| |
| |




| تاریخ عضویت : | آذر 1387 |
| نوشته : 4,322 | تشکر : 17,776 |
| تشکر شده: | 25,387 در 4,453 پست |
| حضور : | 60 روز 11 ساعت 4 دقیقه |
| دریافت : 23 | آپلود : 41 |
| فریاد : |
با استعانت از خداوند متعال ، به بررسی اسامی خداوند در قرآن خواهیم پرداخت.
بعد از بررسی ، لینک های مربوط به هر نام در پست اول قرار خواهد گرفت تا خوانندگان در صورتی که نیاز به دست یابی به آیات داشتند بی نیاز از جستجو حتی در سایر سایت های اینترنتی باشند.
- منظور از تابعین ابراهیم(فَمَن تَبِعَنى )در آیه 36 سوره ابراهیم چه کسانی هستند؟
- منظور از"طیبات"درآیه 20سوره احقاف چیست؟
- ايا وجود تفاسير گوناگون مصداق تفسير به راي نيست ؟
- اشکالات تفسیری سریال حضرت یوسف (ع)
- علم غيب
- تفسیر (مَا نُنزِّلُ الْمَلَئكَةَ إِلا بِالحْقّ...)ِچیست؟
- آیا بی دین ها در جهنمند؟(دلایل عقلی و حدیثی؟
- در سایه سار قرآن
- درخواست ترجمه و تفسیر آیه 86 سوره کهف
- تفسیر آیه آخر سوره حمد
- اشرف مخلوقات




| تاریخ عضویت : | آذر 1387 |
| نوشته : 4,322 | تشکر : 17,776 |
| تشکر شده: | 25,387 در 4,453 پست |
| حضور : | 60 روز 11 ساعت 4 دقیقه |
| دریافت : 23 | آپلود : 41 |
| فریاد : |




| تاریخ عضویت : | آذر 1387 |
| نوشته : 4,322 | تشکر : 17,776 |
| تشکر شده: | 25,387 در 4,453 پست |
| حضور : | 60 روز 11 ساعت 4 دقیقه |
| دریافت : 23 | آپلود : 41 |
| فریاد : |
قُلْ إِن تُخْفُواْ مَا فِي صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَيَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأرْضِ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
آل عمران آیه : 29
- بگو : هر چه در دل داريد ، چه پنهانش کنيد و چه آشکارش سازيد ، خدا به آن آگاه است او هر چه را که در آسمانها و زمين است می داند و بر هرکاری تواناست
اسم قدير در قرآن چهل و پنج بار آمده ودر همه موارد وصف خداوند است
آمدن اين آيه به دنبال آيهى تقيّه ، شايد اشاره به اين باشد كه مبادا به اسم تقيّه، با كفّار پيوند پنهانى برقرار نماييد ، بلكه بدانيد خدا بر افكار و نيّات شما آگاه است.
پيامها:
1 . به كسانى كه به اسم تقيّه در صدد ارتباط با كفّار هستند، هشدار دهيد. « قُلْ إِنْ تُخْفُوا »
2 . سينهى انسان، صندوق اسرار اوست. « تُخْفُوا ما فِي صُدُورِكُمْ »
3 . علم خداوند به آشكار و نهان، به زمين و آسمان، يكسان است. « تُخْفُوا »، « تُبْدُوهُ »، « يَعْلَمْهُ اللَّهُ »
4 . توجّه به علم خداوند، مايهى زنده شدن و جدان مذهبى و مانع گناه و توجيه آن است. « يَعْلَمْهُ اللَّهُ »
5 . از خدايى كه به اسرار تمام آسمانها آگاه است، چه چيز را مىتوان پنهان كرد؟ « يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ »
6 . قدرت مطلق خداوند، پشتوانه تهديد او نسبت به مخالفان است. « إِنْ تُخْفُوا »، « وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ »
****************
تفسير نور، ج2، ص: 44
" خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "
هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.
حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.
( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )
چه خوب مدت ها بود دنبال همچین تاپیکی می گشتم القدیر به عدد 314 گفته بشه خاصیت بسیار خوبی خواهد داشت
خداوند نور آسمان ها و زمین است
تشكرها 4 : Fateme.imani,M.javad,مجیب,جان برکف




| تاریخ عضویت : | آذر 1387 |
| نوشته : 4,322 | تشکر : 17,776 |
| تشکر شده: | 25,387 در 4,453 پست |
| حضور : | 60 روز 11 ساعت 4 دقیقه |
| دریافت : 23 | آپلود : 41 |
| فریاد : |
أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَيَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ؛ المائدة آیه : 40
- آيا ندانسته ای که فرمانروايی آسمانها و زمين از آن خداست ، هر که را، بخواهد عذاب می کند و هر که را بخواهد می آمرزد و بر هر کاری تواناست ?
اين آيه در موضوع تعليل مطلب آيه سابق است ،يعني مي فرمايد: اينكه گفتيم اگر دزد توبه كند و اصلاح نمايد توبه اش رامي پذيريم ، امر بعيدي نيست ،چون خداكه مالك آسمانها وزمين است ، مانند هرمالكي مي تواند در مايملك خود حكمراني كند و هركه را بخواهد بيامرزد و هركه را بخواهد عذاب كند و اين امر بر مبناي حكمت و مصلحت اوست ، چون ملك از شئون قدرت و از فروع خلق و ايجاد و قيوميت الهيه مي باشد، لذا خداوندداراي نفوذ حكم و اراده است ، چون ملك مطلقا از آن اوست و اعطاء و منع كردن هم به قدرت اوست ، زيرا او صاحب اختيار در ملك خويش است و لذامطابق حكمتش مي تواند سارق را اگر توبه نكند عذاب كند و اگر توبه كندبيامرزد ،چون بر هر چيز تواناست .
قدرت در اصطلاح متكلمان دو تعريف دارد:</span>
انطباق هر دو در مورد خدا با مشكل روبرو است.
1 - صحة الفعل والترك: امكان داشتن فعل و ترك يعنى قادر كسى است كه هم انجام كارى براى او ممكن است و هم ترك آن.
2 - الفعل عندالمشيئة والترك عند عدمها: انجام كار به هنگام خواستن و ترك آن به هنگام نخواستن يعنى قادر كسى است كه اگر اراده كند انجام مىدهد، و اگر اراده نكند، انجام نمىدهد. ويا اگر نخواست انجام نمىدهد.
ولى هر دو تعريف درباره انسان صادق است و نمىتوان قدرت خدا را با آن دو تعريف كرد.
زيرا در تعريف نخست كلمه «صحت» (امكان) بكار رفته است، قهرا قادر كسى است كه در آن امكان فعل و ترك باشد، و مقام واجب الوجود پيراسته از صفت امكان است، زيرا اين امكان يا امكان ذاتى و ماهوى است كه ملازم با ماهيت است، مانند اتصاف ماهيت انسان به امكان و يا امكان استعدادى است كه صفت ماده مىباشد مانند دانه كه امكان گياه شدن را دارد و ذات اقدس خداوند منزه از ماهيت و ماده است.
اما تعريف دوم مربوط به فاعلى است كه با مشيت كار مىكند، يعنى خواست و اراده زايد بر ذات، و اين در موردى صادق است كه ذات فاعل براى ايجاد فعل كافى نباشد، بلكه در سايه اراده مشيت زايد بر ذات توانا مىگردد واين درباره خدا متصور نيست.
از اين جهت نمىتوان قدرت خدا و قدرت مخلوق را با يك تعريف بيان كرد.
یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ
اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن
پیام ها :
1 . مجرمان بدانند كه راه فرارى ندارند و بايد به سوى خدا بازگردند. « أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
2 . خداوند نيازى به توبهى بندگان ندارد، چون همهى هستى از آن اوست. « لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
3 . انسان بايد در حالتى ميان بيم و اميد باشد. « يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ »
4 . عفو يا عذاب، هر دو نمونهاى از قدرت اوست. « يُعَذِّبُ » ... « يَغْفِرُ » ... « عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ »
*******************
تفسير نور، ج3، ص: 84 و 85
" خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "
هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.
حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.
( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )
قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (26)
بگو: خداوندا، اى مالك حقيقى هر مملوك، و اى حاكم مطلق بر همه حكومتها، به هر كه خواهى حكومت مىبخشى، و از هر كه خواهى حكومت را بازمىگيرى، و هر كه را خواهى عزت مىدهى، و هر كه را خواهى خوار مىگردانى، (حقيقت) خير در دست توست، حقّا كه تو بر هر چيزى توانايى (26)
سوره مباركه آل عمران
آنچه در اين آيه در مورد اعطاى عزّت و ذلّت از جانب خداوند آمده، طبق قوانين و سنّت اوست وبدون جهت ودليل خداوند كسى را عزّت نمىبخشد ويا ذليل نمىسازد. مثلاً در روايات مىخوانيم: هر كس براى خداوند تواضع و فروتنى كند، خداوند او را عزيز مىكند وهر كس تكبّر نمايد، خدا او را ذليل مىگرداند.
بنابراين عزّت و ذلّت از خداست، ولى ايجاد زمينههاى آن به دست خود ماست.
1- مالك واقعى تمامى حكومتها خداست. مُلك براى غير خدا، موقّتى و محدود است. «مالك الملك»
2- اكنون كه مالك اوست پس ديگران امانتدارى بيش نيستند و بايد طبق رضاى مالك اصلى عمل كنند. «مالك الملك»
3- اگر انسان مالك مُلك نيست چرا از داشتن آن مغرور و با از دست دادنش مأيوس شود! «مالك الملك»
4- خداوند به هر كس كه شايسته و لايق باشد، حكومت مىدهد. همان گونه كه به سليمان، يوسف، طالوت و ذوالقرنين عطا نمود. «تؤتى الملك من تشاء»
5 - حكومت و حاكميّت، دلبستگىآور است. «نزع» به معناى كندن است و نشانه يك نوع دلبستگى است.
6- عزّت و ذلّت به دست خداست، از ديگران توقّع عزّت نداشته باشيم. «تعزّ من تشاء و تذلّ من تشاء»
7- توحيد در دعا و عبادت يك ضرورت است. «بيدك الخير»
8 - آنچه از اوست، چه دادنها وگرفتنها، همه خير است، گرچه در قضاوتهاى عجولانهى ما فلسفهى آن را ندانيم. «بيدك الخير»
9- سرچشمهى بدىها عجز و ناتوانى است. از كسى كه بر هر كارى قدرت دارد چيزى جز خير سر نمىزند. «بيدك الخير انك على كل شىء قدير»
ویرایش توسط مجیب : 25 مهر 1388 در ساعت 09:53
یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ
اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن
تشكرها 5 : askari110,Fateme.imani,parsa,parvaz,جان برکف
باسلام وتشکر از موضوع زیبا و خوبتان
کلمه ی قدر در زبان عربی به عنوان ریشه ی کلمات قدار _مقدر_تقدیر_قدرت
و.... به کار میرود .
از این ریشه معنای قدرت _ نیرو_ توان_طاقت_قضا و قدر الهی(اندازه گیری
و تعیین اندازه ها توسط خداوند)و همچنین اندازه گیری زمان (هر کاری را در وقت معین انجام دادن)استفاده میشود.
حال بنا به مقتضای جمله وقتی که کلمه ای درقالب خاصی قرار میگیرد یا در اصطلاح به باب میرود معانی خاصی نیز به خود میگیرد.
شما القدیر را عنوان کرده بودید:
القدیر در قالب فعیل یعنی قدر را به باب فعیل برده اید که معنای انجام فعل با قوت وتداوم را دارد یعنی توانایی خداوند یک توانمندی استوار و پایدار است.
که این از صفات ثبوتیه-- کمالیه ی خداوند است
حال اگر همین ریشه ی قدر را به باب فعال ببریم می شود قدار که این صفت از صفات ثبوتیه_ جلالیه ی خداوند میشود.
...............................................حق یارتان.................................
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)