• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • + ارسال موضوع جدید
    صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12
    1. #1
      عضو آشنا
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۹۰
      نوشته : 18 تشکر : 219
      مورد تشکر: 213 در 45 پست
      حضور : 26 دقیقه
      دریافت : 4 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      zahra35 آنلاین نیست.

      خمس




      سلام. خسته نباشيد. ميشه بدونم در كدام سوره و آيه قرآن كلمه خمس اومده و چند بار در كل قرآن اومده؟ممنون ميشم پاسخ بدهيد


      کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 4
      ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۱/۰۹ در ساعت 23:27

    2. تشكرها 2 : مجیب, سبزینه
    3.  

    4. #2
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : آذر/۱۳۸۹
      نوشته : 1,218 تشکر : 531
      مورد تشکر: 2,643 در 988 پست
      حضور : 7 روز 12 ساعت 53 دقیقه
      دریافت : 2 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      عمار آنلاین نیست.



      با سلام و عرض ادب
      در جواب سوال شما عرض کنم که کلمه خمس در قرآن تنها يک بار به صورت صريح و در سوره انفال آيه 41 آمده است :
      "واعلموا أنما غنمتم من شئ فأن لله خمسه و للرسول و لذي القربي و اليتمي و المسکين و ابن السبيل إن کنتم آمنتم بالله و ما انزلنا علي عبدنا يوم الفرقان يوم التقي الجمعان و الله علي کل شئ قدير"
      بدانيد هر گونه غنيمتى به شما رسد، خمس آن براى خدا و براى پيامبر و براى ذى القربى و يتيمان و مسكينان و وا ماندگان در راه است ، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدائى حق از باطل ، روز درگيرى دو گروه (با ايمان و بى ايمان يعنى روز جنگ بدر) نازل كرديم ، ايمان آورده ايد، خداوند بر هر چيزى قادر است.


      آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


    5. #3
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : آذر/۱۳۸۹
      نوشته : 1,218 تشکر : 531
      مورد تشکر: 2,643 در 988 پست
      حضور : 7 روز 12 ساعت 53 دقیقه
      دریافت : 2 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      عمار آنلاین نیست.



      تاريخ نزول آيه‏
      بعضى زمان نزول آيه را جنگ بنى قينقاع (15 شوال سال دوم هجرى) می ‏دانند،(1) برخى زمان نزول را جنگ اُحد (7 شوّال سال سوم هجرى)(2) و بعضى جنگ بدر (رمضان سال دوم هجرى) می ‏دانند.(3) كه خداوند از مجاهدان اسلام می ‏خواهد خمس آنچه را در جنگ به غنيمت برده ‏اند، پرداخت نمايند.
      در ادامه عرض کنم که این آيه اهمیت خمس را نشان می ‏دهد زيرا:
      1- در كمتر آيه ‏اى مربوط به احكام، اين همه تأكيد پى در پى آمده است. كلمات «واعلموا، انّما، من شى، فانّ، للّه خُمُسه (بجاى «خمسه للّه») و ان كنتم آمنتم» نشان تأكيد است.
      2- براى تهييج مردم می ‏فرمايد: اگر ايمان داريد، خمس بدهيد. بنابراين پرداخت آن از لوازم ايمان شناخته شده است.
      3- جمله «فانّ للّه خُمُسه» (كه به اصطلاح جمله اسميّه است) بيانگر اين است كه اين حكم دائمى است، نه موقّت و موسمى. به علاوه چيزى كه نشانه ايمان است نمی ‏تواند موقّت باشد.
      4- كلمه «واعلموا» در اول آيه به معناى آن است كه بايد خمس دادن باورتان بيايد و مسئله را جدى بگيريد. راستى عجيب است كه شركت در جبهه، كنار پيامبر بودن، اهل نماز و روزه بودن، عقايد سالم داشتن، از مهاجرين، انصار و سابقين بودن، مجروح شدن و بالاخره بر سپاه كفر پيروز شدن به تنهايى كافى نيست، زيرا با آن همه كمالات باز هم قرآن می ‏فرمايد: اى رزمندگان پيروز! اگر ايمان داريد خمس غنائم را بپردازيد. اگر به بعضى از دستورات مثل جهاد و نماز عمل كرديد، ولى به دستور خمس عمل نكرديد، ايمان واقعى نداريد.
      يك نكته مهم‏
      رسول خدا صلى الله عليه وآله در شب جنگ بدر نخوابيد و دائماً دعا می ‏كرد و می ‏فرمود: خدايا! اين گروه اندك از مسلمين روى زمين مشابهى ندارند، اگر اينها شكست بخورند روى زمين بنده مؤمنى نخواهى داشت.(4) امّا قرآن خطاب به همين رزمندگان می ‏فرمايد: اگر ايمان داريد، خمس بدهيد. يعنى چه بسا تعداد مؤمنان در جهان بسيار كم باشد، ولى حتّى همين تعداد كم كه مشمول دعاى پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله نيز هستند، اگر به تكليف الهى و پرداخت خمس عمل نكنند، ايمان ندارند.

      منابع:
      1. سوره انفال، آيه 41.
      2. تفسير طبرى، ج 2، ص 173.
      3. تفسير مجمع‏ البيان، ج‏4، ص 518 .
      3. كتاب خمس آية اللَّه حسن فقيه امامى، ص 36.
      4. اللهم انّك ان تهلك هذه العصابة لا تعبد بعد اليوم». بحار، ج 19، ص 334.
      ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۰/۱۱/۱۰ در ساعت 10:28


      آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


    6. #4
      عضو آشنا
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۹۰
      نوشته : 18 تشکر : 219
      مورد تشکر: 213 در 45 پست
      حضور : 26 دقیقه
      دریافت : 4 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      zahra35 آنلاین نیست.



      با سلام و تشكر از پاسخگويي شما.
      فقط اينكه در اين آيه نشان ميده كه در هنگام جنگ اگر غنيمتي به دستتان رسيد بايد خمس آن را پرداخت كنيد.پس در موارد غير از جنگ چطور؟
      واينكه آيا در قرآن در مورد زكات هم به وضوح اشاره به چگونگي پرذاخت آن و در چه زماني بايد پرداخت شود شده؟

    7. تشكر : سبزینه
    8. #5
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : آذر/۱۳۸۹
      نوشته : 1,218 تشکر : 531
      مورد تشکر: 2,643 در 988 پست
      حضور : 7 روز 12 ساعت 53 دقیقه
      دریافت : 2 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      عمار آنلاین نیست.



      سلام علیکم
      خواهش میکنم.
      عرض کردیم که در ترجمه هر غنمیتی خمس به آن تعلق می گیرید که در اینجا برای روشن شدن قضیه باید واژه غنمیت رو بررسی کنیم که در اين جا بايد ديد كه مقصود از غنيمت چيست؟ آيا مقصود غنيمت جنگى است يا هر فائده اى است كه انسان به دست مى آورد؟ ترديدى نيست كه براى فهم اين واژه مى بايست به لغت شناسان مراجعه كرد تا از آن راه علم به معناى لغات قرآن و سنّت حاصل گردد.
      غنميت در لغت
      با مراجعه به لغت معلوم مى شود كه غنيمت به معناى مطلق فائده اى است كه انسان به دست مى آورد و اختصاصى به غنيمت جنگى ندارد و در ذيل به ذكر كلمات برخى از لغت شناسان مى پردازيم :
      خليل فراهيدى مي‌گويد :
      الغنم الفوز بالشى فى غير مشقة و الاغتنام انتهاز الغنم.(1)
      غنيمت بدست آوردن چيزي است بدون سختي واغتنام به معني استفاده از غنيمت است .
      ازهرى مي‌گويد :
      قال الليث : الغنم ، الفوز بالشى و الاغتنام انتهاز الغنم .(2)
      ليث گفته است که : غنم يعني بدست آوردن چيزي واغتنام استفاده از غنيمت است .
      ابن فارس مي‌گويد:
      غنم اصل صحيح واحد يدل على افادة شى لم يملك من قبل ثم يختص بما اخذ من المشركين.(3)
      غنم مصدري است که حروف اصلي آن صحيح است ( اصطلاح علم صرف) معناي آن فايده بردن از چيزي است که قبل از آن مالکش نبوده است .سپس مخصوص شد به آنچه از مشرکين گرفته مي شود .
      ابن منظور مي‌نويسد :
      الغنم الفوز بالشىء من غير مشقة.(4)
      بدست آوردن چيزي است بدون مشقت
      و...
      همان گونه كه از گفتار و تصريح لغت شناسان به دست آمد اين كه غنم در لغت معناى وسيع ترى از غنيمت جنگى دارد و به معناى مطلق فائده اى است كه انسان بدون مشقت و سختى به دست آورده باشد ولى بعدها پس از نزول قرآن به خاطر جنگ هايى كه پيش آمد غنيمت بيشتر در معناى اموالى استعمال شد كه از مشركان گرفته مى شد. بنابراين لفظ غنيمت در آيه بر همان معناى لغوى آن حمل مى شود مگر اين كه قرينه قطعى وجود داشته باشد كه مقصود از آن غنيمت جنگى باشد.

      منابع:
      1. العين: ماده غنم.
      2. تهذيب اللغة: ماده غنم .
      3. مقاييس اللغة ، ماده غنم.
      4. لسان العرب ، ماده غنم.


      آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


    9. #6
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : آذر/۱۳۸۹
      نوشته : 1,218 تشکر : 531
      مورد تشکر: 2,643 در 988 پست
      حضور : 7 روز 12 ساعت 53 دقیقه
      دریافت : 2 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      عمار آنلاین نیست.



      مثالی از حدیث نبوی
      حديث نبوى كه اهل تسنن هم روايت كرده‏ اند و مخصوصاً در نهايه ابن‏ اثير هست. مضمونش اين است: مَنْ لَهُ الْغُنْمُ عَلَيْهِ الْغُرْمُ. اين حديث در فقه مورد استعمال دارد و در آنجا سني ها هم قبول دارند كه معنايش اين است كه هركسى كه سود، مال اوست ضرر هم به او تعلق مى‏ گيرد. اين حديث به صورت ضرب‏ المثل هم درآمده: مَنْ لَهُ الْغُنْمُ عَلَيْهِ الْغُرْمُ هركس كه در موردى سود آن را مى‏برد ضررش را هم بايد متحمل بشود. بديهى است در اين حديث معنى «غُنم» غنيمت دارالحرب نيست بلكه سود است. پس معلوم شد كلمه «غُنم» در مطلق سود به كار برده مى‏شود. اين هم شاهدى از احاديث نبوى.
      مثالی از عرف مردم عرب
      معمولًا هنگام بازگشت مسافر، وقتى مى‏ خواهند به او دعا كنند، مى‏گويند خير مقدم، يعنى خوش ‏آمدى. ولى وقتى مى‏خواهد برود، ما مى‏ گوييم به سلامت، عرب مى‏ گويد: سالماً و غانماً. «سالماً» همان معنى «به سلامت» را مى‏ دهد، و «غانماً» يعنى با غنيمت برگردى. آيا [غانماً را] فقط به سربازى كه به ميدان جنگ‏ مى‏رود مى‏ گويند؟ نه، به هر مسافرى مى‏گويند. يعنى سفرت با فايده باشد. «سالماً» يعنى به سلامت برگردى، «غانماً» يعنى با سود و منفعت برگردى. «غانم» اختصاص ندارد به غنيمت دارالحرب، هر سود و منفعتى را مى‏ گويند غنيمت.
      بنابراين ما كه شيعه هستيم، از آن نظر كه ائمه ما گفته ‏اند، در ميان خودمان بحثى نداريم ولى اگر اهل تسنن از ما بپرسند از چه جهت خمس شامل هر درآمد خالصى مى‏شود- و حالا هم عده ‏اى سنى‏ مآب پيدا شده‏ اند كه اين حرف را مى‏ زنند جواب مى‏ دهيم آنچه ائمه ما گفته‏ اند منطبق است با آنچه قرآن مى‏گويد. قرآن نگفته است:
      وَ اعْلَموا انَّما غَنِمْتُمْ فى دارِ الْحَرْبِ مِنْ شَىْ‏ءٍ، قرآن گفته: وَ اعْلَموا انَّما غَنِمْتُمْ. آنها مى‏ گويند آيات قبلش مربوط به جنگ است. مى‏گوييم ما كه نمى‏ گوييم اين آيه غنيمت دارالحرب را شامل نمى ‏شود تا شما بگوييد [به آيات قبل‏] ارتباط ندارد. ما مى‏ گوييم غنائم دارالحرب يكى از اقسام غنيمت است و قرآن در اينجا خواسته است يك قاعده كلى را بيان كند كه شامل غنيمت دارالحرب هم بشود نه اينكه خواسته باشد فقط حكم غنيمت دارالحرب را بگويد. بعلاوه آيا ممكن است كه اسلام درباره ماليات عمومى يك كلمه حرف نزده باشد؟! زكات ماليات عمومى نيست، آن يك امر اختصاصى است و به يك اموال خاصى تعلق مى‏گيرد. و آيا اسلام كه مدعى است در جميع شئون زندگى مردم حكم دارد مى‏تواند حكم ماليات عمومى نداشته باشد؟! پس در اينجا به حكم لغت، حق با اهل تشيع است."(1)

      منبع:
      1. مجموعه ‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏26، ص: 252(با تلخیص)


      آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


    10. #7
      عضو آشنا
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۹۰
      نوشته : 18 تشکر : 219
      مورد تشکر: 213 در 45 پست
      حضور : 26 دقیقه
      دریافت : 4 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      zahra35 آنلاین نیست.



      بسيار سپاسگذارم.

    11. #8
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : آذر/۱۳۸۹
      نوشته : 1,218 تشکر : 531
      مورد تشکر: 2,643 در 988 پست
      حضور : 7 روز 12 ساعت 53 دقیقه
      دریافت : 2 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      عمار آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط zahra35 نمایش پست
      واينكه آيا در قرآن در مورد زكات هم به وضوح اشاره به چگونگي پرذاخت آن و در چه زماني بايد پرداخت شود شده؟

      با سلام در مورد این قسمت از سوال هم توضیحاتی رو عرض کنم:

      در مورد نوع مصرف زکات آیه وجود دارد که خداوند چنین بیان می فرماید:
      إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاکِینِ وَالْعَامِلِینَ عَلَیهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِی الرِّقَابِ وَالْغَارِمِینَ وَفِی سَبِیلِ اللَّهِ وَاِبْنِ السَّبِیلِ فَرِیضَةً مِنْ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ[۱] یعنی: (مصرف) صدقات منحصرا مختص است به (این هشت طایفه): فقیران و عاجزان و متصدیان اداره صدقات و کسانی که باید تألیف قلوب آنها کرد (یعنی برای متمایل کردن بیگانگان به دین اسلام) و آزادی بندگان و قرض‌داران و در راه خدا (یعنی در راه تبلیغ و رواج دین خدا) و به راه درماندگان. این مصارف هشتگانه فرض و حکم خداست، که خدا دانا و بر تمام مصالح خلق آگاه است.
      اصنافی که زکات به آن ها تعلق می گیرد طبق آیه ی فوق به ترتیب ذیل می باشند:
      ۱) فقرا: جمع فقیر و فقیر کسی است که کسب و دارایی ندارد تا کفایت طعام، لباس و مسکن او را نماید.
      ۲) مساکین: جمع مسکین و مسکین کسی است که مقداری مال دارد اما تنها برای بعضی از نیازهای او کافی است، مانند کسی که به ده دینار نیاز دارد، اما کم تر از آن مثلاً سه دینار دارد. و به تعبیری مسکین کسی است که زمین گیر شده و توانایی کار ندارد. بنا بر قول اصح به فقرا و مساکین به اندازه ای داده می شود که کفایت غالب عمر آن ها را بنماید؛ لازم به یادآوری است که هزینه ی مورد نیاز برای ازدواج، جزو هزینه های معتبر برای زندگی شخص محسوب شده و برای تأمین آن از زکات استفاده می شود.
      ۳) عاملان جمع آوری زکات: یعنی کسانی که به جمع آوری زکات مشغول هستند.
      ۴) مؤلفة القلوب: کسانی هستند که تازه مسلمان شده اند، امید آن هست که با دادن سهمی از زکات به آنان، اسلام در قلبشان تقویت شود، یا کسانی هستند که در میان قوم خود دارای وجاهت و شرف می باشند و به دادن سهمی از زکات به آنان، امید اسلام آوردن آن ها می رود، یا کسانی هستند که اگر سهمی از زکات به آن ها داده شود با کافران نزدیک خود جهاد می کنند و مسلمانان را از حملات کفار و شر طغیان گران محفوظ می دارند، یا زکات را از اموال اقوامی وصول می کنند که فرستادن مأموران به آن مکان مشکل باشد.
      ۵) فی الرِّقاب: آزادی بردگان از زنجیر بردگی، که همان مکاتَب ها هستند؛ یعنی کسانی که با سید و مالک خود، عقد مکاتبت می بندند بر این اساس که آنان به مالکان خود، اقساطی از مال بدهند و هرگاه آن را پرداخت نمودند از بردگی آزاد شوند؛ بنابراین به آنان سهمی از زکات داده می شود تا برای کسب آزادی و خریدن خود از بردگی، کمکی برای آنان باشد.
      ۶) غارمون: بدهکارانی هستند که بر آنان بدهی فراوان و سنگینی باشد و از پرداخت آن ناتوان باشند، پس به آنان اندازه ای از زکات داده می شود تا بدهی های خود را پرداخت کرده و کفایت طعام، لباس و مسکن آنان را نماید، به شرطی که وام گرفتن آنان از راه غیر مشروع باشد، به آنان زکات داده نمی شود؛ مگر اینکه از معصیت و گناه توبه کنند و ظن غالب بر آن باشد که در توبه ی خود صادق هستند. از این گروه است، کسی که برای دفع فتنه (صلح) میان مردم، قرض بگیرد، به او از اموال زکات داده می شود، اگرچه ثروتمند باشد و بتواند از مال خود آن را بپردازد.
      ۷) ابن السبیل: عبارت است از مسافری است که در حال سفر مباح باشد، یا کسی است که قصد سفر مباح (مشروع) را دارد، اگرچه برای تفریح باشد. پس سهمی از زکات که کفایت سفر او را بکند، یعنی هزینه ی برگشت نیز به وی پرداخت می شود و اگر از حمل وسایل خود ناتوان باشد، هزینه ی مرکب و حمل بار از زکات پرداخت می شود. اما اگر سفرش نامشروع باشد به او زکات داده نمی شود، مگر این که از معصیت توبه کند و ظن غالب بر آن باشد که در توبه ی خود صادق است.
      ۸) فی سبیل الله: این نوع انفاق عبارتست از انفاق برای اعلای کلمه ی الله و اقامه ی احکام اسلام در جامعه و نشر اسلام و دفاع از آن، دفاع در برابر دشمن و یا مهیا ساختن سپاه اسلام برای حمله به دشمن و یا بالا بردن سطح علمی، اجتماعی، سیاسی و ... مسلمانان که همه و از مصادیق فی سبیل الله می باشند.
      منابع:
      [۱] قرآن کریم، سوره ی توبة، آیه ی ۶۰.
      [۲] قرآن کریم، سوره ی بقرة، آیه ی ۱۹۵.
      [۳] قرآن کریم، سوره ی منافقون، آیه ی ۱۰.
      [۴] قرآن کریم، سوره ی منافقون، آیه ی ۱۰.


      آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


    12. #9
      کارشناس پاسخگوی قرآنی
      تاریخ عضویت : آذر/۱۳۸۹
      نوشته : 1,218 تشکر : 531
      مورد تشکر: 2,643 در 988 پست
      حضور : 7 روز 12 ساعت 53 دقیقه
      دریافت : 2 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      عمار آنلاین نیست.



      خداوند در قرآن کریم می فرماید: «إِن تُبْدُوا الصَّدَقَـتِ فَنِعِمَّا هِیَ وَإِن تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَآءَ فَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ »؛ «اگر انفاقها را آشکار کنید، خوب است. و اگر آنها را مخفی ساخته و به نیازمندان بدهید، برای شما بهتر است.»
      بعد از روشن شدن نوع مصرف زکات، در این آیه سخن از چگونگی پرداخت زکات (واجب و مستحب) به میان آمده است. با مراجعه به احادیث و کلام مفسّرین به این نکته پی می بریم که بهتر است زکات واجب به صورت آشکارا و علنی پرداخت شود و در مقابل، پرداخت زکات (صدقات) مستحبی به صورت مخفی انجام گیرد.
      شاید سرّ این مطلب آن باشد که زکات واجب، علاوه بر اینکه یک وظیفه عمومی، معمولی و دور از ریا است، موجب تشویق دیگران و نوعی تبلیغ عملی می باشد؛ ولی در مقابل چون انفاقهای مستحبی چیزی است که علاوه بر وظیفه همگانی، جنبه ایثار و از خودگذشتگی دارد، مناسب است به صورت پنهانی پرداخت شود تا از ریا و خودنمایی دور مانده، به اخلاص نزدیک تر باشد و آبروی گیرنده صدقه را هم محفوظ نگه دارد.


      آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


    13. #10
      عضو كوشا
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۹۰
      نوشته : 127 تشکر : 0
      مورد تشکر: 77 در 55 پست
      حضور : 5 ساعت 1 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      علی1390 آنلاین نیست.



      فکر کنم بین زکات به معنای اعم با زکات به معنای مصطلح فرق نگذاشتید در حالی که سوال از زکات به معنای مصطلح است.
      علاوه بر اینکه در آیه کلمه صدقه دارد نه زکات!

    14. تشكر : سبزینه
    صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •