگان محرز است که اجرام سماوی، بطور دائم از میلیاردها سال قبل تا کنون در حال تطور بوده و خواهند بود.

    اگر پاسخی به شبهات بنده دارید، یا سندی دارید که میتواند معجزه ی شق القمر را اثبات نماید، لطفا بیان بفرمایید.

  12. #9
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت : جنسیت دی/۱۳۴۸
    نوشته : 768 تشکر : 606
    مورد تشکر: 1,485 در 658 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 20 آپلود : 0
    گالری : 47 وبلاگ :
    خردبین آنلاین نیست.



    نقل قول نوشته اصلی توسط ceramic نمایش پست
    1. کنایه از معمولی بودن رسول مکرم اسلام ، اشاره به جنبه ی زندگی عادی دنیوی ایشان و تسری قوانین دنیا بر این جنبه هاست والا چه کسی در مقام معنوی پیامبر که او را شایسته ی ختم نبوت ساخته شک دارد ؟
    بنده متعرض "مقام معنوی پیامبر" نشدم. صرفا به بررسی یک عمل منسوب به ایشان پرداخته ام و با دلایل و شواهدی، نشان داده ام که واقعه ی شکافتن ماه، رخ نداده است و پیامبر چنین معجزه ای نداشته است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ceramic نمایش پست
    2. معجزه را هیچ انسانی نمی تواند شکل بدهد . از این بابت ، موسی ، عیسی و سایر رسولان صاحب معجزه نیز ، مردمی عادی بودند که " به امر خدا " و " در زمان خاص " به ایشان قدرت نشان دادن معجزه اعطا شده است .
    3. در این که معجزات از ناحیه ی خدا بوده و انبیا واسطه های اجرای آنند ، شکی نیست . اما در این حالت هم تعارضی برای وقوع معجزه از ناحیه ی رسول گرامی اسلام پیش نمی آید .

    پاسخ ایندو مورد در خود نوشتار داده شده است:


    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    همچنین اگر چنین بگوییم که این معجزه به قدرت خود پیامبر رخ نداده، بلکه توان و اذن آن از جانب خداوند به پیامبر اهدا شده است، باز هم تفاوتی در این ایراد نمیکند. بدین دلیل که در اینحالت، پیامبر دارایی رابطه ای خاص با خداست که در دسترس دیگر انسانها نیست. یعنی بواسطه ی رابطه ای غیر طبیعی، واسطه ی انجام این معجزه شده است.
    نقل قول نوشته اصلی توسط ceramic نمایش پست
    حاشیه : تاکید بر معجزه و خرق عادت ، به درد مردم هزار و چهارصد سال پیش می خورد . مثلا اگر پیامبر ماه را نشکافته باشد ، این چه چیزی از ارزش قرآن می کاهد ؟
    مگر بنده در مورد ارزش قرآن اظهار نظری کردم؟ البته خودتان هم فرمودید "حاشیه"!
    مسلما یکی از مهمترین معجزاتی که بطور سنتی و از قدیم به پیامبر منتسب میشده است، شق القمر است. و فکر میکنم که بسیار مهم است دیدگاهی قابل دفاع و معقول نسبت به معجزات پیامبر داشته باشیم و احیانا اگر عقاید اشتباه یا احیانا غیر قابل اثبات و خرافات در عقاید ما باشد، باید با جرئت و شهامت، آنرا اصلاح کنیم ... این نکته را در مقدمه ی نوشتار بیان کردم.

    اگر انتقادی به شبهات بنده دارید، بفرمایید. همچنین اگر سندی دارید که میتواند وقوع شق القمر را اثبات نماید، ذکر بفرمایید. چرا که بنده ثابت نموده ام که شق القمر رخ نداده است و صرفا عقیده ای اشتباه و بی اساس و یک دگم عقیدتی است.

    با تشکر.

  13. #10
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت : جنسیت شهریور/۱۳۸۷
    نوشته : 937 تشکر : 137
    مورد تشکر: 1,708 در 694 پست
    حضور : 1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت : 2 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    ceramic آنلاین نیست.



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    بنده متعرض "مقام معنوی پیامبر" نشدم. صرفا به بررسی یک عمل منسوب به ایشان پرداخته ام و با دلایل و شواهدی، نشان داده ام که واقعه ی شکافتن ماه، رخ نداده است و پیامبر چنین معجزه ای نداشته است.
    این جنبه را می دانم . اما چون در متن شما ، " معمولی بودن " مساوی " معجزه نداشتن " گرفته شده بود ، توضیح دادم تا خوانندگان دچار این باور نادرست نشوند .
    مگر بنده در مورد ارزش قرآن اظهار نظری کردم؟ البته خودتان هم فرمودید "حاشیه"!
    مسلما یکی از مهمترین معجزاتی که بطور سنتی و از قدیم به پیامبر منتسب میشده است، شق القمر است. و فکر میکنم که بسیار مهم است دیدگاهی قابل دفاع و معقول نسبت به معجزات پیامبر داشته باشیم و احیانا اگر عقاید اشتباه یا احیانا غیر قابل اثبات و خرافات در عقاید ما باشد، باید با جرئت و شهامت، آنرا اصلاح کنیم ... این نکته را در مقدمه ی نوشتار بیان کردم.

    اگر انتقادی به شبهات بنده دارید، بفرمایید. همچنین اگر سندی دارید که میتواند وقوع شق القمر را اثبات نماید، ذکر بفرمایید. چرا که بنده ثابت نموده ام که شق القمر رخ نداده است و صرفا عقیده ای اشتباه و بی اساس و یک دگم عقیدتی است.

    با تشکر.:rose:
    1. همچنان که در پست پیشین عرض کردم ، وقوع این حادثه یا عدم وقوع آن برای بنده علی السویه است و هیچ اهمیتی ندارد . به همین دلیل اصلا علاقه ای به تلاش برای اثبات آن ندارم .

    2. متاسفانه شما نکته های مهمی را در تحلیل یک معجزه فراموش کرده اید . این فراموشی را می توان از این بخش از دلیل شماره ی 8 شما استنباط کرد :

    نوشته اید :

    خلاصه ی کلام اینکه اگر چنین واقعه ای در 1400 سال پیش رخ میداد، خود آن واقعه، علت وقوع یکسری تغییرات عظیم و گسترده ی نجومی و فیزیکی و زیستی بر زمین و ماه میشد که حتی امروزه نیز میتوانستیم به مدد علم، آثار آنرا بررسی نماییم
    همچنین :

    فقدان شاهد: تا کنون هیچ سند علمی و تاریخی قابل اعتماد که نشان بدهد 1400 سال قبل ماه شکافته شده است

    در پاسخ شما عرض می کنم :

    - آیا برای خداوند که مالک الرقاب و " مسبب الاسباب " است ، یعنی همه ی تاثیر وجودی همه ی علت ها به او باز می گردد ، دشوار است که چنین کاری به اذن او بدون تاثیر گذاری بر قوانین جاری در کائنات رخ بدهد ؟ مسلما اگر توحید صفاتی را شناخته باشیم ، پاسخ مان منفی خواهد بود .

    - خود قرآن در سوره ی یس پاسخی شیرین برای این موضوع دارد : " و ضرب لنا مثلا و نسی خلقه قال من یحیی العظام و هی رمیم ؟ * قل یحییهاالذی انشاها اول مرة و هو بکل خلق علیم " ( خلقت خویش را فراموش کرده برای ما مثالی زد که : چه کسی این استخوان های پوسیده را زنده خواهد کرد ؟ بگو همان کس که اول بار آن را از هیچ به وجود آورد ، و او " به هر خلقتی تواناست )

    بنابراین واضح است که شما معجزه را امری خلاف عادت ، اما در نهایت محصور در قوانین فیزیکی می دانید ، در حالی که معجزه چنین چیزی نیست . خداوندی که قدرت معجزه را به صلاح دید خود به پیامبرش تفویض می کند ، خود در جایگاهی است که می تواند همه ی آثار وجودی آن را محو یا اثبات کند .

  14. تشكرها 3 : *عرفانی*, goleleila, فقیر
صفحه 1 از 16 12311 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •