• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • + ارسال موضوع جدید
    صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19
    1. #1
      عضو وفادار
      تاریخ عضویت : آذر/۱۳۸۶
      نوشته : 309 تشکر : 161
      مورد تشکر: 469 در 234 پست
      حضور : 22 ساعت 35 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      Mehrabon
      نتگرد آنلاین نیست.

      جایگاه زن در آئین زرتشت




      امروزه زرتشتیان یک اقلیت دینی در کشور بشمار می روند وبخاطر نفرات اندکشان کمتر مسایل ‌اعتقادات و احکامشان به بوته نقد گذاشته شده تصمیم دارم با استفاده از منابع برای آگاهی هموطنانم وهمینطور افراد عالم وبی غرض که در کیش وآیین زرتشت هستند مطالبی را

      مطرح کنم وامید است با کمک شما در این مسیر موفق شوم.

      امروز بخشی از احکام دینی آنان را از کتاب وندیداد که بخشی از اوستا ست را برایتان می آورم ولازم می دانم این نکته را عرض کنم که متفکرین شرق وغرب معتقدند وندیداد گفتارشفاهی اهورا مزدا وزرتشت می باشد که به
      صورت پرسش و پاسخ است از جمله این افراد:۱-جیمس دارمستتر۲-فاروق صفی زاده ۳-مری بویس۴- دکتر موسی جوان می باشند
      ولی متاسفانه بعضی از زرتشتیان متجدد بخاطر سخت بودن و مخالف حقوق انسانی شمردن این احکام به انکار اصل آن پرداخته اند!

      حال بخشی از احکامی که به زرتشت نسبت داده می شود را می آورم حال قضاوت با شما!!

      در کتاب وندیداد می گوید :

      هر گاه زن در خانه مزدا پرست نشان حیض ببیند باید یک معبر در خانه که از گیاه ودرخت خالی باشد انتخاب نماید وزمین آن را سنگ ریزه نرم بپاشد و آنرا از نصف،ازسه یک ، از چهار یک یا از پنج یک خانه جدا سازند والا ممکن است دید زن به آتش افتد !! وباید از آتش سی گام ، از آب سی گام،از شاخه برسم (شاخه های تازه بریده درخت )سی گام ، از مرد پارسا باید سی گام فاصله داشته باشد.!!! مردی که برای این زن غذا وخوراک بهمراه آورد باید سه گام از او فاصله بگیردودوقطعه نان خشک ویک مقدار آب جو به اندازهای که ضعیف نشود !! هر گاه کودک او را لمس کند باید دستها وسپس او را شستشو دهند.!!!! هر گاه او بیش از نه روز حیض ببیند سه سوراخ در زمین بکنند وزن را در دو سوراخ اول با ادرار گاو !!ودر سوراخ سوم با آب بشویند!!!!!


      کارشناس بحث : پاسخگوي علوم قرآن
      ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۲/۰۴ در ساعت 21:18
      يارب نظر تو برنگردد

    2.  

    3. #2
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۸
      نوشته : 2,723 تشکر : 1,550
      مورد تشکر: 6,848 در 2,213 پست
      حضور : 18 روز 21 ساعت 29 دقیقه
      دریافت : 40 آپلود : 0
      گالری : 13 وبلاگ : 0
      هدی آنلاین نیست.



      هر دين و آييني چه الهي و چه غير الهي ، شامل احكام و قواعد عملي براي پيروان آن دين است و ما در مقام بررسي يك موضوع در خصوص اديان نبايد از اين مهم غفلت نماييم .
      لذا اگر بخواهیم از مقررات آئین زرتشت آگاه شویم، نمی‌توانیم به گاتها بسنده کنیم زيرا در آنجا مقداری نیایش و سرود و پرسش آمده است، بلکه باید به بخشهای دیگر از اوستا، همچون وندیداد هم رجوع داشته باشيم .
      در وندیداد احکام عجیب و غریبی آمده که قطعا مورد پذیرش روشنفکران زرتشتی نیست، ولی چاره چیست؟ دین که بی‌قانون و شریعت نمی‌ شود بهر حال اين احكام و بويژه احكام عجيبي كه در خصوص زنان بيان شده ، مستندا در ونديداد آمده و چند دستور و قانون در مورد عدم تفاوت ميان زن و مرد ، نميتواند چنين احكامي را كه صرفا در خصوص زنان است ، توجيه نمايد يا ناديده انگارد .
      از جمله بحث زن حائض كه جناب نتگرد هم بدان اشاره كردند .زنی که حیض ببیند که اصطلاحا او را «زن دشتان» گویند، احکام غریبی دارد. از جمله آن که در وندیداد می‌خوانیم:
      [ای آفرینندة جهان جسمانی و ای مقدس، بگو بدانم مردی که برای این زن غذا و خوراک همراه آورد – زنی که نشان حیض دیده و یا در قاعدگی زنانه باشد – باید از وی در چه فاصله باشد؟
      اهورامزدا پاسخ داد و گفت: مردی که برای این زن غذا و خوراک همراه آورد – زنی که نشان حیض دیده و یا در قاعدگی باشد – باید از وی سه گام فاصله داشته باشد.
      در کدام ظرف باید نان برای وی همراه آورد، در کدام ظرف باید آب جو برای وی همراه آورد؟
      در یک ظرف آهنی یا سربی و یا هر ظرف فلزی معمولی.
      چه مقدار نان و چه مقدار آب جو باید همراه آورد؟
      اهورامزدا پاسخ داد و گفت: دو قطعه نان خشک و یک مقدار آب جو – یا شربت جو – و از خوراک کم ممکن است ناتوان و ضعیف شود.
      هرگاه وی را کودک لمس نماید باید دست‌ها و سپس تن کودک شستشو شود]1

      ________________
      1-وندیداد، ترجمة دکتر موسی جوان، ص 239

      اليس الله بكاف عبده

      الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
      الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

      ****
      بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
      شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

      حضرت زهرا (س) :
      كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد

    4. #3
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۸
      نوشته : 2,723 تشکر : 1,550
      مورد تشکر: 6,848 در 2,213 پست
      حضور : 18 روز 21 ساعت 29 دقیقه
      دریافت : 40 آپلود : 0
      گالری : 13 وبلاگ : 0
      هدی آنلاین نیست.



      در وندیداد نسبت به زنانی که حائض شده اند چنین آمده است:
      "این زن هرگاه پس از نه شب بازهم در خون حیض باشد چنین معلوم خواهد شد که دیوها در جشن و بزرگداشت خودشان آفت خود را به این زن نازل ساخته اند. مزداپرستان در این موقع باید یک معبر (گذرگاه)که از درخت و گیاه خالی باشد انتخاب نمایند و سه سوراخ در زمین بکنند و زن را در دو سوراخ اول با شاش گاو و در سوراخ سوم با آب شستشو دهند"1. البته این شستشو و یژة زن حائض نیست، وضوء با گمیز یا گومز یعنی ادرار گاو! در آئین زرتشت شهرت دارد2
      برخي احكام آنقدر غير انساني بنظر مي رسد كه انسان متعجب مي شود چگونه چنين احكامي به اجرا در مي امد.
      در وندیداد تکليف زنی را که کودکی مرده بزاید چنین تعیین کرده است:
      "ای آفرینندة جهان جسمانی و ای مقدس، بگو بدانم، نخستین خوراک و غذای این زن چه خواهد بود؟ اهورامزدا پاسخ داد و گفت: این زن باید یک مقدار خاکستر آمیخته باشاش گاو به اندازة سه لقمه، شش لقمه یا نه لقمه میل کند"3
      برخی از احکام ظالمانه آن جهت خدمت به موبدان پایه ریزی شده است.به طور نمونه احکام مجازات مرد گناهکاررا که در وندیداد اوستا فرگرد 14 بند هشتم به بعد آمده است شگفت آور و ظالمانه است؛ در قسمت ششم بند هشتم در کیفر مرد گناهکار آمده است:
      "مرد گناهکار موظف است که دختر باکره، جوان و سالم خود را با جهیزیه و نقدینه ای از زیورآلات زینتی و طلاجات برای مردان اشو(موبد) به ازدواج دهد.البته این دختر باید خواهر 15 ساله خود را نیز همراه گوشواره(جهیزیه) برای مردان اشو بیاورد!!!!!!!!!!!!!!"
      اينها تماما بخشي از احكام شگفت آور و ظالمانه اي است كه در آيين زردشت نسبت به زن روا داشته مي شده است
      ____________
      1- وندیداد، ترجمة دکتر موسی جوان، ص 240
      2- برای دیدن این حکم به وندیداد، ج 3، ص 725 با پژوهش آقای هاشم رضی نگاه کنید.
      3- وندیداد، ترجمة دکتر موسی جوان، ص 128 [برای اطلاع بیشتر به جلد دوم وندیداد، با پژوهش آقای هاشم رضی، ص 652 نیز بنگرید].

      اليس الله بكاف عبده

      الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
      الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

      ****
      بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
      شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

      حضرت زهرا (س) :
      كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد

    5. #4
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۸
      نوشته : 2,723 تشکر : 1,550
      مورد تشکر: 6,848 در 2,213 پست
      حضور : 18 روز 21 ساعت 29 دقیقه
      دریافت : 40 آپلود : 0
      گالری : 13 وبلاگ : 0
      هدی آنلاین نیست.



      به موجب متون زرتشتی ساسانی و به ویژه «ماتیگان هزار دادستان»، زنان اموال و مایملک مرد دانسته می‌شده‌ و بهایی معین داشته‌اند. بهایی که معمولاً برابر با قیمت یک مرد برده، یعنی در حدود 2000 سکه نقره بوده است. این نکته همچنین از نخستین شواهد پیدایی برده‌داری در ایران عصر ساسانی حکایت می‌کند (بنگرید به مدخل «برده و برده‌داری» Barda Bardadari در دانشنامه ایرانیکا).

      موبدان زرتشتی ساسانی از دل‌نگرانی عمیقی نسبت به زنان رنج می‌برده‌اند و آنان زنان را عامل اصلی انحراف مرد از وظایف دینی می‌دانسته‌اند. شاید این نگرانی‌ها از آنجا ناشی می‌شده که زنان در برابر آنان مقاومت و سرسختی بیشتری نشان می‌داده‌اند. در کتاب پهلوی «بندهش» چنین گزارش می‌شود که اورمزد از یافتن موجودی دیگر برای انجام زایمان ناتوان بود و از روی ناچاری زن را برای اینکار انتخاب کرد. زنی که حتی خداوند را نیز می‌رنجاند و از تبار «جِـهی» (روسپی/ دختر اهریمن) است. به این ترتیب زنان نمی‌توانسته‌اند همچو مردان راهی به سرای اهورامزدا داشته باشند (بندهش، مهرداد بهار، بخش نهم، در باره چگونگی زنان).
      همانگونه که در این کتاب زنان از تبار دیوان شرور دانسته شده‌اند، در «اندرزهای آذرباد مهرسپندان» موبد بزرگ عصر شاپور دوم (که هنوز هم در نیایش‌خوانی‌ها به فروهرش درود فرستاده می‌شود) از بی‌خردی و رازگشایی و اعتماد‌ناپذیر بودن زنان سخن رفته است (آذرباد مهرسپندان، رهام اشه، بخش‌های گوناگون).

      زندانی کردن زنان به هنگام زائیدن طفل مرده نیز رایج بود. در این هنگام مزداپرستانِ زرتشتی می‌باید در جایی بی‌آب و علف، اتاقکی بسازند و زن را به آنجا ببرند. زن موظف بود در آن اتاقک چند جام از آمیخته پیشاب گاو نر با خاکستر را بنوشد در حالیکه تا سه روز حق نوشیدن آب را نداشته است (وندیداد، در مجموعه اوستا، گزارش استاد جلیل دوستخواه، جلد دوم، ص 713 تا 716).

      اليس الله بكاف عبده

      الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
      الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

      ****
      بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
      شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

      حضرت زهرا (س) :
      كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد

    6. تشكرها 2 : بیطرف منصف, ذاکره2
    7. #5
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۸
      نوشته : 1,862 تشکر : 5,942
      مورد تشکر: 2,979 در 1,280 پست
      حضور : 2 روز 18 ساعت 38 دقیقه
      دریافت : 2 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      بیطرف منصف آنلاین نیست.



      با عرض سلام
      البته در این موضوع که در زرتشت این مشکلات وجود دارد شکی نیست ولی در ادیان دیگر مثل یهودی و مسیحی با زن برخورد بدتری از این شده برای روشن شدن موضوع تصمیم گرفتم که متنهای که در مورد زن است را از کتاب مختلف ادیان بیاورم و با مقایسه ان خود قضاوت کنید برای شروع از داستان افرینش اغاز میکنیم از زرتشت
      آغاز آفرینش به خواست اهورامزدا؛ در مهر روز مهرماه دو ساقه ریواس به هم پیچید...ه از زمین سر براوردند و گیاه کم کم از صورت گیاهی به صورت دو انسان درآمدند که در قامت و صورت شبیه هم بودند؛ یکی مذکر به نام مشی و دیگری مونث به نام مشیانه
      در کتاب بندهش فصل ۱۵ آمده است: " آنگاه اهورامزدا روان را که پیش از پیکر آفریده بود در کالبد مشی و مشیانه بدمید و آنان جاندار گشتند. پس به آنان گفت شما پدر و مادر مردم جهان هستید. شما را پاک و کامل بیافریدم. هر دو اندیشه و گفتار و کردار نیک به کار بندید؛ و دیوان را پرستش مکنید. پس مشی و مشیانه از جای خود به حرکت آمدند٬ و خود را شستشو کردند٬ و نخستین سخنی که بر زبان راندند این بود اهورامزدا یگانه است. او آفریننده ماه و خورشید و ستارگان و آسمان و آب و خاک وگیاهان جاندارنست". چنانچه ملاحظه میشود؛ در دین مزدیسنی که معتقدات زرتشتیان بر آن نهاده شده است زن و مرد هر دو از یک ریشه تکوین می یابند با هم از زمین سربر می دارند و یکسان رشد می کنند و اهورامزدا با آنان بیکسان و با یک زبان سخن می راند و دستور واحدی برایشان مقرر می فرماید. آن دو پس از اقرار به یگانگی اهورامزدا نخستین سخنی که به زبان می رانند این است :" هر یک از ما باید خشنودی و دلگرمی و محبت و دوستی دیگری را فراهم کند." از این گفتار برمی آید که در دین زرتشت هیچ یک از زن و مرد را به یکدیگر تفوق و امتیازی نیست٬ و آن دو از نظر آفرینش و خلقت یکسان و برابرند. شخصیت زن در دین زرتشت نه تنها در آغاز جهان با مرد برابر است بلکه در پایان نیز با مرد یکسان و برابر است. بنا به معتقدات دینی زرتشتیان هنگامی که " سوشیانت" موعود نجات بخش آخرالزمان از شرق ایران و حوالی دریاچه هامون ظهور می کند از هر گوشه ایران پاکان و دینداران به او می پیوندند. تعداد آنان سی هزار نفر است که نیمی از آن مرد و نیمی دیگر زن خواهد بود.

      از دید یهود و مسیحیت نخستین نسک (کتاب) عهد عتیق (تورات)موسوم به "سفر آفرینش" نقل شده است یهوه نخست جنس ادم را می آفریندکه "حوا" را خلق شده از استخوان دنده چپ "آدم" آیه های 23 و 24 باب دوم "کتاب پیدایش آیه 16 باب سوم کتاب آفرینش که زنان را مخاطب قرار میدهد
      "درد و زجر زایمان را برایت چند برابرخواهم کرد و تو در بحران درد و رنجفرزندت را خواهی زائید.همچنین باید بدانی با وجود اینکه به تو قدرت زایش فرزند داده ام، ولی باید همچنان وفاداری و علاقه و محبتت رانسبت به شوهرت نگهداری کنی و بدانی که او باید بر تو فرمانروائی کند."

      و [ آدم و همسرش ] آواز خداوند را شنیدند که در هنگام وزیدن نسیم نهار در باغ می خرامید . و آدم و زنش خویشتن را از حضور خداوند خدا در میان درختان باغ پنهان کردند و خداوند خدا آدم را ندا در داد و گفت : کجا هستی ؟ گفت : چون آواز تو را در باغ شنیدم ، ترسان گشتم ؛ زیرا که عریانم . پس خود را پنهان کردم . گفت : که تو را آگاهانید که عریانی ؟ آیا از آن درختی که تو را قدغن کردم که از آن نخوری ، خوردی ؟ آدم گفت : این زنی که قرین من ساختی ، وی از میوه ی درخت به من داد خوردم . پس خداوند خدا به زن گفت : این چه کار است که کردی ؟ زن گفت : مار مرا اغوا نمود که خوردم . پس خداوند خدا به مار گفت :
      چون که این کار را کردی ،
      از جمیع بهایم و از همه ی حیوانات صحرا
      ملعون تر هستی :
      بر شکمت راه خواهی رفت
      و تمام ایام عمرت
      خاک خواهی خورد .
      و عداوت در میان تو و زن
      و در میان ذریت تو و ذریت وی می گذارم ؛
      او سر تو را خواهد کوبید و تو پاشنه ی وی را خواهی کوبید .

      و به زن گفت :
      الم و حمل تو را بسیار افزون گردانم ؛
      با الم فرزندان خواهی زایید .
      و اشتیاق تو به شوهرت خواهد بود ،
      و او بر تو حکمرانی خواهد کرد .

      و به آدم گفت :چون که سخن زوجه ات را شنیدی و از آن درخت خوردی که امر فرموده ، گفتم از آن نخوری ،
      پس به سبب تو زمین ملعون شد ؛
      و تمام ایام عمرت
      از آن با رنج خواهی خورد
      خار و خس نیز برایت خواهد رویانید .
      و سبزه های صحرا را خواهی خورد ؛
      و به عرق پیشانی ات
      نان خواهی خورد ،
      تا حینی که به خاک راجع گردی –
      که از آن گرفته شدی .
      زیرا که تو خاک هستی ،
      و به خاک خواهی برگشت .

      و آدم زن خود را حوا نام نهاد ؛ زیرا که او مادر جمیع زندگان است . و خداوند خدا رخت ها برای آدم و زنش از پوست بساخت و ایشان را پوشانید .
      و خداوند خدا گفت : همانا انسان مثل یکی از ما شده است که عارف نیک و بد گردیده ؛ اینک مبادا دست خود را دراز کند و از درخت حیات نیز گرفته بخورد و تا ابد زنده ماند . پس خداوند خدا او را از باغ عدن بیرون کرد تا کار زمین را که از آن گرفته شده بود بکند .

      قسمتی از کتاب تورات ، سفر پیدایش 8:3 _ 34
      تصوير حوّا، در روايات يهودي به عنوان يك وسوسه‌گر، منتج به ديدي بي‌نهايت منفي نسبت به زنان شده است و همه‌ي زنان به عنوان كساني تصور شده‌اند كه از مادرشان، يعني حوّا، گناه، حيله و تلبيس را به ارث برده و در نتيجه همه‌ي آنان نادرست كار و از نظر اخلاقي پَست و گناه‌كارند.

      براي روشن شدن نقش به غايت منفي وارثان مؤنث حوّا به ذكر يك موعظه از «مواعظ سليمان» مي‌پردازيم:

      «و زني را كه مثل دام‌هاست و دلش تله‌هاست و دست‌هايش كمندهاست يافتم، كه تلخ‌تر از مرگ است. كسي كه در حضور خدا پسنديده است از او رهايي خواهد يافت، اما گناه‌كار گرفتار وي خواهد شد، اينك واعظ مي‌گويد؛ كه اين را دريافتم، بعد از شمردن چيزها يك به يك تا آن كيفيت حساب را دريابم، كه جان من الي الآن در جستجويش مي‌باشد و نمي‌يابد. اين است كه يك مرد از هزار پيدا كردم، از تمامي آن‌ها زني را پيدا نكردم.
      قرآن کریم درباره خلقت حوا مى فرماید:
      «یا ایها الناس اتقوا ربکم الذى خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بث منهما رجالاً کثیراً و نسأ»(نسأ، 4 . 1) اى مردم، از پروردگارتان که شما را از نفس«نفس واحدى» آفرید و جفتش را[ نیز] از او آفرید، و از آن دو، مردان و زنان بسیارى پراکنده کرد، پروا دارید.
      «هو الذى خلقکم من نفس واحدْ و جعل منها زوجها لیسکن الیها»(اعراف، 7 . 179)
      اوست آن کس که شما را از نفس واحدى آفرید، و جفت وى را از آن پدید آورد تا بدان آرام گیرد.
      «خلقکم من نفس واحدْ ثم جعل منها زوجها»(زمر، 39 . 6)
      شما را از نفسى واحد آفرید، سپس جفتش را از آن قرار داد.
      با توجه به آیات یاد شده، قرآن مجید سه بار خطاب به آدمیان فرموده است که: «خدا شما را از نفسى واحد آفرید، و همسرش را از وى پدید آورد»، بدون اینکه از چگونگى خلقت وى به طور صریح خبر دهد.
      ویرایش توسط بیطرف منصف : ۱۳۸۹/۱۰/۱۵ در ساعت 06:42
      خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
      ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
      رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
      ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
      بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

      يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
      اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

      التماس دعا بزمئ

    8. #6
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۸
      نوشته : 1,862 تشکر : 5,942
      مورد تشکر: 2,979 در 1,280 پست
      حضور : 2 روز 18 ساعت 38 دقیقه
      دریافت : 2 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      بیطرف منصف آنلاین نیست.



      نحوی برخورد بد با زن در ادیان در مورد زرتشتی دوستان گفتند البته در مورد برخورد خوب هم خواهیم گفت
      در یهود و مسیحیت
      یه 16 باب سوم کتاب آفرینش که زنان را مخاطب قرار میدهد آنان را اینگونه تحقیر میکند
      "درد و زجر زایمان را برایت چند برابرخواهم کرد و تو در بحران درد و رنجفرزندت را خواهی زائید.همچنین باید بدانی با وجود اینکه به تو قدرت زایش فرزند داده ام، ولی باید همچنان وفاداری و علاقه و محبتت رانسبت به شوهرت نگهداری کنی و بدانی که او باید بر تو فرمانروائی کند."
      تحقیر زن در زندگی زناشویی آیه های 23 و 24 باب دوم "کتاب پیدایش"که "حوا" را خلق شده از استخوان دنده چپ "آدم"میداند توجیح میشود.از سوی دیگر در آیه های 24 تا 28 باب پنجم کتاب افسیان وآیه 18 کتاب پولس رسول در عهد جدید رابطه زن و شوهر را به رابطه بین بشر و خداوند تشبیه شده و می گوید "ای زنان از شوهرانتان فرمانبرداری کنید همچنانکه از خداوند فرمانبرداری میکنید[...] همچنانکه کلیسا از مسیح فرمانبرداری میکند، زنان نیز میباید از شوهرانشان فرمانبرداری کنند."رساله اول پطروس رسول میگوید ؛ "زنان نه تنها باید از شوهرانشان فرمانبرداری کنند بلکه باید از گفتگو کردن با آنها نیز بیم و ترس داشته باشندرساله اول پطروس در باب سوم عهد جدید مردان را خطاب قرار داده و میگوید ؛
      "زنانتان باید از شما فرمانبرداری کنند،هرگاه آنان چنین نکنند و زیر تاثیر سخن شما قرار نگیرند ، ترس از هیبت شما شوهران آنها را وادار به فرمانبرداری خواهد کرد آیه 34 و 35 باب چهاردهم رساله اولپولس به قرنتیان میگوید ،"زنان اگر بخواهند چیزی را بیاموزند باید در خانه از شوهر خود پرسش کنندرساله اول پطروس در باب سوم عهد جدید مردان را خطاب قرار داده و میگوید ؛"زنانتان باید از شما فرمانبرداری کنند،هرگاه آنان چنین نکنند و زیر تاثیر سخن شما قرار نگیرند ، ترس از هیبت شما شوهران آنها را وادار به فرمانبرداری خواهد کرد."آیه های 22 تا 26 باب پنجم کتاب رساله پولس رسول به افسسیان و آیه 18 باب سوم رساله پولس به کولسسیان میگوید؛ " زنان باید آنچنانکه از خدا فرمانبرداری میکنند از شوهرانشان نیز فرمانبرداری کنند و به او محبت کنند،زیرا که شوهر سر زن است همانگونه که عیسی مسیح سر کلیسا به شمار میرودآیه های 11 تا 14 باب دوم از رساله پولس رسولبه تیماءتاؤس میگوید ؛ "زنها باید نسبت به شوهران خود با سکوت کامل فرمانبرداری کنند و هیچ حق آموزش دادن به شوهران خود را ندارند، زیرا که ابتدا "آدم" بوجود آمد و پس از آن "حوا" و این "حوا" بود که فریب شیطان را خورد و نه "آدم
      تحقیر زن در عبادت : عبادت زن در زجر کشیدن است
      تورات آیه 17 باب 35 کتاب پیدایش میگوید:"هرگاه زنی در هنگام زایمان جان سپارد و فرزندی که از او زایش یافته پسر باشد باید از مرگ خود شادمان باشد زیرا که پسر زائیده است."
      آیه21 باب شانزدهم کتاب یوحنا میگوید؛ " زنی که در هنگام زایمان در ژرفای غم و درد و رتج است به مجرد اینکه آگاهی میابد که فرزند او پسر است غم او به شادمانی تبدیل میشود
      رسمیت شناختن چند زنی : تورات و انجیل چند زنی را به رسمیت میشناسند
      بر پایه سه آیه زیر که در تورات ذکر شده است یهودیت چند زنی را به رسمیت میشناسد
      آیه 15 باب 21 از کتاب تثنیه پیرامون حق نخست زادگی میگوید :"اگر مردی دو همسر داشته باشد، و از هردوصاحب پسر شود و پسر بزرگترش فرزندهمسرمورد علاقه اش نباشد، حق ندارد ارث بيشتری به پسر کوچكتر ش يعنی پسر زنی که وی او را دوست دارد بدهد. او بايد دو سوم به پسر بزرگترش که نخستين نشانه ء قدرتش بوده و حق نخست زادگی به اومی رسد بدهد، ولو اينكه وی پسر همسر موردعلاقه اش نباشد."آیه های 9 و 10 باب بیست و یکم کتاب خروج پیرامون رفتار با بردگان میگوید؛اگر ارباب بخواهد کنیز خود را برای پسرش نامزد کند،بايد با او مانند دختر خود رفتار کند و هرگاه فرزندش بخواهد زن دیگری اختیار کند از حقوق زن نخست زرخرید کاسته نخواهد شد.آیه 1 تا 3 باب هفتم کتاب رساله پولس به رومیان میگوید "تا زمانی که شوهر زنی زنده است زن به او وابسته بوده و هرگاه با مرد دیگری ازدواج کند زناکار شمرده خواهد شد ولی چنین حکمی درباره مرد وجود ندارد."اب بیست و پنجم از کتاب متی از عهد جدید (انجیل)نیز چند زنی را به رسمیت میشناسد زیرا متن این کتاب از رویدادی سخن میگوید که 10 دختر باکره انتظار ازدواج با یک مرد را میکشند.
      تحقیر زن با معرفی کردن وی به عنوان جادوگری که با جاذبه جنسی اش مرد را جادو میکند :
      از نگاه یهوه هر رابطه جنسی نامشروعی که بین یک زن و مرد روی می دهد گناهش بر گردن زن میباشد و نه بر گردن مرد چرا که این زن است که با نیروی جاذبه جنسی خود مرد را جادو و افسون میکند و وی را وادار به داشتن رابطه جنسی مینماید.برای نمونه باب هفتم از کتاب امثال سلیمان نبی اینچنین میگوید :"در پایان یکروز جوان کم خردی به سوی خانه خود راه میرفت.در سیاهی شب و در تاریکی گسترده زن خبیثی که یاوه گو و سرکش بود و پاهایش در خانه قرار نمیگرفت در لباس وسوسه انگیزی به سوی او آمد و وی را گرفت و بوسید[..] و به او گفت : "به بستر زیبای من که از دیباهای مصری ساخته شده و با عطر خوشبو گردیده بیا تا به هنگام بامداد با همدیگر همخوابگی کرده و همدیگر را از عشق سیراب کنیم."بدین ترتیب آن زن با تملق آن جوان را اغوا و وادارش کرد مانند گاوی که به سلاخ خانه میرود به دنبال او روانه شود و مانند گنجشکی که به سوی دام میشتابد و نمی داند برای به خطر انداختن جان خود پیش می تازد، او را دنبال کند.[...] پس ای پسران سخنان من را بشنوید ، بوسیله زنی که بسیاری را به دام انداخته و سبب کشتارشان شده،افسون نشوید."بر اساس این بخش از تورات که مشتی از خروار می باشد گناه هوسرانی و شهوترانی مردی که به یک زن روسپی مراجعه میکند در نیروی جاذبه جنسی زن نهفته است و نه در اندیشه شهوتران و منش هرزه مردی که به یک روسپی مراجعه میکند از اینروست که در بسیاری از کشورهای غربی اشتغال به شغل روسپی گری توسط یک زن یک جرم سنگین و در برخی جاها( همچون ایالت کنتوکی آمریکا) در حد جنایت هم شناخته میشود حال آنکه بر اساس همان قوانین مردی هرزه که زنی روسپی را اجیر میکند بیگناه شناخته شده و جرمی برای این کنش غیر اخلاقی وی پیش بینی نشده است.
      درست بر پایه همین باور غیر منطقی مبنی بر شیطانی بودن نیروی جاذبه زن است که یهوه این خدای پنداری یهودیان را به آنجا میرساند که در آیه 18 باب دوٌم از کتاب خروج بگوید :" تو باید زن جادوگر را بکشی."به عبارت دیگر از نگاه اخلاق یهودی و مسیحی همانگونه که ارتکاب عمل جنسی نامشروع گناه آور است به همان نسبت هم سرشت زن بودن سبب ایجاد گناه میشود و درست بر پایه همین اندیشه دور از خردی بود که اروپائیان پیرو مسیحیت و آموزه های تورات بویژه در قرن پانزدهم و شانزدهم دست به کشتار گسترده زنان به اتهام واهی جادوگری زده اند.
      زنان بدکاره را باید کشت ولی مردانی را که با آنان همبستر شده اند را باید آزاد گذاشت:بر اساس آیه های 1 تا 34 باب بیست و سوم کتاب حزقیال نبی زنان بدکاره باید تکه تکه شوند ولی مردانی که با آنان همبستر شده اند از هرگونه مجازاتی مصون میباشند.در آیه های 48 و 49 باب بیست و سوم از کتاب حزقیال نبی در تورات، یهوه پیرامون زنان بدکاره چنین میگوید:"من گروهی را بر علیه آنان بر خواهم انگیخت تا با سنگ آنها را سنگسار و با شمشیر پاره پاره شان کند و پسران و دخترانشان را بکشد و خانه های آنها را به آتش بکشند تا آنها بفهمند که من یهوه هستم."
      زنی که در شب زفاف باکره نباشد باید سنگسار شود :
      آیه های 13 تا 20 باب بیست و دوم از کتاب تثنیه پیرامون دختری که در شب زفاف باکره نباشد فرمان میدهد که "باید توسط اهالی شهر سنگسار شود تا بمیرد."
      زن از ارث بردن محروم است :
      یهوه در آیه های 1 تا 11 باب بیست و هفتم کتاب اعداد میگوید: "اگر مردی درگذشت و فرزند پسری از او برجای نماند، دارائی او به دخترش منتقل میشود. هرگاه شخص درگذشته دختری نداشته باشد دارائی اش به برادران او میرسد و هرگاه برادری نداشته باشد دارائی او به نزدیکترین منسوبین برجای مانده از او منتقل میشود."نکته جالب توجه در اینجا این است که اگر فرد درگذشته دارای پسرانی باشد به دختران او هیچ ارثی نمیرسد . همچنین از همسران، خواهران، خاله ها و عمه های او هیچ سخنی نرفته و چون آنها زن هستند مشمول عدل یهوه نشده و به فراموشی سپرده شده اند.
      تورات تجاوز جنسی به یک دختر باکره را جرم بر ضد شوهر آینده او میداند و نه خود او :آیه های 23 و 24 باب بیست و دوم کتاب تثنیه در این زمینه میگوید که دختر باکره ای که به وی تجاوز شده باید سنگسار شود چرا که در هنگام تجاوز فریاد نکرد و کسی را به کمک نطلبید و مرد متجاوز باید مجازات شود زیرا که به شخصیت شوهر آینده دختر توهین کرده است.در این جا به روشنی میبنینم که از نگاه یهوه و تورات تجاوز جنسی، جرمی است بر ضد شرف مرد و نه زن تجاوز شده و قربانی جرم جنسی
      تورات و انجیل زن را مناسب ترین وسیله قربانی میدانند :آیه های 30 تا 40 باب یازدهم کتاب داوران سخن از قربانی تنها دختر "یفتاح" میگوید که بر خلاف داستان قربانی اسماعیل بدست پدرش ابراهیم یهوه هیچ فرمانی برای نجات دختر بینوای یفتاح صادر نمیکند. آیه های 1 تا 8 باب نوزدهم کتاب پیدایش از افسانه لوت که در آن زنان برای رفع شرٌ از مردان قربانی میشوند را بازگو میکند و در این داستان میبینیم که چگونه لوت پیامبر برای رفع شرٌ اهالی شهر، دو دختر خود را قربانی میکند تا مبادا به فرشتگان زیباروی مردی که از سوی یهوه فرستاده شده بودند از سوی مردم هم جنس باز قوم لوت که خانه او را بدین جهت محاصره کرده بودند آسیبی برسد.آیه های 20 تا 28 باب نوزدهم کتاب داوران سخن از قربانی کردن کنیزی میگوید که ارباب اوی وی را برای رهایی از شرٌ ساکنان هوس باز شهر به آنها میسپارد تا آنان تا سپیده دم به وی تجاوز کرده و در پایان، بدن شهلیده آن کنیز را به جلوی در خانه صاحبش رها میکنند که ارباب آن کنیز هم بدن کنیز خود را که اینگونه قربانی امیال دیگران کرده با کارد به 12 قسمت تقسیم میکند و آن را به نقات مختلف اسرائیل میفرستد و یهوه و تورات هم برای مجازات این ارباب که کنیز خود را تکه تکه میکند هیچ مجازاتی پیش بینی نمیکند.
      خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
      ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
      رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
      ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
      بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

      يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
      اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

      التماس دعا بزمئ

    9. #7
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۸
      نوشته : 1,862 تشکر : 5,942
      مورد تشکر: 2,979 در 1,280 پست
      حضور : 2 روز 18 ساعت 38 دقیقه
      دریافت : 2 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      بیطرف منصف آنلاین نیست.



      طلاق حقی که تنها به مرد واگذار شده است :
      آیه نخست باب بیست و چهارم کتاب تثنیه خطاب به مردان میگوید که وی هر موقع که به سببی از همسرش خوشش نیامد طلاقنامه ای نوشته بدست او بدهد و وی را از خانه اش بیرون کند .باید دانست که طلاق تنها حق مرد است و یهوه چنین حقی را برای زن قائل نشده است.
      دست زنی که برای نجات شوهرش آلت تناسلی دشمن شوهرش را در هنگام نزاع شوهرش با او بگیرد ،باید با بیرحمی قطع شود :یهوه در آیه های 11 و 12 کتاب تثنیه میگوید :"اگر دو نفر مرد با یکدیگر نزاع کنند و همسر یکی از آنها برای نجات شوهرش که بوسیله دیگری مورد کتک خوردن قرار گرفته ، پا در میانی کند و آلت تناسلی مردی را که با شوهرش در نزاع است را بگیرد ، دست او بیدرنگ باید قطع شود.در اجرای این حکم چشمهای قطع کنند دستهای آن زن، نباید هیچ ترٌحمی به وی بکند."از نگاه یهوه کشته شدن مرد به دست زن ننگ آور است :آیه های 53 و 54 باب نهم از کتاب تثنیه میبینیم که از نگاه یهوه مقام زن آنچنان ناچیز در برابر مقام مرد میباشد که بزرگترین اهانت برای یک مرد و یهوه اینست که مردی بدست یک زن کشته شود و در حالیکه در سراسر تورات به مردان فرمان کشتن و قربانی زنان داده میشود یهوه تحمل کشته شدن حتی یک مرد را بدست یک زن ندارد.مردان پسر خدا و زنان دختران مردها هستند :آیه 2 از باب ششم کتاب پیدایش در تورات "مردان را پسران خدا و زنان را دختران مردها" نام میبرد.به گفته دیگر از نگاه یهوه و تورات فاصله مردان تا زنان فاصله ای به اندازه خدا تا بشر میباشد.
      جنس ماده نه تنها در انسان که بلکه در حیوان نیز وابستگی به نر دارد :در آیه 2 از باب هفتم کتاب پیدایش پیرامون افسانه کشتی نوح که نوح به گردآوری یک جفت از حیوانات گوناگون ملزم شده بود یهوه بین حیوانات نرٌ و ماده نیز تبعیض قائل شده و حیوانات ماده را به حیوانات نر وابسته میداند و به جای اینکه بگوید "از حیوانات نرٌ و ماده" میگوید "از نر و ماده آنها." حقوق و ارزش های زن و مرد با هم تفاوت دارد :در آیه های 3 تا 7 باب دوازدهم از کتاب لاویان یهوه به موسی فرمان میدهد که به قوم یهود اعلام کند که ارزش مرد بالاتر از ارزش زن است و بنابراین بهائی که زن در برابر نذر باید بپردازد کمتر از بهائی است که مرد برای نذری که کرده پرداخت خواهد کرد.بر همین اساس ارزش زنان و مردان برده نیز با یکدیگر برابر نیست چرا که در آیه های 2 تا 16 از باب بیست و یکم کتاب خروج یهوه اعلام میکند که یک غلام مرد پس از 6 سال آزاد میشود ولی همسر او حق آزاد شدن ندارد و در اختیار ارباب باقی میماند.در آیه های 19 تا 20 همان کتاب ( باب بیست و یکم کتاب خروج) یهوه دستور میدهد که اگر زن برده ای که نامزد مرد برده ای است با مرد دیگری به غیر از نامزد خود همخوابگی کند باید تازیانه بخورد ولی مرد زناکار باید تنها یک قوچ قربانی کند.در آیه 2 کتاب اوٌل اعداد نیز میخوانیم که خداوند دستور میدهد در هنگام سرشماری تنها مردان باید مورد توٌجه و شمارش قرار بگیرند و نه زنان.زن گناهکار باید پاهای مردان مقدس را با اشک چشمانش بشوید آنها را با موهایش خشک کند ، سپس ببوسد و بر آنها عطر بپاشد :کتاب انجیل لوقا در باب هفتم ایه های 37 تا 48 به این نکته اشاره میکند و اینچنین زنان را در برابر مردان خوار و ذلیل می کند.یهودیت و مسیحیت سقط جنین را مجاز و مشروع میدانند :
      بر خلاف ادعای مخالفین سقط جنین مبنی بر مخالفت تورات و انجیل با سقط جنین بر پایه ارزش برابر جنین با انسان در آیه 22 باب بیست و یکم کتاب خروج یهوه اینچنین میگوید : " اگر دو مرد با یکدیگر در حال نزاع باشند و در نتیجه زد و خورد با یکدیگر به جنین زن بارداری آسیب برسانند و سبب سقط جنین او شوند ولی آزار دیگری به او وارد نشود آن مرد بر پایه مجازاتی که داوران برایش تعیین میکنند مجازات خواهد شد ، ولی مجازات مرگ مانند کسی که مرتکب کشتن دیگری شده درباره او اجرا نخواهد شد."یهوه در آیه 16 باب سیزدهم کتاب اشعیاء نبی اینچنین میگوید :" [...] سر و کار آنها با شمشیر خواهد بود.فرزندانشان پاره پاره شده و شکم فرزندهای حامله آنها دریده خواهد گردید."یهوه در آیه 18 باب سیزدهم کتاب اشعیاء نبی اینچنین می گوید : " [...] و کمان های آنها را جوانان خرد خواهند کرد و بر میوه زهدان آنها رحم نخواهند کرد و چشمانشان بر کودکان شفقت نخواهد نمود."این بینش یهوه در انجیل نیز یکسان است چرا که در آیه های 28 و 29 باب بیست سوم انجیل لوقا ، عیسی مسیح می گوید : [...] ای دختران اورشلیم برای من گریه مکنید ، بلکه برای خود و فرزندان خود سوگواری کنید . زیرا روزهایی خواهند آمد که در آن روزها خواهند گفت ، خوشا به حال نوزادان و زهدان هائی که باردار نشدند و پستانهایی که شیر نداند."
      آیه 27 رساله پولس رسول به غلاطیان میگوید : " ای زنی که تاکنون فرزند نزائیده ای ! از این موهبت شادی کن و فریاد برآور که زهدان تو فرزندی به دنیا نیاورده است."بد نیست در پایان این پژوهش به چند نقل قول از قدیسین مسیحی، بزرگان و دینورزان این دین پیرامون برداشت آنها بر اساس آموزه های کتاب به اصطلاح "مقدس" (عهد عتیق و عهد جدید) توجه کنید :زن حقیرتر از مرد است ، زیرا تنها از بخشی از بدن مرد آفریده شده است.
      آمبروز در کتاب "کلیسا و جنس دوم"آیا نمی دانید که شما حوٌا هستید ؟ ... شما دروازه شیطان هستید...چه آسان مرد را نابود کردید، تصویر خدا را . به دلیل مرگی که برای ما بوجود آوردید، حتی پسر خدا نیز ناچار از پذیرش مرگ شد.
      ترتولیان، قرنهای دوم و سوم میلادی از کتاب "کلیسا و جنس دوٌم" زن باید از شوهرش بترسد ، و برده باید در برابر اربابش از ترس بلرزد.
      جروم قدیس ، قرنهای چهارم و پنجم میلادیتا زمانی که زن برای زائیدن و بچه داری است با مرد تفاوت خواهد داشت ، مانند تفاوت جسم و روح. امٌا از زمانی که میخواهد بیشتر در خدمت مسیح باشد تا در خدمت دنیا دیگر زن نخواهد بود و مرد نامیده خواهد شد.جروم قدیس از کتاب "کلیسا و جنس دوٌم"مرد به شکل خدا آفریده شده ، نه زن . زن بدون مرد کامل نیست ،مرد بدون زن کامل است.اگوستین قدیس ، قرن پنجم میلادی از کتاب "نامه های بهشت"زن حیوانی است که نه استوار است و نه ثابت قدم، بلکه کینه توز است و زیانکار... و منبع همه مجادلات و نزاعها و بی عدالتیها و حق کشیها.
      اگوستین قدیسزن توانایی آمیزش با شیطان را دارد.
      توماس اکینیاس قدیسزنان باید در خانه بمانند ، ساکت بنشینند ، خانه داری کنند ، بچه بزایند و او را بزرگ کنند.
      مارتین لوتر، قرنهای 16 و 17 میلادیپائین تر بودن مقام زن نسبت به مرد امری طبیعی است . مردان باید بر زنان چیره باشند.مرد آقا و فرمانروای خانه است.مارتین لوتربرابری زن با مرد مغایر با نظام طبیعت است. مردان میتوانند چندین زن داشته باشندجان کالون قرن 16 میلادی از کتاب "نامه های بهشت"
      خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
      ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
      رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
      ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
      بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

      يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
      اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

      التماس دعا بزمئ

    10. #8
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۸
      نوشته : 1,862 تشکر : 5,942
      مورد تشکر: 2,979 در 1,280 پست
      حضور : 2 روز 18 ساعت 38 دقیقه
      دریافت : 2 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      بیطرف منصف آنلاین نیست.



      آيه شريفه «الرجال قوّامون على النساء بما فضل اللَّه بعضهم على بعض و بما انفقوا من اموالهم؛ (7) مردان بر زنان حاكم اند، به جهت فضيلتى كه خداوند به آنان داده و به جهت خرج هايى كه بر گردن آنان نهاده شده است»
      چرا دیه مرد مسلمان با زن مسلمان یکی نیست ؟
      شهادت زن مسلمان با مرد مسلمان برابر نیست ؟
      چرا سهم ارث پسر دوبرابر سهم ارث دختر است؟
      مرد هر چند خواست مي تواند صيغه كند
      مرد میتواند چهار زن بگیرد
      حق طلاق,حق غيوميت بچه پس از طلاق
      تنبيه بدنی
      اگر به اشکالات وارده نگاه کنید تمام ادیان چه زرتشتی و چه یهودی و چه مسیحی و چه اسلام داری قوانینی هستند که در مورد زن است که البته تمام ادیان نسبت به موضوع مطروح جواب در خور خود را دارند و در این موارد که در مورد اسلام هست در همین سایت بارها بحث شده و پاسخکوهای محتزم جوابها منطقی خود را در رفع این شبهات گفته اند
      حال خود با انصاف نسبت به موارد مطروحه در مورد ادیان قضاوت کنید
      خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
      ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
      رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
      ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
      بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

      يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
      اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

      التماس دعا بزمئ

    11. #9
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۸
      نوشته : 1,862 تشکر : 5,942
      مورد تشکر: 2,979 در 1,280 پست
      حضور : 2 روز 18 ساعت 38 دقیقه
      دریافت : 2 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      بیطرف منصف آنلاین نیست.



      با عرض سلام
      من چون مسلمانم و باید از طرف دین خود صحبت کنم نظر اسلام را در مورد زن و مقایسه ان با دیگران را میگویم
      شخصيت مستقل زن
      اخيرا در يكى از جلسات دانشگاهى به مناسبتى پيرامون ستمهائى كه بر زن در طول تاريخ شده و اهانتهائى كه به وى گشته است ، صحبت مى كردم ، و به داستان اسارت زن در همه مناطق جهان ، از جمله رم و ايران ، اشاراتى داشتم .
      يك نفر از حضار، ابراز داشت :
      بعضى از حوادث تاريخى ، نشان مى دهد كه زن در بعضى از كشورها مانند ايران و يونان ، مورد توجه بوده و براى او ارزش به سزائى قائل بوده اند تا آنجا كه در يونان حتى برخى از آلهه و خدايان را به شكل و پيكره زن مى ساخته اند...
      در پاسخ وى اظهار داشتم :
      اولا انسانهاى غرق در جهالت خرافات و شرك ، از اينگونه اعمال ، بسيار انجام مى داده اند و تاريخ ، انواع مختلف آن را ثبت نموده است .
      يكى از كارهاى جاهلانه و شرك آميز آنان ، اين بوده است كه هر قبيله وطايفه با تخيل و هواهاى خويش ، شكل و صورتى را به عنوان خدايان و بتهاى خويش تهيه مى كرده اند! و آن شكل دليل آن نبوده كه موجودى كه داراى آن شكل است در نظر آنان ارزشمند مى باشد.آلهه و خدايان و بتها را، به صورت سنگ ، چوب ، بهائم ، درندگان ، وحتى خوردنيها، مى ساخته اند مثلا در مقام پرستش عموما از مرد و زن ، بتهائى را مى پرستيدند كه شبيه به اختلاف قبائل و هواهاى آنان بود، ستارگان و فرشتگان را كه به گمانشان دختران قبائل و هواهاى آنان بود، ستارگان و فرشتگان را كه به گمانشان دختران خدايند پرستش مى كردند، و طبق اوهام خود صورتهائى براى آنها تصور كرده ، از مواد مختلفى مانند سنگ و چوب مى ساختند و كار به جائى رسيده بود كه قبيله بنى حنيفه بتى از خيس (كه غذائى است مركب از آراد و روغن و خرما) ساختند و مدتى طولانى آن را پرستش كردند و بعد در اثر قحطى و گرسنگى آن را خوردند و شاعرى درباره ايشان گفت :
      اكلت حنيفة ربها
      زمن التقحم و المجاعة

      لم يحذروا من ربهم
      سوء العواقب و التباعة

      يعنى بنى حنيفه خدايشان را در زمان قحطى و گرسنگى خوردند و از سوء عاقبت و سرانجام آن نترسيدند.
      و گاهى اتفاق مى افتاد كه سنگى را براى پرستش انتخاب مى كردند، بعدا كه سنگ بهترى را مى جستند اولى را رها كرده به دومى مى پرداختند و در صورتيكه چيزى نمى يافتند مشتى از خاك ، گرد آورده و گوسفندى را بر آن مى دوشيدند و دور آن مشغول كرنش مى شدند.(42)
      ثانيا - مجسمه ها و پيكره ها به شكل زنان ، به عنوان فرشته ها كه دختران خدا هستند! ساخته مى شدند و نه به صورت زن ، به عنوان يك انسان محبوب .
      ثالثا - هر جا فرضا حركتى مى شد كه نشان دهنده ارزشى براى زن بود، بدون ترديد، يا به عنوان ارزش جنسى و سكواليته بودن او بود و يا به اين جهت كه به قول روميان و ايرانيان : چون از او سربازى زاده مى شود و مى تواند پسر بزايد!.
      و به عبارت ديگر چون مى توانست پسر بياورد نسبتا ارزش تعلقى و وابسته داشت نه ارزش وجودى و استقلالى ، تا آنجا كه فردوسى شاعر بنام ايرانى تحت تاءثير اين طرز تفكر قرار گرفته ، پاسخ مادر شاه را به گفته شاه زن واژدها هر دو در خاك به چنين مى سرايد:
      زنان را بود بس همين يك هنر
      نشينند و زايند شيران نر

      در واقع ارزش زن در حد ارزش يك دستگاه توليدى ارتقاء يافته بود و بيش ‍ از يك ابزار و كالا ارزش نداشت ! و به همين جهت هر جا يك به اصطلاح هنرمندى نيز خواسته پيكره اى از زن يا تصويرى نقاشى شده از وى را ارائه دهد، به ابعاد زيبائى جسمى ، به لطافت و ظرافت اندام و بالاخره به بعد جنسى وى توجه كرده است .
      و به گفته دانشمند اديب و نويسنده هنرمند مسيحى سيلمانى كتانى
      زن يكى از كالاهاى تجارتى و يا وسيله تمتع براى مرد به شمار مى آمد كه مرد به هر طور كه خواهش دلش بود، با او سرگرم مى شد و هر طور كه مى خواست در او تصرف مى كرد روى همين اصل بود كه در عصر پيش از اسلام ، مرد حق زنده بگور كردن زن را داشت ! بدون اينكه هيچ قانونى از او چيزى طلب كند و او را جريمه نمايد تا آنكه اسلام آمد و زن را از حقوق خويش بهرمند كرد و به وسيله او مدال و نشان مادرى و همسرى نصب كرد و او را از زنده بگورى و حرمان رهائى بخشيد.(43)
      زن مربوط به خود نيست
      زن در فرهنگهاى غير اسلامى نه تنها استقلالى نداشت و از ارزش وجودى مستقل برخوردار نبود، بلكه حتى براى خويش نيز نبود و كالا، ثروت و ابزارى براى مرد به شمار مى آمد.
      ويل دورانت دانشمند محقق و مورخ معروف مى نويسد:
      زن مانند كالائى بود در شمار ثروت پدر يا شوهر يا پسر و او را پس از مرگ مانند اموال ديگر به ميراث مى گذاردند و به ارث مى بردند.(44)
      اتفاقا در كشور يونان ، زن مانند كالا و اجناس ، دست به دست مى شود و مورد خريد و فروش قرار مى گرفت . در اين مركز آلهه ها، بر اين عقيده بودند كه زن پليد و نتيجه كار شيطان است و همه چيز را به استثناى اداره خانه و رسيدگى به كودكان بر او حرام مى دانستند.(45)
      در ميان بسيارى از ملل ، زن حتى استقلال حيات زندگى نداشت بلكه به زندگى و خواست مرد بستگى داشت .
      يكى از مراسم ضد انسانى كه در هند رواج داشت ، سنت ساتى بود (سنت ساتى چنين بود كه به موجب آن ، زنى كه شوهرش مرده و جسدش ‍ را سوزانده اند، بايستى پهلوى شوهرش سوزانده شود)! و زنهائى كه از مقرارت ساتى پيروى نمى كردند، آنقدر مورد اهانت و بى آبروئى قرار مى گرفتند كه بدتر از مرگ بود و زنى كه آماده مرگ نمى شد علاوه بر اهانت و تحقير، دچار شكنجه هاى غير انسانى مى گرديد، به نحوى كه بلاخره مرگ را بر زندگى ترجيح مى داد.
      قانون هندوئى چنين بود كه بوسيله دختر، زن جوان يا سالخورده ، حتى در داخل خانه اش ، هيچ كارى نبايد مستقلا انجام داده شود.(46)
      و بالاخره زن حتى استقلال حيات نداشت و او را زنده زنده در آتش ‍ مى سوزاندند (47) و در ايام قاعدگى ، نجس پليد و لازم الاجتناب شمرده مى شد.(48)
      در چين زن همچون كالائى مورد خريد و فروش قرار مى گرفت و در واقع مرد مالك او محسوب مى گشت و زن حتى حق هم غذا شدن با مردان ، حتى با پسران خود نداشت و چند مرد، مى توانستند در يم زن شركت كنند و همه از او متمتع شوند و او براى همه آنان كار كند و فرزندى كه در ازدواج مشترك پيدا مى شود غالبا مال مرد قوى تر بود. (49)
      تاريخ جهان ، نشانگر اين واقعيت است كه قبل از اسلام هيچ ملتى براى زن استقلال وجودى و ارزش يك انسان قائل نبوده است و صاحبان اديان و ملل متمدنه نيز براى زن هيچگونه كار مثبتى انجام نداند ولى در اسلام ...
      خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
      ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
      رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
      ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
      بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

      يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
      اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

      التماس دعا بزمئ

    12. تشكر :
    13. #10
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۸
      نوشته : 1,862 تشکر : 5,942
      مورد تشکر: 2,979 در 1,280 پست
      حضور : 2 روز 18 ساعت 38 دقیقه
      دریافت : 2 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      بیطرف منصف آنلاین نیست.



      زن و مرد جهت استقلال تفاوتى ندارد
      اسلام ، شخصيت زن را، همچون شخصيت مرد مستقل دانسته و هيچگونه تفاوتى در وجود و حيات براى اين دو قائل نيست . و برترى و امتياز را در هر كدام از آنان ، تنها و تنها تقوا معرفى كرده است ، قرآن مجيد در اين باره مى فرمايد:
      يا ايها الناس انا خلقنا من ذكر و انثى و جعلنا كم شعوبا و قبائل لتعارفوا اكرمكم عندالله اتقيكم (50)
      (اى مردم ، در حقيقت ما، شما را از مرد و زن آفريديم و شعبه شعبه و قبيله قبيله تان قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد و بى شك گرامى ترين شما نزد خدا باتقواترين شما است )
      و در جاى ديگر مى فرمايد:
      انى لاضيع عمل منكم من ذكر و انثى بعضكم من بعض (51)
      (من كار هيچ صاحب كارى را، چه مرد و زن ، ضايع نمى كنم كه شما برخى ، از برخى ديگرتان هستيد)
      در اين آيه تصريح به اين حقيقت است كه زن و مرد يك نوع وجود استقلالى دارند و هيچ مزيت و برترى بر ديگرى ندارند و مانند مرد و زن نيز اگر از تقوا و ايمان و فضيلت بيشترى برخوردار باشد طبعا او از مردى كه دارى اين مزيت نيست برتر خواهد بود:
      من عمل صالحا من ذكر وانثى و هو مؤ من فلنحيينه حيوة طيبة و النجزينهم اجرهم باحسن ماكانوا يعملون (52)(كسى كه كار شايسته اى كرد چه مرد، و چه زن در حالى كه عملش از ايمانش سرچشمه گرفته باشد، بى ترديد به او زندگى و حيات پاكيزه و خوشبختانه اى خواهيم داد و پاداشى شايسته تر از آنچه كه انجام داده اند به آنان عطا خواهيم كرد.)
      و در جاى ديگر مى فرمايد:
      من عمل صالحا من ذكر او انثى و هو مؤ من فاولئك يدخلون الجنة ولا يظلمون نقيرا (53)
      در تمام آيات كريمه قرآن كه پيرامون آفرينش انسان و شخصيت وجودى وى بحث شده است ، هرگز زن و مرد را از يكديگر جدا ندانسته و آنان را از يك منشاء و از يك جنس و يك وجود تلقى كرده است و براى هر كدام وجود و شخصيتى مستقل قائل شده است ، منتهى زندگى اين دو را طبق نظام احسن با زيباترين وجه مرتبط و آميخته به هم معرفى كرده است كه گويا هر دو تاروپود يك بافته را تشكيل مى دهند...
      حمايت قرآن از استقلال زن
      زن و مرد، در وابستگى و استقلال وجودى ، متساويند
      تمام صفحات تاريخ جهان و بررسى آثار پيشينيان ، نشانگر حقيقت تلخ اسارت و بردگى زن مى باشد! و هيچ مكتب و آئينى از شخصيت مستقل زن و ارزش وجودى او دفاع نكرده است .
      در بخش پيش برخى از ستمهائى را كه بر زن روا داشته اند و دفاع قرآن را از شخصيت زن ، خاطرنشان ساختيم ، اكنون براى ارائه برخى ديگر ظلمهاى نسبت به زن را از خامه مؤ ثر و عميق عارف ، فيلسوف و محقق بزرگ اسلامى ، استاد علامه طباطبائى مى خوانيم ، حقايقى را كه معظم له در اثر جاودانه خويش (تفسير الميزان ) آورده اند، (از آنجا كه اهميت و ارزش ‍ والاى تحقيقى برخوردار بود) عينا براى خوانندگان گرامى نقل مى كنيم .
      كلدانيها و آشوريها از آئين حمورابى تبعيت مى كردند، و طبق آئين مزبور، زن ، تابع شوهر بود و استقلال در اداره و عمل نداشت و حتى اگر در چيزى ار امور معاشرت از شوهرش اطاعت نمى كرد يا استقلالا كارى را انجام مى داد شوهر مى توانست او را از خانه بيرون كند يا زن ديگرى بگيرد و بعد از آن با او مانند كنيزان رفتار كند و اگر در تدبير خانه خطائى از او سر مى زد و در مصادف ، اسراف و تبذيرى مى نمود شوهر مى توانست نزد قاضى از او شكايت كرده و بعد از اثبات جرم او را در آب غرق نمايد!
      روم نيز از قديميترين ملل در وضع قانون است ، روميها در حدود چهارصد سال قبل از ميلاد قانونى وضع كردند و كم كم آنرا تكميل نمودند، قانون روم قديم براى خانواده يك نحو استقلالى در امور داخلى قائل بود، خداوند گار خانواده يعنى شوهر زن و پدر فرزندان ، يك نوع ربوبينى داشت كه افراد خانواده او را پرستش مى كردند و خود او پدرانش را كه رؤ ساء سابق خانواده بودند، مى پرستيد.
      خداوند گار، نسبت به تمام افراد خانواده از زن و فرزندان اختيار تام داشت و هر چه مى خواست مى كرد و حتى اگر صلاح را در قتل يكى از آنها مى ديد او را مى كشت و هيچكس نمى توانست در اين امر با او معارضه كند، ولى زنان خانواده از زن و دختر و خواهر، نسبت به مردان حتى پسرانى كه بطور كلى تابع خداوند گار بودند پست تر شمرده مى شدند و جزء اجتماع مدنى بشمار نمى رفتند، شكايتى از ايشان مسموع نبود، معامله شان نفوذ نداشت و در امور اجتماعى كوچكترين دخالتى نمى توانستند بكنند، ولى مردان مانند پسران و برادران و حتى پسر خواندگان ممكن بود با اذن خداوند گار استقلالى در زندگى پيدا كنند. و موضوع پسر خواندگى و ملحق كردن فرزند به غير پدر خويش در روم و همچنين در يونان و ايران و عرب شيوع داشت .
      زنان ، اجزاء اصلى خانواده نبودند و خانواده را مردان تشكيل مى دادند و زنان تابع محض بودند و قرابت اجتماعى رسمى كه در ارث و مانند آن مؤ ثر بود اختصاص به مردان داشت و همچنين بين زنان و مردان مانند زن و شوهر، مادر و پسر، خواهر و برادر و دختر و پدر و در جائى كه قرابت رسمى نبود ارثى هم در كار نبود، بله قرابت طبيعى كه معلول اتصال در اتصال و ولايت بود ميان ايشان برقرار بود و اثرش در مثل ازدواج با محارم و ولايت رئيس خانواده ظاهر مى شد.
      خلاصه وجود زن نزد روميان ، طفيلى ، و حياتش در اجتماع چه اجتماع مدنى و چه اجتماع خانوادگى تابع حيات مرد بود! زمام زندگى و اراده زن به دست خداوند گار خانه مانند پدر و شوهر بود، او هر كارى مى خواست مى كرد و هر فرمانى مى خواست مى داد! و گاهى زن را مى فروخت ، گاهى مى بخشيد، زمان براى تمتع قرض مى داد! و بعضا در برابر حقى كه بايد از او استيفاء شود مانند وام و خراج و مانند آن مى داد! در مقام مجازات او را مى زد و گاهى كار به كشتن هم مى كشيد! اگر زن مالى را از مهر ازدواج يا از راه كسب با اذن ولى بدست مى آورد تدبيرش بدست مرد بود ولى چون از ارث محروم بود از آن راه نمى توانست مالك چيزى بشود، اختيار ازدواج زن بدست پدر يا يكى از بزرگان فاميل بود و اختيار طلاقش بدست شوهر.
      در يونان هم وضع پيدايش خانواده و خداوند گارى رؤ ساء خانواده ها قريب بوضع روم بود. اجتماع مدنى و خانوادگى را مردان تشكيل مى دادند و زنان تابع ايشان بودند و استقلالى در اراده و كار نداشتند.
      ولى نكته جالب اينست كه تمام اين ملل بحسب حقيقت ، قول خودشان را نقض كرده اند، زيرا قوانين موضوعه تبعيت و عدم استقلال زن را تنها در موارد منفعت مى دانست و در مواردى كه به ضرر زن تمام مى شد براى او استقلال قائل بود، مثلا در مقام كيفر جرائم ، زن استقلال داشت و بايد خودش مستقلا مجازات شود، ولى پاداش و سودى عائد او نمى شود مگر بالتبع و تحت ولايت مرد.
      و خود همين مطلب شاهد بر اين است كه اين قوانين در حقيقت زن را حتى يك جزء ضعيف از جامعه انسانى كه داراى شخصيت تبعى باشد هم نمى دانست بلكه او را مانند ميكرب موذى مى شمرد كه براى مزاج و سلامتى اجتماع مضر است و فقط اجتماع براى بقاء نسل احتياج ضرورى به او دارد، روى اين اصل بايد مورد توجه قرار گيرد، چنانچه جرم و جنايتى از او سرزد به كيفر اعمالش برسد و چنانچه خير و نفعى از او پيدا شد بهره اش عائد مرد شود، و در هر حال او را سر خود نگذارند تا از شرش ايمن باشند، مانند دشمن نيرومندى كه مغلوب و دستگير مى شود تا زنده است بايد تحت فشار باشد، اگر كار بدى كرد مؤ اخذه شود، و اگر كار خوبى كرد از او قدردانى نشود.
      و اين اصل كه اجتماع را متقوم به مردان مى دانستند ايشان را ملزم كرده بود كه فرزند را در حقيقت منحصر به اولاد ذكور بدانند و راه بقاء نسل را تنها به بقاء آنان بشناسند، و اين منشاء ظهور پسر خواندگى و الحاق فرزند بغير پدرش شد، زيرا خانه اى كه رئيسش پسر نداشت محكوم به خراب ، و نسلش محلكم به خراب ، نسلش محكوم به فناء و انقراض بود از اينرو چاره اى جز اين نديدند كه پسرانى را كه از پسر خواندگان مانند پسر حقيقى فرزندان رسمى بشمار آمدند، هم ارث مى بردند و هم از ايشان ارث برده مى شد و هر گاه مردى حس مى كرد كه فرزنددار نمى شود يكى از نزديكان : مانند برادر يا برادرزاده اش را مى آورد تا عيالش از او بار گيرد و فرزندى بياورد كه پسر او باشد و باعث بقاء خانواده اش گردد!
      در يونان امر ازواج و طلاق قريب به روم بود، و تعدد زوجات هم در آنجا مانعى نداشت ، ولى در صورتى كه زن بيش از يكى بود فقط يكى از آنها زن رسمى و باقى غير رسمى شناخته مى شد.(54)
      خواندن اين حقايق تلخ و مشاهده اين همه ستم و تا مردمى و آگاهى از آن همه سوء پيشينه ، هر انسان آزاده اى را متاءثر مى سازد و لرزه به اندمش ‍ مى افكند.
      حمايت قرآن
      اين ستمها را قرآن ، شديدا محكوم مى كند و از مقام و شخصيت زن دفاع كرده ارزش وجودى و استقلال وى را به جهانيان اعلام مى دارد.
      قرآن با رساترين اخطار و بليغترين سخن ، خوارشمردن دختران را مذمت كرده و افرادى را كه به چنين عمل ناستوده اى دست مى زدند، سرزنش و توبيخ مى كند آنجا كه مى فرمايد:
      واذا بشر احدهم بالانثى ظل وجهه مسودا وهو كظيم يتوارى من القوم من سوء ما بشر به ايمسكه على هون ام يدسه فى التراب الاساء ما يحكمون (55)
      (هرگاه مژده متولد دخترى به يكى از آنان داده مى شد، رويش سياه مى گشت در حالى كه غمزده ، افسرده و گرفته بود، از بدى اين خبر، خويش ‍ را از مردم پنهان مى ساخت (و در اين انديشه بود) كه آيا او را با ذلت و خوارى نگاه دارد يا در خاكش فرو برد؟ هان چقدر زشت و ناپسند بود داروى و قضاوت آنان ؟!)
      قرآن به اين وسيله ، برداشت نادرست و داورى غير انسانى اهانت به دختران و زنان ، و ظلم و ستمى را كه بر آنان روا مى داشتند تا آنجا كه او را زنده زنده در گور مى كردند، شديدا محكوم و عمل نابخردانه شان را مورد مؤ اخذه الهى و خشم پروردگار معرفى نموده است و اشاره به اين حقيقت نموده و مى فرمايد:
      و اذا المودة سئلت باى ذنب قتلت
      (و هنگامى كه راجع به دختر زنده به گور شده سئوال شود كه به چه گناهى كشته شد؟!)
      قرآن مجيد، در تمام مراحل زندگى ، شخصيت وجودى زن را همچون مرد دانسته ، همچنان كه در بخش پيش خاطرنشان ساختيم ، تنها تقوا را عامل برترى يكى بر ديگرى دانسته است و هرگاه در مسائل كلى سخن از مرد ميان آمده است بلافاصله در كنار او زن را هم رديف وى قرار داده است مانند اينكه مى فرمايد:
      ان المسلمين و المسلمات و المؤ منين و المؤ منات و الصادقين و الصادقات و الصابر ين و الصابرات و الخاشعين و الخاشعات و المتصدقين و المتصدقات و الصائمين و الصائمات والحافظين فروجهم و الحافظات و الذا كرين الله كثيرا والذاكرات ، اعدالله لهم مغفرة و اجرا عظيما
      (در حقيقت مردان و زنان مسلمان ، مردان و زنان مؤ من ، مردان و زنان صادق و راستگو، مردان و زنان كه عرض و ناموس خود را حفظ كرده از آلودگى و انحراف اخلاقى مصون مانده اند، زنان و مردانى كه بسيار در ذكر و ياد خدا هستند (و هميشه خود را در محضر خدا مى دانند)،
      خداى متعال براى آنان ، آمرزش و مغفرت و اجر و پاداش بزرگ و عظيمى مهيا نموده است .)
      در آيات بسيارى از آيات كريمه قرآن كه انسانهاى مؤ من را مخاطب قرار داده ، هم به مرد و هم به زن توجه شده است مانند:
      يا ايها الذين آمنوا ذكروا الله ذكرا كثيرا (56) يا ايها الذين آمنوا اذكروا نعمة الله عليكم (57)
      و... همچنين تمام مژده هائى كه به افراد مؤ من داده شده است ، در آيات فراوان ، هيچگونه تفاوتى ميان مرد و زن نمى باشد مانند:
      الذين آمنوا و عملوا الصالحات طوبى لهم و حسن ماب (58) و ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات انا لانضيع اجر من احسن عملا (59)
      طبعا مسئوليت اعمال و كيفر كارهاى ناشايسته نيز مربوط به خون زن است همچنانكه مرد مسئول اعمال خويش مى باشد:
      و من يكفر بالا يمان فقط حبط عمله (60)
      و
      افمن زين له سوء عمله فرآه حسنا؟(61)
      خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
      ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
      رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
      ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
      بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

      يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
      اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

      التماس دعا بزمئ

    14. تشكرها 2 : sasdemolter
    صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •