• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • + ارسال موضوع جدید
    صفحه 1 از 7 123 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 66
    1. #1
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : مهر/۱۳۸۵
      نوشته : 722 تشکر : 1,451
      مورد تشکر: 1,687 در 487 پست
      حضور : 3 روز 20 ساعت 26 دقیقه
      دریافت : 21 آپلود : 0
      گالری : 101 وبلاگ : 2
      فریاد : هرچه داریم همه از دولت قرآن داریم
      Mehrabon
      saeed623 آنلاین نیست.

      دعاهاي قرآني




      بسم الله الرحمن الرحيم
      همه مي دانيم برخي از دعاهايي كه خوانده مي شود از متن خود قرآن استخراج شده است بنده براي شروع ربناهايي كه از قرآن استخراج شده را تقديم مي كنم و از كاربران گرامي مي خواهم ديگر دعاها را بنويسند
      كلمه «ربّنا» در قرآن فراوان تكرار شده ; ولى تنها حدود 66 مورد آن را از دعاهاى قرآنى مى توان شمرد . برخى از آن ها عبارتند از :

      «ربّنا ءاتنا فى الدنيا حسنة و.. .» (201 بقره )
      ، «ربّنا أَفرغ علينا صبراً و.. .» (250 بقره )
      ، «ربّنا لا تزغ قلوبنا بعد إذ هديتنا .2. .» (8 آل عمران ) ،
      «ربّنا اغفر لنا ذنوبنا وإسرافنا فى أمرنا.. .» (147 آل عمران ) ،
      «ربّنا ظلمنا أنفسنا وان لم تغفر لنا و.. .» (23 اعراف ) ،
      «رَبَّنا اغْفر لى ولوالدىّ و.. .» (41 ابراهيم ) ،
      «ربّنا اغفر لنا ولإخوننا الذين سبقونا بالايمن و.. .» (10 حشر) ،
      «ربّ زدنى علماً» (114 طه ) و 25 تا 28 طه ، 97 و 98 مؤمنون ، 9 و 63 نمل ، 38 آل عمران ، 74 فرقان ،.. .
      از آن جمله در آيه 286 بقره مى خوانيم :
      پروردگارا! اگر ما فراموش يا خطا كرديم ، ما را مؤاخذه مكن . پروردگارا! تكليف سنگينى بر ما قرار مده آن چنان كه (به خاطر گناه و طغيان ) بر كسانى كه پيش از ما بودند ، قرار دادى . پروردگارا! آنچه طاقت تحمّل آن را نداريم بر ما مقرّر مدار و آثار گناه را از ما بشوى . ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده . تو مولا و سرپرست مايى . پس ما را بر جمعيّت كافران پيروز گردان .•

      پاورقي:
      جهت اطلاع بيشتر ر .ك : دعاهاى قرآن ، حسين واثقى ، مركز انتشارات تبليغات اسلامي

      http://sshams.andishvaran.ir/fa/scholarmainpage.html
      صفحه شخصی


    2.  

    3. #2
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : اسفند/۱۳۸۵
      نوشته : 1,802 تشکر : 1,333
      مورد تشکر: 2,965 در 1,276 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 18 وبلاگ :
      meshkaat آنلاین نیست.

      دعاي حضرت ابراهيم خليل الله(ع)




      رَب هَب لى حُكماً وَ أَلْحِقْنى بِالصلِحِينَ

      حضرت ابراهيم(ع) يکي از پيامبران بزرگ الهي مي باشد که از برجستگان دعوت به توحيد در طول تاريخ وپدر بسياري از پيامبران مي باشد.

      در زماني برانگيخته شد که مردم سخت در بت پرستي بودند وبت هاي گوناگوني را پرستش مي کردند.آن حضرت با مردم گفتگو مي کرد و بي خا صيّتي و پوچي بت ها را بر آنان شرح ميداد . آنان در برابر سخنان حکيمانه ابراهيم خليل الله (ع) تنها يک حرف داشتند و آن اين بود که{ پدران ما اينگونه مي کردند وما هم به را آنان مي رويم...}

      اين منطق آنها بود منطق پيروي از گذشتگان ، هرچند که کارشان اشتباه بوده باشد.

      ابراهيم(ع)گفت:: خداوند آن است که پروردگار هستي است .او که مرا آفريد وهدايتم مي کند .او که مرا طعام و نوشيدني ميدهد وهر گاه بيمار شدم شفايم ميدهد .او که مرا مي ميراند و سپس زنده مي کند .او که اميدوارم در روز قيامت گناه مرا بيامرزد...
      سپس ابراهيم دست به دعاء برداشت واينچنين دعاء کرد«« رَب هَب لى حُكماً وَ أَلْحِقْنى بِالصلِحِينَ*وَاجْعَل لى لِسانَ صِدْقٍ فى الاَخِرِينَ*وَ اجْعَلْنى مِن وَرَثَةِ جَنَّةِالنَّعِيمِ*وَ اغْفِرْ لاَبى إِنَّهُ كانَ مِنَ الضالِّينَ*وَ لاتخْزِنى يَوْمَ يُبْعَثُونَ*»»(شعراء/83- 87)
      {پروردگارا! به من علم و دانش مرحمت فرما، و مرا به صالحان ملحق كن - و براى من در ميان امتهاى آينده زبان صدق (و ذكر خير) قرار ده - و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان - و پدرم (عمويم ) را بيامرز كه او از گمراهان بود - و مرا در روزى كه مردم مبعوث مى شوند، شرمنده و رسوا مكن}




    4. #3
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : اسفند/۱۳۸۵
      نوشته : 1,802 تشکر : 1,333
      مورد تشکر: 2,965 در 1,276 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 18 وبلاگ :
      meshkaat آنلاین نیست.

      راهنما دعاي حضرت نوح(ع)




      ... رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّاراً * إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِراً كَفَّاراً *
      رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَاراً* (نوح –آيات 26-28)
      در قران کريم يک سوره به نام حضرت نوح آمده است وتمام اين سوره مربوط به داستان ان حضرت مي باشد.
      خداي متعال مي فرمايد: « ما نوح را به سوي قومش فرستاديم پيش از آنکه عذاب دردناک به سراغشان آيد . او به مردم گفت : من شما را هشدار مي دهم ، خدا را بپرستيد وتقواي الهي را پيشه کرده ومرا اطاعت کنيد . اگر چنين کنيد خداوند شما را مي آمرزد واجل شما را به تأ خير مي اندازد»
      اين پيام وتبلغ ، مردم را بيدار نکرده وبهمين سبب نوح از سرِدرد با خداوند چنين گفت : « بارالها ، شب وروز مردم را دعوت کردم وفرا خواندم مردم بيشتر گريزان شدند،هرگاه آنان را به آمرزش تو دعوت مي کنم انگشت به گوش مي کنند ، لباس بر سر مي کشند تا پيام مرا نشنوند وبر کردار خود اصرار مي ورزند . بطور علني و پنهاني انان را فرا خواندم وگفتم از پروردگار تان طلب امرزش کنيد چرا که او آمرزند ه است. اوست که باران بر شما فرو مي فرستد واموال وفرزندان به شما مي دهد وباغها ونهرها برايتان فراهم مي سازد»
      نوح سپس آيات و نشانه هاي حق تعالي را در عالم آفرينش برايشان بازگو کرد . امّا باز هم از از خواب غفلت بيدار نشدند وبه يکديگر سفارش مي کردند که از بت هاي خود دست بر نداريد . آنان در گناهان خود غوطه ور شدند . وسرانجام اهل جهنّم شدند .
      در اين هنگام نوح دست به دعا برداشت وبه پروردگار خود عرضه داشت:

      رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّاراً * إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِراً كَفَّاراً * رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَاراً* نوح –آيات 26-28)
      {{ با رالها ، از کافران بر روي زمين هيچ کس را باقي نگذار . اگر آنان را رها کني بندگان تو را گمراه مي کنند و به جز تبه کارِ کافر فرزندي نياورند . بار الها ، مرا و پدر ومادر مرا وهر مؤمني را که به خانه ام وارد شود وهمه مردان وزنان با ايمان را بيامرز و بر نابودي ستمگران بيفزاي.}}


    5. #4
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : خرداد/۱۳۸۷
      نوشته : 3,426 تشکر : 3
      مورد تشکر: 1,869 در 1,066 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      اخلاقي آنلاین نیست.



      دعاى آدم و حوا


      آدم و حوا داستان پر رمز و رازى دارند. خداوند آنان را در بهشت جاى داد و دستور داد تا از فلان ميوه يا دانه نخورند. اما شيطان آنان را وسوسه كرد و آنان از آن خوردند و گرفتار شدند. خداوند به آنان گفت: «آيا من شمارا از آن نهى نكردم و نگفتم كه شيطان دشمن آشكار شماست.»
      در اين هنگام، آدم و حوا توبه كردند و دست به دعا برداشتند و گفتند:
      رَبّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكونَنَّ مِنَ الخاسِرينَ؛(1)
      بارالها، ما به خود ستم كرديم ـ كه نافرمانى تو كرديم ـ اگر ما را نيامرزى و به ما رحم نكنى ما از زيان كاران خواهيم بود.

    6. #5
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : خرداد/۱۳۸۷
      نوشته : 3,426 تشکر : 3
      مورد تشکر: 1,869 در 1,066 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      اخلاقي آنلاین نیست.



      دعاى سربازان طالوت


      يكى از داستان‏هاى قرآنى داستان طالوت و جالوت است. بنى‏اسرائيل پس از دوره حضرت موسى عليه‏السلام به پيغمبر خود مى‏گويند: «فرماندهى را بر ما بگمار تا به فرمان او در راه خدا پيكار كنيم.» از جانب حق تعالى، طالوت به فرماندهى آنان گماشته مى‏شود. در آغاز آنان از اين انتصاب رخ بر مى‏تابند و نمى پذيرند، سرانجام با تأكيد پيامبر الهى به آن تن مى‏دهند و در ركاب او براى نبرد باجالوت كافر تبه كار و لشكر او حركت مى‏كنند.
      دولشكر مقابل يكديگر صف آرايى مى‏كنند و آماده نبرد مى‏شوند. سربازان موحّد طالوت در اين هنگام دست به دعا بر مى‏دارند و مى‏گويند:
      رَبَّنا أَفْرِ غْ عَلَيْنا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَى الْقَومِ الكافِرينَ؛(1)
      بارالها، صبر و پايدارى بر ما فروريز، و گام‏هاى ما را استوار دار، و ما را بر كافران پيروز فرما.

      و سپس به كارزار مى‏پردازند. موحّدان پيروز، و كافران فرارى مى‏شوند.

    7. #6
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : خرداد/۱۳۸۷
      نوشته : 3,426 تشکر : 3
      مورد تشکر: 1,869 در 1,066 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      اخلاقي آنلاین نیست.



      دعاى سليمان عليه‏السلام براى حكومتى بى‏نظير


      سليمان و پدرش داود از پيامبران الهى بودند كه خداوند در قرآن كريم از آنان به نيكى ياد مى‏كند. از آن‏جا كه سليمان عليه‏السلام شيفته اسب بود، لشكريان او مسابقه اسب دوانى ترتيب داده بودند تا براى نبرد با دشمن آماده باشند وسليمان از آن سان مى‏ديد. مسابقه به درازا كشيد ووقت فضيلت نماز سپرى شد. خداوند كه خواست سليمان را بيازمايد جنازه‏اى بر تخت او افكند. سليمان به در گاه الهى رو كرد و دست به دعا برداشت و گفت:
      رَبِّ اغْفِرْ لى وَهَبْ لى مُلْكاً لا يَنْبَغى لأَحَدٍ مِنْ بَعْدى إِنَّكَ أَنْتَ الوَهّابُ؛(1)
      خداوندا، مرا بيامرز و حكومتى به من ببخش كه شايسته هيچ كس پس از من نباشد، همانا تو بسيار عطا كننده‏اى.

      خداوند متعال هم خواسته او را بر آورد و حكومتى بى‏نظير به او عطا كرد. پس از گذشت هزاران سال هنوز هم داستان مُلك سليمان بر سر زبان‏هاست و از آن به بزرگى و عظمت ياد مى‏شود.





      1 . ص (38) آيه 35.

    8. #7
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : خرداد/۱۳۸۷
      نوشته : 3,426 تشکر : 3
      مورد تشکر: 1,869 در 1,066 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      اخلاقي آنلاین نیست.



      دعاى سليمان عليه‏السلام براى توفيقِ بر شكر نعمت‏هاى الهى


      در دعاى پيشين گفتيم كه خداوند حكومتى بى‏نظير به سليمان داد. گرچه بسيارى از مردم آن‏گاه كه به قدرت و ثروت مى‏رسند خداوندى را كه صاحب نعمت است فراموش مى‏كنند، اما سليمان هرگاه به نعمت‏هاى مادى و معنوى كه خداوند به او و پيش‏تر به پدرش حضرت داود داده بود نظر مى‏افكند، مى‏گفت: اين از فضل و كرامت خداى من است.به من نعمت داده تا ببيند سپاسگزارى يا ناسپاسى‏اش مى‏كنم.
      روزى سليمان با لشكريانش از سرزمينى مى‏گذشتند و شنيد كه مهتر مورچگان به مورچگان گفت: به لانه‏هاى خود برويد مبادا سليمان و لشكريانش شما را لگدمال كنند. سليمان كه زبان همه موجودات را مى‏دانست تا اين سخن را شنيد به خنده آمد و دست به دعا برداشت و چنين گفت:
      رَبِّ أَوْزِعْنى أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الّتى أَنْعَمْتَ عَلَىّ وَعَلى والِدَىَّ وَأَنْ اَعْمَلَ صالِحاً تَرْضيهُ وَأَدْخِلْنى بِرَحْمَتِكَ فى عِبادِكَ الصّالِحينَ؛(1)
      بارالها، به من الهام كن نعمت‏هايى را كه به من و به پدر و مادرم داده‏اى سپاس و شكر بگذارم، كارهاى نيك كه مورد پسند تو باشد انجام دهم و از سر لطف و رحمت خود، مرا در زمره بندگان نيكوكارت قرارده.






      1 . نمل (27) آيه 19.

    9. #8
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : خرداد/۱۳۸۷
      نوشته : 3,426 تشکر : 3
      مورد تشکر: 1,869 در 1,066 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      اخلاقي آنلاین نیست.



      داود و سليمان عليهماالسلام حمد الهى كردند


      حمد و سپاسِ كسى كه كمك و يارى كرده است پسنديده و لازم است. و چه كسى چون خداوند بذل و بخشش و احسان مى‏كند! او كه هر چه نعمت و توان و كمال داريم از اوست. خداوند به دو پيامبرش داود و سليمان نعمت‏هاى فراوانى داد و برخى نعمت‏ها به آن دو داد كه به ديگران نداد. به داود علم قضاوت داد و آهن را در دست او نرم كرد و به سليمان آشنايى به زبان پرندگان و حيوانات، تسخير شياطين و جن، هوانوردى و حكومت بى‏مانند داد. ليكن آن‏دو پيشواى موحدان، سپاس حق گزاردند و گفتند:
      اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى فَضَّلَنا عَلى كَثيرٍ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنينَ؛(1)
      حمد و سپاس از آن خدايى است كه ما را بر بسيارى از بندگان مؤمنش برترى داد.





      1 . نمل (27) آيه 15.

    10. #9
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : خرداد/۱۳۸۷
      نوشته : 3,426 تشکر : 3
      مورد تشکر: 1,869 در 1,066 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      اخلاقي آنلاین نیست.



      دعاى بلقيس ملكه سبا


      خداوند به سليمان حكومتى بى‏نظير عطا كرد. پرندگان نيز در تسخير سليمان بودند. روزى سليمان در ميان پرندگان، هدهد را نديد. زمانى نگذشت كه هدهد باز آمد و گفت: از سرزمين سبا براى تو خبرى آورده‏ام. در آن‏جا زنى با امكانات بسيار و تختى عظيم حكم مى‏راند و مردم آن در برابر خورشيد سجده مى‏كنند.
      سليمان نامه‏اى به ملكه آن سرزمين مى‏نويسد و هدهد آن را به مقصد مى‏رساند. ملكه پس از رايزنى و مشورت با سران، هديه‏اى براى سليمان مى‏فرستد كه سليمان آن را نمى پذيرد.
      پس از گذشت زمان و مراحلى، ملكه به سوى دربار سليمان بار سفر مى‏بندد و وارد كاخ سليمان مى‏شود و به نشانه توبه و ايمان مى‏گويد:
      رَبِّ اِنّى ظَلَمْتُ نَفْسى وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ؛(1)
      بارالها، من بر خودم ستم كردم و باسليمان به خداوند عالميان ايمان آوردم.






      1 . نمل (27) آيه 44.

    11. #10
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : خرداد/۱۳۸۷
      نوشته : 3,426 تشکر : 3
      مورد تشکر: 1,869 در 1,066 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      اخلاقي آنلاین نیست.



      دعاى حضرت ايّوب عليه‏السلام


      ايوب يكى از پيامبران الهى است كه به خاطر صبرش زبانزد همگان است. خداوند به ايوب نعمت بسيار داده و او هم به طاعت الهى كمر بسته و شكرگزار نعمت‏هاى الهى بود. شيطان به بندگى ايوب حسد برد و گفت: خداوندا، اگر ايوب فرمانبر است به خاطر نعمت‏هايى است كه به او داده‏اى، و گرنه فرمان نمى‏برد.
      سرانجام، زمينه و زمان آزمايش ايوب فرا رسيد و گرفتار امتحان الهى شد.
      ايوب ثروت و مكنت و فرزندان را يكى پس از ديگرى از دست داد. در تمام مراحل اين آزمايش بزرگ، صبر ايوب بر حوادث و پيشامدهاى تلخ چيره شد و آن‏گاه كه نيمه‏جانى بيش برايش نمانده بود دست به دعا برداشت و چنين گفت:
      أَنّى مَسَّنِىَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرّاحِمينَ؛(1)
      بارالها، ضرر و زيان به جان من رسيد و تو ارحم الراحمين هستى.

      شيخ طبرسى گويد: «اين سخن ايوب، كنايه‏اى ظريف براى طلب حاجات است.»(2)
      در آيه ديگر آمده است كه ايوب چنين گفت:

      أَنّى مَسَّنِىَ الشَيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ؛(3)
      پروردگارا، شيطان باسختى و رنج و عذاب به سراغ من آمد.

      به هر حال، دعاى ايوب مستجاب شد و از اين امتحان بزرگ سربلند برآمد و بر شيطان و پيروانش روشن شد كه ايوب در شادى و غم، دارايى و ندارى، تندرستى و بيمارى خدا پرست و خدا دوست است.
      ندا رسيد: «با پايت زمين را بخراش، چشمه‏اى بر مى‏آيد كه آبش بيمارى‏هاى تو را مداوا مى‏كند و هم نوشيدنى گوارا براى تو است.» خداوند سلامتى را به او بر گرداند و از فرزندان و خاندان دو چندان به او عنايت كرد. ثروت و مكنت رفته باز آمد و زندگى او بيش از پيش رونق يافت.
      درباره تفسير «از فرزندان دو چندان به او عنايت كرد» از امام صادق عليه‏السلام پرسيدند، آن حضرت فرمود: «علاوه بر فرزندانى كه در اين امتحان بزرگ از دنيا رفته بودند، فرزندانى كه پيش از آن هم از ايوب وفات يافته بودند، زنده شدند(4)».




      1 . انبياء (21) آيه 83 .
      2 . مجمع البيان، ج7، ص59 .
      3 . ص (38) آيه 41.
      4 . صافى، ج3، ص351.

    صفحه 1 از 7 123 ... آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •