اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
  • Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • ارسال موضوع جدید
    صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 34
    1. #11
      دوست جديد
      تاریخ عضویت : شهریور/۱۳۸۹
      نوشته : 3 تشکر : 1
      تشکر شده: 1 بار در 1 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      hassantajdari آنلاین نیست.




      من همچنان منتظرم
      که آیه که گفتید به حضرت علی(رض) اشاره داره چه با صفت یا عدد یا.. بهم نشون بدید
      قصد ایجاد بحث ندارم فقط میخاهم فضایل حضرت علی رابدانم از قران

    2. #12
      عضو كوشا
      تاریخ عضویت : مرداد/۱۳۸۹
      نوشته : 126 تشکر : 49
      تشکر شده: 83 در 68 پست
      حضور : 13 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      بیان آنلاین نیست.




      سلام بر برادران گرامی

      1- روش آموزشي قرآن بيان كليات و اصول عمومي است. تشريح مصاديق و جزئيات غالباً برعهده پيامبر گرامي مي‌باشد. رسول خدانه تنها مأمور به تلاوت قرآن بود، بلكه در تبيين آن نيز مأموريت داشت، چنان كه مي‌فرمايد:

      «وَأَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْر لِتُبَيِّنَ لِلنّاسِ ما نُزّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون».[نحل/44]
      «قرآن را بر تو فرستاديم تا آنچه براي مردم نازل شده است، براي آنها بيان كني و آشكارسازي، شايد آنان بينديشند».
      قبلا در این مورد بحثی داشتیم و در رد این ادعا با استفاده از آیات قرآن مطلب کوتاهی نوشتم که اگر خواستید می توانید در این پست مشاهده کنید.

      2- اگر نام امامان در قرآن می آمد هیچ بعید نبود که آزمندان حكومت و رياست به نسل كشي بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگيري كنند، چنان كه اين مسأله درباره حضرت موسي رخ داد
      عجبا !!! شما داستان موسی را به عنوان مثال میاورید ولی از نتیجه آن غافلید !! آیا با همان به قول شما نسل کشی , موسی از بین رفت؟ مگر نه اینکه موسی با وجود نسل کشی در دامان دشمن خود پرورش یافت؟ اکنون چه شده که خدا را ناتوان از حفظ امامان می بینید؟ اصلا موسی هیچ , همین پیامبر خودمان مگر در بین این همه کافر و مشرک و بت پرست قیام نکرد و آشکارا خود را رسول خدا و نابود کننده دین فاسد آنها معرفی نکرد , آنهم با وجود اینکه تقریبا تمام عربستان دشمن او بود؟ پس خدا ایشان را چگونه حفظ نمود؟

      اما نکته دیگر اینکه شما دهها یا صدها حدیث نقل میکنید که پیامبر تمام امامان را از اول تا آخر با نام کامل معرفی میکند!! خب اگر قرار نبوده که نام آنها فاش شود چرا پیامبر بنا بر ادعای شما نام آنها را فاش کرده؟پس چگونه است که میگویید افشای نام آنها ممکن بود به نابودیشان منجر گردد؟؟ شاید به زعم شما خدا از رسول و فرستاده اش ترسوتر بوده!! و رسول خدا از خود خدا شجاعتر است!! خدا به رسولش میگوید " محمد من جرات ندارم که نام آنها را در کتاب خود بیاورم , خودت آنها را معرفی کن" ( پناه بر خدا )

      لطفا این بهانه ها و اوهام را کنار بگذارید دوست من.

      3- از آن‌جا که‌امام علی‌(علیه السلام) در طول تاریخ‌، دشمنان بسیاری داشت‌، به یقین‌، اگر نام او در قرآن می‌آمد،دشمنان ولایت و امامت به تحریف قرآن‌، دست می‌زدند. در این صورت‌، قرآن نیز مانند کتاب‌های دیگر از حجیت و اعتبار می‌افتاد.
      دوست من , قرآن آمده تا حقایق را برای مردم بیان کند نه اینکه آنها را کتمان کند!!
      شما آنقدر خدا را در مورد عدم ذکر نام امامان در قران ناتوان نشان میدهید که انسان از پرستشش شرم میکند.( پناه بر خدا)
      شماخدا را از مردم ناتوانتر نشان میدهید. خداوند قول داده است که خود , قرآن را حفظ میکند و حال شما میگویید که اگر نام "علی" یا بقیه امامان در قرآن میامد دیگر خدا قادر به حفظ قرآن نبود و مردم بر قدرت خدا چیره شده و قرآن را تحریف میکردند!!

      گفتنی است این احتمال از آن‌جا قوّت‌می‌گیرد که در تاریخ اسلام‌، رویدادهای فراوانی در حضور عموم رخ داده‌، ولی بعدهادرباره‌ی آن اختلاف پدید آمده است‌. برای نمونه‌، جریان غدیر خم در حضور چندین‌هزارنفر به وقوع پیوست‌، ولی بعدها همین مردم بر آن خدشه وارد کردند.
      شما از طرفی میگویید که نام "علی" در قرآن نیامد تا حقیقت (امامت علی) تحریف نشود (که این ادعا در بالا رد شد ) ولی اکنون خود میگویید که با این حال حقیقت تحریف شد و بسیاری از مردم آن حقیقت را رد کردند!! پس این دیگر چه راه علاجی بود؟؟ اتفاقا اگر چنین مطلبی (امامت علی) صحت داشت حتما باید در قران ذکر میشد تا دیگر جای هیچ شک و شبهی نمی ماند اللخصوص که خداوند خود , قول به حفظ و عدم تحریف قرآن داده است.

      البته‌خداوند وعده فرموده است که قرآن را حفظ کند: «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون‌».یکی از راه‌های حفظ قرآن نیز نیاوردن برخی جزئیات حساسیت‌برانگیز است‌.
      جان!!!!!
      به زعم شما کسی که به امامت ایمان نداشته باشد و بمیرد به کفر مرده است و جهنم جایگاه اوست و اکنون به این موضوع میگویید "موضوع جزئی"؟!!!!
      این چه موضوع جزئی هست که ایمان شخص به آن وابسته است و میتواند تعیین کننده بهشت و جهنم در زندگی آخرت او باشد؟؟؟ جالب است که این موضوع جزئی میتواند بهشت هر شخص را به جهنم تغییر دهد!!!
      این چه موضوع جزئی هست که باعث شده بین میلیاردها مسلمان در چندین کشور دشمنی و جنگ بپا شود و خون صدها هزار مسلمان بر زمین ریخته شود؟؟؟

      دوست من , هیچ آیه ای در مورد حضرت علی در قرآن نیامده و آمدن آیه در مورد یک شخص هیچ جایگاهی برای او ایجاد نمیکند.گذشتگان هر چه کرده اند برای خود کرده اند , ما باید بفکر خویش باشیم.

      اگر کمی تندی کردم ببخشید
      .


      إِيَّاكَ نَعْبُدُ .............................................. وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ

      تنها تورا میپرستم و بس ......................... جز تو یاری نجویم ز کس




      .

    3. #13
      کارشناس پاسخگوی تاریخی
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۸
      نوشته : 1,815 تشکر : 1,022
      تشکر شده: 3,943 در 1,444 پست
      حضور : 8 روز 2 ساعت نامشخص
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      مقداد آنلاین نیست.




      نقل قول نوشته اصلی توسط karim1504 نمایش پست ها
      دوستان ممنون از راهنمائیهاتون :gol:
      خواهشا هر چه مطلب دارید اینجا قرار بدید تا بنده به جواب سئوالاتم برسم و هم بار علمی انجمن بالاتر بره ، هر چند که همینجوری بهترین انجمن در زمینه های قرآنی بزبان فارسی در کل جهان می باشد:gol:
      با عرض سلام وادب خدمت دوستان عزیز،برخی از آیاتی که دررابطه با امام علی(ع) نازل شده اند را خدمت شما معرفی می کنم:
      الف) آيـه انفـاق
      « الذين ينفقون اموالهم باليل والنهار سراً و علانيه فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون » [1]« پاداش آنان که اموال خود را، شب و روز و نهان و آشکار ، انفاق مي کنند ، با پروردگارشان است ،نه بيمي بر آنها است و نه اندوهگين مي شوند. »
      عبدالوهاب بن مجاهد از ابن عباس چنين روايت مي کند :« آيه انفاق درباره علي(ع) نازل شده است؛ او چهار درهم داشت که يکي را در شب انفاق کرد ، يکي را در روز ، و يکي را در نهان و يکي را آشکار . » [2]
      ب-آیه از جان گذشتگی
      « و من الناس من يشري نفسه ابتغاء مرضات الله والله رؤوف بالعباد » [3]« برخي از مردم، جان خود را براي خشنودي خدا مي فروشند؛ و خداوند با اين بندگان مهربان است. »
      ــ عبدالرحمان بن ميمون به نقل از ابن عباس مي گويد: « رسول خدا(ص) در شبي که به سوي آن غار برون شد، علي را در بستر خود خوابانيد. ابوبکر به دنبال پيامبر آمد و علي او را از خروج پيامبر آگاه کرد. ابوبکر در پي آن حضرت روان شد و قريشيان بيدار و پاسدار، علي را [ به جاي پيامبر ] هدف خويش گرفته بودند. چون صبح شد، با شگفتي علي (ع) رافراروي خود ديدند.
      گفتند: محمد(ص) کجاست ؟ علي(ع) گفت: من از او خبر ندارم .

      گفتند: ما نمي خواستيم به تو ضرري برسانيم و تو را آزار دهيم. ما هدفمان محمد(ص) بوده است. چون که او از زدن و ضربه خوردن به خود نمي پيچد اما تو از ضربه خوردن به خود مي پيچي. سپس آيه و من الناس من يشري نفسه... درباره او نازل شد. »{4}
      ج: امام علی(ع) نبأ عظیم
      « عم يتساءلون عن النبا العظيم » [5]
      « از چه چيز مي پرسند ؟ از آن خبر بس بزرگ ؟ »
      ـــ از ابوحمزه ثمالي چنين نقل شده است:
      از امام باقر(ع) درباره « عم يتساءلون عن النبأ العظيم » پرسيدم.
      فرمود: علي(ع) همواره به يارانش مي فرمود:
      به خدا سوگند، من آن خبر بس بزرگم ؛ همان که تمام امت ها با زبان هاي گوناگون درباره ام اختلاف کردند.
      به خدا سوگند، خدا را آيت و خبري بزرگ تر از من نيست . [6]
      ـــ عمرو بن عاص در قصيده معروف جلجليه در سرزنش معاويه گويد :
      نصرناک من جهلنا يابن هند
      علي النبا الاعظم الافضل [7]
      اي زاده هند، از جهل خود ياري ات کرديم
      و بر ضد آن خبر بزرگ و برتر شوريديم.
      د:الف) آيه خيرالبريه
      « انّ الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خير البريّه » [8]« کساني که ايمان آوردند و کارهاي شايسته انجام دادند، بهترين مخلوقاتند. »
      « ابن عساکر » از « جابر بن عبدالله » درباره اين آيه چنين نقل کرده است:« نزد پيامبر بوديم که علي(ع) آمد. پيامبر (ص) فرمود: سوگند به آنکه جانم در دست او است، اين شخص و شيعيان او رستگاران قيامتند، و آيه « ان الذين آمنوا... » نازل شد، و چنان شد که اصحاب پيامبر اکرم(ص) هر گاه علي(ع) را مي ديدند، مي گفتند: «خيرالبريه » آمد [9] ».
      دوستان می توانند جهت مطالعه بیشتر به کتاب گران قدر « علیٌ فی القرآن » تألیف علامه سید مرتضی عسکری (ره) مراجعه فرمایند.
      پی نوشتها:
      1- سوره بقره، آيه 274.
      2-ابن عساکر، تاريخ مدينه دمشق، ج 38، ص 206.
      3- سوره بقره، آيه 207.
      4- احمد بن حنبل، المسند، ج 1، ص 330؛ حاکم نيشابوري، المستدرک علي الصحيحين، ج3، ص 123؛ نسائي، احمد بن شعيب، خصائص علي بن ابي طالب، ص 61.
      5. سوره نبأ، آيه 1 - 2.
      6. فرات کوفي، تفسير فرات الکوفي، ص 202.
      7. حاکم حسکاني، شواهدالتنزيل، ج 2، ص 318.
      8. سوره بينه، آيه 7.
      9 . سيوطي، عبدالرحمان، الدرالمنثور، ذيل آيه مذکور..

    4. #14
      عضو كوشا
      تاریخ عضویت : اردیبهشت/۱۳۸۹
      نوشته : 116 تشکر : 0
      تشکر شده: 59 در 47 پست
      حضور : 4 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      فرید 1 آنلاین نیست.




      سلام
      جواب خوبی از طرف برادر بیان به شما بدعتگذاران در دین الله داده شد دیگر دلیل تراشی نکنید همه امید شما به علمایتان و استدلالهای بیمار گونه آنهاست.
      آنهایی که گمان میکنند قرآن کریم فقط برای این نازل شده که مدح اهل بیت را بگوید ، در حقیقت دارند به قرآن توهین میکنند و منزلت خالق بشر را از مقام خالقیت به مقام مداحیت پایین میاورند. که این گناهی نابخشودنی است, این توهین به مقام ربویت است, این توهین به قرآن است.
      قرآن کتاب خاطرات علی رضی الله عنه نیست!!!
      وشما پاسخگوی تاریخی گفتید که علمای اهل سنت نیز قبول دارند که این آیات در مورد علی رضی الله عنه است باید بگویم که این حرف دروغی بیش نیست و علمای سنت قبول ندارند!!!!!!!!!!!!!!
      یا الله
      ویرایش توسط فرید 1 : ۱۳۸۹/۰۶/۲۱ در ساعت 18:11

    5. #15
      عضو حرفه‌ ای
      تاریخ عضویت : فروردین/۱۳۸۹
      نوشته : 2,532 تشکر : 4,141
      تشکر شده: 6,699 در 2,107 پست
      حضور : 49 روز 18 ساعت 47 دقیقه
      دریافت : 15 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 1
      فریاد : نه قویوپسان عمی؟ نه آخداریسان؟ بیر کسین قالمییپ هامی گئتدی!!!
      Khejalati
      مجنون آنلاین نیست.




      نقل قول نوشته اصلی توسط فرید 1 نمایش پست ها
      سلام
      جواب خوبی از طرف برادر بیان به شما بدعتگذاران در دین الله داده شد دیگر دلیل تراشی نکنید همه امید شما به علمایتان و استدلالهای بیمار گونه آنهاست.
      آنهایی که گمان میکنند قرآن کریم فقط برای این نازل شده که مدح اهل بیت را بگوید ، در حقیقت دارند به قرآن توهین میکنند و منزلت خالق بشر را از مقام خالقیت به مقام مداحیت پایین میاورند. که این گناهی نابخشودنی است, این توهین به مقام ربویت است, این توهین به قرآن است.
      قرآن کتاب خاطرات علی رضی الله عنه نیست!!!
      وشما پاسخگوی تاریخی گفتید که علمای اهل سنت نیز قبول دارند که این آیات در مورد علی رضی الله عنه است باید بگویم که این حرف دروغی بیش نیست و علمای سنت قبول ندارند!!!!!!!!!!!!!!
      یا الله
      سلام
      دوست عزیز به جای سفسطه گویی دلیل بیاورید
      چطور شما میتوانید آیاتی از قرآن را به ابوبکر و عمر و عثمان ربط بدهید ولی ما نمیتوانیم به حضرت علی (ع) ربط بدهیم؟
      عشق اسطرلاب اسرار خداست!!!

    6. تشكر : Karim1504
    7. #16
      کارشناس پاسخگوی اعتقادی
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 2,582 تشکر : 2,790
      تشکر شده: 7,756 در 2,363 پست
      حضور : 5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
      دریافت : 140 آپلود : 0
      گالری : 99 وبلاگ : 0
      پاسخگوی اعتقادی 4 آنلاین نیست.




      نقل قول نوشته اصلی توسط بیان نمایش پست ها
      سلام بر برادران گرامی


      1- روش آموزشي قرآن بيان كليات و اصول عمومي است. تشريح مصاديق و جزئيات غالباً برعهده پيامبر گرامي مي‌باشد. رسول خدانه تنها مأمور به تلاوت قرآن بود، بلكه در تبيين آن نيز مأموريت داشت، چنان كه مي‌فرمايد:

      «وَأَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْر لِتُبَيِّنَ لِلنّاسِ ما نُزّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون».[نحل/44]
      «قرآن را بر تو فرستاديم تا آنچه براي مردم نازل شده است، براي آنها بيان كني و آشكارسازي، شايد آنان بينديشند».
      قبلا در این مورد بحثی داشتیم و در رد این ادعا با استفاده از آیات قرآن مطلب کوتاهی نوشتم که اگر خواستید می توانید در این پست مشاهده کنید.

      پستی که لینکش را قرار داده بودید مطالعه کردم اما در آن دلیل قاطعی بر رد این مطلب که پیامبر وظیفه تبیین دین را نداشتند ، نیافتم.


      یکی از استدلال های شما این است که می گویید خداوند در قرآن بیان کرده که وظیفه پیامبر تنها ابلاغ دین است اجازه بدهید یکی از این آیات را بررسی مختصری بکنیم.

      وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسولَ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلى رَسولِنَا الْبَلَغُ الْمُبِينُ
      (تغابن/12)

      خداوند در این آیه مبارکه دوبار کلمه اطیعوا را بیان کرده اند و نفرمود: ((اطيعوا اللّه و الرسول ))، پس معلوم می شود که منظور از اطاعت خدا با اطاعت رسول دو چيز است ، و با هم اختلاف دارند، و از اين مى فهميم كه
      مراد "از اطاعت خدا" امتثال و پذیرفتن دستورات خداوند است ،در آنچه از شرايع دين كه تشريع كرده ، و پذيرفتن آن بدون چون و چرا است ،

      و مراد "از اطاعت رسول " انقياد و امتثال دستوراتى است كه او به حسب ولايتى كه بر امت دارد مى دهد، ولايتى كه خدا به او داده است .

      و كلمه "تولى " در جمله فان توليتم فانما على رسولنا البلاغ المبين ، به معناى اعراض ، و كلمه "بلاغ" به معناى تبليغ است .

      و معناى این قسمت آیه اين است : كه اگر شما از اطاعت خدا در آنچه از دين تشريع كرده ، و يا از اطاعت رسول بدان جهت كه ولى امر شما است در آنچه به شما دستور مى دهد اعراض كنيد، رسول ما نمى تواند شما را مجبور بر اطاعت كند، براى اينكه او ماءمور به رفتار نشده بلكه تنها ماءمور شده كه رسالت خدا را به شما برساند، كه رسانيد.

      از اينجا روشن مى شود كه آنچه رسول خدا زايد بر احكام و شرايع قرآن دستور داده ، چه اوامرش و چه نواهيش ، رسالت خداى تعالى است ، و در حقيقت اوامر و نواهى خدا را رسانده ، و اطاعت مردم در آن اوامر و نواهى نيز مانند اطاعت اوامر و نواهى قرآن اطاعت خدا است



      اگر حاضر به ادامه بحث (نه جدل) در این زمینه بودید می توان در همان تاپیکی که پستش را قرار دادید (تنها اطاعت از خدا فطری ست ولی پیامبر نه!) بحث را ادامه داد و بقیه جواب اشکالات پستتان را بیان کنم.

    8. #17
      کارشناس پاسخگوی اعتقادی
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 2,582 تشکر : 2,790
      تشکر شده: 7,756 در 2,363 پست
      حضور : 5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
      دریافت : 140 آپلود : 0
      گالری : 99 وبلاگ : 0
      پاسخگوی اعتقادی 4 آنلاین نیست.




      نقل قول نوشته اصلی توسط بیان نمایش پست ها

      2- اگر نام امامان در قرآن می آمد هیچ بعید نبود که آزمندان حكومت و رياست به نسل كشي بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگيري كنند، چنان كه اين مسأله درباره حضرت موسي رخ داد
      عجبا !!! شما داستان موسی را به عنوان مثال میاورید ولی از نتیجه آن غافلید !! آیا با همان به قول شما نسل کشی , موسی از بین رفت؟ مگر نه اینکه موسی با وجود نسل کشی در دامان دشمن خود پرورش یافت؟ اکنون چه شده که خدا را ناتوان از حفظ امامان می بینید؟ اصلا موسی هیچ , همین پیامبر خودمان مگر در بین این همه کافر و مشرک و بت پرست قیام نکرد و آشکارا خود را رسول خدا و نابود کننده دین فاسد آنها معرفی نکرد , آنهم با وجود اینکه تقریبا تمام عربستان دشمن او بود؟ پس خدا ایشان را چگونه حفظ نمود؟

      اما نکته دیگر اینکه شما دهها یا صدها حدیث نقل میکنید که پیامبر تمام امامان را از اول تا آخر با نام کامل معرفی میکند!! خب اگر قرار نبوده که نام آنها فاش شود چرا پیامبر بنا بر ادعای شما نام آنها را فاش کرده؟پس چگونه است که میگویید افشای نام آنها ممکن بود به نابودیشان منجر گردد؟؟ شاید به زعم شما خدا از رسول و فرستاده اش ترسوتر بوده!! و رسول خدا از خود خدا شجاعتر است!! خدا به رسولش میگوید " محمد من جرات ندارم که نام آنها را در کتاب خود بیاورم , خودت آنها را معرفی کن" ( پناه بر خدا )

      لطفا این بهانه ها و اوهام را کنار بگذارید دوست من.
      جناب بیان ، شما از هر متن هرگونه برداشت شخصی که می خواهید می کنید ابتدا متن را تا انتها بخوانید کمی روی آن فکر کنید و بعد اشکال وارد کنید.

      در این قسمت گفته شد که" اگر نام ائمه در قرآن می آمد این احتمال وجود داشت که عده ای دست به نسل کشی بزنند تا از به دنیا آمدن آن بزرگواران جلوگیری کنند همان گونه که در مورد حضرت موسی (علیه السلام) این اتفاق افتاد. "

      از کجای این متن برداشت کردید که خداوند قدرت بر حفظ جان امامان ندارد؟؟؟

      ثانیا بحث قرآن با روایات پیامبر که نام ائمه در آن ها آمده است تفاوت دارد. زیرا قرآن اصلا قابل تحریف نبود در صورتی که عده ای رویاتی را به پیامبر انتساب می دادند یا روایات پیامبر را تحریف می کردند یا نادیده می گرفتند همچنان که بعد از پیامبر تا مدتی ممنوعیت نقل حدیث بود ، از کجا معلوم که اگر نام ائمه در قرآن بود ممنوعیت نقل قرآن را پی ریزی نمی کردند؟؟؟

      جناب بیان حتما می دانید که ، درباره حضرت مهدی(علیه السلام) كه در رویات اشاره‌ای به نسب و خاندان ايشان شد، حساسيت‌هاي فراواني پديد آمد و خانه حضرت عسكری(علیه السلام) مدتها تحت نظر و مراقبت بود تا فرزندی از او به دنيا نيايد و در صورت تولد، هر چه زودتر به حيات او خاتمه دهند.

    9. #18
      کارشناس پاسخگوی اعتقادی
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 2,582 تشکر : 2,790
      تشکر شده: 7,756 در 2,363 پست
      حضور : 5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
      دریافت : 140 آپلود : 0
      گالری : 99 وبلاگ : 0
      پاسخگوی اعتقادی 4 آنلاین نیست.




      نقل قول نوشته اصلی توسط بیان نمایش پست ها
      البته‌خداوند وعده فرموده است که قرآن را حفظ کند: «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون‌».یکی از راه‌های حفظ قرآن نیز نیاوردن برخی جزئیات حساسیت‌برانگیز است‌.
      جان!!!!!
      به زعم شما کسی که به امامت ایمان نداشته باشد و بمیرد به کفر مرده است و جهنم جایگاه اوست و اکنون به این موضوع میگویید "موضوع جزئی"؟!!!!
      این چه موضوع جزئی هست که ایمان شخص به آن وابسته است و میتواند تعیین کننده بهشت و جهنم در زندگی آخرت او باشد؟؟؟ جالب است که این موضوع جزئی میتواند بهشت هر شخص را به جهنم تغییر دهد!!!
      این چه موضوع جزئی هست که باعث شده بین میلیاردها مسلمان در چندین کشور دشمنی و جنگ بپا شود و خون صدها هزار مسلمان بر زمین ریخته شود؟؟؟
      اصول و کلیات امامت در قرآن آمده است.آیه ولایت(مائده/55)،آیه اولوالامر(نساء/59) و ...

      همچنان که اصول و کلیات بساری از احکام و عقاید دیگر در قرآن آمده اما جزئیاتشان نه. مانند نماز ،در قرآن امر شده است که نماز بخوانید اما این که به چه کیفیتی باید نماز خواند ، تعداد رکعات نماز چند تا است و ... در قرآن نیامده است.
      حالا حرف های شما را می توان در مورد نماز هم گفت که ، در روایات داریم نماز ستون دین است ، اگر نماز قبول شود بقیه اعمال هم قبول می شود و .. حال چگونه خداوند در قرآن مشخص نکردده است که چگونه نماز بخوانیم و وضو بگیریم و ...

      توجه : اگر اين اصل را بپذيريم و بگوييم خداوند بايد كليه مسائل اختلاف آفرين را در قرآن ذكر كند، تا مسلمانان دچار تفرقه نشود; در اين صورت بايد صدها مسأله كلامي و عقيدتي و فقهي و تشريعي در قرآن ذكر شده باشد، مسائلي كه قرن‌ها مايه جنگ و جدل و خونريزي در ميان مسلمانان شده است، ولي قرآن درباره آنها به طور صريح و قاطع ـ كه ريشه‌كن كننده نزاع باشد ـ سخن نگفته است، مانند:

      1. صفات خدا عين ذات اوست يا زايد بر ذات؟
      2. حقيقت صفات خبري مانند استواي بر عرش چيست؟
      3. قديم يا حادث بودن كلام خدا.
      4. جبر و اختيار.

      اين مسايل و امثال آنها هر چند از قرآن قابل استفاده است، ولي آن‌چنان شفاف و قاطع كه نزاع را يك سره از ميان بردارد، در قرآن وارد نشده است و حكمت آن در اين است كه قرآن مردم را به تفكر و دقت در مفاد آيات دعوت مي‌كند، بيان قاطع همه مسائل، به گونه‌اي كه همه مردم را راضي سازد، بر خلاف اين اصل است.


    10. #19
      کارشناس پاسخگوی اعتقادی
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 2,582 تشکر : 2,790
      تشکر شده: 7,756 در 2,363 پست
      حضور : 5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
      دریافت : 140 آپلود : 0
      گالری : 99 وبلاگ : 0
      پاسخگوی اعتقادی 4 آنلاین نیست.




      نقل قول نوشته اصلی توسط بیان نمایش پست ها
      دوست من , هیچ آیه ای در مورد حضرت علی در قرآن نیامده
      این ادعای شما است و ما آن را قبول نداریم. آیات بسیاری در قرآن در شأن امیرالمومنین مولی الموحدین علی بن ابی طالب آمده است.


      نقل قول نوشته اصلی توسط بیان نمایش پست ها
      آمدن آیه در مورد یک شخص هیچ جایگاهی برای او ایجاد نمیکند.
      ما قبول داریم که صرف آمدن نام اشخاص در قرآن، نشانه فضیلت آنان نیست؛ زیرا در قرآن کریم، نام افراد ستمکار و مشرک مانند: فرعون، ابولهب و... نیز آمده است.
      همچنین نیامدن نام کسی در قرآن نشان دهنده این نیست که آنان فضیلت و جایگاهی در نزد خداوند دارند.همچنان که نام بسیاری اط پیامبران و نام مبارک ائمه و حضرت زهرا علیها السلام صراحتا در قرآن نیامده است.

      باید ببینیم قرآن چگونه اشخاص را بیان و توصیف می کند. آن گاه مشخص می شود که آمدن آیه در مورد شخصی ، فضیلتی برای او محسوب می شود یا نه.

      گاهی نام فردی در قرآن می آید اما خداوند او را نکوهش و ذم می کند مانند فرعون و ابولهب.

      گاهی نام فردی در قرآن نمی آید اما خداوند او را نکوهش می کند مانند همسر ابولهب

      گاهی نام فردی در قرآن می آید و مورد تقدیر و مدح قرار می گیرد.که این آیه فضیلتی برای آن شخص محسوب می شود.مانند پیامبر اسلام حضرت محمد

      گاهی نام فردی در قرآن ذکر نمی شود اما در فضیلت و شأن او آیاتی وارد شده است. مانند نام ائمه و حضرت زهرا سلام الله علیها




      نقل قول نوشته اصلی توسط بیان نمایش پست ها
      گذشتگان هر چه کرده اند برای خود کرده اند , ما باید بفکر خویش باشیم.
      ما نیز به فکر خویش هستیم به همین دلیل به دنبال حقیقتیم و غیر متعصبانه حقیقت را می جوییم. چون به فکر خویش هستیم به دنبال امام و رهبر خود هستیم. به دنبال این هستیم که باید از چه کسی تبعیت کنیم تا به سعادت برسیم.

    11. #20
      عضو كوشا
      تاریخ عضویت : اردیبهشت/۱۳۸۹
      نوشته : 116 تشکر : 0
      تشکر شده: 59 در 47 پست
      حضور : 4 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      فرید 1 آنلاین نیست.




      سلام
      لاف از حقیقت جویی خیلی ها می زنند ولی دروغ می گویند
      من نمی فهمم شیعیان دنبال اثبات چی هستند؟؟؟؟؟
      آیا محمد ص هم شیعه بوده است؟؟؟؟؟
      امامت جز دین نیست و امام تابع همان دین محمد ص است ولی به هر که بگویی قبول نمی کند در ضمن چطور می شود خدا دستوراتی در قرآن بدهد که فقط محمد ص و یا عده ای خاص بفهمند؟؟؟؟؟
      یا الله

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •