| |
| |
ويژه نامه شهادت جانسوز امام محمد باقر عليه السلام
امام باقر (علیه السلام) فرمودند:
«شَرِّقا و غَرِّبا فَلا تَجِدان عِلماً صَحيحاً إلَّا شَيئاً خَرَجَ مِن عِندِنا أهلَ البَيتِ.»
اگر به شرق یا غرب عالم بروید، دانش صحیحی نمییابید
مگر آنچه از نزد ما اهلبیت بیرون میآید.
(كافی، ج 1، ص 399)
ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : 21 آبان 1389 در ساعت 18:16
***************************
زيباترين پيامها و نكات اخلاقي و عرفاني در انجمن اخلاق و عرفان
خواندني هاي اخلاق
دريچهاي به سوي عرفان ناب
توهم هاي عارفانه
داستانها و خاطرات ناب از ره سپردگان
***************************
http://www.ayehayeentezar.com/galler...0396258859.gif
***************************
گرچه گذر زمان فرصت مهر ورزیدن را دریغ نمی کند؛
اما مرگ را استثنائی نیست؛
فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم
***************************
تشكرها 45 : .:تسنیم:.,╫❀نیایش❀╫,habib12,kabootare haram,Masoomi,neginsabz,pantea,parsa,parvaz,sebastian1361j,t.raja,The Praises to God,فاطیما*ع,مقداد,مجذوب,محمد طه,مدیر سابق,معز الاولیاء,نسیم حیات,همکار مدیر سایت,یا صاحب الزمان (عج),یالثارات الحسین,گل نرگس,پاسخگوی احکام 1,پاسخگوی اعتقادی 2,پاسخگوی اعتقادی 3,z_j_14,آمنه,ابو محمد,اسراء,بیطرف منصف,جهاد اسلامی,خداداد(الضحی...شرح ...تین...),درگاه محبوب,ذوالقرنین,ذاکره2,روابط عمومی,زینب_الگوی صبر,شهید همت,شیلان,صالح,عزیززهرا,غروب شد، بیا
- * ولادت دردانه ابا عبدالله (ع)حضرت رقیه بر همگان مبارک *
- ஐ*♥*♥*ஐويژه نامه ميلاد فرخنده سيد شباب اهل الجنة، امام حسين عليه السلامஐ*♥*♥*ஐ
- ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ▐
- •``::``•ويژه نامه ولادت فرخنده اسوه وفا ، ادب وايثار،حضرت اباالفضل(ع)•``::``•
- ▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه وفات عقيله العرب،حضرت زينب سلام الله عليها▌*๑۩๑*▌
- ◄*♥*♥*► ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت عيسي مسيح عليه السلام◄*♥*♥*►
- غریب خراسان / شهادت امام رضا علیه السلام
- ♥{}♥{}♥طلوع ششمين شمس آسمان امامت (ويژه نامه ولادت با سعادت امام صادق(ع)♥{}♥{}♥
- ▐♣*♣ ▐ويژه نامه ولادت باسعادت سرو قامت آل ياسين،حضرت علي اکبر(ع) ▐♣*♣▐
- (✿◕✿) جوانان عزیز روزتون مبارک[{ ویژه نامه گرامیداشت روزجوانی}] (✿◕✿)
- *** ویزه نامه ولادت حضرت معصومه (س) ***
شد باقر العلوم شهيد ...
در راه دوست، از ستم دشمن پلید
شد باقرالعلوم، ز زهر جفا شهید
بیداد و ظلم بین، كه هشام از ره عناد
خاموش كرد، مشعل روشنگر امید
پنجم امام ما، ز جفاى ستمگران
بسیار ظلم دید و ستم دید و جور دید
آن پیشواى عالم اسلام، دم به دم
بس رنجها كشید و بس طعنهها شنید
مسموم گشت، از ستم و كینّه هشام
آن هادى هدایت و آن رهبر رشید
شد موسم عزاى جگر گوشه رسول
در ماتمش، ز دیده ما اشك غم چكید
كرسى علم گشت، سیهپوش «حافظى»
چون باقرالعلوم، شد از زهر كین شهید
***************************
زيباترين پيامها و نكات اخلاقي و عرفاني در انجمن اخلاق و عرفان
خواندني هاي اخلاق
دريچهاي به سوي عرفان ناب
توهم هاي عارفانه
داستانها و خاطرات ناب از ره سپردگان
***************************
http://www.ayehayeentezar.com/galler...0396258859.gif
***************************
گرچه گذر زمان فرصت مهر ورزیدن را دریغ نمی کند؛
اما مرگ را استثنائی نیست؛
فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم
***************************
شهادت تندیس خورشید،
معلّم سجایا و مکارم اخلاقی،
شکافنده ی دریای علوم اسلامی،
پایه گذار انقلاب بزرگ فرهنگی،
شاهد قيام عاشورا در کربلا ٬
پنجمين ناخداي کشتي ايمان
حضرت محمدبن علي ٬
امام باقر علیه السلام
بر شیعیان علوی تسلیت باد!
***************************
زيباترين پيامها و نكات اخلاقي و عرفاني در انجمن اخلاق و عرفان
خواندني هاي اخلاق
دريچهاي به سوي عرفان ناب
توهم هاي عارفانه
داستانها و خاطرات ناب از ره سپردگان
***************************
http://www.ayehayeentezar.com/galler...0396258859.gif
***************************
گرچه گذر زمان فرصت مهر ورزیدن را دریغ نمی کند؛
اما مرگ را استثنائی نیست؛
فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم
***************************
![]()
تاريخ ولادت با سعادت امام باقر عليه السلام
حـضـرت امـام مـحـمـّدبـاقـر عـليـه السـلام ، پـنـجـمـيـن پـيـشـواى مابنابر روايتي روز ، اول ماه رجب سال پنجاه و هفت هجرى .1 در شهر مدينه چشم به جهان گشود.
او اولين فـرزنـدى بـود كـه از پـدر و مـادر فـاطمى ، علوى وهاشمى متولد مى شد زيرا پدرش على بن الحـسين عليه السلام و مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى عليه السلام بود و به همين جهت او را هاشمّى من هاشميين و فاطمى من فاطميين و علوّى من علويين مى خواندند.
در حادثه جانگداز كربلا همراه پدر و در كنار جدش حضرت سیدالشهداء كودكى بود كه به چهارمین بهارزندگیش نزدیك میشد.
پدر بزرگوارامام
پدرش حضرت سیدالساجدین، امام زین العابدین على بن الحسین علیهالسلام است
مادر گرامي امام
فـاطـمـه بـا كنيه ام عبدالله دخترامام حسن مجتبى عليه السلام بود. امام حسين عليه السلام كه بـعـد از شـهـادت امـام حـسـن علیه السلام سـيـّدخـانـدان و كـفـيـل و سـرپـرسـت اهـل بـيـت امـام حـسـن علیه السلام هـم بود، فاطمه را به عقد فرزندش امام سجاد درآورد و دخترش فاطمه حـورالعـيـن را نـيـز بـه عـقـدبـرادر زاده اش حسن فرزند امام حسن درآورد.امام باقر ثمره ازدواج اول و عبدالله محض نيز ثمره ازدواج دوم بود.
بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبرحضرت امام حسن علیهالسلام و ازسوى پدربه امام حسین علیهالسلام میرسید.
ام عبدالله از بانوان فاضل ، با عفّت ومعظّم اهل بيت عليهم السلام بود. امام صادق عليه السلام درحق او مى فرمايد:
جـدّه ام صـدّيقه اى بود كه درميان اولاد امام حسن مجتبى عليه السلام هيچ زنى به پايه اونمى رسيد.
عـظـمـت شـاءن ايـن بـانـو بـه حـدى بـود كـه كـرامـات عـجـيـبـى از او ظـاهـر شـد.
امـام بـاقـرنقل مى كند:
روزى مـادرم كـنـار ديـوارى نـشـسته بود كه ناگاه ديوار شكاف برداشت و صداى ريزش و از جاكنده شدن سختى شنيديم . مادرم با اشاره دست گفت : نه ،قسم به حق پيامبر كه خدا به تو اجـازه فـرو ريـخـتـن نـداده اسـت . پـس ديـواردرهـوا مـعـلق مـانـد تـا مادرم از آنجا گذشت و پدرم صددينار از جانب او صدقه داد.
كنيه والقاب امام
امـام پـنـجـم ، نـامـش مـحـمـد و كـنـيـه اش ابـوجـعفر. وبه چند لقب معروف بود كه مـشهورترين آنها لقب باقر و باقرالعلوم مى باشد .
پيامبراسلام صلى الله عليه وآله آن بـزرگوار را بدين لقب خواند يا به تعبير دقيقتر خداونداو را در تورات با اين لقب معرفى فـرمـود. او را بدين لقب خواندند چون علم را شكافت و در گستره پهناور آن وارد شد.
آن امـام بـزرگـوار را بـه خـاطـر شـبـاهـت بـسـيـار بـه رسول خدا، شبيه هم مى خواندند.
ديگر القاب امام باقرعلیه السالم عبارت بوداز: امين ،شاكر، هادى ، صابر وشاهد .
ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : 21 آبان 1389 در ساعت 12:33
***************************
زيباترين پيامها و نكات اخلاقي و عرفاني در انجمن اخلاق و عرفان
خواندني هاي اخلاق
دريچهاي به سوي عرفان ناب
توهم هاي عارفانه
داستانها و خاطرات ناب از ره سپردگان
***************************
http://www.ayehayeentezar.com/galler...0396258859.gif
***************************
گرچه گذر زمان فرصت مهر ورزیدن را دریغ نمی کند؛
اما مرگ را استثنائی نیست؛
فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم
***************************
دوران امامت
دوران امامت امام محمد باقرعلیه السلام از سال95 هجرى كه سال درگذشت امام سجاد علیهالسلام است آغاز شد و تاسال 114 هجری یعنى مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است
.
در دوره امامت امام محمد باقر علیهالسلام وفرزندشان امام جعفر صادق علیهالسلام مسایلى مانند انقراض امویان و بر سر كار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسى وظهورسرداران و مدعیانى مانند ابومسلم خراسانى و دیگران مطرح است،
ترجمه كتابهاى فلسفى و مجادلات كلامى دراین دوره پیش میآید , و عدهاى از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا میشوند .
قاضیها و متكلمانى به دلخواه مقامات رسمى و صاحب قدرتان پدید میآیند و فقه و عقایدوكلام واخلاق را بر طبق مصالح مراكز قدرت خلافت شرح و تفسیر مینماید و تعلیمات قرآنى - به ویژه مساله امامت و ولایت را، كه پس از واقعه عاشورا و حماسه كربلا، افكار بسیارى از حق طلبان را به حقانیت على علیهالسلام متوجه كرده بود و پرده از چهره زشت ستمكاران اموى و دین به دنیا فروشان برگرفته بود، به انحراف میكشاندند و احادیث نبوى را در بوته فراموشى قرارمیدادند.
برخى نیز احادیثى به نفع دستگاه حاكم ساخته و یا مشغول جعل بودند و یاآنها را به سود ستمكاران غاصب خلافت دگرگون می نمودند .اینها عواملى بود بسیارخطرناك كه باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنها بایستند.
بدین جهت امام محمدباقر علیهالسلام و پس از وى امام جعفر صادق علیهالسلام از موقعیت مساعد روزگارسیاسى، براى نشر تعلیمات اصیل اسلامى بهره جستند و دانشگاه تشیع و علوم اسلامى راپایهریزى نمودند .
زیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان ونگهبانان حقیقى تعلیمات پیامبر صلیاللهعلیه وآله و قانون عدالت بودند ومیبایست به تربیتشاگردانى عالم و عامل و یارانى شایسته و فداكار دست یازندو فقه آلمحمد علیهمالسلام راجمع و تدوین و تدریس كنند .به همین جهت محضر امام باقرعلیهالسلام مركز علماءودانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعرانبنام بود.
در مكتب تربیتى امام باقر علیهالسلام علم و فضیلت بهمردم آموخته میشد. ایشان متولى صدقات پدرو جد خود بود و این صدقاترا بر بنى هاشم و مساكین ونیازمندان تقسیم میكرد و اداره آنها را از جهت مالى به عهده داشت.
***************************
زيباترين پيامها و نكات اخلاقي و عرفاني در انجمن اخلاق و عرفان
خواندني هاي اخلاق
دريچهاي به سوي عرفان ناب
توهم هاي عارفانه
داستانها و خاطرات ناب از ره سپردگان
***************************
http://www.ayehayeentezar.com/galler...0396258859.gif
***************************
گرچه گذر زمان فرصت مهر ورزیدن را دریغ نمی کند؛
اما مرگ را استثنائی نیست؛
فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم
***************************
دوران زندگی امام محمد باقر علیه السلام
امام باقرعلیهالسلام داراى خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامى بود . سیرت و صورتش ستوده بود . پیوسته لباس تمیز و نو می پوشید.
دركمال وقار و شكوه حركت میفرمود. از آن حضرت می پرسیدند : جدت لباس كهنه و كم ارزشمیپوشید، تو چرا لباس فاخر بر تن میكنى؟
پاسخ میداد: مقتضاى تقواى جدم و فرماندارى آن روز، كه محرومان و فقرا وتهیدستان زیاد بودند، چنان بود. من اگر آن لباس بپوشم در این انقلاب افكار،نمیتوانم تعظیم شعائر دین كنم.
بسیار گشادهرو و با مؤمنان و دوستان، خوش برخورد بود. دربخشش و آداب اسلامى مانند دستگیرى از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین و عیادت از بیماران ورعایت ادب وآداب و سنن دینى، كمال مواظبت را داشت.
در صدقات و بخشش و آداب اسلامى مانند دستگیرى ازنیازمندانو تشییع جنازه مؤمنین و عیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینى، كمالمواظبت را داشت. میخواست سنتهاى جدش رسول الله را عملا در بین مردم زنده كند ومكارم اخلاقى را به مردمتعلیم نماید.
در روزهاى گرم براى رسیدگى به مزارع و نخلستانها بیرون می رفت و با كارگران و كشاورزان بیلمیزد و زمین را براى كشت آماده میساخت.
آنچه ازمحصول كشاورزى - كه با عرق جبین وكد یمین به دست میآورد در راه خدا انفاق می فرمود.
بامداد كه براى اداى نماز به مسجد میرفت،پس از گزاردن نماز، مردم گرداگردش جمع میشدند و از انوار دانش و فضیلت او بهرهمندمی گشتند.
***************************
زيباترين پيامها و نكات اخلاقي و عرفاني در انجمن اخلاق و عرفان
خواندني هاي اخلاق
دريچهاي به سوي عرفان ناب
توهم هاي عارفانه
داستانها و خاطرات ناب از ره سپردگان
***************************
http://www.ayehayeentezar.com/galler...0396258859.gif
***************************
گرچه گذر زمان فرصت مهر ورزیدن را دریغ نمی کند؛
اما مرگ را استثنائی نیست؛
فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم
***************************
شخصيت اخلاقي امام
درگفتار راستگوترین و در دیدار گشاده رو ترین و در بذل جان در راه خدا، بخشنده ترین ودر اخلاق متواضعترین مردمان بود.
از خوف خدا بسیار میگریست و هنگام مشكلات اهل بیت را جمع میكرد و با هم بهذكر و استغفار میپرداختند. قسمت عمده درآمد خود را در راه خدا انفاق میفرمود وخود مانند غلامانش در مزرعه كار میكرد.
در زهد و فضل و تقوا و آشنایی با رموز قرآن و سنت و تفسیرو احكام شرع سرآمد همگان بود.
علی بن عیسی اربلی در كتاب كشف الغمه و انب طلحه درمطالب السوول و سبط ابن جوزی در تذكرة الائمه و سایر محدثین اهل سنت از عبدالله بن عطاء مكی روایت كردهاند كه گفته است: علما را نزد هیچ كس حقیرتر از آن ندیدم كه در محضر ابوجعفر محمد بن علی دیدم… امام محمدباقرعلیه السلام .
در مورد نمونهای از اخلاق امام باقر روایت است که مردىاز اهل شام در مدینه ساكن بود و به خانه امام بسیار مى آمد و به آن گرامى مىگفت: «... در روى زمین بغض و كینه كسى را بیش از تو در دل ندارم و با هیچ كس بیش از توو خاندانت دشمن نیستم! و عقیدهام آنست كه اطاعت خدا و پیامبر و امیرمؤمنان دردشمنى با توست، اگر مى بینى به خانه تو رفت و آمد دارم بدان جهت است كه تو مردىسخنور و ادیب و خوش بیان هستى!»
در عین حال امام علیه السلام با او مدارا مى فرمود و به نرمى سخن می گفت. چندى بر نیامد كه شامى بیمار شد و مرگ را رویا روى خویش دید و از زندگى نومید شد،پس وصیت كرد كه چون درگذرد ابو جعفر «امام باقر» بر او نماز گزارد.
شب به نیمه رسید و بستگانش او را تمام شده یافتند. بامداد وصى او به مسجد آمد و امام باقر علیه السلام را دیدكه نماز صبح به پایان برده و به تعقیب نشسته است، و آن گرامى همواره چنین بود كه پساز نماز به ذكر و تعقیب مى پرداخت.
عرض كرد: آن مرد شامى به دیگر سراى شتافته و خود چنین خواسته كه شما بر اونماز گزارید.
فرمود: او نمرده است... شتاب مكنید تا من بیایم.
پس برخاست و وضو و طهارت را تجدید فرمود و دو ركعت نماز خواند و دستها رابه دعا برداشت، سپس به سجده رفت و همچنان تا بر آمدن آفتاب، در سجده ماند، آنگاه به خانه شامى آمد و بر بالین او نشست و او را صدا زد و او پاسخ داد.
امام او را برنشانید و پشتشرا به دیوار تكیه داد و شربتى طلبید و به كام او ریخت و به بستگانش فرمود غذاهاىسرد به او بدهند و خود بازگشت. دیرى بر نیامد كه شامى شفا یافت و به نزد امام آمد وعرض كرد: «گواهى مى دهم كه تو حجت خدا بر مردمانى.»
***************************
زيباترين پيامها و نكات اخلاقي و عرفاني در انجمن اخلاق و عرفان
خواندني هاي اخلاق
دريچهاي به سوي عرفان ناب
توهم هاي عارفانه
داستانها و خاطرات ناب از ره سپردگان
***************************
http://www.ayehayeentezar.com/galler...0396258859.gif
***************************
گرچه گذر زمان فرصت مهر ورزیدن را دریغ نمی کند؛
اما مرگ را استثنائی نیست؛
فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم
***************************
شخصيت علمي امام
بی تردید چنان که بسیاری از علمای اهل سنت نیز گفته اند،امام باقر علیه السلام در زمان حیات خویش شهرت فراوانی داشته و همواره محضر او ازدوستدارانش، از تمامی بلاد و سرزمینهای اسلامی، پر بوده است.
موقعیت علمی ایشان، به مثابه شخصیتی عالم و فقیه، به ویژه به عنوان نماینده علوم اهل بیت، بسیاری را وا میداشت تا از محضر او بهره گیرند و حل اشکالات علمی و فقهی خود را از او بطلبند. در اینمیان، اهل عراق که بسیاری از آنان شیعه بودند بیش از دیگران مفتون شخصیت آن حضرت شده بودند.
مراجعه کنندگان،خضوعی خاص نسبت به شخصیت علمی امام داشتند چنان که عبدالله بن عطای مکی گوید: علمارا در محضر هیچ کسی کوچکتر از زمان حضور در محضر امام باقر علیه السلام ندیدم.
حکم بن عتیبه با تمام عظم تعلمی اش در میان مردم، در برابر آن حضرت مانند دانش آموزی در مقابل معلم خود به نظرمی رسید. امام از موقعیت مساعد روزگار سیاسى، براى نشر تعلیمات اصیل اسلامى بهره جسته و دانشگاه تشیع و علوم اسلامى را پایهریزى نمودند.
شهرت علمی امام، در حد تعبیر ابن عنبة، مشهورتر از آن استکه کسی بخواهد آن را بیان کند. این شهرت در زمان خود ایشان، نه تنها در حجاز که«کان سید فقهاء الحجاز» بلکه حتی در عراق و خراسان نیز به طور گسترده فراگیر شدهبود. چنان که راوی می گوید: دیدم که مردم خراسان دور حضرت حلقه زده و اشکالات علمی خود را از ایشان می پرسیدند.
ذهبی درباره امام باقر علیه السلام می نویسد:
ایشان از کسانی است که بین علم و عمل، سیادت و شرف ووثاقت و متانت جمع کرده و برای خلافت اهلیت داشت.
ابرش کلبی از هشام بن عبدالملک پرسید: این کیست که مردمعراق او را در میان گرفته و مشکلات علمی خود را از وی می پرسند؟
هشام گفت: این پیامبر کوفه است،خود را پسر رسول خدا و شکافنده علم و مفسر قرآن میداند.
***************************
زيباترين پيامها و نكات اخلاقي و عرفاني در انجمن اخلاق و عرفان
خواندني هاي اخلاق
دريچهاي به سوي عرفان ناب
توهم هاي عارفانه
داستانها و خاطرات ناب از ره سپردگان
***************************
http://www.ayehayeentezar.com/galler...0396258859.gif
***************************
گرچه گذر زمان فرصت مهر ورزیدن را دریغ نمی کند؛
اما مرگ را استثنائی نیست؛
فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم
***************************
علت و کيفيت شهادت امام
امام باقر علیه السلام با پنج خلیفه از خلفاى بنى امیه معاصر بود كه عبارتند از: ولید بن عبدالملك (96 ق) و سلیمان بن عبدالملك ( 99 ق) و عمر بن عبد العزیز (101 ق) و یزیدبن عبدالملك (107ق) و هشام بن عبدالملك ( 125 ق) و همه آنان جز عمر بن عبدالعزیز درستمگرى و استبداد و خودكامگى دست كمى از نیاكان خود نداشتند و پیوسته براى امام باقرعلیه السلام مشكلاتى فراهم مى نمودند.
ولى در عین حال، او از طریق تعلیم و تربیت، جنبشى علمى بهوجود آورد و مقدمات تأسیس یك مركز علمى اسلامى را در دوران امامت خود پى ریزى كردكه در زمان فرزند بزرگوارش امام جعفر صادق علیه السلام به نتیجه كامل رسید.
روش كار پیشوایانما به ویژه امام سجاد و امام باقر علیهماالسلام كه در اوضاع فشار و خفقان به سر مى بردند به شیوه مخفى و زیرزمینى بود، شیوه اى كه موجب مى شد كسى از كارهاى آنان مطلع نشود. همین كارهاى پنهانى، گاهى كه آشكار مى شد، خلفا را سخت عصبانى مى نمود درنتیجه، وسایل تبعید و زندانى شدن آنها فراهم مى شد.
سرانجام، امام باقر علیه السلام كه پیوسته موردخشم و غضب خلیفه وقت، هشام بن عبدالملك بود، به وسیله ایادى او مسموم شد و در روزدوشنبه 7 ذیحجه سال 114 هجرى قمرى در 57 سالگى به شهادت رسید.
بدن مطهر آن دریای بیکران دانش خدایی در قبرستان بقیع، در کنار پدر و جد بزرگوارش امام حسن مجتبی وامام سجاد علیهماالسلام به خاک سپرده شده است.
***************************
زيباترين پيامها و نكات اخلاقي و عرفاني در انجمن اخلاق و عرفان
خواندني هاي اخلاق
دريچهاي به سوي عرفان ناب
توهم هاي عارفانه
داستانها و خاطرات ناب از ره سپردگان
***************************
http://www.ayehayeentezar.com/galler...0396258859.gif
***************************
گرچه گذر زمان فرصت مهر ورزیدن را دریغ نمی کند؛
اما مرگ را استثنائی نیست؛
فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم
***************************
از همان لحظه شروع شد
روزگار توأم با اندوه و رنج تو؛
از همان لحظه که کودکی ات را
با هفتاد و دو پروانه سرخ، بدرقه کردی،
از همان لحظه که مصیبت را در بالاترین درجه
در پنج سالگی، به نظاره ایستادی،
از همان لحظه که پا به پای غل و زنجیرهای
بسته بر دست و پای پدر، خون گریستی.
از همان لحظه، تو در مصیبت کربلا بزرگ شدی
و رنج هایت همیشگی شد تا راوی دردهای بهترین بندگان خدا باشی.
تا قصه عشق، فراموش نشود.
تو را که «محمد» نام داشتی و شکافنده علوم نبوی بودی،
تمام خانه های مدینه خشت خشت
و کوچه به کوچه می شناسند!
تو را می شناسند؛ از عطر قدم هایت
که نسیم وار از کوچه ها می گذرد
و بوی عرش را می پراکند در رگه های شهر؛
از طنین صدایت که به گفت وگوی فرشته ها می ماند؛
از عطر شناورت که بی دریغ می پراکنی در شریان های زمین،
تا خاک، اجازه یابد که یک بار دیگر نفس بکشد رایحه بهشت را؛
از چشم هایت که عاشقانه ترین واگویه کربلا بود.
شهر تو را خوب می شناسد؛
تو را که معرفت، گوشه نشین درگاهت بود و علم،
خوشه چین علم «لدنی»ات.
من جامه سیاه خود را هرگز از تن بیرون نخواهم آورد؛
که بعد از غروب غم انگیز ستاره روشن چشمانت،
تا همیشه، سرزمین دلم، میهمان اندوه و درد است.
تاب نیاوردند شور خطابه هایت را که لرزه می افکند
بر ارکان قدرت های پوشالی شان.
تاب نیاوردند وجودت را که هر لحظه ات،
رستاخیزی به پا می کرد در جان های آشفته.
هشام، نتوانست تو را بفهمد. سنگ دلی و تیره بختی هشام،
تو را تاب نیاورد؛ تو را که پژواک رسایی بودی
از فریادی که از خنجر بریده خون خدا،
بر خاک تفتیده نینوا جاری شد، تو را که تفسیری بودی
از اشک های سی ساله «زین العابدین»،
تو را که غم نامه ای بودی از سرگذشت جان گداز
دختری سه ساله در کنج خرابه های شام.
تیره گی هشام، عظمت تو را تاب نیاورد.
حلقه های شاگردانت، طناب داری بود بر گلوی هشام.
روایت سرفراز علم الهی ات،
خوارکننده شوکت «هشام»های روزگار بود.
نقشه ها کشیده شد. توطئه ها چیده شد.
اگر «محمد» بماند، حقیقت همیشه زندگی می ماند.
اگر حقیقت زنده بماند، دروغ «هشام»، برملا می شود.
هنگام غروب غربتت فرا رسیده؛
اما من هرگز جامه سیاهم را از تن بیرون نخواهم آورد.
بعد از تو، داغ، سهم همیشگی من است و اشک،
میهمان دائمیِ چشمانم. بعد از تو، اندوه و غربت من پایانی ندارد.
***************************
زيباترين پيامها و نكات اخلاقي و عرفاني در انجمن اخلاق و عرفان
خواندني هاي اخلاق
دريچهاي به سوي عرفان ناب
توهم هاي عارفانه
داستانها و خاطرات ناب از ره سپردگان
***************************
http://www.ayehayeentezar.com/galler...0396258859.gif
***************************
گرچه گذر زمان فرصت مهر ورزیدن را دریغ نمی کند؛
اما مرگ را استثنائی نیست؛
فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم
***************************
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)