• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • + ارسال موضوع جدید
    صفحه 4 از 5 نخستنخست ... 2345 آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 43
    1. #31
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : اسفند/۱۳۸۹
      نوشته : 633 تشکر : 514
      مورد تشکر: 553 در 369 پست
      حضور : 7 روز 9 ساعت 19 دقیقه
      دریافت : 27 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      talleb آنلاین نیست.



      با درود . جناب پاسخگو منتظر اظهار نظر شما در مورد اخرین پست هستم .

    2. تشكر : میقات
    3. #32
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 3,176 تشکر : 3,613
      مورد تشکر: 6,950 در 2,692 پست
      حضور : 22 روز 20 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      میقات آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط talleb نمایش پست
      با درود . مهم همین قراینه دیگه!!من هم گفتم که موضوع وحی و قران با عقاید و کتابهای عادی ووو تفاوت دارد. تفاوت در این است که هیچ دانشمندی ادعا نمیکند کتابش هیچ عیب و نقصی ندارد همچنین ادعا نمیکند که همه ادعا های علمی او صد در صد است و هیچگونه تقدسی هم ندارد . اندیشه و کتاب ان دانشمند نقد میشود و انچه درست گفته و یا نادرست گفته بررسی میشود و از مطالب درست ان استفاده میشود. ولی ایا دین و کتاب دینی هم اینگونه است ؟؟ کتابی ادعا میشود از وحی خداوند عالم و حکیم مطلق است نباید حتی یک قرینه نادرست چه از نظر اخلاقی وعلمی و تاریخی وووو در ان وجود داشته باشد. اگر چنین شد تمام تقدس الهی ان از بین میرود . انوقت باید به ان به مثابه کتب بشری نگاه کرد . نقد شود درست از نادرست مشخص شود و درستها استفاده شود. مشکل دین و کتب اسمانی مطلق گرایی است یعنی ادعا میشود هیچ اشکالی در انها نیست . دردسر اینجا درست میشود . در مورد قیامت هم که فرموده ای عقل حکم میکند اگر کسی ادعا کرد پیامبر است باید ادعایش را با امور بدیهی علمی و اخلاقی سنجید اگر در انچه ما میدانیم صد در صد درست است تایید شد انوقت ادعا های دیگرش را که قابل بررسی و شناخت از جانب ما نیست میپذیریم.
      با سلام و درود

      1. ما نسبت به کتابهای دیگر اصلا ایمان نمی آوریم بلکه فقط مطالعه می کنیم، در حالی که به قرآن و پیام پیامبران ایمان می آوریم و با همین ایمان است که باور به غیب و معاد و ... پیدا می کنیم.


      2. توجه داشته باشید که هر پیامی که با عقل مخالف باشد، معنایش باطل بودن آن پیام نیست.

      مدعای یک پیام می تواند دو حالت داشته باشد:

      یا عقل ستیز است، یعنی دلیل قطعی بر بطلانش داریم.

      یا عقل گریز است، یعنی توجیهی برایش نداریم ولی ردش هم نمی توانیم بکنیم.

      پیام اگر عقل ستیز باشد، روشن است که اگر پیامبری هم بگوید نمی توان پذیرفت.

      ولی پیام اگر عقل گریز باشد، می توان بدان ایمان داشت و باور نمود.

      بنابر این پس از این که قرائن کافی بر اعتماد به پیامبر موجود بود به او ایمان و باور می آوریم و لازم نیست در تک تک موارد، به دنبال اثبات باشیم.

      اصلا ایمان از مقوله علم نیست، بلکه به معنای باور و اعتماد است.

      3. این مطلق گویی و ...، معنایش این است که در قرآن پیامی به گونه ای که عقل ستیز باشد وجود ندارد یعنی پیام قرآن این است که تعالیم کتاب الهی عقل ستیز نیست، نه این که معنایش این باشد که عقل گریز هم نیست. ما در قرآن موارد زیادی داریم که عقل گریز هستند و این با ایمان و باور منافاتی ندارد.

      بنابر این نمی توان به محض برخورد با موردی که عقل گریز است، نتیجه بگیریم پس قرآن به عنوان کتاب الهی زیر سؤال می رود.

      لذا اگر کسی به قرآن ایمان بیاورد، برخورد با موارد عقل گریز، باعث نمی شود که ایمان او از بین برود.





      أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


      خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



    4. #33
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 3,176 تشکر : 3,613
      مورد تشکر: 6,950 در 2,692 پست
      حضور : 22 روز 20 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      میقات آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط talleb نمایش پست
      این نتیجه گیری با داستان ماریه که در واقع معروفترین شان نزول این سوره است جور در میاید .!!

      همان طور که عرض کردم در موارد شأن نزول این آیات، موارد متعددی از جمله ماجرای عسل خوردن، و یا داستان مربوط به ماریه ـ هم در منابع شیعه و هم منابع اهل سنت ـ بیان شده است، ولی برای هیچ کدام مستند و مدرکی محکم که ثابت کند حتما این مورد صحیح است وجود ندارد.

      در هر حال هر کدام از این شأن نزولها را مشهورتر دانسته و مد نظر داشته باشیم، این آیات پیام خود را دارند و ضرری بر برداشت از این آیات وارد نمی شود.



      أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


      خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



    5. #34
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 3,176 تشکر : 3,613
      مورد تشکر: 6,950 در 2,692 پست
      حضور : 22 روز 20 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      میقات آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط منتقد کوچولو نمایش پست
      میخوام بدونم این ایات درقران چه کاربردی دارن؟ جز بحثای شیعه و سنی چه چیزیو میشه باهاشون اثبات کرد؟؟

      ولی یه چیزیم میدونم و اونم اینکه غیر داشتن بیش از جهار همسر برای پیامبر خیلی از اون چیزایی که تو سوره احزاب گفته شده برا پند و اندرز گرفتنه مثلا اونجا که میگه نوح و لوط زنهاشون بد بودن یعنی رابطه فامیلی یا یه آدم بزرگ مثل ایت الله بهجت دلیل بزرگی نیست چه بسا بدترین ادما از فامیلاشون باشن یا اینکه آدم نباید بخاطر خوشایند اقوام و همسرش کاری که اشتباهه انجام بده خصوص اگه مدیر یا امیر جامعه باشه چون دیگه متعلق به خود و خانوادش نیست،مسئولیت سنگینی داره

      آخه اخر تمام این حرفا تو سوره احزاب میگه :
      ان فی رسول الله لکم اسوه حسنه


      چند نکته:


      1. در پست های قبلی بیان شد که بدون شك مرد بزرگى همچون پیامبر اکرم(ص) تنها به خودشان تعلق ندارند، بلكه به تمام جامعه اسلامى و عالم بشریت متعلق اند؛ بنابر این اگر در داخل خانه او توطئه هائى بر ضد ایشان، هر چند به ظاهر كوچك و ناچیز، انجام گیرد نباید به سادگى از كنار آن گذشت؛ و حیثیت ایشان نباید ـ نعوذ بالله ـ بازیچه دست این و آن گردد. و اگر چنین برنامه اى پیش آید باید با قاطعیت با آن برخورد كرد.

      آیات فوق در حقیقت قاطعیتى است از سوى خداوند بزرگ در برابر چنین حادثه اى، و براى حفظ حیثیت پیامبرش.


      2. همچنین بیان شد که وجهه و اعتبار یک رهبر بزرگ، و جلوگیری از شایعه پراکنی و جوسازی بر علیه چنین مقامی، از اهمیت بسزا و زیادی برخوردار است؛ که اهمیت آن نیازی به تبیین و تاکید ندارد.

      3. این آیات اگر چه در رتبه اول خطاب به پیامبر اکرم(ص) هستند ولی مختص ایشان نبوده و در رتبه بعد خطاب به همه انسانها است، و همه مشمول خطاب این آیات هستند.

      لذا برداشت از این آیات و پیام رسانی این آیات، در جای خود باقی است و خطابش شامل همه انسان ها می شود.
      ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۳/۲۲ در ساعت 19:07

      أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


      خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



    6. #35
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 3,176 تشکر : 3,613
      مورد تشکر: 6,950 در 2,692 پست
      حضور : 22 روز 20 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      میقات آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط talleb نمایش پست
      ... چنین نتیجه گرفته میشود: پیامبر کاری انجام داده که باید بر خلاف قول یا وعده و عرف معمول خانواده باشد. زیرا وقتی مورد اعتراض واقع شده بشدت ترسیده این ماجرا فاش شود!! و برای اینکه زن را راضی کند و از افشا شدن راز جلوگیری کند قول داده که دیگر این عمل را تکرار نخواهد کرد ولی زن اعتمادی به قولش نداشته از او خواسته قسم بخورد و پیامبر ناچار شده برای اطمینان زنش قسم بخورد!!!

      بیان چند نکته:


      1. در مراجعه به قرآن و کلام الهی، قرار نیست آن چه در فکر و ذهن داریم را بر قرآن تحمیل کنیم، بلکه قرار است ببینیم قرآن چه دستور و پیامی برای ما دارد.


      2. قدر متیقن این است که موضوعی بوده که مطابق با میل و پسند، و یا به عبارت صحیح تر مطابق با زیاده خواهی یکی یا دو تن از همسران حضرت نبوده، و وی از مهربانی و رأفت پیامبر، و از طرفی با توجه به جایگاه مهم و حساس رهبری، سوء استفاده نموده و حضرت را تحت فشار قرار داده و نظر خود را تحمیل کرده است.
      از طرفی به دستور پیامبر توجه نکرده و اسرار را فاش کرده است.


      3. بدون این که ناظر به شأن نزولی باشیم، این آیات آشکار است در این که دو تن از همسران پیامبر، از موقعیت خود و نیز از موقعیت و جایگاه مهم رهبری جامعه اسلامی، سوء استفاده نموده و بر علیه آن حضرت توطئه نموده و برای رسیدن به خواسته خویش، آن حضرت را تحت فشار قرار داده تا حضرت مجبور شوند و از حق خود بگذرند و آن چه را که حلال است بر خود ممنوع کنند.


      4. روشن است که در این جا گناه و کار غیر مشروعی توسط آن دو همسر پیامبر انجام شده، لذا قرآن آن دو نفر را خطاب قرار داده و می فرماید باید توبه کنند:

      «إِن تَتُوبَا إِلىَ اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَ إِن تَظَاهَرَا عَلَيْهِ ...»؛ اگر شما (همسران پيامبر) از كار خود توبه كنيد (به نفع شماست، زيرا) دلهايتان از حق منحرف گشته و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهيد، (كارى از پيش نخواهيد برد) زيرا خداوند ياور اوست و همچنين جبرئيل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتيبان اويند. (توبه، 4)


      5. آن چه می گویم مستند به روایات تاریخی نقل شده است و بر اساس فکر و ذهن شخصی نیست.

      خود خلیفه دوم در همین ماجرا (که این آیات برای توبیخ دخترش حفصه، و عایشه نازل شده) اعتراف دارد که زنان، دیگر آن تبعیت و حرف شنوی سابق را از شوهران خود ندارند. او این شیوه را از قول سایر زنان، به زنان پیامبر، نسبت می دهد.





      أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


      خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



    7. #36
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : اسفند/۱۳۸۹
      نوشته : 633 تشکر : 514
      مورد تشکر: 553 در 369 پست
      حضور : 7 روز 9 ساعت 19 دقیقه
      دریافت : 27 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      talleb آنلاین نیست.



      پست رو چرا حذف کردید؟؟ حذف میکنید لااقل بنویسید چرا حذف کردید !!! مدعیان ازادی بیان!!!! نقل از پستهای قبلی میذاری و جواب میدی که بگی مثلا جواب دادی؟؟!

    8. #37
      عضو وفادار
      تاریخ عضویت : خرداد/۱۳۸۸
      نوشته : 319 تشکر : 78
      مورد تشکر: 359 در 153 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 25 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      roshani آنلاین نیست.



      با سلام خدمت همه دوستان شریک در بحث؛

      راستش! بحث اونقدر گرم بود که حیفم اومد تا آخرش نخونم، لذا از نظر اول تا به همین نظر آخر دقیق مطالعه کردم.
      سخنی با سئوال کننده بحث:

      حقیر فکر میکنم اگر کسی در باره چیزی سئوالی داشته باشه، اخلاق علمی میگه کار درست اینه که بدون پیش داوری قبلی قدم به قدم مسائل مطرح بشه و طرفین حداقل میزان اخلاق و تواضع علمی رو رعایت کنند. اما به نظر میرسه دوست سئوال کننده، چند مسئله رو رعایت نکردند.

      یکی این که در خط به خط نظرشون سعی کردن به همراه نظرات نقدی ای که ایراد میکنن، یه نسبت طعنه آمیز و تحقیر آمیز و یک سری پیش داوری و نسبت های شخصی رو قاطی بحث کنن تا اینطوری هم حرفشون را حق جلوه بدن هم نفس خود رو به اونچه که خودشون بهش رسیدن (چه درست و چه نادرست)، راضی نگه دارن.

      دیگر این که جای تعجبه که اولین نکته ای که در خصوص این ایات میشه مطرح کرد و مطرح هم شده این مسئله هستش که : آیا منظور از تحریم، همان حرمت شرعی هستش؟ که اگه چنین باشه، پیامبر سر خود، حلال خدا رو حرام کرده، یا این که منظور "محرومیت" هستش. یعنی پیامبر خود رو از یک حلال و مباح خدا، محروم کرده.
      تقریبا در اکثر نظرها و پاسخ ها به این مطلب اشاره شده و پاسخگو هم مکررا آن را اشاره کردن ، اما میبینیم بعد از 29 نظر، سئوال کننده "talleb" دوباره در نظر سی ام، اینطوری میگن:

      [QUOTE=talleb;442181] باشد. 1- پیامبر برای جلب رضایت زنانش حلالی بر خود حرام کرده [/QUOTE]


      لذا کار پیامبر رو گناه و سخن خدا رو عتاب بر گناه گرفتند.

      چرا اینطوریه؟؟


      فکر میکنم چیزی که در این بحثها لازمه اینه که سئوالات و پاسخها با احترام متقابل به دور از عرض ورزی و نسبت دادنها و قضاوت گفته بشه و نکته به نکته پیش بره. اگه سئوال کننده هنوز درباره مفهوم تحریم نکته ای دارن، دیگه نباید به پله بعدی برن و بر اساس همان برداشت نادرست خودشون بحث رو ادامه بدن و هی اون رو تکرار کنن.
      ویرایش توسط roshani : ۱۳۹۰/۰۳/۲۴ در ساعت 02:14
      عشق،چشم بسته ما به روی هرچه غیر معشوق است.

      عشق تنهای عملی است که بی اجازه، رواست.


      دفتر عشق را تنها خداست که ورق می زند.


      خدایا،
      تو آنی که آنی،
      برایم همان باش،
      برای دلم یاوری مهربان باش

    9. #38
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 3,176 تشکر : 3,613
      مورد تشکر: 6,950 در 2,692 پست
      حضور : 22 روز 20 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      میقات آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط talleb نمایش پست
      پست رو چرا حذف کردید؟؟ حذف میکنید لااقل بنویسید چرا حذف کردید !!! مدعیان ازادی بیان!!!! نقل از پستهای قبلی میذاری و جواب میدی که بگی مثلا جواب دادی؟؟!

      با سلام و درود

      تخلف شما از قوانین سایت منجر به حذف پست شد. قرار نیست با رعایت نکردن ادب و نیز با بی احترامی و اهانت به پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) به دنبال اثبات نظرات خویش باشیم.

      پاسخ داده شده نیز برای این است که بدانید به مطالب دوستان ـ البته تا موقعی که از حوزه ادب خارج نشده و حرمت مقدسات رعایت شود ـ رسیدگی و پاسخ داده می شود.

      أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


      خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



    10. #39
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 3,176 تشکر : 3,613
      مورد تشکر: 6,950 در 2,692 پست
      حضور : 22 روز 20 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      میقات آنلاین نیست.



      جمع بندی و نتیجه گیری


      سؤال: با توجه به آیات ابتدایی (1 – 5) سوره تحریم، شأن نزول آن چیست؟ و پیامبر چه سرّ یا رازی را با همسرانش در میان نهاد و آنها او را فاش کردند؟ و چرا پیامبری که معصوم است حلال خدا را بر خود حرام کرد؟

      پاسخ: به رسیدن به پاسخ، به چند مطلب توجه نمایید:
      مطلب اول:
      در شان نزول آيات فوق روايات زيادى در كتب تفسير و حديث و تاريخ شيعه و اهل سنت نقل شده است كه ما از ميان آن ها آن چه مشهورتر و مناسبتر به نظر مى‏رسد انتخاب كرده‏ايم و آن اين كه:
      پيامبر(ص) گاه كه نزد "زينب بنت جحش" (يكى از همسرانش) مى‏رفت زينب او را نگاه مى‏داشت و از عسلى كه تهيه كرده بود خدمت پيامبر (ص) مى‏آورد، اين سخن به گوش "عايشه" رسيد، و بر او گران آمد.
      مى‏گويد: من با "حفصه" (يكى ديگر از همسران پيامبر) قرار گذاشتيم كه هر وقت پيامبر(ص) نزد يكى از ما آمد فورا بگوئيم آيا صمغ "مغافير" خورده‏اى؟! ("مغافير" صمغى بود كه يكى از درختان حجاز به نام "عرفط" (بر وزن هرمز) تراوش مى‏كرد و بوى نامناسبى داشت) و پيامبر(ص) مقيد بود كه هرگز بوى نامناسبى از دهان يا لباسش شنيده نشود بلكه به عكس اصرار داشت هميشه خوشبو و معطر باشد!
      به اين ترتيب روزى پيامبر(ص) نزد "حفصه" آمد، او اين سخن را به پيامبر(ص) گفت، حضرت فرمود: من "مغافير" نخورده‏ام، بلكه عسلى نزد زينب بنت جحش نوشيدم، و من سوگند ياد مى‏كنم كه ديگر از آن عسل ننوشم (نكند زنبور آن عسل روى گياه نامناسبى و احتمالا مغافير نشسته باشد)؛ ولى اين سخن را به كسى مگو (مبادا به گوش مردم برسد، و بگويند چرا پيامبر غذاى حلالى را بر خود تحريم كرده؟ و يا از كار پيامبر در اين مورد و يا مشابه آن تبعيت كنند، و يا به گوش زينب برسد و او دل‏شكسته شود).
      ولى سرانجام او اين راز را افشا كرد، و بعدا معلوم شد اصل اين قضيه توطئه‏اى بوده است.
      پيامبر (ص) سخت ناراحت شد و آيات فوق نازل گشت و ماجرا را چنان پايان داد كه ديگر اين گونه كارها در درون خانه پيامبر (ص) تكرار نشود .
      در بعضى از روايات نيز آمده است كه پيامبر (ص) بعد از اين ماجرا يك ماه از همسران خود كناره‏گيرى كرد (" تفسير قرطبى" و تفسيرهاى ديگر ذيل آيات مورد بحث‏)؛ و حتى شايعه تصميم آن حضرت نسبت به طلاق آن ها منتشر شد، به طورى كه سخت به وحشت افتادند(1) و از كار خود پشيمان شدند. (2)

      مطلب دوم:
      آن چه در مجموع (از روایات و تاریخ و نقل مفسران) به دست می آید این است كه دوتا از همسران پیامبر(ص) آن حضرت را تحت فشار قرار دادند به گونه ای كه حضرتش برای جلب رضایت آنان چیزی را كه بر آن حضرت حلال بود، از آن پس بر خود حرام كردند.
      در این كه آن چیزی كه حضرت آن را بر خود حرام كردند چه بوده روایات متفاوتی هست كه هیچ كدام از صحت سند برخوردار نیست.
      مثل آن كه حضرت رسول(ص) خوردن غذای حلالی را به خاطر رضایت برخی همسران خود بر خود حرام كرد؛ و یا این كه حضرتش(ص) مراوده و معاشرت با كنیز خود را به خاطر رضایت برخی همسران خود بر خود حرام كرد؛ و یا غیر آن.
      به علاوه كه آن حضرت مطلبی را به عنوان راز و سرّ برای یكی از همسران خود به نام "حفصه" نقل كردند و از او خواستند كه آن را با كسی در میان نگذارد، ولی او نافرمانی كرد و آن را با "عایشه" مطرح نمود، و سپس همه از آن خبردار شدند.
      در این جا بود كه آیات شریفه نازل شد و علاوه بر این كه به پیامبر عتاب نمود كه چرا چیزی را که بر تو حلال است حرام كردی (البته این عتاب در واقع با آن همسرانی بود كه پیامبر را تحت فشار قرار دادند)، و سپس خداوند با بیان تندی همسران پیامبر را مورد عتاب قرار داده و می فرماید: اگر آن ها توبه نكنند عذاب سختی در انتظار آن ها است.
      آن دو زن از همسران پیامبر(ص) كه در این آیات مورد نكوهش قرار گرفته اند، یكی "حفصه" دختر عمر، و دیگری "عایشه" دختر ابوبكر بوده اند.

      مطلب سوم:
      بدون شك مرد بزرگى همچون پیغمبر اکرم(ص) تنها به خودش تعلق ندارد، بلكه به تمام جامعه اسلامى و عالم بشریت متعلق است؛ بنابر این اگر در داخل خانه او توطئه هائى بر ضد وى، هر چند به ظاهر كوچك و ناچیز، انجام گیرد نباید به سادگى از كنار آن گذشت؛ و حیثیت او نباید ـ نعوذ بالله ـ بازیچه دست این و آن گردد. و اگر چنین برنامه اى پیش آید باید با قاطعیت با آن برخورد كرد.
      آیات فوق در حقیقت قاطعیتى است از سوى خداوند بزرگ در برابر چنین حادثه اى، و براى حفظ حیثیت پیامبرش.
      نخست روى سخن را به خود پیامبر (ص) كرده مى گوید: اى پیامبر! چرا چیزى را كه خدا بر تو حلال كرده به خاطر جلب رضایت همسرانت برخود تحریم مى كنى؟!
      معلوم است كه این تحریم، تحریم شرعى نبود، بلكه به طورى كه از آیات بعد استفاده مى شود سوگندى بوده كه از ناحیه پیامبر(ص) یاد شده بود؛ و از آن جا كه مى دانیم كه قسم خوردن بر ترك بعضى از مباحات گناهى ندارد، بنابر این جمله "لم تحرّم" (چرا برخود تحریم مى كنى؟) به عنوان عتاب و سرزنش نیست، بلكه نوعى دلسوزى و شفقت است. درست مثل این كه ما به كسى كه زحمت زیاد براى تحصیل درآمد مى كشد و خود از آن بهره چندانى نمى گیرد، مى گوئیم چرا این قدر به خود زحمت مى دهى، و از نتیجه این زحمت بهره نمى گیرى؟

      مطلب چهارم:
      "يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ... "، خطابى است آميخته با عتاب، كه چرا آن جناب پاره‏اى از حلال هاى خدا را بر خود حرام كرده، ولى تصريح نكرده كه آن چه حرام كرده چيست، و قصه چه بوده؟
      چيزى كه هست جمله "آيا خشنودى همسرانت را مى‏خواهى؟" اشاره دارد بر اين كه آن چه آن جناب بر خود حرام كرده، عملى از اعمال حلال بوده، كه رسول خدا(ص) آن را انجام مى‏داده، و بعضى از همسرانش از آن عمل ناراضى بوده، آن جناب را در مضيقه قرار مى‏دادند و اذيت مى‏كرده‏اند، تا آن جناب ناگزير شده سوگند بخورد كه ديگر آن عمل را انجام ندهد.
      پس اگر در جمله "يا أَيُّهَا النَّبِيُّ" خطاب را متوجه آن جناب بدان جهت كه نبى است كرده، و نه بدان جهت كه رسول است، دلالت دارد كه مساله مورد عتاب مساله شخصى آن جناب بوده، نه مساله‏اى كه جزو رسالت هاى او براى مردم باشد. (3)

      مطلب پنجم:
      «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبىِ إِلىَ‏ بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا ...»؛ در این آیه شرح بیشترى پیرامون این ماجرا داده، مى فرماید:
      به خاطر بیاورید هنگامى را كه پیامبر(ص) یكى از رازهاى خود را به بعضى از همسرانش گفت، ولى او رازدارى نكرد و به دیگران خبر داد، و خداوند پیامبرش را از این افشاى سر آگاه ساخت. حضرت قسمتى از آن را براى همسرش بازگو كرد و از قسمت دیگرى خوددارى نمود.
      پیامبر(ص) چون از طریق وحى، از این افشاى راز، آگاه شده بود، قسمتى از آن را به "حفصه " فرمود، و براى آن كه او زیاده شرمنده و خجل نشود، از ذكر قسمت دیگرى خوددارى كرد. هنگامى كه پیامبر(ص) این افشاى سر را به او خبر داد، او گفت: چه كسى تو را از این موضوع آگاه كرد؟ فرمود: خداوند دانا و آگاه مرا با خبر ساخت.
      از مجموع این آیه برمى آید كه بعضى از همسران پیامبر (ص) نه تنها او را با سخنان خود ناراحت مى كردند، بلكه مسأله رازدارى كه از مهمترین شرائط یك همسر باوفا است نیز در آنها نبود؛ اما به عكس، رفتار پیامبر(ص) با آنها باتمام این اوصاف چنان بزرگوارانه بود كه حتى حضرت حاضر نشد تمام رازى كه او افشا كرده بود به رخ او بكشد، و تنها به قسمتى از آن اشاره فرمود.
      در حدیثى از امیرمؤمنان على(علیه السلام ) آمده است: «ما استقصى كریم قط، لان الله یقول عرف بعضه واعرض عن بعض» یعنی افراد كریم و بزرگوار هرگز در مقام احقاق حق شخصى خویش تا آخرین مرحله، پیش نمى روند، زیرا خداوند در این جا براى پیامبر(ص) مى فرماید: او قسمتى را خبر داد و از قسمتى خوددارى كرد.

      مطلب ششم:
      «إِن تَتُوبَا إِلىَ اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا ...»؛ خداوند روى سخن را به این دو همسر ـ كه در توطئه بالا دست داشتند ـ كرده می فرماید: اگر شما از كار خود توبه كنید، و دست از آزار پیامبر(ص) بردارید، به سود شما است، زیرا دلهاى شما با این عمل از حق منحرف گشته، و به گناه آلوده شده است.
      همان طور كه گفته شد، منظور از این دو نفر به اتفاق مفسران شیعه و اهل سنت، "حفصه" و "عایشه" است كه به ترتیب دختران "عمر" و "ابوبكر" بودند.
      سپس اضافه مى كند: اگر شما دو نفر بر ضد او دست به دست هم دهید كارى از پیش نخواهید برد، چرا كه خداوند مولى و یاور او است، و هم چنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان نیز بعد از آن ها پشتیبان او هستند.
      قابل توجه این كه در كتاب "صحیح بخارى" از "ابن عباس" نقل شده كه مى گوید: از عمر پرسیدم آن دو نفر از همسران پیامبر (ص) كه بر ضد او دست به دست داده بودند چه كسانى بودند؟ عمر گفت: حفصه و عایشه بودند؛ سپس افزود: به خدا سوگند ما در عصر جاهلیت براى زنان چیزى قائل نبودیم تا این كه خداوند آیاتى را در باره آنان نازل كرد، و حقوقى براى آنان قرار داد، و لذا آن ها جسور شدند. (4)

      مطلب هفتم:
      «عَسىَ‏ رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيرا مِّنكُنَّ ...»؛ در آخرین آیه مورد بحث خداوند روى سخن را به تمام زنان پیامبر (ص) كرده، با لحنى كه خالى از تهدید نیست مى فرماید:
      هرگاه او شما را طلاق گوید، امید مى رود كه پروردگار به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد؛ همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه كار، عبادت كننده و مطیع فرمان خدا، زنانى غیر باكره و باكره.
      به این ترتیب به آن ها هشدار مى دهد تصور نكنند كه پیامبر هرگز آن ها را طلاق نخواهد داد، و نیز تصور نكنند كه اگر آن ها را طلاق دهد همسرانى بهتر از آنان جانشین آن ها نمى شود؛ دست از توطئه و مشاجره و آزار بردارند، و گرنه از افتخار همسرى پیامبر براى همیشه محروم مى شوند، و زنانى بهتر و با فضیلت تر جاى آن ها را خواهند گرفت.
      ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۸/۳۰ در ساعت 13:05

      أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


      خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



    11. #40
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 3,176 تشکر : 3,613
      مورد تشکر: 6,950 در 2,692 پست
      حضور : 22 روز 20 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      میقات آنلاین نیست.



      سؤال: چرا باید قرانی که ادعا می کند مبین است بعد از 1400 سال هنوز مشخص نباشد که منظورش چه بوده؟ اصلا اگر مبین است چه نیازی به حدیث و روایت دارد تا روشن و مبین شود؟ و در ضمن شیعه که ادعا میکند امامان مکمل قران هستند و بدون وجود انها قران فهمیده نمیشود چرا قران را برای مردم مبین نکرده اند تا این همه بگو مگو درمیان نباشد؟؟

      پاسخ: چند نکته:
      1. منظور و پیام قرآن از این آیات روشن و واضح است. آن چه بطور مسلم و قطعی روشن نیست آن شأن نزول و مناسبتی است که این آیات بدان مناسبت نازل شده اند.
      پس از جهت معنا و مفهومی و نیز پیام رسانی و هدایتگر بودن، هیچ مشکلی وجود ندارد.
      2. مبین بودن قرآن و در عین حال نیاز به تفسیر داشتن آن تنافی نیست. البته در این زمینه در جای خود باید صحبت کرد.
      3. اگر پس از رسول گرامی اسلام(ص) نشر و کتابت حدیث را ممنوع نمی کردند، و اگر حکومت و حاکمان، اهلبیت پیامبر(ص) را این قدر محدود و در تنگنا قرار نمی دادند، و این همه جنگ و مبارزه و زندان بر ایشان تحمیل نمی کردند معارف بیشتری از ایشان نشر پیدا می کرد و شبهات بیشتری روشن و پاسخدهی می شد.
      با این حال روایات تفسیری زیادی از این بزرگواران موجود است که شیعه و سنی آنها را نقل کرده است.
      4. همان طور که بیان شد، مشخص نبودن داستان و ماجرایی که آیات بدان مناسبت نازل شده اند، از ارزش کلام الهی نمی کاهد و پیام رسانی و هدایتگری آیات در جای خود باقی است. و هدف نزول قرآن هم همین است.


      سؤال: این داستان (داستان عسل) بسیار سبک می آید که خداوند برای سوره ای نازل کند. و اینکه پیامبر نخواهد عسل مغافیری بخورد ایا انقدر مهم است که بخاطرش قسم بخورد که ای زنانم برای اینکه شما راضی باشید من دیگر عسل مغافیری نخواه مخورد!

      پاسخ: چند نکته:
      1. همان طور که قبلا هم بیان شد در مورد شأن نزول این آیات مطالب متعدد و مختلفی نقل شده که همین خود از وجود نداشتن یک شأن نزول قطعی و مسلم حکایت دارد.
      2. نگفتیم که از بین این شأن نزولها، این یکی قطعی و مسلم است، بلکه گفتیم این مشهورتر است.
      3. شأن نزول هم اگر مشخص نباشد از ارزش و اعتبار کلام الهی ذره ای کاسته نمی شود.
      4. آن چه این آیات از آن حکایت دارند برخورد ناشایست و بی ادبی دو تا از همسران پیامبر اکرم(ص) با ایشان و در تنگنا قرار دادن پیامبر است تا حدی که پیامبر را مجبور کردند حلالی را بر خود حرام نماید.
      همچنین رازدار نبودن آنها و افشاگری اسرار داخل خانه.
      بنابر این آن چه مهم است آشکار شدن چهره این افراد و نوع برخورد نمودن آنها با پیامبر خدا(ص) و آزار و اذیتی است که آنها در حق پیامبر خدا روا می داشتند.
      تا این که این آیات نازل شده، و نقاب از چهره آنها برداشت.


      سؤال: در این سوره پیامبر مورد عتاب قرار گرفته و نشان میدهد که پیامبر اشتباه کرده حالا این از نظر شما گناه هم نباشد باز اشتباه است. پس پیامبر همان گونه که شیعه ادعا می کند مبرا از اشتباه نیست.

      پاسخ: این آیه هیچ گناهی را به پیامبر اکرم(ص) نسبت نمی‏دهد.
      توجه داشته باشید که کلمه "تحریم" مشترک لفظی بین چند معناست و همین مسأله موجب سوء برداشت هایی از آیه شریفه شده است؛ یکی از معانی رایج آن "تحریم تشریعی" است؛ یعنی چیزی را از نظر قانون حرام و ممنوع شمردن.
      معنای دیگر آن "کف نفس" است یعنی خودداری از استفاده کردن از چیزی است، اعم از آن که از نظر شرع و قانون آن چیز حلال باشد یا حرام.
      آن چه در این آیه منظور است همین معنای دوم می‏باشد؛ یعنی پیامبر(ص) تصمیم گرفتند از آن امر مباح پرهیز کنند و این چیز مذموم و ناپسندی نیست؛ زیرا در آن نافرمانی خدا صورت نگرفته است و اگر خداوند به پیامبر(ص) فرمود: «چرا چنین کردی» توبیخ آن‏ حضرت نیست بلکه اشعار بر این دارد که لازم نیست برای توقع نابجای همسرت خود را از نعمت دیگری محروم‏ سازی.
      مطلب دیگر: این که در خطابات قرآنی آیاتی هست که ظاهر اولیه آن عتاب و سرزنش پیامبر(ص) است ولی لب آن تمجید و ستایش ایشان است؛ مانند آیه «لعلک باخع نفسک ... »: گويى مى‏خواهى جان خود را از شدّت اندوه از دست دهى بخاطر اينكه آنها ايمان نمى‏آورند!. (5)
      آیه مورد بحث نیز چنین است و نشان می‏دهد پیامبر اکرم(ص) تا چه اندازه ـ بیش از حد وظیفه ـ نسبت به رعایت حال همسرانش اهتمام می‏ورزیده است.
      پس عتاب و سرزنش در حقیقت متوجه همسران پیامبر است که زمینه چنین موضوع را فراهم نمودند؛ و کلمه غفور و رحیم نیز نسبت به همسرانی است که این حادثه را فراهم کردند که پیامبر از چیز حلالی اجتناب کند.




      سؤال: همین که معلوم نیست این ایات به چه مناسبتی نازل شده خود دلیل غیر مبین بودن است. اصولا تمام مفسرین معتقدند قران بدون دانستن شان نزول ایاتش قابل فهم نیست.

      پاسخ: قطعی و مشخص نبودن شأن نزول، ارتباطی با مبین بودن قرآن ندارد؛ لذا نمی توان گفت پس قرآن مبین نیست. کسانی که هم به شأن نزول اهمیت می دهند نطرشان این است که به کمک شأن نزول راحتتر می توان آیه را تفسیر نمود.
      مگر همه آیات قرآن دارای شأن نزول هستند؟ با این آیات پس چه کار باید کرد؟!! آیا آنها دیگر قابل درک و فهم نیستند و نمی توان پیام الهی را از آنها برداشت نمود؟!!!
      تفاسیری مانند تفسیر المیزان از علامه طباطبایی(ره) و تفاسیری که شیوه تفسیری قرآن به قرآن دارند، اصلا مدعی این هستند که در فهم مراد الهی نیاز به شأن نزول نیست.


      سؤال: علی(ع) بقول خود شیعیان 25 سال خانه نشین بود و در این مدت می توانستند تفسیر قران بنویسند چرا ننوشتند. امامان دیگر چه؟ ایا نمی توانستند به تفسیر و جمع احادیث صحیح بپردازند؟؟؟ حضرت مهدی چرا برای شناخت حقیقت به مسلمانان کاری انجام نمیدهند؟؟ لا اقل در دوره غیبت ضغری می توانستند انچه لازم بود از تفسیرگرفته تا احادیث صحیح به نواب اربعه انتقال دهند.

      پاسخ: چند نکته:
      1. قرآنی که حضرت علی علیه السلام جمع آوری نمودند شامل ترتیب نزول، شأن نزولها، تفاسیر آیات، و .... بود که از ایشان پذیرفته نشد؛ و این چه بسا حاکی از جو و فضای مسمومی بود که بر علیه ایشان وجود داشت.
      اگر حضرت علی علیه السلام آن مصحف را مخفی و محافظت نمی کردند، دیگران آن را هم از بین می بردند.
      2. امامان معصوم علیهم السلام فقط وظیفه تفسیر قرآن ندارند تا در خانه بنشینند و کتاب بنویسند. آن ها از طرف خداوند وظیفه راهنمایی و رهبری مسلمانان را بر عهده دارند؛ لذا باید در بین مردم و مانند آنها زندگی نموده و علاوه بر آموزش و تعلیم ارزشهای دینی، در موارد جزیی زندگی و مسائلی که به ایشان مراجعه می شد، راه صحیح را نشان دهند.
      تعلیم و تعلم صحیح، فقط با نوشتن و ارائه کتاب و جزوه نیست؛ بلکه وظیفه امام، علاوه بر راهنمایی کلی، ایصال به مطلوب هم هست یعنی باید نیازمندان به هدایت را دستگیری نموده و به مقصد برساند. این یکی از فرق های بین امام و بین رسول است.
      3. جایگاه رهبری و هدایتگری صحیح و الهی بسیار با ارزش و مهم است. همین که تعالیم و ارزشهای اسلامی از صدر اسلام تاکنون باقی مانده نتیجه رهبری امام معصوم است، و الا در همان صدر اسلام، چیزی از دین الهی و اسلام رسول خدا(ص) باقی نمی ماند و یا بعبارتی باقی نمی گذاشتند.
      4. همان طور که خداوند امور عالم را بر اساس اسباب و علل تدبیر می کند (أبی الله أن یجری الأمور إلا باسبابها)، رهبران الهی و امام معصوم نیز قرار نیست با معجزه و امداد غیبی و ...، امور را به سرانجام برسانند. بلکه متناسب با زمان و امکانات متعارف موجود عمل می نمایند، زیرا اگر غیر از این باشد نمی توانند الگو برای انسانهای دیگر باشند.
      بنابر این هر امامی بایستی متناسب با اقتضائات و نیازهای زمان خویش، و نیز متناسب با میزان درک و فهم مردم همان زمان، آن ها را مورد راهنمایی و هدایت قرار دهد.
      5. هر زمانی برای خود اقتضائات و نیز برای خود امام و رهبری الهی دارد که آن امام می داند مطابق با شرائط و اقتضائات زمان خودش چگونه این رسالت الهی و هدایت نمودن انسان ها را به انجام برساند و لذا در مدیریت و رهبری امام دیگری دخالت نمی کند. در زمان امام حسن و امام حسین علیهم السلام، با این هر دو در یک زمان بودند ولی امام حسین علیه السلام در رهبری و امامت امام حسن علیه السلام مداخله نمی کردند.
      دوران غیبت معصوم نیز اقتضائات خود را دارد لذا اصل هدایتگری معصوم در جای خود باقی است ولی نوع و شیوه آن متفاوت است.
      ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۸/۳۰ در ساعت 13:06

      أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


      خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



    صفحه 4 از 5 نخستنخست ... 2345 آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •