• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • + ارسال موضوع جدید
    صفحه 3 از 8 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 75
    1. #21
      mmj
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : مرداد/۱۳۸۷
      نوشته : 1,008 تشکر : 227
      مورد تشکر: 1,471 در 667 پست
      حضور : 7 ساعت 31 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 1
      گالری : 0 وبلاگ :
      mmj آنلاین نیست.



      [QUOTE]
      .بر خلاف ادعای شما ایه قران تصریح کرده که این سد با زلزله قیامت خراب میشود و یاجوج و ماجوج از هر سو به مردم حمله میکنند ایه 96 انبیا. و ایات 98 و 99 سوره کهف. نتیجه ان میشود که یاجوج و ماجوج بوسیله این سد که نه میتوانند انرا سوراخ کنند و نه از ان بالا روندتا زمان زلزله قیامت پشت ان سد اسیرند ولی با متلاشی شدن ان سد توسط زلزله قیامت انها مردم را مورد هجوم قرار خواهند داد
      [/QUOTE]

      بادرود
      اتفاقا اه 96 سوره انبیا و نه 98 سوره کهف سخنی از زلزله روز قیامت در بر ندارد و ان یکی از نشانه های نزدیکی قیامت دانسته شده است .
      درایات 96و97 سوره انبیا میخوانیم :
      تا زمانى كه [سدّ] يأجوج و مأجوج گشوده شود و آنان از هر زمين بلندى سرازير مى‏شوند. (96)و آن وعده حق [كه قيامت است‏] نزديك شود...97) و این ایات بخصوص ایه 96 هرگز بمعنی وقوع قیامت در هنگامه ی هجوم انان نیست بلکه از نشانه های نزدیکی ظهور انست بدین معنی که تا یاجوج (=یوچانگ) و ماجوج (=مانچو، منچول، مغول) هجوم خود را شروع نکند یکی از مراحل قیامت طی نشده است این از انجهت گفته میشود که ایه 96 ابتدا از هجوم گفته شده سپس در ایه97 سخن از نزدیکی قیامت پس از حادثه خروج یاجوج و ماجوج است. واین موضوع در حدیث نیز تصریح شده است که از نشانه های نزدیکی قیامت یورش و حمله ترکان مغول (=یاجوج ، ماجوج) است .
      چنانکه در صحیح البخاری کتاب چهارم صفحه ی 54 امده است : «رستاخیز بپا نمیشود تا انکه شما مسلمانان با ترکان روبرو شوید که چشمانی کوچک و چهرهایی قرمز و بینی هایی کوتاه و پهن دارند ، چهره های انان به سپرهای چکش خورده میماند (صورتی گرد و پهن دارند)»
      در کنزالعمال جدیث 31073 آمده است « از رسول خدا روایت شده که فرمود: امت مرا گروهی پهن چهره،کوچک چشم، سه بارمورد حمله قراردهند، درهجوم نخست هرکه بگریزد نجات یابد و در دومین برخی نجات یافته وبرخی هلاک شوند و درسومین حمله همه راقلع و قمع کنند. عرض شد یا رسول اله انها کیانند؟ فرمود: ترک، و انچنن بر امتچیزه شوند ک اسبهاشان را بر درب مساجد مسلمانان ببندند» بپرو این حدیث میتوان حملات مغولان را به سه دسته تقسیم کرد سه حمله ی بزرگ مغول: حمله نخست با چنگیز ، حمله دوم با هولاکوخان ، و حمله سوم با تیمورلنگ
      در تاریخ خلفا ص28 حدیثی نقل شده است :« تاگاه که ترکان متعرضتان نشده اند متعضشن نشوید زیرا نخستین کسی که سلطنت و مواهب خداوندی را از امتم می گیرد ترکانند»
      و اینکه در قران و حدیث از نشانه های قیامت شمرده شده هرگز به این معنی نیست که فردای انروز قیامت بپا شود چه اینکه هم درقران و هم در حدیث نشانه های بسیار و مراحل بسیاری برای قیامت ذکر شده است مثلا شکافتن ماه یا اینکه نماز پیش امتم سبک شمرده شود و.... یا اینکه قیامت بپا نشود تا قسطنطنیه بدست یکی از فرزندان امتم گشوده شود (چنانکه میدانیم توسط سلطان محمد ترک -ازترکان عثمانی گشوده شد) و مثالهای متعدد که میتوان از نشانه های نزدیکی قیامت برشمرد
      بنابراین طبق این رویه میتوان گفت: هجوم مغول یکی از نشانه های برپایی قیامت است که طی ان سد ذوالقرنین نیز نابود میشود
      در مورد داستان ذوالقرنین در تورات اشاراتی هست اما نه به شکلی که در قران امده در انجا صحبت از خوابها و پیشگوییهای پیامبران بنی اسراییل است که از تعبیر انها به معنی ذوالقرنین رسیده اند.
      نخست اینکه فقط به اسفار پنج گانه منتسب به موسی ع تورات گفته میشود
      دوم اینکه هیچ لفظی شبیه به ذوالقرنین در هیچ جای کتاب مقدس نیست.
      سوم اینکه خوابها و پیشگوییهای بنی اسرائیل را پیش از این شرحش گذشت در ان ادرس، ولازم بتکرار ان نبود
      چهارم اینکه مفسرین قران درسده ی اخیر و در پی کشفیاتی در مشهدمرغاب خواب دانیال را به ذولقرنین تفسیر کرده اند و گرنه پیش از ان جز نشانی از کوروش و دودمانش نبوده است (وحتی نه خود کوروش)
      ولی به صراحت در تورات از یاجوج و ماجوج نامبرده است.
      در تورات و کتاب مقدس هرگز از یاجوج وماجوج در رابطه با داستان کوروش یا ذوالقرنین خبری نیست! اما در قران یاجوج و ماجوح در ارتباط با ذولقرنین بکار گرفته شده است و همچنین سد کوروش دربرابر انان، بعلاوه قرانی شرح زیبایی از مسیر حرکات نظامی ذولقرنین میدهد که با حرکت کوروش همخوانی دارد. در حالی که در کتب بنی اسرائیل تنها گزارشی کوچک ازفتح بابل است و تمجیدها بدلیل ازادی یهود از اسارت دربابل است.
      منظور من ازسابقه دو هزار ساله داستان ذوالقرنین در تورات همان تاریخ تقریبی ظهور حضرت موسی است
      که از بیخ و بن اشتباه است
      گرچه اگر نظر شما راهم بپذیریم سابقه این داستان در تورات حدود 1000 سال قبل از قران میشود
      تورات و کتاب مقدس داستانی بنام داستان ذولقرنین ندارد . انجا تنها توصیفات ، تعریفها ، تمجیدها و بیان خصوصیات کوروش است و گزارش کتاب مقدس هرگز فراتر از بابل نیست ! بنابراین با قیاس ان با داستان قران معالفارق بوده و تفاوتی بنیادین باهم دارند
      با توجه به مطالبی در ابتدای نوشتارم گفته ام این سد که سراسر اهن و مس باشد کجاست و ایا این سد داریال این ویژگی را دارد؟
      بنظر من هرگز مهم نیست که بقایای سدی بنام داریال وجودداشته باشد یا خیر، اگر ما ذولقرنین را کوروش بدانیم و برای ما اثبات شده باشد که مورخان برای کوروش سدی در همان منطقه میشناختند این دلیلی کافی خواهد بود چراکه پس از هجوم مغول و شکستن سد انتظار بودن بقایااز سد بیهوده است.
      شما میتوانید درباره سد کوروش و گزارشات مورخانو و ویژگی ان در ادرس زیر مطالبی بخوانید
      http://www.koreadvd.net/showthread.php?tid=51&page=2
      ویرایش توسط mmj : ۱۳۹۰/۰۱/۰۴ در ساعت 00:25
      بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن

    2. تشكرها 2 : filis, مریم
    3. #22
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : اسفند/۱۳۸۹
      نوشته : 633 تشکر : 514
      مورد تشکر: 553 در 369 پست
      حضور : 7 روز 9 ساعت 19 دقیقه
      دریافت : 27 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      talleb آنلاین نیست.



      درود.
      بادرود
      اتفاقا اه 96 سوره انبیا و نه 98 سوره کهف سخنی از زلزله روز قیامت در بر ندارد و ان یکی از نشانه های نزدیکی قیامت دانسته شده است .
      به فرض هم که چنین باشد در اینکه ان سد را خداوند در هم میکوبد و بدنبال ان یاجوج وماجوج که تا ان زمان قادر به عبور ازسد نبوده اند مردم را مورد حمله قرار میدهند ایات صراحت دارند. خب اینجا دو حالت وجود دارد 1- این حمله صورت گرفته و در حقیقت سد خراب شده.2- این سد هنوز وجود دارد و ان حمله صورت نگرفته است. چون با وجود سد انها قادر به عبور از ان نخواهند بود. اگر حمله کرده باشندما میدانیم که مغولها از شرق حمله کردند که نه نه کوهی وجود داشته و نه سدی بین این کوها. و این سد داریال در شمال غربی و قفقاز است که نمیتواند ربطی به حمله مغول داشته باشد و اگر این سد همان سد داریال باشد پس باید الان وجود نداشته باشد تا یاجوج و ماجوج بتوانند عبور کنند. اگر چنین سد عجیبی در نواحی شرقی وجود داشت مسلما باید در تاریخ نامی از ان برده میشد پس نمیتوان گفت وجود داشته و الان اثری از ان نیست. و اگر این حمله صورت نگرفته و بقول قران این سد مانع حمله انهاست پس باید در حال حاضر چنین سدی وجود داشته باشد و قومی هم که یاجوج و ماجوج باشند پشت ان اسیر باشند . ایا میتوان چنین سدی و قومی را مشخص کرد که در حال حاضر با وجود وسایل جنگی امروزی مثل هواپیما نتوانند از ان عبور کنند . با وجود پیشرفت نظامی امروزی این سد دیگر کارایی قبلی خود را ندارد پس ادعای خدا که گفته با خراب کردن سد ان قوم به شما حمله میکنند چه میشود؟
      نخست اینکه فقط به اسفار پنج گانه منتسب به موسی ع تورات گفته میشود
      دوم اینکه هیچ لفظی شبیه به ذوالقرنین در هیچ جای کتاب مقدس نیست.
      سوم اینکه خوابها و پیشگوییهای بنی اسرائیل را پیش از این شرحش گذشت در ان ادرس، ولازم بتکرار ان نبود
      چهارم اینکه مفسرین قران درسده ی اخیر و در پی کشفیاتی در مشهدمرغاب خواب دانیال را به ذولقرنین تفسیر کرده اند و گرنه پیش از ان جز نشانی از کوروش و دودمانش نبوده است (وحتی نه خود کوروش
      ولی تا انجایی که من میدانم از نظر یهودیان تورات تنها این 5 کتاب نیستند و همه انها را وحی و مقدس میدانند. بهر حال باید نام ذوالقرنین در میان مردم زمان پیامبر شایع بوده باشد چون اولین ایه داستان میگوید از تو در باره ذوالقرنین میپرسندووو که نشان میدهد اولین بار این قران نبوده که داستان این شخص را مطرح کرده است . خب پس مردم از کجا این شخص میشناخته اند ؟ یا باید از افسانه های محلی باشد که تاریخ هم اشاراتی دارد مبنی بر اینکه ذوالقرنین یکی از حاکمان یمن بوده . یا اینکه از طریق اهل کتاب مثل یهودیان این داستان شایع شده باشد که حدیثی هم در این مورد هست که یهودیان مشرکان را راهنمایی کردند برای اثبات پیامبری پیامبر از او در باره ذوالقرنین سوال کنند. خب این نام ذوالقرنین دقیقا به همین شکل تلفظ را مردم از کجا میشناخته اند که با توضیحات ان در قران مشرکان متوجه شده اند که پیامبر داستانش را درست گفته و قانع شده اند؟
      در تورات و کتاب مقدس هرگز از یاجوج وماجوج در رابطه با داستان کوروش یا ذوالقرنین خبری نیست
      اگر تفسیر المیزان را نگاهی کنید متوجه خواهید شد یاجوج وماجوج در تورات امده. ولی سوالات بیشتری در مورد داستان ذوالقرنین در قران وجود دارد 1- چرا قران میگوید از تو در باره ذوالقرنین میپرسند بگو بزودی در باره او چیزهای خواهیم گفت؟ یعنی ابتدا پیامبر از خدا خواسته که در باره ذوالقرنین برای او وحی بفرستد بعد جبرییل امده به پیامبر میگوید به ان سوال گران بگو بعدا چیزهای به شما خواهیم گفت و بر میگردد و دو باره بعد از مدت زمانی برمیگردد و داستان را به پیامبر میگوید. چرا خداوند همان بار اول که جبرییل را فرستاده کل ایات را نیاورده؟ ایا خدا هم نمیدانسته وقت خواسته تا تحقیق کند؟2- چرا گفته ذوالقرنین به محل غروب خورشید رسید . ایا گفتن اینکه فلانی به محل غروب رسید علمیست؟ 3- هدف از اوردن عبارت و دید که افتاب در چشمه گل الود غروب کرد چیست؟ یعنی میخواهد به من مخاطب چه چیزی را القا کند؟ ایا برای زیبا کردن و فصاحت ایات است یا میخواهد ادرس بدهد که ذوالقرنین در ناحیه غرب در انتهای سفرش به چشمه ای رسیده است؟ اگر هدفش ادرس باشد ایا با این ادرس مخاطب میتواند بفهمد که ذوالقرنین دقیقا کجا رفته؟ این چشمه کجاست؟ وقتی مخاطب چنین چشمه ای نشناسد چگونه بفهمد ذوالقرنین کجا رفته است؟ بدرود

    4. #23
      mmj
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : مرداد/۱۳۸۷
      نوشته : 1,008 تشکر : 227
      مورد تشکر: 1,471 در 667 پست
      حضور : 7 ساعت 31 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 1
      گالری : 0 وبلاگ :
      mmj آنلاین نیست.



      به فرض هم که چنین باشد در اینکه ان سد را خداوند در هم میکوبد و بدنبال ان یاجوج وماجوج که تا ان زمان قادر به عبور ازسد نبوده اند مردم را مورد حمله قرار میدهند ایات صراحت دارند.
      خب اینجا دو حالت وجود دارد 1- این حمله صورت گرفته و در حقیقت سد خراب شده.2- این سد هنوز وجود دارد و ان حمله صورت نگرفته است. چون با وجود سد انها قادر به عبور از ان نخواهند بود. اگر حمله کرده باشندما میدانیم که مغولها از شرق حمله کردند که نه نه کوهی وجود داشته و نه سدی بین این کوها. و این سد داریال در شمال غربی و قفقاز است که نمیتواند ربطی به حمله مغول داشته باشد و اگر این سد همان سد داریال باشد پس باید الان وجود نداشته باشد تا یاجوج و ماجوج بتوانند عبور کنند. اگر چنین سد عجیبی در نواحی شرقی وجود داشت مسلما باید در تاریخ نامی از ان برده میشد پس نمیتوان گفت وجود داشته و الان اثری از ان نیست. و اگر این حمله صورت نگرفته و بقول قران این سد مانع حمله انهاست پس باید در حال حاضر چنین سدی وجود داشته باشد و قومی هم که یاجوج و ماجوج باشند پشت ان اسیر باشند . ایا میتوان چنین سدی و قومی را مشخص کرد که در حال حاضر با وجود وسایل جنگی امروزی مثل هواپیما نتوانند از ان عبور کنند . با وجود پیشرفت نظامی امروزی این سد دیگر کارایی قبلی خود را ندارد پس ادعای خدا که گفته با خراب کردن سد ان قوم به شما حمله میکنند چه میشود؟

      بادرود،
      ایه ی 98 سوره کهف ( گفت: «اين از رحمت پروردگار من است اما هنگامى كه وعده پروردگارم فرا رسد آن را در هم مى‏كوبد و وعده پروردگار من راست است.» ) در اینجا هیچ بیانی از حمله ی یاجوج و ماجوج پس از رسیدن وعده ی خداوند نیست

      در ایه 98 آمده (تا آن زمان كه «يأجوج» و «مأجوج» گشوده شوند[یا بقول برخی ترجمه ها رها شوند] و آنها از هر زمین بلندی بسرعت عبور مى‏كنند.) در خود ایه سخنی از سد نیست اما اکثرترجمه ها انرا جز معنی ایه دانسته اند که البته بودن یا نبودن ان موضوع بحث نیست .
      انچه درایات فوق مشخص است عدم صراحت در موضوع مطروحه فوق است بدین معنی که تا سد پابرجا است حمله ای از سوی یاجوج وماجوج در هیچ ناحیه دیگری صورت نمیگیرد همانگونه که میدانیم و شما هم اشاره کردید مغولان از شرق حمله کردند و البته در ادامه راه خود اینبار نه از شمال که از جنوب به گرجستان و ارمنستان تاختند
      مسیرهای حمله چنگیز در نقشه زیر مشخص است که نشان میدهد چنگیزاز جنوب و از همان جا عبورکرده و سمت بلغارستان رفته است
      ناکفته نماند تیمور نیز در مسیر حمله خود شهرهای ارمنستان و گرجستان را فتح کرد




      lمسیرهای لشکرکشی تیمور :


      ولی تا انجایی که من میدانم از نظر یهودیان تورات تنها این 5 کتاب نیستند و همه انها را وحی و مقدس میدانند.
      میتوانید نام ببرید و ماخذذ و منبعی بگویید؟ تورات به کتاب حضرت موسی گفته میشود و 5 کتاب طبق روایات سنتی به موسی منتسب است ازجمله : پیدایش، خروج ، لاویان ، اعداد و تثنیه . مابقی کتب مربوط به دیگر پیامبران یهودند خواه به ان پیامبران وحی شده باشد یا نه! از موسی نیستند
      حال باید نام ذوالقرنین در میان مردم زمان پیامبر شایع بوده باشد چون اولین ایه داستان میگوید از تو در باره ذوالقرنین میپرسندووو که نشان میدهد اولین بار این قران نبوده که داستان این شخص را مطرح کرده است . خب پس مردم از کجا این شخص میشناخته اند ؟
      یا باید از افسانه های محلی باشد که تاریخ هم اشاراتی دارد مبنی بر اینکه ذوالقرنین یکی از حاکمان یمن بوده . یا اینکه از طریق اهل کتاب مثل یهودیان این داستان شایع شده باشد که حدیثی هم در این مورد هست که یهودیان مشرکان را راهنمایی کردند برای اثبات پیامبری پیامبر از او در باره ذوالقرنین سوال کنند. خب این نام ذوالقرنین دقیقا به همین شکل تلفظ را مردم از کجا میشناخته اند که با توضیحات ان در قران مشرکان متوجه شده اند که پیامبر داستانش را درست گفته و قانع شده اند؟
      اینکه من نام شخصی بنام کوروش ، زرتشت ، سکندر ، ناپلئون ، لقمان ، سلیمان ، جرج بوش و.... را شنیده باشم هرگز بدین معنی نیست که داستان زندگی اش را هم میدانم و بخوبی اورا میشناسم.
      این ایه نشان میدهد که مردم از چند و چون رفتار و کردار ذوالقرنین از پیامبر سوال میکند که حضرت کارهای اورا شرح دهد.

      روایاتی که اشاره به ذوالقرنین شده است همگی پس از نزول قران و صدها سال بعدبه ثبت رسیده اند برای مثال برخی ازانها برانند که وی فردی یمنی است؟! برخی بر حول سکندر اتفاق دارند ؟! و یک روایت سوالی است از یهودیان برای ازمودن ، روایت دیگر سوالی است ازیاران ابوجهل . در تفسیر جوامع روایتی اورده : امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: بنده نيكوكارى بود كه در راه اطاعت خدا برطرف راست پيشانيش ضربتى خورد و از دنيا رفت و سپس خداوند او را زنده كرد مرتبه دوّم نيز در راه خدا ضربتى بر طرف چپ پيشانيش خورد و مرد، اين بار نيز خداوند او را هم چنان برانگيخت و از اين رو، به ذو القرنين ملقّب شد، و در ميان شما امّت نيز مثل او پيدا مى‏شود. بعضى[روایتی دیگر] گفته‏اند: به اين دليل او را ذو القرنين ناميده‏اند كه دو طرف مسكونى زمين را مشرق تا مغرب را دور زد و متصرّف شد. و بعضى[روایت دیگر] گفته‏اند: براى تاجش دو شاخ قرار داده بود

      بدیهی است که این چند نمونه نمیتواند پایه درستی برای رسیدن به نتیجه باشد انچه مشخص است است اینست که مردمی درباره ذوالقرنین سوال میکنند بهر قصد و غرضی ، انچه مهم است شبیه به داستان قران در تورات و کتاب مقدس و سایر نیست ممکن است مقصود یهودیان از سوال دراینباره کورش بوده باشد اما همانگونه که میدانیم شبیه به داستانی که قران دارد در کتب یهود وجود ندارد و این موضوع به ایات قران اهمیت بیشتری میدهد و انرا زیباتر میکند


      اگر تفسیر المیزان را نگاهی کنید متوجه خواهید شد یاجوج وماجوج در تورات امده
      بنده نگفتم لفظ یاجوج و ماجوج در تورات نیامده بار دیگر شمارا به شمرده شمرده خواندن گفته ی پیشینم دعوت میکنم «تورات و کتاب مقدس هرگز از یاجوج وماجوج در رابطه با داستان کوروش یا ذوالقرنین خبری نیست »
      بطور کلی 4بار در کتاب مقدس از وازجه جوج یا ماجوج نام برده شده است
      1- در پیدایش 10بند2: پسران یافث بن نوح عبارتند: جومر و ماجوج و مدای و یاوان و توبال و ماشک و تیراس
      2-در کتب حزقیال 38بند2: ای پسر انسان نظر خود را برجوج که از زین ماجوج و رئیس روش و ماشک و توبال است دار و با او نبوت نما
      3-حقیال 39بند6:واتشی بر ماجوج و برکسانی که در جزار به امنیت ساکنند خوام فرستاد تا بدانندکه من یهوه ام
      4- در مکاشفه یوحنا که از کتب مسیخی است کتاب20بند7،8 و9 : وچون هزار سال به انجام رسد ، شیطان از زندان خلاصی خواهد یافت. تا بیرون رود و امت هایی را که ر چهارزوایه جهانند یعنی جوج و ماجوج را گمره کند و ایشان را بجهت جنگ فراهم اورد که عدد ایشان چون ریگ دریاست و برعرصه جهان برامده ، لشکرگاه مقدسین و شر محبوب را محاصره کردن پس اتش از جانب خدا ازاسمان فروریخته ایشان را بلعید .
      همانگونه که میبینید موارد یاد شده هیچ ربطی به داستان ذولقرنین یا کوروش در تورات ندارد


      - چرا قران میگوید از تو در باره ذوالقرنین میپرسند بگو بزودی در باره او چیزهای خواهیم گفت؟ یعنی ابتدا پیامبر از خدا خواسته که در باره ذوالقرنین برای او وحی بفرستد بعد جبرییل امده به پیامبر میگوید به ان سوال گران بگو بعدا چیزهای به شما خواهیم گفت و بر میگردد و دو باره بعد از مدت زمانی برمیگردد و داستان را به پیامبر میگوید. چرا خداوند همان بار اول که جبرییل را فرستاده کل ایات را نیاورده؟ ایا خدا هم نمیدانسته وقت خواسته تا تحقیق کند؟
      باید توجه داشته باشید سوالات این قسمت شما با موضوع تایپیک همخوانی ندارد و مربوط به بخش تفسیر است اینجا موضوع را از لحاظ تاریخی ارزیابی کردیم
      از تو از ذو القرنين پرسند. بگو: براى شما از او خبرى خواهم خواند (83).ترجمه المیزان قبل از تفسیر
      بهرحال اگر شما بدنبال جنین موضوعی هستید باید نشان دهید که این (بزودی) مدتی مناسب برای تحقیق بوده است مثلا رفنسی از روایات نشان دهید که مدت مدید این (بزودی) طول کشیده است[تاخیر وحی دراین مورد] وگرنه چنین موردی جز به گمانی بیهوده تعبیری ندارد چراکه هزار فرض میتوان مطرح نمود مثلا اینکه یک نفر بنزد پیامبر می اید و سوالی میپرسد و ایه می اید بگو بزودی - شاید مقصود زمان و مکانی باشد که همگان برای شنیدن کلام وحی جمع شده باشند [این فرضها در صورت نبودن یک پایه منطقی و تاریخی برای گمان شما]

      - چرا گفته ذوالقرنین به محل غروب خورشید رسید . ایا گفتن اینکه فلانی به محل غروب رسید علمیست؟ 3- هدف از اوردن عبارت و دید که افتاب در چشمه گل الود غروب کرد چیست؟ یعنی میخواهد به من مخاطب چه چیزی را القا کند؟ ایا برای زیبا کردن و فصاحت ایات است یا میخواهد ادرس بدهد که ذوالقرنین در ناحیه غرب در انتهای سفرش به چشمه ای رسیده است؟ اگر هدفش ادرس باشد ایا با این ادرس مخاطب میتواند بفهمد که ذوالقرنین دقیقا کجا رفته؟ این چشمه کجاست؟ وقتی مخاطب چنین چشمه ای نشناسد چگونه بفهمد ذوالقرنین کجا رفته است؟ بدرود
      این سوالات تفسیری است با وضوع تایپیک سازگاری ندارد اینکه چرا گفته ست کنار چشمه رسید و امثالهم دراکثر داستانهای قرانی چنین مواردی را میتوان دید . این سوالات بیربط بموضوع و پاسخ به ان جز منحرف شدن تایپیک نتیجه ای ندارد لطفا انرا در مورد داستانهای قرانی در انجمن تفسیر مطرح نمایید
      ویرایش توسط mmj : ۱۳۹۰/۰۱/۰۸ در ساعت 12:48
      بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن

    5. تشكر : filis
    6. #24
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : مهر/۱۳۸۹
      نوشته : 65 تشکر : 18
      مورد تشکر: 71 در 50 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      شهاب* آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست

      چهارم اینکه مفسرین قران درسده ی اخیر و در پی کشفیاتی در مشهدمرغاب خواب دانیال را به ذولقرنین تفسیر کرده اند و گرنه پیش از ان جز نشانی از کوروش و دودمانش نبوده است (وحتی نه خود کوروش)
      با سلام و احترام

      آنچه در مشهد مرغاب یافت شده و منسوب به
      مجسمه کوروش است گرچه برای برخی کوروش پرستان
      اثبات شاخدار بودن کوروش است ، اما آیا به ریشه
      آن نیز فکر کرده اید ؟

      این مجسمه یافت شده است :

      یک تصویر از خدا+ کوروش
      یک بت ترکیبی از مصر و سومر ...



      آن شاخهای بالای سر از کجا آمده ؟!


      حتما نام خدای Osiris و ra را زیاد شنیده اید
      زمانی که در لینک زیر به بخش خدایان مصری بروید

      تصویر زیر می آید :
      http://www.crystalinks.com/ra.html
      http://www.crystalinks.com/osiris.html


      Osiris and Re-Horakhty

      به بالای سر حکاکی بنگرید ...
      حال برویم خدای سومر را بررسی کنیم :


      Gods Creating Bloodlines



      ما با یک نماد ترکیبی مواجه هستیم
      یک بت ترکیبی از دو بت ...


      نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
      بنظر من هرگز مهم نیست که بقایای سدی بنام داریال وجودداشته باشد یا خیر، اگر ما ذولقرنین را کوروش بدانیم و برای ما اثبات شده باشد که مورخان برای کوروش سدی در همان منطقه میشناختند این دلیلی کافی خواهد بود چراکه پس از هجوم مغول و شکستن سد انتظار بودن بقایااز سد بیهوده است.
      اتفاقا مهم است ...
      آن متونی که موجب فریب علامه طباطبایی شد و
      این جعل بزرگ را در جهان اسلام راه انداخت
      یکی از ستون های استدلالش همین سد بود
      حال می گویید مهم نیست باشد یا نباشد ؟!!

      چه به تورات استناد کنیم و چه به گل نبشته و سالنامه های
      بابلی و بقولی منشور کوروش باز هم یاران کوروش
      از مناطق شمالی هستند و از قفقاز و آرارات و اشکناز و گوتی و...
      چطور او جلوی یارانش سد بزند ؟!!
      آیا قضیه وارونه نیست ؟!

      او در شرق دریای کاسپین توسط ملکه تومیریس کشته شد
      پس زدن سد در آن منطقه منتفی است
      اگر سد را در منطقه غرب دریای کاسپین در نظر بگیریم
      که معقول است ، آنزمان با یاران کوروش از گوتیان و میتی
      و اشکناز و آرارات و و.. چه می کنید که نه تنها از دید کوروش
      و تورات وحشی نبودند بلکه یاری کننده اش بودند ...
      مي خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش كنند ...www.shahaab.blogfa.com

    7. تشكرها 2 : filis, mohammad ali 1
    8. #25
      mmj
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : مرداد/۱۳۸۷
      نوشته : 1,008 تشکر : 227
      مورد تشکر: 1,471 در 667 پست
      حضور : 7 ساعت 31 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 1
      گالری : 0 وبلاگ :
      mmj آنلاین نیست.



      مجسمه کوروش است گرچه برای برخی کوروش پرستان
      اثبات شاخدار بودن کوروش است
      باسلام و احترام؛
      من فکر نمیکنم دریک بحث علمی سزاور باشد از عناوین خاص برای کسانی که با شما رای و رویکردی یکسان ندارند استفاده کرد و انان را "کوروش پرست" نامید ! (مثل بعضی ..) که اگر چنین باشد میتوان به انها که غیر خودی هارا تازیزده یا کوروش ستیز نامید حق داد.
      بهرحال دریک بحث علمی این انتظار هست که طرفین با استدلال و استناد به ماخذ مربوط سخن بگویند
      اما آیا به ریشه
      آن نیز فکر کرده اید ؟
      این مجسمه یافت شده است :
      انچه در اینجا [بنظر من] مهم میرسد نزدیکی و ارتباط بین تمدنها است. بدین معنی که اگر ما سه فرضیه فراروی این مسئله داریم سزد که هریک را با موردمان بنسجیم و انچاکه تاریخ اطلاغی بما نمیدهد از عقل مدد بجوییم :
      1- مجسمه کوروش برگرفته از اساطیر مصری است
      2- مجسمه کوروش -حداکثر بال ان- برگرفته از اساطیر بابلی و اشوری است
      3- مجسم کوروش برگرفته از خواب دانیال و اشعیا و بشارتهای یهود است

      قبل از هرچیز در مورد فرضیه اول باید دید که ایا در انروزگاریا پیش از ان اصولا مراوده ای مهم بین دو تمدن [نه دو کشور] مصر و ایران هخامنشی بوده است ؟! همانگونه که میدانیم تسلط بر مصر در زمان کوروش انجام نگرفت بنابراین میتوان نتیجه ای تقریبا ضعیف داشت که غرض از ساخت مجسمه کوروش تقلیذ از مصریان نادیده نبوده است
      2- فرضیه دوم قویتر از فرضیه اول است چراکه از یکسو برخی برانند که اکثر مجسمه های تخت جمشید از اساطیربابلی اقتباس شده است اما نظرات دیگری نیز وجوددارد. بهرروی وجود بال برای یک انسان یا حیوان در بسیاری از تمدنهای قدیم ریشه داشته است و اثار ان رامتوان از چین و هند تا یونان و مصر یافت از اینرو نمیتوان نظر صریحی دراینباره داشت چه اینکه نمونه چنین تصاویری در تاریخ ایران خود فراوان بوده است و کمتر جنبه بت داشته است
      3- این فرض بیان کننده انست که کوروش چون یهودیان را از اسارت رهانید انان بشارتهایی از پیامبرانشان براو یعنی برمسیحشان خواندند پیامبرانی چون دانیال که معاصر کوروش و داریوش بوده است و اشعیا بنابه تاریخ سنتی یهودفاصله ای اندک با کوروش داشته است. بهرحال انچه مهم است خدمات بی سابقه ای است که کوروش بعنوان یک پادشاه بیگانه به یهودیان کرد یعنی انها را از اسارت و بردگی و بیگاری رهانید شهرها و ابنیه و معابد مقدسشان را بازسازی کرد و تمام اموال بتاراج رفته توسط شاهانی چون بخت النصر را به انان برگرداند. [البته این رفتاری است که با اکثر ملل اسیر دربابل داشت] از اینرو قابل درک است که چرا کوروش مورد ستایش یهودیان واقع شد و قسمتهایی از کتب منتسب به پیامبران معاصر کوروش درباره اوست.
      ازاینرو دراشعیا بارها وصف شده است گاه بکنایت و گاه بصراحت :
      اشعيا 2:41-4:
      چه‌ كسي‌ اين‌ مرد را از مشرق‌ آورده‌ است‌ كه‌ هر جا قدم‌ مي‌گذارد آنجا را فتح‌ مي‌كند؟ چه‌ كسي‌ او را بر قوم‌ها و پادشاهان‌ پيروز گردانيده‌ است‌؟ شمشير او سپاهيان‌ آنان‌ را مثل‌ غبار به‌ زمين‌ مي‌اندازد و كمانش‌آنان‌ را چون‌ كاه‌ پراكنده‌ مي‌كند.3آنان‌ را تا جاهاي‌ دور كه‌ قبل‌ از آن‌ پايش‌ به‌ آنجا نرسيده‌ بود تعقيب‌ مي‌كند و به‌ سلامت‌ پيش‌ مي‌رود4 چه‌ كسي‌ اين‌ كارها را كرده‌ است‌؟ كيست‌ كه‌ سير تاريخ‌ را تعيين‌ نموده‌ است‌؟ مگر نه‌ من‌، كه‌ خداوند ازلي‌ و ابدي‌ هستم‌؟
      اشعيا41: 25-29: اما من‌ مردي را از شرق‌ برگزيده‌ام‌ و او را از شمال‌ به‌ جنگ‌ قوم‌ها خواهم‌ فرستاد. او نام‌ مرا خواهد خواند و من‌ او را بر پادشاهان‌ مسلط‌ خواهم‌ ساخت‌. مثل‌ كوزه‌گري‌ كه‌ گل‌ را لگدمال‌ مي‌كند، او نيز آنها را پايمال‌ خواهد كرد.26يا كسي‌ تابحال‌ اين‌ را پيشگويي‌ كرده‌ است‌؟ آيا كسي‌ به‌ شما خبر داده‌ كه‌ چنين‌ واقعه‌اي‌ رخ‌ خواهد داد تا بگوييم‌ كه‌ او درست‌ پيشگويي‌ مي‌كند؟ 27 من‌ اولين‌ كسي‌ بودم‌ كه‌ به‌ اورشليم‌ مژده‌ داده‌، گفتم‌: اي‌ اورشليم‌، قوم‌ تو به‌ وطن‌ باز خواهند گشت‌.28 هيچ‌ يك‌ از بتها چيزي‌ براي‌ گفتن‌ نداشتند. وقتي‌ از آنها سؤال‌ كردم‌ جوابي‌نشنيدم 29 تمام‌ اين‌ خدايان‌ اجسام‌ بي‌جان‌ هستند و هيچ‌ كاري‌ از دستشان‌ بر نمي‌آيد."
      اشعيا 28:44 اكنون‌ نيز درباره‌ كوروش‌ مي‌گويم‌ كه‌ او رهبري‌ است‌ كه‌ من‌ برگزيده‌ام‌ و خواست‌ مرا انجام‌ خواهد داد. او اورشليم‌ را بازسازي‌ خواهد كرد و خانه‌ مرا دوباره‌ بنياد خواهد نهاد."
      اشعيا 1:45-5: خداوند به مسيح خويش يعني به كورش كه: دست راست او را گرفتم تا به حضور وي امّت ها را مغلوب سازم و كمرهاي پادشاهان را بگشايم تا درها را به حضور وي مفتوح نمايم و دروازه ها ديگر بسته نشود چنين مي گويد2 كه من پيش روي تو خواهم خراميد و جايهاي ناهموار را هموارخواهم ساخت. و درهاي برنجين را شكسته، پشت بندهاي آهنين را خواهم بريد.3 و گنجهاي ظلمت و خزاين مخفي را به تو خواهم بخشيد تا بداني كه من يهوه كه تو را به اسمت خوانده ام خداي اسرائيل مي باشم. 4 به خاطر بنده خود يعقوب و برگزيده خويش اسرائيل، هنگامي كه مرا نشناختي تو را به اسمت خواندم و ملقّب ساختم.5 من يهوه هستم و ديگري نيست و غير از من خدايي ني. من كمر تو را بستم هنگامي كه مرا نشناختي.
      اشعيا 11:46": مرغ شكاري را از مشرق و هم مشورت خويش [=یهوه]را از جاي دور مي خوانم. من گفتم و البتّه بجا خوام آورد و تقدير نمودم و البتّه به وقوع خواهم رسانيد.""

      نظیر این سرودها و ستایشها در کتب دیگری چون ارمیا و حزقیال وعزرا نیز امده است بعلاوه خواب دانیال معروفتر از اینست که نیا به تکرار داشته باشد.
      برپایه ی انچه گفته آمد بگمان ما فرضیه سوم که نشان دهنده نزدیکی قلبی و زمانی مواردمورد بحث را دارد قابل قبولترین فرضیه بشمار میرود.


      افزون برانچه گذشت هرگز نمیتوان چنین استدلال کرد که چون در یک مجسمه ی متقدمتر دوبال وجود دارد با شکل و شمایلی دیگر مجسمه 4بال کوروش اقتباسی از انست وهمچنین درباره کلاههای ان بت ترکیبی مورد نظر هیچ شباهتی با انچه درمشهد مرغاب دارد چز دوبال ندارد.
      پیش ازاین گفته شد که گذاشتن بال برای بسیاری از مجسمه های حیوان انسان ریشه در اکثر تمدنها داشته است و کمترجایی است که نتوان دراینباره چیزی یافت .بعلاوه اگر شما براین اعتقادید که ان مجسمه حتما یک بت است باید با دلایل تاریخی باستانشناسی ثابت کنید که ان مجسمه کوروش بعنوان یک بت بکار گرفته میشده وگرنه جز گمانی گزاف تعبیری نخواهد داشت.همچنین از مجسمه کوروش برمی اید که وی درحال دعا کردناست که در صورت جنین فرضی مساله اقتباس از بتهای دیگر فرهنگها منتفی خواهد بود
      یکی از دوستان پیش از این تعدادی عکس از این مورد را در این سایت و در بحثی مشابه ارائه کرده است.

      اتفاقا مهم است ...
      آن متونی که موجب فریب علامه طباطبایی شد و
      این جعل بزرگ را در جهان اسلام راه انداخت
      یکی از ستون های استدلالش همین سد بود
      حال می گویید مهم نیست باشد یا نباشد ؟!!
      بنده عرض کردم مهم نیست بقیایی از ان مانده باشد یا خیر ، مهم اینست که مورخان پیش از اسلام برای کوروش سدی یا دژی
      دران منطقه میشناختند مورخان یونانی و ارمنی ؛ و از این مهمتر وصف چنین سدی یا دژی توسط برخی مورخان و جغرافی دانان مسلمان هم شده است و این بدان معنی است که ان بنا تا روزگار این مورخان یعنی تاروزگار پس از اسلام برجای استوا بوده است. و این خود اثبات میکند که کورش بنایی دران منطقه ساخته بوده است که قرنهای متمادی استوار و پابرجا بوده و مردمانی وصف انرا میکرده اند و میشنیدند. هرچند گفته میشود همینک نیز بقایای ان وجود دارد اما این مهم نیست که حتما بقایای ان باقی مانده باشد یا خیر چراکه درجایخود اثبات شده است که کوروش در ان منظقه بندی بلند ساخته است.



      چه به تورات استناد کنیم و چه به گل نبشته و سالنامه های
      بابلی و بقولی منشور کوروش باز هم یاران کوروش
      از مناطق شمالی هستند و از قفقاز و آرارات و اشکناز و گوتی و...
      چطور او جلوی یارانش سد بزند ؟!!
      آیا قضیه وارونه نیست ؟!

      او در شرق دریای کاسپین توسط ملکه تومیریس کشته شد
      پس زدن سد در آن منطقه منتفی است
      اگر سد را در منطقه غرب دریای کاسپین در نظر بگیریم
      که معقول است ، آنزمان با یاران کوروش از گوتیان و میتی
      و اشکناز و آرارات و و.. چه می کنید که نه تنها از دید کوروش
      و تورات وحشی نبودند بلکه یاری کننده اش بودند ...
      اگر با تاریخ جنگهای کوروش اشنا باشیم و تنها موارد مورد علاقه و ازدید خود منفی را نخوانده باشیم خواهیم دید که کوروش دران منطقه جنگیده است :گزنفون گوید (کتاب 3فصل2) کوروش با تیگران قسمتهای ارمنستان را که از جنگهای متواتر با کلدانیها(؟!) از حیز انتفاع افتاده بود ، تماشا کرد و مصمم شد دژی در این جاها بسازد تا کلدانیان نتوانند به اینجا برای غارت بیایند» شرح مطلب رابنگرید ایران باستان جل 1 ص257
      همچنین هردودت نوشته است :هرودوت مى‏گوید: قبایل سیت از بند قفقاز آمده و آبادى‏هاى دامنه را به غارت مى‏گرفتند . این قسمت از هردودت نقل از این سایت
      پیرنیا (ج1/ص346 )درباره نوشته های گزنفون مینویسد" نی توان تمامی چیزهایی را که نوشته ، وقایع تاریخی دانست .....کلیات گفه های او باید صحیح باشد"
      یعی اینکه کوروش دران منطقه جنگیده و سدی بنا کرده صحیح است خصوصا قلعه که توسط مورخان دوره اسلامی پس از صدها سال تایید شده است[ازاینرو نباید بدنبال اشکالات جزیی در نوشته های او بود] وبودن سد درانجا خود نشانگر یک مشکل اساسی و همیشگی در ان منطقه بوده است که کوروش را بران داشته علاوه برجنگ دزی دران دیار بسازد.

      درباره سد و گزارش مورخان علاوه برادرس فوق بنگرید به :
      http://tarikhedonya.mihanblog.com/post/138
      ویرایش توسط mmj : ۱۳۹۰/۰۱/۱۸ در ساعت 01:27
      بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن

    9. #26
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : مهر/۱۳۸۹
      نوشته : 65 تشکر : 18
      مورد تشکر: 71 در 50 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      شهاب* آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
      باسلام و احترام؛
      من فکر نمیکنم دریک بحث علمی سزاور باشد از عناوین خاص برای کسانی که با شما رای و رویکردی یکسان ندارند استفاده کرد و انان را "کوروش پرست" نامید ! (مثل بعضی ..) که اگر چنین باشد میتوان به انها که غیر خودی هارا تازیزده یا کوروش ستیز نامید حق داد.
      بهرحال دریک بحث علمی این انتظار هست که طرفین با استدلال و استناد به ماخذ مربوط سخن بگویند

      انچه در اینجا [بنظر من] مهم میرسد نزدیکی و ارتباط بین تمدنها است. بدین معنی که اگر ما سه فرضیه فراروی این مسئله داریم سزد که هریک را با موردمان بنسجیم و انچاکه تاریخ اطلاغی بما نمیدهد از عقل مدد بجوییم :
      1- مجسمه کوروش برگرفته از اساطیر مصری است
      2- مجسمه کوروش -حداکثر بال ان- برگرفته از اساطیر بابلی و اشوری است
      3- مجسم کوروش برگرفته از خواب دانیال و اشعیا و بشارتهای یهود است

      قبل از هرچیز در مورد فرضیه اول باید دید که ایا در انروزگاریا پیش از ان اصولا مراوده ای مهم بین دو تمدن [نه دو کشور] مصر و ایران هخامنشی بوده است ؟! همانگونه که میدانیم تسلط بر مصر در زمان کوروش انجام نگرفت بنابراین میتوان نتیجه ای تقریبا ضعیف داشت که غرض از ساخت مجسمه کوروش تقلیذ از مصریان نادیده نبوده است
      2- فرضیه دوم قویتر از فرضیه اول است چراکه از یکسو برخی برانند که اکثر مجسمه های تخت جمشید از اساطیربابلی اقتباس شده است اما نظرات دیگری نیز وجوددارد. بهرروی وجود بال برای یک انسان یا حیوان در بسیاری از تمدنهای قدیم ریشه داشته است و اثار ان رامتوان از چین و هند تا یونان و مصر یافت از اینرو نمیتوان نظر صریحی دراینباره داشت چه اینکه نمونه چنین تصاویری در تاریخ ایران خود فراوان بوده است و کمتر جنبه بت داشته است
      3- این فرض بیان کننده انست که کوروش چون یهودیان را از اسارت رهانید انان بشارتهایی از پیامبرانشان براو یعنی برمسیحشان خواندند پیامبرانی چون دانیال که معاصر کوروش و داریوش بوده است و اشعیا بنابه تاریخ سنتی یهودفاصله ای اندک با کوروش داشته است. بهرحال انچه مهم است خدمات بی سابقه ای است که کوروش بعنوان یک پادشاه بیگانه به یهودیان کرد یعنی انها را از اسارت و بردگی و بیگاری رهانید شهرها و ابنیه و معابد مقدسشان را بازسازی کرد و تمام اموال بتاراج رفته توسط شاهانی چون بخت النصر را به انان برگرداند. [البته این رفتاری است که با اکثر ملل اسیر دربابل داشت] از اینرو قابل درک است که چرا کوروش مورد ستایش یهودیان واقع شد و قسمتهایی از کتب منتسب به پیامبران معاصر کوروش درباره اوست.
      ازاینرو دراشعیا بارها وصف شده است گاه بکنایت و گاه بصراحت :
      اشعيا 2:41-4:
      چه‌ كسي‌ اين‌ مرد را از مشرق‌ آورده‌ است‌ كه‌ هر جا قدم‌ مي‌گذارد آنجا را فتح‌ مي‌كند؟ چه‌ كسي‌ او را بر قوم‌ها و پادشاهان‌ پيروز گردانيده‌ است‌؟ شمشير او سپاهيان‌ آنان‌ را مثل‌ غبار به‌ زمين‌ مي‌اندازد و كمانش‌آنان‌ را چون‌ كاه‌ پراكنده‌ مي‌كند.3آنان‌ را تا جاهاي‌ دور كه‌ قبل‌ از آن‌ پايش‌ به‌ آنجا نرسيده‌ بود تعقيب‌ مي‌كند و به‌ سلامت‌ پيش‌ مي‌رود4 چه‌ كسي‌ اين‌ كارها را كرده‌ است‌؟ كيست‌ كه‌ سير تاريخ‌ را تعيين‌ نموده‌ است‌؟ مگر نه‌ من‌، كه‌ خداوند ازلي‌ و ابدي‌ هستم‌؟
      اشعيا41: 25-29: اما من‌ مردي را از شرق‌ برگزيده‌ام‌ و او را از شمال‌ به‌ جنگ‌ قوم‌ها خواهم‌ فرستاد. او نام‌ مرا خواهد خواند و من‌ او را بر پادشاهان‌ مسلط‌ خواهم‌ ساخت‌. مثل‌ كوزه‌گري‌ كه‌ گل‌ را لگدمال‌ مي‌كند، او نيز آنها را پايمال‌ خواهد كرد.26يا كسي‌ تابحال‌ اين‌ را پيشگويي‌ كرده‌ است‌؟ آيا كسي‌ به‌ شما خبر داده‌ كه‌ چنين‌ واقعه‌اي‌ رخ‌ خواهد داد تا بگوييم‌ كه‌ او درست‌ پيشگويي‌ مي‌كند؟ 27 من‌ اولين‌ كسي‌ بودم‌ كه‌ به‌ اورشليم‌ مژده‌ داده‌، گفتم‌: اي‌ اورشليم‌، قوم‌ تو به‌ وطن‌ باز خواهند گشت‌.28 هيچ‌ يك‌ از بتها چيزي‌ براي‌ گفتن‌ نداشتند. وقتي‌ از آنها سؤال‌ كردم‌ جوابي‌نشنيدم 29 تمام‌ اين‌ خدايان‌ اجسام‌ بي‌جان‌ هستند و هيچ‌ كاري‌ از دستشان‌ بر نمي‌آيد."
      اشعيا 28:44 اكنون‌ نيز درباره‌ كوروش‌ مي‌گويم‌ كه‌ او رهبري‌ است‌ كه‌ من‌ برگزيده‌ام‌ و خواست‌ مرا انجام‌ خواهد داد. او اورشليم‌ را بازسازي‌ خواهد كرد و خانه‌ مرا دوباره‌ بنياد خواهد نهاد."
      اشعيا 1:45-5: خداوند به مسيح خويش يعني به كورش كه: دست راست او را گرفتم تا به حضور وي امّت ها را مغلوب سازم و كمرهاي پادشاهان را بگشايم تا درها را به حضور وي مفتوح نمايم و دروازه ها ديگر بسته نشود چنين مي گويد2 كه من پيش روي تو خواهم خراميد و جايهاي ناهموار را هموارخواهم ساخت. و درهاي برنجين را شكسته، پشت بندهاي آهنين را خواهم بريد.3 و گنجهاي ظلمت و خزاين مخفي را به تو خواهم بخشيد تا بداني كه من يهوه كه تو را به اسمت خوانده ام خداي اسرائيل مي باشم. 4 به خاطر بنده خود يعقوب و برگزيده خويش اسرائيل، هنگامي كه مرا نشناختي تو را به اسمت خواندم و ملقّب ساختم.5 من يهوه هستم و ديگري نيست و غير از من خدايي ني. من كمر تو را بستم هنگامي كه مرا نشناختي.
      اشعيا 11:46": مرغ شكاري را از مشرق و هم مشورت خويش [=یهوه]را از جاي دور مي خوانم. من گفتم و البتّه بجا خوام آورد و تقدير نمودم و البتّه به وقوع خواهم رسانيد.""

      نظیر این سرودها و ستایشها در کتب دیگری چون ارمیا و حزقیال وعزرا نیز امده است بعلاوه خواب دانیال معروفتر از اینست که نیا به تکرار داشته باشد.
      برپایه ی انچه گفته آمد بگمان ما فرضیه سوم که نشان دهنده نزدیکی قلبی و زمانی مواردمورد بحث را دارد قابل قبولترین فرضیه بشمار میرود.


      افزون برانچه گذشت هرگز نمیتوان چنین استدلال کرد که چون در یک مجسمه ی متقدمتر دوبال وجود دارد با شکل و شمایلی دیگر مجسمه 4بال کوروش اقتباسی از انست وهمچنین درباره کلاههای ان بت ترکیبی مورد نظر هیچ شباهتی با انچه درمشهد مرغاب دارد چز دوبال ندارد.
      پیش ازاین گفته شد که گذاشتن بال برای بسیاری از مجسمه های حیوان انسان ریشه در اکثر تمدنها داشته است و کمترجایی است که نتوان دراینباره چیزی یافت .بعلاوه اگر شما براین اعتقادید که ان مجسمه حتما یک بت است باید با دلایل تاریخی باستانشناسی ثابت کنید که ان مجسمه کوروش بعنوان یک بت بکار گرفته میشده وگرنه جز گمانی گزاف تعبیری نخواهد داشت.همچنین از مجسمه کوروش برمی اید که وی درحال دعا کردناست که در صورت جنین فرضی مساله اقتباس از بتهای دیگر فرهنگها منتفی خواهد بود
      یکی از دوستان پیش از این تعدادی عکس از این مورد را در این سایت و در بحثی مشابه ارائه کرده است.



      بنده عرض کردم مهم نیست بقیایی از ان مانده باشد یا خیر ، مهم اینست که مورخان پیش از اسلام برای کوروش سدی یا دژی
      دران منطقه میشناختند مورخان یونانی و ارمنی ؛ و از این مهمتر وصف چنین سدی یا دژی توسط برخی مورخان و جغرافی دانان مسلمان هم شده است و این بدان معنی است که ان بنا تا روزگار این مورخان یعنی تاروزگار پس از اسلام برجای استوا بوده است. و این خود اثبات میکند که کورش بنایی دران منطقه ساخته بوده است که قرنهای متمادی استوار و پابرجا بوده و مردمانی وصف انرا میکرده اند و میشنیدند. هرچند گفته میشود همینک نیز بقایای ان وجود دارد اما این مهم نیست که حتما بقایای ان باقی مانده باشد یا خیر چراکه درجایخود اثبات شده است که کوروش در ان منظقه بندی بلند ساخته است.



      اگر با تاریخ جنگهای کوروش اشنا باشیم و تنها موارد مورد علاقه و ازدید خود منفی را نخوانده باشیم خواهیم دید که کوروش دران منطقه جنگیده است :گزنفون گوید (کتاب 3فصل2) کوروش با تیگران قسمتهای ارمنستان را که از جنگهای متواتر با کلدانیها(؟!) از حیز انتفاع افتاده بود ، تماشا کرد و مصمم شد دژی در این جاها بسازد تا کلدانیان نتوانند به اینجا برای غارت بیایند» شرح مطلب رابنگرید ایران باستان جل 1 ص257
      همچنین هردودت نوشته است :هرودوت مى‏گوید: قبایل سیت از بند قفقاز آمده و آبادى‏هاى دامنه را به غارت مى‏گرفتند . این قسمت از هردودت نقل از این سایت
      پیرنیا (ج1/ص346 )درباره نوشته های گزنفون مینویسد" نی توان تمامی چیزهایی را که نوشته ، وقایع تاریخی دانست .....کلیات گفه های او باید صحیح باشد"
      یعی اینکه کوروش دران منطقه جنگیده و سدی بنا کرده صحیح است خصوصا قلعه که توسط مورخان دوره اسلامی پس از صدها سال تایید شده است[ازاینرو نباید بدنبال اشکالات جزیی در نوشته های او بود] وبودن سد درانجا خود نشانگر یک مشکل اساسی و همیشگی در ان منطقه بوده است که کوروش را بران داشته علاوه برجنگ دزی دران دیار بسازد.

      درباره سد و گزارش مورخان علاوه برادرس فوق بنگرید به :
      http://tarikhedonya.mihanblog.com/post/138
      با سلام و احترام

      اگر توهيني شد پوزش ميطلبم ...


      جهت جلوگيري از پستهاي طولاني ،
      چون به همه اين سخنان پيشتر پاسخ داده ام
      لينك آنرا مي گذارم ...
      باز اگر پرسشي بود بفرماييد :
      شما درباره ماهيت مجسمه اي سخن ميگوييد
      كه اصولا ربطي به شخصي به نام كوروش ندارد ..

      مجسمه ای که مال کوروش نیست !

      بابل ، باب الله ( بررسی داستانسرایی یهود علیه بخت النصر )

      به نظر مي آيد كه كتاب دانيال و اشعيا آنقدر در خود
      جعل دارند كه زدودن جعل و تحريف از آن چيزي باقي نخواهد گذاشت...
      مي خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش كنند ...www.shahaab.blogfa.com

    10. تشكرها 2 : filis, mohammad ali 1
    11. #27
      mmj
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : مرداد/۱۳۸۷
      نوشته : 1,008 تشکر : 227
      مورد تشکر: 1,471 در 667 پست
      حضور : 7 ساعت 31 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 1
      گالری : 0 وبلاگ :
      mmj آنلاین نیست.



      اگر پرسشي بود بفرماييد :
      شما درباره ماهيت مجسمه اي سخن ميگوييد
      كه اصولا ربطي به شخصي به نام كوروش ندارد ..

      مجسمه ای که مال کوروش نیست !
      دوست عزیز جناب شهاب ،
      مدتها پیش قبل از نوشتار شما من دراینباره گفتگویی با دوستان داشتم از اینرو بسیاری از رفرنس های شما را پیش از این در سایت های مختلف تحت عنوان مشخص دیده بودم مثلا اینجا و برخی سایتهای پانترک، قدیمیترین نوشته ای که میتوان یافت حدود سال 87 است!
      من این موضوع را میدانستم که برخی ان مجسمه را کوروش نمی دانند و انرا فرشته ای بالدار میشناسند برای مثال در کتاب ایران باستان "ص2201" از قول کتاب دیو لافوا هردو قول نقل شده است همچنین در کتاب تاریخ تمدن ایران باستان ج1 ص231 زیر مجسمه فرشته بالدار گفته است-پیش از این پیرامون ان نیز گفتکویی داشته ام-
      با همه ی انچه شما بران استناد دارید و سایتهای متعددی مقاله ای در اینرابطه نوشته اند بنظر حقیر باز این مساله باقی میماند که اولا "ان مجسمه در پاسارگاد یعنی محل کاخ و تدفین کوروش یافت شده است و حداقل مربوط به زمان کمبوجیه و حداکثر مربوط به زمان خود کوروش است که در صورت چنین احتمالی یعنی ان مجسمه مربوط به زمان کوروش باشد بازچنین فرضی یعنی این فرض که ان مجسمه برگرفته از بشارتهای یهود است تقویت میشود دلیل این موضوع را علاوه بر توارت میتوان به خدمات بیسابقه کوروش به یهود دانست .
      افزون براین ، این نکته حائز اهمیت است که در سراسر تاریخ رسمی ایران باستان (تا انجاکه من دریافته ام) هیچ مجسمه ای شبیه به مجسمه کوروش وجود ندارد اینکه مردی کلاخودی برسرداشته چهار بال داشته باشد و دست او رو به اسمان بالا باشد ! این موضوع از انرو شایان توجه است که تاکید میکند ان مجسمه مربوط به دوره و شخص یا نماد خاصی است اگر ان یک فرشته بالدار بود یعنی در میان همه ایرانیان قابل ستایش و ارج بود یعنی باید شبیه به انرا در جای جای ایران میدیدیم مثل تمثال مزدا و اکثر مجسمه های تخت جشید که درچندین جا شبیه به انها پیدا شده است

      از این گذشته نوشته حسین صفوی مورد نقد بهاالدین خرمشاهی نیز قرار گرفته است ، هرچند نوشته ایشان جز یک اظهار نظر صرف چیزی بیان نمیکند یعنی برپایه استناد و استدلال نیست اما باید دانست که کتاب دانیال در پاره ای موضوعات دارای نکات باستانشناسی دقیقی است که نمیتواند فرض جسین صفوی را بسادگ و با یک اظهار نظر پذیرفت مثلا بنگرید به سایت کتاب مقدس
      درباره اینکه خواب دانیال برضد ایران است ایجاد یاس و نامیدی میکند باید گفت که ان خواب ابتدا منزلت قوش را بیان میکند قوچی که سراسر اسیارا با شاخش شخم میزند و تمامی دشمنانش را شکست میدهد در اخر بزی وی را سرنگون میسازد! همه ی انچه گذشت بیانگر انست که بسادگی نمیتوان دراینباره نظر قطعی داد اما با دیگر قرینه ها میتوان بر ظن نخست بیشتر تکیه کرد
      ویرایش توسط mmj : ۱۳۹۰/۰۱/۱۸ در ساعت 23:04
      بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن

    12. تشكرها 2 : filis, mohammad ali 1
    13. #28
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : مهر/۱۳۸۹
      نوشته : 65 تشکر : 18
      مورد تشکر: 71 در 50 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      شهاب* آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
      دوست عزیز جناب شهاب ،
      مدتها پیش قبل از نوشتار شما من دراینباره گفتگویی با دوستان داشتم از اینرو بسیاری از رفرنس های شما را پیش از این در سایت های مختلف تحت عنوان مشخص دیده بودم مثلا اینجا و برخی سایتهای پانترک، قدیمیترین نوشته ای که میتوان یافت حدود سال 87 است!
      با سلام و احترام
      البته اینجا یی که فرمودید رفرنس محسوب نمی شود ...
      ضمن اینکه ما هم از ترس همین انگهای امثال شما
      که به هر محقق متخصص ضد تفکراتتان انگ پانترکی میزنید
      رفرنس را نیاوردیم ...

      اما واقعیت اینست که هنگامی که دنبال تصاویر مردوک و نبو
      و انیل یعنی خدایان کوروش در سایت http://www.crystalinks.com
      بودم به تصویر های مشابه این نگاره برخوردم و
      به دنبال اثبات این فرضیه رفتم که این نگاره ربطی به کوروش
      ندارد و یک بت ترکیبی خاورمیانه ایست ...
      حال شما می خواهید به روال گذشته انگ دزدی بزنید
      یا پانترکی و.... مختارید ...



      نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
      من این موضوع را میدانستم که برخی ان مجسمه را کوروش نمی دانند و انرا فرشته ای بالدار میشناسند برای مثال در کتاب ایران باستان "ص2201" از قول کتاب دیو لافوا هردو قول نقل شده است همچنین در کتاب تاریخ تمدن ایران باستان ج1 ص231 زیر مجسمه فرشته بالدار گفته است-پیش از این پیرامون ان نیز گفتکویی داشته ام-
      من نگفتم نمی دانستید
      اغلب انکار می کنید ...
      کسی که حقیقت را بداند و بپوشاند هم ..



      نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
      با همه ی انچه شما بران استناد دارید و سایتهای متعددی مقاله ای در اینرابطه نوشته اند بنظر حقیر باز این مساله باقی میماند که اولا "ان مجسمه در پاسارگاد یعنی محل کاخ و تدفین کوروش یافت شده است و حداقل مربوط به زمان کمبوجیه و حداکثر مربوط به زمان خود کوروش است که در صورت چنین احتمالی یعنی ان مجسمه مربوط به زمان کوروش باشد بازچنین فرضی یعنی این فرض که ان مجسمه برگرفته از بشارتهای یهود است تقویت میشود
      این استدلالتان از پایه باطل است
      چون این نگاره مشخصاتی ندارد که تعیین کند
      یحتمل ربطی به هخامنشیان ندارد
      چون بین داریوش و کوروش مگر چند سال فاصله بود که
      اینهمه تغییر در نگرش دینی شان و هنری و اسطوره ایشان باشد ؟!

      ضمن اینکه مگر قانو نامه حمورابی در ایران یافت نشد ؟!
      در گذشته این نگاره ها را پس از پیروزی به شهر خود می بردند ...

      این نگاره اصولا یک الهه است و ربطی به کوروش و هخامنشیان هم ندارد
      مانند قانون نامه حمورابی یک شی دزدیست ...

      نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
      دلیل این موضوع را علاوه بر توارت میتوان به خدمات بیسابقه کوروش به یهود دانست .
      عامل همه بدبختی خاورمیانه از همین کوروش آغاز شد ...
      بخت النصر این یهودیان بعل پرست و خائن و پیمان شکن را
      میبایست سر می برید تا نسلشان به پیامبر و ما نرسد ...

      این یهودیان مثل همین حالا دو دسته بودند عده ای بعل پرست
      و اهل قربانی انسان و ... که درقرآن هم آمده و شایسته تبعید بودند
      و عده ای پاک و یکتا پرست ...
      کوروش آن دسته بعل پرست را نجات داد که اشتباه کرد و
      مایه ننگ است ...

      نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
      افزون براین ، این نکته حائز اهمیت است که در سراسر تاریخ رسمی ایران باستان (تا انجاکه من دریافته ام) هیچ مجسمه ای شبیه به مجسمه کوروش وجود ندارد اینکه مردی کلاخودی برسرداشته چهار بال داشته باشد و دست او رو به اسمان بالا باشد !
      چون همانند حمورابی یک مجسمه غنیمت گرفته شده است
      در عوض در بین النهرین نمونه های آن بسیار بود ...

      نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
      این موضوع از انرو شایان توجه است که تاکید میکند ان مجسمه مربوط به دوره و شخص یا نماد خاصی است اگر ان یک فرشته بالدار بود یعنی در میان همه ایرانیان قابل ستایش و ارج بود یعنی باید شبیه به انرا در جای جای ایران میدیدیم مثل تمثال مزدا و اکثر مجسمه های تخت جشید که درچندین جا شبیه به انها پیدا شده است
      مزدا هم یک نگاره کپی شده است
      اما در ایران ساخته شده ...و حکاکی شده و
      با بین النهرین و مصر خرده تفاوتی دارد ...
      نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
      از این گذشته نوشته حسین صفوی مورد نقد بهاالدین خرمشاهی نیز قرار گرفته است ،
      بهاالدین خرمشاهی هم در تفسیر خلاصه اش بر
      قرآن با استدلال اسکندر را ذوالقرنین می داند ...

      نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
      هرچند نوشته ایشان جز یک اظهار نظر صرف چیزی بیان نمیکند یعنی برپایه استناد و استدلال نیست اما باید دانست که کتاب دانیال در پاره ای موضوعات دارای نکات باستانشناسی دقیقی است که نمیتواند فرض جسین صفوی را بسادگ و با یک اظهار نظر پذیرفت مثلا بنگرید به سایت کتاب مقدس
      گویا این دانیال هم در زمان بخت النصر میزیسته و
      هم در زمان داریوش برایش خواب تعبیر می کرده
      با این حساب میبایست ، شیرین 120 را می داشته ...
      به بعدهایش نپرداختم ...

      اگر بخواهیم تورات را تحریف شده بدانیم
      دانیال و اشعیا از منحرف ترین و جعلی ترین
      بخشهای آن هستند ...

      نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
      درباره اینکه خواب دانیال برضد ایران است ایجاد یاس و نامیدی میکند باید گفت که ان خواب ابتدا منزلت قوش را بیان میکند قوچی که سراسر اسیارا با شاخش شخم میزند و تمامی دشمنانش را شکست میدهد در اخر بزی وی را سرنگون میسازد! همه ی انچه گذشت بیانگر انست که بسادگی نمیتوان دراینباره نظر قطعی داد اما با دیگر قرینه ها میتوان بر ظن نخست بیشتر تکیه کرد
      قوچ و گاو ... نماد شخص نیست
      حتی اگر آن کتاب را واقعیت مطلق فرض کنید ...

      حال اگر بخواهیم به مجسمه دقت کنیم خواهیم دید که
      آن مجسمه بر خلاف جعلهای شاخدار ابوالکلام شاخ ندارد و
      بجای شاخ دو مار بر سر او بجای دوشهایش روییده و
      در ادبیات ما معنای دیگری می دهد ...
      شاخهای جعلی منسوب به کوروش مارهای واقعی اند :




      آن نگاره ای که با سایز بزرگ در سایتتان قرار دادید هم میدانید از کجاست ؟!
      این مجسمه اکنون در استرالیاست و بانی آن هم
      هومر آبرامیان و همین دکتر مسعود انصاری جاعل و سخنران
      پرده برداری از آن هم شجاع الدین شفا بوده اند ...

      انصافا به ما حق بدهید این جعل ها را با این حامیانش
      باور نکنیم ...
      مي خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش كنند ...www.shahaab.blogfa.com

    14. تشكرها 2 : filis, mohammad ali 1
    15. #29
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : شهریور/۱۳۸۷
      نوشته : 641 تشکر : 2,456
      مورد تشکر: 3,835 در 629 پست
      حضور : 13 ساعت 11 دقیقه
      دریافت : 84 آپلود : 9
      گالری : 66 وبلاگ :
      طارق آنلاین نیست.

      مطلب




      با او

      عرض سلام و ادب ؛

      بنظر مجموع بحث های موافقان و مخالفان کوروش بودنِ ذوالقرنین در این تاپیک قطعا برای مشتاقان این بحث مفید خواهد بود ، تا هر کس با بررسی های منصفانه ی خود به آنچه خود می پندارد و می رسد که حق است ، معتقد شود.


      پیوسته متعالی
      طارق
      ویرایش توسط طارق : ۱۳۹۰/۰۱/۱۹ در ساعت 06:30
      اي حيوان ناطق بدان:
      برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
      هرگز نتوان ديد جمال احدي را
      و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
      رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

      [SIGPIC][/SIGPIC]

    16. تشكرها 2 : az4deh, filis
    17. #30
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : مهر/۱۳۸۹
      نوشته : 65 تشکر : 18
      مورد تشکر: 71 در 50 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      شهاب* آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط طارق نمایش پست
      با او


      عرض سلام و ادب ؛

      بنظر مجموع بحث های موافقان و مخالفان کوروش بودنِ ذوالقرنین در این تاپیک قطعا برای مشتاقان این بحث مفید خواهد بود ، تا هر کس با بررسی های منصفانه ی خود به آنچه خود می پندارد و می رسد که حق است ، معتقد شود.



      پیوسته متعالی

      طارق
      با سلام و احترام
      ولي اين جستار كامل نيست و به عنوان مثال
      اگر كسي بخواهد فرض ديگري مطرح كند فضا براي او
      فراهم نشده و پيش فرض جستار اجازه نمي دهد ...
      ضمن اينكه پاسخي به نوشته هاي ما در آن جستار داده نشده ...
      مي خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش كنند ...www.shahaab.blogfa.com

    18. تشكر : filis
    صفحه 3 از 8 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •