• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • + ارسال موضوع جدید
    صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 28

    موضوع: شبهه : هفت آسمان و چند زمين؟!

    جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   
    1. #1
      baquran

      شبهه : هفت آسمان و چند زمين؟!




      یکی از برادران مسیحی شبهه کرده بود که قرآن با علم سازگار نیست . تبیین شبهه وی بدین شرح است که با جواب تقدیم می گردد .

      شبهه: در قرآن آمده است : خداوند هفت آسمان را آفرید و همچنین زمین را . اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ ... [طلاق : 12]
      زمین ما که یکی بیشتر نیست ، اما در مورد این یگانه زمین که میلیون ها سیاره دارد ، قرآن چه می‌گوید؟ آیا ممکن است هفت زمین با این ویژگی یافت شود ؟

    2.  

    3. #2
      baquran



      جواب : پاسخ اين سوال را از دو ديدگاه مي توان ارائه كرد. بر اساس ديدگاه نخست منظور از مثليت در اين آيه ، مثليت در عدد نيست. چرا كه اولا اين تنها آيه است كه واژه (الْأَرْضِ) در آن به صورت آمده . در تمام آياتي كه در آنها واژه (الْأَرْضِ) آمده است ، سياق آيات اشعار بر يكي بودن زمين دارد .
      ثانيا: در اين آيه واژه (مِنَ) افاده تبعيض مي كند . (مِنَ) براي اين است كه تعدد داشتن را از زمين نفي كرده و همانندي در قدرت خداوند بر خلق زمين مانند آسمان را ، اثبات نمايد . بنا بر اين معناي اين آيه كريمه چنين است : من هفت آسمان را با نيرو و قدرت خويش آفريدم ؛ از زمين نيز يكي را آفريدم با همان قدرتي كه مانند آن را در خلق آسمان داشتم . اين معنا با ذيل اين آيه كه مي‌فرمايد : ... لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.... نيز تاييد مي شود . ممكن است بپرسيد زمين نسبت به آسمان چه بعضيتي دارد كه من تبعيضيه آورده شده است ، پاسخ اين است كه: آسمان محكم و استوار است اما زمين محكم نيست. اطراف زمين ناقص است . به همين خاطر زلزله هاي متعددي در زمين ايجاد مي شود . همين نشانه بعضيت زمين است . خداوند در آيه كريمه اي به همين نكته اشاره فرموده است : ... أَفَلَا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا ... [أنبياء : 44]. نقصي كه در اطراف زمين وجود دارد نشانه اين است كه خداوند زمين را با قدرت خود نگاه داشته است ، همان گونه كه آسمان ها را نگاه داشته و زمين جزء و بعضي از آسمان لايتناهي است .
      بر اساس ديدگاه دوم بر خلاف ديدگاه نخست همانندي زمين با آسمان (مِثْلَهُنَّ) در عدد است. اين مطلب در تفاسير گوناگون با تعابير مختلف آمده است . تفسير نمونه جمع بندي مفيدي از اين ديدگاه را ارائه مي‌دهد كه در اينجا ذكر مي كنيم :
      تفسير نمونه مي نويسد: " و از زمين نيز همانند آن" (و مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ) ، يعني همان‌گونه كه آسمان‌ها" هفتگانه" اند زمينها نيز هفتگانه مي‏باشند، و اين تنها آيه‏اي از قرآن مجيد است كه اشاره به زمين‌هاي هفتگانه مي‏كند. اكنون ببينيم منظور از اين آسمان‌هاي هفتگانه و زمين‏هاي مشابه آن‏چيست؟ در اين زمينه در جلد اول ذيل آيه 29 سوره بقره و در جلد بيستم ذيل آيه 12 سوره فصلت، بحث‌هاي مشروحي داشتيم، لذا در اينجا به اشاره فشرده‏اي قناعت مي‏كنيم، و آن اينكه:
      ممكن است، منظور از عدد هفت، همان كثرت باشد، زيرا اين تعبير در قرآن مجيد و غير آن گاه به معني كثرت آمده است، مثلا مي‏گوئيم اگر هفت دريا را هم بياوري كافي نيست. بنا بر اين منظور از هفت آسمان و هفت زمين، تعداد عظيم و كثير كواكب آسماني و كراتي مشابه زمين است.
      اما اگر عدد هفت را براي" تعداد" و شماره بدانيم، مفهوم آن وجود هفت آسمان مي‏شود، و با توجه به آيه 6 سوره صافات كه مي‏گويد: إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ:" ما آسمان نزديك (آسمان اول) را با كواكب و ستارگان زينت بخشيديم" روشن مي‏شود كه آنچه ما مي‏بينيم و علم و دانش بشر به آن احاطه دارد همه مربوط به آسمان اول است، و ماوراي اين ثوابت و سيارات، شش عالم ديگر وجود دارد كه از دسترس علم ما بيرون است.
      اين در مورد آسمان‌هاي هفتگانه، و اما در مورد زمين‌هاي هفتگانه ممكن است اشاره به طبقات مختلف كره زمين باشد، زيرا امروز ثابت شده كه زمين از قشرهاي گوناگوني تشكيل يافته، و يا اشاره به اقليم‌هاي هفتگانه روي زمين چرا كه هم در گذشته و هم امروز كره زمين را به هفت" منطقه" تقسيم مي‏كردند (البته طرز تقسيم در گذشته و امروز متفاوت است، امروز زمين به دو منطقه منجمد شمالي و جنوبي و دو منطقه معتدله و دو منطقه حاره و يك منطقه استوايي تقسيم مي‏شود، اما در گذشته اقليم‌هاي هفتگانه به شكل ديگري تقسيم مي‏شد).
      ولي ممكن است در اينجا نيز عدد هفت كه از تعبير" مثلهن" استفاده مي‏شود نيز براي" تكثير" و اشاره به زمين‌هاي متعددي باشد كه در عالم هستي وجود دارد. تا آنجا كه بعضي از دانشمندان فلكي مي‏گويند كراتي كه مشابه كره زمين بر گرد خورشيدها در اين عالم بزرگ گردش مي‏كند حد اقل سيصد ميليون كره است! .
      هر چند با اطلاعات كمي كه ما از ما وراي منظومه شمسي داريم به دست دادن عدد در اين زمينه كار مشكلي است، ولي به هر حال دانشمندان ديگر فلكي نيز تاكيد مي‏كنند كه در كهكشاني كه منظومه شمسي جزء آن است ميليون‌ها ميليون كره وجود دارد كه در شرايطي مشابه كره زمين قرار گرفته، و مركز حيات و زندگي مي‏باشد. البته ممكن است پيشرفت علم و دانش بشر در آينده اطلاعات بيشتري در باره تفسير اينگونه آيات در اختيار ما بگذارد.

    4. #3
      baquran

      ميليون ها چراغ شناور!




      دوستي مسيحي در ادامه شبهات خود نوشته بود در قرآن آمده است : ... وَزَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ ... [فصلت : 12] اگر خداوند آسمان دنیا را با چراغ هایی زینت بخشیده ، پس درباره میلیون ها سیاره ای که در این فضای بی انتها شناورند چه می گوید؟ آیا اینها هم چراغ هستند؟!

    5. #4
      baquran



      پاسخ : اين برادر مسيحي با سؤال خود هم به انكار واقعيت هاي عيني دنيا برخاسته است و هم ناآگاهي خود نسبت به تورات و انجيل را برملا نموده است .
      در مكاشفه يوحنا آمده است : و چون فرشته سيّم نواخت ناگاه ستاره عظيم چون چراغي افروخته شده از آسمان فرود آمد و بر ثلث نهرها و چشمه‏هاي آب افتاد(10 مكاشفه يوحنّاي رسول 8)
      نيز نگ : و از تخت برق ها و صداها و رعدها برمي‏آيد و هفت چراغ آتشين پيش تخت افروخته كه هفت روح خدا مي‏باشند(5 مكاشفه يوحنّاي رسول 4)
      واژه مصباح يا چراغ به صورت مجاز در سخن نويسنده امثال سليمان نيز آمده است : زيرا كه احكام چراغ و تعليم نور است ، و توبيخ تدبير آميز طريق حيات است . (23 امثال سليمان 6)

    6. #5
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : جنسیت تیر/۱۳۸۶
      نوشته : 45 تشکر : 0
      مورد تشکر: 28 در 19 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      کورش ایران نژاد آنلاین نیست.

      نقل قول : شبهه : هفت آسمان و چند زمين؟!




      با پاسخ شما موافق نیستم زیرا در روایات - برای مثال در حدیث معراج - پیامبر صراحتاً از عبور از هفت آسمان می گوید و این هر کدام از این هفت آسمان چه ویژگی دارند. پس نمی توان عدد هفت را نماد کثرت دانست.

    7. #6
      عضو آشنا
      تاریخ عضویت : جنسیت آبان/۱۳۸۵
      نوشته : 19 تشکر : 7
      مورد تشکر: 29 در 13 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      alii1346 آنلاین نیست.

      نقل قول : شبهه : هفت آسمان و چند زمين؟!




      نقل قول نوشته اصلی توسط کورش ایران نژاد نمایش پست
      با پاسخ شما موافق نیستم زیرا در روایات - برای مثال در حدیث معراج - پیامبر صراحتاً از عبور از هفت آسمان می گوید و این هر کدام از این هفت آسمان چه ویژگی دارند. پس نمی توان عدد هفت را نماد کثرت دانست.
      به نام خدا
      به نظر مي رسد بايد به چند نكته توجه شود
      1- در روايات از هفت آسمان سخن به ميان آمده نه هفت زمين كه محور اين بحث است پس حتي با فرض اين كه نماد كثرت بودن عدد هفت در هفت آسمان را نپذيريم ، اين مطلب ربطي به نماد كثرت بودن زمين ندارد
      2- نماد كثرت بودن يكي از احتمالات است و در اين باره در متن فوق چند احتمال ديگر هم مطر ح شده بود كه " طبقات مختلف زمين " ، "‌ اقاليم هفت گانه "‌ و ساير كراتي كه مانند زمين هستند از جمله آنان است .

    8. #7
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : جنسیت فروردین/۱۳۸۶
      نوشته : 1,255 تشکر : 140
      مورد تشکر: 2,273 در 906 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 10 وبلاگ :
      شهيدان آنلاین نیست.

      شاد نقل قول : شبهه : هفت آسمان و چند زمين؟!




      نقل قول نوشته اصلی توسط baquran نمایش پست
      یکی از برادران مسیحی شبهه کرده بود که قرآن با علم سازگار نیست . تبیین شبهه وی بدین شرح است که با جواب تقدیم می گردد .

      شبهه: در قرآن آمده است : خداوند هفت آسمان را آفرید و همچنین زمین را . اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ ... [طلاق : 12]
      زمین ما که یکی بیشتر نیست ، اما در مورد این یگانه زمین که میلیون ها سیاره دارد ، قرآن چه می‌گوید؟ آیا ممکن است هفت زمین با این ویژگی یافت شود ؟
      ممكن است، منظور از عدد هفت، همان كثرت باشد، زيرا اين تعبير در قرآن مجيد و غير آن گاه به معنى كثرت آمده است، مثلا مى‏گوئيم اگر هفت دريا را هم بياورى كافى نيست.
      بنا بر اين منظور از هفت آسمان و هفت زمين، تعداد عظيم و كثير كواكب آسمانى و كراتى مشابه زمين است.
      اما اگر عدد هفت را براى" تعداد" و شماره بدانيم، مفهوم آن وجود هفت آسمان مى‏شود، و با توجه به آيه 6 سوره صافات كه مى‏گويد: إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ:" ما آسمان نزديك (آسمان اول) را با كواكب و ستارگان زينت بخشيديم" روشن مى‏شود كه آنچه ما مى‏بينيم و علم و دانش بشر به آن احاطه دارد همه مربوط به آسمان اول است، و ما وراى اين ثوابت و سيارات، شش عالم ديگر وجود دارد كه از دسترس علم ما بيرون است.
      اين در مورد آسمانهاى هفتگانه، و اما در مورد زمينهاى هفتگانه ممكن است اشاره به طبقات مختلف كره زمين باشد، زيرا امروز ثابت شده كه زمين از قشرهاى گوناگونى تشكيل يافته، و يا اشاره به اقليمهاى هفتگانه روى زمين چرا كه هم در گذشته و هم امروز كره زمين را به هفت" منطقه" تقسيم مى‏كردند (البته طرز تقسيم در گذشته و امروز متفاوت است، امروز زمين به دو منطقه منجمد شمالى و جنوبى و دو منطقه معتدله و دو منطقه حاره و يك منطقه استوايى تقسيم مى‏شود، اما در گذشته اقليمهاى هفتگانه به شكل ديگرى تقسيم مى‏شد).
      ولى ممكن است در اينجا نيز عدد هفت كه از تعبير" مثلهن" استفاده مى‏شود نيز براى" تكثير" و اشاره به زمينهاى متعددى باشد كه در عالم هستى وجود دارد. تا آنجا كه بعضى از دانشمندان فلكى مى‏گويند كراتى كه مشابه كره زمين بر گرد خورشيدها در اين عالم بزرگ گردش مى‏كند حد اقل سيصد ميليون كره است!
      هر چند با اطلاعات كمى كه ما از ما وراى منظومه شمسى داريم به دست دادن عدد در اين زمينه كار مشكلى است، ولى به هر حال دانشمندان ديگر فلكى نيز تاكيد مى‏كنند كه در كهكشانى كه منظومه شمسى جزء آن است ميليونها ميليون كره وجود دارد كه در شرايطى مشابه كره زمين قرار گرفته، و مركز حيات و زندگى مى‏باشد.
      البته ممكن است پيشرفت علم و دانش بشر در آينده اطلاعات بيشترى در باره تفسير اينگونه آيات در اختيار ما بگذارد.
      با استفاده از تفسير نمونه ذيل آيه 12 طلاق

    9. تشكر : hoseintabar
    10. #8
      دوست جديد
      تاریخ عضویت : جنسیت آذر/۱۳۸۶
      نوشته : 1 تشکر : 0
      مورد تشکر: 1 بار در 1 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      گابريل آنلاین نیست.

      پاسخ به شبهه




      پاسخ ایه 12 سوره طلاق « خدا انکسی است که هفت اسمان را افرید و مانند ان اسمانها )هفت طبقه( زمین خلق کرد ...........


      سماء : این کلمه صد وبیت بار و جمع آن سموات صد و نود بار در قران آمده است .

      معنای سماء :
      راغب گوید : سماء به هرچیز گویند که بالای باشد. طبرسی گوید سماء معروف است و هر آنچه بالای تو باشد و یا بعضا برتو سایه افکنده باشد و سما بیت و سقف انست به ابر و باران نیز سماء گویند . جوهری نیز چنین گفته است.ناگفته نماند به کرات اسمانی به بالای درخت به پشت حیوان و .... سما میگویند در معانی فرعیه ی آن.
      مثلا در ایه 11 سورۀ نوح «یرسل السماء علیکم مدرارا» در اینجا به معنای باران است «تابر شما باران فراوان فرستد»و نیز در ایه هایی مثل ایه 6 سوره انعام و ایه 52 سوره هــود. در اینجا سما بمعنای باران بکار رفته است.

      ُســــــــــبع سمــوات (هفت آسمان) :
      در قرآن کریم مجموعأ هشت بار لفظ "سبع سموات" بکار رفته است ، دقت در آنها نشان میدهد که همه در وسط هم هستند مثل لایه های پیاز و طبق آیات همه از یک طبقه گاز غلیظ آفریده شده اند و میتوان گفت مراد از همۀ آنها طبقات جو زمین است .

      نــــکات آیات :
      « الم تروا کیف خلق الله سبع سموات طباقا -15- وجعل القمر فیهن{1نکته} نورا وجعل الشمس سراجا-16-»نوح
      «آیا ندیده اید که خدا چگونه هفت آسمان را طبقاتی خلق کرده است -15- و در{1نکته} آنها ماه را تابان قرار داده است و
      خورشید را چراغی فروزان ساخت!؟»
      ملک 3« الذی خلق سبع سموات طباقا....» «آن کس که هفت آسمان بلند را به طبقاتی منظم بیافرید ،هیچ در نظم خلقت خدای رحمان تفاوت نخواهی یافت بارها(به دیده عقل در نظام آفرینش) بنگر آیا هیچ سستی و خلل توانی یافت؟»ملک 3 و همچنین ایه 29 سوره بقره و 44 سوره اسراء و 86 مومنون و 12 طلاق.

      از آیات فوق سه مطلب بدست می آید : اسمانها هفت اند . آنها طبقه طبقه توی هم اند. احتمالا {1نکته} ماه در میان انها نور است. باید دانست آسمانها و اجرام کهکشانهای سماوی بیشمار است .
      ناچار باید گفت مراد از این هفت آسمان ، آسمانهای بخصوصی است . از طرف دیگر نور ماه چندان امتداد ندارد و یقینا باجرام دور نمیزسد چنانکه ما با چشم عادی خود نمیتوانیم قمر مریخ و قمرمشتری و غیره را ببینیم .نور قمر زمین نیز به آنها نمیرسد و حداکثر نور ماه در منظومه شمسی قابل رویت است. مثلا در شعرای یمانی که پانصد هزار برابر فاصله از زمیــن دور است چطور ممکن نور ماه دیده شود .
      پس اینکه قرآن گفته«وجعل القمر فیهن نورا» کدام هفت آسمان است نورش در آن مرئی است .پس حتما این هفت آسمان غیر از اسمانهای دیگر است . نور ماه در طبقات هــوا مرئی است{1نکته} و قهرأ مراد از آنها همین طبقات است .
      {1نکته} : ممکن است غرض از « فیهن » آن باشد که ماه خارج از هفت آسمان است و نورش به آنها میرسد پس ما در میان آنها نیست و ممکن است غرض از « فیهن» آن باشد که ماه در میان آنهاست .

      دانشمندان طبقات هوا (جو) را بر مبناهای مختلفی تقسیم کرده اند .که از دید قرآن طبقات جو هفت طبقه (اسمان) است.

      اسمـــاء الدنِِیــا
      در سه جا از قرآن کریم « السما الدنیا » آمده که باید دید مراد از آنها چیست ؟
      ایات 7 سوره صافات و ایه 12 سوره فصلت و ایه3-5 ملک
      ما اسمان نزدیک را به زیور ستارگان بیاراستیم
      انگاه هفت اسمان را در دو روز بیافرید و در هر اسمان امر آن را وحی فرمود ، واسمان دنیا را با چراغهایی زیور دادیم و حفظ کردیم اینست تقدیر خدای مقتدر حکیم .
      در ایه اول کواکب ذکر شده و در ایه دوم وسوم مصابیح و سبع سموات و نیز در ایه سوم رجوم شیاطین ذکر شده است.
      مراد از کواکب در ایه اول ظاهرا سیارات منظومه شمسی و منظور از السما الدنیا فضا و اسمان منظومه شمسی است که نزدیکترین اسمانهای جهان بزمین است .
      منظور از مصابیح در ایه دوم همان شهابها و سنگهای سرگردان در فضا هستند که با ورود بطبقات جو زمین آتش میگیرند و آسمان را رینت و زیور میبخشند. شاهد قوی انکه در ایه دوم ابتدا سبع سموات امده سپس «السما الدنیا» پر واضح است که نظر بر نزدیکترین آسمان از آن هفتگانه است . (ر .ج : کتاب آغاز و سرانجام جهان)

      جو زمين از جنبه های گوناگون به طبقات گوناگون تقسيم می شود. مثلاً از نظر گرما آنرا به پنج طبقه تقسيم می کنند. قرآن آنرا از نظر کار و وظيفه به هفت طبقه تقسيم می کند. تقسيم بندی مورد نظر قرآن می تواند بترتيب زير باشد:


      1) تروپوسفر ( تروپو بمعنی متغير است و اسفر بمعنی گرد و دايره و منطقه): اين طبقه طبقه آب و هواست. ابر، باد، رعد، برق، باران، برف، مه و طوفان در اين طبقه است

      2) استراتوسفر: طبقه ای است آرام و تهی از بخار آب و طوفان و دگرگونيها، و بدليل خشکی آن معمولا ابر در آن درست نمی شود، از گسترش يافتن و پخش شدن طوفانها در تروپوسفر جلوگيری می کند و برای پرواز هواپيماها مناسب است.

      3) ازونسفر: طبقه گاز ازن. اين گاز نود و نه درصد از اشعه ماوراء بنفش که از خورشيد میآيد و برای زندگان در روی زمين خطرناک و کشنده است را می مکد.

      4) مزوسفر: در اين طبقه اجرام آسمانی که از فضا می آيند بدليل داشتن سرعت بسيار در اصطکاک با جو داغ شده و می سوزند و خاکستر آنها به زمين می رسد. اگر بزرگ باشند فرصت نمی کنند کاملاً بسوزند و خاکستر شوند به اين خاطر بخشی از آنها تا زمين رسيده و بر زمين سقوط می کنند.

      5) يونوسفر: در خود به سه طبقه تقسيم میشود و مسئوليت انعکاس امواج را دارد هم امواجی که از زمين می آيند و هم امواجی که از خورشيد می آيند. همينطور اشعه خطرناک ايکس و بخشی از اشعه ماوراء بنفش قوی را می مکد.

      6) ترموسفر: اشعه قوی ماوراء بنفش (که Xuv يا Euv ناميده می شود) را می مکد. و در اين طبقه ذرات هوا بار دار می شوند (بار الکتريکی می گيرند).

      7) اکسوسفر: ذرات در اين طبقه نسبت به طبقات پائينی خيلی کم است و اين امکان حرکت سريع به آنها میدهد و اين بنوبه خود امکان بيرون رفتن از جاذبه زمين به برخی از آنها می دهد. و بيرون رفتن ذرات از زمين نيز برای کم شدن از حجم و وزن زمين ضروری است. در اين طبقه ماهواره هائی نيز گردش می کنند.


      پس مراد از هفت سما طبقات جو است میگه و مثلهن الارض

      پس میتوان گفت اگر مراد لایه های جو است منظور از 7 زمین هم لایه های زمین است

      واژه «اَرض» بمعنی: کره زمين ــ قطعه ای از زمين ــ خشکي ـــ سطح زمين ـ آنچه از زمين روی آن راه می رويم و زندگی می کنيم (يعني لايه بالائی زمين) - جا و مکان - جای بی ساختمان و بی کشت - بخش پائين هر چيزی که با زمين تماس دارد (و به بالای آن سماء گفته می شود) - بخش پائين دست و پای چهارپا و پايه هر چيزی که با زمين تماس داشته باشد - خاک ـــ زکام (مذکر و مؤنث) ـ تبِ لرز و لرزه، می باشد. و در چهار چوب قاعده و مبحث مجاز و اسم مبهم که معنی آن با قرينه يا قرينه های موجود در جمله روشن می شود به معانی ديگری مانند: کشور و قلمرو نيز می آيد. و در قرآن بمعنی گوناگون خود آمده است. جمع آن: أراضٌ و أُرُوض و أرضات وأَرَضُون و أراضي

      لایه های زمین میتوان اینگونه تقسیم کرد

      1ـــ قشر خارجی زمین. این قشر اساساً از سنگ خارا و کوههای آن تشکیل شده.دما در عمق یازده کیلومتری به 1100 در جه می رسد.

      2ـــ قشر زیر قشر خارجی. این قشر از مگنزیم و سلیکات آهن تشکیل شده و در 400 کیلو متری دما تقریباً 1400 در جه است.

      3ـــ سومین قشر زمین در عمق میان 400 تا 700 کیلومتری قرار دارد. و از همان عناصر قشر بالائی تشکیل شده است. دما در آن بالای 1400 درجه است.

      4ـــ چهارمین قشر تا 2900 کیلومتری عمق امتداد دارد. پائین آن آهن و سلیکات منزیم تقریباً 3800 درجه گرم است.

      5ـــ دمای آن بالای 3800 درجه است و فعل و انفعالات خشونت باری در آن صورت می گیرد.

      6ـــ ششمین قشر از آهن و آلیاژ فلز نیکل و مقادیر کمی سولفید آهن تشکیل شده.گفته میشود که جریانهای این قشر باعث نیروی آهن ربائی زمین میشود. دمای آن میان 3800 تا 4200 درجه است.

      7ـــ از همان آهن و نیکل قشر بالائی خود تشکیل شده و در مرکز آن دما به 6000 درجه می رسد

    11. تشكر : hoseintabar
    12. #9
      دوست جديد
      تاریخ عضویت : جنسیت دی/۱۳۸۶
      نوشته : 1 تشکر : 0
      مورد تشکر: 1 بار در 1 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      gmmj آنلاین نیست.



      سماء : این کلمه صد وبیست بار و جمع آن سموات صد و نود بار در قران آمده است .

      راغب گفته : سماء به هرچیز گویند که بالا باشد.

      طبرسی گفته : سماء معروف است و هر آنچه بالای تو باشد و یا بعضا برتو سایه افکنده باشد و سما بیت و سقف انست به ابر و باران نیز سماء گویند .
      جوهری نیز چنین گفته است.

      «سماء»: چیزیکه در بالا قرار دارد (بالای سر قرار دارد)، و به بالای هر چیزی سماءِ آن گفته می شود (و به پائین آن زمین آن).

      امام رضا (ع) اینگونه ترسیم نموده معنای انرا : دست چپ خود را گشود و بر زمین گذاشت و سپس دست راست خود را بر دست چپ گذاشت و فرمود : این دست زیرین زمین و ان دست روئین آسمان ان.(سفینه البحار)

      پس در لغت عرب به هرچه بالا باشد سما گویند گاه در معنای اصلی آن بکار میرود و گاه معانی فرعی بعضی از چیزها.
      ناگفته نماند به کرات اسمانی به بالای درخت به پشت حیوان و .... سما میگویند و هر چیزی که بالای ما باشد .
      مثلا در ایه 11 سورۀ نوح «یرسل السماء علیکم مدرارا» در اینجا به معنای باران است «تابر شما باران فراوان فرستد»و نیز در ایه هایی مثل ایه 6 سوره انعام و ایه 52 سوره هــود. در اینجا سما بمعنای باران بکار رفته است.

      ُســــــــــبع سمــوات (هفت سماء) :

      در قرآن کریم مجموعأ هشت بار لفظ "سبع سموات" بکار رفته است ، دقت در آنها نشان میدهد که همه در وسط هم هستند مثل لایه های پیاز و طبق آیات همه از یک طبقه گاز غلیظ آفریده شده اند و میتوان گفت مراد از همۀ آنها طبقات جو زمین است .

      نــــکات آیات :

      « الم تروا کیف خلق الله سبع سموات طباقا -15- وجعل القمر فیهن{1نکته} نورا وجعل الشمس سراجا-16-»نوح
      «آیا ندیده اید که خدا چگونه هفت آسمان را طبقاتی خلق کرده است -15- و در{1نکته} آنها ماه را تابان قرار داده است وخورشید را چراغی فروزان ساخت!؟»
      ملک 3« الذی خلق سبع سموات طباقا....» «آن کس که هفت آسمان بلند را به طبقاتی منظم بیافرید ،هیچ در نظم خلقت خدای رحمان تفاوت نخواهی یافت بارها(به دیده عقل در نظام آفرینش) بنگر آیا هیچ سستی و خلل توانی یافت؟»ملک 3
      « اوست خدایی که همه موجودات زمین را برای شما خلق کرد ، پس از آن ، به خلقت آسمان نظر گماشت وهفت آسمان را بر فراز یکدیگر برافراشت و او به هر چیزی دانا است»29 بقره
      و همچنین 44 سوره اسراء و 86 مومنون و 12 طلاق و آیات 11 و12 سوره فصلت که به روشنی بیان میکند قبل از اینکه جو به طبقاتی معین در آید دودی و گاز غلیظی بوده است و بعدا به صورت طبقات معین تشکیل شده است .(قبلا از بحث هفت سما میگوید اسمان دود یا گازی بود)
      از ایات مذکور سوره فصلت فهمیده میشود که زمین در دو دوران خلق شده است و سپس آسمان که گاز فشرده و دود غلیظی بود بدستور خداوند رقیق شده است «فقضاهن سبع سموات» و از جمله « اوحــی فی کل سماء امرها – و در هر اسمان امر مخصوصی را وحی کرد» فهمیده میشود که هریک از این طبقات خاصیت بخصوص و اثر معینی دارد .

      از آیات فوق سه مطلب بدست می آید : اسمانها هفت اند . آنها طبقه طبقه توی هم اند. احتمالا {1نکته} ماه در میان انها نور است. باید دانست آسمانها و اجرام کهکشانهای سماوی بیشمار است .
      ناچار باید گفت مراد از این هفت آسمان ، آسمانهای بخصوصی است . از طرف دیگر نور ماه چندان امتداد ندارد و یقینا باجرام دور نمیرسد چنانکه ما با چشم عادی خود نمیتوانیم قمر مریخ و قمرمشتری و غیره را ببینیم .نور قمر زمین نیز به آنها نمیرسد و حداکثر نور ماه در منظومه شمسی قابل رویت است. مثلا در شعرای یمانی که پانصد هزار برابر فاصله از زمیــن دور است چطور ممکن نور ماه دیده شود .
      پس اینکه قرآن گفته«وجعل القمر فیهن نورا» کدام هفت آسمان است نورش در آن مرئی است. پس حتما این هفت آسمان غیر از اسمانهای دیگر است . نور ماه در طبقات هــوا مرئی است{1نکته} و قهرأ مراد از آنها همین طبقات است .
      {1نکته} : ممکن است غرض از « فیهن » آن باشد که ماه خارج از هفت آسمان است و نورش به آنها میرسد پس ما در میان آنها نیست .
      2 نکته : «آیا ندیده اید که خدا چگونه هفت آسمان را طبقاتی خلق کرده است -15- و در{1نکته} آنها ماه را تابان قرار داده است وخورشید را چراغی فروزان ساخت!؟»
      طِباق» بمعنی: بصورت طبقه طبقه روی همديگر بودن است ـــ « نور» بمعنی: تابش و روشنائی بازتابی است ـــ و « سِراج » بمعنی: چراغ روشنگر
      ماه را در آنها (يعنی در طبقات جو) تابشی گردانيد و خورشيد را چراغی روشنگر، اين به اين معنی است که ماه بيرون از طبقات جو تابنده نيست وخورشيد نيز بيرون از طبقات جو چراغی روشنگر نيست.

      همانگونه که آيه میگويد، ماه در طبقات جو بدليل بازتاب نورآن توسط ذرات گاز و بخار و خاک و غيره تابش دارد و تابان است. ولی بيرون از طبقات جو ماه تابنده نيست و فضا تاريک و سياه است، چون چيزی وجود ندارد که نور آنرا بازتاب بدهد. و ما فقط خودِ ماه را می توانيم ببينيم.
      همينطورخورشيد نيز چنانکه آيه می گويد در طبقات جو بدليل بازتاب پرتو آن در ذرات گاز و بخار و خاک و غيره چراغی روشنگر است و فضای طبقات جو را روشن می کند، ولی بيرون از طبقات جو خورشيد چراغی روشنگر نيست و جائی را روشن نمی کند و فضا تاريک و سياه است، چون چيزی وجود ندارد که نور آنرا بازتاب بدهد. شب هنگام نيز پرتو خورشيد در فضای بالاتر از طبقات جو وجود دارد ولی فضا را روشن نمی کند.

      منظور از اسمانهای هفت گانه :


      دانشمندان طبقات هوا (جو) را بر مبناهای مختلفی تقسیم کرده اند .
      جو زمين از جنبه های گوناگون به طبقات گوناگون تقسيم می شود. مثلاً دانشمندان از نظر گرما آنرا به پنج طبقه تقسيم می کنند. قرآن آنرا از نظر کار و وظيفه به هفت طبقه تقسيم می کند. تقسيم بندی مورد نظر قرآن می تواند بترتيب زير باشد :



      1- تروپوسفر ( تروپو بمعنی متغير است و اسفر بمعنی گرد و دايره و منطقه): اين طبقه طبقه آب و هواست. ابر، باد، رعد، برق، باران، برف، مه و طوفان در اين طبقه است.


      2- استراتوسفر : طبقه ای است آرام و تهی از بخار آب و طوفان و دگرگونيها، و بدليل خشکی آن معمولا ابر درآن درست نمی شود، از گسترش يافتن و پخش شدن طوفانها در تروپوسفر جلوگيری می کند و برای پرواز هواپيماها مناسب است.


      3- ازونسفر: طبقه گاز ازن. اين گاز نود و نه درصد از اشعه ماوراء بنفش که از خورشيد میآيد و برای زندگان در روی زمين خطرناک و کشنده است را می مکد .


      4- مزوسفر: در اين طبقه اجرام آسمانی که از فضا می آيند بدليل داشتن سرعت بسيار در اصطکاک با جو داغ شده و می سوزند و خاکستر آنها به زمين می رسد اگر بزرگ باشند فرصت نمی کنند کاملاً بسوزند و خاکستر شوند، به این خاطر بخشی از آنها تا زمین رسیده ودر زمین سقوط میکنند.


      5- يونوسفر: در خود به سه طبقه تقسيم میشود و مسئوليت انعکاس امواج را دارد هم امواجی که از زمين می آيند و هم امواجی که از خورشيد می آيند. همينطور اشعه خطرناک ايکس و بخشی از اشعه ماوراء بنفش قوی را می مکد .


      6- ترموسفر: اشعه قوی ماوراء بنفش را می مکد. و در اين طبقه ذرات هوا بار دار می شوند (بار الکتريکی می گيرند)


      7- اکسوسفر: ذرات در اين طبقه نسبت به طبقات پائينی خيلی کم است و اين امکان حرکت سريع به آنها میدهد و اين بنوبه خود امکان بيرون رفتن از جاذبه زمين به برخی از آنها می دهد. و بيرون رفتن ذرات از زمين نيز برای کم شدن از حجم و وزن زمين ضروری است. در اين طبقه ماهواره هائی نيز گردش می کنند .



      « و آسمان (جو)را سقفـــی حفظ کننده از تعرض قرار داد»انبیا 32 در ادامه تذکری میدهد و میگوید « بازهم (کافران) از آیات و شگفتی های آن اعراض میککند»


      هميشه از طرف فضا سنگهای آسمانی بطرف زمين می آيـد، جو آنها را می سوزاند، و آنها ضمن چند ثانيه درخشيدن به پودر تبديل می شوند و کم کم بدون اينکه ديده شوند به زمين می ريزند. بجز اجرام بسیار بزرگ که بخشی از ان میتواند سالم بماند .
      ـــ جو امواج راديوئی را بطرف زمين برمی گرداند.
      ـــ خورشيد انواع واقسام امواج و انرژی از خود ساطع می کـند. قـشرگاز اُزون جو که در ارتفاع ميان 30000 تا 40000 متر قـرار دارد، از به زمين رسيدن اشعه ماوراء بـنـفـش کـه می تواند خيلی از موجودات زنده را بکشد جلوگيری می کند.
      ـــ قشر جو مانع از بيرون رفتن بخار آب می شود.
      ـــ قـشـر دی اکسيد جو گرمای زمين را در جو زمين نگه می دارد و فـقـط قسمت ناچيزی از گرما از آن به خارج از جو نفوذ می کند. در صورت نبود ايـن قـشر گرما از محدوده زمين خارج می شود و جو زمين50 درجه سردتر از آنچه هـست می شود. به اين ترتيب جو مانند يک سقـف ما را حفـظ می کند.

      هرچند که اینجا واژه سما با الف لام بکار رفته یعنی نکره.
      البته در آیات دیگری نیز منظور از السما جو است مثل ایات 11 سوره نوح و 6 سوره انعام و معارج 8 حاقه16 ،قمر11 و طور5 وغیره
      البته در ایات دیگری هم منظور از سما ء گاها کل کیهان ویا عالم بالا و فضاست موجودات علوی و ستارگان است :
      مثل ایات 22 سوره بقره ، ابراهیم 24 ، انبیا 104 کل کیهان، بروج 1 ،ذاریات 47 کل کیهان .مثل بقره 164 و طه4 وشوری 29، فرقان 161 و غیره
      السموات در همۀ آنها جمع معرف بالف و لام و ظهورش در استغراق است و چون متعلق به خلقت اند پس مراد موجودات علوی و ستارگان و کهکشهانهای دور دست هستند .


      اسمـــاء الدنِِیــا



      اسماء الدنیا : در لغت عرب به معنای اسمان نزدیک یا اسمانی که با چشم دیده شود گفته میشود و چون در هر سه جا کلمه بصورت نکره بکار رفته میتواند معانی فرعیه ان مورد نظر باشد.


      در سه جا از قرآن کریم « السما الدنیا » آمده که باید دید مراد از آنها چیست ؟
      ایات 7 سوره صافات و ایه 12 سوره فصلت و ایه3-5 ملک
      ما اسمان نزدیک را به زیور ستارگان بیاراستیم
      انگاه هفت اسمان را در دو روز بیافرید و در هر اسمان امر آن را وحی فرمود ، واسمان دنیا را با چراغهایی زیور دادیم و حفظ کردیم اینست تقدیر خدای مقتدر حکیم .
      در ایه اول کواکب ذکر شده و در ایه دوم وسوم مصابیح و سبع سموات و نیز در ایه سوم رجوم شیاطین ذکر شده است.
      مراد از کواکب در ایه اول ظاهرا سیارات منظومه شمسی و منظور از السما الدنیا فضا و اسمان منظومه شمسی است که نزدیکترین اسمانهای جهان بزمین است , ومیتواند منظور اسمان کهکشان هم باشد
      منظور از مصابیح در ایه دوم همان شهابها و سنگهای سرگردان در فضا هستند که با ورود بطبقات جو زمین آتش میگیرند و آسمان را زینت و زیور میبخشند. شاهد قوی انکه در ایه دوم ابتدا سبع سموات امده سپس «السما الدنیا» پر واضح است که نظر بر نزدیکترین آسمان از آن آسمانهای هفتگانه است . (ر .ج : کتاب آغاز و سرانجام جهان) و قاموس قرآن





      در ایه 12 ســوره طلاق آمده :

      « الله الذی خلق سبع سموات و من الارض مثلهن یتنزل الامر بینهن » طلاق 12

      « خدا آنکسی است که هفت آسمان را آفرید و مانند آن آسمانها (ازهفت طبقه) از زمین...»

      یا «خـدا آن است که هـفـت آسمان را آفـريـد و از زمـيـن نـيـز چيزی مانـنـد آنهـا»


      اگر مراد از "مانند " عدد باشد غرض آنست که خدا هفت آسمان و هفت زمین آفرید در اینصورت چون مراد از هفت اسمان طبقات جو است زمین نیـــــز ماننــــد آنها هفت طبقه اند و زمین نیـــز مثل آنهاست و جملۀ «من الارض» نشان میدهد که این هفت طبقه در خود زمین است.
      ( شرح مطلب قاموس قرآن جلد سوم )

      طبقات زمین میتواند بصورت زیر تقسیم بندی شود :

      1ـــ قشر خارجی زمین. این قشر اساساًاز سنگ خارا و کوههای آن تشکیل شده.دما در عمق یازده کیلومتری به 1100 در جه می رسد.
      2ـــ قشر زیر قشر خارجی. این قشر از مگنزیم و سلیکات آهن تشکیل شده و در 400 کیلو متری دما تقریباً 1400 در جه است.
      3ـــ سومین قشر زمین در عمق میان 400 تا 700 کیلومتری قرار دارد. و از همان عناصر قشر بالائی تشکیل شده است. دما در آن بالای 1400 درجه است.
      4ـــ چهارمین قشر تا 2900 کیلومتری عمق امتداد دارد. پائین آن آهن و سلیکات منزیمتقریباً 3800 درجه گرم است.
      5ـــ دمای آن بالای 3800 درجه است و فعل و انفعالات خشونت باری در آن صورت می گیرد.
      6ـــ ششمین قشر از آهن و آلیاژ فلز نیکل و مقادیر کمی سولفید آهن تشکیل شده.گفته میشود که جریانهای این قشر باعث نیروی آهن ربائی زمین میشود.دمای آن میان 3800 تا 4200 درجه است.
      7ـــ از همان آهن و نیکل قشر بالائی خود تشکیل شده و در مرکز آن دما به 6000 درجه می رسد.

      این حدیث از پیامبر تاییدی از این تفسیر است :
      هرکه تواضع کند خدا(مقام) اورا تا آسمان هفتم بالا برد ، وهرکه کبر ورزد خدایش تا زمین هفتم فرو ببرد(نصایح /ایت الله مشکینی ص76 نقل شده از کتب اهل سنت)
      البته در نهج البلاغه نیز اشاراتی شده است .

      موجودات زنده در آسمان در آیات قرآن و احادیث

      آیات متعددی در قرآن هست که از وجود موجودات زنده در آسمانها خبر میدهند. بعضی از آیات آنها را بلفظ "دابــه" (جنبنده) آورده و بعضی بلفظیکه دلالت بر اولو العقل بودن آنها دارند :
      « ولله یسجد ما فی السموات و مافی الارض من دابه و الملائکه و هم لایستکبرون»نحل 49
      « هر چه در آسمانها و زمین از جنبندگان و فرشتگان است همه برای خدا سجده میکنند و تکبر نمی ورزند»
      ایه فوق صریح است در اینکه در آسمانها مثل زمین جنبندگانی هست و خدا را سجده میکنند .
      « واز نشانه های او آفرینش آسمانها و زمین است و آنچه را از جنبنده در آنها پراکنده ساخته است و او هر وقت بخواهد بر جمع آنها قادر است»شوری 29
      ضمیر "فیهما" به آسمانها و زمین راجع است و با قاطیعت تمام روشن میدارد که در آسمانها جنبندگانی آفریده شده اند .
      و از جمله "علی جمعهم اذا یشاء قدیر" بدست میاید که روزی میان اهل زمین وآنها ارتباط برقرار خواهد شد ، اگر منظور از جمع ، رسیدن آنها به یکدیگر باشد .
      آیات دیگر از قرار ذیل اند :
      «هر که در آسمانها و زمین است همه از او حوایج میطلبند و او هر روز به شان و کاری پردازد» رحمن29
      « وهرکه در آسمانها و زمین است ، از روی رغبت یا به جبر ، با سایه ها(وهمه آثار وجوی)شان ،هرصبح و عصر برای خدا سجده میکنند»رعد15
      « و ربک اعلم بمن فی السموات والارض» اسراء 55

      کلمه "من" man در این آیات دلالت بر افراد عاقل وذی شعوری دارد و بخوبی روشن میکند که در آسمانها مانند انسان موجودات زنده وعاقل زندگی میکنند و بخدای خود خاضع اند و حوائج خویس از او میخواهند. قاموس قران جلد 4

      علی علیه السلام هم که می فرمایند : « إن هذه النجوم التی فی السماء مدائن مثل المدائن التی فی الأرض .
      = این ستاره ها ( سیاره ها ؟ ) که در آسمان هستند ، شهرهائی مانند شهرهای زمین می باشند » ( نورالثقلین ، ج4 ، ص 400 )


      امام باقر : همانا پشت این خورشید چهل خورشید وجود دارد (چهل به معنای کثرت) که ما بین هریک از آن خورشیدها چهل سال راه باشد ، در آن عوالم آفریدگاران بسیار بوند که از آفرینش انسان بی اطلاع و بی خبر بوند . (بحارالانوار جلد 27صفحه 45)

    13. تشكر : مجتبی 65
    14. #10
      دوست جديد
      تاریخ عضویت : جنسیت بهمن/۱۳۸۶
      نوشته : 1 تشکر : 0
      مورد تشکر: 0 در 0 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      SADEGH آنلاین نیست.

      عصبانی نظریه درباره هفت اسمان




      به نظر بنده هفت آسمان اینگونه باید باشد آسمان اول چرخش انسانها هفت بار دور خانه خدا که می تواند هفت دقیقه طول بکشد آسمان دوم چرخش هفت بار ماه به دور زمین (خانه خدا) که هفت روز طول می کشد آسمان سوم چرخش هفت بار خورشید به دور زمین که هفت سال طول می کشد آسمان چهارم چرخش سیاره1(که شناخته شده است) دور زمین که هفت قرن طول می کشد آسمان پنجم چرخش سیاره2 به دور زمین که هفت قرون طول می کشد آسمان ششم چرخش سیاره 3 به دور زمین که هفت جمع قرون(قرآن) طول می کشد

    صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •