صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کرامات امام رضا(ع)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر 1388
    نوشته
    101
    مورد تشکر
    175 در 74 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    کرامات امام رضا(ع)




    یا لطیف
    مرحوم ميرزا علي نقي قزويني فرمود:
    روز عيد نوروزي هنگام تحويل سال من در حرم مطهر حضرت رضا (عليه السلام) مشرف بودم و معلوم است كه هر سال براي وقت تحويل سال بنحوي در حرم مطهر از كثرت جمعيت جاي بر مردم تنگ مي شود كه خوف تلف شدن است.
    با جمله من در آنروز در حال سختي و تنگي مكان در پهلوي خود جواني را ديدم كه بزحمت نشسته و به من گفت هر چه مي خواهي از اين بزرگوار بخواه.
    من چون او را جوان متجددي ديدم خيال كردم از روي استهزاء اين سخن را مي گويد. گويا خيال مرا فهميد، و گفت خيال نكني كه من از روي بي اعتقادي گفتم بلكه حقيقت امر چنين است زيرا كه من از اين بزرگوار معجزه بزرگي ديده ام.
    من اصلاً اهل كاشمرم و در آنجا كه بودم پدرم به من كم مرحمتي مي نمود لذا من بي اجازه او پاي پياده بقصد زيارت اين بزرگوار به مشهد مقدس آمدم.
    جائي را نمي دانستم و كسي را نمي شناختم يكسره مشرف بحرم مطهر شدم و زيارت نمودم. ناگاه در بين زيارت چشمم بدختري افتاد كه با مادر خود بزيارت آمده بود.
    چون چشمم بآن دختر افتاد منقلب و فريفته او شدم و عشق او در دلم جاگير شد بقسمي كه پريشان حال شدم سپس نزد ضريح آمدم و شروع بگريه كردم و عرض كردم اي آقا حال كه من گرفتار اين دختر شده ام همين دختر را از شما مي خواهم.
    گريه و تضرع زيادي نمودم بقسمي كه بيحال شدم و چون بخود آمدم ديدم چراغهاي حرم روشن شده و وقت نماز مغرب است لذا نماز خواندم و با همان پريشاني حال باز نزد ضريح مطهر آمدم وشروع بگريه و زاري كردم. و عرض كردم:
    اي آقاي من دست از شما بر نمي دارم تا به مطلب برسم و به همين حال گريه و زاري بودم تا وقت خلوت كردن حرم رسيد وصداي جار بلند شد كه ايّهاالمؤمنون (في امان اللّه)
    منهم چون ديدم حرم شريف خلوت شده و مردم رفته اند ناچار بيرون آمدم. چون به كفشداري رسيدم كه كفش خود را بگيرم ديدم يك نفر در آنجا نشسته است و به غير از كفش من كفش ديگري هم نيست.
    آن نفر مرا كه ديد گفت نصرالله كاشمري توئي؟
    گفتم بلي!!
    گفت بيا برويم كه ترا خواسته اند. من با او روانه شدم ولي خيال كردم كه چون من از كاشمر بدون اذن پدر خود آمده ام شايد پدرم به يك نفر از دوستان خود نوشته است كه مرا پيدا كند و به كاشمر برگرداند.
    بالجمله مرا بيك خانه بسيار خوبي برد. پس از ورود مرا دلالت بحجره اي كرد. وقتي كه وارد حجره شدم. شخص محترمي را در آنجا ديدم نشسته است.
    مرا كه ديد احترام كرد و من نشستم آنگاه به من گفت ميرزا نصرالله كاشمري توئي؟ گفتم بلي.
    گفت: بسيار خوب، آنگاه به نوكر گفت: برو برادر زن مرا بگو بيايد كه بااو كاري دارم چون او رفت و قدري گذشت برادرزنش آمد و نشست.
    سپس آن مرد به برادرزن خود گفت حقيقت مطلب اين است كه من امروز بعدازظهر خوابيده بودم و همشيره تو با دخترش بحرم براي زيارت رفته بودند، ناگاه در عالم خواب ديدم يك نفري درب منزل آمد و فرمود حضرت رضا (عليه السلام) تو را مي خواهد.
    من فوراً برخواسته و رفتم و تا ميان ايوان طلا رسيدم، ديدم آن بزرگوار در ايوان روي يك قاليچه اي نشسته چون مرا ديد صورت مبارك خود را بطرف من نمود و فرمود اين ميرزا نصرالله دختر تو را ديده و او را از من مي خواهد.
    حال تو دخترت را باو ترويج كن (و كسي را روانه كن كه در فلان وقت شب در فلان كفشداري او بياورد) از خواب بيدار شدم و آدم خود را فرستادم درب كفشداري تا او را پيدا كند و بياورد وحال او را پيدا كرده و آورده اينك اينجا نشسته و اكنون تو را طلبيدم كه در اين باب چه رأي داري؟
    گفت جائي كه امام فرموده است من چه بگويم.
    آن جوان گفت من چون اين سخنان را شنيدم شروع به گريه كردم الحاصل دختر را به من تزويج كردند و من به مرحمت حضرت رضا (عليه السلام) بحاجب خود كه وصل آن دختر بود رسيدم وخيالم راحت شد اين است كه مي گويم هرچه مي خواهي از اين بزرگوار بخواه كه حاجات از در خانه او برآورده مي شود.
    ( -
    كرامات رضويه . )


    الهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
    یاحق


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر 1388
    نوشته
    79
    مورد تشکر
    177 در 64 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    277
    آپلود
    0
    گالری
    0



    این که چیزی نیست!واسه امام رضا این چیزا دست گرمیه!اونقدر هست....!
    (محمدطه)

    دلداری خدا رو ببین:
    "فلا یحزنک قولهم انانعلم ما یسرون و ما یعلنون"
    (یس)
    آیا باز هم غمگینی!؟


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر 1388
    نوشته
    101
    مورد تشکر
    175 در 74 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام بله خب مشکل از ماست
    الهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
    یاحق


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد 1388
    نوشته
    136
    مورد تشکر
    440 در 118 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یا امام رضا بقربان صفای تو دل رئوفت یا امام رئوف
    حاجت جوانان را بر آورده می کنی و هیچ کسی را دست خالی بر نمی گردانی شاید بخاطر این است که فرزند گرامیت جواد الائمه (ع) در جوانی شهید شد
    یا امام غریب دلم هوای زیارتتو کرده ما رو هم بطلب
    و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون

    شهید
    تو بالا رفته ایی من در زمینم
    برادر روسیاهم شرمگینم



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهریور 1388
    نوشته
    40
    مورد تشکر
    102 در 35 پست
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسيار زيبا بود
    ما هم ميتونيم قصه هاي اينچنيني اينجا بنويسيم ؟
    اللهم صل علي محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1389
    نوشته
    3,139
    صلوات
    10
    دلنوشته
    3
    دلنوشته
    5 تا
    مورد تشکر
    10,098 در 2,728 پست
    حضور
    91 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0
    وبلاگ
    2



    بسم الله الرحمن الرحیم

    بله همینطور هست...
    توسل به حضرت امام رضا (ع) مخصوصا در مورد ازدواج بسیار بسیار مجرب هست...

    بنده از فامیل های بسیار نزدیک مرد سراغ دارم که میگفت: در حرم حضرت خوابم برد و در خواب دیدم که حاج عبدالحسین آقا (پدر همسر آینده) آمدند و دست مرا در دست تو (خانم) گذاشتند...

    و الان صاحب دو فرزند پسر هستند و زندگی بسیار خوبی دارند

    از معجزاتی در زمینه ی ازدواج که از امام رضا (ع) شخصا دیده ام همین یک دانه صلاح بود که بگم بقیه رو نمیشه گفت ولی این نکته رو باید دونست که کسی به امام رضا (ع) متوسل نشد مگر اینکه حضرت چیز درخوری بهش داد

    السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)

    ...


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد 1387
    نوشته
    28
    مورد تشکر
    49 در 22 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    واقعا شما اين داستان رو باور مي كنيد ؟


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    7,381
    صلوات
    500
    دلنوشته
    8
    دلنوشته
    مورد تشکر
    27,057 در 6,017 پست
    حضور
    60 روز 9 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    سلام علیکم

    ببخشید. من متاهلم. ولی خب. حس کنجکاوی و ارادتم به آقا امام رضا نذاشت که نیام و سری به این تاپیک نزنم.

    و.............

    یه سوال برام پیش اومده.

    در مورد کرامات آقا شکی ندارم. ولی یک جای داستان برایم عجیب است:

    تا وقت خلوت كردن حرم رسيد وصداي جار بلند شد كه ايّهاالمؤمنون (في امان اللّه)
    منهم چون ديدم حرم شريف خلوت شده و مردم رفته اند ناچار بيرون آمدم. چون به كفشداري رسيدم كه كفش خود را بگيرم ديدم يك نفر در آنجا نشسته است و به غير از كفش من كفش ديگري هم نيست.



    آقا مو بِچّه مِشِدُم.

    تمام حالات و اوقات رفتیم حرم رو دیدیم

    تا به حال هیچوقت نشده که خادمین مارو بیرون کنن و بگن فی امان الله
    و هیچوقت نشده که کفشداری خالی از کفش باشه

    ویرایش توسط *عرفانی* : 1390/01/26 در ساعت 01:10


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1389
    نوشته
    2,328
    صلوات
    10
    دلنوشته
    1
    دلنوشته
    یا خدا
    مورد تشکر
    11,993 در 3,371 پست
    حضور
    45 روز 12 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    30
    آپلود
    0
    گالری
    2
    وبلاگ
    5



    همین که یکی به حرم امام رضا مشرف می شود نوعی کرامت است
    یک سوال دارم؟


    چرا امام رضا اجازه نمیده حرمش برم و زیارتش کنم؟ درسته که گناهکارم ولی
    مگه همه اونایی که به زیارت این امام معصوم میرن پاک بودن؟
    مگه حق ندارم برم در خونه امامم؟؟؟
    مگه منم حق ندارم برم از نزدیک حرفهامو بهش بگم؟؟؟
    آقا جان به خدا منم دوستدارت هستم میخام بیام لطفی به این بنده حقیرت کن
    و دعوت نامه ات رو برام بفرست
    یا ضامن آهو اگه به زودی به محضرت نیام می برم. تحملم کم شده

    بزار بیام و کراماتت رو از نزدیک ببینم
    ویرایش توسط ابدیت : 1390/01/26 در ساعت 09:43
    روزی به طبیب عشق با صدق و صفا
    گفتم که کجا روم، چیست دوا؟!

    گفتا که اگر علاج دردت خواهی
    بشتاب به دربار شه طوس رضا


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1389
    نوشته
    3,139
    صلوات
    10
    دلنوشته
    3
    دلنوشته
    5 تا
    مورد تشکر
    10,098 در 2,728 پست
    حضور
    91 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0
    وبلاگ
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدفی نمایش پست
    سلام علیکم



    ببخشید. من متاهلم. ولی خب. حس کنجکاوی و ارادتم به آقا امام رضا نذاشت که نیام و سری به این تاپیک نزنم.

    و.............

    یه سوال برام پیش اومده.

    در مورد کرامات آقا شکی ندارم. ولی یک جای داستان برایم عجیب است:

    [/center]



    آقا مو بِچّه مِشِدُم.

    تمام حالات و اوقات رفتیم حرم رو دیدیم

    تا به حال هیچوقت نشده که خادمین مارو بیرون کنن و بگن فی امان الله

    و هیچوقت نشده که کفشداری خالی از کفش باشه:gig:
    بسم الله

    سلام

    احتمالا یه حالت کشفی برای اون فرد اتفاق افتاده که خودش متوجه نشده

    مثل اون عارف بزرگوار که رفت تو حرم و برگشت و دوباره رفت داخل بار دوم که داخل شد حرم رو کلا در یک اوضاع و احوال دیگه دید

    یا علی(ع)
    ویرایش توسط مجنون : 1390/01/26 در ساعت 13:27
    ...


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود