• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • + ارسال موضوع جدید
    صفحه 1 از 6 123 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 51
    1. #1
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : خرداد/۱۳۸۸
      نوشته : 1,389 تشکر : 6,371
      مورد تشکر: 5,551 در 1,339 پست
      حضور : 14 روز 17 ساعت 15 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 2
      گالری : 107 وبلاگ : 0
      زینب_الگوی صبر آنلاین نیست.

      نظرتون در مورد سالمندان و خانه سالمندان چيست؟




      نظرتون در مورد سالمندان و خانه سالمندان چيست؟
      با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز
      با توجه به اینکه تو هر خانواده ای افراد مسنی همچون پدر - مادر - پدربزرگ
      مادربزرگ - عمو - دایی و ..... وجود دارد و تفاوتهای زیادی نیز در میان خانواده ها در رفتار با این قشر پر احترام جامعه وجود دارد بنده خواستم در این تایپیک به بحث درباره انها و همچنین وجود مکانهایی به نام خانه سالمندان و کاری که در رابطه با این قشر صورت میگیرد یعنی انتقال به انجا بحث و گفتگو کنیم در این باره سعی خواهد شد به تاریخچه این مکانها و نحوه برخورد با سالمندان در سایر کشورها و همچنین نحوه رفتار در نواحی مختلف ایران اشاره شود از شما دوستان نیز انتظار میرود توضیح دهید که
      ایا در شهر شما نیز این امر رایج است یا خیر ؟
      در صورتی که رایج است ایا در خانواده و فامیل شما نیز چنین امری صورت گرفته ؟
      و ایا شما کلا با این امر راضی هستید یا مخالف ؟
      و فکر میکنید چگونه رفتاری با انها مناسب است؟

    2.  

    3. #2
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : خرداد/۱۳۸۸
      نوشته : 1,389 تشکر : 6,371
      مورد تشکر: 5,551 در 1,339 پست
      حضور : 14 روز 17 ساعت 15 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 2
      گالری : 107 وبلاگ : 0
      زینب_الگوی صبر آنلاین نیست.





      اینجا اسایشگاه سالمندان صادقیه هست مکانی که وقتی وارد انجا می شوی چشمانت به سرمایه هایی میافتد که سالیان سال را در انجا سپری کردند

      چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟
      چرا نبایداین روزها رو در کانون گرم خانوادهای خود سپری کنند

      چی بگم از دل تنگشون که هزارو یه قصه دارند

      نگاه محبت امیزشان لبخند مصنوعی که بر لبانشان نقش بسته وقتی با انان هم صحبت میشوی چنان خوشحال مسرور میشوند
      چقدر ارزو میکردند در کنار نوه هایشان بودند

      دوست داشتند در کنار نوه های کوچکشون بودند دستی به سرشون میکشیدندو براشون قصه میگفتند
      هیییییییییییییییییییییییی یی

    4. #3
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : خرداد/۱۳۸۸
      نوشته : 1,389 تشکر : 6,371
      مورد تشکر: 5,551 در 1,339 پست
      حضور : 14 روز 17 ساعت 15 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 2
      گالری : 107 وبلاگ : 0
      زینب_الگوی صبر آنلاین نیست.




    5. #4
      خادم قرآنی انجمن چند رسانه ایی و نیازهای فنی
      تاریخ عضویت : آذر/۱۳۸۷
      نوشته : 4,647 تشکر : 18,737
      مورد تشکر: 28,200 در 4,757 پست
      حضور : 119 روز 11 ساعت 15 دقیقه
      دریافت : 24 آپلود : 41
      گالری : 2420 وبلاگ : 15
      فریاد : معمولا به قطار در حال حرکت سنگ پرتاب میکنند
      iranproud آنلاین نیست.



      من اصلا نظر خوبی برای این جور موسسات ندارم
      اصلا...
      دو هفته پیش تلویزیون یک فیلم پخش کرد...
      یک مادری رو پسر و عروسش آوردن خانه سالمندان ، اون مادر هی میگفت من میدونم اینجا میمیرم . شما منو آوردین اینجا من دیگه زنده نمی مونم...
      صبح که شد اون مادر مرده بود

      من هنوز نتونستم اون لحظه فیلم رو فراموش کنم...



    6. #5
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : خرداد/۱۳۸۸
      نوشته : 1,389 تشکر : 6,371
      مورد تشکر: 5,551 در 1,339 پست
      حضور : 14 روز 17 ساعت 15 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 2
      گالری : 107 وبلاگ : 0
      زینب_الگوی صبر آنلاین نیست.




    7. #6
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : خرداد/۱۳۸۸
      نوشته : 1,389 تشکر : 6,371
      مورد تشکر: 5,551 در 1,339 پست
      حضور : 14 روز 17 ساعت 15 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 2
      گالری : 107 وبلاگ : 0
      زینب_الگوی صبر آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط iranproud نمایش پست
      من اصلا نظر خوبی برای این جور موسسات ندارم
      اصلا...
      دو هفته پیش تلویزیون یک فیلم پخش کرد...
      یک مادری رو پسر و عروسش آوردن خانه سالمندان ، اون مادر هی میگفت من میدونم اینجا میمیرم . شما منو آوردین اینجا من دیگه زنده نمی مونم...
      صبح که شد اون مادر مرده بود

      من هنوز نتونستم اون لحظه فیلم رو فراموش کنم...


      خوب این یه اخطاریست برای جوانها
      چقدر در قران احترام به پدر مادر توصیه شده
      چرا حضرت محمد در زمان کودکی پدر مادر خود را ازدست دادند به گفته حاج اقا راشد یزدی چون ایشان مسئولیت رسالت مردم به دوششان بود این مسئولیت بزرگ از دوششتان برداشته شد

    8. #7
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : خرداد/۱۳۸۸
      نوشته : 1,389 تشکر : 6,371
      مورد تشکر: 5,551 در 1,339 پست
      حضور : 14 روز 17 ساعت 15 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 2
      گالری : 107 وبلاگ : 0
      زینب_الگوی صبر آنلاین نیست.




    9. #8
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : خرداد/۱۳۸۸
      نوشته : 1,389 تشکر : 6,371
      مورد تشکر: 5,551 در 1,339 پست
      حضور : 14 روز 17 ساعت 15 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 2
      گالری : 107 وبلاگ : 0
      زینب_الگوی صبر آنلاین نیست.




    10. #9
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : خرداد/۱۳۸۸
      نوشته : 1,389 تشکر : 6,371
      مورد تشکر: 5,551 در 1,339 پست
      حضور : 14 روز 17 ساعت 15 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 2
      گالری : 107 وبلاگ : 0
      زینب_الگوی صبر آنلاین نیست.



      عکس بالایی مادری که با روسری سفید هست
      یه جانماز داشت که مرتب میبوسید و بر چشمانش میگذاشت دلیل این کارش رو پرسیدم گفت این جانماز مال کربلاست گفت در خواب دیدم رفته ام زیارت امام حسین
      بهش گفتم انشاالله قسمتت بشه در بیداری هم به پا بوسش بری
      شما هم دعا کن منو محمد بریم زیارتش از انجا براتون مهر تسبیح بیارم

    11. #10
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۸۸
      نوشته : 11,953 تشکر : 24,705
      مورد تشکر: 36,085 در 10,839 پست
      حضور : 32 روز 18 ساعت 45 دقیقه
      دریافت : 406 آپلود : 94
      گالری : 278 وبلاگ : 3
      فریاد : هرگاه دیدی خدای سبحان تو را با نام خود آرامش می بخشد پس بدان تو را دوست دارد امام علی (ع)
      Mehrabon
      ╫❀نیایش❀╫ آنلاین نیست.



      اگر می خواهید فراموش نشوید ، خود فراموش نکنید . بزرگ تر ها ی خانواده را یاد کنید و با احترام با آن ها رفتار کنید تا فرزندانتان بیاموزند و در آینده از شما یاد کنند.


      اوایل صبح با چشم نوازی نور خورشید ، روزدیگری را آغاز می کند ، هنوز گرفتار لکنت زبان است، واژه ها چه سخت بیان می شوند اما با همه دشواری به هم اطاقی هایش که مانند او میهمان اجباری این خانه هستند سلام می کند.

      آبی بر صورت و پیشانی پر از چین و چروکش می زند و گلدان سبزش را با آب پاشی کوچک ، آب می دهد و ناگهان متوجه می شود که برگ هایی از گلدانش زرد شده و این مساله اشک های او را بی اختیار جاری می سازد. همانند کودکان گلدان را در آغوش گرفته و برای زرد شدن برگ های آن می گرید.

      هم اطاقی ها به دورش حلقه می زنند و با نوازش کردن ، او را دلداری می دهند اما این بانوی کهنسال که مدت ها ست به بیماری آلزایمر دچار شده، نمی تواند با این اتفاق به آسانی کنار بیاید.

      بانوی نیکوکاری که برای تمیز کردن و جمع ملحفه ها به اطاق شماره 12 که نامش «شب بو» است،آمده و می گوید: زهرا جان، حیف نیست قطرات اشک هایت را برای پژمرده شدن این گل هدر می دهی؟

      این بانوی 75 ساله می گوید: زرد شدن این گل ها ، حکایت از تمام شدن عمر من دارد و دیگر زمان زنده ماندن من هم به پایان رسیده است.زرد شدن این گل ها آن هم در آخرین سرای زندگی ، نشانه اتمام ثانیه های زندگی است.

      او در حالیکه زیر لب غزل خداحافظی را زمزمه می کرد ، گفت: روزهای سبز تمام شد و دیگر وقت رفتن است و باید عازم سفر ابدیت شد.

      مهین 65 ساله، یکی دیگر از ساکنان این اطاق می گوید: من 10 سال است که مونس وهمدم زهرا هستم و برگ های گلدان من هم همین روزها پژمرده خواهد شد و به دیار باقی خواهم رفت.

      وی که قادر به راه رفتن نیست و بر روی صندلی چرخدار نشسته، گفت: من طاقت دوری او را ندارم و نمی توانم لحظه های زندگی را بدون هم صحبتم سپری کنم.

      بانوی خیری که مشغول شانه کردن موهای یکی از مددجویان بود ، گفت:زندگی گلدانی است که چهار فصل آن سبز است و زرد شدن برگی از آن، نشانه رویش دوباره زندگی است.

      «فاطمه زلالی» که پنج سال است به طور خیرخواهانه در آسایشگاه سالمندان کهریزک، مشغول به فعالیت است،گفت: بعضی از زنان و مردان این آسایشگاه از روزگار عطر شادی را لمس نکردند و گل لبخند را از زمانه نچیدند.

      وی گفت:آنان با افتادن هر برگ گلی و زرد شدن آن بسیار غصه می خورند و جوانه های امید به زندگی در وجودشان می خشکد. تزریق روحیه ای مملو از نشاط و شادی و برگرداندن به زندگی در این افراد بسیار سخت است.
      کاشت یک نهال ، هدیه دادن یک گلدان و یا یک شاخه گل، تولدی دوباره برای پدران پیر و مادران کهنسال است.

      «مائده علوی» گفت: خیرین می توانند در آغاز سال نو و فرار رسیدن روزهای سبز بهار، با دادن گل به سالمندان، لبخند را برای آنان به ارمغان بیاورند و یا جوانه ی سبزی را در باغچه دلشان یه یادگار بکارند. دیدار با سالمندان می تواند طراوت بهاری را در آسایشگاه هاجاری کرده و فضای جدیدی را ایجاد کند.

      «مهربانو» ، بانوی خیر جوانی که بیشتر اوقاتش را با سالمندان این آسایشگاه می گذارند، می گوید: سالمندان با هر اتفاقی به سرعت عکس العمل نشان می دهند و هر رخدادی ممکن است لبخند را از چهره آنان دور و یا شادی را در وجودشان زنده کند.
      سالمند

      وی افزود: آنان امید به بازگشت به کانون های گرم خانواده هایشان را فراموش کردند و به همین دلیل هر جوانه ای برایشان ،‌ نشانی از تازگی ، پایداری و نوید زندگی است.

      با آمدن بهار به دیدنشان برویم و آن ها را شاد کنیم و عهد ببندیم بزرگ تر هایمان را از خود دور نکرده و تنهایشان نگذاریم.



      اگر می خواهید فراموش نشوید ، خود فراموش نکنید .

      ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

      و

      چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

      تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

      پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان


    صفحه 1 از 6 123 ... آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •