• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • + ارسال موضوع جدید
    صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25
    1. #1
      دوست جديد
      تاریخ عضویت : آذر/۱۳۸۸
      نوشته : 1 تشکر : 0
      مورد تشکر: 6 بار در 1 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 25 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      hoseinali آنلاین نیست.

      کافر از نگاه قران کیست؟




      در قران به چه کسی کافر میگویند؟
      بارها در قران آمده کافران عذابی سخت خواهد شد؟
      میخواهم بدانم افراد بیسواد که کافر به دنیا آمده اند و طبق سنت پدران خود کافر مانده ایا آن هم طبق قران عذاب خواهد شد؟
      و کسی که با تحقیق و بنابر عقل خود کافر شده، قران ان را هم کافر میخواند و عذاب خواهد شد یا اینکه جریان به شکل دیگری است؟
      لطفا جوابهای قرانی دهید
      ممنون

    2.  

    3. #2
      عضو كوشا
      تاریخ عضویت : اردیبهشت/۱۳۸۶
      نوشته : 143 تشکر : 43
      مورد تشکر: 169 در 64 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      m2babaey آنلاین نیست.



      در قران به چه کسی کافر میگویند؟

      عذاب فقط مخصوص کفار نیست. کسی که گناه انجام دهد و توبه نکند و خداوند هم در او چیزی نبیند که بهانه ای برای بخشیدن او باشد عذاب خواهد شد.
      إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا {النساء/48}

      حالا بعضی هستند که که گناهی انجام می دهند که شایسته عذاب جاویدان در جهنم می شوند: مثل کسی که خودکشی کنی، مسلمانی را به عمد بکشد، و بعضی گناهان دیگر
      میخواهم بدانم افراد بیسواد که کافر به دنیا آمده اند و طبق سنت پدران خود کافر مانده ایا آن هم طبق قران عذاب خواهد شد؟

      کسی که پدر و مادرش کافر بودند اگر مستضعف فکری باشد، یعنی شرایط محیطی بر او طوری تحمیل شود که نتواند حق را تشخیص دهد و تنها بر اساس فطرت و طبیعت خود زندگی می کند (این جمله آخر را برای جدا کردن ظالمین گفتم) عذاب نمی شود
      البته این مساله در مورد کسانی که در تحقیق و تفکر کوتاهی کنند و از عقل خود استفاده نکنند صادق نیست و از آنها بازخواست خواهد شد
      در دنیای امروز که عصر ارتباطات است تقریبا به طور قاطع می توان گفت که کسی نیست که اخبار متفاوت بودن دینهای جهان به گوش او نرسیده باشد و اگر تحقیق نکند که کدام حق است خودش مسئول است. مگر کسی که دیوانه باشد که حساب او فرق می کند
      و کسی که با تحقیق و بنابر عقل خود کافر شده، قران ان را هم کافر میخواند و عذاب خواهد شد یا اینکه جریان به شکل دیگری است؟

      روزی می رسد که خودش اعتراف می کند آنچه به آن رسیده واقعا جواب عقلش بوده یا نتیجه هوای نفسش و منفعت طلبی کوتاه مدتش
      لطفا جوابهای قرانی دهید

      از این جمله شما خیلی خوشم آمد. من جوابها را طوری گفتم که برای شما ملموس باشد. اساتید هستند که تسلط دارند و مصادیق قرآنی را برای شما خواهند نوشت. من هم به تدریج اگر از آیات مرتبط به ذهنم رسید اینجا می گذارم
      موفق باشید






    4. تشكرها 3 : Arezou_M, behnam27, seyedziya
    5. #3
      عضو كوشا
      تاریخ عضویت : اردیبهشت/۱۳۸۶
      نوشته : 143 تشکر : 43
      مورد تشکر: 169 در 64 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      m2babaey آنلاین نیست.



      و کسی که با تحقیق و بنابر عقل خود کافر شده، قران ان را هم کافر میخواند و عذاب خواهد شد یا اینکه جریان به شکل دیگری است؟
      وَجَحَدُواْ بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَآ أَنفُسُهُمْ ظُلْماً وَعُلُوّاً فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ
      سوره 27.‏ نمل آيه 14
      ترجمه: و با آن كه در دل به آن يقين داشتند، از روى ستم و برترى جويى انكارش كردند، پس بنگر كه فرجام تبهكاران چگونه است.
      ابوعمر زبيرى از امام صادق‏عليه السلام انواع كفر را كه در قرآن آمده سؤال كرد، امام فرمود: كفر پنج نوع است: يكى از اقسام آن اين است كه انسان در دل باور و شناخت دارد، ولى باز هم انكار مى‏كند. سپس اين آيه را تلاوت فرمودند: «وجحدوا بها واستيقنتها انفسهم»

    6. تشكرها 3 : Arezou_M, behnam27, seyedziya
    7. #4
      عضو كوشا
      تاریخ عضویت : اردیبهشت/۱۳۸۶
      نوشته : 143 تشکر : 43
      مورد تشکر: 169 در 64 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      m2babaey آنلاین نیست.



      یک مقاله خوب هم پیدا کردم:
      http://www.bayynat.ir/index/?state=article&id=208
      وجوه كفر
      كفر يك مفهوم نسبی است كه ممكن است بر انكار يك مسأله اعتقادی صدق كند. همين‌طور انكار توحيد كفر است كه اين مسأله در ملحدان تبلور پيدا مي‌كند. اينان منكر وجود خداوند هستند. مشركان نيز همين گونه هستند كه به عبادت غير خداوند ملتزم هستند. انكار رسالت و پيامبر نيز كفر است كه در مورد أهل كتاب صدق مي‌كند. اينان به پيامبر و قرآن و همه‌ی اسلام باور ندارند. انكار روز قيامت نيز موجب كفر است.
      در حديثی از امام صادق (ع) در اين‌‌باره به تفصيل سخن رفته است. از آن حضرت درباره‌ی وجوه گوناگون كفر در قرآن كريم سؤال شد. آن حضرت در پاسخ فرمود: «در كتاب خدا برای كفر پنج وجه ذكر شده است كه از آن جمله انكار است و انكار بر دو وجه است و كفر به ترك دستور خداوند و كفر برائت و كفر نعمت. امّا كفر انكار، همان انكار ربوبيت است. و او كسی است كه مي‌گويد: پروردگار و بهشت و دوزخ وجود ندارد و اين گفتار دو گروه از زنديقان است كه به ايشان دهريه گفته مي‌شود و ايشان مي‌گويند: جز زمانه ما را هلاك نمي‌سازد و اين دينی است كه ايشان با زيبا شمردن چيزهای ثابت نشده برای خودشان توصيف كرده‌اند. اينان برای چيزهايی كه مي‌گويند هيچ تحقيقی نكرده‌اند. خداوند مي‌فرمايد: «إن هم إلّا يظنون» (جاثيه/24) اين همان است كه ايشان مي‌گويند و فرموده است: «إن الذين كفروا سواء عليهم أأنذرتهم أم لم تنذرهم أم لم تنذرهم لايؤمنون» (بقره/6). اين يعنی كفر نسبت به توحيد خداوند متعال كه يكی از وجوه كفر است. امّا وجه ديگر از انكار، انكار معرفت است و آن انكاری است كه انكاركننده مي‌داند چيزی كه برای او ثابت شده است, حق است. خداوند فرموده است: «وجحدوا بها واستيقنتها أنفسهم ظلماً وعلوّاً» (نمل/14) و خداوند عزوجل فرموده است: «وكانوا من قبل يستفتحون علی الذين كفروا فلمّا جاءهم ماعرفوا كفروا به فلعنة الله علی الكافرين» (بقره/89) و اين تفسير دو وجه انكار است.»
      ملاحظه مي‌كنيم كه انكار ممكن است ناشی از زيبا پنداری مبتنی بر حس باشد كه بر مشاهده حالت مرگ در انسان، تغيير سيمای او و جدا شدن مفاصل او و جدا افتادن اعضای او تحت تأثير عوامل طبيعی فنا، بدون اينكه حالت غيبی وجود داشته باشد متكی است. زيرا اينان به چيزی فراتر از حسّ نمي‌انديشند. فكر كردن به ماورای حس باعث مي‌شود كه تفسير امور از ماديت فراتر رود و به باور معنوی برسد كه به ايمان مي‌انجامد. به قول آيه كريمه اينان به ظن و گمان تكيه دارند. گمان احتمالی است كه مبتنی بر دليل و حجت نيست. اين مسأله آن قدر قوّت مي‌گيرد كه به حالتی از عناد و عقب‌ماندگی و بسته بودن نسبت به هر نوع گفت‌وگو تبديل مي‌شود. اين گمان به انديشه‌ای كه بيم‌دهندگان به وسيله آن بيم داده‌اند منجر نمي‌شود. زيرا خداوند بر دلهای ايشان مهر زده است و دلهای ايشان به تفكر نمي‌پردازند. گوشهای ايشان را نيز مهر زده شده است. لذا دريچه گوشهای ايشان به روی موعظه و نصيحت و آيات الهی بسته است. بر ديدگان ايشان نيز پرده‌ای است، از اين رو چيزهای عبرت‌انگيز و دلايل حقيقت بين را نمي‌بينند. اين تصوير انسانی است كه به خويشتن خويش و عقل خود و سرنوشت خود احترام نمي‌گذارد بلكه به اميال و هواهای نفسانی دل سپرده است.

      كفر، برتري‌جويی است
      امّا گروه دوّم كه تبلور وجه دو‌ّم از انكار است، گروهی است كه از حقيقت آگاهی دارند، امّا به خاطر برتري‌جويی نسبت به حق و حق‌ محوران و ظلم به عقيده‌ای كه انسان بدان ايمان دارد، التزام به آن را رد كرده است. اينان با اينكه به عقيده خود باور دارند, وقتی در وضعيت‌های ناگوار قرار مي‌گيرند و با گروه ايمان درگير مي‌شوند، عقيده خود را زير پا مي‌گذارند. زيرا نمي‌خواهند كه موضع‌گيری درست اهل ايمان را تصديق كنند. يهوديان مدينه چنين بودند. اينان در ديدارهايی كه پيش از اين با مشركان مدينه داشتند، از آمدن پيامبر خدا به مدينه خبر داده بودند و مشركان مدينه را تهديد كرده بودند كه در آن روز اين پيامبر در كنار آنان موضع خواهد گرفت. ولی وقتی كه پيامبر به مدينه آمد و مردم گروه گروه به اسلام گرويدند، به آن حضرت كفر ورزيدند. مثال ديگر اين مسأله انسانی است كه به دور از باورهای خود تعصب مي‌ورزد؛ زيرا نسبت به خدا و پيامبران الهی كه قرآن كريم بر آن تأكيد نموده است وفادار نيست.

      كفران نعمت
      حديث از امام صادق (ع) را پی مي‌گيريم: «وجه سوم از كفر، كفران نعمت است و آن گفتار خداوند متعال است كه گفته سليمان (ع) را حكايت مي‌كند: «هذا من فضل ربّی ليبلونی أأشكر أم أكفر و من شكر فإنما يشكر لنفسه ومن كفر فإن ربّی غنّی كريم» (نمل/40) و فرمود:« وإذا تأذّن ربكم لئن شكرتم لأزيدنّكم ولئن كفرتم إن عذابی شديد» (ابراهيم/7) و فرمود: «فاذكرونی أذكركم واشكروا لی ولا تكفرون» (بقره/152).»
      اين وجه از وجوه كفر، انسانی را به نمايش مي‌گذارد كه خداوند نعمت‌هايش را به سوی او سرازير كرده و نعمت‌های الهی سراسر زندگی او را فرا گرفته است، به نحوی كه سراسر زندگی او سرشار از نعمت‌های الهی است، خداوند مي‌فرمايد: «وما بكم من نعمة فمن الله» (نحل/53) «وإن تعدّوا نعمة الله لاتحصوها» (نحل/18) ولی اين فرد نعمت‌های الهی را انكار مي‌كند و با ابزارهای زبانی و عملی كه خداوند در اختيار او قرار داده است, شكر نمي‌گذارد. اين شكر انسان را متوجه لطف و كرم و رحمت الهی مي‌كند. او با انكار نعمت‌ها به خودش ستم مي‌كند و با عدم شكرگزاری به پروردگار خود نيز ظلم مي‌كند. خصوصاً كه كفران نعمت ممكن است در بعضی حالات از نظر عملی به كفر به خداوند منجر شود و حالتی از انكار را به وجود آورد.
      حديث امام صادق (ع) را پی مي‌گيريم: «و وجه چهارم از كفر، ترك دستور خداوند عزوجل به اوست و آن فرمايش خداوند عزوجل است كه مي‌فرمايد: «وإذا أخذنا ميثاقكم لاتسفكون دماءكم ولاتخرجون انفسكم من دياركم ثم إقررتم وانتم تشهدون ٭ ثم انتم هؤلاء تقتلون انفسكم وتخرجون فريقاً منكم من ديارهم تظاهرون عليهم بالإثم والعدوان وإن يأتوكم أساری تفادوهم وهو محرّم عليكم إخراجهم أفتؤمنون ببعض الكتاب وتكفرون ببعض فما جزاء من يفعل ذلك منكم» (بقره/ 84-85). پس كفر ايشان به خاطر ترك دستور خداوند عزوجل و نسبت دادن ايشان به ايمان است. خداوند از ايشان نمي‌پذيرد و نزد خداوند هيچ سودی نبرند. پس فرمود: «فما جزاء من يفعل ذلك منكم إلّا خزی فی الحياة الدنيا ويوم القيامة يردون إلی يردون إلی إشدّ العذاب وما الله بغافل عمّا تعملون» (بقره/85).»

      التزام همه جانبه
      اطلاق كفر بر اين نوع از ترك دستور خداوند عزوجل، مبتنی بر قاعده اسلامی فراگيری است كه ايمان به همه‌ی حلالها و حرامها و مفاهيم گوناگون در عقيده و زندگی موجود در كتاب خدا را واجب مي‌دارد. پس هر كسی كه به بعضی از كتاب كفر بورزد و به بعضی ديگر ايمان بياورد، از اسلام اصيل منحرف شده است. چرا كه اسلام موجوديت متكاملی است كه بدون نياز به عاريت گرفتن هر نو حكم يا مفهوم يا عقيده از ديگران، تمام قضايای انسان را دربرمي‌گيرد.
      از اين رو مسأله حكم به كفر كردن كسانی كه در اين راستا روانند، ناشی از رد كردن بخشی از همين اسلام است كه ممكن است به رد كردن كل اسلام بينجامد. زيرا اسلام يك مجموعه به‌هم پيوسته‌ای است كه هيچ جزئش از ديگری قابل جدايی نيست.
      دعوتگران به اسلام بايد به اين نكته توجه داشته باشند و يكپارچگی ايمان به عقيده و شريعت و مفاهيم اسلام را مورد تأكيد قرار دهند. زيرا اين مسأله باعث آن خواهد شد كه اسلام بتواند اهداف خود را در زندگی تحقق ببخشد.

      برائت از كفر
      امام صادق (ع) در ادامه مي‌فرمايد: «و وجه پنجم از كفر، كفر برائت است و آن گفتار خداوند عزوجل است كه قول ابراهيم (ع) را حكايت مي‌كند: «كفرنابكم و بدا بيننا وبينكم العداوة والبعضاء أبداً حتی تؤمنوا بالله وحده» (ممتحنه/4) يعنی از شما برائت مي‌جوئيم و ابليس و برائت جستن او از اوليائش را در روز قيامت ذكر مي‌كند فرمود: «إنّما اتخذتم من دون الله أوثاناً مودة بينكم في ‌الحياة الدنيا ثم يوم القيامة يكفر بعضكم ببعض ويلعن بعضكم بعضاً» (عنكبوت/25)، يعنی بعضی شما از بعضی ديگر برائت مي‌جويد.»
      ملاحظه مي‌كنيم كه قرآن كريم واژه كفر را در برائت مؤمنان از كافران بكار مي‌برد. ابليس هم از اوليای خود برائت مي‌جويد. كفار نيز از يكديگر برائت مي‌جويند. پس برائت از جمله مسائلی است كه التزام به اصل ايمان را در مقابل خط كفر مورد تأكيد قرار مي‌دهد. كافران و گمراهان نيز به خاطر پيامدهای ناگواری كه به خاطر مسؤوليت‌شان در دنيا و آخرت با آن مواجه مي‌شوند، از يكديگر تبّری مي‌جويند.
      خاستگاه اين مسأله عقيده است كه در جنبه مثبت، التزام به محتوای آن و در جنبه منفی برائت جستن از همه‌ی مفاهيم مخالف با خط ايمان است. همين باعث مي‌گردد كه در برائت در خط ايمان يك امر حياتی و اساسی است و حاكی از خلوص در التزام و ايمان است.
      در انتها مي‌بينيم كه قرآن كريم واژه كفر را از مسأله عقيدتی به مسأله عملی تسرّی مي‌دهد ولی در كاربرد عمومی كفر انكار ايمان به خداوند بكار رفته است. از اين رو مي‌بينيم كه بعضی از اهل كتاب از اينكه به كفر توصيف شوند ناراحت مي‌شوند. زيرا كه معتقدند ايشان به خداوند ايمان دارند. خداوند در قرآن كريم همين مسأله را مورد تأكيد قرار مي‌دهد: «قل يا أهل الكتاب تعالوا إلی كلمة سواء بيننا و بينكم ألّا نعبد إلّا الله ولا نشرك به شيئاً» (آل عمران/64) و مي‌فرمايد: «ولاتجادلوا أهل الكتاب إلّا بالتی هی احسن إلّا الذين ظلموا منهم وقولوا آمنّا بالذی أنزل إلينا وأنزل إليكم وإلهنا وإلهكم واحد ونحن له مسلمون» (عنكبوت/46).
      ملاحظه مي‌كنيم كه ويژگی كفر كه خداوند برای اهل كتاب اطلاق بكار برده است، كفر به پيامبر و رسالت است. چرا كه واژه كفر يك واژه نسبی است كه با تفاوت متعلقات خود، گوناگونی حاصل مي‌كند. اين مسأله در اين آيه شريفه آمده است: «لم يكن الذين كفروا من أهل الكتاب والمشركين» (بينة/1) پس آيه شريفه، اهل كتاب را مشرك به حساب نمي‌آورد، زيرا ايشان به خدای واحد – با اختلافاتی كه در شخصيت خداوند دارند – ايمان دارند بلكه ايشان را كافر محسوب كرده است، زيرا ايشان به پيامبر و رسالت او كافر هستند. از اين رو واژه كافر بر كسی كه به طاغوت كفر ورزيده است نيز اطلاق مي‌شود. بنابراين در اطلاق كلمه كفر بايد احتياط كرد. همان‌گونه كه در آيه كريمه آمده است: «فمن يكفر بالطاغوت ويؤمن بالله فقد استمسك بالعروة الوثقي» (بقره/256).
      چرا كه اطلاق اين ويژگی و روشن نكردن جزئيان آن، ممكن است پيامدهای منفی چندی برای گفت‌وگوی بين اديان و تمدنها يا تقريب ملتهای دارای التزامات دينی گوناگون به وجود آيد و اين خيلی مهم است. پس هر گونه تعبير بايد بسيار دقيق باشد و حساسيت‌های مذهبی را دامن نزند و پيرامون مدلول كلمات، سوء تفاهم ايجاد نكند.

    8. #5
      عضو وفادار
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۸۷
      نوشته : 455 تشکر : 23
      مورد تشکر: 386 در 228 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 90 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      بهلول2 آنلاین نیست.



      در قران به چه کسی کافر میگویند؟
      بارها در قران آمده کافران عذابی سخت خواهد شد؟
      میخواهم بدانم افراد بیسواد که کافر به دنیا آمده اند و طبق سنت پدران خود کافر مانده ایا آن هم طبق قران عذاب خواهد شد؟
      و کسی که با تحقیق و بنابر عقل خود کافر شده، قران ان را هم کافر میخواند و عذاب خواهد شد یا اینکه جریان به شکل دیگری است؟
      لطفا جوابهای قرانی دهید
      ممنون
      وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَیهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ الشَّیطَانُ یدْعُوهُمْ إِلَى عَذَابِ السَّعِیرِ«21»
      و چون به آنان گویند: از آنچه خدا نازل کرده است، پیروی کنید، می گویند: [پیروی نمی کنیم] بلکه ما از آنچه پدرانمان را بر آن یافته ایم، پیروی می کنیم. آیا [کورکورانه از گذشتگان پیروی می کنند] و هرچند که شیطان آنان را با این پیروی به عذاب فروزان دعوت کند؟!


      کافر به معنی پوشاننده است لذا اینکه بگوئیم کسی کافر زاده شده صحیح نیست چون کودک اختیاری ندارد تا پوشاننده باشد اما زمانی که دارای اختیار شد وقتی او را بسوی حق بخوانند و راه پدران خود را ادامه دهد با وجود اینکه میفهمد که این راه شیطان است کفر او محرز میشود .
      خدایا مرا آن ده که آن به

    9. تشكرها 2 : behnam27, طیب
    10. #6
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 3,114 تشکر : 3,362
      مورد تشکر: 6,523 در 2,612 پست
      حضور : 20 روز 3 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      میقات آنلاین نیست.



      با سلام و درود


      1. كفر در لغت به معنى پوشاندن شى‏ء است.
      كافر در عرف دين به كسى گفته مي شود كه وحدانيّت يا نبوت يا شريعت يا هر سه را انكار كند.


      2. در دادگاه عدل الهی هرگز از شخص عملی نمی خواهند، مگر آن که حجت بر آن تکلیف بر او تمام شده باشد.

      آیات زیادی بر این مطلب دلالت دارد؛ مثل "لیس للإنسان إلا ما سعی"؛ "وما کنا معذبین حتی نبعث رسولا"؛ "لایکلف الله نفسا إلا ما آتاها" و ... .


      3. همگان از حجت عقل برخوردارند، و عقل، خود تا حدود زیادی راهنمای عمل انسان است.

      لذا چنین نیست که خداوند در مورد کسانی که أحیانا دسترسی به پیامبران نداشته اند، هیچ حجت تامی نداشته باشد.
      ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۸/۱۱/۱۵ در ساعت 00:39

    11. تشكرها 3 : behnam27, mohebbe mother, seyedziya
    12. #7
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 3,114 تشکر : 3,362
      مورد تشکر: 6,523 در 2,612 پست
      حضور : 20 روز 3 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      میقات آنلاین نیست.



      4. قسمت بزرگی از بایدها و نبایدهای شرعی دلیل عقلی دارند و بدون وحی هم انسان به لزوم انجام آن پی می برد.


      5. در روایات است که کسی که به حجت عقل خود به خوبی عمل کرده، و از این جهت مورد رضایت الهی است، در دوران برزخ با حقایقی که بر او مخفی مانده، آگاه می شود و به خاطر روح و شخصیت سالمی که دارد، آنها را می پذیرد.


      6. با این بیان، موحد، در آخرت کسی است که اگر حقیقت توحید را می شناخت آن را می پذیرفت.

      این شخص سلامت شخصیت خود را با تواضعی که نسبت به حق داشته ـ تا آنجا که عقل او می رسیده و آن را شناخته بوده ـ اثبات کرده است.
      ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۸/۱۱/۱۵ در ساعت 00:43

    13. تشكرها 3 : behnam27, mohebbe mother, seyedziya
    14. #8
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 3,114 تشکر : 3,362
      مورد تشکر: 6,523 در 2,612 پست
      حضور : 20 روز 3 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      میقات آنلاین نیست.



      7. مجازات دائر مدار تمام بودن حجت است. كسی کافر است یعنی معتقد به هیچ دین الهی نیست، ادعایش تنها در صورتی پذیرفته است كه حجت بر حقانیت دین الهی بر او تمام نباشد.


      8. البته باید گفت هیچ کس نمی تواند در باره این که حجت بر شخصی تمام شده یا نه، در همه موراد قضاوت قاطع کند. مثلا از بعضی مدارک به دست می آید که توحید و معاد بر همگان به حجت عقلی ثابت شده است و هیچ کس نمی تواند در باره آنها ادعای جهل و قصور کند.
      ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۸/۱۱/۱۵ در ساعت 00:45

    15. تشكرها 3 : behnam27, mohebbe mother, seyedziya
    16. #9
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 3,114 تشکر : 3,362
      مورد تشکر: 6,523 در 2,612 پست
      حضور : 20 روز 3 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      میقات آنلاین نیست.



      کلام آخر:


      1. مجازات دائر مدار تمام بودن حجت است.


      2. کافر اگر پیام خدا (حقیقت توحید) در قالب دین، عقل، یا ... به او رسیده و به حقانیت آن پی برده باشد، حجت بر او تمام بوده و نپذیرفتن آن از روی عناد و لجاجت است؛ لذا مشمول عذاب می شود.


      3. کافر اگر پیام خدا (حقیقت توحید) به هیچ طریقی به او نرسیده، و یا رسیده ولی به گونه ای نبوده که حقانیتش برای او اثبات شود، معذور است.
      ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۸/۱۱/۱۵ در ساعت 00:46

    17. تشكرها 3 : behnam27, mohebbe mother, seyedziya
    18. #10
      عضو كوشا
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۸
      نوشته : 147 تشکر : 31
      مورد تشکر: 173 در 98 پست
      حضور : 3 ساعت 17 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      ابن عربی آنلاین نیست.



      کفر یعنی پوشانیدن.
      هر کسی که حق را بپوشاند و مستور سازد ، کافر است و هر که لباس حق را بر خود بپوشد ( در صورتی که در باطن باطل باشد) ، منافق است ، اگر چه بظاهر مسلمان باشد.
      از این روست که مولی علی (ع) می فرمایند: نه حق بر من پوشیده است و نه حق را می پوشانم و نه لباس حق را بر خود پوشانیده ام !
      پس مقصود حقیقی از کافر آن اصطلاح فقهی خاص که مورد نظر و تایید عوام هم می باشد نیست ، بلکه کافر واقعی کسی است که حق را کتمان کند ( به هر شکلی که باشد و تحت هرعنوانی و در مورد هر موضوعی ). و لذا ممکن است غیر مسلمانی در موردی خاص، منکر حقیقتی نباشد و آن را کتمان نکند و با شهامت به حقانیت آن معترف بوده و در برابر آن کاملا تسلیم باشد و لذا در این حالت ، مسلمان واقعی به حقیقت اوست! چرا که اسلام یعنی تسلیم در برابر حقیقت ؛ و بر عکس مسلمانی که بظاهر مسلمان است ، ولی در بسیاری مواضع ، حق را کتمان نموده و می پوشاند ، پس کافر حقیقی در حقیقت اوست!
      ویرایش توسط ابن عربی : ۱۳۸۸/۱۱/۱۵ در ساعت 12:17

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •