• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • + ارسال موضوع جدید
    صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
    نمایش نتایج: از شماره 11 تا 17 , از مجموع 17

    موضوع: آداب تعلیم و تعلم (حقوق متقابل استاد و شاگرد)

    جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   
    1. #11
      خادم قرآنی بخش افلاکیان
      تاریخ عضویت : جنسیت تیر/۱۳۸۸
      صلوات : 0 دلنوشته :
      نوشته : 2,424 تشکر : 9,926
      مورد تشکر: 10,396 در 2,317 پست
      حضور : 22 روز 11 ساعت 24 دقیقه
      دریافت : 26 آپلود : 4
      گالری : 28 وبلاگ : 1
      فریاد : هیچ ورزشی برای"قلب"مفید تر از خم شدن و گرفتن دست "افتادگان" نیست
      Sepasgozar
      seyed133 آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط سدید نمایش پست
      یا لطیف
      با سلام به شما کاربر محترم
      تصور می کنم شما دچار خلط مبحث شدید ، اگر یک بار دیگر با دقت کافی سوال ها و جواب هایی که بین دو کاربر محترم " اذان " و " طارق " صورت گرفته است را مطالعه کنید شاید برایتان رفع ابهام شود .
      از این گفت و گوها چنین برداشتی که به نماز اول وقت بی توجهی باش ، را نمی توان کرد. ایشان فرمودند موضوعیت ندارد طریقیت دارد ... اگر از یک استاد خوب اخلاق هم سوال کنید فکر نمی کنم پاسخی جز این یا خلاف این را به شما بدهند .
      واقعا شما این حرف ها را روشن فکر مآبانه می دانید ؟؟؟؟

      به نام خدا
      علیکم سلام دوست گرامی
      احساس می کنم سوتفاهم شده
      ما همون اول گفتیم گفته های جناب طارق متین!
      منظور این بود که برداشت بدی بعضی از دوستان از گفته های ایشون نکند در مورد نماز اول وقت و...
      فکر می کنم بهتر بیشتر از این از بحث اصلی خارج نشیم


      حقوق معلّم و متعلّم

      علم نور و روشنائی و معلّم تاباننده این نور در تاریكی دل مشتاقان معرفت است كه در راه رسیدن به حقیقت قدم بر می‌دارند و از این رو از جایگاهی بس بلند و رفیع برخوردار می‌باشد. در مكتب متعالی اسلام كه اولین معلم آن ذات باری تعالی و اولین دانش آموزش حضرت ختمی مرتبت پیامبر مكرّم اسلام است، مقامی بس متعالی برای معلّم در نظر گرفته شده تا آن جا كه پیامبر اسلام فرموده‌اند: «من تَعلَّمتَ منه حرفاً صِرْتَ لهُ عبداً»؛ از هر كسی حرفی آموختی بنده او می‌گردی.[1] گویا بعد از حضرت حقّ (جلّ وعلا) آنانی كه شایستگی مولی بودن برای بشر را دارند و انسان باید در مقابلشان سر تعظیم فرود آورده و خاضع باشد معلّمانند، كه اولین و بالاترین معلمین بشر انبیاء عظام و اوصیاء مكرّم‌شان می‌باشند، آنان كه با تحمل تمام سختیها از همه چیز خود گذشتند تا بشر را از خواب غفلت بیدار و از گرداب جهل و نادانی رهائی بخشند. از طرف دیگر جوینده علم و فراگیرنده دانش نیز دارای مقامی بس عظیم است تا جائی كه به فرموده نبی مكرّم اسلام فرشتگان بالهای خود را همچون فرش به زیر پای طالب علم پهن می‌كنند و با شور و شعفی توصیف نشدنی او را احاطه می‌نمایند.[2]
      حال با توجه به مقام و منزلت معلّم و متعلّم (دانشجو و دانش آموز) هر كدام از حقوقی برخوردارند و این جایگاه موجب می‌گردد كه بر دوش هر یك نسبت به یكدیگر و دیگران نسبت به آنها وظائفی نهاده شود، كه با توجه به كلام معصومین ـ علیهم السّلام ـ به بیان آن می‌پردازیم.
      مراد از واژه حقّ:
      قبل از ورود به بحث لازم است توضیح كوتاهی درباره مراد از واژه «حقّ» داده شود. «حقّ» دارای یك مفهوم حقوقی است به معنای این كه: «امری اعتباری كه به نفع كسی بر عهده دیگری وضع می‌شود و مستلزم الزام و تكلیف است.» «حق» در این معنی یك حكم حقوقی است و ضامن اجرائی بیرونی را می‌طلبد و مربوط به تأمین مصالح دنیوی افراد جامعه است، ولی مراد از «حقّ» در این بحث مفهوم حقوقی آن نیست، بلكه منظور مفهوم اخلاقی آن می‌باشد و مراد از آن وظائفی است كه اخلاق و وجدان درونی انسانها حكم می‌كند كه نسبت به معلّم به جا آورند، كه این احكام صرفاً ضامن اجرای درونی می‌خواهد و هدف در آنها تأمین مصالح معنوی انسان و رساندن انسان به كمال و قرب الهی است.[3]
      حقوق معلّم:
      1. آموزگار به منزله مالك و مولای انسان: پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: هر كس به شخصی مسأله‌ای بیاموزد، مالكش می‌گردد. گفته شد:‌ آیا حقّ خرید و فروش او را هم دارد؟ حضرت فرمودند: نه، بلكه امر و نهی می‌نماید.[4]
      یعنی دانش آموختگان باید مطیع اوامر و نواهی معلّمان باشد.
      2. فروتنی در برابر معلّم و دانشمند: پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: «در برابر دانشمند فروتنی كنید واو را بالا ببرید...».
      3. حقوق معلّم از رساله حقوق امام سجّاد ـ علیه السّلام ـ :
      «و امّا حقُّ سائسكَ بالعِِلمِ، التّعظیمُ له و التَّوقیر لمجلسهِ و حسنُ الاستماع الیه و الاقبالُ علیه و أنْ لا ترفعَ صوتَك و أن لا یُجیب أحداً یسألهُ عن شیءٍ حتّی یكون هو الذی یُجیب و لا تُحدِّثَ فی مجلسهِ أحداً و لا تغتابَ عندَهُ احداً و أن ترفَعَ عنه اذا ذُكرَ عندكَ بسوءٍ و أن تستُر عیوبَهُ و تُظهِرَ مناقِبَه و لا تجالِسَ لَهُ عدوّا ًو لا تعادی لَه ولیّاً فاذا فَعلتَ ذلك شَهِدَ لك ملائكهُ الله بأنّكَ قصدتَهُ و تَعلَّمتَ علمَهُ للهِ جلَّ اسمُهُ لا للنّاس»؛[5] مراد از «سائس بالعلم» در بیان حضرت همان معلّم است، چنان چه در كتب لغت، «سائس» مترادف كلمه «قیّم» به معنای برپا دارنده، وادار كننده چیزی است.[6] حضرت در این بیان گهربار برخی از حقوق معلم را متذكر می‌گردند كه عبارتند از: بزرگ شمردن او، محترم شمردن مجلس درسش، خوب گوش دادن به درسش و توجه كامل داشتن به او، جواب ندادن به پاسخ سؤال كنندگان تا خود او خود پاسخ بگوید، صحبت نكردن با كسی در مجلس درس استاد، غیبت نكردن در نزد او، و به عبارتی حفظ حریم معنوی استاد تا جائی كه نكند شاگرد به طور ناخواسته موجب شود استادش غیبتی را بشنود و درجه‌ای از درجات معنوی او كاسته شود و یا مجبور به تندی با شاگرد در نهی او شود. هر گاه در حضور شادگر از استاد به بدی یاد شود از او دفاع نماید، پنهان كردن عیوب استاد و آشكار نمدون فضائلش، نشست و برخاست نكردن با دشمنانش و دشمنی نكردن با دوستانش.
      ج. سیره عملی پیشوایان دین در پاسداشت حقوق معلّم:
      ائمه بزرگوار دین علاوه بر ترغیب مردم به پاسداشت حقّ دانشمندان و معلّمین خود نیز در این زمینه پیشقدم بوده‌اند. مرحوم مجلس نقل می‌كند كه: «مردی به نام عبدالرحمن سلمی، سوره حمد را به یكی از فرزندان امام حسین ـ علیه السّلام ـ آموخت، پس چون فرزند سوره حمد را برای پدر تلاوت نمود، امام حسین ـ علیه السّلام ـ هزار دینار طلا و هزار حلّه گرانبها به او عنایت كرده و دهانش را پر از جواهر ساخت، وقتی خواستند دراین باره با آن حضرت بحث و گفتگو كنند، فرمود: بخشش من كجا می‌تواند با عطای او یعنی آموزش او برابری كند.»[7]
      در بیان دیگری امام حسن عسگری ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: شخصی مردی را به حضور امام چهارم ـ علیه السّلام ـ آورده، مدعی شد كه این مرد پدرم را كشته است. او نیز به قتل اعتراف كرد، پس از اعتراف، قصاص بر وی واجب شد، امام ـ علیه السّلام ـ از او خواستند كه مرد قاتل را عفو كند، امّا او راضی نشد. امام علی به ولیّ دم فرمود: اگر این مرد فضل و بخششی در مورد تو داشته است، به پاس خدمت قبلی از جنایت او درگذر. او گفت: او مرا به یكتائی خدای بزرگ بزرگ و نبوّت حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ و امامت علی و سائر ائمه ـ علیهم السّلام ـ آشنا ساخته است، لكن من به این حقّ تنها از قصاص او صرفنظر می‌كنم ولی دیه پدرم را می‌خواهم. حضرت فرمودند: آیا گمان می‌كنی این خدمت بزرگ با خون پدرت برابری نمی‌كند؟ به خدا قسم این خدمت با خون تمام اهل زمین از اولین و آخرین، غیر از انبیاء و ائمه برابری می‌كند. و بالاخره امام سجاد ـ علیه السّلام ـ با مواعظ خویش او را راضی كرد و او از دیه پدرش درگذشت.[8]
      ...
      یا علی
      به نام خدا



      کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

      (شادی روحشان صلوات)


      آیت الله سید علی قاضی(ره) عارف کامل:در مستحبات عزاداری و زیارت سید الشهدا علیه السلام مسامحه ننمایید
      و روضه هفتگی و لو دو سه نفری داشته باشید که اسباب گشایش است.

      منو دل کندن از دل بر محاله...

      یا علی

    2. #12
      خادم قرآنی بخش افلاکیان
      تاریخ عضویت : جنسیت تیر/۱۳۸۸
      صلوات : 0 دلنوشته :
      نوشته : 2,424 تشکر : 9,926
      مورد تشکر: 10,396 در 2,317 پست
      حضور : 22 روز 11 ساعت 24 دقیقه
      دریافت : 26 آپلود : 4
      گالری : 28 وبلاگ : 1
      فریاد : هیچ ورزشی برای"قلب"مفید تر از خم شدن و گرفتن دست "افتادگان" نیست
      Sepasgozar
      seyed133 آنلاین نیست.



      به نام خدا
      ...

      حقوق متعلّم:
      در فرهنگ اسلام همانطور كه برای معلّم حقوقی در نظر گرفته شده، متعلّم نیز به نوبه خود از حقوقی ویژه برخوردار است. كه اساتید و معلّمان در برخورد با شاگردان خویش باید با تأسی به انبیاء الهی از آنان سرمشق گرفته و با صبر و تحمل سختیها و كج فهمیهای جاهلان، تمام سحر خویش را در زدودن غبار جهل و نادانی از صفحه سفید جان بشریت به كار گیرند و بدون فخر فروشی و بخل ورزیدن جویندگان دانش را از این نعمتی كه خدا در اختیار آنان قرار داده است سیراب نمایند.
      در بیان حقوق متعلّم به ذكر چند كلام نورانی از معصومین ـ علیهم السّلام ـ بسنده می‌كنیم:
      1. سفارش به خیر: پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ : «مردم پیرو شمایند و مردمانی از اطراف سرزمینها به سوی شما می‌آیند تا در دین تفقّه كنند، پس هر گاه نزد شما آمدند، آنان را سفارش به خیر كنید».[9]
      2. مهربانی با دانش آموز كودك: امام سجاد ـ علیه السّلام ـ : «حق كودك مهربانی به او در آموزش و گذشت از وی و عیب پوشی و همراهی و یاری اوست».[10]
      3. حق شاگردان در رساله حقوق امام سجّاد ـ علیه السّلام ـ :
      «و امّا حقّ رعیّتك بالعلم، فأن تعلمَ ان اللهَ عزّ و جلّ انما جعلك قیما لهم فیما اتاك من العلمِ و فتحَ لك من خزائنهِ، فانْ أحسنت فی تعلیم النّاس و لم تخرُقْ بهِم و لم تضجر علیهِم زادكَ اللهُ من فضلِهِ، و ان أنتَ منَعْتَ النّاسَ علمَكَ أو خرَقْتَ بهِم عند طلبِهم العلمَ بكَ، كانَ حقّا علی اللهِ عزّ وجلّ أن یسلُبكَ العلمَ و بهائهُ و یُسقط منَ القُلوبِ محلّكَ»؛[11] و امّا حقّ آان كه در تعلّم رعیّت تو هستند، این است كه برای خدا عزّوجلّ ؟؟؟ در دانشی كه به تو ارزانی داشته و از گنجینه‌های خود بر تو ابوابی گشوده سرپرست آنان فرموده است، پس اگر در آموزش مردم نیكی كنی و با آنان تندی نكرده و تنگدلشان نسازی، خداوند از فضل و كرمش بر دانش تو می‌افزاید. و اگر مردم را از دانش خود محروم ساخته، و به هنگام درخواست آموزش آنان را تنگدل كردی، بر خدا سزاوار است كه، دانش و صفای آن را از تو بازستاند و از جایگاه بلندی كه در دلها داری ترا فرود آورد.
      حضرت در این بیان گهربار معلّم را همچون سرپرستی مهربان برای طالبان علم می‌داند كه باید در مقابل این جایگاهی كه به خاطر علم به دست آورده، وظیفه سرپرستی خویش را به بهترین وجه ممكن به جا آورد و در این زمینه هیچ حقّی را از جویندگان علم و دانش ضایع نگرداند.
      [1] . عوالی اللّئالی، محمد بن علی بن ابراهیم احسائی، ج 1، ص 293، ح 163، مطبعه سید الشهداء، قم، 1403 ق.
      [2] . منبه المرید، ص 13، شهید ثانی، چ جامعه مدرسین، 1363، قم؛ كنز العمال، ج 10، ص 160، حسام الدین هندی، بیروت، 1409 ق.
      [3] . كتاب حقوق و سیاست در قرآن، مصباح یزدی، چ اول، ص 22، 26 و 27.
      [4] . منیه المرید، ص 324.
      [5] . تحف العقول، ص 260.
      [6] . لسان العرب، ج 6، ص 10، نشر ادب حوزه، قم، 1405 ق.
      [7] . بحار الانوار، ج 44، ص 191، علامه مجلسی، بیروت، 1403 ق.
      [8] . بحار الانوار، ج 2، ص 12 و 13، روایت تلخیص شده.
      [9] . منیه المرید، ص 194، شهید ثانی، تحقیق رضا مختاری، دفتر تبلیغات قم، 1380؛ سنن ترمذی، ج 5، ص 30، ح 2650، دار احیاء التراث العربی، بیروت.
      [10] . تحف العقول، ص 270، موسه نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، چ چهارم، 1416 ق.
      [11] . تحف العقول، ص 261، موسسه نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، چ چهارم، 1416 ق، تصحیح: علی اكبر غفاری.

      یا علی
      به نام خدا



      کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

      (شادی روحشان صلوات)


      آیت الله سید علی قاضی(ره) عارف کامل:در مستحبات عزاداری و زیارت سید الشهدا علیه السلام مسامحه ننمایید
      و روضه هفتگی و لو دو سه نفری داشته باشید که اسباب گشایش است.

      منو دل کندن از دل بر محاله...

      یا علی

    3. #13
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : جنسیت آبان/۱۳۸۹
      صلوات : 0 دلنوشته :
      نوشته : 742 تشکر : 1,217
      مورد تشکر: 2,314 در 699 پست
      حضور : 19 ساعت 12 دقیقه
      دریافت : 13 آپلود : 2
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      فریاد : ما نَجی، مَن نَجی، إلّا بِصِدقِ الإلتجاء
      MaghzMotafaker
      سدید آنلاین نیست.

      شاد




      ب) آداب مختص معلم
      ویژگی های استاد خوب
      معلم شایسته و خوب معلمی است که ویژگی های استادی و ویژگی های تدریسی زیر را داشته باشد :
      1- تا اهلیت و قابلیت پیدا نکرده ، بر کرسی تدریس تکیه نزند، بلکه به جایی برسد که خوبان و صالحان ، استادی او را تصدیق و گواهی نمایند.
      2- موجب ذلت و کوچکی مقام علم نشود . به این معنی که علم را در اختیار نا اهل قرار ندهد که گفته اند :
      علم و مال و منصب و جاه و قران / فتنه آرد در کف بد گوهران
      تیغ دادن در کف زنگی مست / به که افتد علم را ناکس به دست

      3- استاد به تمام معنی به علم خود عامل باشد و میوه های علم از شاخسار وجودش چیده شود . اگر چنین نباشد مشمول آیه مبارکه قرار می گیرد که می فرماید : " أتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم "
      امام صادق – علیه السلام- در ذیل آیه شریفه " إنما یخشی الله من عباده العلماء " ( همانا از بندگان فقط عالمانند که از خدا می ترسند ) فرمودند : " من صدق فعله و قوله و من لم یصدق قوله فعله فلیس بعالم " ( عالم کسی است که فعلش تصدیق گفتارش کند و کسی که عمل ار گفتار او را تصدیق نکند عالم نیست " .
      4- حسن خلق و تواضع استاد و با رفق و مدارا آموزش دادن که پیامبر درباره علما فرموده است : " علما ء امتی کأنبیاء بنی اسرائیل " ( دانشمندان امت من مانند پیامبران بنی اسرائیل هستند )
      همان گونه که در نبوت حسن خلق و تواضع و مدارا در دعوت لازم است در استادان نیز باید این چنین باشد
      5- از آموزش افراد به بهانه ی این که خلوص نیت ندارند سرباز نزند . بلکه فرد را پذیرفته و در حین آموزش آرام آرام در او خلوص ایجاد کند که اگر علم همراه با خلوص نباشد به فرموده ی حضرت امیر المومنین علی – علیه السلام- همانند گردنبندی است که به گردن خوک آویزان شده است " !
      6- هرگاه دل آماده و سرزمین مستعدی یافت ، از بذل علم دریغ نورزد که جابر جعفی از امام باقر – علیه السلام – نقل می کند که فرمودند " زکاه العلم أن تعلمه عباد الله " ( زکات علم آموزش دادن آن به بندگان خداست )
      7- افعال و رفتار معلم موجب نقض گفتارش نباشد ، مثل این که چیزی را حرام بداند و آن را انجام دهد.
      8- در اظهار حق به اندازه ی توان جدی باشد و از مجادله بپرهیزد که پیامبر – صلی الله علیه و آله - فرمودند : " إذا ظهرت البدع فی أمتی فلیظهر العالم علمه ، فمن لم یفعل فعلیه لعنه الله " ( زمانی که بدعت و خلاف واقع در بین امت من ظاهر شد بر عالم است که در مقابل آن بایستد و علم خویش را ظاهر سازد . اگر چنین نکرد لعنت خدا بر او باد)
      ویرایش توسط سدید : ۱۳۸۹/۰۹/۱۸ در ساعت 09:41
      یالطیف
      انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

      الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
      ___________________________________

      گروه امام موسی صدر
      http://www.askquran.ir/group183.html
      بالأمس قلنا ستعود يوماً

      واليوم نقول ستعود حتماً

      إن شاء الله

      http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg

    4. #14
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : جنسیت آبان/۱۳۸۹
      صلوات : 0 دلنوشته :
      نوشته : 742 تشکر : 1,217
      مورد تشکر: 2,314 در 699 پست
      حضور : 19 ساعت 12 دقیقه
      دریافت : 13 آپلود : 2
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      فریاد : ما نَجی، مَن نَجی، إلّا بِصِدقِ الإلتجاء
      MaghzMotafaker
      سدید آنلاین نیست.

      شاد




      وظایف استاد خوب نسبت به شاگردان و کلاس
      1- به تدریج شاگردان را به آداب و اخلاق پسندیده و مسائل دینی آشنا ساخته و زهد نسبت به دنیا را در آن ها بپرورد.
      2- ارزش ها و فضیلت علم را برای آنان توضیح داده و بفهمانند که مقام علماء مقام انبیاء است
      3- آن چه را برای خود می پسندد برای آن ها نیز بپسندد و آن چه را که برای خود نمی پسندد برای آن ها نیز ناپسند بداند
      4- دانشجویان و محصلین را از بد اخلاقی و مرتکب شدن محرمات و چیزهایی که به ضرر آن هاست ، نهی کند و سوء رفتار شاگردان ، او را ناراحت نکند
      5- بر دانش آموزان تفاخر و بزرگی ننماید و با آن ها با فروتنی برخورد نماید که رسول اکرم (ص) فرمودند : " لینوا لمن یتعلمون منه "
      6- از آنان تفقد و دل جویی کند و هرگاه غایب شدند ، علت غیاب را جست و جو کند و گاهی خود یا به وسیله ی افراد از آنان سراغ گیرد . اگر بیمار است ، از او عیادت نماید ، اگر حاجتی دارد و می تواند ، در رفع حاجتش بکوشد.
      7- آنان را با نام و مشخصات ، شناسایی نماید که این امر باعث دل گرمی شاگردان می شود
      8- در آموزش ، راه آسان را طلب نماید و آن چه لازم است و می باید ، اول آموزش دهد و مطابق با فهم و ظرفیت وجودی شاگرد مطالب را در اختیار او بگذارد.
      9- در رفتن به کلاس درس با شوق و رغبت باشد و از بیان مسائل مشکلی که شاگرد قدرت فهم آن را ندارد ، اجتناب ورزد
      10-نسبت به شاگردان با یک دید ، نگاه کند و برخی از آن ها را بر برخی دیگر تر جیح ندهد ، در صورتی که همه انان در یک مرتبه و درجه هستند ؛ لیکن اگر تفاوت درجه و مرتبه وجود دارد ، افراد باارزش تر را بیش تر احترام نماید تا تمایل و رغبت در دیگران پیدا شود که به ارزش ها روی آور شوند
      11- در بحث اهل انصاف باشد و به شاگردان فرصت نقادی دهد و از نقد آنان استقبال کند
      12- چنان چه استادی ، یک یا چند درس تدریس می کند ، دروس دیگری را که تدریس نمی کند ، مذمت نکند ؛ هم چنین اگر شاگردی درس او را نزد استادِ دیگری هم می آموزد نباید استادِ او را مذمت و نقض کند.
      بعضی از عالمان مشهور ، شاگرد خود را نزد عالم دیگری می بردند و می گفتند تا این جا از ما درس گرفته از این جا به بعد شما به او درس دهید
      13 – وقتی که طالب علم ، قدرت تعلیم یافت ، استاد باید او را در محافل مدح کند و از مردم بخواهد تا از محضر او استفاده کنند.
      14-در تعلیم ، افراد را مقدم بشمارد ( یعنی به آن کس که زودتر در جلسات درسش حاضر شده ، زودتر رسیدگی کند ) و هر کسی را بیش از یک درس ندهد ( البته این امر متفاوت است . چه بسا در شخصی ، نشاطی برای یادگیری باشد که در فرد دیگر نیست ، و او شایسته ی آموختن است )
      15 – آن هنگام که شاگرد بیش از حد معمول در درس خواندن افراط می کند او را متذکر شود ( چرا که افراط در درس ، سبب خستگی و دل زدگی می شود ) و راه مطالعه ی صحیح توأم با شیرینی علم را به شاگردانش بیاموزد
      یالطیف
      انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

      الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
      ___________________________________

      گروه امام موسی صدر
      http://www.askquran.ir/group183.html
      بالأمس قلنا ستعود يوماً

      واليوم نقول ستعود حتماً

      إن شاء الله

      http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg

    5. تشكر : طارق
    6. #15
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : جنسیت آبان/۱۳۸۹
      صلوات : 0 دلنوشته :
      نوشته : 742 تشکر : 1,217
      مورد تشکر: 2,314 در 699 پست
      حضور : 19 ساعت 12 دقیقه
      دریافت : 13 آپلود : 2
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      فریاد : ما نَجی، مَن نَجی، إلّا بِصِدقِ الإلتجاء
      MaghzMotafaker
      سدید آنلاین نیست.



      آداب استاد به هنگام تدریس
      1- هنگام خروج برای درس با کمال هیبت و وقار ، و لباس های تمیز و پاکیزه ، وطهارت بدن و ظاهری آراسته حرکت نموده ، وارد مجلس شود.
      2- با ذکر نام خدا و خواندن دعاهای مأثوره از پیامبر و ائمه اطهار – ع – که مشتمل بر معانی بلند و مضامین عالی است ( مانند این که بگوید خدایا مرا از گمراه شدن گمراه کردن و کج فهمی و بداندیشی محفوظ دار ) درس خود را شروع کند
      3- هنگام ورود به مجلس درس ، بر حاضرین سلام نماید . و اگر مکان تدریس ، مسجد است دو رکعت نماز تحیت مسجد به جا آورد و از خداوند بخواهد او را از خطا نجات داده و توفیق را نصیبش کند
      4- در هنگام نشستن ، با سکوت و آرامش روحی و وقار و آمادگی کامل با مطالعات قبلی ، درس درس را شروع کند
      5- تا جایی که امکان دارد ، رو به قبله بنشیند و از سخنان بیهوده و باطل پرهیز نماید
      6- هنگام خروج برای درس با نیت خالص بوده و هدف خود را نشر علم و رساندن احکام الهی قرار دهد
      7- در هنگام تدریس از مزاح و شوخی های بی جا پرهیز نموده لکن با کمی شوخی به جا و لطیفه خوب در حد متعارف ، خستگی و کسالت سنگینی مجلس درس را برطرف نماید
      8- در جایی بنشیند که همه شاگردان او را ببینند و در هنگام سخن گفتن توجهش به حضار به طور مساوی بوده و اگر کسانی سوالی از او کردند با توجه کامل چهره به آن ها پاسخ لازم را بدهد
      9- هنگام تدریس ، چهره ای بشاش و شاداب نشان داده و از بدخلقی و عبوس کردن چهره پرهیز نماید
      10- هنگام شروع درس ، آیاتی از قرآن کریم را تلاوت و مجلس درسش را متبرک سازد
      11- درس را به ساده ترین شکل بیان کند و اگر دروس متفاوتند ، آن را که شریف تر است اول تدریس کند
      12- مجلس درس را نه خیلی طولانی کند که شاگردان خسته شوند و نه خیلی کوتاه که تشنه ی علم بمانند
      13- با حالت ها ی سختی ( گرسنگی ، تشنگی ، کسالت و ...) وارد کلاس درس نشود
      14- در مکانی مناسب به دور از سر و صدا ، گرما و حرارت زیاد و یا سرمای سخت ، دود و غبار و ... کلاس را برگزار نماید
      15- حضور به موقع در جلسه داشته باشد
      16- صدایش را بیش تر از حاجت بلند نکند . هر مطلب را نیز در جای خود و در حد کفایت بحث کند
      17- کسی را تحقیر نکند . نامناسب به بحث نپردازد . به شاگردان اجازه ی پرسیدن دهد و آن قدر به کسی نگاه نکند که خجالت بکشد
      18- اگر فضلا وارد درسش شدند به احترام آنان درس را کمی به عقب برگرداند و توضیح دهد
      19- و مهم ترین آن ها این است که اگر مطلبی را سوال کردند که پاسخش را نمی داند با کمال شهامت بگوید : نمی دانم . که علی – ع– فرمودند : " هر گاه از چیزی که نمی دانید سوال شدید پس فرار کنید : عرض کردند : " راه فرار چگونه است ؟ " حضرت فرمودند : " بگویید : خدا به آن علم دارد " . باید توجه داشته باشد که اگر بگوید نمی دانم از قدر و منزلت او کاسته نمی شود بلکه جایگاه او در دل مردم بیش تر می شود و این را حمل بر تقوی و دیانت او می کنند .
      20- اگر کسی از او سوالی پرسیده و او به اشتباه آن را پاسخ گفته است و بعد متوجه اشتباه خود شده ، به شخص سوال کننده بگوید که من اشتباه کردم

      مرحوم شهید ثانی در منیه المرید آداب بیش تری را ذکر کرده اند و لیکن در این بحث به این مختصر کفایت می کنیم.
      ویرایش توسط سدید : ۱۳۸۹/۰۹/۲۳ در ساعت 00:00
      یالطیف
      انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

      الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
      ___________________________________

      گروه امام موسی صدر
      http://www.askquran.ir/group183.html
      بالأمس قلنا ستعود يوماً

      واليوم نقول ستعود حتماً

      إن شاء الله

      http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg

    7. تشكر : طارق
    8. #16
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : جنسیت آبان/۱۳۸۹
      صلوات : 0 دلنوشته :
      نوشته : 742 تشکر : 1,217
      مورد تشکر: 2,314 در 699 پست
      حضور : 19 ساعت 12 دقیقه
      دریافت : 13 آپلود : 2
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      فریاد : ما نَجی، مَن نَجی، إلّا بِصِدقِ الإلتجاء
      MaghzMotafaker
      سدید آنلاین نیست.

      شاد




      ج) آ داب مختص شاگرد
      آداب فی نفسه
      1. اولین ادب ، حسن نیت است که در اداب مشترک بین استاد و شاگرد هم ذکر شد . اما یک طالب علم بایستی دارای حسن نیت باشد و قلبش را از رجس و آلودگی پاک گرداند تا صلاحیت پذیرش علم را بیابد.
      2. در روزگاری که فراغت بال دارد و در جوانی و در حالت نشاط ، تحصیل علم را غنیمت بشمارد.
      3. فقط به ضرورت مشغول باشد و اساس زندگی اش را صرف بندگی و طلب علم کند که باقی امور ( هم چون مال اندوزی و طمع در ان و ... ) فرعیات هستند .
      4. تا زمانی که علمش شکل نگرفته ، ازدواج نکند ( که البته استثنائاتی دارد)
      5. ارتباط خود را با کسی که مانع علم اموزی او می شود ، قطع کند که بدترین آفات معاشرت ، هم نشینی با کسی است که عمر را تباه می سازد .
      6. بر طلب علم حریص و عالی همت باشد .آن گاه که می تواند مطلب بیش تری بیاموزد به کم قانع نشود .
      7. علوم را به ترتیب بخواند ( اگر علمی مقدمه ی علم دیگر است یا ضرورت اموختن آن بیش تر است ، آن را مقدم شمارد )

      نحوه ی برخورد شاگرد با استاد

      امام صادق – ع – فرمودند که علی – ع – می فرمودند : " از حقوق معلم و استاد این است که زیاد از او سوال ننمایی ، جامه اش را نگیری ، وقتی بر او وارد شدی و در نزد او عده ای نشسته اند بر همه سلام کن و نسبت به استاد تحیت و احترام مخصوص داشته باش ، زانوی ادب در مقابل او بر زمین زن و روبه روی او بنشین ، پشت سر او منشین و با چشم اشارت موهن نداشته باش که خلاف گفتار استاد باشد . نشستن در محضر او را طولانی نکن که او را خسته کنی . همانا مثل عالم مثل درخت میوه دار است باید انتظار کشید تا میوه ای از او بیفتد " . ( باید به دهان استاد نگاه کرد و منتظر ماند تا میو ه های علم از او بر انسان ریزش نماید ).


      و اما آداب ( حقوق استاد )
      1- توجه کامل به استاد ، چرا که وی می خواهد او را تربیت کند و از جهل دور نماید. کار استاد ، همانند کشاورزی است که می خواهد مزرعه ای را شخم بزند ، لکن هر کسی صلاحیت این امر را ندارد چون تعلیم خلافتی از رسول خداست فلذا شاگرد باید استادی را برگزیند که اهلیت جانشینی را دارا باشد و از نظر علم و تقوا ، در مرتبه ی والایی قرار داشته باشد .
      توجه کامل به استاد شامل موارد متعددی است :
      امام باقر – ع – فرمودند : وقتی در محضر عالم نشستی بر شنیدن مطالب از او ، حریص تر باش از این که خود سخن بگویی و خوب گوش کردن را بیاموز ، همان طور که خوب سخن گفتن را می آموزی و سخن کسی را در هنگام گفتن قطع نکن .
      همان گونه که از این حدیث گهربار بر می اید باید شاگرد نسبت به یادگیری ، حریص تر باشد . چیزی را در غیر موضعش نپرسد و وقت دیگران را با سوال اضافی و نا به جا نگیرد . اگر شرحی در مساله هست از استاد جلوتر نگوید . هنگامی که استاد از شخص دیگری سوالی پرسیده ، او پاسخ ندهد ، اما توجهش به استاد باشد تا امر کرد ، سریع پاسخ گوید .
      صدایش را به اندازه ی نیاز بلند کند . به کسی در کلاس اشاره نکند ، زیاد حرف نزند ، زیاد نخندد، زیاد حرکت نکند و نزد استاد مودب بنشیند .
      هنگامی که استاد حکمی را گفت طوری گوش دهد که گویی تا به حال نشنیده است و اگر استاد از او سوالی پرسید ( خواست مطلبی را توضیح دهد ) و گفت آیا این را می دانی ؟ نگوید : بله می دانم . وقتی بله می گوید به این معنی است که من مستغنی از بیان شما هستم و؛ و نیز یک باره نه نگوید که حرفش دروغ شود . بلکه بگوید من دوست دارم این مطلب را از شما بشنوم .
      البته همان طور که گفته شد اگر استاد خواست او را با پرسش سوالی امتحان کند ، پاسخ دهد که موجب شادی استاد شود .
      تا می تواند خوب حرف بزند و دائم نگوید : لمن ؟ ( چه کسی این را گفته ؟ )
      در کتاب منیه المرید علاوه بر موارد بالا امده است : اگر استاد چیزی خواست، با دست راست به او بدهد... ( مثلا اگر قلم خواست ، قلم را آماده کند و به استاد دهد و اگر کتاب خواست دو دستی تقدیم کند و ... )
      2 – معلم پدری روحانی است که غذای فکری و روحی را در اختیار شاگرد می گذارد ، به همین جهت ، احترام و اکرام او بر متعلم ، لازم است . هم چنان که رسول اکرم – ص – فرمودند : " اکرموا العلماء فإنهم ورثه الانبیا ء فمن أکرمهم فقد أکرم الله و رسوله " . ( دانشمندان را گرامی بدارید که آنان وارث پیامبرانند و هر کس گرامی شان بدارد ، خدا و پیامبرش را گرامی داشته است )
      طالب علم باید مراتب تواضع و فروتنی خود را نسبت به استاد به عمل آورد و حرمت استاد را نزد خویش بزرگ دارد و این تعظیم را در غیاب و در مرگ وی نیز مراعات کند و استاد خود را در طول عمر دعا کند . نزدیکان استاد را ( چه در زمان درس و چه بعد از آن ) گرامی دارد . اگر استادش فوت کرد ، قبر او را زیارت و برای او طلب استغفار کند .
      اگر استادش را مذمت کردند نپذیرد و ناراحت شود و از استادش حمایت کند و چنان چه نتوانست مجلس را ترک گوید .
      عیوب استاد خود را بپوشاند و در نشر خوبی های او کوشا باشد .
      یکی از علمای سلف آن گاه که روانه مجلس درس استادش می شد مقداری صدقه به فقیر می داد و می گفت : خدایا عیب معلمم را از نظرم پنهان نگه دار و برکات علم و دانش او را از من نگیر .
      3 – اگر استاد کلمه ای گفت یا توجیه مستحجنی کرد یا مثل این ، نباید خندید و او را مسخره کرد .
      4- از پرسیدن ، حیا نکند چرا که اگر کسی از پرسیدن به خاطر شرم و حیا دریغ نماید ، جهل و نادانی به او روی می آورد و از علم آموزی محروم می شود . هم چنین است برای افراد متکبر ، که از روی غرور ، سوال خود را مطرح نمی کنند .
      5- شاگرد باید از استاد خود تشکر کند ( خصوصا اگر استاد ، علوم الهی را تعلیم دهد ، چون حیات دینی شخص را تأمین می کند )
      6 - اگر در غیر مجلس درس ، بر استاد وارد شد در حالی که مشغول صحبت کردن با شخص دیگری بود ، صبر کند تا صحبت آن ها تمام شود . هم چنین اگر استادش را دید که تنهاست و مشغول ذکر و عبادت یا مطالعه است چیزی نگوید و از محضرش خارج شود .
      چنان چه مجلس خاصی است به اجازه ی استاد وارد شود و اگر مجلس درس است ،سعی کند قبل از استاد در آن ، حضور یابد و به صورت مرتب وارد شو د ( با حالت غضب و ناراحتی و کسالت وارد جلسه درس نشود . )
      چنان چه در جلسه درس حاضر شد ولی استاد درآمدن تأخیر کرد ، منتظر او بنشیند و درس را از دست ندهد . هنگام ورود استاد ، از جای برخیزد و تا او ننشسته ، به خود اجازه ی نشستن ندهد . حضرت علی – ع – فرمودند : " به احترام پدر و معلمت از جای برخیز ، هر چند فرمان روا باشی " .
      در روز هنگام راه رفتن ، در عقب استاد حرکت کند و در شب هنگام ، جلوتر از او برود .
      7 – شاگرد باید بدخلقی استاد را تحمل کند و این امر نباید باعث شود که از ملازمت او ، محروم شود . و حتی اگر استاد او را توبیخ کرد باید تشکر کند ، چرا که استاد این کار را به خاطر خود شاگرد می کند و مراقب اوست .
      8 – وقتی استادش در سختی است ، از او چیزی نخواهد و نیز و قت استاد را با سوالات طولانی نگیرد .
      9 – شاگرد و استاد باید رفیق و یاور هم باشند . البته خاصیت علوم الهی این است که پیوند محبت را میان استاد و شاگرد ، برقرار می سازد . اما این دوستی نباید سبب گستاخی شاگرد شود بلکه باید توأم با ادب و احترام باشد .
      ویرایش توسط سدید : ۱۳۸۹/۰۹/۲۳ در ساعت 00:13
      یالطیف
      انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

      الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
      ___________________________________

      گروه امام موسی صدر
      http://www.askquran.ir/group183.html
      بالأمس قلنا ستعود يوماً

      واليوم نقول ستعود حتماً

      إن شاء الله

      http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg

    9. تشكر : طارق
    10. #17
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : جنسیت آبان/۱۳۸۹
      صلوات : 0 دلنوشته :
      نوشته : 742 تشکر : 1,217
      مورد تشکر: 2,314 در 699 پست
      حضور : 19 ساعت 12 دقیقه
      دریافت : 13 آپلود : 2
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      فریاد : ما نَجی، مَن نَجی، إلّا بِصِدقِ الإلتجاء
      MaghzMotafaker
      سدید آنلاین نیست.



      آداب شاگرد در درس
      قسم سوم آدابی است که شاگرد بایستی برای درس و در جلسه ی درس ، آن ها را رعایت کند . لکن برخی از اداب در قبل هم ذکر شدند و شاید برای تاکید بیش تر است که شهید ثانی آن ها را مجددا در این بخش ، بیان کرده است .
      1- و اما ادب اول ، علاقه به حفظ قرآن است البته نه فقط حفظ ظاهری آن ، بلکه باید طالب علم ، با قرآن مأنوس شود و در آیات آن تدبر و تفکر نماید . هم چنین وقت خود را به بطالت نگذراند و زیاد حدیث بشنود که حدیث صیقل دهنده ی دل هاست ، اما بایستی به آنچه می شنود دقت کند و از صحت و سند آن ، آگاه شود .
      2- به قدر توان ،درس بخواند وآن را بر خود تحمیل نکند البته باید سعی کند که تدریجا ، توان و حوصله ی خود را افزایش دهد . اول دروس مهم را بخواند ( چرا که ذهنش امادگی بیشتری برای حفظ و یادگیری دارد ) سپس به علوم دیگر پردازد .
      3- قبل از رفتن به جلسه ی درس ، پیش مطالعه کند که شامل سه مرحله می شود :
      - مطالعه ی اجمالی
      - مطالعه ی با دقت و توجه
      - و باز مروری اجمالی بر مطالب
      4- برای خود برنامه ریزی داشته باشد و بنابر آن چه تحصیل می کند ، اوقات خود را تقسیم نماید . ذکر و یاد خدا ، وقت را ازدیاد می بخشد و به عمر برکت می دهد . بدین ترتیب متعلم می تواند از عمر خود ، بهره ی بیش تری کسب کند
      بهترین اوقات برای حفظ کردن ، هنگام سحر است . برای مباحثه : اول صبح ؛ برای نوشتن : وسط روز ، و برای مطالعه و مذاکره : شب و بقیه ی روز . در مکانی آرام و با گرسنگی ( که منظور خالی بودن شکم است ) به مطالعه بپردازد .
      5 – درس را بزرگ بشمارد و بنابر آن چه در روایات امده چهارشنبه را یوم الشروع قرار دهد که البته روزهای دوشنبه ، شنبه و پنج شنبه هم توصیه شده است .
      6- هنگام مطالعه ، اشکالاتش را یادداشت کند تا بعدا به رفع آن ها بپردازد . هم چنین درس را کتابت کند چرا که در روایتی از رسول اکرم – ص – آمده است که علم را زنجیر کنید . پرسیدند : چگونه ؟ فرمودند : با کتابت ( و نوشتن آن )
      هم چنین در روایتی دیگر آمده است شخصی نزد نبی اکرم – ص – نشسته بود ، از سخن پیامبر خیلی به عجب آمد اما آن را حفظ نکرد . و از رسول اکرم – ص – شکایت کرد که من نتوانستم آن را حفظ کنم . پیامبر اکرم – ص – به دست او اشاره کرده و فرمودند : از دستت کمک بگیر ( یعنی مطلب را برای آن که فراموش نکنی ، یادداشت کن )
      7- متعلم باید شخصی پرتلاش و با پشتکار و در خدمت کردن کوشا باشد . چون علم ارثی از انبیاء است پس به کم آن ، اکتفا نکند .
      8 – وقتی وارد مجلس استاد می شود ( قبل از درس و یا جلسه ای غیر از درس ) با صدایی که حاضرین بشنوند بر همه سلام کند اما سلام و تکریم و تحیت ویژه ای نسبت به استاد خود داشته باشد .
      9 - سعی کند با استاد خود رابطه ای صمیمی داشته باشد و حلقه های درس او را ملازم باشد ، تا منزلتش بالا رود و کلامش را متوجه شود ، اما این صمیمیت نباید منجر به بی ادبی از سوی شاگرد گردد .
      10 – وقتی استاد درس را قرائت می کند ، کلام او را قطع نکند و تا استاد اجازه نداده است ، مطلبی نخواند .
      همان طور که قبلا ذکر شد : ممکن است سوالی از استاد داشته باشد که پاسخ آن طولانی باشد ، پس باید آن را در غیر مجلس درس بپرسد .
      هم چنین وسط درس صحبت نکند و به چیزی خود را سرگرم نسازد ( با چیزی بازی نکند ) هنگام درس مزاحم کسی نشود . میان صحبت کسی حرف نزند . اگر شخصی اصاعه ی ادب کرد ، منتظر باشد تا استاد به او تذکر دهد و خودش هنگام درس به او اشاره نکند . چرا که مدیریت استاد را زیر سوال می برد ، اما می تواند پس از درس از راه نصیحت و خیر خواهی به او تذکر دهد .
      11 – با رفیقانش و کسانی که در مجلس درس هستند ، با ادب رفتار کند و هنگام درس با شخص یا اشخاصی که در کلاس درس ( از لحاظ سن ، تقوا و .. .) تقدم دارند ، منازعه نکند .
      اگر کسی ( در مجلس درس ) به علوم دیگر مزین است ، به او احترام بگذارد . اگر کسی در مجلس حاضر شد ، به اصطلاح برایش جا باز کند .
      و آخرین مطلب آن که میان دو برادر ، یا پدر و فرزند ، یا دو دوست منشیند ، مگر این که آن ها راضی باشند ، چرا که در روایت آمده " میان دو شخص منشین مگر این که از آن ها اذن بگیری " .
      ***
      همه ی آدابی که به آن ها اشاره شد ، فضائلی هستند که به دست آوردن هر یک از آن ها ، کسب فضائل دیگر را به همراه خواهد داشت .
      هر چند که برخی از این آداب متناسب با شرایط تحصیلی عصر ما نمی باشند اما چندان هم دور و غیر کاربردی نیستند ؛
      با امید به این که هر یک از ما نهایت سعی خود را در کسب این آداب ، به کار گیریم .
      فهرست منابع و مآخذ :
      - زین الدین بن علی بن احمد العاملی الشامی ( شهید ثانی ) – منیه المرید فی آداب المفید و المستفید – ناشر : دارالمرتضی – بیروت
      - حجتی ، سید محمد باقر – اسلام و تعلیم و تربیت ( بخش دوم تعلیم) – دفتر نشر فرهنگ اسلامی – قم – بهمن 1358
      - مجتبوی ، سید جلال الدین – علم اخلاق اسلامی – ج 1 – چاپ چهارم – انتشارات حکمت – 1377
      - نراقی ، ملا احمد – معراج السعاده – چاپ پنجم – انتشارات هجرت -1377
      - احمدیان ، ابراهیم – ترجمه نهج الفصاحه ( ره گشای انسانیت – سخنان گهربار حضرت رسول اکرم – ص - ) –چاپ سوم – دفتر نشر تبلیغات اسلامی – قم – بهار 1384
      - مطهری ، مرتضی – داستان راستان – ج 1و2 – چاپ 27 – انتشارات صدرا – قم – مهرماه 1377
      - سخنرانی حجه الاسلام امیر حسین شکیبافر – موضوع : آداب تعلیم و تعلم – مشهد مقدس – مرداد ماه1382
      یالطیف
      انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

      الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
      ___________________________________

      گروه امام موسی صدر
      http://www.askquran.ir/group183.html
      بالأمس قلنا ستعود يوماً

      واليوم نقول ستعود حتماً

      إن شاء الله

      http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg

    11. تشكر : طارق
    صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •