+ ارسال موضوع جدید
صفحه 2 از 5 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 47

موضوع: کیهان شناسی در قرآن ،قرآن و بیگ بنگ

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   
  1. #11
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت : جنسیت خرداد/۱۳۸۹
    نوشته : 896 تشکر : 803
    مورد تشکر: 1,370 در 722 پست
    حضور : 17 دقیقه
    دریافت : 15 آپلود : 0
    گالری : 1 وبلاگ :
    غلامعلی نوری آنلاین نیست.



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    با درود


    آیا براستی در قرآن در مورد مهبانگ( انفجار بزرگ ) سخنی آمده است ؟


    لطفا مفصلا با ذکر دلیل بیان نمایید
    لطفا

  2. #12
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت : جنسیت خرداد/۱۳۸۹
    نوشته : 896 تشکر : 803
    مورد تشکر: 1,370 در 722 پست
    حضور : 17 دقیقه
    دریافت : 15 آپلود : 0
    گالری : 1 وبلاگ :
    غلامعلی نوری آنلاین نیست.



    نقل قول نوشته اصلی توسط دلیمان نمایش پست
    با بیان تئوری بیگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند.مدتی بعد به کمک تحقیقات عده ای از دانشمندان مشخص شد که علاوه بر بیگ بنگ پدیده ای به نام بیگ کرانچ هم باید وجود داشته باشد. و همانطور که دنیا باز شده روزی به همان نقطه ی آغاز جمع می شود. (انا لله و انا الیه راجعون).قرآن این موضوع را در ابتدا به باز شدن یک غنچه ی گل رز تشبیه می کند(تصویر ۲) و بیان می دارد که با قدرت بی انتهای خویش در حال گسترش (انبساط) دنیا است!و روزی همانطور که این دنیا را باز کرد دوباره مانند طوماری آنرا در هم خواهد پیچید. (بیگ کرانچ).و این سخن حقیقت است!
    با درود

    اینگونه نیست گرامی


    نمونه ی گسترش شتابان آن بیشتر مورد پذیرش دانشمندان است نه آن چیزی که شما از قرآن شاهد آورده ای





    Astronomers currently favor the accelerating expansion model.
     
    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۹۰/۱۱/۱۶ در ساعت 01:51

  3. تشكر : متحیر
  4. #13
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت : جنسیت خرداد/۱۳۸۹
    نوشته : 896 تشکر : 803
    مورد تشکر: 1,370 در 722 پست
    حضور : 17 دقیقه
    دریافت : 15 آپلود : 0
    گالری : 1 وبلاگ :
    غلامعلی نوری آنلاین نیست.



    نقل قول نوشته اصلی توسط دلیمان نمایش پست
    "و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا کردیم و همواره آن را وسعت می بخشیم!"
    سوره ی ۲۱ (الانبیا): آیه ی ۱۰۴:
    با درود


    نخست


    هم نشانی آیه اشتباه است و هم در ترجمه اشتباه


    لطفا نشانی و خود آیه و ترجمه آیه را از مترجمین گوناگون بیاورید ( چرا نادرست ترجمه کرده اید آسمانها ؟؟؟را از کجای آیه بیرون کشیدی ؟؟)

    دوم

    اگر دیدگاه آورنده ی قرآن کهکشانها بود چرا از سماوات (جمع )استفاده نکرده است ؟؟

    سوم

    اصلا تعریف سماء در عرف عرب آن هنگام چه بوده است ؟ شاید مذهبیون بگویند کهکشانها ؟؟

    نه این غیر ممکن است

    از طرفی بدانید که در عرف عرب سماء به معنی ابر هم هست

    خوب با این وتوصیف معنی آیه به راحتی ازقالب معجز ه بودن بیرون است

    چارم

    می دانیم که بسیاری از آیات را پیمبر و امامان تفسیر کرده اند

    خوب چرا تا امروزه که مهبانگ کشف شد کسی این آیه را تفسیر نکرده بود؟

    با توجه به تعریفی که آنها در 1400 سال پیش از آسمان داشتند این آیه کاملا مورد فهم و درک تازیان بوده است

    چون اگر آن را نمی فهمیدند مسلما از جناب محمد می پرسیدند

    نتیجه

    دلیل درستی بر معجزه بودن و پیشگویی مهبانگ از این آیه بدست نمی آید


    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۹۰/۱۱/۱۶ در ساعت 12:23

  5. #14
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت : جنسیت خرداد/۱۳۸۹
    نوشته : 896 تشکر : 803
    مورد تشکر: 1,370 در 722 پست
    حضور : 17 دقیقه
    دریافت : 15 آپلود : 0
    گالری : 1 وبلاگ :
    غلامعلی نوری آنلاین نیست.



    نقل قول نوشته اصلی توسط قرآن نمایش پست
    وَالسَّمَاءَ بَنَينَاهَا بِأَيدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ(الذاريات/47)
    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    بدانید که در عرف عرب سماء به معنی ابر هم هست

    خوب با این توصیف معنی آیه به راحتی ازقالب معجز ه بودن بیرون است
    معنی های گوناگون سماء در قرآن

    سمآء
    اين كلمه صد و بيست بار و جمع آن سموات صدو نود بار در كلام اللّه مجيد آمده است (المعجم المفهرس) و اصل آن از سمو به معنى رفعت و بلندى است. راغب گويد: سماء هر چيز، بالاى آن است طبرسى فرموده: سماء كعروف است و هر آنچه بالاى تو باشد و بر تو سايه افكند سماء است و سماء بيت، سقف آن است. به باران نيز سماء گويند. جوهرى نيز چنين گفته است. قول ديگران نيز نظير و يا عين آن است. در اينجا لازم است چند مطلب بررسى شود: 1- لفظ سماء به قول صحاح مذكّر و مؤنث هر دو مى‏آيد. به عقيده قاموس و اقرب و مفردات مؤنث است و گاهى مذكّر هم مى‏آيد. طبرسى ذيل آيه 29 بقره نسبت آن را به قول داده و در ذيل آيه 18 مزمّل فرموده: لفظ سماء مذكّر است جايز است مذكّر و مؤنث باشد هر كه مذكّر گفته سقف اراده است. مخفى نماند در تمام آيات قرآن افعال و ضماير سماء مؤنث آمده مثل [تكوير:11]، [شمس:5]، [معارج:8]. مگر در آيه [مزّمل:18]. كه مذكّر به كار رفته به قرينه آنكه صفتش «منفطر» مذكّر آمده است. بنابراين، قرآن مجيد قول راغب و قاموس و اقرب را تصديق مى‏كند كه گفته‏اند: مؤنث است گاهى مذكّر هم آيد. 2- بعضى‏ها از جمله راغب به استناد آيه [بقره:29]. كه ضمير سماء جمع آمده، گفته‏اند: سماء مفرد و جمع هر دو به كار مى‏رود. و بعضى گفته‏اند: اسم جنس است. ولى به قرينه [فصّلت:11-12]. چنانكه در «ارض» گذشت سماء در آن حال دخان و گاز غليظ بود و به تدريج رقيق شده و مبدل به هفت آسمان گرديده است على هذا سماء مفرد است و جمع آمدن ضمير به اعتبار ما بعد است كه سبع سموات بوده باشد. 3- سماء در آيه [نوح:11] و نيز در آيه 6 سوره انعام و 52 سوره هود به معنى باران لغت و تفسير تصريح كرده‏اند كه به لاران سماء گفته مى‏شود. راغب مى‏گويد باران سماء ناميده شده چون از سماء مى‏آيد. به علت اينكه از باران است و يا به علت ارتفاعش از زمين . 4- در قرآن هر جا كه سموات سبع آمده مراد ظاهراً طبقات هفتگانه هوا است. نا گفته نماند: دانشمندان طبقات هوا را به پنج قسمت تقسيم كرده، حدود و مشخّصات آن را معيّن نموده‏اند بدين شرح: تروپوسفر: ارتفاع اين طبقه در استوا 16 كيلومتر و در قطبين 10 كيلومتر و در قطبين 10 كيلومتر است. در همين قسمت است كه ابرها تشكيل مى‏شوند و وضع هواى زمين تعيين مى‏گردد. هفتاد و پنج در صد گازهاى سازنده جوّ در همين منطقه مى‏باشد و رعد و برق و برف و تگرگ. غيره در آن قرار دارند. ستراتسفر: اين طبقه از بالاى تروپوسفر شروع شده تا بلندى 32 كيلومترى سطح زمين ادامه دارد در آن تند بادهاى مداوم مى‏وزد. دو شط عظيم هوائى در آن كران تا كران جهان را مى‏نوردند نام آن دو «جريانهاى جتى» است يكى از مغرب به سوى مشرق بين قطب شمال و خط استوا، ديگرى از شرق به غرب بين قطب جنوب و استوا وضع اين دو جريان و نيز سرعتشان روزانه تغيير مى‏كند. گاهى به صورت سهمگين در آمده با سرعتى برابر 800 كيلومتر در ساعات حركت مى‏كنند. وجود اين جريانها در جنگ دوم جهانى به واسطه خلبانان آمريكا كشف گرديد. در ارتفاع 20 كيلومترى آن درجه حرارت تا 62 درجه زير صفر پائين مى‏آيد. اوزونسفر: اين طبقه مقدارى ار طبقه دوم را نيز گرفته و آن را از ارتفاع 20 كيلومترى تا ارتفاع 50 كيلومترى تعيين كرده‏اند. در اين طبقه نوعى اكسيژن وجود دارد كه ان را اوزون مى‏نامند و اين طبقه نسبتاً گرم‏تر و درجه حرارت آن تا حدود صفر مى‏رسد و علت اين امر آن است كه اوزون اشعه بالاى بنفش خورشيد را جذب مى‏كند. يونوسفر: ناحيه‏اى است عجيب و اسرارآميز از نظر رقت هوا مانند خلاء است از ارتفاع 50 كيلومترى شروع مى‏شود و تا 300 كيلومترى كم و بيش اطلاعى در دست هست و شايد تا 800 كيلومتر بالا رود. در اين منطقه هيچ ذير وحى قادر نيست از اشعه كيهانى و رگبار شهابها مصون بماند مگر با وسائلى كه سفائن ماه پيمانى دارند. اين طبقات است كه امواح راديوئى را به زمين بار مى‏گرداند و مانع عبور آنها به بالا است. در ارتفاع 80 كيلومترى درجه حرارت 68 درجه زير صفر و در ارتفاع 177 كيلومترى به 287 درجه بالاى صفر مى‏رسد!!!. اگزوسفر: در اين طبقه جوّ تدريجاً از بين رفته و در ژرفناى خلاء مستحيل مى‏شود. بشر درباره آن. جز تطلاعات نا چيز ندارد (قمرهاى مصنوعى ص 10-14 ترجمه محمود مصاحب). درباره ضخامت هوا گفته‏اند كه: تا حدود هزار كيلومتر ارتفاع، آثار آن شناخته شده است. قرآن مجيد آن را هفت طبقه كرده است مى‏شود گفت: مراد قرآن همين پنج طبقه است كه هفت شمرده و مى‏شود گفت: هنوز طبقات ديگرى كشف نشده است. در قرآن كريم مجموعاً هشت بار «سَبْعَ سَموات» آمده است دقت در آنها نشان مى‏دهد كه همه از يك طبقه گاز غليظ آفريده شده. مراد از همه طبقات جوّ زمين است و اينك آيات: 1- [نوح:15-16]، [ملك:3]. از اين دو آيه سه مطلب بدست مى‏آيد: آسمانها هفت اند. آنها طبقه طبقه توى هم اند. ماه در ميان آنها نور است. بايد دانست آسمانها و اجرام و كهكشانهاى سماوى بى شمار است. ناچار بايد بگوئيم: مراد از اين هفت آسمان، آسمانهاى بخصوصى است. از طرف ديگر نور ماه چندان امتداد مهم ندارد و يقيناً به اجرام دور و كهكشان‏هاى بى شمار نمى‏رسد چنانكه ما با چشم عادى ماه مريخ و ماههاى مشترى و غيره را نمى‏بينيم. نور ماه ما نيز به آنهانمى رسد و حداكثر مى‏توان گفت كه نور ماه در منظومه شمسى قابل رؤيت است و خارج از منظومه قابل رؤيت نيست. مثلا در شعراى يمانى كه پانصد هزار برابر فاصله خورشيد از زمين دور است و در ستارگانى كه 4500 سال نورى مثلا از زمين فاصله دارند چطور ممكن است نور ماه ديده شود. پس اينكه فرموده: «جَعَلَ الْقَمَرَ فيهِنَّ نُوراً» كدام هفت آسمان است كه ماه در ميان آنها نور است و نورش در آنها مرئى است. پس حتماً اين هفتگانه غير از آسمانهاى ديگر است. نور ماه در طبقات هوا مرئى است و قهراً مراد از آنها همين طبقات است. اگر غرض از «فيهِنَّ» آن باشد كه ماه خارج از هفت آسمان است و نورش به آنهامى رسد پس ماه در ميان آنها نيست و اگر منظور ان باشد كه ماه در ميان آنها قرار گرفته در اين صورت مرز هفت آسمان از جايگاه ماه كه در فاصله سيصد و هشتاد و چهار هزار كيلومترى زمين قرار گرفته، نيز گذشته است. از طرف آسمان سيارات آن فعلاً تا به 9 رسيده و شايد بعضى‏ها هم در آينده كشف شود از طرف ديگر در حدود هزار و ششصد سيّاره و دنباله دار و سنگهاى آسمانهاى در منظومه شمسى قرار گرفته و به دور خورشيد مى‏چرخند. وآنگهى اين عفت آسمان طبقه بقه‏اند. لازمه اين آن است كه توى هم بوده و بالاى يكديگر بوده باشند و گرنه «طباقاً» جور در نمى‏آيد. 2- [فصّلت:9-12]. اين آيات صريح اند در اينكه زمين در دو دوران خلق شده چنانكه مشروحاً در «ارض» گذشت و سپس آسمان كه گاز فشرده و دود غليظى بود (و به احتمال نزديك به يقين. يا حتماً از زمين برخاسته بود) به دتور خداوند رقيق شده و به هفت آسمان محيط بر زمين مبدل شده است «فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَمواتٌ» و از جمله «وَ اَوْحى فى كُلِّ سَماءٍ اَمْرَها» فهميده مى‏شود كه هر يك از اين طبقات خاصيّت به خصوصى و اثر معين دارد. 3- همين طور است آيه [بقره:29]. و آيات 44 اسراء و 86 مؤمنون و 12 طلاق، كه همه درباره طبقات جوّ زمين اند. 4- مراد از آسمان گاهى عالم بالا و فضاست مثل [بقره:22]. يعنى از آسمان و طرف بالا آب نازل كرد. و نحو [بقره:144] و ايضاً [ابراهيم:24]. خمچنين است آيات [حجر:16]، [فرقان:61]، [بروج:1]. غرض از همه اينها چنانكه گفته شد طرف بالا و فضاست. 5- گاهى مراد از سماء اجرام و موجودات علوى و ستارگان و غيره است مثل [ذاريات:47]، [بقره:164]، [طه:4]، [شورى:29]. السموات در همه آنها جمع معرف به الف و لام و ظهورش در استغراق است و چون متعلق خلقت اند پس مراد موجودات علوى اند نه فضاهاى خالى پيدا شود. 6- در سه جا از قرآن كريم آمده «السماء الدنيا» بايد ديد مراد از آسمان نزديك چيست؟ نخست هر سه را نقل سپس درباره آنها توضيح مى‏دهيم. 1- [صافات:5-7]. 2- [فصّلت:12]. 3- [ملك:3و5] فرق آيه اول با دوم و سوم آن است كه در اول كواكب ذكر شده و «السموات» مطلق آمده ولى در دوم و سوم مصابيح و سموات سبع گفته شده و نيز در آيه سوم مصلبيح را رجوم شياطين نام كرده است. توضيح اين سه آيه در «رجوم» گذشت و گفتيم كه مراد از كواكب ظاهراً سيارات منظومه شمسى و از «السَّمائَ الدُّنيا» فضا و آسمان منظومه شمسى كه نزديكترين آسمانهاى جهان به زمين است. و منظور از مصابيح تيرهاى شهاب اند كه زيور و زينت پائين‏ترين طبقات هفتگانه جوّ زمين اند پس «السماء الدنيا» در آيه اول غير از «السماء الدنيا» در آيه دوم و سوم است. شاهد قوى آنكه در دو آيه تخير ابتدا سبع سموات آمده سپس »السماء الدنيا» پرواضح است كه نظر بر نزديكترين آسمان از آن هفتگانه است. 7- در بعضى از آيات هست كه زمين پيش از آسمانها آفريده شد و در بعضى بالعكس مثل [فصّلت:9-12]، [بقره:29]. در اينجا خلقت و تشكيل زمين پيش از آسمانهاست ولى در آيات [نازعات:27-32]. ملاحظه مى‏شود كه دحو و گشتردن يا چرخانيدن زمين پس از بناى آسمان است. از اين رو مى‏توان گفت: مراد از «السَّماءُ بَناها» آسمان منظومه شمسى است كه شامل خورشيد و تمام سيارات آن است نه آسمانهاى هفتگانه محيط بر زمين و قطعى است كه زمين پس از تشكيل فضاى منظومه شمسى به اين صورت در آمده است فضائى را در نظر بياوريد كه خورشيد با بيشتر از هزار و ششصد سياره و دنباله دار و سنگهاى بزرگ در آن جاى گرفته‏اند، اين آسمان كه سيارات و خورشيد آن را مشخص مى‏كنند پيش از زمين است و زمين نسبت به آن مثل نخود كوچكى است نسبت به گنبدى بزرگ. در كتاب آغاز و انجام جهان ص 37 با استفاده از كلمات آيه روشن نموده كه منظور از آسمان در اينجا آسمان منظومه شمسى است. احتمال ديگر آن است مراد از آسمان كهكشان ما باشد كه منظومه شمسى قسمت كوچكى از آن است. در «ارض» نيز مطلبى راجع به آن گذشت. 8- در هفت محل از قرآن مجيد آمده كه اسمانها و زمين در شش روز آفريده شدند مثل [اعراف:54]. ايضاً آيات سوره‏هاى يونس:3- هود:7- فرقان:59- سجده:4- ق:38- حديد:4. ظاهر السموات نشان مى‏دهد كه منظور همه آسمانهاست ولى در سوره فصلت آيه 9 تا 12 اين شش روز تشريح شده است و روشن مى‏شود كه مراد آسمانهاى هفتگانه زمين است و از آن چنين بر مى‏آيد كه زمين و آسمان كه به صورت گاز غليظ بود در دو روز (دوران) آفريده شد و در عرض چهار روز در زمين تقدير اقوات گرديد و گاز غليظ به صورت آسمانهاى هفتگانه در آمد مشروح اين سخن را در «ارض» مطالعه كنيد. پيداست كه غرض از روز 24 ساعت نيست بلكه منظور دوران است كه شايد ميليونها سال طول كشيده باشد. 9- در بسيارى از آيات مراد از «السماء» طبقات هفتگانه جوّ است كه مفرد و مطلق آمده مثل [معارج:8]، [حاقة:16]، [قمر:11]. ولى در بعضى غرض مطلق عالم فوق است نظير [حديد:21]، [ذاریات:23]، [زخرف:84]. در موقع خواندن و تفسير بايد توجه كرد كه مراد كدام است. * [انبياء:32]. معناى آيه در «سقف» گذشت. * [ذاريات:47]. رجوع شود به «ايد». * [طلاق:12]. اگر مراد از مثل عدد باشد آسمان و هفت زمين آفريده در اينصورت چون مراد از هفت آسمان طبقات جوّ است زمين نيز مانند آنها هفت طبقه است و ما در روى طبقه هفتم آن قرار گرفته‏ايم. اين مطلب نزديك به يقين است زيرا كه در گذشته خوانده‏ايم هفت آسمان طبقه طبقه‏اند و زمين نيز مثل آنها است و جمله «مِنَ الْاَرْضِ» نشان مى‏دهد كه اين هفت طبقه در خود زمين است . و آنچه گفته‏اند: مراد هفت اقليم يا هفت زمين جدا از هم است بسيار بعيد مى‏باشد. حسين بن خالد از حضرت رضا عليه السلام روايتى در اين باره نقل كرده كه در مجمع البيان نقل كرده كه در مجمع البيان ذيل آيه 7 ذاريات و آيه 12 سوره طلاق و در تفسير صافى در سوره ذاريات و در الميزان نيز ذيل آيه 12 سوره طلاق از تفسير قمى نقل شده است طالبين به اين تفاسير رجوع كنند واللّه اعلم . موجودات زنده در اسمان آيات متعددى داريم كه از وجود موجود زنده در آسمانها خبر مى‏دهند. بعضى از آيات آنها را به لفظ دابّة (جنبنده) آورده و بعضى بلفظى كه دلالت بر اولوالعقل بودن آنها دارند. مثل [نحل:49]. آيه صريح است در اينكه در آسمانها مثل زمين جنبندگانى هست و خدا را سجده مى‏كنند و مثل [شورى:29] و ضمير «فيهما» به آسمانها و زمين راجع است و با قاطعيّت تمام روشن مى‏شود كه در آسمانها چنبندگانى آفريده و پراكنده شده‏اند و از جمله «عَلى جَمْعِهِمْ اِذا يَشاءُ قَديرٌ» بدست مى‏آيد كه روزى ميان اهل زمين و آنهاارتباط برقرار خواهد شد. اگر منظور از جمع، رسيدن آنها به يكديگر باشد. آيات ديگر از قرار ذيل اند [رحمن:29]، [رعد:15]، [اسراء:55]. كلمه «من» در اين آيات دلالت بر افراد عاقل و ذى شعور دارد و به خوبى روشن مى‏كند كه در آسمانها مانند انسان موجودات زنده و عاقل زندگى كرده و به خداى خود خضوع مى‏كنند و حوائج خويش از او مى‏خواهند بعيد است كه بگوئيم مراد از آنها ملائكه هستند كه ملائكه را خداوند مستقلاً در آيات بيان فرموده است. روايات در اين زمينه بسيار است و روايات در اين زمينه بسيار است و مى‏شود براى ديدن آنها به هيئت و اسلام هبة الدين شهرستانى رجوع كرد. وانگهى بعيد به نظر مى‏رسد كه خدا اين همه آسمانها را بيافريند و موجود زنده فقط در زمين فقط در زمين باشد كاوشهاى علمى در اين باره جريان دارد و به زودى به اين حقيقت خواهند برد.

    بن مایه : قاموس قرآن
    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۹۰/۱۱/۱۶ در ساعت 18:01

  6. تشكرها 2 : متحیر, Victoria
  7. #15
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت : جنسیت خرداد/۱۳۸۹
    نوشته : 896 تشکر : 803
    مورد تشکر: 1,370 در 722 پست
    حضور : 17 دقیقه
    دریافت : 15 آپلود : 0
    گالری : 1 وبلاگ :
    غلامعلی نوری آنلاین نیست.



    معنی های گوناگون سماء در واژه نامه ی المنجد


  8. #16
    کارشناس پاسخگوی اعتقادی
    تاریخ عضویت : جنسیت بهمن/۱۳۸۸
    نوشته : 2,045 تشکر : 856
    مورد تشکر: 4,104 در 1,599 پست
    حضور : 2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت : 4 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ : 0
    پاسخگوی اعتقادی 3 آنلاین نیست.



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    با درود


    آیا براستی در قرآن در مورد مهبانگ( انفجار بزرگ ) سخنی آمده است ؟


    لطفا مفصلا با ذکر دلیل بیان نمایید

    با سلام

    مسلمين بايستي اين موضوع را در نظر داشته باشند كه هدف از انزال قرآن كريم چه بود ؟ خداوند سبحان و حكيم با چه هدف و غايتي قرآن را نازل فرمود به ياد داشته باشيم قرآن كريم به هدف بيان كيان شناسي و يا ساير علوم نبوده است لذا نسبت دادن چنين مسائلي به قرآن كمي دور از انصاف است .

    شأن قرآن بسيار بزرگ تر از اين اينگونه مسائل هست كه ما به قرآن نسبت مي دهيم ؛ غايت و هدف انزال قرآن اين است كه انسان شناسي و خداشناسي را به بشر بياموزد تا از اين طريق به هدف خلقت نائل بشود اينكه برخي مسائل بي غرض يا با غرض اين مسائل را به قرآن نسبت مي دهند در حقيقت از شأن قرآن كريم مي كاهند .

    اگر چه ما معتقديم تمامي علوم از ابتدا تا انتهاي عالم در قرآن نهفته است اما لزومي ندارد هر چيزي كه دانشمندان غربي كشف مي كنند بگوييم در قرآن ما وجود دارد! مي دانيد كه علوم تجربي صددرصد يقيني نيستند و ممكن استبعد از مدتي دانشمند ديگري نظري برخلاف نظر قبلي داده و ان را باطل كند در اين هنگام تكليف چه خواهد بود ؟

    لذا حداقل بنده معتقدم مهبانگ چه در قرآن آمده باشد و چه نيامده باشد فرقي به حال ما نمي كند چون معتقديم قرآن هدفش انسان سازي در جهت ايصال به حق است . گرچه آياتي در قرن كريم وجود دارد كه برخي نظريات در رابطه با آن ها مطرح شده است كه در پست بعد ذكر خواهم كرد.

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  9. #17
    کارشناس پاسخگوی اعتقادی
    تاریخ عضویت : جنسیت بهمن/۱۳۸۸
    نوشته : 2,045 تشکر : 856
    مورد تشکر: 4,104 در 1,599 پست
    حضور : 2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت : 4 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ : 0
    پاسخگوی اعتقادی 3 آنلاین نیست.



    چگونگی پیدایش جهان از اندیشه‏هایی بوده كه همیشه فكر بشر را مشغول كرده است. قرآن كریم در آیات متعددی اشاراتی به این مسأله كرده است و دانشمندان كیهان شناس نیز در این مورد نظریاتی ابراز كرده‏اند و حتی بعضی صاحبنظران خواسته‏اند با انطباق آیات قرآن با برخی از این نظریات علمی، اعجاز علمی قرآن را اثبات كنند كه این مطالب قابل نقد و بررسی است.

    مفسران و صاحبنظران در این مورد به این آیات توجه كرده‏اند:
    «ثم استوی الی السماء و هی دخان»1
    «سپس آهنگ [آفرینش‏] آسمان كرد، و آن دودی بود.»

    «او لم یر الذین كفروا ان السموات و الارض كانتا رتقاً ففتقناهما و جعلنا من الماء كل شی حی افلا یؤمنون»2
    «آیا كسانی كه كفر ورزیدند ندانستند كه آسمانها و زمین هر دو به هم پیوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختیم، و هر چیز زنده‏ای را از آب پدید آوردیم؟ آیا [ باز هم] ایمان نمی‏آورند؟»

    نكات:

    1. «دخان» در لغت به معنی چیزی است كه به دنبال شعله و لهیب آتش بر می‏خیزد.3

    2. «سماء» در لغت به معنی طرف بالا است و در قرآن در معانی و مصادیق متعددی به كار رفته است از جمله: جهت بالا (ابراهیم/ 24) - جوّ زمین (ق /9) - محل كرات بالا (فصلت/ 12)، آسمان معنوی (سجده/ 5) و...4

    3. «رتق» چیز بهم پیوسته را گویند و «فتق» جدا كردن دو چیز متصل بهم را گویند.5

    نظریه‏ های علمی درباره پیدایش جهان:

    در مورد پیدایش جهان چند دیدگاه عمده، در بین كیهانشناسان جدید وجود دارد كه عبارتند از:

    الف: نظریه مهبانگ (انفجار بزرگ):

    این نظریه از سال 1900 م پیشنهاد شد و هم اكنون از سوی اكثر اخترشناسان به عنوان بهترین نظریه موجود تلقی می‏شود. خلاصه این نظریه آن است كه حدود 20 بیلیون سال پیش تمام ماده و انرژی موجود در جهان، در نقطه‏ای بسیار كوچك و فشرده متمركز بوده است. این نقطه كوچك و بی نهایت چگال و مركب از ماده - انرژی منفجر شد و به فاصله چند ثانیه پس از انفجار این آتشگوی، ماده - انرژی با سرعتی نزدیك به سرعت نور در همه سو منتشر شد. پس از مدت كمی، احتمالاً چند ثانیه تا چند سال، ماده و انرژی از هم تفكیك شدند. و تمام اجزاء گوناگون جهان امروز از دل این انفجار نخستین بیرون ریخته‏اند.

    هواداران این نظریه ادعا می‏كنند تمامی كهكشان‏ها، ستارگان و سیارات هنوز تحت تأثیر شتاب ناشی از انفجار، با سرعت زیادی از همدیگر دور می‏شوند و این مطلب بوسیله مشاهدات «ادوین هابل» (1919 م) تأیید شد.
    «استفن ویلیام هاولینگ» كیهان شناس معروف معاصر پس از تشریح انفجار اولیه و مراحل اولیه آن تا تشكیل گازهای داغ و سوزان، این نظریه را به دانشمند روسی «ژرژگاموف» نسبت می‏دهد.

    «با گذشت زمان، گازهای ئیدروژن و هلیوم موجود در كهكشان به پاره‏های ابر مانند تقسیم می‏شدند كه تحت أثر گرانش خود در هم فرو می‏نشستند... سپس در اثر درجه حرارت بالا واكنش‏های هسته‏ای شروع شد. و ستارگانی مانند خورشید ما تشكیل شد.
    خورشید ستاره نسل دوم یا سومی است كه حدود پنج هزار میلیون سال قبل از ابر متشكله از گاز چرخانی كه محتوی سوپر نوواهای پیشین بوده است بوجود آمده است ...»6

    دكتر «اریك اوبلا» مراحل پیدایش جهان را به هشت مرحله تقسیم می‏كند و می‏نویسد:

    در مرحله اول (صفر تا 43 - 10 ثانیه) چیزی منفجر شد و تبدیل به گلوله آتشین شد.

    در مرحله دوم (43 - 10 ثانیه تا 32 - 10 ثانیه) اولین سنگ بناهای ماده مثلا كوارك‏ها و الكترون‏ها از برخورد پرتوها با یكدیگر به وجود آمد.
    در مرحله سوم (از 32 - 10 ثانیه تا 6 - 10 ثانیه) كیهان از مخلوطی از كوارك‏ها، لپتونها فوتونها و سایر ذرات دیگر تشكیل شده و خیلی سریع در حال از دست دادن حرارت بودند.

    در مرحله چهارم (از 10 - 6 ثانیه تا 10 - 3 ثانیه) تقریباً تمام كوارك‏ها و ضد كواركها به صورت پرتو ذرّها به انرژی تبدیل می‏شوند.

    در مرحله پنجم (از 10 - 3 ثانیه تا100 ثانیه) الكترونها و ضد الكترونها (پوزیترونها) در برخورد با یكدیگر به أشعه تبدیل می‏شوند.

    در مرحله ششم (از 100 ثانیه تا 30 دقیقه) در درجه حرارت بسیار بالا اولین هسته‏های اتمهای سبك و پایدار مثل، هیدروژن و هلیوم ساخته می‏شوند.

    در مرحله هفتم (از 30 دقیقه تا یك میلیون سال) گوی آتشین حرارت خود را از دست می‏دهد (به حدود 3000 درجه می‏رسد) و هسته اتم‏ها و الكترونها پیوند می‏خورد و آن مخلوط ذره‏ای قابل دیدن می‏شود.

    در مرحله هشتم (از یك میلیون سال پس از خلقت تا امروز) از ابرهای هیدروژنی دستگاه‏های راه شیری، ستارگان و سیارات به وجود می‏آیند این سیر تحّول را در ایجاد ستارگان امروزه هم می‏توان هنوز مشاهده كرد.

    ابرهای گازی كه قرار است از آنها ستاره بوجود آید به سوی همدیگر كشیده شده متراكم می‏شوند سپس به شكل گلوله در می‏آیند و اگر واكنشهای هسته‏ای پدید آید یك خورشید جدید متولد می‏شود.7

    ب: نظریه حالت پایدار:

    در سال 1940 این نظریه توسط (فردهویل)، اخترفیزیك‏دان انگلیسی پیشنهاد شد.

    خلاصه این نظریه این است كه جهان نه تنها از نظر فضایی یكنواخت است (اصل كیهان شناختی) بلكه در طول زمان تغییر ناپذیر نیز هست.
    این نظریه به حادثه خاصی نظیر انفجار بزرگ وابسته نیست. در نظریه حالت پایدار ستارگان و كهكشانها ممكن است تغییر كنند اما در هر زمان تصویر كلی جهان با تصویر امروزین آن، تفاوتی ندارد.

    بر طبق این نظریه حالت انبساط جهان پذیرفته می‏شود امّا معتقدند كه به تدریج ماده جدیدی در بین كهكشان‏های دور شونده، ظاهر می‏شود این ماده جدید به تدریج اتم‏های هیدروژن را می‏سازد و آنها به نوبه خود ستارگان جدیدی را شكل می‏دهد.
    تذكر: خلق پیوسته ماده از فضای خالی اشكالاتی را برای این نظریه پدید آورده است. و این نظریه بعد از كشف تفاوت سن ستارگان رد شد.

    ج. جهان پلاسما:

    تعداد كمی از اخترشناسان خلقت جهان را با مدل «هانس آلفون» دانشمند سوئدی می‏بینند.

    خلاصه این نظریه آنست كه 99% جهان قابل مشاهده (عمدتاً ستارگان) از پلاسما ساخته شده است.

    پلاسما گاز یونیده‏ای است كه بارهای الكتریكی آن از هم جدا شده‏اند. پلاسما، گاهی حالت چهارم ماده خوانده می‏شود. صاحبان این نظریه معتقد هستند كه انفجار بزرگ هیچگاه رخ نداده و جهان آكنده است از جریانهای الكتریكی غول آسا و میدانهای عظیم مغناطیسی. از این دیدگاه جهان ازلی است و به وسیله نیروی برقاطیس اداره می‏شود. بنابر این جهان آغازی معین و انجامی قابل پیش‏بینی ندارد. و كهكشانها حدود 100 بیلیون سال پیش شكل گرفته‏اند.

    د: جهان انفجارهای كوچك (كهبانگ):

    گروهی دیگر از اخترشناسان نظریه حالت پایدار دیگری را كه با رصدهای اخترشناسی انطباق خوبی دارد پیشنهاد می‏كنند. بر طبق این نظریه جهان بدون آغاز و انجام است. ماده بطور پیوسته در خلال انفجارهای كوچك (كهبانگ‏ها) و احتمالاً با همكاری اختروشهای اسرار آمیز خلق می‏شود در این نظریه جدید جهان بتدریج انبساط می‏یابد و كهكشانها شكل می‏گیرند.8

    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۰/۱۱/۱۷ در ساعت 22:46
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  10. #18
    کارشناس پاسخگوی اعتقادی
    تاریخ عضویت : جنسیت بهمن/۱۳۸۸
    نوشته : 2,045 تشکر : 856
    مورد تشکر: 4,104 در 1,599 پست
    حضور : 2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت : 4 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ : 0
    پاسخگوی اعتقادی 3 آنلاین نیست.



    نكات تفسیری و اسرار علمی آیات:
    1. در مورد آیه اول (فصلت/ 11) برخی از مفسران می‏نویسند:
    «جمله (هی دخان - آسمانها در آغاز به صورت دود بود.) نشان می‏دهد كه آغاز آفرینش آسمانها از توده گازهای گسترده و عظیمی بوده است و این با آخرین تحقیقات علمی در مورد آغاز آفرینش كاملاً هماهنگ است. هم اكنون نیز بسیاری از ستارگان آسمان به صورت توده فشرده‏ای از گازها و دخان هستند.»9
    2. در مورد معنای «رتق» و «فتق» (پیوستگی و جدائی) آسمانها و زمین كه در آیه دوم (انبیاء /30) آمده مفسران سه احتمال را مطرح كرده‏اند:
    الف: به هم پیوستگی آسمان و زمین اشاره به آغاز خلقت است كه طبق نظرات دانشمندان، مجموعه این جهان به صورت توده واحد عظیمی از بخار سوزان بود كه بر اثر انفجارات درونی و حركت، تدریجاً تجزیه شد و كواكب و ستاره‏ها از جمله منظومه شمسی و كره زمین بوجود آمد و باز هم جهان در حال گسترش است.
    برخی از روایات اهل بیت(ع) اشاره به این تفسیر دارد.10
    ب: منظور از پیوستگی، یكنواخت بودن مواد جهان است به طوری كه همه در هم فرو رفته بود و به صورت ماده واحدی خودنمایی می‏كرد امّا با گذشت زمان، مواد از هم جدا شدند و تركیبات جدید پیدا كردند و انواع مختلف گیاهان و حیوانات و موجودات دیگر در آسمان و زمین ظاهر شدند.11
    ج: منظور از به هم پیوستگی آسمان این است كه در آغاز بارانی نمی‏بارید و مقصود از به هم پیوستگی زمین آن است كه در آن زمان گیاهی نمی‏روئید امّا خدا این هر دو را گشود از آسمان باران نازل كرد و از زمین انواع گیاهان را رویاند.
    روایات متعددی از اهل بیت(ع) اشاره به معنای اخیر دارد.12
    تفسیر سوم (ج) با چشم قابل رؤیت است و با جمله «او لم یرَ الذین كفروا...» «آیا كسانی كه كافر شدند ندیدند...» سازگار است و با جمله ذیل آیه « و جعلنا من الماء كل شی‏ء حی » نیز هماهنگی دارد.
    ولی تفسیراول و دوم (الف، ب) نیز با معنای وسیع این جمله‏ها مخالف نیست چرا كه گاهی رؤیت به معنی «علم» می‏آید. و از اینجاست كه برخی مفسران معتقدند كه مانعی ندارد آیه فوق دارای هر سه تفسیر باشد.13
    3. استاد آیت اللّه معرفت بحث مفصلی در مورد آیه 30 سوره أنبیاء دارند. و معنای سوم (عدم بارش باران) را مخالف تعبیر آیه و تحقیق می‏دانند و روایاتی14 را كه در این زمینه حكایت شده ضعیف دانسته‏اند.
    و امّا معنای دوم (پیدایش انواع و اقسام موجودات از یك چیز بهم چسبیده) را از قتاده، سعید بن جبیر، عكرمه از ابن عباس، فخر رازی15 نقل می‏كند و آن را نظری معروف در عصر قدیم و جدید می‏داند.
    آنگاه معنای دیگری را از ابو مسلم اصفهانی نقل می‏كند كه «فتق» به معنای ایجاد و اظهار باشد. و این معنا را موافق كلام علی(ع) در نهج البلاغه (فتق الاجواء... ثم فتق بین السموات العُلی‏)16 می‏دانند.
    و این معنا را موافق آیات 11 - 12 سوره فصلت « ثم استوی‏ الی السماء و هی دخان » معرفی می‏كنند. كه دخان همان ماده اولیه خلقت آسمانها و زمین است و از آن آسمان بوجود آمد. و واژه «ائتیا» در آیات سوره فصلت را به معنای امر تكوینی و ایجادی می‏دانند و از آیه استفاده می‏كنند كه ماده آسمانها قبل از وجودشان موجود بوده است و خدا صورت‏های آنها را ایجاد كرد.
    آنگاه متذكر می‏شود كه پیدایش موجودات از یك اصل واحد در تورات به آن اشاره شده است. كه خدا جوهری را خلق كرد سپس با نظر هیبت به آن نگاه كرد به صورت آب در آمد و سپس آسمانها و زمین را از آنها خلق كرد و آنها را از همدیگر جدا ساخت.17 و آنگاه از طنطاوی نقل می‏كند كه مضمون این آیات معجزه علمی است.18
    سپس ایشان مطالبی علمی در مورد پیدایش جهان از لاپلاس و دیگران نقل می‏كند و نتیجه می‏گیرد كه هدف قرآن بیان مطالب علمی نبوده است امّا اشاراتی به فتق آسمانها داشته است ولی حقیقت آن برای ما روشن نیست هر چند كه نظریه‏های علمی هم با آن موافق است. امّا ما به تطبیق این نظریات با قرآن نمی‏پردازیم.19
    4. برخی صاحبنظران تحت عنوان پیدایش نخستین جهان با مطرح كردن آیه 11 سوره فصلت مطالبی را از دانشمندان مختلف در مورد انفجار اولیه نقل می‏كند و سپس از قول «ادوارد لوتركپل» می‏نویسد:
    «علم نه تنها حدوث عالم را ثابت می‏كند بلكه روشن می‏سازد كه دنیا از حالت گازی در یك (لحظه معینی) در نتیجه یك انفجار بزرگ بوجود آمده است و این لحظه تقریباً پنج بیلیون سال پیش بوده و هنوز هم در حال توسعه است.»20
    5. برخی از نویسندگان معاصر نیز آیات (سوره فصلت/ 11 و انبیاء/ 30) را مطرح می‏كند و با توجه به هماهنگی این آیات با اكتشافات دانشمندان آنرا دلیل معجزه بودن قرآن می‏داند.
    ایشان می‏نویسد: «علم هیئت ثابت كرده است كه در ابتدای خلقت، كرات آسمانی به صورت گاز به هم چسبیده و متصل بودند و بعدها به مرور زمان بر اثر فشردگی و تراكم شدید گازها تبدیل به جسم شدند. این واقعیت علمی اولین بار توسط «لاپلاس» ریاضی‏دان و منجم مشهور فرانسوی، در حدود دو قرن پیش اظهار گردید و امروز نجوم جدید با دستاوردهای جدید خود صحت فرضیه علمی لاپلاس را ثابت كرده است.»21
    سپس از ژرژگاموف نقل می‏كند كه: «زمین و خورشید از گازهای بسیار سوزانی كه در چندین میلیارد سال پیش بوده‏اند به وجود آمده‏اند.»22
    6. دكتر «موریس بوكای» با طرح آیات (سوره فصلت/ 11 و انبیاء/ 30) بحث «روش اساسی ایجاد جهان در نظر قرآن» را مطرح می‏كند و می‏گوید قرآن وجود توده‏ای گازی با بخشچه‏های ریز را تأیید می‏كند و یك روند جدائی (فتق) ماده‏ای ابتدائی یگانه‏ای كه عناصر آن نخست به هم ملصق (رتق) بودند را تذكر می‏دهد.
    سپس به نظریه تكوین عالم در دانش نو می‏پردازد كه: «جهان از جرم گازی با دوران كند تشكیل شد» و سپس چگونگی تشكیل ستارگان و زمین را توضیح می‏دهد. و قدمت كهكشانها را ده میلیارد سال و قدمت زمین و خورشید را 5/4 میلیارد سال تخمین می‏زند. سپس می‏نویسد:
    «دانش به ما می‏آموزد چنانچه به عنوان مثال (و تنها مثال) تكوین خورشید و محصول فرعی آن یعنی زمین را در نظر گیریم، جریان امر توسط تراكم سحابی نخستین و تفكیك آن رخ داده است. این دقیقاً همان است كه قرآن به طریق كاملاً صریح با ذكر ماجراهائی كه «دود» آسمانی ابتدا یك نوع الصاق سپس یك نوع انفكاك را بوجود آورده بیان نموده است.»23



    1 . فصلت/ 11.
    2 . انبیاء/ 30.
    3 . راغب اصفهانى، مفردات، ماده دخن.
    4 . ر.ك: حسن مصطفوى، التحقیق فى كلمات القرآن الكریم، ماده سمو، و نیز تفسیر نمونه، ج 1، ص 165 به بعد و نیز بحث «هفت آسمان» كه بدنبال مى‏آید.
    5 . راغب اصفهانى، مفردات، ماده رتق، فتق.
    6 . استفن ویلیام هاوكینگ، تاریخچه زمان، ترجمه دادفرما، ص 145 - 149، سازمان انتشارات كیهان، 1372 ش.
    7 . اریك اوبلاتر، فیزیك نوین، ترجمه بهروز بیضاوى، ص 51 - 52.
    8 . ر.ك: رى ویلار و دیگران، كیهان و راه كهكشان، ترجمه سید محمد امین محمدى، ص 34 - 50.
    9 . تفسیر نمونه، ج 20، ص 228.
    10 . همان، ج 13، ص 394 و ص 395 و تفسیر نور الثقلین ذیل آیه سى‏ام انبیاء.
    11 . المیزان، ج 14، ص 278 - 279.
    12 . تفسیر صافى، ج 3، ص 347.
    13 . ر.ك: نمونه، ج 13، ص 396.
    14 . الكافى، ج 8، ص 95 و ص 120 و تفسیر قمى، ج 2، ص 70.
    15 . تفسیر كبیر، ج 22، ص 163.
    16 . نهج البلاغه، خطبه/ 1.
    17 . ایشان آن عبارت را از تفسیر كبیر فخر رازى، ج 22، ص 162 نقل مى‏كند و مى‏گوید: از اول تورات فعلى حذف كرده‏اند.
    18 . الجواهر، ج 10، ص 199.
    19 . ر.ك: التمهید فى علوم القرآن، ج 6، ص 129 - 139.
    20 . مهندس جعفر رضائى‏فر، قرآن و آخرین پدیده‏هاى علمى (اعجازهاى علمى قرآن)، انتشارات فوژان، 1375 ش.
    21 . گودرز، نجفى، مطالب شگفت‏انگیز قرآن، ص 17 - 19، از جواد افتخاریان، قرآن و علوم روز، ص 235، نقل مى‏كند.
    22 . مطالب شگفت‏انگیز، ص 18، از سر گذشت زمین، ژرژگاموف، ترجمه دكتر محمود بهزاد، ص 43، نقل مى‏كند.
    23 . دكتر بوكاى، مقایسه‏اى میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ترجمه مهندس ذبیح الله دبیر، ص 189 - 201.


    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  11. #19
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت : جنسیت خرداد/۱۳۸۹
    نوشته : 896 تشکر : 803
    مورد تشکر: 1,370 در 722 پست
    حضور : 17 دقیقه
    دریافت : 15 آپلود : 0
    گالری : 1 وبلاگ :
    غلامعلی نوری آنلاین نیست.



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 3 نمایش پست
    دكتر «موریس بوكای» با طرح آیات (سوره فصلت/ 11 و انبیاء/ 30) بحث «روش اساسی ایجاد جهان در نظر قرآن» را مطرح می‏كند و می‏گوید قرآن وجود توده‏ای گازی با بخشچه‏های ریز را تأیید می‏كند

    با درود

    از کپی پست شما که دانش ما را زیاد کرد سپاسگزارم
    نخست

    قرآن دخان به معنای دود گفته است نه گاز

    تعریف دود از نظر علمی چیست ؟

    بخاری یا ماده ای که از سوختن مواد آلی به آسمان می رود


    آورنده ی قرآن می گوید آسمان دود بود ولی زمین در عین حال وجود داشته است

    حالا فرض بگیریم معنای دخان، بخار باشد

    از کجا معلوم منظورش از آسمان ابر نبوده باشد که ابر ابتدا بخار آب بوده که بالا رفته و ابر آفریده شده است ؟

    دوم

    دقیقا به آیه نگاه کنید



    ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِي دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَينَا طَائِعِينَ(فصلت/11)

    سپس آهنگ [آفرينش] آسمان کرد و آن بخاري بود پس به آن و به زمين فرمود خواه يا ناخواه بياييد آن دو گفتند فرمان‏پذير آمديم


    از آیه بر می آید که در هنگام آفرینش آسمان زمین پیشتر وجود داشته است !!

    خوب این گفته را چگونه جهت می دهید ؟

    هنگام آفرینش آسمان زمین چگونه از پیش آفریده شده بود


    آیا غیر از این می توان گفت که منظور از آسمان همان ابر یا باران است نه آن چیزی که جهت دهان آیات ادعا می کنند ؟

    سوم

    آیه گفته است بیایید

    خوب !! بکجا ؟؟

    براستی چند جور از این سخن روشن می توان برداشت کرد ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 3 نمایش پست
    بنابر این جهان آغازی معین و انجامی قابل پیش‏بینی ندارد.
    خوب اگر آغازی معین ندارد  پیش از مهبانگ چی بوده است ؟
    یا اینکه باید بپذیرید که مهبانگ آغاز هستی بوده است
    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 3 نمایش پست
    ما معتقديم تمامي علوم از ابتدا تا انتهاي عالم در قرآن نهفته است اما لزومي ندارد هر چيزي كه دانشمندان غربي كشف مي كنند بگوييم در قرآن ما وجود دارد!
    خوب مای نادان از کجا بدانیم که نهفته است ؟

    شما لطف کرده برای ما پرده ی اسرار بنهفته کنار بزنید تا ایمان مان افزون گردد

    با حلوا حلوا دهن که شیرین نمی شه بلکه قند خون بیشتر می افته

    خوب این گوی و این میدان ثابت بفرمایید که وجود دارد

    اعتقاد بی پشتوانه و اثبات ناپذیر آیا ذره ای ارزش دارد ؟
    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۹۰/۱۱/۱۸ در ساعت 23:46

  12. #20
    کارشناس پاسخگوی اعتقادی
    تاریخ عضویت : جنسیت بهمن/۱۳۸۸
    نوشته : 2,045 تشکر : 856
    مورد تشکر: 4,104 در 1,599 پست
    حضور : 2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت : 4 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ : 0
    پاسخگوی اعتقادی 3 آنلاین نیست.



    نقل قول:


    خوب اگر آغازی معین ندارد پیش از مهبانگ چی بوده است ؟
    یا اینکه باید بپذیرید که مهبانگ آغاز هستی بوده است


    پاسخ:

    دوست عزيز بنده از اول هم خدمت شما عرض كردم ، قرآن كريم جهت هدايت انسان ها و نماياندن برخي حقايق عالم هستي براي بشريت نازل شده است و قرار بر اين نبود كه علم كيهان شناسي و يا ساير علوم را به قرآن نسبت بدهيم و هر آنچه دانشمندان امروزي كشف كردند بگوييم قبلا در قرآن ما وجود داشته است در واقع اين كار پايين آوردن شأن قرآن كريم است .

    اما نقل قول هايي كه بنده در پست پيشين عرض كردم صرفا جهت اطلاع بود كه چنين مطالبي از جانب برخي گفته شده است و ذكر آن ها دليل بر تأييد نيست .
    ما بر اساس دلايل عقلي و نقلي معتقديم چون خداوند سبحان داراي جميع كمالات است صفت خالقيت از ازل با خداوند سبحان همراه بوده است ، با توجه به اينكه خداوند از ازل بوده است لذا از ازل خالق بوده ، خداوند بدون مخلوق متصور نمي شود و فرض خداي بدون مخلوق فرضي است محال .

    به همين جهت جهان آغاز معيني ندارد نظريه مهبانگ مربوط به جهان حاضر است نه جهان ها پيشين ! تعجب نكنيد طبق رواياتي كه از ائمه اطهار عليهم السلام نقل شده است خداوند قبل از اين عالم هزاران هزار عالم آفريده و برچيده شده و دوباره عالمي نو بر پا شده است . (بحار الانوار ، ج8 ، ص 375 و بحار الانوار، ج 54، ص 319 و 320)
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

صفحه 2 از 5 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •