• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • + ارسال موضوع جدید
    صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19
    1. #1
      عضو ثابت
      تاریخ عضویت : جنسیت خرداد/۱۳۸۹
      نوشته : 896 تشکر : 803
      مورد تشکر: 1,370 در 722 پست
      حضور : 17 دقیقه
      دریافت : 15 آپلود : 0
      گالری : 1 وبلاگ :
      غلامعلی نوری آنلاین نیست.

      چرا در دین موسی و عیسی حج کعبه وجود ندارد ؟؟




      بنام جهاندار

      با درود بر راستجویان

      می گویند دین موسی و عیسی مانند اسلام از ادیان ابراهیمی هستند

      پرسش اینجاست اگر اینطور است پس چرا در مراسم آنها حج خانه ی الله نیست


      کارشناس بحث : پاسخگوي تاريخي
      ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۱۰ در ساعت 15:32

    2. تشكرها 2 : talleb, مقداد
    3.  

    4. #2
      کارشناس پاسخگوی تاریخی
      تاریخ عضویت : جنسیت دی/۱۳۸۸
      نوشته : 1,857 تشکر : 1,030
      مورد تشکر: 4,162 در 1,512 پست
      حضور : 8 روز 13 ساعت 38 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      مقداد آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
      بنام جهاندار

      با درود بر راستجویان

      می گویند دین موسی و عیسی مانند اسلام از ادیان ابراهیمی هستند

      پرسش اینجاست اگر اینطور است پس چرا در مراسم آنها حج خانه ی الله نیست


      کارشناس بحث : پاسخگوي تاريخي
      با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار:

      در اين كه حضرت موسي(ع) و حضرت عيسي(ع) براي زيارت خانه خدا در مكه مي آمدند ترديدي نيست،‌ آنان براي زيارت خانه خدا در مكه مي آمدند. در روايات فراواني آمدن آنها براي زيارت به صراحت آمده است. در روايتي آمده است:‌ وقتي كه حضرت موسي احرام حج بست و «لبيك» گفت، كوهها او را در تسبيح و تلبيه همراهي مي كردند. (1)

      در حديث ديگري آمده است: حضرت موسي در زيارت خانه خدا چنين مي گفت: «لبيك يا كريم لبيك» (2) معناي اين عبارت اين است: خدايا، بنده تو هستم، در خدمت تو هستم اي خداي كريم.

      امام صادق(ع) فرمود: وقتي كه حضرت موسي براي زيارت خانه خدا در مكه رفت، جبرئل بر آن حضرت نازل شد. حضرت موسي براي زيارت خانه خدا در مكه رفت، جبرئل بر آن حضرت نازل شد. حضرت موسي از جبرئيل پرسيد: اگر كسي خانه خدا را بدون نيت صادقانه زيارت كند چه پاداشي دارد؟ جبرئيل از سوي خدا چنين جواب آورد: هر كس خانه خدا را زبارت كند و نيتش صادقانه نباشد خداوند مردم را از او راضي مي سازد و از حق و حقوق خودش مي گذرد. موسي پرسيد: اگر كسي با نيت با نيت خالصانه زيارت كند چه پاداشي دارد؟ جبرئل از جانب خدا جواب آورد كه اگر كسي زيارت خانه خدا را با نيت صادقانه به جا آورد خداوند او را با پيامبران، صديقان، شهداء و صالحان محشور مي دارد. (3)

      در حديثي آمده است كه در مسجد خيف هفتاد پيامبر نماز خوانده است كه يكي از آنان حضرت موسي است. (4)

      در حديث ديگري آمده است كه حضرت موسي با هفتاد پيامبر به زيارت خانه خدا در مكه رفت و همه شان احرام داشتند. (5)

      روايات درباره زيارت حضرت موسي, بسيار است و براي نمونه به اين چند روايت اشاره شد.

      درباره حضرت عيسي(ع) هم رواياتي كه نشان مي دهند آن حضرت به زيارت خانه خدا در مكه رفته است. از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمود: حضرت عيسي(ع) وقتي كه براي زيارت خانه خدا به سوي مكه مي رفت, به محلي به نام روحاء رسيد. در اين محل كه نزديك مدينه و آبادي كوچكي است, احرام بست و چنين تلبيه گفت: «لبيك, عبدك و ابن امتك لبيك» (6) معناي اين تلبيه آن است: خدايا! در خدمت تو هستم, من بنده تو هستم و فرزند بانوي انتخاب شده تو هستم.

      در روايات ديگري از پيامبر(ص) آمده است كه آن حضرت فرمود: قسم به آنكه جانم به دست اوست, عيسي بن مريم در همين روحاء تهليل مي گفت. (7)

      بر اساس اين روايات, حضرت موسي و حضرت عيسي براي زيارت خانه خدا به مكه آمده اند. البته برنامه آنان، خاص خود آنان بود و در دين اسلام حج خانه خدا واجب شده است.

      انحراف یهود در حج

      یهودیان سنّت پیامبرشان، موسی کلیم اللّه را ـ که در حج به خانه خدا توجه داشت ـ پیروی نکردند و چنانکه گفتیم، بیشتر تعالیم شریعت موسی و از جمله حج را تحریف کردند. گفتنی است که در حال حاضر حج از دیدگاه یهودیان واجب نیست و از ارکان عبادات آنها به شیوه ای که در اسلام دیده می شود، به شمار نمی آید و حداکثر به عمره مسلمانان شباهت دارد.(8)

      پس از کلیم علیه السلام یهود به فرقه های مختلف درآمدند و هر فرقه ای شیوه ای را برای حج برگزید و مکانی را برای آداب و مراسم حج انتخاب کرد.

      یهودیان به اشکال مختلف با نوعی از مراسم حج سروکار دارند و به این منظور رهسپار اماکن متعدّدی می شوند. هر فرقه ای راه ویژه ای برای خود برگزیده است و در اعیاد مخصوص، آهنگ حجّ آن اماکن می کنند و با مذهب و تعالیم و عقاید خاص و اوامر و نواهی ویژه ای به انجام آن مراسم می پردازند.

      به نظر می رسد که حج یهود یک فریضه دینی بوده که تورات بر آن ها واجب نموده است.

      این مطلب را در نوشتاری اینگونه می خوانیم:

      «حج به سوی یکی از معبدها، یک رسم دیرینه سامی است که حتّی در اجزای قدیمی اسفار پنجگانه موسی، به عنوان یک فریضه دینی عنوان شده است. در «سفر خروج» فصل بیست و سوم، فقره چهاردهم آمده است: «در هر سال سه مرتبه برای من عید بگیرید» و در آیه سی و سوم از فصل سی و چهارم آمده است: «در هر سال سه مرتبه همه مردان باید در برابر خدای بزرگ، خدای اسرائیل ظاهر شوند.» و در سرزمین های عربی نیز اماکن بسیاری وجود داشته که در آن اماکن مراسمی همچون حضور در عرفات صورت می گرفته است.»(9)

      در هر یک از اعیاد سه گانه، فرقه های یهود به اماکن معیّنی آهنگ حج می کردند. در روز «استغفار» (عید مظال)(10) به سوی کوه سینا حج می کرده و در عید «فِصح» به بیت المقدس و در عید «استیر» و «عید باران» و... به اماکن دیگری رهسپار می شدند که ان شاء اللّه در خلال بحث های آینده خواهد آمد.

      با این حال، از تحقیق و تفحّص در تورات، مکان خاصی را پیدا نمی کنیم که از زبان پیامبرشان حضرت موسی علیه السلام ، حج همانند یک دستور الهی آمده باشد.

      و جای این پرسش است که: آیا خداوند برای یهودیان حج به مکان مخصوصی را واجب نساخته است یا اینکه راویان و نویسندگان متون دینی توراتی، آن را از قلم انداخته اند یا به عادت معروف قوم یهود که تورات را تحریف می کردند آن را نیز تحریف نموده اند؟!

      بدین جهت است که اماکن حج متعدد شده و کوچ یهودیان در اعیاد سالانه به نقاط مختلف بوده و هر مکان عبادتی را با عنوان «بیت» می نامیده اند که در ازمنه مختلف محل برگزاری حج آنان بوده است؛ مثلاً در «بیت المقدس» «بیت ایل» «بیت آون» که در نزدیکی بیت ایل بوده و «بیت اصل» در یهودا و «بیت حور» نزدیکی قدس و «بیت هاجن» در جایگاه تولد عیسی علیه السلام در «بیت لحم» و «بیت هاشطه» و سایر بیوت که شمارش آنها به درازا می کشد و می توان به کتاب مقدس در عهد جدید و قدیم مراجعه کرد که در آن جا درج شده است.

      در خصوص زمان حج یهودیان «دکتر حسن ظاظا» می نویسد:

      «اوقاتی که در آن حج می کنند همزمان با اعیاد آنهاست و اینها سه زمان است:

      1. عید فِصح، که در فصل بهار واقع شده و مدت آن هفت روز است و از روز پانزدهم نیسان به تقویم یهودی آغاز می شود.
      2. «عید حصاد» یا «اسابیع»، (شبوعوت) که مدت آن یک روز است مصادف با ششم ماه سیوان به تقویم یهودی که در اوایل تابستان (یونیه) قرار گرفته است.
      3. «عید ظُلل»، (سرکوت) که مدت آن هشت روز است و در پاییز قرار دارد و از روز پانزدهم ماه «تشرین» یهودی آغاز می گردد. موسم های سه گانه یاد شده را سه عید می نامند که حج در آن ها مستحب است و با صدقات بسیاری همراه می گردد.(11)
      در پست بعدي به حج در ايين مسيحيت،خواهم پرداخت.
      براي مطالعه بيشتر در مورد حج در دين يهود به لينك زير مراجعه بفرماييد:
      http://www.hawzah.net/hawzah/Magazin...=4814&id=40064
      پي نوشتها:
      1. حج الانبياء و الائمه، نوشته حيدر خزرجي، چاپ اول، ص 44 حديث اول به نقل از كافي،من لا يحضره فقيه، علل الشرائع، وسائل الشيعه، بحار و جامع االاحاديث.
      2. همان، ح 2
      3. همان، ص 45 ح 5 به نقل از كافي، وسائل, بحارالانوار و جامع الاحاديث.
      4. همان، ص 46 ح 10
      5. همان، ص 46 ح 7
      6. همان, ص 53 ح 4
      7. همان, ص 53 ح 5
      8.طقوس الحج عند الیهود، الفیصل، 210/10
      9. دائرة المعارف الاسلامیه، ج7، ص305
      10 . عید سایه بان بندی یهود.
      11 . طقوس الحج عند الیهود. د. حسن ظاظا، الفیصل، شماره 210، ص10
      ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۰/۰۳/۱۱ در ساعت 01:39

    5. تشكرها 2 : بیطرف منصف, صدیقین
    6. #3
      کارشناس پاسخگوی تاریخی
      تاریخ عضویت : جنسیت دی/۱۳۸۸
      نوشته : 1,857 تشکر : 1,030
      مورد تشکر: 4,162 در 1,512 پست
      حضور : 8 روز 13 ساعت 38 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      مقداد آنلاین نیست.



      حج در مسيحيت

      همانگونه كه در پست قبل اشاره كردم حضرت عيسي(ع) حج ابراهيمي را بجا مي آورده است ولي مسيحيان نيز همانند يهود، در آئين خود راه و روشهاي متعددي را پيموده اند و آنچه را خود خواسته اند به اسم شريعت درآورده اند و آنچنان در اذهان آنان اين راه و روشها جلوه کرده که خود را به حق و ديگران را در مسير باطل قلمداد کرده اند.

      حج را نيز بدينگونه تعريف کرده اند که در پيرامون نمادهاي مورد تقديس خود به طواف بپردازند و قرباني کنند و نذوراتي تقديم نمايند و با گريه و تضرع، آمرزش گناهان خود را بخواهند و... .
      مسيحيان به فرقه هاي گوناگوني تقسيم شده اند و هر فرقه اي طريقه خاصي را در حج و مراسم و آداب ويژه آن، اتخاذ کرده است.

      کتاب مسيحيان، انجيل، اعياد ديني همچون عيد «فصح»(1)، «عيد قيامت»، «عيد ميلاد» و «عيد فطاس» را به آنان اختصاص داده و اعيادشان بيشتر با مراسم و آدابي شبيه حج همراه است.

      «ونسک» و حج مسيحيان:

      يکي از نويسندگان مسيحي به نام «ونسک» در خصوص حج مسيحيان مي نويسد:
      واژه شناسان عرب حج را به «قصد» تفسير کرده اند و اين با معناي حج در نظر مسيحيان يکسان است و همچنين ماده و معناي اين واژه در لغت سامي شمال و جنوب، همان طواف کردن و دور زدن باشد(2).

      لازم به ذکر است که در انجيل واژه اي با عنوان حج وجود ندارد، بلکه تنها از اعيادي نام برده شده که در آن به جشن و شادي مي پردازند و از خداي پدر! و خداي پسر مسيح (عليه السلام) ياد مي کنند.

      ناگفته نماند که به عقيده مسيحيان، حضرت مسيح ترکيب يافته از روح الهي و تکوين انساني. بنابراين مسيحيت در عقيده به خداوند شرک مي ورزند و آيين آنها را آيين توحيدي نمي توان ناميد و ثنويت يا تثليث بر عقايد آنان حاکم است که عبارت است از: «خداي پدر، خداي پسر و روح القدس».

      جايگاهي که خداي پسر «حضرت مسيح» در آن متولد شده يا به دار آويخته يا نماز خوانده يا با مادرش مريم (سلام الله عليها) ظاهر شده اند عنوان مقدس گرفته و اعياد مهم مسيحي به حوادثي در زندگي مسيح (عليه السلام) مرتبط مي گردد. مثلاً نماد عقيده مسيحيت صليب است که به عيسي (عليه السلام) اشاره دارد و همچنين نماز و نيايش مسيحيان رو به مسيح وارد چرا که آنان بر اين باورند که براي انسان امکان آن نيست که با خداوند صحبت کند. بنابراين عيسي (عليه السلام) را بايد مخاطب خود قرار داد و به نيايش با او بپردازند.

      کليد عقايد مسيحيت

      نويسنده مسيحي «فرتزرايدنور» مي گويد:
      «کليد عقايد مسيحيت اين است که در واقع «مسيح» پيدايش معتقدات آيين مسيحي مي باشد و هم اوست که مجموعه اينها را در خود جمع مي کند (3).

      بر اين اساس جامعه مسيحي اماکني را که ياد و خاطره مسيح يا شخصيت مادرش مريم (سلام الله عليها) را تداعي مي کند براي اعياد ساليانه و آداب ديني و حج برگزيده اند.

      در هر حال آنچه از مسيحيت به چشم مي خورد آن چيزي نيست که در آيين نخستين حضرت عيسي (عليه السلام) وجود داشته است زيرا هر آنچه مورد تقديس قرار مي گيرد به اعتبار انتساب آن به شخص مسيح (عليه السلام) مي باشد نه به اعتبار انتساب آن به خداي مسيح.

      همه مي دانيم حضرت مسيح هم يكي از پيامبران اولوالعزم بوده و مي دانست که نداي ابراهيم (عليه السلام) جهان شمول است و به شريعت خاص اختصاص ندارد. پس قطعاً ايشان هم به نداي حضرت ابراهيم (عليه السلام) همچون حضرت موسي (عليه السلام) و ساير پيامبران الهي لبيک گفته است. همانطور که قبلاً بدان اشاره شد از روايات استفاده مي شود که همه پيامبران از جمله حضرت مسيح (عليه السلام) به حج خانه خدا مشرف شده اند.

      اماکن مقدس براي حج مسيحيان:

      1- برخي از مسيحيان به سوي بيت المقدس در فلسطين جائي که صليب اصلي عيسي (عليه السلام) قرار دارد رهسپارند و با اين حرکت به سنت ملکه هيلانه تأسيس مي جويند.

      2- گروه ديگر به کنيسه «رومه» رم در ايتاليا رو مي آورند.

      3- برخي از آن ها به «لورد» در فرانسه، آنجا که معتقدند جناب مريم براي آنان تجلي کرده، حج مي گذارند.
      4- جمعي از آنان به کنيسه «فاطيما» متوجه اند؛ زيرا بانويي بزرگ و نوراني به نام فاطيما در آنجا تجلي کرده است.

      براي مطالعه بيشتر در مورد حج در اديان غير از اسلام به لينك زير مراجعه بفرماييد:



      پي نوشتها:
      1. عيد فصح يک عيد آييني است که اوامر و نواهي مخصوص چون روزه و نماز و دعا و نذورات و قرباني و ديگر آداب ديني را دربرمي گيرد.

      2. دائره المعارف اسلامي گروه مستشرقان ص 304.

      3. چگونه بايد مسيحي بود؟ ص 176.
      ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۱۱ در ساعت 09:43

    7. تشكرها 2 : بیطرف منصف, صدیقین
    8. #4
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : جنسیت اسفند/۱۳۸۹
      نوشته : 633 تشکر : 514
      مورد تشکر: 553 در 369 پست
      حضور : 7 روز 9 ساعت 19 دقیقه
      دریافت : 27 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      talleb آنلاین نیست.



      درود . جناب پاسخگو با سپاس از توضیحات شما چند سوال داشتم:1- چگونه ممکن است در تمام انجیلها و تورات تحریف صورت گرفته باشد و فریضه حج را حذف کرده باشند؟ 2- ایا در تمام یاران موسی و عیسی همه منحرف شدند و حج را فراموش کردند ؟ عجب پیامبرانی که حتی یک نفر ادم درست هم نتوانستند تربیت کنند!!!3- چرا در انجیلی که مسلمانان از ان دم میزنند نیز اسمی از حج کعبه نیامده؟ 4- چگونه ممکن است موسی با انهمه گرفتاری در مصر و با فرعون و پیمان شکنیها و دردسرهای بنی اسراییل فرصت کرده باشد حداقل 2000 کیلومتر راه بپیماید و به زیارت کعبه امده و مدت مدیدی هم در مکه باشد و چنذین ماه هم در امد رفت صرف کرده باشد؟؟ همچنین حضرت عیسی در فاصله کوتاه سه الی چهار ساله کی فرصت یافت که به کعبه بیاید ؟؟!! 5- اگر پیامبران سابق حج کرده اند و سنت همه پیامبران بوده و حجشان در مکه بوده و عبادتشان هم رو به کعبه بوده پس چرا خود محمد تخطی کرده و برخلاف دستور الهی و سنت همه پیامبران رو به بیت المقدس نماز خوانده و کعبه را فراموش کرده؟؟!

    9. #5
      عضو ثابت
      تاریخ عضویت : جنسیت خرداد/۱۳۸۹
      نوشته : 896 تشکر : 803
      مورد تشکر: 1,370 در 722 پست
      حضور : 17 دقیقه
      دریافت : 15 آپلود : 0
      گالری : 1 وبلاگ :
      غلامعلی نوری آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی تاريخي نمایش پست
      در اين كه حضرت موسي(ع) و حضرت عيسي(ع) براي زيارت خانه خدا در مكه مي آمدند ترديدي نيست،‌ آنان براي زيارت خانه خدا در مكه مي آمدند. در روايات فراواني آمدن آنها براي زيارت به صراحت آمده است. در روايتي آمده است:‌ وقتي كه حضرت موسي احرام حج بست و «لبيك» گفت، كوهها او را در تسبيح و تلبيه همراهي مي كردند. (1)

      در حديث ديگري آمده است: حضرت موسي در زيارت خانه خدا چنين مي گفت: «لبيك يا كريم لبيك» (2) معناي اين عبارت اين است: خدايا، بنده تو هستم، در خدمت تو هستم اي خداي كريم.

      با درو د بر شما دوست گرامی

      نخست

      این روایاتی که آورده اید آیا مجوزی یا تاییدی از قرآن دارند ؟؟؟

      یا از گروه احادیث ساختگی و فله ای است ؟؟؟


      مگر نه این است که خود محمد امین گفته ای مردم اگر از قول من حرفی گفتن و موافق قرآن بود پس من گفته ام اگر مخالف بود پس من نگفته ام !!

      دوم

      هیچ دلیل تاریخی یا مکتوب در تورات و انجیل مبنی بر اینکه موسی و عیسی به حج آمده اند وجود ندارد


      سوم

      آیا شما برای اثبات ادعای خود غیر از نوشتجات شیعی خودتان دلیل تاریخی یا مکتوبی ازحج موسی و عیسی دارید ؟؟؟؟؟ قطعاً نه !!!!
      پس این را بپذیرید که صرفا با اعتقادات خودتان نمی توان عقاید خودتان را به کسانی که اعتقادات شما را باور ندارند قبولاند

      شما هیچگاه نمی توانید با باورهای ذهنی خود دیگران را قانع کنید مگر اینکه دلایلی بیاورید که برای آنها هم قابل پذیرش باشد


      چهارم

      مگر هر دینی نسبت به دین پیشین نباید به گفته ی شما پیشرفت داشته باشد ؟؟؟؟

      آیا اهمیت زیارت خانه ی الله ی یگانه کمتر از روزه بوده است که در دین موسی و عیسی حذف شده است ولی روزه باقی مانده است ؟؟؟؟

      یعنی ترک حج بیت الله نوعی پیشرفت دینی برای ادیان موسی و عیسی بوده است ؟؟؟؟؟

      در دوره ی ابراهیم طبق قرآن حج خانه الله بوده است ( وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ(الحج/27)

      حال چطور شد بجای پیشرفت در ادیان بعدی ( موسی و عیسی ) این منسک مهم حذف شد و به قهقهرا رفت ؟؟؟

      چرا نه عیسی و نه موسی مانند ابراهیم مردم را به حج دعوت نکردند چرا؟؟؟؟

      مگر آنها الله را نمی پرستیده اند و برای او مبعوث نشده اند ؟؟

      مگر تورات و انجیل ناسخ و منسوخ داشته و حج براهیمی را منسوخ کرده اند ؟؟؟؟

      اگر شما می گویید دعوت کرده اند منبع تاریخی و قرانی یا تورات و انجیلی بیاورید !!!

      ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۹۰/۰۳/۱۱ در ساعت 09:09

    10. #6
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۹۰
      نوشته : 20 تشکر : 2
      مورد تشکر: 28 در 13 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      sokout7777777 آنلاین نیست.



      سلام اعمال حج در واقع همون مراحل هفتگانه سلوک رو نشون میده که تمام پیامبران هم این راه رو طی کردند و به همه سفارش کردند و احتیاجی به مکان خاصی هم نداره ولی در زمان پیامبر اسلام به صورت نمادین در اعمال حج نشان داده شده و به خاطر همین هم پیامبر رو به بیت المقدس نماز میخواند و در زمانی دیگر رو به کعبه.چون اصلا منظور مکان مشخصی نیست منظور نشان دادن راه است
      و این هفت مرحله در تمام ادیان و در تمام زمانها وجود داشته (هفت مرحله در ایین میترایی.هفت مرحله در ایین زرتشت و...) در واقع اسلام جمع تمام ادیان است
      جاءالحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا فتعالی الله الملک الحق
      هنگامی که حق اید باطل نابود شده است همانا باطل نابود شده بود پس برتر است خدا پادشاه حق

    11. #7
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۹۰
      نوشته : 20 تشکر : 2
      مورد تشکر: 28 در 13 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      sokout7777777 آنلاین نیست.



      در دین مسیحیت هم وجود داشته ولی چون راه بسیار مشکلی است و کشیشها خودشون نتونستند راهو طی کنن واسه همین منحرفش کردن وگفتند مسیح با خون خودش تمام گناهانه ما رو میبخشه در اسلام ما هم تقریبا همین اتفاق افتاده و اکثرا اصلا مطلع نیستند که حج چیست (گناهش پای کسانی که منحرفش کردن)
      جاءالحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا فتعالی الله الملک الحق
      هنگامی که حق اید باطل نابود شده است همانا باطل نابود شده بود پس برتر است خدا پادشاه حق

    12. #8
      کارشناس پاسخگوی تاریخی
      تاریخ عضویت : جنسیت دی/۱۳۸۸
      نوشته : 1,857 تشکر : 1,030
      مورد تشکر: 4,162 در 1,512 پست
      حضور : 8 روز 13 ساعت 38 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      مقداد آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط talleb نمایش پست
      درود . جناب پاسخگو با سپاس از توضیحات شما چند سوال داشتم:1- چگونه ممکن است در تمام انجیلها و تورات تحریف صورت گرفته باشد و فریضه حج را حذف کرده باشند؟ 2- ایا در تمام یاران موسی و عیسی همه منحرف شدند و حج را فراموش کردند ؟ عجب پیامبرانی که حتی یک نفر ادم درست هم نتوانستند تربیت کنند!!!3- چرا در انجیلی که مسلمانان از ان دم میزنند نیز اسمی از حج کعبه نیامده؟ 4- چگونه ممکن است موسی با انهمه گرفتاری در مصر و با فرعون و پیمان شکنیها و دردسرهای بنی اسراییل فرصت کرده باشد حداقل 2000 کیلومتر راه بپیماید و به زیارت کعبه امده و مدت مدیدی هم در مکه باشد و چنذین ماه هم در امد رفت صرف کرده باشد؟؟ همچنین حضرت عیسی در فاصله کوتاه سه الی چهار ساله کی فرصت یافت که به کعبه بیاید ؟؟!! 5- اگر پیامبران سابق حج کرده اند و سنت همه پیامبران بوده و حجشان در مکه بوده و عبادتشان هم رو به کعبه بوده پس چرا خود محمد تخطی کرده و برخلاف دستور الهی و سنت همه پیامبران رو به بیت المقدس نماز خوانده و کعبه را فراموش کرده؟؟!
      با سلام

      در پاسخ به سوالاتي كه بيان فرموده ايد مطالبي خدمت شما عرض مي كنم،اميدوارم كه مفيد واقع گردد:

      1و2-ديانت يهودى، حج را به عنوان يك عبادت با آثار مادى و معنوى مى نگرد؛ همانگونه كه دين اسلام و ساير اديان توحيدى و غير توحيدى چنين نگرشى به حج دارند. ولى تفاوت در ماهيت اين عبادت و آداب و اعمال و شعائر و مكان و زمان آن است. هدف عمده مقاله اين است كه بگويد آنچه يهوديان به عنوان حج انجام مى دهند، موافق چيزى نيست كه پيامبرشان به عنوان شريعت آسمانى آورده و آن توجه خالصانه و صحيح به مكان مطلوب و زمان معين و مناسك واجب آن باشد.

      همانگونه كه قبلاً اشاره كردم:

      به نظر مى رسد كه حج يهود يك فريضه دينى بوده كه تورات بر آن ها واجب نموده است.اين مطلب را در نوشتارى اينگونه مى خوانيم:
      «حج به سوى يكى از معبدها، يك رسم ديرينه سامى است كه حتّى در اجزاى قديمى اسفار پنجگانه موسى، به عنوان يك فريضه دينى عنوان شده است. در «سفر خروج» فصل بيست و سوم، فقره چهاردهم آمده است: «در هر سال سه مرتبه براى من عيد بگيريد» و در آيه سى و سوم از فصل سى و چهارم آمده است: «در هر سال سه مرتبه همه مردان بايد در برابر خداى بزرگ، خداى اسرائيل ظاهر شوند.» و در سرزمين هاى عربى نيز اماكن بسيارى وجود داشته كه در آن اماكن مراسمى همچون حضور در عرفات صورت مى گرفته است.»

      مسیحیان نیز همانند یهود، در آیین خود، راه و روش های متعددی را پیموده اند که زاییده خیالات و تصورات آن هاست و آنچنان این نظرات و تصورات در ذهن آنان جلوه کرده، که خود را به حق و دیگران را در مسیر باطل پنداشته اند!

      حج را نیز بدینگونه تعریف کرده اند که در پیرامون نمادهای مورد تقدیس خود، به طواف پردازند و قربانی کنند و نذوراتی تقدیم نمایند... و با گریه و تضرّع، آمرزش گناهان خود را بخواهند و برخی از آن ها لذّت های حلال دنیا و خواسته های مشروع را بر خود حرام سازند و طریق رهبانیت بپیمایند و از مریم عذرا اسوه گیرند و مسیح را به خدایی برگزینند تا گناهانشان را بیامرزد و به بهشت رهنمون گردد.

      مسیحیان به فرقه های گوناگونی تقسیم شده اند و هر فرقه ای از آنان طریقه خاصی را در حج و مراسم و آداب ویژه آن، اتخاذ کرده است.
      آن دسته از يهوديان كه پيرو آيين ابراهيم(عليه السلام) بوده اند، حج را به سوى بيت الله الحرام انجام مى داده اند و آنان كه از اقوام سامى بودند، به سوى معابد و هياكل و ابنيه و آثار و قبور مردگان به انجام مراسم حج مى پرداخته اند.
      3- بنده متوجه منظور شما از انجيلي كه مسلمانان از آن دم مي زنند نشده ام.

      4- در مورد مسافتي كه شما بيان كرده ايد آيا براي اين مسافت مستندي هم داريد؟ در مورد اينكه گفته ايد حضرت موسي مدت مديدي در آن سرزمين مانده است،از كجا چنين مطلبي را مي گوييد؟؟

      علاوه بر اينها حضور آن پيامبران الهي در سرزمين فلسطين و مصر كه تقريباً هم مرز با سرزمين حجاز بوده و با توجه به فاصله بودن درياي سرخ بين اين مناطق و عربستان سفر دريايي مي توانسته اين سفر را در مدت كمتري هم ممكن سازد.

      5- در مورد تغيير قبله هم بايد عرض كنم،اينكه پيامبر اسلام براي مدتي به سوي بيت المقدس نماز خوانده است،به فرمان الهي بوده است و لذا هيچگونه تخطي اي نبوده است،در ضمن با توجه به روايات همه انبياء حج را بجا آورده اند نه اينكه كعبه قبله آنان بوده است. راويان در اين كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در آغاز هجرت در مدينه رو به سوى بيت المقدس نماز مى گزاردند با يكديگر اختلافى ندارند؛ اما در قبله اى كه مسلمانان پيش از نمازگزاردن به سوى بيت المقدس ، براى خود اختيار كرده بودند با يكديگر اختلاف نظر دارند و در مورد تغيير قبله به سوى بيت المقدس نيز با يكديگر هم عقيده نيستند. طبرى هنگام تفسير آيه 143 از سوره بقره كه مربوط به قبله است ، روايات متعدد و بحث گسترده اى را در مورد قبله متذكر شده {تفسير طبرى ، 3 / 131. چاپ محمود شاكر}

      و از ابو العاليه روايت كرده است : به رسول خدا اختيار داده شد كه چهره خويش را به هنگام نماز به هر سويى كه مايل است بگرداند و ايشان بيت المقدس را به جهت دوستى اهل كتاب انتخاب نمودند . بيت المقدس از آن پس به مدت شانزده ماه قبله پيامبر به شمار مى آمد. در اين حال ، همواره حضرت نگاه هاى انتظارآميز خود را به سوى آسمان متوجه مى كرد، تا اين كه پروردگار قبله را به سوى بيت الله الحرام تغيير دادند. {همان،ج 3 /ص 138}

      نيز از ابن عباس روايت شده است هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به مدينه مهاجرت كرد، بيشتر ساكنين آن را يهوديان تشكيل مى دادند. پس به فرمان خداوند بيت المقدس را قبله خويش قرار داد، از اين كار يهوديان خوشنود گرديدند و رسول خدا صلى الله عليه و آله يك سال و اندى را به اين سوى نماز گزاردند. از زيد نيز روايت شده است كه : پروردگار عزوجل به پيامبر خود فرمود: فاينما تولوا فثم وجه الله ان الله واسع عليم ؛ يعنى : به هر سو رو كنيد، خدا آنجاست ، خداوند بى نياز و داناست بقره 15. سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند اين گروه يهود، خانه اى از خانه هاى پروردگار را قبله خويش قرار داده اند، پس ما نيز چنين مى كنيم ؛ آنگاه پيامبر شانزده ماه بيت المقدس را قبله خويش قرار دادند{همان 3 / 183- 139، 527، 529 به روايت از زيد}.

      از اين سه روايت آشكار مى شود كه بيت المقدس پس از هجرت به مدينه ، به عنوان قبله تعيين گرديد. اين تعيين براى جلب محبت قلبى يهوديان صورت گرفت . بنا به روايت زيد، اين تعيين ، تنها تقليدى از يهوديان بود و در روايت ابو العاليه ، تعيين بيت المقدس به عنوان قبله ، براى جلب اهل كتاب به اسلام بود. اما از روايت ابن عباس اين گونه آشكار مى شود كه تعيين بيت المقدس به عنوان قبله ، موجب شادمانى يهوديان گرديد.

      بنابر ادعاى ابن عباس تعيين بيت المقدس به عنوان قبله ، به فرمان پروردگار بوده است.
      ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۰/۰۳/۱۲ در ساعت 00:02

    13. #9
      کارشناس پاسخگوی تاریخی
      تاریخ عضویت : جنسیت دی/۱۳۸۸
      نوشته : 1,857 تشکر : 1,030
      مورد تشکر: 4,162 در 1,512 پست
      حضور : 8 روز 13 ساعت 38 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      مقداد آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست



      با درو د بر شما دوست گرامی

      نخست

      این روایاتی که آورده اید آیا مجوزی یا تاییدی از قرآن دارند ؟؟؟

      یا از گروه احادیث ساختگی و فله ای است ؟؟؟

      مگر نه این است که خود محمد امین گفته ای مردم اگر از قول من حرفی گفتن و موافق قرآن بود پس من گفته ام اگر مخالف بود پس من نگفته ام !!

      با سلام:

      دوست عزيز،روايات متعددي از معصومين(ع) داريم كه فرموده اند «ما خالف القرآن فلم نقله»يا « ما خالف القرآن فضربوه علي الجدار».

      حال سوال بنده از شما اين است كه : اينكه در روايات نقل شده است كه پيامبران الهي همچون حضرت عيسي(ع) و حضرت موسي(ع) به حج رفته اند،اين كجاش مخالف قرآن كريم مي باشد؟؟!!!!

      اما لازم است خدمت شما عرض كنم كه آياتي از قرآن بر اين مطلب دلالت دارند. آیاتي كه دلالت بر وجود حج و کیفیت بعضى از مناسک حج پس از حضرت ابراهيم(ع) تا زمان اسلام دارد که شرح آنها در ذیل مى آید.

      1 . «قالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ إِحْدَى ابْنَتَیَّ هاتَیْنِ عَلى أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمانِیَ حِجَج... » .(1)

      آیه مبارکه، در مورد ازدواج حضرت موسى با یکى از دختران شعیب است که مهریه دخترش، هشت سال کار قرار داده شد. از این که به جاى «ثمانى سنین» «ثمانى حجج» ذکر شده، فهمیده مى شود که در آن زمان، حج آن قدر معروف بوده که معیار شمارش سال قرار مى گرفت و از سوى دیگر بیان گر این مطلب است که در هر سال یک بار حج صورت مى پذیرد;

      چنان که امام صادق(علیه السلام) در پاسخ پرسش کننده اى که پرسید: آیا قبل از اسلام مردم حج انجام مى دادند؟ فرمود:
      «نعم و تصدیقه فی القرآن قول شعیب حین قال لموسى حیث تزوّج « عَلى أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمانِیَ حِجَج» و لم یقل ثمانی سنین».(2)

      2 . « وَ عَهِدْنا إِلى إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطّائِفِینَ وَ الْعاکِفِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ» (3)

      پیمان الهى از دو پیامبر بزرگوار این بود که: کعبه را براى زائران و طواف کنندگان و معتکفان و رکوع و سجده گزاران; چه آنهایى که الآن موجود هستند و چه آنان که بعداً مى آیند، پاک و پاکیزه نگه بدارند; به خصوص با عنایت به این که این مأموریت در اواخر عمر حضرت ابراهیم به او ابلاغ شد و به یقین مربوط به زمان خاص نبوده است. شاهد قطعى این برداشت، روایتى بود که قبلاً ذکر شد که امام صادق(علیه السلام) براى اثبات حج حضرت موسى و سلیمان و... تمسک به همین آیه فرمودند: «...إنّ آدم و نوحاً حجّا و سلیمان بن داود... و حجّ موسى... إنّه کما قال الله... و قال « وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْراهِیمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَ إِسْماعِیلُ» و قال: « أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطّائِفِینَ وَ الْعاکِفِینَ...» .(4)

      علاوه بر این آیات، روایاتى هم راجع به حجّ موسى و سلیمان و داود و عیسى و... در کتب روایى نقل شده که مرحوم کلینى آنها را در فروع کافى با عنوان «حج الأنبیاء»،(5)جمع آورى کرده است.

      بعد از جبرئیل و فرشتگان، نخستین کسى که خانه خدا را زیارت کرد و اعمال حج را انجام داد، حضرت آدم است که روایات در این زمینه زیاد است.

      و از بعض روایات استفاده مى شود که براى مردم جاى سؤال بود که آیا حج به وسیله اسلام تأسیس شد یا قبل از اسلام هم وجود داشت; از جمله روایاتى که زراره از امام باقر(علیه السلام)نقل کرده که از حضرت سؤال کردند:

      آیا قبل از بعثت پیامبرخدا(صلى الله علیه وآله) حج انجام مى گرفت یا نه؟

      فرمود: بله. سپس تعبیرى به کار برد که دلالت بر استمرار حج در زمان هاى گذشته دارد:

      «أَنَّ النَّاسَ قَدْ کَانُوا یَحُجُّونَ». آنگاه فرمود: «نُخْبِرُکُمْ أَنَّ آدَمَ وَ نُوحاً وَ سُلَیْمَانَ قَدْ حَجُّوا الْبَیْتَ... وَ لَقَدْ حَجَّهُ مُوسَى(علیه السلام) ».(6)

      بنابراين اولاً آن رواياتي كه بايد دور انداخته شده و بعبارتي به ديوار زده شوند،راواياتي هستند كه مخالف قرآن باشند كه اين روايات مخالف قرآن نمي باشند،ثانياً همانگونه كه مشاهده مي فرماييد از قرآن هم بر اين موضوع مويداتي بيان كرده ام.

      پي نوشتها:

      1. قصص : 27

      2 . برهان، ج1، ص155 و عیاشى، ج1، ص60

      3 . بقره : 125

      4 . برهان، ج1، ص155 و عیاشى، ج1، ص60

      5 . فروع کافى، ج4، ص212

      6 . مستدرک الوسائل، ج8 ، ص9 ; برهان، ج1، ص300

    14. تشكر : محمد
    15. #10
      کارشناس پاسخگوی تاریخی
      تاریخ عضویت : جنسیت دی/۱۳۸۸
      نوشته : 1,857 تشکر : 1,030
      مورد تشکر: 4,162 در 1,512 پست
      حضور : 8 روز 13 ساعت 38 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      مقداد آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست



      با درو د بر شما دوست گرامی

      نخست

      این روایاتی که آورده اید آیا مجوزی یا تاییدی از قرآن دارند ؟؟؟

      یا از گروه احادیث ساختگی و فله ای است ؟؟؟


      مگر نه این است که خود محمد امین گفته ای مردم اگر از قول من حرفی گفتن و موافق قرآن بود پس من گفته ام اگر مخالف بود پس من نگفته ام !!

      دوم

      هیچ دلیل تاریخی یا مکتوب در تورات و انجیل مبنی بر اینکه موسی و عیسی به حج آمده اند وجود ندارد


      سوم

      آیا شما برای اثبات ادعای خود غیر از نوشتجات شیعی خودتان دلیل تاریخی یا مکتوبی ازحج موسی و عیسی دارید ؟؟؟؟؟ قطعاً نه !!!!
      پس این را بپذیرید که صرفا با اعتقادات خودتان نمی توان عقاید خودتان را به کسانی که اعتقادات شما را باور ندارند قبولاند

      شما هیچگاه نمی توانید با باورهای ذهنی خود دیگران را قانع کنید مگر اینکه دلایلی بیاورید که برای آنها هم قابل پذیرش باشد


      چهارم

      مگر هر دینی نسبت به دین پیشین نباید به گفته ی شما پیشرفت داشته باشد ؟؟؟؟

      آیا اهمیت زیارت خانه ی الله ی یگانه کمتر از روزه بوده است که در دین موسی و عیسی حذف شده است ولی روزه باقی مانده است ؟؟؟؟

      یعنی ترک حج بیت الله نوعی پیشرفت دینی برای ادیان موسی و عیسی بوده است ؟؟؟؟؟

      در دوره ی ابراهیم طبق قرآن حج خانه الله بوده است ( وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ(الحج/27)

      حال چطور شد بجای پیشرفت در ادیان بعدی ( موسی و عیسی ) این منسک مهم حذف شد و به قهقهرا رفت ؟؟؟

      چرا نه عیسی و نه موسی مانند ابراهیم مردم را به حج دعوت نکردند چرا؟؟؟؟

      مگر آنها الله را نمی پرستیده اند و برای او مبعوث نشده اند ؟؟

      مگر تورات و انجیل ناسخ و منسوخ داشته و حج براهیمی را منسوخ کرده اند ؟؟؟؟

      اگر شما می گویید دعوت کرده اند منبع تاریخی و قرانی یا تورات و انجیلی بیاورید !!!

      با سلام

      اينكه در تورات و انجيل در اين رابطه مطالبي نيامده است،دليلش اين است كه اين دو كتاب دچار تحريف شده اند و اين تنها حج اين پيامبران الهي نيست كه مورد تحريف واقع شده است،بلكه بسياري از دستورات ديني اي كه توسط اين پيامبران الهي آورده شده بود،مورد تحريف و تغيير قرار گرفته است.

      جناب آقاي نوري؛

      ما بههيچ وجه قصد نداريم كه اعتقادات خودمان را به ديگران بقبولانيم،بلكه ما معتقديم كساني كه واقعاً جوياي حق و حقيقت باشند نه آنان كه فقط شعار راستيجويي سر مي دهند- با مطالعه و بررسي و تحقيق پيرامون مباني دين مبين اسلام با كمال ميل و رغبت آن را قبول خواهند كرد،چيزي كه هر روزه شاهد گسترش آن در سراسر عالم و در قلب كشورهاي مسيحي هستيم،و اساساً مسائل اعتقادي چيزي نيست كه بتوان آن را به ديگري تحميل كرد.

      جناب آقاي نوري،
      بنابر سابقه آشناي بنده با شما،لازم است اين نكته را خدمت شما عرض كنم كه شما از آنجايي كه از اساس با مباني دين اسلام مشكل داريد و هنوز اين مشكل خودتان را حل نكرده ايد،لذا در اينگونه مباحث هم كه پذيرش آن متفرع بر اعتقاد به يكسري مباني اعتقادي است،به جايي نخواهيم رسيد،لذا سفارش بنده به شما اين است كه اگر واقعاً بدنبال رسيدن به راستي و درستي و حقيقت هستيد،لازم است در تاپيكي مستقل با حضور كارشناسان مباحث كلامي و اعتقادي،به بحث در مورد مباني اعتقادي دين اسلام بپردازيد،چرا كه با حل شدن آن مسائل براي شما،مسائل ديگر هم حل خواهد شد.
      انشاءالله
      ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۰/۰۳/۱۲ در ساعت 01:05

    صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    موضوعات مشابه

    1. قیامت چه زمانی رخ می دهد؟؟!!
      توسط taslim در انجمن سرنوشت جهان
      پاسخ: 41
      آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۶/۲۰, 08:49
    2. سجده به غیرخدا حرام نیست؟؟(سجده برادران به یوسف)
      توسط منتقد کوچولو در انجمن آیات الاحکام
      پاسخ: 3
      آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۳/۲۸, 18:21
    3. در خدا باوری و دین داری عقل مقدم است یا ایمان؟؟
      توسط paul در انجمن جهان بینی و ایدئولوژی
      پاسخ: 15
      آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۲/۱۴, 22:37
    4. ✿^؟؟^✿بیت المال را جــدی بگیرید!✿^؟؟^✿
      توسط neginsabz در انجمن اخلاق
      پاسخ: 5
      آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۱۱/۰۹, 00:32
    5. چرا افضل اعمال ؟؟
      توسط حکمتی فرد در انجمن مهدویت
      پاسخ: 3
      آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۵/۰۴, 11:37

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •