• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • + ارسال موضوع جدید
    صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 43
    1. #1
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : اسفند/۱۳۸۹
      نوشته : 633 تشکر : 514
      مورد تشکر: 553 در 369 پست
      حضور : 7 روز 9 ساعت 19 دقیقه
      دریافت : 27 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      talleb آنلاین نیست.

      شان نزول سوره تحریم




      با درود به دوستان . در این تایپیک دوستان لطف کنند نظرات خودشون رو در مورد ایات اولیه سوره تحریم بفرمایند.ایات: ای پیامبر چرا انچه را خدا بر تو حلال کرده تو بر خود حرام کردی تا زنانت را از خود راضی کنی و خداوند غفور و رحیم است. خدا حکم کرد برای شما که سوگندهای خود را بگشایید و خدا مولای شما بندگان است و هم او بر همه چیز عالم دانا و به حکمت از تمام امور خلق اگاه است. وقتی پیامبر به بعضی زنان خود رازی را گفت ان زن ظاهر کرد انرا بر دیگری و رسولش خبر داد و او بر ان زن برخی را وووووو در این ایات پیامبر حلال خدا را بر خود حرام کرده (عصمت پیامبر) و برای رضایت زنانش سوگند خورده که عملی را ترک کند و خدا پس از اینکه اورا سرزنش کرده از او خواسته سوگندش را بشکند. پیامبر سری یا رازی به زنانش یا زنش گفته که انرا فاش کرده . ان سر چه بوده؟؟ بدرود


      کارشناس بحث : پاسخگوي قرآني
      ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۱۰ در ساعت 16:43

    2.  

    3. #2
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 3,176 تشکر : 3,613
      مورد تشکر: 6,950 در 2,692 پست
      حضور : 22 روز 20 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      میقات آنلاین نیست.







      «يَأَيها النَّبی‏ لِمَ تحرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِى مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ»

      اى پيامبر! چرا چيزى را كه خدا بر تو حلال كرده بخاطر جلب رضايت همسرانت بر خود حرام مى‏كنى؟! و خداوند آمرزنده و رحيم است. (تحریم، 1)


      «قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكم تحلَّةَ أَيْمَانِكُمْ وَ اللَّهُ مَوْلَئكم وَ هُوَ الْعَلِيمُ الحكِيمُ»

      خداوند راه گشودن سوگندهايتان را (در اين گونه موارد) روشن ساخته و خداوند مولاى شماست و او دانا و حكيم است. (تحریم، 2)


      «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبىِ إِلىَ‏ بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَن بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَكَ هَاذَا قَالَ نَبَّأَنىِ‏َ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ»

      (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه پيامبر يكى از رازهاى خود را به بعضى از همسرانش گفت، ولى هنگامى كه وى آن را افشا كرد و خداوند پيامبرش را از آن آگاه ساخت، قسمتى از آن را براى او بازگو كرد و از قسمت ديگر خوددارى نمود هنگامى كه پيامبر همسرش را از آن خبر داد، گفت: «چه كسى تو را از اين راز آگاه ساخت؟» فرمود: «خداوند عالم و آگاه مرا با خبر ساخت!» (تحریم، 3)


      «إِن تَتُوبَا إِلىَ اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَ إِن تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَئهُ وَ جِبريلُ وَ صَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَلَئكَةُ بَعْدَ ذَالِكَ ظَهِيرٌ»

      اگر شما (همسران پيامبر) از كار خود توبه كنيد (به نفع شماست، زيرا) دلهايتان از حق منحرف گشته و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهيد، (كارى از پيش نخواهيد برد) زيرا خداوند ياور اوست و همچنين جبرئيل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتيبان اويند. (تحریم، 4)


      «عَسىَ‏ رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيرا مِّنكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَئبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَئحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَ أَبْكاَرًا»

      اميد است كه اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه كار، عابد، هجرت‏كننده، زنانى غير باكره و باكره! (تحریم، 5)






      ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۳/۱۱ در ساعت 18:40

      أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


      خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



    4. #3
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 3,176 تشکر : 3,613
      مورد تشکر: 6,950 در 2,692 پست
      حضور : 22 روز 20 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      میقات آنلاین نیست.




      شان نزول:


      در شان نزول آيات فوق روايات زيادى در كتب تفسير و حديث و تاريخ شيعه و اهل سنت نقل شده است كه ما از ميان آن ها آن چه مشهورتر و مناسبتر به نظر مى‏رسد انتخاب كرده‏ايم و آن اين كه:

      پيامبر(ص) گاه كه نزد "زينب بنت جحش" (يكى از همسرانش) مى‏رفت زينب او را نگاه مى‏داشت و از عسلى كه تهيه كرده بود خدمت پيامبر (ص) مى‏آورد، اين سخن به گوش "عايشه" رسيد، و بر او گران آمد.

      مى‏گويد: من با "حفصه" (يكى ديگر از همسران پيامبر) قرار گذاشتيم كه هر وقت پيامبر(ص) نزد يكى از ما آمد فورا بگوئيم آيا صمغ "مغافير" خورده‏اى؟! ("مغافير" صمغى بود كه يكى از درختان حجاز به نام "عرفط" (بر وزن هرمز) تراوش مى‏كرد و بوى نامناسبى داشت) و پيامبر(ص) مقيد بود كه هرگز بوى نامناسبى از دهان يا لباسش شنيده نشود بلكه به عكس اصرار داشت هميشه خوشبو و معطر باشد!

      به اين ترتيب روزى پيامبر(ص) نزد "حفصه" آمد، او اين سخن را به پيامبر(ص) گفت، حضرت فرمود: من "مغافير" نخورده‏ام، بلكه عسلى نزد زينب بنت جحش نوشيدم، و من سوگند ياد مى‏كنم كه ديگر از آن عسل ننوشم (نكند زنبور آن عسل روى گياه نامناسبى و احتمالا مغافير نشسته باشد)؛ ولى اين سخن را به كسى مگو (مبادا به گوش مردم برسد، و بگويند چرا پيامبر غذاى حلالى را بر خود تحريم كرده؟ و يا از كار پيامبر در اين مورد و يا مشابه آن تبعيت كنند، و يا به گوش زينب برسد و او دل‏شكسته شود).

      ولى سرانجام او اين راز را افشا كرد، و بعدا معلوم شد اصل اين قضيه توطئه‏اى بوده است.

      پيامبر (ص) سخت ناراحت شد و آيات فوق نازل گشت و ماجرا را چنان پايان داد كه ديگر اين گونه كارها در درون خانه پيامبر (ص) تكرار نشود .


      در بعضى از روايات نيز آمده است كه پيامبر (ص) بعد از اين ماجرا يك ماه از همسران خود كناره‏گيرى كرد (" تفسير قرطبى" و تفسيرهاى ديگر ذيل آيات مورد بحث‏)؛ و حتى شايعه تصميم آن حضرت نسبت به طلاق آن ها منتشر شد، به طورى كه سخت به وحشت افتادند (" تفسير فى ظلال" جلد 8 صفحه 163) و از كار خود پشيمان شدند.


      _______________
      (تفسير نمونه، ج‏24، ص 271)
      ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۳/۱۱ در ساعت 18:42

      أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


      خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



    5. #4
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 3,176 تشکر : 3,613
      مورد تشکر: 6,950 در 2,692 پست
      حضور : 22 روز 20 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      میقات آنلاین نیست.




      با سلام و درود


      آن چه در مجموع (از روایات و تاریخ و نقل مفسران) به دست می آید این است كه دوتا از همسران پیامبر(ص) آن حضرت را تحت فشار قرار دادند به گونه ای كه حضرتش برای جلب رضایت آنان چیزی را كه بر آن حضرت حلال بود، از آن پس بر خود حرام كردند.

      در این كه آن چیزی كه حضرت آن را بر خود حرام كردند چه بوده روایات متفاوتی هست كه هیچ كدام از صحت سند برخوردار نیست.

      مثل آن كه حضرت رسول(ص) خوردن غذای حلالی را به خاطر رضایت برخی همسران خود بر خود حرام كرد؛ و یا این كه حضرتش(ص) مراوده و معاشرت با كنیز خود را به خاطر رضایت برخی همسران خود بر خود حرام كرد؛ و یا غیر آن.

      به علاوه كه آن حضرت مطلبی را به عنوان راز و سرّ برای یكی از همسران خود به نام "حفصه" نقل كردند و از او خواستند كه آن را با كسی در میان نگذارد، ولی او نافرمانی كرد و آن را با "عایشه" مطرح نمود، و سپس همه از آن خبردار شدند.

      در این جا بود كه آیات شریفه نازل شد و علاوه بر این كه به پیامبر عتاب نمود كه چرا چیزی را که بر تو حلال است حرام كردی (البته این عتاب در واقع با آن همسرانی بود كه پیامبر را تحت فشار قرار دادند)، و سپس خداوند با بیان تندی همسران پیامبر را مورد عتاب قرار داده و می فرماید: اگر آن ها توبه نكنند عذاب سختی در انتظار آن ها است.

      آن دو زن از همسران پیامبر(ص) كه در این آیات مورد نكوهش قرار گرفته اند، یكی "حفصه" دختر عمر، و دیگری "عایشه" دختر ابوبكر بوده اند.
      ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۳/۱۱ در ساعت 18:45

      أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


      خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



    6. #5
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 3,176 تشکر : 3,613
      مورد تشکر: 6,950 در 2,692 پست
      حضور : 22 روز 20 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      میقات آنلاین نیست.



      مطلب مهم:


      بدون شك مرد بزرگى همچون پیغمبر اکرم(ص) تنها به خودش تعلق ندارد، بلكه به تمام جامعه اسلامى و عالم بشریت متعلق است؛ بنابر این اگر در داخل خانه او توطئه هائى بر ضد وى، هر چند به ظاهر كوچك و ناچیز، انجام گیرد نباید به سادگى از كنار آن گذشت؛ و حیثیت او نباید ـ نعوذ بالله ـ بازیچه دست این و آن گردد. و اگر چنین برنامه اى پیش آید باید با قاطعیت با آن برخورد كرد.

      آیات فوق در حقیقت قاطعیتى است از سوى خداوند بزرگ در برابر چنین حادثه اى، و براى حفظ حیثیت پیامبرش.

      نخست روى سخن را به خود پیامبر (ص) كرده مى گوید: اى پیامبر! چرا چیزى را كه خدا بر تو حلال كرده به خاطر جلب رضایت همسرانت برخود تحریم مى كنى؟!


      معلوم است كه این تحریم، تحریم شرعى نبود، بلكه به طورى كه از آیات بعد استفاده مى شود سوگندى بوده كه از ناحیه پیامبر(ص) یاد شده بود؛ و از آن جا كه مى دانیم كه قسم خوردن بر ترك بعضى از مباحات گناهى ندارد، بنابر این جمله "لم تحرّم" (چرا برخود تحریم مى كنى؟) به عنوان عتاب و سرزنش نیست، بلكه نوعى دلسوزى و شفقت است. درست مثل این كه ما به كسى كه زحمت زیاد براى تحصیل درآمد مى كشد و خود از آن بهره چندانى نمى گیرد، مى گوئیم چرا این قدر به خود زحمت مى دهى، و از نتیجه این زحمت بهره نمى گیرى؟
      ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۳/۱۱ در ساعت 18:48

      أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


      خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



    7. #6
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 3,176 تشکر : 3,613
      مورد تشکر: 6,950 در 2,692 پست
      حضور : 22 روز 20 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      میقات آنلاین نیست.







      " يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضاتَ أَزْواجِكَ "


      خطابى است آميخته با عتاب، كه چرا آن جناب پاره‏اى از حلال هاى خدا را بر خود حرام كرده، ولى تصريح نكرده كه آن چه حرام كرده چيست، و قصه چه بوده؟

      چيزى كه هست جمله "آيا خشنودى همسرانت را مى‏خواهى؟" اشاره دارد بر اين كه آن چه آن جناب بر خود حرام كرده، عملى از اعمال حلال بوده، كه رسول خدا(ص) آن را انجام مى‏داده، و بعضى از همسرانش از آن عمل ناراضى بوده، آن جناب را در مضيقه قرار مى‏دادند و اذيت مى‏كرده‏اند، تا آن جناب ناگزير شده سوگند بخورد كه ديگر آن عمل را انجام ندهد.


      پس اگر در جمله "يا أَيُّهَا النَّبِيُّ" خطاب را متوجه آن جناب بدان جهت كه نبى است كرده، و نه بدان جهت كه رسول است، دلالت دارد كه مساله مورد عتاب مساله شخصى آن جناب بوده، نه مساله‏اى كه جزو رسالت هاى او براى مردم باشد. (ترجمه الميزان، ج‏19، ص 553)




      أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


      خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



    8. #7
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 3,176 تشکر : 3,613
      مورد تشکر: 6,950 در 2,692 پست
      حضور : 22 روز 20 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      میقات آنلاین نیست.




      «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبىِ إِلىَ‏ بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا ...»


      در این آیه شرح بیشترى پیرامون این ماجرا داده، مى فرماید:


      به خاطر بیاورید هنگامى را كه پیامبر(ص) یكى از رازهاى خود را به بعضى از همسرانش گفت، ولى او رازدارى نكرد و به دیگران خبر داد، و خداوند پیامبرش را از این افشاى سر آگاه ساخت. حضرت قسمتى از آن را براى همسرش بازگو كرد و از قسمت دیگرى خوددارى نمود.

      پیامبر(ص) چون از طریق وحى، از این افشاى راز، آگاه شده بود، قسمتى از آن را به "حفصه " فرمود، و براى آن كه او زیاده شرمنده و خجل نشود، از ذكر قسمت دیگرى خوددارى كرد. هنگامى كه پیامبر(ص) این افشاى سر را به او خبر داد، او گفت: چه كسى تو را از این موضوع آگاه كرد؟ فرمود: خداوند دانا و آگاه مرا با خبر ساخت.


      از مجموع این آیه برمى آید كه بعضى از همسران پیامبر (ص) نه تنها او را با سخنان خود ناراحت مى كردند، بلكه مسأله رازدارى كه از مهمترین شرائط یك همسر باوفا است نیز در آنها نبود؛ اما به عكس، رفتار پیامبر(ص) با آنها باتمام این اوصاف چنان بزرگوارانه بود كه حتى حضرت حاضر نشد تمام رازى كه او افشا كرده بود به رخ او بكشد، و تنها به قسمتى از آن اشاره فرمود.


      در حدیثى از امیرمؤمنان على(علیه السلام ) آمده است: «ما استقصى كریم قط، لان الله یقول عرف بعضه واعرض عن بعض» یعنی افراد كریم و بزرگوار هرگز در مقام احقاق حق شخصى خویش تا آخرین مرحله، پیش نمى روند، زیرا خداوند در این جا براى پیامبر(ص) مى فرماید: او قسمتى را خبر داد و از قسمتى خوددارى كرد.
      ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۳/۱۱ در ساعت 18:52

      أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


      خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



    9. #8
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 3,176 تشکر : 3,613
      مورد تشکر: 6,950 در 2,692 پست
      حضور : 22 روز 20 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      میقات آنلاین نیست.



      «إِن تَتُوبَا إِلىَ اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا ...»


      خداوند روى سخن را به این دو همسر ـ كه در توطئه بالا دست داشتند ـ كرده می فرماید: اگر شما از كار خود توبه كنید، و دست از آزار پیامبر(ص) بردارید، به سود شما است، زیرا دلهاى شما با این عمل از حق منحرف گشته، و به گناه آلوده شده است.

      همان طور كه گفته شد، منظور از این دو نفر به اتفاق مفسران شیعه و اهل سنت، "حفصه" و "عایشه" است كه به ترتیب دختران "عمر" و "ابوبكر" بودند.


      سپس اضافه مى كند: اگر شما دو نفر بر ضد او دست به دست هم دهید كارى از پیش نخواهید برد، چرا كه خداوند مولى و یاور او است، و هم چنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان نیز بعد از آن ها پشتیبان او هستند.


      قابل توجه این كه در كتاب "صحیح بخارى" از "ابن عباس" نقل شده كه مى گوید: از عمر پرسیدم آن دو نفر از همسران پیامبر (ص) كه بر ضد او دست به دست داده بودند چه كسانى بودند؟ عمر گفت: حفصه و عایشه بودند؛ سپس افزود: به خدا سوگند ما در عصر جاهلیت براى زنان چیزى قائل نبودیم تا این كه خداوند آیاتى را در باره آنان نازل كرد، و حقوقى براى آنان قرار داد، و لذا آن ها جسور شدند. (صحيح بخارى، جلد 6، صفحه 195، ذيل سوره تحريم)

      ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۳/۱۱ در ساعت 18:57

      أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


      خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



    10. #9
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 3,176 تشکر : 3,613
      مورد تشکر: 6,950 در 2,692 پست
      حضور : 22 روز 20 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      میقات آنلاین نیست.



      «عَسىَ‏ رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيرا مِّنكُنَّ ...»


      در آخرین آیه مورد بحث خداوند روى سخن را به تمام زنان پیامبر (ص) كرده، با لحنى كه خالى از تهدید نیست مى فرماید:

      هرگاه او شما را طلاق گوید، امید مى رود كه پروردگار به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد؛ همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه كار، عبادت كننده و مطیع فرمان خدا، زنانى غیر باكره و باكره.


      به این ترتیب به آن ها هشدار مى دهد تصور نكنند كه پیامبر هرگز آن ها را طلاق نخواهد داد، و نیز تصور نكنند كه اگر آن ها را طلاق دهد همسرانى بهتر از آنان جانشین آن ها نمى شود؛ دست از توطئه و مشاجره و آزار بردارند، و گرنه از افتخار همسرى پیامبر براى همیشه محروم مى شوند، و زنانى بهتر و با فضیلت تر جاى آن ها را خواهند گرفت.
      ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۳/۱۱ در ساعت 18:59

      أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


      خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



    11. #10
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : اسفند/۱۳۸۹
      نوشته : 633 تشکر : 514
      مورد تشکر: 553 در 369 پست
      حضور : 7 روز 9 ساعت 19 دقیقه
      دریافت : 27 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      talleb آنلاین نیست.



      درود. با سپاس از توضیحات جناب پاسخگو . مطالب را مطالعه کردم ولی ایراداتی به نظرم رسید که عرض میکنم:
      در این كه آن چیزی كه حضرت آن را بر خود حرام كردند چه بوده روایات متفاوتی هست كه هیچ كدام از صحت سند برخوردار نیست.
      چرا باید قرانی که ادعا میکند مبین است بعد از 1400 سال هنوز مشخص نباشد که منظورش چه بوده؟ اصلا اگر مبین است چه نیازی به حدیث و روایت دارد تا روشن و مبین شود؟ و در ضمن شیعه که ادعا میکند امامان مکمل قران هستند و بدون وجود انها قران فهمیده نمیشود چرا قران را برای مردم مبین نکرده اند تا اینهمه بگو مگو در میان نباشد؟؟مگر شیعه ادعا نمیکند که احادیث صحیح را معصومین گفته اند پس چرا شیعه نمیتواند احادیثی از معصومین ذکر کند و این سوره را اشکار کند؟ ایا این کم کاری امامان شیعه
      نیست؟؟به اين ترتيب روزى پيامبر(ص) نزد "حفصه" آمد، او اين سخن را به پيامبر(ص) گفت، حضرت فرمود: من "مغافير" نخورده‏ام، بلكه عسلى نزد زينب بنت جحش نوشيدم، و من سوگند ياد مى‏كنم كه ديگر از آن عسل ننوشم (نكند زنبور آن عسل روى گياه نامناسبى و احتمالا مغافير نشسته باشد)؛ ولى اين سخن را به كسى مگو (مبادا به گوش مردم برسد، و بگويند چرا پيامبر غذاى حلالى را بر خود تحريم كرده؟ و يا از كار پيامبر در اين مورد و يا مشابه آن تبعيت كنند، و يا به گوش زينب برسد و او دل‏شكسته شود).

      ولى سرانجام او اين راز را افشا كرد، و بعدا معلوم شد اصل اين قضيه توطئه‏اى بوده است.
      و اما در داستان عسل: به نظرم این داستان بسیار سبک میاید که خداوند برای سوره ای نازل کند. همچنین خود این داستان به شکلی دیگر ادعا های شیعیان در باره پیامبر را مردود میکند.در این ماجرا پیامبر بسیار ساده لوح نمایان میشود چرا؟؟اولا پیامبری که در قرانش عسل را شفابخش و یکی از معجزات الهی شمرده ایا نمیداند که زنبور عسل روی گلها و درختان بدبو نمی نشیند ؟ اگر هم به فرض روی مغافیر نشسته باشد خب پیامبر میتواند بگوید من دیگر عسل مغافیری نخواهم خورد نه انکه بگوید من هر نوع عسلی را بر خود حرام میکنم . این کاریست که یک ادم عاقل میکند و اگر نکند به او ساده لوح خواهند گفت. و اینکه پیامبر نخواهد عسل مغافیری بخورد ایا انقدر مهم است که بخاطرش قسم بخورد که ای زنانم برای اینکه شما راضی باشید من دیگر عسل مغافیری نخواهم خورد!!! و بعد اگر زینب بفهمد که پیامبر عسل مغافیری که بدبو است نمیخورد ایا باید مایه دلشکستگی او شود ؟ نهایتا خود پیامبر به زینب میگفت عسل مغافیری دیگر تهیه نکند . اخه این چه مسیله غامض و دشواری بوده که باید برایش قسم خورد و سری هم در میان باشد که فاش نشود ؟؟ و تازه اگر مردم هم میفهمیدند که پیامبر عسل مغافیری را بر خود حرام کرده چه مشکلی پیش میامد؟؟ مسلمانان که میدانستند پیامبر اختصاصات و امتیازات خاصی دارد که مربوط به عموم نیست مثل نماز شب و اجازه داشتن بیش از چهار زن و اجازه عدم رعایت نوبت زنان و اینکه زنانش بعد فوتش اجازه ازدواج ندارند این موضوع عسل هم یکی از انها فرض میشد. یا میتوانست دلیلش به انها توضیح دهد وووو. و در ضمن پیامبر که باهوش بوده میتوانست برای ثابت شدن ادعای حفصه عسل زینب را بو کند و بر او معلوم میشد که زنانش به او دروغ گفته اند یا نه؟؟
      معلوم است كه این تحریم، تحریم شرعى نبود، بلكه به طورى كه از آیات بعد استفاده مى شود سوگندى بوده كه از ناحیه پیامبر(ص) یاد شده بود؛ و از آن جا كه مى دانیم كه قسم خوردن بر ترك بعضى از مباحات گناهى ندارد، بنابر این جمله "لم تحرّم" (چرا برخود تحریم مى كنى؟) به عنوان عتاب و سرزنش نیست، بلكه نوعى دلسوزى و شفقت است. درست مثل این كه ما به كسى كه زحمت زیاد براى تحصیل درآمد مى كشد و خود از آن بهره چندانى نمى گیرد، مى گوئیم چرا این قدر به خود زحمت مى دهى، و از نتیجه این زحمت بهره نمى گیرى؟
      در این سوره پیامبر مورد عتاب قرار گرفته و نشان میدهد که پیامبر اشتباه کرده حالا این از نظر شما گناه هم نباشد باز اشتباه است. پس پیامبر هم انگونه که شیعه ادعا میکند مبرا از اشتباه نیست. حتی اگر نعمتی را از خود دور کرده باشد ظلم به خود و کفران نعمت کرده هر چند سهوی باشد و در اینجا دستور خدا په پیامبر برای ترک این کار و شکستن سوگند جنبه اجبار دارد.یعنی اینطور نیست که خدا گفته باشد حالا ای پیامبر اگر دلت خواست میتوانی ان موضوع را همچنان بر خود حرام بدانی .
      پس اگر در جمله "يا أَيُّهَا النَّبِيُّ" خطاب را متوجه آن جناب بدان جهت كه نبى است كرده، و نه بدان جهت كه رسول است، دلالت دارد كه مساله مورد عتاب مساله شخصى آن جناب بوده، نه مساله‏اى كه جزو رسالت هاى او براى مردم باشد. (ترجمه الميزان، ج‏19، ص 553)
      خب اگر مسیله شخصی پیامبر چرا در قران امده ؟؟ قران قرار است مسایل عمومی را بیان کند . مسیله شخصی پیامبر چه ربطی به مردم پیدا میکند؟؟
      خب همین نشان میدهد که پیامبر برای حل مشکلات شخصی متوسل به ایه میشده!!

    صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •