+ ارسال موضوع جدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

موضوع: انسان حیوان ناطق؟

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   
  1. #1
    دوست جديد
    تاریخ عضویت : جنسیت May 2011
    نوشته : 1 تشکر : 0
    مورد تشکر: 1 بار در 1 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    hengameye-entezar آنلاین نیست.

    انسان حیوان ناطق؟




    به نام خدا
    سلام
    یک سوال فلسفی دارم و ان این است که ما در تعریف انسان میگوییم حیوان ناطق و نطق همان حرف زدنی است که از روی تفکر باشد در واقع انسان حیوان متفکر...
    اما من در این تعریف به نوعی تناقض رسیده ام از آنجا که خداوند در قرآن برای موجودات میگوید همه موجودات خداوند را عبادت میکنند و فَهِمَ صَلاته...و در جای دیگر درباره ی حضرت سلیمان که میگوید منطق الطیر را میفهمید...یعنی برای پرندگان از لفظ منطق استفاده کرده
    با این حساب موجودات و پرندگانی که صلاتشان را میفهمند یعنی تفکر دارند پس عامل متمایز کننده ی انسان از حیوانات نمیتوند تفکر باشد شاید قدرت اختیار!
    گفته های بنده را تصدیق میفرمایید؟


    كارشناس بحث : پاسخگوي مباحث كلامي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : 18-05-2011 در ساعت 11:52

  2. تشكر : بیطرف منصف
  3.  

  4. #2
    کارشناس پاسخگوی اعتقادی
    تاریخ عضویت : جنسیت January 2010
    نوشته : 2,045 تشکر : 856
    مورد تشکر: 4,104 در 1,599 پست
    حضور : 2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت : 4 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ : 0
    پاسخگوی اعتقادی 3 آنلاین نیست.




    با سلام و عرض ادب و با تشكر از موضوع مهمي كه مطرح فرموديد :

    همانگونه كه حضرت عالي نيز اشاره فرموديد با توجه به شواهد قرآني همه موجودات عالم هستي داراي فهم و شعور هستند در فرهنگ قرآن كريم حتي جمادات از جمله خورشيد و ماه و ستارگان و ... شعور و ادراك دارند قرآن كريم مي فرمايد:

    ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعين‏ (فصلت 11)

    سپس به آسمان پرداخت و آن دودى بود. پس به آسمان و زمين گفت: خواه يا ناخواه بياييد. گفتند: فرمانبردار آمديم‏.


    أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ كَثيرٌ مِنَ النَّاسِ وَ كَثيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يَشاءُ (حج 183)

    آيا نديده‏اى كه هر كس در آسمانها و هر كس كه در زمين است و آفتاب و ماه و ستارگان و كوه‏ها و درختان و جنبندگان و بسيارى از مردم خدا را سجده مى‏كنند؟ و بر بسيارى عذاب محقق شده و هر كه را خدا خوار سازد، هيچ كس گراميش نمى‏دارد. زيرا خدا هر چه بخواهد همان مى‏كند.

    حضرت آيت الله العظمي جوادي آملي نيز تعريف انسان به «حيوان ناطق» را تعريف كامل و جمعي از انسان نمي دانند زيرا اين تعريف جامع افراد و مانع اغيار نيست فلذا تعريف صحيحي از انسان نمي تواند باشد .

    تعريف جامع از انسان همان تعريف انسان به «حی متأله» است؛ يعنی زنده‏ای كه به سوی خداوند در حركت است. در حقيقت ايشان فصل‌الفصول وجود انسان را همين تعريف قرار می‏دهد و به آمادگی انسان برای طی طريق مسير رحمانی اشاره می‏كند.

    تعريف انسان به «حيوان ناطق» تعريف منطقيون است در تعريف ايشان نطق معناي خاصي دارد كه در ذيل به اين معني اشاره مي كنم:



  5. #3
    کارشناس پاسخگوی اعتقادی
    تاریخ عضویت : جنسیت January 2010
    نوشته : 2,045 تشکر : 856
    مورد تشکر: 4,104 در 1,599 پست
    حضور : 2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت : 4 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ : 0
    پاسخگوی اعتقادی 3 آنلاین نیست.




    معنای ناطق بودن انسان

    بعضی گفتند که معنی نطق در اینجا سخن گفتن نیست، ادراک‏ کلیات است، یعنی حیوان احساس می‏کند، درک می‏کند ولی جزئیها یعنی فرد را درک می‏کند. در ذهن حیوان فقط فرد وجود دارد، مثلا صاحب خودش را می‏شناسد، آن انسان دیگر را می‏شناسد، آن خانه را می‏شناسد، آن خانه دیگر را می‏شناسد، صد خانه را ممکن است بشناسد ولی از همه اینها نمی‏تواند یک‏ معنی کلی بسازد و با آن کلیات در ذهن خودش قانون تشکیل بدهد. انسان‏ ادراک معانی و مفاهیم کلی می‏کند.

    این درست، ولی چرا ادراک کلیات را با لفظ " ''ادراک کلیات'' " نگفته‏اند، بالفظ " ''سخنگو'' " گفته‏اند؟ به‏ خاطر ارتباط قطعی‏ای که میان ایندو هست، یعنی انسان اگر مدرک " ''کلی'' " نمی‏بود سخنگو هم نمی‏بود. سخن گفتن فقط این (حالت ظاهری) نیست، طوطی‏ هم ممکن است چهار کلمه‏ای حرف بزند. یک معنی را که انسان احساس می‏کند، (اگر فقط بتواند لفظ آن معنی را بگوید)، فرض کنید که انسان پدر خودش را می‏بیند، بعد فقط بتواند لفظ "'' پدر'' " را بگوید، این سخن گفتن‏ نیست.

    سخن گفتن با ارتباط دادن و نسب برقرار کردن میان معانی و مفاهیم‏ و دیده‏هاست، می‏گوییم این ایستاده است، آن نشسته است. است و نیست‏ وقتی که آمد، هست و نیست اگر آمد، هست و نیست " ''جزئی'' " ندارد، همیشه در ذهن انسان " کلی " است، یعنی اگر انسان استعداد ادراک‏ کلیات را نمی‏داشت نمی‏توانست حرف بزند. انسان که حرف می‏زند نه از باب این است که جهازات جسمانی انسان با حیوان فرق می‏کند، یعنی زبان انسان را بر خلاف حیوان طوری ساخته‏اند که بتواند حرف بزند.

    به زبان مربوط نیست، به جسم مربوط نیست، به روح مربوط است. این‏ زبان و دهان و مخارجی که انسان دارد حیوان هم عینا اینها را دارد ولی‏ حیوان که نمی‏تواند حرف بزند به دلیل این است که ادراکش برای سخن گفتن‏ کافی نیست. پس منشأ و ریشه سخن گفتن آن استعداد فطری انسان در ادراک‏ کلیات است.



  6. #4
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت : جنسیت January 2010
    نوشته : 1,862 تشکر : 5,942
    مورد تشکر: 2,983 در 1,280 پست
    حضور : 2 روز 18 ساعت 38 دقیقه
    دریافت : 2 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ : 0
    بیطرف منصف آنلاین نیست.



    نقل قول نوشته اصلی توسط hengameye-entezar نمایش پست
    به نام خدا
    سلام
    یک سوال فلسفی دارم و ان این است که ما در تعریف انسان میگوییم حیوان ناطق و نطق همان حرف زدنی است که از روی تفکر باشد در واقع انسان حیوان متفکر...
    اما من در این تعریف به نوعی تناقض رسیده ام از آنجا که خداوند در قرآن برای موجودات میگوید همه موجودات خداوند را عبادت میکنند و فَهِمَ صَلاته...و در جای دیگر درباره ی حضرت سلیمان که میگوید منطق الطیر را میفهمید...یعنی برای پرندگان از لفظ منطق استفاده کرده
    با این حساب موجودات و پرندگانی که صلاتشان را میفهمند یعنی تفکر دارند پس عامل متمایز کننده ی انسان از حیوانات نمیتوند تفکر باشد شاید قدرت اختیار!
    گفته های بنده را تصدیق میفرمایید؟


    كارشناس بحث : پاسخگوي مباحث كلامي
    با عرض سلام
    برای روشن شدن این موضوع باید نفسها و عالمها را در نظر بگیرید زمانی که میگویم انسان داری نفس اماره لوامه و ناطقه و عاقله است یعنی چه به این معنا است که این نفسها از عالمهای مختلفی که انسان قبلا در انها بوده و در طول تکامل خود به انسانیت رسیده است همراه است .نفس اماره همان عالم جماد است لوامه همان عالم نبات و ناطقه همان عالم حیوان پس حیوان هم مانند انسان قادر به تکلم است ولی قادر به تفکر نیست چون انسان داری نفس عاقله است حال اگر انسانی تفکر نکند در همان نفس ناطقه میماند و مانند حیوان است و حتی زمانی هم پایین تر میرود و با نفس لوامه از دنیا میرود یا اماره

    ویرایش توسط بیطرف منصف : 19-05-2011 در ساعت 19:09
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ

  7. #5
    عضو صميمي
    تاریخ عضویت : جنسیت May 2011
    نوشته : 20 تشکر : 2
    مورد تشکر: 28 در 13 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    sokout7777777 آنلاین نیست.



    تمام موجودات ذی شعور هستند تفاوتی که بین انسان وسایر موجودات وجود دارد این است که شعور در اختیار انسان است نه انسان در اختیار شعور

  8. تشكر : بیطرف منصف
  9. #6
    کارشناس پاسخگوی اعتقادی
    تاریخ عضویت : جنسیت January 2010
    نوشته : 2,045 تشکر : 856
    مورد تشکر: 4,104 در 1,599 پست
    حضور : 2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت : 4 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ : 0
    پاسخگوی اعتقادی 3 آنلاین نیست.



    جمع بندي :

    پرسش
    :

    با توجه به اينكه طبق آيات قرآن تمامي موجودات داراي ادراك و شعور هستند ، عامل متمايز كننده انسان از حيوان چيست؟

    پاسخ:

    أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ كَثيرٌ مِنَ النَّاسِ وَ كَثيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يَشاءُ (1)

    آيا نديده ‏اى كه هر كس در آسمانها و هر كس كه در زمين است و آفتاب و ماه و ستارگان و كوه‏ها و درختان و جنبندگان و بسيارى از مردم خدا را سجده مى ‏كنند؟ و بر بسيارى عذاب محقق شده و هر كه را خدا خوار سازد، هيچ كس گراميش نمى ‏دارد. زيرا خدا هر چه بخواهد همان مى ‏كند.

    حضرت آيت الله العظمي جوادي آملي تعريف انسان به «حيوان ناطق» را تعريف كامل و جامعي از انسان نمي دانند زيرا اين تعريف جامع افراد و مانع اغيار نيست فلذا تعريف صحيحي از انسان نمي تواند باشد .

    عامل تمايز بين انسان و حيوان تأله انسان هست ، تعريف جامع از انسان تعريف آن به «حی متأله» است؛ يعنی زنده ‏ای كه به سوی خداوند در حركت است. در حقيقت ايشان فصل‌الفصول وجود انسان را همين تعريف قرار می‏دهد و به آمادگی انسان برای طی طريق مسير رحمانی اشاره می‏كند.


    1. (حج 183)

    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : 24-11-2011 در ساعت 17:18

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •