+ ارسال موضوع جدید
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 19 , از مجموع 19

موضوع: جایگاه زن در آئین زرتشت

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   
  1. #11
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت : جنسیت دی 1388
    نوشته : 1,862 تشکر : 5,942
    مورد تشکر: 2,983 در 1,280 پست
    حضور : 2 روز 18 ساعت 38 دقیقه
    دریافت : 2 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ : 0
    بیطرف منصف آنلاین نیست.



    استقلال اقتصادى زن در قوانين اسلامى و قوانين ديگر
    هنوز در برخى از كشورهاى جهان زنان ، استقلال مالى و اقتصادى ندارند و كشورهاى اروپائى نيز حدود يك قرن است كه زن را از محجوريت بيرون آورده براى او حق تصرف در اموال خويش را قائل شده اند.
    همچنانكه در بخشهاى پيش ياد آور شديم ، زن نه تنها استقلال مالى و اقتصادى نداشته بلكه خود يكى از مستملكات شمرده مى شد و هيچ نوع ارزش انسانى براى او به حساب نمى آورند.
    در شرح قانون مدنى ايران كه سالها قبل از پيروزى انقلاب اسلامى ايران تاءليف شده است ، چنين مى خوانيم :
    استقلالى كه زن در دارائى خود و فقه شيعه از ابتدا آنرا شناخته است در حقوق يونان و روم و ژاپن و تا چندى پيش هم در حقوق غالب كشورها وجود نداشته ، يعنى زن مثل صغير و مجنون ، محجور و از تصرف در اموال خود ممنوع بوده است .
    در انگلستان كه سابقا شخصيت زن كاملا در شخصيت شوهر محو بود، و قانون يكى در سال 1870 و ديگرى در سال 1882 ميلادى به اسم قانون مالكيت زن را از شمار محجورين خارج كرد.در قانون مدنى آلمان (1900م ) و در قانون مدنى سويس (1907م ) اعلام شد كه زن مثل شوهر خود اهليت دارد.
    ولى زن شوهردار در حقوق پرتقال و فرانسه هنوز در عداد محجورين است . گو كه قانون 18 فوريه 1938 در فرانسه ، در حدودى حجر زن شوهردار را تعديل كرده است (62)
    خوانندگان گرامى توجه دارند كه حدود يك قرن است كه در انگلستان ، اولين قانون استقلال مالى زن تصويب شده و (به اصطلاح ) از وى رفع محجوريت شده است و در بسيارى از كشورهاى (به اصطلاح ) پيشرفته هنوز يك قرن از تصويب چنين قانونى نمى گذرد.
    استقلال مالى زن يا استثمار؟
    هنگامى كه انسان به تاريخ تصويب قانون استقلال مالى زن در اروپا مى نگرد و به چگونگى آن مى انديشد، پرستش شگفت آميزى در ذهن او خطور مى كند كه چه شد كه چنين حادثه اى رخ داد؟ آيا عواطف انسانى و رشد علمى اروپائيان موجب شد كه حقايق را بپذيرند و به زن ، اين ركن عظيم انسان ارزش قائل شوند و حقوق وى را از او مضايقه نكنند؟ ...؟ آيا آنان بر ادرك حق ، به اعمال ظالمانه خويش پى بردند و از گذشته در صدد جبران برآمدند؟
    پاسخ روشنگر اين پرسشها و بيان واقعيت را از آقاى (ويل دورانت ) مى شنويم :
    ... اين واژگونى سريع عادات و رسوم محترم و قديمتر از تاريخ مسيحيت را چگونه تعليل كنيم ؟ علت عمومى اين تغيير فراوانى و تعدد ماشين آلات است . آزادى زن ، از عوارض انقلاب صنعتى است ...
    يك قرن پيش در انگلستان ، كار پيدا كردن بر مردان دشوار گشت اما اعلان ها از آنان مى خواست كه زنان و كودكان خود را به كارخانه ها بفرستند، كارفرمايان بايد در انديشه سود و سهام خود باشند و نبايد خاطر خود را با اخلاق و رسوم حكومتها آشفته سازند.كسانى كه نا آگاه بر خانه براندازى توطئه كردند، كارخانه داران وطن دوست قرن نوزدهم انگلستان بودند...
    نخستين قدم براى آزادى مادران بزرگ ما قانون 1882 بود.به موجب اين قانون زنان بريتانياى كبير از آن پس از امتياز بى سابقه اى برخوردار مى شدند و آن اينكه پولى را كه به دست مى آوردند حق داشتند براى خود نگه دارند.
    اين قانون اخلاقى عالى و مسيحى را كارخانه داران مجلس عوام وضع كردند تا بتوانند زنان انگلستان را به كارخانه ها بكشانند، از آن سال تا به امسال ، سود جوئى مقاومت ناپذيرى ، آنان را از بندگى و جان كندن رهانيده ، گرفتار بندگى و جان كندن در مغازه و كارخانه كرده است .(63)
    آيا به نوع آزادى اروپائى توجه كرديد؟ و آيا در موارد اين نيرنگ و رياى غير انسانى كه در ظاهرى فريبنده به شكل آزادى چهره نموده است ، تعمق نموديد؟
    حقيقتى را كه ويل دورانت بيان داشته است ، براى ما روشن و مسلم بوده ولى ابراز اين حقيقت وحشتناك از ديدگاه او براى ما بسيار ارزنده است كه ما را به تعصب متهم نكنند.
    در واقع از اعترافات او چنين برمى آيد كه اگر اخلاقى ، آزادئى دفاع از حقى را مطرح مى كند، جز اخلاق انتفاعى و آزادى و حق سوداگرى ، چيز ديگرى مورد توجه نمى باشد.به علاوه ظلمى بدتر از گذشته به زن روا داشته و او را كاملا فريفته و به گونه اى تخديرى وى را به استثمار كشانده اند كه حداقل آن را ادراك هم ننمايد و به اين تخدير و استثمار، راضى هم باشد.
    سرمايه داران و كارخانه داران اروپائى براى جلب منافع بيشتر و دادن مزدى كمتر، ناجوانمردانه ترين نوع اسارت و استثمار را در حق زن روا داشته اند...
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ

  2. #12
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت : جنسیت دی 1388
    نوشته : 1,862 تشکر : 5,942
    مورد تشکر: 2,983 در 1,280 پست
    حضور : 2 روز 18 ساعت 38 دقیقه
    دریافت : 2 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ : 0
    بیطرف منصف آنلاین نیست.



    استقلال اقتصادى زن در قرآن
    اسلام از همان آغاز و طلوع خويش ، بيش از هزاروچهارصد سال قبل ، در ادامه احياى شخصيت زن و دفاع از مقام او اين قانون را نيز ابلاغ كرد كه :
    للرجال نصبيب مما اكتسبوا وللنساء نصيب مما اكتسبن (64)
    (براى مردان ، از آنچه كه كسب كرده و به دست آورده اند، نصيبى و بهره اى هست و براى زنان از آنچه كه كسب كرده و به دست آورده اند، نصيب و بهره است .)
    قرآن مجيد، با صراحت كامل در اين آيه شريفه ، به همانگونه كه مردان را از بهره گيرى از نتايج كار و فعاليتشان ذى حق دانسته ، زنان را نيز در بهره ورى از ثمرات كوشش و كارشان ذى حق شمرده است .
    و در مورد ديگر فرموده است :
    للرجال نصيب مما ترك لوالدان و الاقربون وللنساء نصيب مما ترك الوالدان و الاقربون مما قل او كثر... (65)
    (براى مردان از اموال و ماترك پدران و مادران واقر با نزديكان خويش ، ارثيه و نصيبى هست و براى زنان از اموال و ماترك پدران و مادران و بستگان ، ارثيه و نصيبى مى باشند...)
    حقيقت اين است كه اسلام نخواسته به نفع زن و عليه مرد يا به نفع مرد و عليه زن قانونى وضع كند، اسلام نه جانبدار زن است و نه جانبدار مرد.اسلام و قوانين خود، سعادت مرد و زن و فرزندانى كه بايد در دامن آنها پرورش بيابند و بالاخره سعادت جامعه بشريت را در نظر گرفته است . اسلام راه وصول زن و مرد و فرزندان آنها و جامعه بشريت را به سعادت ، در اين مى بيند كه قواعد و قوانين طبيعت و اوضاع و احوالى كه به دست توانا و مدبر خلقت به وجود آمده ناديده گرفته نشود.(66)
    استقلال زن در سياست ، عبارت و...
    همچنانكه زن و مرد، در وابستگى و استقلال وجودى مساويند، در بسيارى از امور ديگر مانند استقلال سياسى ، استقلال در توليد و... نيز يكسان هستند.
    زن ، همچون مرد، در تكوين و آفرينش فرزندان ، شركت استقلالى و جواهرى دارد نه آنكه تنها ممر يا زمينه براى بذر باشد، همچنانكه مرد نيز چنين است .
    قرآن پس از آنكه تصريح مى كند: زن و مرد، داراى يك جنس هستند و از يكديگر جدا نمى باشند، اين حقيقت را نيز ابراز مى دارد كه خداى متعال از هر دوى آنان انسانهاى بسيارى را آفريد:
    يا ايها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها وبث منهما رجالا كثيرا و نساء... (67)
    در اين آيه كريمه عليرغم كسانى كه حق ارثى براى زن قائل نبودند، اين حق را براى او تثبيت كرده كه به خواست خداى متعال در جاى خود مورد بحث قرار نخواهد گرفت .
    و در جاى ديگر استقلال زن را در امور مالى و غير مالى بيان كرده مى فرمايد: همچنانكه زيان و ضرر به پاى خود زنان حساب مى شود، نفع و سودشان نيز براى خود آنان مى باشد:
    والهن مثل الذى عليهن (68)
    استقلال در قرآن و اروپا
    ملاحظه مى كنيد كه حدود سيزده قرن پيش از اروپا، قرآن ، به زن استقلال مالى و اقتصادى داده است ولى نه مانند حركت اروپائيان ، بلكه براى حفظ كرامت انسانى و اجراى عدالت ، محبت ، دوستى ابلاغ احكام و قوانين الهى و ابراز يك واقعيت در نظام آفرينش .
    با يك ديد اجمالى و مقايسه اى كوتاه بين روش اسلام در اين جهت و عمل اروپا، اين نكات روشن مى گردد:
    1- اينكه اسلام به زن استقلال مالى و اقتصادى مى دهد، نظرى جز اجراى قانون الهى نظام واقعى آفرينش و رعايت جنبه هاى عدالت و انسانى نداشته است و همچون انگلستان ، اهدافى مانند مطامع سودجويان و كارخانه داران نداشته كه براى پر كردن جيب و شكم خويش ، دست به اين كار زدند و آنگاه با هياهو و بوق و كرنا، سر و صدا براه انداختند كه ما حق زن را به رسميت شناخته ايم و حقوق زن و مرد را يكسان دانستيم .
    2- اسلام به زن استقلال اقتصادى داد ولى به گفته ويل دورانت (خانه بر اندازى ) نكرد و اساس خانواده را متزلزل نساخت و زنان را عليه شوهران و دختران را بر ضد پدران نشوراند.
    بلكه با نزول اين آيات ، انقلاب عظيمى در اجتماع به وجود آورد كه انديشه ها و تفكر آنان را از جهل آزاد ساخت و با آرامش و اطمينان ، مردان و زنان را متوجه اين حقيقت نمود.
    3- در جهان غرب به گفته ويل دورانت زن از بندگى و جان كندن در خانه رهائى يافت ولى به بندگى و جان كندنى بدتر مبتلا شد و آن عملگى در مغازه و كارخانه بود به عبارت ديگر اروپا اگر يك غل و زنجير را از گردن زن برداشت غل و زنجير محكمترى را بر گردن او نهاد و وى را از ظرافت و جمال و زيبائى طبيعى خويش هم محروم ساخت .
    ولى اسلام در عين اينكه اين حق او را به او داد، شخصيت و كرامت او را هم از وى نگرفت و بلكه مرد را موظف كرد كه بايد تمام نيازهاى مالى او را تاءمين نمايد و مال زن هم از آن خود او باشد تا زن به ناچار تن به اعمال خشن و مخالف شئون زيباى زنانه نزند.
    و بالاخره به گفته استاد شهيد مرحوم مطهرى :
    (اى انسانها در پيشگاه پروردگارتان تقوا پيشه سازيد، آن پروردگار كه شما را از (نفس واحده )اى آفريد و از آن نفس جفت او را به وجود آورد، و از آن دو (جفت ) مردان و زنان بسيارى را پراكنده منتشر ساخت .)
    كاملا بديهى است كه قرآن كريم آفرينش زن و مرد را نتيجه هر دو فرد از جفت در نظر گرفته و تصريح نموده است . از هر دو (منهما) و ضمير تثيه آورده است .
    در آيه (13 حجرات ) كه در بخشهاى پيش نيز مورد بحث قرار گرفت قرآن مجيد صراحت دارد كه :
    انا خلقنا كم من ذكر و انثى ...
    (ما شما انسانها را از مذكر و مؤ نث (مرد و زن ) آفريديم ...)
    بنابراين ، زن و مرد، در توليد فرزندان و تكثير نسل نيز از جهتى استقلال و از جهتى اگر شركت در توليد و تكوين دارند شركت هر دو جوهرى است و هر دو لازم و ملزوم يكديگرند، و به عبارت ديگر هر دو در طول علل يا در عرض علتها هستند و هيچكدام بى نياز از ديگرى نيست .و بالاخره آن يكى علتى به نام پدر هست ، آن ديگرى علتى به نام مادر مى باشد. خداى متعال تكثير فرزندان شخص رسول اكرم (ص ) را شاهد صدق اين واقعيت قرار داده و نسل او را ناحيه دخترش حضرت فاطمه (ع ) به وجود آورده است .
    در سال دوم هجرى ، پس از در گذشت ابراهيم (ع ) پسر پيامبر (ص ) دشمنان ، آن حضرت را ابتر و مقطوع النسل خواندند و خداوند در پاسخ آنان اين سوره كريمه را نازل فرمود و ياوه گويان رسوا گشتند:
    انا اعطيناك الكوثر فصل لربك و انحر ان شانك هو الابتر (69)
    (ما به تو خير كثير فاطمه و فرزندانش را عطا كرده ايم ، پس بر پروردگارت صلوات و درود بفرست و قربانى كن ! در حقيقت اين دشمنان تو هستند كه ابتر و بى نتيجه و مقطوع النسل مى باشند.)
    با توجه به آيات قرآن و مطالب بالا قرآن ، زن را تنها يك زمينه براى توليد نمى داند بلكه او براى فرزندان ، نقش مستقلى همچون مرد را دارد.
    استقلال در سياست
    در مسائل مهم و اساسى كه با حيات انسانى انسانها ارتباط دارد و زير بناى سعادت و خوشبختى آنان را پايه گذارى مى كند و در تدبير و سياست زندگى نقش مؤ ثرى را ايفا مى نمايد.
    قرآن زن را همچون مرد مسئول و متعهد و طبعا مستقل معرفى كرده است و به او حق داده كه در مسائل اصلى خود تصميم گير باشد و در انتخاب روش ‍ سياسى و حكومتى كه بايد بر مبناى شناخت و اعتقاد باشد شخصا اقدام نمايد.
    پس از صلح حديبيه عده اى از زنان ، از شوهران مشرك خويش جدا شده ، بدون اجازه شوهران هجرت كردند و پس از مقدماتى به حضور رسول اكرم (ص ) شرفياب گشتند و سپس به امر خداى متعال بيعت و پيمان آنان با پيامبر (ص ) مورد پذيرش قرار گرفت و اين آيه در ادامه همان آيات است :
    يا ايها النبى اذا جائك المومنات يبايعنك على ان لا يشركن بالله شيا ولا يسرفن و لا يزنين ولا يقتلن اولا دهن ولا ياتين ببهتان يفترينه بين ايديهن و ارجلهن ولا يعصييك فى معروف فيا بعهن و استغفير لهن الله ان الله غفور رحيم (70)
    (هان اى پيامبر، هنگامى كه زنان مؤ منه به حضور تو آمدند تا بيعت نمايند و پيمان ببندند كه ديگر هرگز به خداى متعال شرك نورزند، دزدى نكنند، به بى عفافى و زنا آلوده نشوند، و بچه هاى خويش را نكشند، بهتان و افترا بر كسى نبندند و از فرمانها و او امر تو (كه همه در مسير معروف و نيكى است ) سر پيچى نكنند، با آنان بيعت كن و از پيشگاه الهى برايشان طلب مغفرت و آمرزش بنما كه بى شك خداى متعال ، آمرزشگر و بخشاينده است .)
    ملاحظه مى فرمائيد كه زنان در بيعت كردن و پيمان بستن و انتخاب راه حكومتى و سياسى به طور مستقل خود اقدام نموده و خداى متعال دستور مى دهد كه اين پيمان مورد پذيرش رسول اكرم (ص ) قرار گيرد. همچنان سيره و روش پيامبر (ص ) در طول حيات ، نيز نشانگر اين حقيقت است كه زنان ، در مسائل اعتقادى ، امور اساسى و زيربنائى ، كاملا استقلال دارند و حق انتخاب و تصميم مربوط به خود آنان مى باشد.كه فعلا در اين نوشتار،
    تنها ديدگاه هاى قرآن را در اين باره مورد بحث قرار مى دهيم .
    البته در ساير امورى كه در حد مسائل زير بنائى نيستند، براى تحكيم بناى زندگى ، و رعايت مصالح زن و مرد و حفظ شئون زن و مصونيت او چنين استقلالى نيست كه در جاى خود به طور تفصيل مورد بحث قرار خواهيد گرفت .
    تكامل و ارتباط با خدا
    همه موجودات به سوى مقصد و كمال نهائى در حركتند. از جمله انسانها نيز كه در ميان موجودات از مسئوليت ، تكليف و حق انتخاب برخوردار است ، كمال مطلق و مقصد نهائى را مى جويد و به سوى آن در حركت است . با توجه به اينكه با راهنمائى انبياى الهى ، عقل ، اين حقيقت را دريافته است كه كمال محض و مقصد نهائى ، الله است و بايد انسان خود را به قرب الى الله برساند، راه وصول به اين مقام را عبادت و تسليم و اطاعت محض در مقابل او و نفى استقلال از غير او دانسته اند. بنابراين هر انسان كه بتواند اين راه را بپويد، به اين مقام دست خواهد يافت اكنون اين مرد يا زن و هيچ تفاوتى در اين جهت بين زن و مرد وجود ندارد
    اين بر خلاف انديشه ها و اعتقادات سخيفى است كه زن را مخلوق گناهكار دانسته و او را شايسته عبادت و به خدا رسيدن نمى دانند. در آئين تحريف شده مسيحيت و يهوديت چون عامل اصلى گناه و معصيت آدم (ع ) را زن مى دانند، بر اين عقيده هستند كه زن ذاتا گناه آلود، بوده و پاك شدنى نيست ! و اين روح زن همواره معتقد به اصالت گناه هستند!
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ

  3. #13
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت : جنسیت دی 1388
    نوشته : 1,862 تشکر : 5,942
    مورد تشکر: 2,983 در 1,280 پست
    حضور : 2 روز 18 ساعت 38 دقیقه
    دریافت : 2 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ : 0
    بیطرف منصف آنلاین نیست.



    ولى در قرآن مى بينيم هيچگونه تفاوتى در اين جهت ميان زن و مرد نيست و هر كدام مى توانند به مقام والاى قرب نائل گردند و راه آن را نيز به هر دو نشان داده اند. در هر جاى قرآن كه سخن از مرد با ايمان و صالح به ميان آمده است بلافاصله زن با ايمان و صالحه را خاطرنشان نموده است مانند اين آيه مباركه :
    ان المسلمين و المسلمات و المؤ منين و المومنات و الصادقين و الصادقات و الصابرين و الصابرات و الخاشعين و الخاشعات و المتصدقين و المتصدقات و الصائمين و الصائمات و الحافظين فروجهم و الحافظات و الذا كرين الله كثيرا و الذكرات ، اعدا الله لهم مغفرة و اجرا عظيما (71)
    (در حقيقت مردان و زنان مسلمان ، مردان و زنان مؤ من ، مردان و زنان صادق و راستگو، مران و زنان صابر و مقاوم ، مردان و زنان خاشع و خداترس ، مردان و زنان كه دستگير ژ هستند، مردان زنان روزه دار و آن مردان و زنانى كه عفاف و عصمت خويش را نگه مى دارند و از زشتى و آلودگى خود را حفظ مى نمايند و آن مردان و زنانى كه همواره در حال ذكر و به ياد خدا هستند، خداى متعال براى آنان اجرا و پاداشى بزرگ و مغفرت و بخشايش خويش ‍ را مهيا و آماده كرده است .)
    دقت مى كنيد كه در تحليل هر كدام از اين صفات ، حقايق والائى نهفته و هر كدام از آنها يكى از راههاى وصول به (قرب الى الله ) مى باشد و در طى كردن اين راه ، زن و مرد يكسان مى باشند.
    و در تمام مسائل عبادى در آيات مختلف قرآن ، اين حقيقت را به صراحت مشاهده مى كنيد.
    تساوى و تفاوت هر دو زيبا هستند
    افراط و تفريط در داورى ها
    زن نيز در ديدگاه هاى مختلف ، در طول تاريخ همواره موضوع بحث نظريات افراطى يا تفريطى بوده و هست ، ساليان متمادى ، با صدها دليل و برهان ، او را از انسان جدا كرده وى را موجودى غير انسان و براى مرد مى دانستند! و تفاوت هاى او در اندام و جهات ديگر را نشانه ناقص بودن او مى پنداشتند!
    امروز در جهان معاصر نيز اين نظريه طرفداران بسيارى دارد و گرچه به ظاهر شعارهاى آزادى زن را سر مى دهند ولى عملا او را به بردگى كشانده و از او براى منافع و اميال خويش سوء استفاده مى كنند.
    در مقابل اين نظريه غير انسانى و افراطى عده اى راه تفريط را پيموده از سوى ديگر حقيقت را زير پا نهاده اند. برخى از معاصرين مانند اصطلاح (غرب زدگى )، (شرق زدگى ) و...، به (زن زدگى ) مبتلا شده اند و اخيرا به عنوان دفاع از زن ، او را موجودى برتر از مرد معرفى كرده و سعى كرده اند افراطها و ستمهاى گذشته را بر زن به اينگونه جبران نمايند كه طبعا راه افراط و تفريط هر دو غلط و هر دو غير عاقلانه اند.
    اين تفريط كاران ، هر جا به تفاوتى برخورد كرده اند به گمان اينكه تفاوت دليل نقص است از آن چشم پوشيده اند و هر جا تساوى به چشم مى خورده ، انگشت روى آن نهاده با سر و صدا و آب و تاب بيش از حد، اصرار بر تساوى زن و مرد نموده اند و همه جا كوشيده اند تا زن را مساوى مرد قلمداد كنند در صورتى كه اينگونه دفاع از زن ، عملا نوعى تحقير او و اثبات كمبود و نقص در او مى باشد.
    اين افراط و تفريطها معمولا از آنجا ناشى شده است كه انسانها خواسته اند طبق تخيلات خود و با تمايلات خود، حقايق جهان را بسنجند و با انديشه ها و تفكرات محدود خود داورى كنند به همين جهت هر روز، هر كس تحت تاءثير يك سلسله فعل و انفعلات و شرايط محيطى و تربيتى چيزى را گفته و نظريه اى را ابراز داشته است و پس از مدتى فرد ديگرى مطلب ديگرى را ارائه داده و همچنان هر كدام ديگرى را تخطئه كرده اند و در نتيجه امروز شاهد يك مشت افراط و تفريط در همه زمينه ها از جمله در مورد زن ، در صفحات كتب و تاريخ مى باشيم .
    معيار، نظام آفرينش است
    داورى پيرامون وجود هر فرد يا جزئى از موجودات و آفريدگان ، بايد از ديدگاه نظام خلقت و آفرينش باشد و خود طبيعت مورد پرسش قرار گيرد زيرا آنچه را كه او مى گويد معيار صحت و واقعيت است و نه آنچه را كه ما خيال مى كنيم .
    اشتباه ديگر دانشمندانى كه با افراط و تفريط گرائيده و معمولا در تشخيص ها و داورى ها به خطا رفته اند، اين است كه آنان هدفى براى طبيعت و آفرينش قائل نبوده موضوع تدبير، علم ، قدرت و حكمت را در نظام آفرينش ادراك نكرده اند و انسان را نيز مانند ساير حيوانات ، موجودى ما بين تولد و مرگ محصور دانشته اند و به همين جهت با اين تفكر نازل و پست ، فلسفه وجودى انسان و زشتى و زيبائى او را تفسير نموده اند!
    دانشمندان مادى ، از جمله بسيارى از علماى غرب انسان را تا حد بهائم و حيوانات و از آن پست تر تا حد كارخانه و ماشين تنزل داده اند و غايت ، هدف و متصدى براى حيات قائل نيستند، در نتيجه درباره انسان به صورت ابزار و ادوات ماشين مى نگرند و قضاوت مى كنند! بنابراين طبيعى است كه هر گاه مى خواهند اظهار نظر نمايند به پستى و بلندى ، به درشتى و ضعيفى اندام و... و بالاخره به تفاوتها و تساوى ها بنگرند و يكى طرفدار اين و ديگرى طرفدار آن باشد.
    اگر نخست ، جمال و زيبائى را درك نكنيم ، هرگز جميل و زيبا را نخواهيم شناخت و هر كدام با شرايط زندگى و تخيلى خود چيزى را زيبا و چيزى ديگرى را نازيبا تلقى خواهيم كرد.
    اگر در آغاز حق را نشناسيم ، هرگز نخواهيم دانست كه كدام بر حق و كدامين ناحق است . (72) اكنون هر چند در استدلال و برهان ، روش قوى و محكمى را هم انتخاب كنيم ، باز هم به برهان ، روش قوى و محكمى را هم انتخاب كنيم ، باز هم به بيراهه رفته و به مقصد اصلى و صحيح دسترسى نخواهيم داشت .
    مكتبهاى مادى اينگونه به انحراف كشيده شده اند و لذا در مورد زن هرگاه خواسته اند (تساوى ) را به رخ بكشند سعى كرده اند زن را مثل مرد قلمداد كنند و شخصيت حقيقى و (زن بودن ) او را نابود كرده اند و تفاوت را محكوم نموده بسيارى از واقعيات حيات را انكار كرده اند و سرانجام شخصيت وجودى زن را نيز منكر شده ، تحقيرش نموده اند.
    نظام آفرينش هدفدار است ز
    در منطق قرآن مجيد، نظام جهان و كليه موجودات ، بر مبناى تدبير، حكمت ، قدرت علم و اراده پايه گذارى شده است و آنچه كه لازمه وجودى و هر موجود بوده ، به آن اعطاء گشته و هيچگونه نقص و كمبودى در آفرينش نمى باشد.
    زبنا الذى اعطى كلشى ء خلقه ثم هدى (73)
    (پروردگار ما آن خدائى است كه آنچه را كه لازمه خلقت هر چيزى بوده به آن عطا فرموده سپس (راه حركت به سوى مقصد نهائى را) به وى نشان داده است .)
    همه جهانيان از جمله انسان ، داراى مقصد و مقصودى هستند و به سوى كمال مطلق در حركت مى باشند و طبيعت داراى هدف است و هدف نهائى ، وصول به كمال مطلق قرب الى الله مى باشد:
    يا ايها الانسان كادح الى ربك كد حا فملاقيه (74)
    هان اى انسان ! تو در هر حال با هر رنج و سختى (اطاعت و عبادت ) به سوى مقام قرب او نائل خواهى گشت .
    در لسان قرآن ، آفرينش انسان ، به قدرت مطلقه خداى متعال و با تدبير، علم و حكمت الهى بوده و با دقيقترين اندازه و نظام (كه جز از ذات بارى تعالى از هيچ قدرتى صادر نمى شود و ساخته نيست ) به وجود آمده است :
    فخلق كلشى فقدره تقديرا (75)
    (پس هر چيز را آفريد و به اندازه و مقدار معينى اندازه گيرى كرد)
    انا كلشى ء خلقناه بقدر (76)
    (ما هر چيز را به اندازه و قدر مشخص آفريده ايم )
    در بينش اسلامى ، چون جهان فعل خالق متعال و معلول پروردگار حكيم ، غنى قادر، جميل و بصير است ، به حق آفريده شده و آنچه كه هست (نظام احسن ) است و زيباتر و بهتر از آن ، متصور نمى شود.
    و ما خلقنا السوات و الارض و مابينهما الا بالحق (77)
    (آسمانها و زمين و آنچه را كه بين آنها است نيافريديم مگر به حق .)
    الذى احسن كلشى ء خلقه (78)
    (خدائى كه هر چيز را به زيباترين وجه آفريد.
    (جهان چون چشم و خد و خال و ابرو است
    كه هر چيزى به جاى خويش نيكو است .)
    http://www.ghadeer.org/qoran/shakhs_z/zan%20da02.htm
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ

  4. تشكر :
  5. #14
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت : جنسیت دی 1388
    نوشته : 1,862 تشکر : 5,942
    مورد تشکر: 2,983 در 1,280 پست
    حضور : 2 روز 18 ساعت 38 دقیقه
    دریافت : 2 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ : 0
    بیطرف منصف آنلاین نیست.



    چند ادرس اینتر نتی که میتواند در مورد تبعیض زن و مرد در اسلام تحقیق نماید
    http://www.hawzah.net/hawzah/Magazin...=4662&id=36097
    http://mahdimission.com/fa/index.php...=260&Itemid=13
    http://www.rasekhoon.net/Article/Show-11452.aspx
    ]
    ویرایش توسط بیطرف منصف : 15-10-1389 در ساعت 23:33
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ

  6. #15
    کارشناس پاسخگوی قرآنی
    تاریخ عضویت : جنسیت دی 1388
    نوشته : 2,736 تشکر : 1,559
    مورد تشکر: 6,956 در 2,243 پست
    حضور : 19 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت : 62 آپلود : 0
    گالری : 13 وبلاگ : 0
    هدی آنلاین نیست.



    از ديگر آدابي كه در ميان زردشتيان مرسوم بود ازدواج با محارم بود .

    ازدواج با محارم یا «خْـویدودَه» بدون در نظر داشتن رضایت یا نارضایتی زن، به گستردگی تبلیغ می‌شد. بطوریکه گناه مرد لواط‌کار تنها در صورتی پاک می‌شد که با مادر یا خواهر و یا دختر خود وصلت می‌کرد (خرده مقالات، بیژن غیبی، چاپ آلمان، ص 350).

    با اینکه موضوع ازدواج با محارم اینروزها به شدت تکذیب و برای توجیه و تحریف آن کوشش‌های زیادی می‌شود، اما منابع و اسناد مکتوب زرتشتی و غیر آن بسیار فراوان‌تر از آنند که جایی برای تردید باقی بماند. سراسر بخش مفصل و طولانی هشتادم از کتاب سوم «دینکرد» به بحث در این باره پرداخته و جزئیات آنرا به دقت بازگو کرده است. جزئیاتی مانند حق‌الارث دختری که در عین حال زن پدر خود نیز هست و موارد دیگر. (دینکرد، کتاب سوم، ترجمه فارسی از فریدون فضیلت؛ ترجمه انگلیسی از م. شکی؛ همچنین در زمینه ازدواج با محارم در دین زرتشتی بنگرید به گفتاری از دکتر جلیل دوستخواه).

    نگاره‌های بازمانده از عصر ساسانی نیز از نگاه رایج ساسانیان به زن حکایت می‌کند. در حالیکه نگاره‌های زنان پیش از تاریخ، هخامنشی و اشکانی، با انبوهی از نقش‌های زنانی با شکوه و قدرتمند به دیده می‌آید، بر نگاره‌های ساسانی که بر جام‌ها و موزائیک‌ها بر جای مانده است، زن تنها موجودی است که وظیفه خوشگذرانی و بزم و ساز و آواز مردان را بر عهده دارد. پدیده‌ای که شاهنامه فردوسی نیز به آن اشاره دارد و نام‌های زنان در عصر ساسانی شاهنامه بر خلاف پیشینیان پر افتخار خود همچو فرانک و گردآفرید و منیژه، از شمار فراوانی معشوقگان درباری تشکیل شده است. متن پهلوی «خسرو قبادان و ریدگی» نیز ویژگی‌های یک زن خوب از دید خسرو را باز می‌گوید. ویژگی‌هایی که در اندام و جاذبه‌های زنانه خلاصه می‌شوند (متون پهلوی، سعید عریان، ص 82).
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد

  7. تشكر : بیطرف منصف
  8. #16
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت : جنسیت دی 1388
    نوشته : 1,862 تشکر : 5,942
    مورد تشکر: 2,983 در 1,280 پست
    حضور : 2 روز 18 ساعت 38 دقیقه
    دریافت : 2 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ : 0
    بیطرف منصف آنلاین نیست.



    من برحسب وظیفه چون نباید یک طرفه به قاضی رفت در مورد رفع این ابهام توسط زربشتیان نظر ان را برای شما مطرح میکنم

    از پیشوایان‌ اسلام‌، روایاتی‌ وجود دارد مبنی‌ بر این‌ که‌ زردشتیان‌ پیامبری‌ داشتند و او صاحب‌ کتاب‌ آسمانی‌ بود، لیکن‌ بعداً از بین‌ رفت‌. (1)
    طبق‌ این‌ دیدگاه‌: آیینی‌ که‌ زرتشت‌ به‌ جهانیان‌ عرضه‌ داشت‌، آیین‌ توحیدی‌ بود و به‌ مبدأ و معاد و هدایت‌ شریعتی‌ خداوندی‌ و نبوت‌ معتقد بود.
    شهید مرتضی‌ مطهری‌
    بارتلمه در مورد ازدواج زنان ايراني مي نويسد:ازدواج خواهر و برادر در عصر ساسانی به ویژه

    در ميان بزرگان كشور يك امر شايع و خدا پسندانه بشمار مي رفته است...يك نوع خاص ديگري

    از ازدواج در عصر ساسانی معمول بوده است كه آن را ازدواج عاریتی یا ازدواج استقراضی

    مي توان نامید يعني اختيار موقت زني به همسری كه در قيد ازدواج شوهر ديگري است...درمورد

    ازدواج استقراضی شوهر اصلی حتی مي توانست این عمل را بدون جلب رضایت زن خود انجام

    دهد!

    خریداری زن!

    كلمان هوار خاورشناس فرانسوی در کتاب ایران و تمدن ايراني مي نويسد:آثاري از خرید زن در

    دوره ساسانی وجود داشت بنابراین رسم همسر آینده مبلغی معین پول یا كالايي معادل آن مبلغ به والدین زن مي داد ليكن بنابر کتاب دينكرد اگر پس از ازدواج معلوم مي گردید كه زن ارزش مبلغ پرداخت شده را ندارد يعني نازا بود این پول مي بایست به شوهر پس داده شود!

    تعدد زوجات و ازدواج با محارم

    پرفسور كريستين سن خاور شناس دانماركي در کتاب ایران در زمان ساسانیان مي نویسد:اصل
    تعدد زوجات اساس تشكيل خانواده به شمار مي رفت در عمل عده زناني كه مرد مي توانست

    داشته باشد به نسبت استطاعت او بود.

    كريستين سن تاكيد مي كند با وجود اسناد معتبری كه در منابع زرتشتی و کتب بیگانگان معاصر

    عهد ساسانی ديده مي شود كوششي كه بعضي از پارسیان جدید براي انكار اين عمل يعني وصلت

    با اقارب مي کنند بي اساس و سبكسرانه است.
    نظر زرتشتیان
    کیفر گناهان جسمانی در شریعت زردشت، مانند شریعت یهودی، بسیار سخت بود. استمنای با دست را با شلاق زدن مجازات می کردند؛ کیفر لواط و زنا آن بود که زن یا مردی را که مرتکب چنین گونه اعمال می شدند «بکشند، زیرا از مار خزنده و گرگ زوزه کش بیشتر مستحق کشتن هستند.»وندیداد اهورامزدا می گوید: "ای اسپیتمان زرتشت هر آینه، من مرد زندار را بر مرد بی زن و مرد حانه دار را بر مرد بی خانمان ترجیح می دهم. "باز در فقره چهل و چهار می گوید: "وظیفه هر شخصی است که برادران همکیش خود را در کسب مال و داشتن همسر راهنمایی و مساعدت کند. "در دین زرتشت کمک کردن برای ازدواج کسانی که به سن بلوغ رسیده و به علت ناداری بی همسر مانده اند،از کارهای خوب و پرثواب شمرده می شود.
    انواع پیوند زناشویی در ایران باستان
    در مورد انواع پیوند زناشویی در ایران باستان گفتنی است که زن و مرد زرتشتی به 5 صورت و تحت عناوین پادشاه زن- چاکر زن- ایوک زن- ستر زن- خودسر زن پیوند زناشویی می بستند که هر یک جداگانه به شرح زیر است:
    - پادشاه زن:
    این نوع ازدواج به حالتی گفته می شد که دختری پس از رسیدن به سن بلوغ با موافقت پدر و مادر خود با پسری ازدواج می کرد و پادشاه زن از کاملترین حقوق و مزایای زناشویی برخوردار بود و کلا" همه دخترانی که برای نخستین بار و با رضایت پدر و مادر ازدواج می کردند پیوند زناشویی آنان تحت عنوان پادشاه زن ثبت می شد.

    2- چاکر زن:
    این نوع ازدواج به حالتی اطلاق می شد که زنی بیوه به عقد و ازدواج با مرد دیگری در می آمد این زن با زندگی در خانه شوهر دوم خود حقوق و مزایای پادشاه زن را در سراسر زندگی مشترک دارا بود ولی پس از مرگ آیین کفن و دفن و سایر مراسم مذهبی اش تا سی روزه توسط شوهر دوم یا بستگانش برگزار می شد ولی هزینه های مراسم بعد از سی روزه به عهده بستگان شوهر اولش بود چون معتقد بودند در دنیای دیگر این زن از آن نخستین شوهر خود خواهد بود و به همین علت پیوند دوم او تحت عنوان چاکر زن یاد می شد. حال برای برخی ناآگاهان پیوند زناشویی از نوع چاکر زن را اختیار کردن زن صیغه ای توسط پدران ما در گذشته قلمداد کرده و پادشاه زن را زن عقدی بیان می کنند که صحت ندارد.

    3- ایوک زن:
    این نوع ازدواج زمانی اتفاق می افتاد که مردی دختر یا دخترانی داشت و فرزند پسر نداشت و ازدواج تنها دختر یا کوچکترین دخترش تحت عنوان ایوک ثبت می شد و رسم بر این بود که اولین پسر تولد یافته از این ازدواج به فرزندی پدر دختر در می آمد و به جای نا پدرش نام پدر دختر را بعد از نامش می آوردند و این نوع ازدواج باعث شده که برخی افراد غیر مطلع برچسب ازدواج با محارم را به زرتشتیان بزنند و اظهار کنند که پدر با دختر خود ازدواج می کرده است اینک اشتباه افراد ناآگاه کاملا" مشخص شد و اتهام ازدواج با محارم کاملا" مردود است.


    4- ستر زن:
    ستر در زبان پهلوی به معنای فرزند است. وقتی که فرد بالغی بدون ازدواج در می گذشت پدر و مادر یا خویشان این فرد موظف بودند به خرج خود و به یاد فرد درگذشته دختری را به ازدواج پسری در می آورند شرط این نوع ازدواج آن بود که دختر و پسر متعهد می شدند که در آینده یکی از پسران خود را به فرزند خواندگی فرد درگذشته بدون زن و فرزند درآورند. اگر زن و شوهری بچه دار نشوند و بچه ای را از سر راه برداشته یا از قوم و خیشان بی بضاعت گرفته به فرزندی قبول کنند، در مورد این بچه وقتی که بزرگ شد مانند ایوک زنی عمل میشود، بدین طریق که اولین پسر آن دختر خوانده،فرزند پدر خوانده محسوب می شود و پس از فوت پدر خوانده، صاحب دارایی و املاک خواهد شد.

    5- خودسر زن:
    اگر دختری و پسری پس از رسیدن به سن بلوغ برخلاف میل والدین خود خواستار ازدواج با یکدیگر می شدند و مصر بر این امر نیز بودند با وجود مخالفت والدین ازدواج آنها منع قانونی نداشت و زیر عنوان خودرای زن ثبت می گردید و در این بین دختر از ارث محروم می شد مگر اینکه والدینش به خواست خود چیزی به او می دادند یا وصیت می نمودند که بدهند. این نوع ازدواج ها در ایران باستان انجام می شد امروزه ازدواج ها تحت این عناوین ثبت نمی شود.

    ازدواج ابدال
    اگر مردى از دنیا برود و فرزند ذکورى نداشته باشد و زنى داشته باشد، باید آن زن را در اختیار نزدیکترین خویشاوندان متوفى قرار دهند و اگر زن نداشته باشد، دختر او را به نزدیکترین بستگان او بدهند. و اگر زن و دخترى نداشت، از اموال شخص متوفى زنى را جهیزیه داده و به یکى از مردان خویشاوند میت بدهند. فرزند ذکورى که از این ازدواج حاصل آید، متعلق به مرد متوفى است. غفلت از این امر که یک تکلیف است، به معناى قتل نفوس بسیار است. یعنى که اجاق میت براى همیشه خاموش ‍ است.
    http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=13501
    ویرایش توسط بیطرف منصف : 16-10-1389 در ساعت 11:14
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ

  9. #17
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت : جنسیت دی 1388
    نوشته : 1,862 تشکر : 5,942
    مورد تشکر: 2,983 در 1,280 پست
    حضور : 2 روز 18 ساعت 38 دقیقه
    دریافت : 2 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ : 0
    بیطرف منصف آنلاین نیست.



    با عرض سلام البته در مورد ابهاماتی که در مورد دین یهود و مسیحیت مطرح شده تا به حال نتواتسته ام دفاعیات انها را پیدا کنم که در اسرع وقت ان را تقدیم خواهم کرد
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ

  10. #18
    کارشناس پاسخگوی قرآنی
    تاریخ عضویت : جنسیت دی 1388
    نوشته : 2,736 تشکر : 1,559
    مورد تشکر: 6,956 در 2,243 پست
    حضور : 19 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت : 62 آپلود : 0
    گالری : 13 وبلاگ : 0
    هدی آنلاین نیست.



    به نام خدا
    با سلام
    در خصوص ازدواج با محارم ، اسناد بسياري وجود دارد ، بله امروز زرتشتيان به انكار اين رسم در دين خود پرداخته اند اما آقاي رضامرادي غياث آبادي -كه خود يكي از ايران باستان پرستان است - در بررسي و نقد بر احكام آئئن زرتشت مي گويد :
    "دستیابی به واقعیت‌های تاریخی و آگاهی از شیوه‌های زندگانی و باورهای مردمان با چنین عبارت‌هایی کلی (که گاه نتیجه نهایی آن نیز مثلاً با واژه «ارزشمند» در صورت مسئله می‌آید) ممکن نمی‌شود.
    به این ترتیب و برای دستیابی به پاسخی شایسته، در آغاز ناچار و موظفیم که یا صورت مسئله خود را اصلاح کنیم و آنرا به یک دوره کوچکتری محدود سازیم و یا واژه «ارزشمند» را از آن کنار بگذاریم."
    ايشان در بخشي ديگر از مقاله خود در مورد جايگاه زن در آيين زرتشت مي گويند :
    " نسبت دادن جایگاه و حقوق شایسته و ارزشمند برای همگی زنان ایران باستان، نادیده انگاشتن و بی‌تفاوتی در برابر رنج‌های عمیق یک جامعه انسانی در دوره‌ای خاص است."
    همچنين ميگويند :
    " آگاهی‌های موجود در کتاب‌های دینکرد (به ویژه کتاب سوم)، ماتیگان هزار دادِستان، اندرزهای آذرباد مهرسپندان، ارداویراف‌نامه، شایست‌نشایست، وِدیوداد (وندیداد)، روایت امید اشه‌وهیشتان و بسیاری منابع دیگر، وضعیت اسفبار زن ساسانی (و عموماّ مردمان آن زمان) را به روشنی گزارش می‌کنند."
    ايشان با استناد به بخش هايي از كتاب دينكرد و منابع ديگر در خصوص ازدواج محارم در آيين زرتشت مي گويند :

    با اینکه موضوع ازدواج با محارم اینروزها به شدت تکذیب و برای توجیه و تحریف آن کوشش‌های زیادی می‌شود، اما منابع و اسناد مکتوب زرتشتی و غیر آن بسیار فراوان‌تر از آنند که جایی برای تردید باقی بماند. سراسر بخش مفصل و طولانی هشتادم از کتاب سوم «دینکرد» به بحث در این باره پرداخته و جزئیات آنرا به دقت بازگو کرده است. جزئیاتی مانند حق‌الارث دختری که در عین حال زن پدر خود نیز هست و موارد دیگر. (دینکرد، کتاب سوم، ترجمه فارسی از فریدون فضیلت؛ ترجمه انگلیسی از م. شکی؛ همچنین در زمینه ازدواج با محارم در دین زرتشتی بنگرید به گفتاری از دکتر جلیل دوستخواه).
    چنين مدارك و احكام صريح و غير قابل انكاري مانع از آن مي شوند كه توجيه برخي از زردتشتيان در مورد ازدواج ايوك و توضيحاتشان در اين خصوص كه
    این نوع ازدواج باعث شده که برخی افراد غیر مطلع برچسب ازدواج با محارم را به زرتشتیان بزنند و اظهار کنند که پدر با دختر خود ازدواج می کرده است اینک اشتباه افراد ناآگاه کاملا" مشخص شد و اتهام ازدواج با محارم کاملا" مردود است.
    را بتوان پذيرفت
    ویرایش توسط هدی : 16-10-1389 در ساعت 13:52
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد

  11. تشكر : بیطرف منصف
  12. #19
    کارشناس پاسخگوی قرآنی
    تاریخ عضویت : جنسیت دی 1388
    نوشته : 2,736 تشکر : 1,559
    مورد تشکر: 6,956 در 2,243 پست
    حضور : 19 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت : 62 آپلود : 0
    گالری : 13 وبلاگ : 0
    هدی آنلاین نیست.

    جمع بندي بحث





    پرسش :
    آيا درست است كه در آيين زرتشت احكام ظالمانه اي در خصوص زنان وجود داشته و در ميان آنان ازدواج با محارم و پدر وجود داشته است ؟
    پاسخ :
    در وندیداد احکام عجیب و غریبی آمده که قطعا مورد پذیرش روشنفکران زرتشتی نیست اما بهر حال اين احكام و بويژه احكام عجيبي كه در خصوص زنان بيان شده ، مستندا در ونديداد آمده و چند دستور و قانون در مورد عدم تفاوت ميان زن و مرد ، نميتواند چنين احكامي را كه صرفا در خصوص زنان است ، توجيه نمايد يا ناديده انگارد .
    از جمله زنی که حیض ببیند که اصطلاحا او را «زن دشتان» گویند، احکام غریبی دارد. از جمله آن که در وندیداد می‌خوانیم:
    [ای آفرینندة جهان جسمانی و ای مقدس، بگو بدانم مردی که برای این زن غذا و خوراک همراه آورد – زنی که نشان حیض دیده و یا در قاعدگی زنانه باشدباید از وی در چه فاصله باشد؟
    اهورامزدا پاسخ داد و گفت: مردی که برای این زن غذا و خوراک همراه آوردزنی که نشان حیض دیده و یا در قاعدگی باشد – باید از وی سه گام فاصله داشته باشد.
    در کدام ظرف باید نان برای وی همراه آورد، در کدام ظرف باید آب جو برای وی همراه آورد؟
    در یک ظرف آهنی یا سربی و یا هر ظرف فلزی معمولی.
    چه مقدار نان و چه مقدار آب جو باید همراه آورد؟
    اهورامزدا پاسخ داد و گفت: دو قطعه نان خشک و یک مقدار آب جو – یا شربت جو – و از خوراک کم ممکن است ناتوان و ضعیف شود.
    هرگاه وی را کودک لمس نماید باید دست‌ها و سپس تن کودک شستشو شود]1
    "این زن هرگاه پس از نه شب بازهم در خون حیض باشد چنین معلوم خواهد شد که دیوها در جشن و بزرگداشت خودشان آفت خود را به این زن نازل ساخته اند. مزداپرستان در این موقع باید یک معبر (گذرگاه)که از درخت و گیاه خالی باشد انتخاب نمایند و سه سوراخ در زمین بکنند و زن را در دو سوراخ اول با ادرار گاو و در سوراخ سوم با آب شستشو دهند"2. البته این شستشو و یژة زن حائض نیست، وضوء با گمیز یا گومز یعنی ادرار گاو! در آئین زرتشت شهرت دارد3
    برخي احكام آنقدر غير انساني بنظر مي رسد كه انسان متعجب مي شود چگونه چنين احكامي به اجرا در مي امد.
    در وندیداد تکليف زنی را که کودکی مرده بزاید چنین تعیین کرده است:
    "
    ای آفرینندة جهان جسمانی و ای مقدس، بگو بدانم، نخستین خوراک و غذای این زن چه خواهد بود؟ اهورامزدا پاسخ داد و گفت: این زن باید یک مقدار خاکستر آمیخته باشاش گاو به اندازة سه لقمه، شش لقمه یا نه لقمه میل کند"4
    برخی از احکام ظالمانه آن جهت خدمت به موبدان پایه ریزی شده است.به طور نمونه احکام مجازات مرد گناهکاررا که در وندیداد اوستا فرگرد 14 بند هشتم به بعد آمده است شگفت آور و ظالمانه است؛ در قسمت ششم بند هشتم در کیفر مرد گناهکار آمده است:
    "
    مرد گناهکار موظف است که دختر باکره، جوان و سالم خود را با جهیزیه و نقدینه ای از زیورآلات زینتی و طلاجات برای مردان اشو(موبد) به ازدواج دهد.البته این دختر باید خواهر 15 ساله خود را نیز همراه گوشواره(جهیزیه)برای مردان اشو بیاورد!!!!!!!!!!!!!!"
    اينها تماما بخشي از احكام شگفت آور و ظالمانه اي است كه در آيين زردشت نسبت به زن روا داشته مي شده است.
    به موجب متون زرتشتی ساسانی و به ویژه «ماتیگان هزار دادستان»، زنان اموال و مایملک مرد دانسته می‌شده‌ و بهایی معین داشته‌اند. بهایی که معمولاً برابر با قیمت یک مرد برده، یعنی در حدود 2000 سکه نقره بوده است.5
    زندانی کردن زنان به هنگام زائیدن طفل مرده نیز رایج بود. در این هنگام مزداپرستانِ زرتشتی می‌باید در جایی بی‌آب و علف، اتاقکی بسازند و زن را به آنجا ببرند. زن موظف بود در آن اتاقک چند جام از آمیخته پیشاب گاو نر با خاکستر را بنوشد در حالیکه تا سه روز حق نوشیدن آب را نداشته است 6
    از ديگر آدابي كه در ميان زردشتيان مرسوم بود ازدواج با محارم بود .
    ازدواج با محارم یا «خْـویدودَه» بدون در نظر داشتن رضایت یا نارضایتی زن، به گستردگی تبلیغ می‌شد. بطوریکه گناه مرد لواط‌کار تنها در صورتی پاک می‌شد که با مادر یا خواهر و یا دختر خود وصلت می‌کرد .7
    در خصوص ازدواج با محارم ، اسناد بسياري وجود دارد ، امروزه زرتشتيان به انكار اين رسم در دين خود پرداخته اند اما آقاي رضامرادي غياث آبادي -كه خود يكي از ايران باستان پرستان است - در بررسي و نقد بر احكام آئئن زرتشت مي گويد:
    "با اینکه موضوع ازدواج با محارم اینروزها به شدت تکذیب و برای توجیه و تحریف آن کوشش‌های زیادی می‌شود، اما منابع و اسناد مکتوب زرتشتی و غیر آن بسیار فراوان‌تر از آنند که جایی برای تردید باقی بماند. سراسر بخش مفصل و طولانی هشتادم از کتاب سوم «دینکرد» به بحث در این باره پرداخته و جزئیات آنرا به دقت بازگو کرده است. جزئیاتی مانند حق‌الارث دختری که در عین حال زن پدر خود نیز هست و موارد دیگر." 8

    پي نوشتها
    1- وندیداد، ترجمة دکتر موسی جوان، ص 239
    2- همان ، ص 240
    3- برای دیدن این حکم به وندیداد، ج 3، ص 725 با پژوهش آقای هاشم رضی نگاه کنید.
    4- وندیداد، ترجمة دکتر موسی جوان، ص 128 [برای اطلاع بیشتر به جلد دوم وندیداد، با پژوهش آقای هاشم رضی، ص 652 نیز بنگرید]
    5- بنگرید به مدخل «برده و برده‌داری» Barda Bardadari در دانشنامه ایرانیکا
    6- وندیداد، در مجموعه اوستا، گزارش استاد جلیل دوستخواه، جلد دوم، ص 713 تا 716
    7- خرده مقالات، بیژن غیبی، چاپ آلمان، ص 350
    8- دینکرد، کتاب سوم، ترجمه فارسی از فریدون فضیلت؛ ترجمه انگلیسی از م. شکی؛ همچنین در زمینه ازدواج با محارم در دین زرتشتی بنگرید به گفتاری از دکتر جلیل دوستخواه
    ویرایش توسط هدی : 05-02-1390 در ساعت 00:26
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •