+ ارسال موضوع جدید
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14

موضوع: محرم ، صفر .... چرا حرام هستند ؟!

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   
  1. #1
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت : جنسیت شهریور/۱۳۸۹
    نوشته : 642 تشکر : 2,163
    مورد تشکر: 2,396 در 715 پست
    حضور : 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت : 5 آپلود : 0
    گالری : 20 وبلاگ :
    ستاره ی نقره ای آنلاین نیست.

    محرم ، صفر .... چرا حرام هستند ؟!




    سلام
    چند تا سوال داشتم !
    1- ماه های قمری از کی به وجود اومده اند ؟ از زمان هجرت پیامبر ؟

    2- چرا به یه سری ماه ها مثل محرم و صفر و ماه حج ماه حرام گفته می شود ؟ منظورم اینه که اگه ماها ی قمری قبل از شهادت امام حسین (ع) نامگذاری شده اند ، دلیل حرام بودن مثلا محرم چی بود ؟! دلیلش رو گفته اند ؟!


    فعلا سوالام همین هاست !

    با تشکر از زحمات شما .


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۰/۰۷ در ساعت 04:20
    تاریک ترین ساعات شب ، درست لحظاتی قبل از طلوع خورشید است ...



  2.  

  3. #2
    کارشناس پاسخگوی تاریخی
    تاریخ عضویت : جنسیت دی/۱۳۸۸
    نوشته : 1,858 تشکر : 1,031
    مورد تشکر: 4,209 در 1,521 پست
    حضور : 8 روز 19 ساعت 14 دقیقه
    دریافت : 12 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ : 0
    مقداد آنلاین نیست.



    نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره ی نقره ای نمایش پست
    سلام
    چند تا سوال داشتم !
    1- ماه های قمری از کی به وجود اومده اند ؟ از زمان هجرت پیامبر ؟

    2- چرا به یه سری ماه ها مثل محرم و صفر و ماه حج ماه حرام گفته می شود ؟ منظورم اینه که اگه ماها ی قمری قبل از شهادت امام حسین (ع) نامگذاری شده اند ، دلیل حرام بودن مثلا محرم چی بود ؟! دلیلش رو گفته اند ؟!


    فعلا سوالام همین هاست !

    با تشکر از زحمات شما .


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1
    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    در اين پست در رابطه با سوال نخست شما مطالبي خدمت شما عرض مي كنم:

    قرآن کریم به روشنی بیان کرده است :
    «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ يوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ...»{سوره توبه،آيه36}.

    از روزی که خدا آسمان ها و زمین را پدید آورد خداوند متعال در کتاب خود (لوح محفوظ) تعداد ماه ها را ، دوازده عدد قرار داده است و از میان آنها ، چهار ماه را حرام کرده است از میان این که ماه های حرام، تنها در سال قمری وجود دارند، دانسته می شود که تاریخ قمری از آغاز آفرینش هستی شکل گرفت و در نزد پروردگار متعال، ملاک و معیار تاریخ بشر قرار گرفت. اما از این که این تاریخ ، از چه زمانی در میان مردم و در عصر کدام یک از پیامبران الهی مرسوم و معمول شده است ، اطلاع دقیقی در دست نیست. برخی از تاریخ نگاران ، استقرار کشتی حضرت نوح علیه السلام در کوه جدی را مبدا تاریخ قمری دانسته اند.

    در تاریخ یعقوبی آمده است : استقرار کشتی نوح علیه السلام در کوه جدی در ماه محرم واقع گردید. به همین جهت محرم ، اول سال شناخته شد. هم چنین در تاریخ طبری گفته شد: استقرار کشتی نوح ، در دهم محرم (عاشورا) واقع گردید.

    علاوه بر مورخان اهل سنت ، برخی از مورخان شیعه نیز استقرار کشتی نوح علیه السلام را در دهم محرم (عاشورا) دانسته و حوادث مهم دیگری نیز برای این روز بیان کرده اند.

    برخی از آن حوادث عبارتند از: پذیرش توبه حضرت آدم علیه السلام و همسرش حضرت حوا از سوی پروردگار متعال ، میلاد حضرت عیسی بن مریم علیه السلام و نجات بنی اسرائیل و حضرت موسی علیه السلام از ستم های فرعونیان و...

    به همین جهت روایات فراوانی از طریق شیعه و اهل سنت درباره عبادت این ماه، به ویژه روزه گرفتن وارد شده است.

    ولی با تتبع و برسی بیشتر در منابع تاریخی و روایی ، صحت گفتار مزبور ، از جمله این که استقرار کشتی نوح علیه السلام و یا حوادث دیگر مربوط به پیامبران الهی علیه السلام ، در شب عاشورا و یا ماه محرم واقع شده باشند ، مورد تردید قرار می گیرد و این شبهه در اذهان پژوهشگران به وجود می آید که بنی امیه و بنی عباس در سال های سیطره خود بر مسلمانان، برای تحت الشعاع قرار دادن شهادت امام حسین علیه السلام و به فراموشی سپردن قیام خونین کربلا ، به نقل این گونه حوادث و ترویج آن ها اقدام کرده و با رشوه و تطمیع و یا تهدید راویان و مورخان ، این گونه مطالب را در منابع اسلامی وارد کردند.

    گواه بر این مطلب روایات چندی است که در این باب وارد شده اند که به عنوان نمونه ، برخی از آن ها را در این جا بیان می کنیم :

    1- معلی بن خنیس (خدمتکار و کارپرداز امام جعفر صادق علیه السلام) از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که کشتی نوح در «نوروز» (نخستین روز بهار) بر کوه جدی استقرار یافت.

    2- حدیث دیگری از معلی بن خنیس ، از امام صادق علیه السلام روایت شده است و گفتار فوق را تایید می کند و درباره (نوروز) به تفصیل سخن گفته است.

    3- ابن عباس روایت کرده است که دو برادر یهودی به نزد حضرت علی علیه السلام رسیده و از آن حضرت درباره عددهایی که در تورات و انجیل آمده است و قرآن کریم نیز به آن ها اشاره نموده است ، پرسش ‍ نمودند. آن حضرت در پاسخ آنها فرمود: اما یک ، همانا خدای سبحان است که یکی است و شریکی برای وی متصور نیست. اما دو ، همانا آدم و حوا هستند که نخستین دوتایی عالم بشریت اند. آن حضرت ، به همین نحو اعداد را تفسیر کرد تا رسید به عدد بیست، در این باره فرمود: اما بیست همانا بیستم ماه رمضان است که خداوند متعال، زبور را بر داوود علیه السلام نازل کرد ؛ اما بیست و یک ، همانا خداوند متعال در این روز ، آهن را برای داوود علیه السلام نرم و لین قرار داد ؛ اما بیست و دو ، همانا در بیست و دوم این ماه کشتی نوح بر کره جدی بر زمین نشست...

    این حدیث ، طولانی است و ما تنها به محل شاهد موضوع مورد بحث ، اشاره کردیم و از آن استفاده می شود که استقرار کشتی نوح علیه السلام بر روی زمین ، در روز 22 رمضان بوده است ، نه ماه محرم.

    4 - میثم تمار که از خواص یاران امیرمؤ منان علیه السلام و از حواریان آن حضرت محسوب می گردد و از آن حضرت به اندازه استعداد خود ، دانش و معرفت فرا گرفت و بر رازهای نهان و اخبار غیبی ، اطلاع داشت ، در این باره سخن تازه ای دارد.

    وی ، در حالی که چند هفته پیش از شهادت امام حسین علیه السلام در کربلا ، به دست دژخیمان عبیدالله بن زیاد در کوفه ، اعدام شده بود ، شهادت امام حسین علیه السلام را در روز عاشورا پیش بینی و پیش گویی کرد ، وی در این باره گفت : به زودی ، این امت ، فرزند پیامبرشان را در دهم محرم (روز عاشورا) به شهادت می رسانند و دشمنان خدا این روز را روز برکت و مبارک می نامند. این خبر همان چیزی است که در علم الهی است و مولایم امیرمؤ منان علیه السلام مرا به آن آگاه فرموده است. آن حضرت به من خبر داد که هر موجودی برای مظلومیت و شهادت امام حسین علیه السلام می گرید. حتی حیوانات وحشی بیابان ها و جنگل ها ، ماهی های دریاها و پرندگان آسمان ها ؛ هم چنین خورشید ، ماه ، ستارگان ، آسمان و زمین و مؤ منان انس و جن و تمام فرشتگان خدا در آسمان ها و زمین ها ، و رضوان و مالک و حاملان عرش الهی بر او می گریند و از آسمان ، خون و خاکستر می بارد.

    آن گاه فرمود: لعنت خدا بر قاتلان حسین علیه السلام واجب خواهد شد ، همانطوری که بر مشرکان، مسیحیان ، یهودیان و گبریان واجب گردیده است. سپس راوی از میثم تمار پرسید: ای میثم ! در حالی که حسین بن علی علیه السلام در چنین روزی به شهادت می رسد. پس چگونه مردم ، این روز (عاشورا) را روز مبارک و برکت می نامند؟ در این هنگام ، میثم گریه کرد و اشک چشمانش از گونه هایش ، سرازیر شد و گفت : آنان به خاطر حدیثی که جعلی و بی پایه است، پنداشته اند که در این روز ، خدای سبحان ، توبه آدم علیه السلام را پذیرفت ، در حالی که توبه آدم علیه السلام در ماه ذی حجه پذیرفته شد ؛ آنان گمان کرده اند که در این روز ، خداوند سبحان ، توبه داوود علیه السلام را پذیرفت در حالی که پذیرش توبه داوود در ماه ذی حجه بوده است ؛ هم چنین آنان خیال کرده اند که در این روز خداوند متعال ، یونس علیه السلام را از شکم ماهی بیرون انداخت ، در حالی که وی در ذی حجه ، از شکم ماهی بیرون انداخته شد ؛ آنان پنداشته اند که کشتی نوح علیه السلام در این روز ، بر کوه جدی استقرار یافت ، در حالی که این کشتی در هیجدهم ذی حجه بر زمین نشست ؛ آنان می گویند که در چنین روزی ، خداوند متعال دریا را برای قوم بنی اسرائیل شکافت و آنان را به همراه موسی علیه السلام از دریا عبور داد و از دست فرعونیان رهایی بخشید ، در حالی که این حادثه در ماه ربیع الاول ، واقع گردیده است. آن گاه میثم به راوی گفت : بدان که در روز قیامت، حسین بن علی علیه السلام، سرور شهیدان است و برای یاران او درجه ای بالاتر از سایر شهیدان است. و اما تو، هر گاه خورشید را سرخ فام دیدی که گویا خون آلود است، بدان در آن روز، حسین بن علی علیه السلام را به شهادت رسانیده اند!

    راوی گفت : پس از مدتی، یک روز خورشید را بر هاله ای پوشیده از سرخی دیدم ، دانستم که در این روز ، مولایم حسین بن علی علیه السلام به شهادت رسید و پیش گویی میثم تمار ، محقق شد ، در آن هنگام بی اختیار فریادی کشیده و به شدت گریستم. بدین گونه ، میثم تمار شهادت امام حسین علیه السلام را پیش بینی و پیش ‍ گویی کرده بود و گفتارش به موقع تحقق یافت. از صدق و راستی این خبر ، به راحتی می توان راستی خبر میثم درباره پیامبران الهی علیه السلام را به دست آورد و اخبار مربوط به رویدادهایی را که ادعا شده اند در روز عاشورا به وقوع پیوسته اند، مورد تردید و یا از اساس مردود دانست.

    به هر حال این احتمال قوی تر و منطقی تر به نظر می آید که گفته شود، آغاز تاریخ قمری در شبه جزیره عربستان، از زمان حضرت ابراهیم علیه السلام و فرزندش حضرت اسماعیل علیه السلام رایج گردیده است. زیرا پس از آن که حضرت ابراهیم علیه السلام، همسرش هاجر و کودک نوزادش اسماعیل علیه السلام را به سرزمین خشک و غیر معمور مکه منتقل کرد و چشمه زمزم با معجزه اسماعیل علیه السلام به وجود آمد، به تدریج مکه رو به آبادانی گذاشت و پس از چند سال، تبدیل به شهری در جزیرة العرب گردید.

    حضرت ابراهیم علیه السلام چند بار از فلسطین، به دیدن فرزندش ‍ اسماعیل علیه السلام به مکه آمد و در یکی از این مسافرت ها، ماءموریت یافت که به اتفاق فرزندش اسماعیل، خانه خدا را که با طوفان نوح، از بین رفته بود، تجدید بنا نماید. آن دو با تلاش های خود، بار دیگر خانه خدا را برپا کرده و آن را محل زیارت و عبادت موحدان و مؤ منان قرار دادند.

    از آن زمان، زیارت خانه خدا و انجام سالانه مراسم حج در میان مردم، به ویژه نسل حضرت اسماعیل علیه السلام متداول گردید.

    بدین جهت، تاریخ قمری و ماه های قمری، به خصوص ماه های ویژه حج، شکل گرفت و در میان مردم، رایج گردید. مسلمانان صدر اسلام نیز بنابر پیشنهاد امیرالمؤ منان حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام و تصویب خلیفه وقت ، هجرت سرنوشت ساز پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم از مکه معظمه به مدینه منوره را مبدا سال قمری قرار داده اند. بدین جهت ، تاریخ قمری را تاریخ هجری قمری نامیده اند.{برگرفته از کتاب «روز شمار تاریخ اسلام (ماه محرم)»نوشته سید تقی واردی ،انتشارات دار الثقلین}.

  4. #3
    کارشناس پاسخگوی تاریخی
    تاریخ عضویت : جنسیت دی/۱۳۸۸
    نوشته : 1,858 تشکر : 1,031
    مورد تشکر: 4,209 در 1,521 پست
    حضور : 8 روز 19 ساعت 14 دقیقه
    دریافت : 12 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ : 0
    مقداد آنلاین نیست.



    نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره ی نقره ای نمایش پست
    سلام
    چند تا سوال داشتم !
    1- ماه های قمری از کی به وجود اومده اند ؟ از زمان هجرت پیامبر ؟

    2- چرا به یه سری ماه ها مثل محرم و صفر و ماه حج ماه حرام گفته می شود ؟ منظورم اینه که اگه ماها ی قمری قبل از شهادت امام حسین (ع) نامگذاری شده اند ، دلیل حرام بودن مثلا محرم چی بود ؟! دلیلش رو گفته اند ؟!


    فعلا سوالام همین هاست !

    با تشکر از زحمات شما .


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1
    با عرض سلام و ادب

    قبل از بيان مطالبي در رابطه با فلسفه ماههاي حرام،لازم است چهار ماهي كه بعنوان ماههاي حرام هستند را خدمت شما عرض كنم:

    ماههای قمری عبارت‌اند از:

    محرم، صفر، ربیع الاول، ربیع الثانی، جمادی الاول، جمادی الثانی، رجب، شعبان، رمضان، شوال، ذیقعده و ذیحجه.

    از این دوازده ماه، چهار ماه رجب، ، ذیقعده و ذیحجه، محرم ماه‌های حرام شناخته می‌شوند که هر گونه جنگ و نبرد در آنها حرام شمرده شده است. سه ماه پشت سر هم و یک ماه (رجب) جدا از بقیه است.بنابراين ماه صفر از ماههاي حرام نمي باشد.

    قرآن کریم در آیه 36 سوره توبه صراحتا به حرمت ماه‌های حرام حکم داده است.

    امّا اينكه حرمت این چهار ماه از چه زمانی آغاز شده است، برخی گفته ‏اند:
    حرمت این ماه‏ها از شریعت حضرت ابراهیم(ع) است.(1)

    از برخی روایات استفاده می‏شود سرآغاز حرمت ماه‏های حرام، آغاز آفرینش آسمان‏ها و زمین است؛ در روایتی از امام باقر(ع) آمده است:

    "به احترام کعبه، خدا حرمت ماه‏های حرام را در کتاب خود، همان روزی که آسمان و زمین را آفرید، وضع کرد که سه ماه آن پشت سر هم و یک ماه آن جداگانه است".(2)
    دراین باره قرآن می‏گوید:
    "تعداد ماه‏ها نزد خداوند در کتاب (آفرینش) الهی از آن روز که آسمان و زمین را آفرید، دوازده ماه است که از آن چهار ماه، ماه حرام است".(3)

    کلمات برخی از مفسّران حاکی از این است که اعراب جاهلی حرمت این ماه‏ها را رعایت کرده‏اند، به گونه‏ای که اگر قاتل پدر خود را در این فاصله زمانی مشاهده می‏کردند، به او کاری نداشتند(4)

    در رابطه با فلسفه و حكمت حرام بودن اين چند ماه بايد عرض كنم:

    چنانچه روشن است در آيه 36 سوره توبه كه به حرمت برخي از ماهها اشاره شده است،سخنی از حکمت آن نیامده.در روایات نیز اشاره به اصل حکم شده اماپیرامون علت یا حکمت آن به وضوح مطلبی نیامده است. اما از آنجا که طبق نقل برخ ياز روايات حرمت ماه هاى حرام به زمان «حضرت ابراهیم» برمى گردد و در عصر جاهلیت به عنوان یک سنت به قوت خود باقى مانده بود و از سوى اسلام نیز به خاطر حکمت و فوایدى که داشته تأیید شد. می توان حکمتهایی برای این حکم بیان کرد.

    از جمله فلسفه ها و فواید آن مى توان به احتمال پایان یافتن جنگ ها به خاطر مجال یافتن جنگجویان براى تفکر و اندیشه، دعوت به صلح و آرامش، امکان انجام مناسک حج، تجارت و بسیارى از امور دیگر، اشاره کرد.

    نکته مهم آتش بس در جنگ است که حتى براى چند روز یا یک روز هم داراى اثر و فایده است. در دوران جنگ هاى بیست ساله ویتنام، براى آتش بس یک روزه تلاش مى کردند و این حکم، خود نشانه روح صلح طلبى اسلام است. (5)

    آخرین نکته در این زمینه اینکه منظور از حرام نمودن این چهار ماه، این است که مردم در این ماه ها از جنگیدن دست بکشند و امنیت عمومى در همه جا حکم فرما شود تا به زندگى خود و فراهم آوردن وسایل آسایش و سعادت خویش بپردازند و به عبادات و طاعات مشغول شوند(6).

    شايد بتوان فلسفه ماههاي حرام را اينگونه بيان كرد:

    فلسفه وجودی ماه‏های حرام از سوی خدا و به خاطر دست کشیدن از قتل و خون ریزی وجدال است، تا دامنه آرامش و امنیّت فراگیر شود و آدمیان در این مدّت با آسایش خاطر بتوانند در سایه عبادت و بندگی خدا سعادت خویش را تامین نمایند.

    انسانی که مدتی نسبتاً طولانی سختی‏ها و گرفتاری‏های جنگ را پشت سر گذاشته، با خاموش شدن صدای چکاچک شمشیرها در ماه‏های حرام فرصت پیدا می‏کند به گذشته خود بیندیشد.

    ای بسا ترک جنگ دراین مدت عاملی برای برقراری صلح و آرامش باشد؛ تایید آن در دین اسلام نشانه روح صلح‏ طلبی است. ناگفته نماند که اگر دشمن بخواهد از این قانون اسلامی سوء استفاده کند و حریم ماه‏های حرام را بشکند، اجازه مقابله به مثل داده شده است.

    پی نوشت‏ها:

    1. تفسیر المیزان، همان، ص 281.

    2. کافی، کلینی، دار صعب، بیروت، ج 4، ص 241 - 240.

    3. توبه (9) آیه 36.

    4. تفسیر مجمع البیان، همان؛ التبیان فی تفسیر القرآن، محمد بن الحسن الطوسی، داراحیاء التراث العربی، بیروت، ج 5، ص 214.


    5. ناصر مکارم شیرازى، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، ج 7، ص 408.

    6.محمد حسین طباطبایی، المیزان، ترجمه موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم، ج‏9، ص: 359
    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۰/۱۰/۰۹ در ساعت 22:26

  5. #4
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت : جنسیت شهریور/۱۳۸۹
    نوشته : 642 تشکر : 2,163
    مورد تشکر: 2,396 در 715 پست
    حضور : 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت : 5 آپلود : 0
    گالری : 20 وبلاگ :
    ستاره ی نقره ای آنلاین نیست.



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی تاریخی 1 نمایش پست
    رجب، شوال، ذیقعده و ذیحجه
    ببخشید اون وقت محرم چی ؟!! محرم که ماه حرامه !!!!

    صفر هم فکر میکنم ماه حرام باشه ، چون حتی تو قانون هم اومده که اگر کسی توی محرم و صفر مرتکب قتل بشه مجازاتش سنگین تره چون تو ماه حرام مرتکب قتل شده !
    تاریک ترین ساعات شب ، درست لحظاتی قبل از طلوع خورشید است ...



  6. #5
    خادم قرآنی بخش افلاکیان
    تاریخ عضویت : جنسیت تیر/۱۳۸۸
    نوشته : 2,423 تشکر : 9,926
    مورد تشکر: 10,397 در 2,317 پست
    حضور : 22 روز 11 ساعت 24 دقیقه
    دریافت : 26 آپلود : 4
    گالری : 28 وبلاگ : 1
    seyed133 آنلاین نیست.



    به نام خدا

    برخی شبهه راجع به ماه حرام بودن رجب مطرح کرده و گفته اند:
    با توجه به این که ماه هاى حرام، مانند ذى القعده، ذى الحجه و محرم، به ترتیب و پشت سر هم است، آیاماه صفر، جزء ماه هاى حرام است یا ماه رجب؟ زیرا معقول نیست که در دوران جاهلیت، هنگام جنگ، در ماه هاى ذى القعده و ذى الحجه و محرم آتش بس بشود. و جنگ پس از آن ادامه پیدا کند، آن گاه در ماه رجب نیز آتش بس بشود.
    در جواب می توانیم بگوییم که مراد از ماه هاى حرام ماه هایى است که خداوند متعال رعایت حرمت آن ها را بر مؤمنان واجب نموده است و از زبان و از زمان حضرت ابراهیم و اسماعیل(علیهما السلام) جنگ در ماه هاى حرام را ناروا دانسته است.
    این سنت ابراهیم از زمان آن حضرت تا ظهور اسلام همچنان طبق سیره عملى در میان عرب محترم شمرده مى شد، قرآن کریم نیز بر آن صحه گذاشته و حرمت ماه هاى حرام را امضاء کرد.

    چنان که خداوند مى فرماید: «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِى کِتَـبِ اللَّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّمَـوَ تِ وَالأَْرْضَ مِنْهَآ أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَ لِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ فَلاَ تَظْـلِمُوا فِیهِنَّ أَنفُسَکُمْ وَقَـتِلُوا الْمُشْرِکِینَ کَآفَّةً کَمَا یُقَـتِلُونَکُمْ کَآفَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ ;(توبه،36) شمار ماه ها به نزد خداوند، در کتاب الهى از روزى که آسمان ها و زمین را آفرید، دوازده ماه است چهار ]ماه[ از آن حرام است. دین درست این است. پس در آن ]چهارماه[ بر خویشتن ستم میکنید و با مشرکان به هنگام نبرد دسته جمعى پیکار کنید همان گونه که آن ها دسته جمعى با شما پیکار مى کنند و بدانید خدا با پرهیزگاران است.»
    سه ماه از ماه هاى حرام پشت سر هم هستند که عبارتند از ذى القعده، ذى الحجه و محرم و یکى دیگر، ماه رجب است که میان ماه هاى جمادى و شعبان قرار گرفته است. در مورد تفاوت این ماه ها با ماه هاى دیگر در ابتدا قابل ذکر است که همه روزها و شب ها مخلوق خداست و هیچ زمانى به خودى خود بر «زمان» دیگر برترى ندارد; ولى برخى از روزها، شب ها و ماه ها به خاطر علل و حوادثى، برترى و قداست خاصى پیدا مى کنند.
    ماه هاى حرام نیز که به زمان «حضرت ابراهیم» برمى گردد و در عصر جاهلیت به عنوان یک سنت به قوت خود باقى بود، از سوى اسلام نیز به خاطر حکمت و فوایدى که داشته تأیید شد.
    از جمله فلسفه ها و فواید آن مى توان به احتمال پایان یافتن جنگ ها به خاطر مجال یافتن جنگجویان براى تفکر و اندیشه، دعوت به صلح و آرامش، امکان انجام مناسک حج، تجارت و بسیارى از امور دیگر، اشاره کرد. افزون بر این، در برخى روایات، فلسفه حرام بودن ماه رجب، به جا آوردن عمره در این ماه بیان شده است. بنابراین، سه ماه حرام پشت سرهم است (ذوالقعده، ذوالحجه، محرم) و یک ماه مفرد و جدا است; یعنى ماه رجب که در روایات به آن تصریح شده است و ماه صفر از ماه هاى حرام نیست. و پشت سرهم نبودن ماه هاى حرام غیر معقول نیست، ضمن این که اگر بنا است پشت سرهم باشد، چرا صفر ماه حرام باشد و شوال نباشد؟
    2. آتش بس در جنگ، حتى براى چند روز یا یک روز هم داراى اثر و فایده است. در دوران جنگ هاى بیست ساله ویتنام، براى آتش بس یک روزه تلاش مى کردند و این حکم، خود نشانه روح صلح طلبى اسلام است.
    3. منظور از حرام نمودن این چهار ماه، این است که مردم در این ماه ها از جنگیدن دست بکشند و امنیت عمومى در همه جا حکم فرما شود تا به زندگى خود و فراهم آوردن وسایل آسایش و سعادت خویش بپردازند و به عبادات و طاعات مشغول شوند.
    4. در دوران جاهلیت که از دین توحیدى حضرت ابراهیم(علیه السلام)خبرى نبود، مشرکان به این قانون الهى نیز احترام میگذاشتند، ولى به خواست خود جاى ماه ها را عوض مى کردند; براى مثال به جاى ماه محرم، ماه صفر را حرام اعلام مى کردند که آیه 37 سوره توبه، این عمل را کفر و گناه محسوب نمود.

    پاورقی ها:
    1. ر.ک: بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 51، ص 156 / همان، ج 79، ص 229 / ثواب الاعمال
    2. تفسیر نورالثقلین، ابن جمعه حویزى، ج 2، ص 215، ح 139، انتشارات اسماعیلیان.
    3. تفسیر نورالثقلین، همان، ص 141.
    4. ر.ک: تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازى و دیگران، ج 7، ص 408، دارالکتب الاسلامیه

    یا علی
    به نام خدا



    کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

    (شادی روحشان صلوات)


    آیت الله سید علی قاضی(ره) عارف کامل:در مستحبات عزاداری و زیارت سید الشهدا علیه السلام مسامحه ننمایید
    و روضه هفتگی و لو دو سه نفری داشته باشید که اسباب گشایش است.

    منو دل کندن از دل بر محاله...

    یا علی

  7. #6
    خادم قرآنی بخش افلاکیان
    تاریخ عضویت : جنسیت تیر/۱۳۸۸
    نوشته : 2,423 تشکر : 9,926
    مورد تشکر: 10,397 در 2,317 پست
    حضور : 22 روز 11 ساعت 24 دقیقه
    دریافت : 26 آپلود : 4
    گالری : 28 وبلاگ : 1
    seyed133 آنلاین نیست.

    ماه محرم در قرآن




    به نام خدا
    نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره ی نقره ای نمایش پست
    ببخشید اون وقت محرم چی ؟!! محرم که ماه حرامه !!!!
    ماه محرم ، اگر با اين عنوان در قرآن مجيد نيامده است . و ليكن در قرآن ، آيات چندى است كه درباره ماه هاى حرام و لزوم حرمت آن ها نازل شده است . ماه محرم نيز از جمله ماه هاى حرام است كه در آيات قرآن كريم به آن ها پرداخته شده است .
    در اين جا آيه هايى را كه درباره ماه هاى حرام وارد شده اند، اشاره كرده و به ترجمه و شرح اجمالى آن ها مى پردازيم :
    1 - جعل الله الكعبة البيت الحرام قياما للناس و الشهرالحرام و الهدى و... (1)
    خداوند متعال ، كعبه را كه خانه حرام است و هم چنين ماه حرام و قربانى را براى برپايى مردم (و معيشت آنان ) قرار داده است .
    در اين آيه ، خداوند متعال فلسفه حرمت حج و ماه حرام را بيان نموده است و آن ، عبارت است از معيشت و امنيت مردم در پناه آن ها و تاثير آن ها
    بر اصلاح جامعه .
    اگر مردم ، حرمت خانه خدا و ماه هاى حرام را نگه نداند و دائم در جنگ ، تجاوز و حرمت شكنى باشند، همانند اقوام و ملل پيشين به نابودى و هلاكت خواهند رسيد و با دست خود، يك ديگر را به فنا و فراموشى مى سپارند.
    امنيت و آسايش مردم در ماه هاى حرام و ايام حج ، موجب تقويت روابط اجتماعى و انسانى شده و مردم را به هم دلى و هم سويى سوق مى دهد و آنان را از پراكندگى و خوارى ، به عزت و سربلندى مى رساند.
    2 - يا ايها الذين آمنوا لا تحلوا شعائر الله و لا الشهرالحرام ... (2)
    اى كسانى كه ايمان آورده ايد، شعائر الهى و ماه حرام را بر خود حلال و مباح نسازيد.
    اين آيه ، بنا به نقل برخى از مفسران (3)در روز فتح مكه ، خطاب به مسلمانان فاتح نازل شد و به آنان فرمان داد كه پس از پيروزى بر مشركان ، شعائر الهى و ماه هاى حرام را ناديده نگيرند و بسان گذشته ، نسبت به آن ها پاى بند و متعهد باشند.
    بنابراين ، اگر آنان به مشركانى برسند كه آداب جاهليت را در زيارت خانه خدا انجام مى دهند، نسبت به آنان عصبانى نشده و آنان را به قتل نرسانند. زيرا در خانه امن الهى و در ماه حرام قرار دارند.
    3 - فسيحوا فى الارض اربعة اشهر و اعلموا انكم غير معجزى الله و ان الله مخزى الكافرين .(4)
    چهار ماه (به دور از جنگ و خون ريزى ) در زمين سير و سياحت كنيد (و مراسم حج خود را به راحتى به جاى آوريد) و بدانيد كه شماها نمى توانيد بازدارنده از خواست خدا باشيد و به درستى كه خداوند متعال ، كافران را خوار مى كند.
    در اين آيه ، خداوند سبحان مردم را در استفاده بهينه از ماه هاى حرام ، از جمله سير و سياحت ، زيارت و انجام مراسم حج فرا خواند و آنان را به اين امر تشويق كرده است و يادآورى نمود كه اگر بدخواهان و كافران بخواهند اين آزادى را از مردم بگيرند، از سوى خداوند متعال به خوارى و نابودى مبتلا مى گردند.
    4 - يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه ، قل قتال فيه كبير و صد عن سبيل الله و كفر و به و المسجد الحرام و اخراج اهله منه اكبر عند الله ، و الفتنه اكبر من القتل ... (5)
    (اى محمد) از تو درباره جنگ در ماه حرام پرسش مى كنند، در پاسخ آنان بگو: جنگ و درگيرى در اين ماه ، (گناهى ) بزرگ و بازدارنده از راه خدا و موجب كفر به (نعمت هاى ) خدا و مسجدالحرام است . (ولى ) اخراج اهالى (مسلمان ) اين شهر، در نزد خدا گناهش بزرگتر است و دسيسه كردن (مشركان از جهت گناه بزرگتر از قتل است .
    اين آيه ، به صراحت تمام حرمت ماه حرام را بيان كرده است و واجب الاحترام بودن آن را به همه انسان ها گوش فرموده است .
    از سياق آيه دانسته مى شود كه كافران و مشركان قريش نيز براى ماه هاى حرام ، احترام ويژه اى قائل بوده و جنگ و درگيرى را در آن ها ناروا مى شمردند.
    شاءن نزول اين آيه درباره دسته اى از مسلمانان به فرماندهى عبدالله بن جحش اسدى است كه براى رديابى و تعقيب كاروانى از قريش ، مرتكب كشتن يكى از مشركان در ماه حرام شدند.
    ماجرا از اين قرار بود كه دو ماه پيش از جنگ بدر، يك دسته هفت نفرى از مسلمانان براى تعقيب كاروانى از مشركان كه از شام عازم مكه بود، از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ماءموريت يافتند.
    آنان ، كاروان را يافته و پنداشته بودند كه در روزهاى آخر جمادى الآخر بسر مى برند و هنوز ماه رجب كه يكى از ماه هاى حرام است ، فرا نرسيده است .
    به همين جهت با مشركان درگير شده و در اين ميان ، يك تن از مشركان به نام عمرو بن حضرمى كشته و دو نفر ديگر به نام هاى حكم بن كيسان و عبد الله بن مغيره ، اسير شدند و يكى از آنان به نام مغيرة بن عثمان ، از چنگ مسلمانان گريخت و اين خبر ناگوار را به مشركان مكه رسانيد.
    جنگجويان مسلمان ، اسيران و غنايم را به مدينه منتقل كرده و ماجرا را به عرض پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رسانيدند. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از كردار آنان ناراحت شد و آنان را نكوهش كرد و فرمود: به خدا سوگند من شما را امر به جنگ با آنان نكرده بودم .
    جنگجويان چون ناخرسندى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را ديدند، از كرده خود پشيمان شدند.
    مشركان ، اين حادثه را دست آويزى قرار داده و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و مسلمانان را متهم به حرمت شكنى ماه حرام نمودند.
    آنان ، پيكى به نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در مدينه اعزام كرده و به صورت اعتراض و انتقاد به آن حضرت گفتند: آيا در ماه حرام ، جنگ و نبرد جايز است ؟
    در پاسخ آنان ، نازل شد و جواب آنان را به روشنى بيان كرد.
    خداوند متعال به آنان پاسخ داد كه جنگ در اين ماه حرام است ولى شما نيز حرمت شكنى كرده و اهالى مكه را به جرم مسلمانى از خانه و شهرشان كه براى همه بايد محل امن و آسايش باشد، اخراج نموديد. گناه دسيسه هاى شما بزرگتر و بيشتر است از كشته شدن يك نفر مشرك به طور اشتباهى در نبرد با مسلمانان . (6)
    5 - الشهر الحرام بالشهر الحرام و الحرامات قصاص فمن اعتدى عليكم فاعتدوا بمثل ما اعتدى عليكم ...(7)
    ماه حرام در برابر ماه حرام است و حرمت (شكنى )ها را قصاص مى باشد. پس كسى كه بر شما تجاوز و دست درازى كرد، شما نيز به اندازه تجاوزش ، بر او دست درازى كنيد.
    مراد از شهر حرام در اين آيه ، ماه ذى قعده است كه در اين ماه ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و مسلمانان مدينه در سال هجرى جهت انجام عمره ، عازم مكه گرديدند ولى مشركان مكه ، مانع ورود آنان شده و خود را براى نبرد با آنان آماده كرده بودند. سرانجام ، كارشان به صلح انجاميد كه معروف به ((صلح حديبيه )) شده است .(8)
    مشركان مى دانستند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و مسلمانان پيرو آن حضرت ، حرمت ماه هاى حرام را نگه مى دارند و در اين ماه ها به كارزار و جنگ با دشمنان خود نمى پردازند.
    به همين جهت در صدد برآمده تا از تعهد دينى و شرعى مسلمانان سوء استفاده كرده و آنان را غافل گير و در اين ايام بر آن ها هجوم آورده و كارشان را يكسره سازند.
    خداوند متعال ، توطئه هاى شيطانى مشركان را نقش بر آب كرد و به پيامبرشان وحى نمود كه ماه حرام را در برابر ماه حرام است . اگر مشركان حرمت آن را شكستند و اقدام به تجاوز و جنگ كردند، بر مسلمانان واجب است با آنان مقابله به مثل نمايند. با نزول اين آيه ، حربه مشركان از دست شان گرفته شد و بار ديگر در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به ضعف و انفال رسيده و به ناچار با آن مصالحه كردند.
    6 - فاذا انسلخ الاشهر الحرم فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم ...(9)
    آن گاه كه ماه هاى حرام به پايان رسد، هر كجا مشركان را يافتيد با آنان مبارزه كنيد.
    مشركان و كافران شبه عربستان ، صحنه را بر مسلمانان تنگ كرده و از هر سو با آنان دشمنى مى نمودند و گاهى اقدام به هجوم و آزار مسلمانان مى كردند. مسلمانان به ستوه آمده و از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم درخواست كردند كه به آنان اجازه نبرد با مشركان را بدهد. خداوند متعال آنان را امر به صبر نمود و فرمود كه حرمت ماه هاى حرام را نگهداريد و پس ‍ از پايان اين ماه ها، پاسخ آنان را بدهيد و هر كجا آنان را يافتيد، با آنان مبارزه و نبرد كنيد.
    7 - ان عدة الشهور عند الله اثنا عشر شهرا فى كتاب الله يوم خلق السماوات و الارض منها اربعة حرم ، ذلك الدين القيم فلا تظلموا فيهن انفسكم . (10)
    به راستى تعداد ماه ها در نزد خدا، دوازده ماه است . (و اين ) در كتاب خدا است از روزى كه آسمان ها و زمين را آفريد. چهار ماه از آن ها (ذى قعده ، ذى حجه ، محرم و رجب ) حرام مى باشند. اين است آيين استوار. پس در آن ماه ها بر خود ستم روا مداريد.
    از اين آيه ، استفاده مى گردد از هنگامى كه خداى سبحان ، زمين و آسمان ها را آفريد و كرات آسمانى ؛ از جمله ماه را در گردش به دور زمين به حركت در آورد، زمان را به سال و سال را به دوازده ماه ، به تعداد منازل ماه ، محدود و مشخص كرد و پيامبران الهى نيز بر اساس آن عمل كرده و اعمال و عبادات خويش (مانند روزه و حج ) را تعيين مى نمودند.
    هم چنين در اين آيه ، به حرمت چهار ماه از سال و لزوم نگهدارى احترام آن ها به صراحت بيان شده است و اين كه شكستن حرمت آن ها و اقدام نمودند به جنگ و خون ريزى در اين مدت ، ستم بر بشريت است .
    مراد از ((كتاب الله )) در اين آيه ، لوح محفوظ است و هم چنين در كتاب هايى كه بر پيامبران پيشين نازل شده اند، مطالب مزبور بيان شده اند.(11)
    8 - انما النسيى زيادة فى الكفر به الذين كفروا يحلونه عاما و يحرمونه عاما ليوا طئول عدة ما حرم الله فيحوا ما حرم الله زين لهم سوء اعمالهم .(12)
    همانا فراموشى در كفر (عصر جاهليت )، بسيار بود كه به واسطه آن گمراهى مى شدند آنانى كه كفر ورزيده بودند، به طورى كه سالى را حلال و سالى را حرام مى شمردند تا پاى مال كنند شمار آن چه را كه خدا حرام كرده است . پس آنان ، حلال مى شمردند آن چه (ماه هايى ) را كه خدا حرام كرده بود. (بدين ترتيب ) كردار زشت شان بر آنان آراسته مى گرديد.
    با توجه به اينكه حرمت ماه هاى حرام از يادگارهاى پيامبران بزرگ الهى از جمله حضرت ابراهيم عليه السلام و فرزندش اسماعيل عليه السلام بود و عرب ها خود از پاى بند سنت آبا و اجدادى خويش مى دانستند، بدين جهت نمى توانستند به راحتى از اين سنت الهى ، يعنى پاس داشت ماه هاى حرام سرپيچى كنند. زيرا در آن صورت ، حج ناامن مى شد و رغبت ساير عرب ها به شركت در مراسم حج از بين مى رفت .
    در نتيجه عرب هاى مكه علاوه بر اين كه اعتبار و سيادت خود را از دست مى دادند، از درآمدهايى كه از بابت حاجيان و زائران نصيب آنان مى گرديد، محروم مى شدند.
    به اين جهت ، تلاش همگى آنان بر نگهدارى حرمت ماه هاى حرام و ايام حج بود.
    ولى در برخى از سال ها كه ميان قبايل و و طوايف حجاز، نبرد و درگيرى هايى روى مى داد، شكيبايى آنان و پذيرفتن آتش بس و متاركه جنگ در سه ماه پشت سر هم (ذى قعده ، ذى حجه و محرم )، بر ايشان دشوار بود و در صدد گريز از آن بر مى آمدند.
    آنان براى گريز از اين مشكل ، دست به حيله هايى زدند كه مورد مذمت و سرزنش قرآن و مسلمانان قرار گرفتند.
    يكى از حيله هاى آنان ، اين بود كه گفتند: ماه هاى ذى قعده و ذى حجه ، حرام و ماه محرم حلال گردد و پس از آن ، ماه صفر حرام شود، تا ميان ذى حجه و صفر، يك ماه فرصت تجاوز و خون ريزى يكديگر را داشته باشند.
    ترفند ديگر آنان ، اين بود كه در هر سال ، در يك ماه مراسم حج را به جا مى آورند. مثلا دو سال پشت سر هم ، در ماه ذى قعده ، دو سال پشت سر هم در ماه ذى حجه و دو سال پشت سر هم در ماه محرم ، مراسم حج را انجام مى دادند و بقيه ماه هاى را براى خود حلال مى شمردند.
    بدين طريق ، ماه هاى حرام و ايام حج را دستخوش هوا و هوس خويش قرار داده بودند. عرب هاى مكه ، يك سال پيش از حجة الوداع ، مراسم حج را در ذى قعده انجام دادند و در سالى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم براى آخرين بار به زيارت خانه خدا مشرف شد و سفرش به حجة الوداع معروف گرديد، مراسم حج در ذى حجه قرار گرفت .
    در همين سال ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ضمن خطبه اى فرمود: همانا زمان ، به مانند هياتى كه خدا در آفرينش آسمانها و زمين ، به وجود آورد بر مى گردد. به اين صورت كه هر سال ، دوازده ماه دارد و چهار ماه از آنها حرام است كه سه ماه پشت سر هم (ذى قعده ، ذى حجه و محرم ) و چهارمين ماه (رجب ) ميان جمادى و شعبان قرار گرفته است .(13)
    از آن هنگام ، مراسم حج همه ساله در ذى حجه برگزار مى گردد. ولى سه ماه ديگر نيز از ماه هاى عبادت ، زيارت و حج خانه خدا (به صورت عمره و مفرده ) بوده و نگهدارى حرمت آنان ، بر همگان لازم و واجب است .

    *********1- سوره مائده (5)، آيه 97.
    2-همان آيه 2.
    3-مجمع البيان ، ج 3-4، ص 237.
    4- سوره بقره (2) آيه 217.
    5-نك : مجمع البيان ، 1-2، ص 549 و ترجمه تفسير الميزان ، ج 3، ص 239 و 274.
    6- سوره بقره (2)، آيه 194.
    7- نك : فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم ، ص 359.
    8-سوره توبه (9)، آيه 5.
    9-سوره توبه (9)، آيه 36.
    10-مجمع البيان ، ج 6-5، ص 42.
    11-سوره توبه (9)، آيه 37.
    12-نك : بحارالانوار، ج 9، ص 79 (بيان ).
    13-مجمع البيان ، ج 6-5، ص 45.
    به نام خدا



    کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

    (شادی روحشان صلوات)


    آیت الله سید علی قاضی(ره) عارف کامل:در مستحبات عزاداری و زیارت سید الشهدا علیه السلام مسامحه ننمایید
    و روضه هفتگی و لو دو سه نفری داشته باشید که اسباب گشایش است.

    منو دل کندن از دل بر محاله...

    یا علی

  8. #7
    کارشناس پاسخگوی تاریخی
    تاریخ عضویت : جنسیت دی/۱۳۸۸
    نوشته : 1,858 تشکر : 1,031
    مورد تشکر: 4,209 در 1,521 پست
    حضور : 8 روز 19 ساعت 14 دقیقه
    دریافت : 12 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ : 0
    مقداد آنلاین نیست.



    نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره ی نقره ای نمایش پست
    ببخشید اون وقت محرم چی ؟!! محرم که ماه حرامه !!!!

    صفر هم فکر میکنم ماه حرام باشه ، چون حتی تو قانون هم اومده که اگر کسی توی محرم و صفر مرتکب قتل بشه مجازاتش سنگین تره چون تو ماه حرام مرتکب قتل شده !
    با عرض سلام

    با تشكر از تذكر شما

    ماهاي حرام عبارتند از ذي القعده،ذي الحجه،محرم و رجب.اشتباهاً بجاي محرم،شوال تايپ شده بود.

    ماه صفر قطعاً جزو ماههاي حرام نيست،هر چند خيلي ها تصور مي كنند كه ماه صفر هم از ماههاي حرام است.

  9. #8
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت : جنسیت شهریور/۱۳۸۹
    نوشته : 642 تشکر : 2,163
    مورد تشکر: 2,396 در 715 پست
    حضور : 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت : 5 آپلود : 0
    گالری : 20 وبلاگ :
    ستاره ی نقره ای آنلاین نیست.



    ممنون از پاسخ های کامل و جامعی که دادید .


    یه سوال دیگه ، پس برای چی پیامبر(ص) از ماه صفر خوششون نمیومد و یه جورایی ماه سنگینیه ، و بعد از اینکه این ماه تموم میشه ، میگن به پیامبر مژده بدهید ، ممنون میشم اگه دلیلش رو بگین .
    تاریک ترین ساعات شب ، درست لحظاتی قبل از طلوع خورشید است ...



  10. تشكرها 2 : مقداد, گلبرگ...
  11. #9
    کارشناس پاسخگوی تاریخی
    تاریخ عضویت : جنسیت دی/۱۳۸۸
    نوشته : 1,858 تشکر : 1,031
    مورد تشکر: 4,209 در 1,521 پست
    حضور : 8 روز 19 ساعت 14 دقیقه
    دریافت : 12 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ : 0
    مقداد آنلاین نیست.



    نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره ی نقره ای نمایش پست
    ممنون از پاسخ های کامل و جامعی که دادید .


    یه سوال دیگه ، پس برای چی پیامبر(ص) از ماه صفر خوششون نمیومد و یه جورایی ماه سنگینیه ، و بعد از اینکه این ماه تموم میشه ، میگن به پیامبر مژده بدهید ، ممنون میشم اگه دلیلش رو بگین .
    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    يكي از مطالبي كه در مورد ماه صفر در بين مردم مشهور شده است،نحوست ماه صفر است،لذا مناسب است به اختصار د ررابطه با نحس يا سعد ايام مطالبي خدمت شما عرض كنم:
    ما برخی روزهای سال را مبارک می شماریم و برخی را نحس و شوم، به اعتبار حادثه ای که در آن روز واقع شده، و مقصود ما این نیست که این روز از آن جهت که این روز است مبارک است یا این روز از آن جهت که این روز است شوم است، بلکه مقصود ما این است که این روز برای ما یادآور حادثه پربرکتی است یا این روز برای ما یادآور حادثه شومی است.

    مفسر و فیلسوف بزرگ جهان اسلام علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، درباره سعد و نحسِ ایام، سخنانی دارد که خلاصه‏ای از ترجمه آن بدین قرار است: «نحس بودن روز یا مقداری از زمان، به این معنا است که در آن زمان، جز شرّ و بدی، حادثه‏ای روی ندهد و اعمال آدمی، یا دست‏کم نوع خاصی از اعمال، برای صاحب آن، برکت و نتیجه خوبی نداشته باشد. سعد بودن روز، درست برخلاف این است. ما به هیچ وجه نمی‏توانیم بر سعادت روزی از روزها یا زمانی از زمان‏ها یا نحوست آن، برهان اقامه کنیم؛ زیرا طبیعت زمان از نظر مقدار به گونه‏ای است که اجزای آن مثل هم است و یک چیز به شمار می‏آید.{ المیزان، ج 19، ص 71 – 72}.

    روایات فراوانی درباره سعد و نحس ایام هفته و ایام ماه‏های عربی، فارسی و رومی، در کتاب‏های روایی از جمله - بحارالانوار - ذکر شده است؛ اما بیش‏تر آنها به دلیل مرسل بودن ضعیف هستند.{ بحارالانوار، ج 56، چاپ جدید، مؤسسْ الوفا، بیروت، ص 31 - 18، باب 15، (باب ما روی فی سعادْ أیّام الأسبوع و نحوستها).}

    و برخی که دارای سند صحیح باشند دلالت آنها بر نحوست ذاتی تمام نیست از این‏رو در برخی روایات آمده است برای دفع نحوست این ایام، باید به خدا پناه برد، روزه گرفت، دعا کرد، قرآن خواند صدقه‏ای داد یا کاری از این قبیل کرد. از روایات استفاده می‏شود که ملاک نحوست ایام، صرفاً تفأل زدن خود مردم است؛ زیرا تفأل و تطیّر، اثری نفسانی دارد. این روایات در مقام نجات دادن مردم از شرّ تفأل و نفوس است و می‏گوید اگر قوت قلبی تو تا آن حدّ نیست که اعتنایی به نحوست ایام نکنی، دست به دامن خدا شو و قرآنی بخوان و دعایی بکن.
    روایاتی که دلالت بر سعادتِ ایامی از هفته دارد، علت سعادت آن ایام و مبارک بودنش را وقوع حوادثی مبارک در آن روزها دانسته است؛ حوادثی که از نظر دین، بسیار مهم و عظیم بوده است؛ مانند ولادت رسول خدا(ص) و بعثت ایشان.

    بنابراین، روایاتِ نحوست و سعادت ایام، بیش از این دلالت ندارد که این سعادت و نحوست به جهت حوادثی است که بر حسب ذوق دینی یا بر حسب تأثیر نفوس، در فلان روز ایجاد حسن کرده یا باعث قبح و زشتی آن گردیده است. این که خودِ آن روز یا آن قطعه از زمان، متّصف به میمنت یا شومی شود و تکویناً خواص دیگری داشته باشد که سایر زمان‏ها، آن خواص را نداشته باشد و علل و اسباب طبیعی و تکوینی، آن قطعه از زمان را غیر از سایر زمان‏ها کرده باشد، از این روایات برنمی‏آید. هر روایتی که بر خلاف آن چه گفتیم، ظهور داشته باشد، یا باید آن را بر تقیه حمل کرد یا به طور کلی طرد نمود.{ المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی همدانی، ج 19، ص 121 - 115}

    ابن سینا می‏نویسد:

    «هرگز زمان، علت فاعلیِ چیزی نیست؛ بلکه ظرف حوادث است {و از همین روست که} اگر چیزی به جهت سبب مخفی خود، در زمان معین، موجود یا معدوم گردد، چون آن سبب حقیقی و اصلی وی مجهول است، {مردم} آن حادثه را به ظرفش که زمان باشد، نسبت می‏دهند و چنین است که اگر آن رویداد گوارا بود، زمان تحقق آن را مدح می‏نمایند و اگر ناگوار بود، به نکوهش زمان وقوع آن می‏پردازند. «از آن جا که علل امور وجودی در بسیاری موارد روشن است، ولی سبب پیدایش امور عدمی آشکار نیست - مثلاً سبب پیدایش یک بنا روشن است، ولی عامل فرو ریختن و فرسودن آن معلوم نیست... - زمان را عامل پیدایش بسیاری از امور عدمی همچون فراموشی، فرتوتی، زوال و...، می‏پندارند و سعی مردم در بدگویی از زمان و هجو کردن روزگار و نکوهش آن، معروف می‏گردد.{ شفا، طبیعیات، ابن سینا، ج 1، فصل‏های 10، 11، 12( زمان)، ص 166 - 148.}

    بنابراین، به طور خلاصه می‏توان گفت که تفکر اسلامی درباره زمان آن است که این پدیده، ذاتاً سعد یا نحس نیست و نمی‏تواند عامل سعادت و نحوست یا سبب فاعلیِ نشاط یا اندوه باشد؛ بلکه تنها به منزله ظرف و موقعیتی است که در آن رویدادها و حوادث تلخ و شیرین روی می‏دهد. اگر هم در برخی موارد سعادت یا نحوست به ایام نسبت داده می‏شود، به سبب حوادث تلخ یا شیرینی است که در آن روزها رخ داده است؛ وگرنه زمان از حیث زمان بودن، به شومی و برکت توصیف نمی‏شود.

    در مورد ماه صفر هم چون حوادث تلخ و ناگواري اتفاق افتاده است مردم اين ماه را نحس مي دانند،بزرگترين و تلخترين حادثه اي كه در اين ماه اتفاق افتاده است،رحلت جانگداز اشرف مخلوقات عالم و خاتم انبياي الهي حضرت محمد(صلي الله عليه و آله) مي باشد.

  12. #10
    کارشناس پاسخگوی تاریخی
    تاریخ عضویت : جنسیت دی/۱۳۸۸
    نوشته : 1,858 تشکر : 1,031
    مورد تشکر: 4,209 در 1,521 پست
    حضور : 8 روز 19 ساعت 14 دقیقه
    دریافت : 12 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ : 0
    مقداد آنلاین نیست.



    [idea][/idea]
    نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره ی نقره ای نمایش پست
    ممنون از پاسخ های کامل و جامعی که دادید .


    یه سوال دیگه ، پس برای چی پیامبر(ص) از ماه صفر خوششون نمیومد و یه جورایی ماه سنگینیه ، و بعد از اینکه این ماه تموم میشه ، میگن به پیامبر مژده بدهید ، ممنون میشم اگه دلیلش رو بگین .
    اينكه فرموده ايد پيامبر(صلي الله عليه و آله) هم از اين ماه خوششون نمي آمد،بنده چنين مطلبي را هيچ جا نديده ام،اگر شما از آن روايتي كه آمده است پيامبر(صلي الله عليه و آله) فرمودند:«هر كس خروج از ماه صفر را به من اطلاع دهد،اهل بهشت مي باشد» اين برداشت را كرده ايد،در توضيح اين روايت بايد عرض كنم:

    مرحوم شیخ عباس قمی می فرمایند این ماه معروف است به نحوست . . مستند آنان حدیثی از پیامبر است که فرمودند:« من بشرنی بخروج آذار فله الجنه : هر کس به من بشارت دهد صفر تمام شده است بهشت می رود» .

    عده ای معتقد شدند آذار همان صفر است در حالی که آذار از ماههای رومی است و صفر از ماههای قمری است .

    مرحوم شيخ صدوق در كتاب ارزشمند علل الشرايع اين حديث را به صورت حدیثی مسند از ابن عباس آورده است و آن عبارت از این است که پیامبر اکرم روزی در مسجد قبا در جمع عده زیادی از اصحابش فرموند: «اول من یدخل علیکم الساعة رجل من اهل الجنه» یعنی اولین کسی که هم اکنون بر شما وارد می شود، مردی از اهل بهشت است. پس چند نفر که این مطلب را شنیدند از یک در مسجد خارج شدند تا از در دیگر وارد شوند و اول کسی باشند که مستحق بهشت گردند.

    پیامبر که متوجه این موضوع شدند، به عده ای که در مسجد باقی مانده بودند، فرمودند: «إنه سیدخل علیکم جماعه یستبقون فمن بشرنی بخروج آذار فله الجنه» یعنی هم اکنون عده زیادی از در مسجد وارد می شوند، تنها کسی که مرا به پایان ماه آذار خبر دهد، او اهل بهشت است. پس آن عده برگشته و وارد مسجد شدند در حالی که ابوذر در بین آنها بود.
    پیامبر از آنان پرسید: «فی أی شهرٍ نحن من شهور الرومیه؟ یعنی در کدام ماه از ماههای رومی قرارداریم؟ آن حضرت فقط پرسيدند در کدام ماه از ماههای رومی قرارداریم؟ تنها ابوذر گفت: یا رسول الله از ماه آذار خارج شده ایم. پیامبر فرمود: ابوذر، این را می دانستم ولیکن دوست داشتم اصحاب من مردی را که اهل بهشت است بشناسند.{علل الشرايع،ج1ص176}

    صحبت رسول خدا صلی الله علیه و آله در این زمان در مورد تبیین صفات مومنین بود و برای آوردن شاهد با علم لدنی خود اشاره کردند که اولین کسی که از در مسجد وارد شود او چنین صفاتی را داشته و اهل بهشت خواهد بود؛ اما چون متوجه تحرکات عده ای از اصحاب شدند این مطلب را که «هرکس مرا به خروج ماه آذار خبر دهد او اهل بهشت است» شرطی برای معرفی چنین شخصی یادآور شدند؛

    لذا قول پیامبر صلی الله علیه و آله تنها در همان زمان و مکان به عنوان شرطی برای معرفی مرد بهشتی دارای مفهوم است و نه به معنای مطلق آن در همه زمانها و مکانها. در حالی که همین حدیث امروزه در بین برخی شیعیان اینگونه مطرح شده است که هرکس در پایان ماه صفر در هفت مسجد را بزند و به پیامبر پایان ماه صفر را خبر دهد او اهل بهشت خواهد بود.

    بنابراين اين روايت به هيچوجه به نحوست ماه صفر و اينكه پيامبر(صلي الله عليه و آله) از اين ماه خوششون نمي آمده است،اشاره ندارد.
    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۰/۱۰/۱۱ در ساعت 16:41

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •