• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • + ارسال موضوع جدید
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
    1. #1
      عضو كوشا
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۸
      نوشته : 275 تشکر : 1,260
      مورد تشکر: 482 در 180 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      فقیر آنلاین نیست.

      داستانی از خلفای اول و دوم در سال 8 هجری




      روزی ابوبکر و عمر و عده ای در سال هشتم (سال فتح مکه و بعد از تحریم و نزول آیه حرمت شراب) در منزل ابوطلحه زید بن سهل جمع شدند و مشروب خوردند و مجلس عیشی تشکیل دادند. ابوبکر پس از خوردن شراب و مست شدن بر کشته های مشرکین جنگ بدر افسوس خورد و با اشعار کفر آمیز زیر برایشان نوحه نمود !!! :

      احیی ام بکر بالسلام...........وهل لک بعد قومک من سلام
      یحدثنا الرسول بان سحتا...........و کیف حیاه اصل او هشام
      و ود بنو المغیره لو فدوه..................بالف من رجال او سوام
      کانی بالطوی طوی بدر..............من الشیزی یکلل بالسنام
      کانی بالطوی طوی بدر .............من الفتیان و الحلل الکرام

      عمر نیز در آن مجلس مشروب خورد و مست کرد و همانند همکارش کفریات زیر را بر کشته های جنگ بدر نوحه سرایی نمود:
      و کائن بالقلب قلیب بدر............من الفتیان و العرب الکرام
      ایوعدنی ابن کبشه ان سنحیی.....و کیف حیاه اصداء وهام
      ایعجز ان یرد الموت عنی.........و ینشرنی اذا بلیت عظامی
      الا من مبلغ الرحمن عنی.............بانی تارک شهر الصیام
      فقل لله یمنعنی شرابی..............و قل لله یمنعنی طعامی

      وقتی خبر به پیامبر رسید حضرت پیامبر صلی الله علیه و اله رسید حضرت بسیار خشمگین شد و در حال غضب و ناراحتی در حالی که ردای مبارکش روی زمین کشیده میشد بدانجا تشریف برد و چیزی در دست داشت آن را بلند کرد که بر سر حضار مجلس زند آنها متفرق شدند و عمر گفت دیگر نمیخورم. (۲)

      مجموع حضار در آن مجلس یازده نفر بودند و ابن حجر ده نفر آنها را نام می برد به ترتیب زیر:
      ۱- ابوبکربن ابی قحافه در سن پنجاه و هشت سالگی
      ۲-عمربن الخطاب در سن چهل و پنج سالگی
      ۳-ابوعبیده جراح (گورکن مدینه) در سن چهل و هشت سالگی
      ۴ـ ابو طلحه زید بن سهل میزبان مجلس در سن چهل و چهار سالگی
      ۵- سهل بن بیضاء
      ۶- ابی بن کعب
      ۷- ابودجانه سماک بن خرشه
      ۸- ابو ایوب انصاری
      ۹- ابوبکر بن شغوب
      ۱۰- انس بن مالک ساقی قوم ! در سن هیجده سالگی ( از همه کوچکتر) (۳)
      ۱۱- معاذ بن جبل (ابن حجر او را از قلم انداخته و در آن هنگام بیست و سه سال داشت. (۴)


      آلوسی میگوید (۵): بزرگان صحابه بعد از نزول آیه حرمت شراب در سوره بقره باز هم می آشامیدند و دست بردار نبودند و بسیاری از حفاظ و مفسرین نزول ایات حرمت شراب را در اوایل هجرت میدانند و ایه سوره مائده جهت تشدید و تاکید حرمت بود. (۶)

      به هر حال در نزد همه مسلم است که این دو خلیفه شراب میخوردند و عجیب تر آنکه عمر نه فقط پس از تحریم شراب از آن دست بردار نبود بلکه تا ساعت آخر مرگش شراب انگور را میخورد. عمروبن میمون گفت: ساعتی که عمر ضربت کارد به شکمش خورد برایش شراب انگور تند آوردند و آن را آشامید. (۷) ونیز آمده است (۸) که عمر شراب تند را خیلی دوست میداشت. او میگفت: برای رفع حرمت شراب در آن آب می ریزیم !!! و نیز میگفت: برای هضم گوشت شتر تنها شراب آنگور مفید است !!!

      آری این است خلیفه مسلمین. (۹)

      و نیز آمده است: یک روز عمر یک عربی را که مشروب خورده و غش کرده بود با تازیانه حد شراب زد و این اجرای حد بر او به جهت مستی او بوده و نه شراب خوردن یعنی خوردن مشروب تا مستی نیاورده مانعی ندارد ! (۱۰)

      جصاص داستان جالبی دراین رابطه از عمر نقل میکند. میگوید: یک روز عربی که شراب خورده بود. عمر خواست او را با تازیانه حد بزند عرب گفت: من همان شرابی را خوردم که خودت میخوری!!! عمر شراب خود را خواست و آن را با آب مخلوط نمود و گفت: هر کس در این موضوع شک کرد آب را داخل شراب نماید مانعی ندارد آنگاه پس از اینکه عرب را حد شراب زد خودش شراب را نوشید ! (۱۱) و از این قبیل داستانها زیاد است (۱۲) و در همه آنها آمده که عمر می گفت: آب را داخل شراب کنید و بخورید مانعی ندارد! در حالی که شراب با آب مخلوط شود باز هم شراب است و پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمود: هر چه را که زیادی آن مستی آورد کمی آن نیز حرام میباشد خواه مستی بیاورد یا نیاورد. (۱۳)

      و نیز آورده اند یک وقتی مردم شام از سرما و سنگینی آب و بدی محصول زمین نزد عمر شکایت بردند. عمر به آنها اجازه داد که شراب را بجوشانند وقتی دو ثلث آن کم شد یک سوم باقیمانده را بیاشامند(۱۴).

      این درحالیستکه جانشین به حق رسول الله صلی الله علیه و اله یعنی اسدالله الغالب امیرالمومنین علیه السلام در عظمت حرمت شراب میفرماید: هر گاه قطره‏ ی شراب در چاهی بیفتد و بعدا در آن محل مناره‏ی بنا کنند در آن مناره من هرگز اذان نخواهم گفت، و همچین هر گاه قطره‏ی شراب میان دریائی بیفتد و آن دریا خشک شود و گیاه در محل آن روئیده شود من حیوانات خود را در آن گیاه زار نخواهم چرانید. (تفسیر روح البیان)


      -----------------------------------------------------
      اسناد از كتب اهل سنت:

      1- کشف الغمه امام شعرانی ج۲ ص ۱۵۴- احکام القران ابوبکر جصاص رازی حنفی ج۱ ص ۳۸۸- رسائل الجاحظ ص ۳۴- شرح ابن ابی الحدید ج۳ ص ۲۶۴.
      2- البته عمر در این گفتار خود دروغ گفت و چنانکه دیدیدم از شراب دست برنداشت و تا ساعت مرگش زمانی که ضربت خورد شراب می آشامید (نوادر الاصول حکیم ترمذی ص ۶۶- الاصابه ج۴ ص۲۲- مجمع الزوائد هیثمی ج۵ ص۵۱- فتح الباری ج۱۰ص ۳۰- صحیح بخاری کتاب التفسیر سوره مائده ایه حرمت شراب- صحیح مسلم کتاب الاشربه باب حرمت شراب- تفسیر الدر المنثور سیوطی ج۲ص۳۲۱- مسند احمد ج۳ ص ۱۸۱و ۲۲۷- سنن کبری بیهقی ج۸ ص۲۸۶و ۲۹۰- تفسیر ابن کثیر ج۲ص۹۳و ۹۴) و در تفسیر طبری ج۲ ص ۲۰۳ و ج۷ص ۲۴ به جای نام ابوبکر "مردی" اورده و ان را تحریف و خیانت نموده است و درباره عمر نیز آقای طبری به جای عمر کلمه "مردی آورده که به مصداق مثل معروف محبت آدمی را کر و کور میکند گویا شرم داشته از اینکه نام خلفای خود را که دیگران او را به نام آورده اند به قلم بیاورد.
      ۳- فتح الباری ابن حجر ج۱۰ ص ۳۰
      ۴- تفسیر ابن جریر ج۷ص۲۴- مجمع الزوائد هیثمی ج۵ص۵۲- عمده القاری عینی ج۸ ص ۵۹۸- تفسر الدر المنثور ج۲ ص ۳۲۱- شرح نووی در حاشیه ارشاد قسطلانی ج ۸ ص ۲۳۲
      ۵- تفسیر روح المعانی آلوسی ج۲ ص ۱۱۵
      ۶- احکام القران جصاص ج ۱ ص ۳۸۰- تفسیر قرطبی ج ۳ ص ۶۰- تفسیر فخر رازی ج ۲ ص ۲۲۹ و ۲۳۱- الامتاع مقریزی ۱۹۳- فتح الباری ج۱۰ ص۲۴- عمده القاری ج۱۰ ص ۸۲ - سیره ابن هشام ج۲ص۱۹۲- تفسیر شوکانی ج۲ص۷۱- عیون الاثر ابن سید الناس ج۲ص۴۸
      ۷- تاریخ بغداد خطیب بغدادی ج۶ ص ۱۵۶
      ۸ـ جامع مسانید ابوحنیفه ج۲ ص ۱۹۲
      ۹- به کتابهای اهل سنت مراجعه شود از جمله: السنن الکبری بیهقی ج۸ص ۲۹۹- محاضرات راغب ج۱ص۳۱۹- کنز العمال ج۲ص۱۰۹- جامع مسانید ابوحنیفه ج۲ص۱۹۰و ۲۱۵.
      ۱۰- العقد الفرید ج۳ ص ۴۱۶
      ۱۱- احکام القران ج۲ ص ۵۶۵
      ۱۲- به کتابهای زیر مراجعه شود: حاشیه سنن کبری بیهقی ابن ترکمانی ج۸ص۳۰۶- کنز العمال ج۳ص ۱۱۰- سنن نسائی ج۸ ص ۳۲۶- کتاب الاثار قاضی ابویوسف ص ۲۲۶- جامع مسانید ابوحنیفه ج۲ص ۱۹۲
      ۱۳- سنن دارمی ج۲ ص ۱۱۳- سنن نسائی ج۸ ص ۳۰۱ - سنن بیهقی ج۸ ص ۲۹۶- مصابیح السنه ج۲ ص ۶۷- تاریخ خطیب بغدادی ج۳ ص ۳۲۷- صحیح ترمذی ج ۱ص۳۴۲-
      ۱۴- سنن بیهقی ج۸ ص ۳۰۰ و ۳۰۱- سنن نسائی ج۸ ص ۳۲۹- کنز العمال هندی ج ۳ص ۱۰۹و ۱۰۱- تیسیر الوصول ج۲ ص ۱۷۸- جامع مسانید ابوحنیفه ج۲ص ۱۹۱

      هیچ مسولیتی در مورد صحت نوشته هایم یا سایر فعالیت هایم بر عهده نمیگیریم


    2.  

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •