| |
| |
بسم الله الرحمن الرحیم
إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا ﴿۴۸﴾
مسلما خدا اين را كه به او شرک ورزيده شود نمىبخشايد و غير از آن را براى هر كه بخواهد مىبخشايد و هر كس به خدا شرک ورزد به يقين گناهى بزرگ بربافته است (۴۸)
مشرک کیست؟
خداوندا مرا آن ده که آن به
Map showing the Muslim population of the world as a percentage of each country
یا ابا صالح مددی مولا
- ذات واجب الوجود و ،اوصاف آن؟ ( فهرست )
- شناساندن صحيح خداوند سبحان
- بلز پاسكال و خدا باوري
- چگونه ميتوان خداوند تبارك و تعالي را بهتر شناخت؟
- شناخت خدا
- رد برهان امکان و وجوب
- آیا مخاطب سوره توحید در نماز خداست؟
- آیا ممکن است کل از جز پدید آید؟
- خدای شخص وار ( خدا چیست و کیست ؟ )
- شناخت خدا با جوشن کبیر
- توحید صمدی قرآنی
سلام
در علم عقاید شرک دو قسم دارد .
1 - شرک خفی
2 - شرک جلی
آن آیه ی شریفه که شما آوردید قسم اول را مد نظر ندارد و منظورش قسم دوم است .
تعریف شرک جلی این است : که کسی درحقوق ،صفات یا افعالی که خاص ذات باریتعالی هست کسی دیگر را مشترک کند.
مثل اینکه بگوید غیر از خدا فلانی هم خالق است . یا اینکه غیر از خدا چیزی دیگر را هم بپرستد .
تشكر : اسراء
و برای مشرکان از من طلب بخشش مکن (قرآن)
تشكر : اسراء
سلام بر دوست گرامی!
شرک ریشه ی کلماتی مثل شریک - مشرک - شراکت و...... میباشد .
که در تمام موارد یک اصل مد نظر است که با یک فرع یا یک اصل دیگر کامل شده شرک از نظر لغوی مصدر است به معنای مشاع بودن چیزی - و گاهی هم به معنای بندکفش میباشد
از نظر اصطلاحی به معنای معاونت وهمراهی است
از نظر فقهی به معنای معاون ویا همیار ویا شریک برای خداوند به کار میرود . که در این معنا نفی صفات قدرت -رب - تدبیر وحکمت خداوند را شامل میشود.
در کتب معتبر تفسیر ذیل ایاتی که از شرک سخن گفته شده این عبارت قرار دارد
که مشرکان زمان حضرت ابراهیم (ع) و همچنین مشرکان زمان پیامبر(ص) خداوند را به کلی نفی نمیکردند بلکه برای اداره ی جهان و کارگردانی امور هستی برای خداوند معاونانی را در قالب بت یا خورشید ویا ماه و........ قائل بودند.
یعنی ایشان در اموری چون خلقت وروزی دادن موحد بودند اما میپنداشتند که از عظمت خداوند به دور است که در امور جزئی دخالت کند وامور جزئی خلقت را شایسته ی دخالت خداوند نمیدانستند.
این تفکر کوته اندیش ایشان همانطور که در بالا ذکر شد بسیاری از صفات کمالیه و
جلالیه ی خداوند رابه زیر سوال میبرد.
این مطلب در موارد ی از کفر سنگین تر بود . زیرا:
اولا" کافر تکلیفش برای خودش ودیگران روشن است ویکسره خط مشی خود را عنوان میکند .
ثانیا" کافر بیشترین صدمه را به صورت فردی ویا محدود به خود ومحیط محدود پیرامونش وارد میکند .
اما مشرک حتی با خودش هم تکلیفش معلوم نیست . یعنی مشخصا" نمیداند که چه جیزی یا چه کسی را باید برای خدا معاون ویا شریک اداره ی امور قرار دهد از طرفی وجدان وفطرت او با این امر از درون به مقابله بر میخیزد . وفرد را متحیر وسرگردان میکند و فرد دجار حالات عصبی و سر در گمی میشود.
از طرف دیگر مشرک برطبق ندای فطری خود نیست وبه بیراهه رفته اصل وجود خدا را میپذیرد اما با استفاده نکردن از عقل خود ؛ در مورد خدای خود دچار اشتباه شده که این اشتباه صدمات جبران ناپذیر اجتماعی و فردی وهمچنین اثار نظری وعملی توهین امیز نسبت به کبریایی وعظمت خداوند در دل انسانهای دیگر راشامل میشود .
بحث ادامه دارد
.......................................... حق یارتان.......................................
ویرایش توسط ••ostad•• : 14 اسفند 1388 در ساعت 13:00
تشكرها 4 : king81,همکار مدیر سایت,اسراء,با من از خدا بگو
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)