• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • + ارسال موضوع جدید
    صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 31
    1. #1
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : جنسیت دی/۱۳۴۸
      نوشته : 768 تشکر : 606
      مورد تشکر: 1,485 در 658 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 20 آپلود : 0
      گالری : 47 وبلاگ :
      خردبین آنلاین نیست.

      پرسش چرا امام حسن با معاویه صلح نمود اما امام حسین با یزید پیکار کرد؟




      چرا امام حسن با داشتن یاران فراوان، از نبرد سر باز زده و با معاویه بیعت نمود،
      اما امام حسین بدون لشکر و مرد جنگی با ابن زیاد پیکار کرد؟




      در صفحه ی 28 کتاب «فرق الشیعه» نوشته حسن بن موسی نوبختی چنین میخوانیم:


      «چون حسین کشته شد، گروهی که از یاران او بودند سرگردان شده گفتند: روش حسن با حسین نسازد و کار این با آن موافق نباشد. زیرا حسن با یاران بسیار و نیرویی که داشت، اگر روشی را که در آشتی با معاویه و واگذاشتن بهره ی خود به وی و نستیزیدن با او از روی ناتوانی اختیار کرد درست بود، پس نبرد حسین با یزید از چه روی بود، و چرا با یاران اندک و مردمی ناتوان با او که هواخواهانی بسیار و نیرومند داشت به جنگ برخاست، و سرانجام خود را با همراهان خویش به کشتن داد. چه وی در بازنشستن و کناره گیری از نبرد و آشتی کردن و از در دوستی در آمدن با یزید، از حسن با معاویه معذورتر بود. اگر کاری را که حسین در کوشش و کارزار با یزید کرد تا بدانجا که خود و یاران و فرزندانش را به کشتن داد درست و واجب بود، پس کناره جویی حسن و دست کشیدن از ستیز و نبرد با معاویه با داشتن یاران بسیار کاری نادرست بوده است. پس در کار آندو در گمان شدند و از امامت آنان بازگشتند و در گفتار با توده ی مردم همداستان گردیدند.»

      سوال: براستی چرا امام حسن با وجود داشتن قریب چهل هزار لشکر و مرد جنگی ِ آماده ی جنگ که برای نبرد صف آرایی کرده و تیغ از نیام به در کرده بودند، از جنگ با معاویه خودداری کرده و پیشنهاد صلح را قبول نموده و در مقابل شروطی بسیار نازل و کم ارزش (از قبیل دریافت پنجاه هزار درهم پول و خراج «دارابگرد» و عدم ناسزاگویی به امام علی و عدم تعیین جانشین از طریف معاویه و در امان ماندن جان خود و خاندانش) حاضر شد با کسی صلح و بیعت کند که با پدرش (امام علی) پیکار نموده بود؟ اما امام حسین بدون لشکر و مرد جنگی، و تنها به همراهی جمعی از خویشان و بستگانش و تنها به پشتوانه ی دعوتنامه های کوفیان، به سمت کوفه حرکت کرده و در برابر لشکر چند هزار نفری عبید الله بن زیاد ایستاد و خود و همراهانش را به کشتن داد؟

      خردبین سبز اندیش.

    2.  

    3. #2
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۸
      نوشته : 43 تشکر : 0
      مورد تشکر: 69 در 34 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 2 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      یوسف زهرا آنلاین نیست.



      امام حسین 72نفر یار مخلص داشتند ولی امام حسن مجتبیچه؟اگر 10 نفر هم از یاران امام حسین را داشتند هیچگاه بیعت نمی کردند.

    4. #3
      عضو ثابت
      تاریخ عضویت : جنسیت اسفند/۱۳۸۵
      نوشته : 924 تشکر : 992
      مورد تشکر: 2,241 در 773 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 3 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      khoshnazar آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
      چرا امام حسن با داشتن یاران فراوان، از نبرد سر باز زده و با معاویه بیعت نمود،
      اما امام حسین بدون لشکر و مرد جنگی با ابن زیاد پیکار کرد؟


      در صفحه ی 28 کتاب «فرق الشیعه» نوشته حسن بن موسی نوبختی چنین میخوانیم:

      «چون حسین کشته شد، گروهی که از یاران او بودند سرگردان شده گفتند: روش حسن با حسین نسازد و کار این با آن موافق نباشد. زیرا حسن با یاران بسیار و نیرویی که داشت، اگر روشی را که در آشتی با معاویه و واگذاشتن بهره ی خود به وی و نستیزیدن با او از روی ناتوانی اختیار کرد درست بود، پس نبرد حسین با یزید از چه روی بود، و چرا با یاران اندک و مردمی ناتوان با او که هواخواهانی بسیار و نیرومند داشت به جنگ برخاست، و سرانجام خود را با همراهان خویش به کشتن داد. چه وی در بازنشستن و کناره گیری از نبرد و آشتی کردن و از در دوستی در آمدن با یزید، از حسن با معاویه معذورتر بود. اگر کاری را که حسین در کوشش و کارزار با یزید کرد تا بدانجا که خود و یاران و فرزندانش را به کشتن داد درست و واجب بود، پس کناره جویی حسن و دست کشیدن از ستیز و نبرد با معاویه با داشتن یاران بسیار کاری نادرست بوده است. پس در کار آندو در گمان شدند و از امامت آنان بازگشتند و در گفتار با توده ی مردم همداستان گردیدند.»
      سوال: براستی چرا امام حسن با وجود داشتن قریب چهل هزار لشکر و مرد جنگی ِ آماده ی جنگ که برای نبرد صف آرایی کرده و تیغ از نیام به در کرده بودند، از جنگ با معاویه خودداری کرده و پیشنهاد صلح را قبول نموده و در مقابل شروطی بسیار نازل و کم ارزش (از قبیل دریافت پنجاه هزار درهم پول و خراج «دارابگرد» و عدم ناسزاگویی به امام علی و عدم تعیین جانشین از طریف معاویه و در امان ماندن جان خود و خاندانش) حاضر شد با کسی صلح و بیعت کند که با پدرش (امام علی) پیکار نموده بود؟ اما امام حسین بدون لشکر و مرد جنگی، و تنها به همراهی جمعی از خویشان و بستگانش و تنها به پشتوانه ی دعوتنامه های کوفیان، به سمت کوفه حرکت کرده و در برابر لشکر چند هزار نفری عبید الله بن زیاد ایستاد و خود و همراهانش را به کشتن داد؟

      خردبین سبز .
      بسم الله الرحمن الرحیم
      1- امام حسن با معاویه بیعت نکرد، فقط با شرایطی صلح کرد.
      در بیعت هیچگاه بیعت کننده شرط تعیین نمی کند. در حالیکه همه شرایط صلح را امام حسن تعیین کرد.

      2- امام حسن و تمام زحمات جد و پدرش از طرف خائنان و منافقان اسلام نما در معرض خطر بود. کسانی که حاضر بودند فرزند پیامبر را دست بسته تسلیم معاویه کنند. و اوضاع چنان پیچیده و فتنه آمیز بود که در صورت تسلیم امام به معاویه اسلام ناب پیامبر برای همیشه از بین می رفت و امام حسن برای حفظ ولایت و آشکار شدن حق چاره ای غیر از این نداشت.

      3- معاویه به عنوان یک مسلمان و سردار اسلام شناخته می شد و چهره ضد اسلامی او برای مردم پنهان بود. اما یزید علناً کارهای خلاف شرع انجام می داد و چهره ی غیر اسلامی او برای کسانی که او را می شناختند مشخص بود.

      4- امام حسین تا وقتی که معاویه زنده بود به همان عهدی که امام حسن با او امضا کرده بود پایدار بود گرچه معاویه زیر پا گذاشته بود. اما با یزید عهد و پیمانی نداشتند.

      5- در خواست مال و خراج در صلح نامه از جعلیات تاریخنویسان در باری بنی امیه است و صحت ندارد. اما شروطی از قبیل ناسزا نگفتن و عدم تعیین جانشین و امنیت شیعیان علی، که معاویه آن ها را زیر پا گداشت افشا کننده ماهیت معاویه بود.

      6- پیامبر فرمود حسن و حسین هردو امامند چه قیام کنند و چه صلح کنند. پس کسانی که در کار آنان تردید کردند در واقع در ایمان و وفاداری شان ضعف و سستی بود.

      نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
      (جلسات مناظره)

      موضوع مهم :
      کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

      چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

      کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
      الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر

    5. #4
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : جنسیت دی/۱۳۴۸
      نوشته : 768 تشکر : 606
      مورد تشکر: 1,485 در 658 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 20 آپلود : 0
      گالری : 47 وبلاگ :
      خردبین آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط یوسف زهرا نمایش پست
      امام حسین 72نفر یار مخلص داشتند ولی امام حسن مجتبیچه؟اگر 10 نفر هم از یاران امام حسین را داشتند هیچگاه بیعت نمی کردند.
      گمان میکنم که پاسخ شما در متن سوال بنده داده شده است. امام حسن بیش از چهل هزار مرد جنگی آماده ی رزم و صف کشیده داشته است که از اطراف و اکناف و قبایل مختلف گرد آمده بودند و منتظر فرمان امام حسن بودند تا نبرد را آغاز نمایند. اما امام در آخرین لحظات ناگهان از نبرد سر باز زده و صلح و بیعت بسیار مخربی را پذیرفت که آینده ی تاریکی را برای مسلمانان به ارمغان آورد.

      لطفا بفرمایید که بر اساس کدام تاریخ و سیره ای میگویید که امام حسن حتی 10 نفر یار هم نداشت؟ تاریخ خلاف نظر شما را فرا روی نهاده است.

      با تشکر.
      خردبین سبز اندیش.

    6. #5
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : جنسیت دی/۱۳۴۸
      نوشته : 768 تشکر : 606
      مورد تشکر: 1,485 در 658 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 20 آپلود : 0
      گالری : 47 وبلاگ :
      خردبین آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط khoshnazar نمایش پست
      1- امام حسن با معاویه بیعت نکرد، فقط با شرایطی صلح کرد. در بیعت هیچگاه بیعت کننده شرط تعیین نمی کند. در حالیکه همه شرایط صلح را امام حسن تعیین کرد.
      فکر نمیکنم بحث لغوی بر سر کلمه ی بیعت و صلح داشته باشیم. آنچه روشن و غیر قابل انکار است، این است که امام حسن به رغم داشتن سپاهیان فراوان، صحنه ی نبرد را خالی کرد و با پذیرفتن شروطی بسیار نازل و کم ارزش، گردن به بیعت معاویه نهاد. البته ابتدا صلح در صحنه ی نبرد رخ داد و بعد امام حسن در مسجد و رو در رو با معاویه در حضور امام حسین و جمع کثیری از یارانش دست بیعت داد. بگونه ای که حتی اینکار امام حسن بر برخی از سرداران امام حسن بسیار گران آمد و تنها با عتاب و فشار امام حسن حاضر شدند سلاحشان را کناری نهاده و با معاویه بیعت نمایند؛ چرا که آنان هنوز قصد داشتند که با معاویه نبرد کنند و تصمیم امام حسن را اشتباه می دانستند. و البته بسیاری از شیعیان هم با دیدن این رفتار امام، اساسا امامت وی را انکار کردند و گفتند که وی توانایی اداره و رهبری شیعیان را نداشته و فاقد صلاحیت لازمه است.

      نقل قول نوشته اصلی توسط khoshnazar نمایش پست
      2- امام حسن و تمام زحمات جد و پدرش از طرف خائنان و منافقان اسلام نما در معرض خطر بود. کسانی که حاضر بودند فرزند پیامبر را دست بسته تسلیم معاویه کنند. و اوضاع چنان پیچیده و فتنه آمیز بود که در صورت تسلیم امام به معاویه اسلام ناب پیامبر برای همیشه از بین می رفت و امام حسن برای حفظ ولایت و آشکار شدن حق چاره ای غیر از این نداشت.
      مسلما در هر زمانی منافقینی وجود دارند. البته در آستانه ی تدارک دیدن لوازم نبرد، برخی از منافقین و ترسویان، برای دوری جستن از عواقب جنگ، قصد خیانت به امام حسن را داشتند که توسط دیگر یاران امام سرکوب شده یا مورد شماتت سخت قرار گرفتند. وجود چند منافق و آدم ترسو در یک لشکر چند ده هزار نفری، اصلا چیز عجیبی نیست. بنابراین نمیتوان گفت که همین چند نفر محدود که هیچ قدرتی هم نداشتند، میتوانستند خطری برای امام باشند. مگر اینکه ادعا کنید تمام چهل هزار نفر لشکریان امام حسن منافق بودند (که البته ادعایی باطل است).
      از طرفی دیگر باید گفت که به فرض محال اگر امام حسن توسط منافقین درونی کشته میشد، یا به معاویه تحویل داده میشد و معاویه وی را میکشت، به هر حال او وظیفه ی خویش را در قیام انجام داده بود و با ضعف و خاری، صلح و بیعت را نمیپذیرفت.
      همچنین بدیهی است که در زمان امام حسین هم شاهدیم که بزرگترین خیانت از طرف کوفیان در حق امام حسین انجام شد و با اینکه تمام شواهد از خیانت آنان حکایت داشت، امام حسین از نیمه راه کوفه بازنگشت. اگر بخواهیم بیعت امام حسن را با تمسک جستن از وجود منافقین توجیه کنیم، آنگاه این توجیه در مورد امام حسین تعارض پیدا میکند. چرا که شاهدیم چندین هزار نفر در زمان امام حسین بدو خیانت نمودند. بنابراین اینگونه نمیتوان هم بیعت امام حسن و هم نبرد امام حسین را توجیه کرد و این تعارض حل نمیشود.

      نقل قول نوشته اصلی توسط khoshnazar نمایش پست
      3- معاویه به عنوان یک مسلمان و سردار اسلام شناخته می شد و چهره ضد اسلامی او برای مردم پنهان بود. اما یزید علناً کارهای خلاف شرع انجام می داد و چهره ی غیر اسلامی او برای کسانی که او را می شناختند مشخص بود.
      این سخن هم با کوچکترین توجهی به تاریخ باطل میشود. چرا که معاویه به اندازه کافی چهره ی واقعی خودش را در نبرد و معارضه با امام علی نشان داده بود. اتفاقا دقیقا به دلیل همینکه بسیاری از مردم چهره ی واقعی معاویه را در زمان رویارویی با امام علی دیده بودند، حاضر شدند که به سپاهیان امام حسن بپیوندند؛ وگرنه هرگز لشکری چند ده هزار نفری به حمایت امام حسن تشکیل نمیشد. همینکه چنین لشکری به حمایت از امام حسن جمع شدند، خودش بزرگترین شاهد بر این مدعاست که چهره ی غیر اسلامی معاویه برای مردم هویدا شده بود.
      به همین دلیل که امام حسن با معاویه بیعت کرد، برخی از امام حسن برگشتند. چرا که گمان نمیبردند که پسر امام علی و نوه ی پیامبر، با چنین فرد فاسد و معلوم الحالی بیعت کرده و دست دوستی بدهد و از او پول دریافت نمایند و در مسجد در مقابل او زانو بزند.

      نقل قول نوشته اصلی توسط khoshnazar نمایش پست
      4- امام حسین تا وقتی که معاویه زنده بود به همان عهدی که امام حسن با او امضا کرده بود پایدار بود گرچه معاویه زیر پا گذاشته بود. اما با یزید عهد و پیمانی نداشتند.
      همین مورد هم جای سوال است که چرا امام حسن پس از آنکه دید معاویه عهد خود را زیر پا میگذارد، ساکت نشست و قیام نکرد؟ میگویند حتی در همان جمعی که برای بیعت امام حسن با معاویه تشکیل شده بود، معاویه امام علی را سب نموده و بسیار او و قاتلان عثمان را لعن و نفرین نموده و عثمان را ستوده است. اما وقتی امام حسین قصد کرده که برخیزد و جواب هتاکی های معاویه را بدهد، امام حسن مانع او میشود. چگونه است که امام حسن و امام حسین پذیرفتند که در جمعی حاضر شوند که علنا پدرشان را لعن و نفرین میکنند و آنان هیچ واکنشی نشان نداند و برعکس با شخص توهین کننده بیعت هم نمودند؟ اما همین امام حسین (که در حضور وی پدرش را لعن و نفرین میکردند و او ساکت ماند)، چندی بعد از بیعت با یزید سرباز میزند؟

      نقل قول نوشته اصلی توسط khoshnazar نمایش پست
      5- در خواست مال و خراج در صلح نامه از جعلیات تاریخنویسان در باری بنی امیه است و صحت ندارد. اما شروطی از قبیل ناسزا نگفتن و عدم تعیین جانشین و امنیت شیعیان علی، که معاویه آن ها را زیر پا گداشت افشا کننده ماهیت معاویه بود.
      اینکه امام حسن در ازای بیعت با معاویه از او پول دریافت نموده است، جای شکی نیست. این واقعیت حتی توسط خود شیعیان هم نقل شده است. و شما نمیتوانید این واقعیت را انکار کنید. مسلما شما نمیتوانید هر کجای تاریخ را که شما نمی پسندید، فورا بگویید که جعلی است!

      نقل قول نوشته اصلی توسط khoshnazar نمایش پست
      6- پیامبر فرمود حسن و حسین هردو امامند چه قیام کنند و چه صلح کنند. پس کسانی که در کار آنان تردید کردند در واقع در ایمان و وفاداری شان ضعف و سستی بود.
      این روایت از پیامبر نمیتواند جواب سوال بنده باشد. چون من در مورد امامت حسن و حسین سوال نکردم (هر چند که این موضوع هم بعدا میتواند مورد سوال و شک واقع بشود).
      ضمن اینکه لطف کنید منبع این روایت را ذکر کنید و مهمتر از آن، بفرمایید که این روایت اولین بار توسط چه کسی و در چه تاریخی نقل شده است؟
      از ظاهر این روایت بر می آید که این روایت ساخته و پرداخته ی محدثان شیعی است و احتمالا آنان این روایت را بعد از واقعه صلح امام حسن و کشته شدن امام حسین جعل نموده اند تا بتوانند نعارض میان عمل این دو نفر را توجیه نمایند. تا بتوانند اینگونه از پراکنده شدن شیعیان جلوگیری کنند. چرا که برخی از شیعیان بدلیل همین تعاریض در عمل امام حسن و امام حسین، اساسا امامت هر دو نفر را منکر شدند.

      با تشکر.
      خردبین سبز اندیش.

    7. #6
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : جنسیت آذر/۱۳۸۷
      نوشته : 675 تشکر : 3,328
      مورد تشکر: 2,647 در 616 پست
      حضور : 14 ساعت 4 دقیقه
      دریافت : 76 آپلود : 0
      گالری : 27 وبلاگ : 0
      mahdi آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
      گمان میکنم که پاسخ شما در متن سوال بنده داده شده است. امام حسن بیش از چهل هزار مرد جنگی آماده ی رزم و صف کشیده داشته است که از اطراف و اکناف و قبایل مختلف گرد آمده بودند و منتظر فرمان امام حسن بودند تا نبرد را آغاز نمایند. اما امام در آخرین لحظات ناگهان از نبرد سر باز زده و صلح و بیعت بسیار مخربی را پذیرفت که آینده ی تاریکی را برای مسلمانان به ارمغان آورد.

      لطفا بفرمایید که بر اساس کدام تاریخ و سیره ای میگویید که امام حسن حتی 10 نفر یار هم نداشت؟ تاریخ خلاف نظر شما را فرا روی نهاده است.

      با تشکر.
      خردبین سبز اندیش.
      سلام بر شما
      چندهزار مرد جنگی داشتند و لی یار نه .چنانکه ابن عباس فرمانده امام را خریده بودند امام حسین هم در کربلا بیشتر از 72 همراه داشتند اما خب 72یار صدیق کجا و بقیه کجا
      ویرایش توسط mahdi : ۱۳۸۸/۱۰/۰۳ در ساعت 16:25
      الهی و سیدی و مولای و ربی صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک

      صبرت علی حر نارک فکیف اصبر عن النظر الی کرامتک

      ام کیف اسکن فی النار و رجائی عفوک

    8. #7
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : جنسیت اسفند/۱۳۸۶
      نوشته : 30 تشکر : 144
      مورد تشکر: 99 در 34 پست
      حضور : 2 ساعت 16 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 2 وبلاگ :
      yaser آنلاین نیست.



      به نام خدا و سلام

      قبل از ورود به بحث جهت حفظ امانت این نکته را عرض کنم که
      مطالب زیر برگرفته از مقاله ای از سایت حوزه هست و در اینجا فقط با کمی تغییر در چینش مطالب و اختصار تقدیم می شود.

      از این جهت عرض کردم که یک وقت دوستان بر کپی پیست کردن بنده اشکال نگیرند.
      مهم مطالبی هست که نویسنده در مقاله به آن اشاره کرده است.

      --------------------------------------------------------

      علت تفاوت سیره سیاسی امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام چه بوده است؟

      آیا امام حسین علیه السلام بیشتر از امام حسن علیه السلام در اندیشه نبرد در راه اسلام بوده یا دلیل دیگری داشته است؟

      (این اشکالات و اعتراضات، در زمان حیات خود حضرت و در زمان ائمه بعد از وی نیز صورت گرفته است که آن بزرگواران به آنها پاسخ داده اند (1))


      - پاسخ:

      شاید در بدو امر روش سیاسی این دو امام بزرگوار متناقض بنماید. و برای همین برخی امام حسن علیه السلام را صلح طلب، ولی امام حسین علیه السلام را مردی شورشی و جنگجو نامیده اند.

      در حالیکه صلح امام حسن علیه السلام و قیام امام حسین علیه السلام نه تنها متناقض نیستند، بلکه هر دو در زمان خود حرکتی لازم و در یک راستا و در تعقیب یک هدف بوده اند.

      قبل از اثبات این مطلب لازم است مقدماتی ذکر شود که انشاء الله در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.

      .
      ویرایش توسط yaser : ۱۳۸۸/۱۰/۰۴ در ساعت 23:18

      منم آن تشنه دانش که گر دانش شود آتش
      مرا اندر دل آتش همي باشد نشيمن ها



    9. #8
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : جنسیت اسفند/۱۳۸۶
      نوشته : 30 تشکر : 144
      مورد تشکر: 99 در 34 پست
      حضور : 2 ساعت 16 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 2 وبلاگ :
      yaser آنلاین نیست.



      اسلام و جهاد

      قبل از ورود به بحث توضیح مختصری درباره قانون اسلام در موضوع جهاد ضروری است، چون قیام و صلح هر دو به مسئله جهاد برمی گردند.

      امام حسن علیه السلام متارکه جهاد نمود و صلح کرد ولی امام حسین علیه السلام قیام کرد و به جهاد مبادرت ورزید.


      آیا اسلام دین صلح است یا دین جنگ؟

      در قرآن کریم هم دستور به جنگ و جهاد داده شده و هم دستور صلح. آیات زیادی راجع به جنگ با کفار و مشرکین است. مانند:

      «وقاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم » (2)
      «در راه خدا با کسانیکه با شما می جنگند بجنگید . »


      و آیات دیگری در باب صلح وارد شده است، مانند:

      «وان جنحوا للسلم فاجنح لها وتوکل علی الله انه هو السمیع العلیم » (3)
      «و اگر به صلح گراییدند، تو نیز بدان گرای و بر خدا توکل نما که او شنوای داناست .»


      بنابراین اسلام نه صلح را به معنای یک قانون ثابت می پذیرد و نه در همه شرائط جنگ را توصیه می کند، بلکه هر کدام از این دو تابع شرایط خاصی است.

      از این رو می بینیم پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در بدر و احد و احزاب با مشرکین می جنگد و در حدیبیه با سرسخت ترین دشمنان اسلام یعنی مشرکین مکه قرارداد صلح امضا می کند.

      .
      ویرایش توسط yaser : ۱۳۸۸/۱۰/۰۴ در ساعت 23:19

      منم آن تشنه دانش که گر دانش شود آتش
      مرا اندر دل آتش همي باشد نشيمن ها



    10. #9
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : جنسیت اسفند/۱۳۸۶
      نوشته : 30 تشکر : 144
      مورد تشکر: 99 در 34 پست
      حضور : 2 ساعت 16 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 2 وبلاگ :
      yaser آنلاین نیست.



      سیره سیاسی ائمه علیهم السلام از جنبه اعتقادی

      اگر از لحاظ اعتقادی به حجت الهی بودن ائمه معتقد باشیم و هر حرکتی که از آنها صادر شده را الهی بدانیم، هر روشی که آن بزرگواران در پیش گرفته اند - اعم از صلح و جنگ - قابل توجیه و مورد قبول واقع خواهد شد .

      ائمه اطهارعلیهم السلام همه نور واحد و معصومند و مرتکب خطا و اشتباه و گناه نمی شوند و هدف آنان نیز یک چیز بوده و هست و آن عزت و اعتلاء و حفظ دین مبین اسلام می باشد.

      چنانکه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند:

      «لا یزال الاسلام عزیزا الی اثنی عشر خلیفة; (4)
      اسلام مادام که در سایه وجود دوازده امام و خلیفه است عزیز و مقتدر است .»


      بر این اساس ائمه هدی علیهم السلام به مقتضای عصمت و علمی که دارند، همیشه نافع ترین و بهترین راه را برای حفظ اسلام و اعتلای کلمه حق در پیش می گیرند و نهایت تلاش خود را در جهت رسیدن به این هدف مصروف می دارند.

      تمام دغدغه شان حفظ دین است; چه با شمشیر و چه با تدبیر. و حرکت هر یک از آن حضرات ادامه و مکمل حرکت امام دیگر بوده است و همه بر طبق دستور خدا و رسولش عمل کرده اند.


      چنانکه حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام در جواب جابر که به آن حضرت عرض کرد:
      نمی شود شما هم مثل امام حسن علیه السلام صلح کنید؟
      فرمود:
      «ان اخی فعل بامر من الله ورسوله وانا افعل بامر من الله ورسوله; (5)
      همانا برادرم به امر خدا و رسولش عمل کرد، من نیز به امر خدا و رسولش عمل می کنم .»


      ابو سعید عقیصا می گوید: به امام حسن مجتبی علیه السلام عرض کردم: چرا با معاویه صلح نمودی؟

      آن حضرت فرمودند: «یا ابا سعید! الست حجة الله تعالی ذکره علی خلقه، واماما علیهم بعد ابی علیه السلام؟ قلت: بلی . قال: الست الذی قال رسول الله صلی الله علیه وآله لی ولاخی: الحسن والحسین امامان قاما او قعدا؟ قلت: بلی . قال: فانا اذن امام لو قمت وانا امام لو قعدت، یا ابا سعید علة مصالحتی لمعاویة علة مصالحة رسول الله صلی الله علیه وآله لبنی ضمرة وبنی اشجع ولاهل مکة حین انصرف من الحدیبیة . اولئک کفار بالتنزیل ومعاویة واصحابه کفار بالتاویل، یا ابا سعید اذا کنت اماما من قبل الله تعالی ذکره لم یجب ان یسفه رایی فیما اتیته من مهادنة او محاربة، وان کان وجه الحکمة فیما اتیته ملتبسا; (6)

      ای ابو سعید! آیا من حجت خدای تعالی بر خلقش نیستم و امام بعد از پدرم علی علیه السلام بر مردم نمی باشم؟
      گفتم: چرا هستی.
      فرمود: آیا من آن کسی نیستم که رسول خداصلی الله علیه وآله درباره من و برادرم فرمودند: حسن و حسین امامند چه قیام کنند و چه صلح کنند؟
      گفتم: چرا هستی.
      سپس فرمود: پس من چه قیام می کردم و چه صلح می نمودم، امام هستم. ای ابوسعید! به همان علتی که پیامبر با قبایل بنی ضمره و بنی اشجع و با اهل مکه زمانیکه از حدیبیه برمی گشت صلح نمود من هم با معاویه صلح نمودم، [با این تفاوت که] اهل مکه کفار به تنزیل [یعنی به تصریح قرآن] هستند و معاویه و یارانش کفار به تاویل می باشند.
      ای ابو سعید! زمانیکه من امام منصوب از طرف خدا هستم جایز نیست که در رای و نظرم اعم از اینکه صلح و یا جنگ باشد تخطئه شوم، اگر چه حکمت نظرم مشخص نباشد.»


      بنابراین حدیث، اگر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در موقعیت و شرایط امام حسن علیه السلام بود، همان راهی که امام حسن علیه السلام در پیش گرفت را برمی گزید و طبیعتا اگر امام حسین علیه السلام هم در آن شرایط و موقعیت بود، راه چاره را تن دادن به صلح می دانست.


      این بحث را با کلامی از مقام معظم رهبری در این زمینه به پایان می بریم.
      ایشان می فرمایند:

      «ما نباید در تفاوت شیوه عمل ائمه علیهم السلام به تعداد امامان نظر کنیم، بلکه باید ائمه را بعنوان فردی که 250 سال عمر کرده و بنا به شرائط مختلف و نیازهای هر زمان و امکانات موجود، مختلف عمل کرده است به حساب آوریم . بدون شک اگر خود پیامبرصلی الله علیه وآله هم 250 سال عمر می کرد و در زمان خود با شرائط متفاوت روبرو می شد، همانگونه عمل می کرد که ائمه علیهم السلام عمل نموده اند. (7) »

      .


      ویرایش توسط yaser : ۱۳۸۸/۱۰/۰۴ در ساعت 22:51

      منم آن تشنه دانش که گر دانش شود آتش
      مرا اندر دل آتش همي باشد نشيمن ها



    11. #10
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : جنسیت اسفند/۱۳۸۶
      نوشته : 30 تشکر : 144
      مورد تشکر: 99 در 34 پست
      حضور : 2 ساعت 16 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 2 وبلاگ :
      yaser آنلاین نیست.



      بررسی شرائط سیاسی - اجتماعی دو امام

      برای معلوم شدن چرائی روش امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام در مقابل معاویه و یزید باید موقعیت و شرائط زمان آن دو امام بزرگوار روشن گردد.

      علت تفاوت شیوه این دو امام می تواند مسائل متعددی باشد که ما در اینجا به چهار تفاوت عمده زمان امام حسن علیه السلام با زمان امام حسین علیه السلام اشاره می کنیم:




      منم آن تشنه دانش که گر دانش شود آتش
      مرا اندر دل آتش همي باشد نشيمن ها



    12. تشكرها 2 : Divine Love, The Praises to God
    صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •