• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • + ارسال موضوع جدید
    صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

    موضوع: خدا چیست، کیست و کجاست؟

    جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   
    1. #1
      عضو وفادار
      تاریخ عضویت : جنسیت خرداد/۱۳۸۷
      نوشته : 468 تشکر : 69
      مورد تشکر: 554 در 270 پست
      حضور : 16 ساعت 23 دقیقه
      دریافت : 4 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      فریاد : جون مادرتون اینقدر کپی-پیست نکنید! خودتون فکر و تحقیق کنید و بنویسید.
      مسلمان ایرانی آنلاین نیست.

      مطلب خدا چیست، کیست و کجاست؟




      بسم الله الرّحمن الرّحیم
      با سلام و درود به برادران و خواهران مسلمان. یکی از سؤالاتی که گاهی افراد بیدین با آن سعی در گیر انداختن دوستان مؤمن میکنند سؤال از ذات خداست. اینجا اگر پاسخی غلط بدهیم فرد بیدین با خطای خودمان سعی در رد وجود خدا میکند. در زیر به چندتا از این سؤالها پرداختیم:

      سؤال: خدا چیست؟

      پاسخ: خدا هستي نامحدود و آفريدگار جهان و جامع همه كمالات است و نقص و عيبي در ذات وي راه ندارد و هستي او عين ذات مقدّسش مي‏باشد. موجودات آفريده شده‏ي خدا هستند و هستي خويش را از خدا مي‏گيرند و هيچ گونه استقلالي ندارند . خداست كه آنها را آفريده و بدانها افاضه وجود مي‏كند چون خدا مستقل و موجودات غير مستقل هستند يعني وجود آنها از خداست نمي‏توان گفت خدا از موجودات جداست و با آنها ربط وجودي ندارد امّا بايد دانست كه چون خدا جسم نيست نزديك بودن او با موجودات مثل نزديك بودن جسمي با جسم ديگر نيست. علي بن ابيطالب«عليه السلام» مي‏فرمايد: خدا داخل در اشياء است نه مثل دخول چيزي در چيز ديگر و خارج از وجود اشياء است امّا نه مثل خروج جسمي از جسم ديگر(توحيد صدوق، ص 306). اگر مقصود شما از چيستي، آگاهي از ماهيت خدا است، در پاسخ بايد توجه داشت كه اصولاً ماهيت خداوند به اين معنا كه مثلاً از چه چيز به وجود آمده يا ساخته شده است اصلاً صحيح نمي‏باشد ، زيراچنين فرض هايي، نشانه نقص و كمبود است و در ذات الهي راه ندارد. از چيز ساخته شدن به اين معنا است كه خداوند در وجود خود به آن چيز ها نياز دارد و اين با ذات بي نياز الهي سازگار نيست و نيز به اين معنا خواهد بود كه آن چيز ها قبل از وجود خداوند ، وجود داشته تا خداوند از آنها به وجود آمده باشد ، در حالي كه همه چيز آفريده او است و نيز او ازلي است و هيچ چيز قبل از وجود او نيست تا از آن ساخته شده باشد. خداوند چيز جز هستي و وجود نامتناهي نيست و هيچ چيز وجود او را محدود نمي كند . حقيقت ذات نامحدود الهي براي ما كه موجودات محدود هستيم قابل درك نيست و به همين جهت در روايات آمده كه در ذات الهي تفكر نكنيد ، بلكه در صفات خداوند تأمل كنيد. هم چنين خدايي كه ما در تصور و خيال خود بياوريم ، خدا نيست و اصولاً خداوند در تصور و خيال ما در نمي‏آيد و عقل نيز به ذات الهي راه نمي‏يابد چون لازمه آن، احاطه به خداوند است و خداي نامحدود در احاطه موجود محدود و عقل ناقص داخل نمي‏شود.

      سؤال: کلمۀ "خدا" یعنی چه؟

      پاسخ: لفظ خدا در زبان فارسي مخفف "خودآ" يعني خودبه وجود آمده و تقريباً مرادف با واجب الوجود است، يعني موجودي كه وجود براي او ضرورت دارد و عدم براي وي محال است و موجود ديگري به آن وجود نداده است، ولي با توجه به مشابهات آن مانند خداوند و كدخدا مي توان گفت معناي لغوي آن شبيه به معناي صاحب و مالك و معنايي كه در عرف از آن فهميده مي‌شود، نظير خالق و آفريدگار است.(محمد تقي مصباح يزدي، معارف قرآن، خدا شناسي، كيهان شناسي، انسان شناسي، ص 21) بر همين اساس در زبان فارسي به جاي مفاهيم واجب الوجود، خدا گفته مي شود. روشن است كه هيچ موجودي به خداوند وجود نبخشيده و خداوند معلول هيچ علتي نيست ، پس كلمه «خدا »كاملا متناسب با حقيقت وجود خداوند است . در زبان عربي اسم هاي فراواني براي خدا ذكر شده است در دعاي جوشن كبير هزار اسم و صفت براي خداوند متعال آورده شده است . در قرآن نام هاي زيادي براي خدا آمده است , مانند اللّه ، خالق ، باري ، مصوّر، رب ّ، رحمن، رحيم، عزيز، جبار، متكبر، قدوس، سلام، مهيمن و ملك و واژۀ خدايان در تاريخ ايران به چشم مي خورد و گاه خدا به كارمي رود. البته اسم هاي ديگري در زبان فارسي هست كه به خدا اطلاق مي شود، مانند: يزدان ، ايزد، پروردگار، آفريننده و آفريدگار و ...


      سؤال: خداوند از چه زمانی وجود داشته است؟ خدا کجاست؟

      پاسخ: خداوند داراي جا و مكان خاصي نيست زيرا مكان و زمان داشتن از خواص جسم است , و مكان براى چيزى تصور مى شود كه داراى حجم و امتداد باشد و نيز هر چيز زماندارى از نظر امتداد و عمر زمان ,قابل تجزيه مى باشد و اين نيز نوعى امتداد و تركيب از اجزاء بشمار مى رود ؛ پس نمى توان براى خداى متعال مكان و زمان در نظر گرفت و هيچ موجود مكان دار وزماندارى واجب الوجود نخواهد بود . اگر براي خدا جا و مكان خاصي فرض شود ، علاوه بر اين كه او را نيازمند به زمان و مكان دانستيم ، او را محدود نيز كرده ايم ، در حالي كه وجود الهي ، نامحدود و نامتناهي است . هم چنين بودن او را در مكان خاص و زمان خاص ، بدان معنا است كه در زمان و مكان هاي ديگر حضور ندارد و اين هم نشانه نقص است و هم با حضور خداوند در همه جا و هر زمان منافات دارد. او هستي و وجود نامحدود است كه نمي توان او را در زمان و مكاني خاص محصور و محدود كرد و حقيقت وجود نامتناهي او در ذهن انسان محدود و متناهي داخل نمي شود ، اما آثار وجود او در همه جا نمايان است و انسان با عمق جان خويش او را در مي يابد.

      خداوند آفريننده مكان است و همانند «نور محض» نيازي به مكان ندارد بلكه پيدايي همه چيز در پرتو روشنايي و تجلي اوست و همانند «روح» تدبير همه سلول هاي بدن و فعاليت هاي بدن به عهده اوست بدون اينكه جايي از بدن را اشغال كند اما نه جدا از جهان است و نه آميخته با جهان است و همچنان كه انسان در شناخت روح و اسرار آن عاجز است و عقل آدمي از درك ذات حق نيز عاجز است و تنها بايد به آثار و صفات خداوند فكر كند تا معرفت پيدا كند. و تنها بايد از طريق محبت و قلب او را بيابد كه وصف ناشدني است. براي توضيح بيشتر توجه شما را به مطالب ذیل جلب مي كنيم:

      الف. وقتي ما بخواهيم صفتي را براي چيزي اثبات يا سلب كنيم يا بپرسيم كه اين چيز فلان صفت و ويژگي را دارد و يا خير بايد آن چيز قابليت و استعداد پذيرش آن صفت را داشته باشد، لذا انسان كه قابليت عالم شدن را دارد، مي توانيم بگوييم عالم است و يا عالم نيست و يا بپرسيم كه آيا عالم است؟ ولي در رابطه با چيزي مثل ديوار كه قابليت پذيرش اين صفت را ندارد، نمي توانيم بگوييم آيا عالم است ، يا جاهل ؛ و سؤال از اينكه آيا اين ديوار عالم است يا جاهل سؤال بي معنايي خواهد بود. پس اين قاعده منطقي به ما مي گويد در جايي مي توان از ثبوت يا سلب صفتي سؤال كرد كه قابليت اتصاف به آن صفت باشد ، ولي در جايي كه بخاطر ضعف يا قوت وجود اين قابليت نيست سؤال معنا نخواهد داشت.

      ب. در اين مقدمه بايد معناي مكاني روشن شود. براي مكان فلاسفه تعاريف متعددي ذكر كرده اند معروفترين تعريف كه مورد قبول فارابي و ابن سينا است و از ارسطو ذكر شده اين است كه مكان عبارت است از سطح داخلي جسمي كه مماس با سطح خارجي جسم ديگر باشد.(آموزش فلسفه، ج2، آيت الله مصباح يزدي، ص144) معناي اين عبارت اين است كه مكان حقيقي هر چيز عبارت است از مقداري از حجم جهان مادي كه مساوي با حجم جسم منسوب به مكان باشد. چنانچه از اين تعريف و همين طور از تعاريف ديگر بدست مي آيد كه اولا مكان تابع جهان است و قبل از پيدايش يا بعد از فناء جهان مادي ، مكان وجود ندارد و ثانيا مكان از خواص اجسام است و شي مجرد و فرا زماني و غير مادي ، داراي مكان نيست.

      ج. فلاسفه بين مكان و مفهوم كجائي فرق مي گذارند و مي گويند كجائي از مفاهيم نسبي است يعني كجائي از سنجش چيزي با مكان حاصل مي شود كه اين فرع داشتن نسبت يا مكان است ؛ بنابراين چيزي كه نسبت با مكان ندارد، سؤال كجائي درباره او معنا ندارد(آموزش فلسفه، ج2، آيت الله مصباح يزدي، ص142)

      د. خداوند متعال موجودي مكانمند نيست تا جا و مكاني را اشغال نمايد كه دلايل بسياري براي آن وجود دارد. يكي از دلايل اين است كه قرار گرفتن در جهت يا مكان از اوصاف اجسام يا عوارض جسماني است و خداوند متعال نه جسم است و نه عوارض جسماني دارد و اينكه خداوند جسم و جسماني نيست ، چون جسمانيت مستلزم تركيب است و هر مركبي در تحقق خود محتاج به اجزاء است حال آنكه خداوند متعال واجب الوجود و غني مطلق است.(آموزش كلام اسلامي، محمد سعيدي مهر) بنابراين اگر بگوييم خدا ، مكان دارد ، خدا موجود نيازمند خواهد بود؛ در حالي كه خداوند بي نياز مطلق است؛ پس مكان ندارد. پس نه مركب است و نه جسم و نه اتساب مكان به او صحيح نيست. وقتي طبق مقدمات بالا ،معلوم شد خداوند از افق مكان بيرون است چنان چه از افق زمان بيرون است ، موجودي است فرازماني و مكاني چون زمان و مكان از خصائص جهان ماده و اجسام هستند كه مخلوق خداوند متعال هستند. بنابراين خداوند در همه جا است ، نه به معناي بودن يك جسم درجسم ديگر است، بلكه به معناي احاطه وجود خداوند بر همه مكانها است. اگر بودن در يك مكان ، به معناي بودن يك جسم در جايي يا مكاني باشد ، مطمئنا اشكالتان وارد بود كه يك جسم در چند جا چگونه است ؟ اما در مورد خداوند اين تصور اشتباه است كه او نيز مانند انسان ها داراي جسم است. اين اشتباه از آنجا ناشي مي شود كه هر چيز را مانند خود قياس و تشبيه مي كنيم و تصور صحيحي از موجود مجرد و غير مادي نداريم. هم چنين خداوند موجودي نامحدود است و نامحدود هيچ گونه محدوديتي براي حضور در مكان هاي گوناگون ندارد. پس اين ساخته فكر بشر شرقي يا غربي نيست و منحصر به اسلام نيز نمي باشد، بلكه يك معناي حقيقي است كه انسان با تأمل و به كار انداختن قوه تعقل مي تواند به مفهوم آن دست يابد و در هر چيز نبايد صرفا مادي و جسماني انديشيد و تنها با قوه حواس قضاوت نمود.


      منبع: http://www.pasokhgoo.net/fa
      ویرایش توسط مسلمان ایرانی : ۱۳۸۷/۰۴/۱۹ در ساعت 21:13 دلیل: اضافه کردن منبع

    2. تشكرها 2 : ابدیت, ذریه الزهرا
    3.  

    4. #2
      عضو وفادار
      تاریخ عضویت : جنسیت تیر/۱۳۸۷
      نوشته : 429 تشکر : 209
      مورد تشکر: 1,033 در 306 پست
      حضور : 10 ساعت 23 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      andishmand آنلاین نیست.

      مطلب




      1. هر چیز مخلوق خداست پس زمان و مکان هم مخلوق خدایند
      2.خالق را نمیشود در مخلوقش محدود کرد.

      نتیجه: خدا را نمیتوان در مکان و زمان محدود نمود

    5. #3
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : جنسیت خرداد/۱۳۸۷
      نوشته : 87 تشکر : 72
      مورد تشکر: 57 در 35 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      Lavson آنلاین نیست.



      آقا من یه سوال دارم ؟؟؟

      اعتقاد به بعضی چیزا مقدم بر یافتن دلیل برای اونهاست .آدم به چیزی معتقد نمیشه چون قبل" دلایلی برای اون داشته . اقناع دورنی بر استدلال عقلی مقدمه و این ملت گیر دادن به استدلال عقلی .
      براهین اثبات وجود خدا به نحو درونی قانع کننده نیستند چون اغلب با انسانها در طی حیاتشون سر و کار ندارن . به قول جان دیویی, دلیل عقلی با نیازهای وجودی آدم همداستان نیست . و به زندگی عملی انسان معنای زیادی نمیده . و این خیلی جالبه که :
      اگه حتی استدلالها تونسته باشن خدا را ثابت کنند , تعدا زیادی غیر معتقد به جا گذاشتن . من نمیدونم آخه این چه ارزشیه که به نحوی عقلانی انسان رو به آبهای خدا شناسی سوق میده ولی نمیتونه اونها رو متقاعد کنه از این آب بنوشه؟!؟!

      بحث دیگه : وجود شناسی در باورهای خداگرایانه است که دوید هیوم , از بیخ و بن زیر آب همرو زد این بابا میگه :
      هر چی رو بتونید به عنوان موجود تصور کنید , میتونید به عنوان غیر موجود هم تصور کنید ..
      میدونید یعنی چی؟
      یعنی هیچ موجودی که عدم وجودش , متضمن تناقض باشه , پیدا نمیشه . در نتیجه هیچ موجودی که وجودش قابل اثبات باشه , وجود ندراه . این یعنی ما عقلا" ناگزیر از قبول وجود خدا نیستیم . چون از لحاظ منطقی ,عکس اون چیزی که موجود تصور شده نیز وجود داره . (نمیدونم فهمیدید یا نه؟!؟!)
      شما حساب کنین اولین چیزی که زمین میخوره برهان وجودی کانته ...
      اون مسلمونی هم که دم از بدیهی بودن وجود خدا میزنه اونوقت میافته تو دور و باید عکسش هم بدیهی بدونه .

      تازه به غیر از عدم اقناع درونی , چند تا سوال دیگه هم هست , مثل :
      استدلالها منطقا" بی اعتبارند
      از لحاظ معرفت شناسی ناقصند
      به نحو وجودی(انترلوژیک) ناکافی اند.
      از لحاظ ارزشی نا به جا به کار برده میشن

      امیدوارم جناب علی جوهر هم با نظریه من درآوردی توحیدیشان ، سوای از دوستان بتوانند به من کمک کنند .
      ویرایش توسط Lavson : ۱۳۸۷/۰۴/۲۱ در ساعت 01:13
      قل هاتوا برهانکم ،ان کنتم صادقین .

      بگو برهانتان را بیاورید اگر راستگو هستید .

    6. #4
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : جنسیت خرداد/۱۳۸۷
      نوشته : 87 تشکر : 72
      مورد تشکر: 57 در 35 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      Lavson آنلاین نیست.



      آقا البته من برای خودم یه جوابایی دارم هان ، فقط میخوام با نظر عزیزان دیگه همخونی بدم ....
      قل هاتوا برهانکم ،ان کنتم صادقین .

      بگو برهانتان را بیاورید اگر راستگو هستید .

    7. #5
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : جنسیت اسفند/۱۳۸۵
      نوشته : 1,802 تشکر : 1,333
      مورد تشکر: 2,970 در 1,278 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 18 وبلاگ :
      meshkaat آنلاین نیست.

      راهنما خداوند كيست ؟




      بنام خدا
      خداوند متعال درباره خودش مى فرمايد : «هُوَ الاَْوَّلُ وَ الاَْخِرُ وَ الظَّـهِرُ وَ الْبَاطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَىْء عَلِيمٌ*(حديد/3) او اول و آخر و پيدا و نهان اوست و او به هر چيز داناست » .
      از آيه مذكور بر مى آيد كه خداوند از ازل و ابد بوده و او وجودى بى انتها است كه هستيّش از ذات خودش است مثلا شورى غذا از نمك سرچشمه گرفته است ; ولى شورى نمك از چيز ديگرى گرفته نشده ; بلكه خودش شور است و يا روشنى هر چيز از نور است ، ولى روشنى خود نور از چيز ديگر سرچشمه نگرفته بلكه روشنى نور ، ذاتى نور است .
      خداوند خالق تمام موجودات ، حكيم ، قادر ، دانا و مهربان است ، او بندگان خويش را دوست دارد و هميشه يار و ياور انسان هاى پرهيزگار است و هر كس دستوراتش را كامل انجام دهد ، به او پاداش و اگر بندگانش كارهاى بد مرتكب شوند به آن ها كيفر خواهد داد . خداوند متعال كسى است كه براى هدايت و راهنمايى بشر و رسيدن به كمال و نزديك شدن به درگاه خداوند ، تمام امكانات و نعمت ها را در اختيار انسان قرار داده است .(1) سوره توحيد و آية الكرسى بهترين معرفى كننده خداوند است .
      1 : پيام قرآن،ج 4 ، ص 187 ـ 197

    8. تشكرها 2 : خلود, ذریه الزهرا
    9. #6
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : جنسیت اسفند/۱۳۸۵
      نوشته : 1,802 تشکر : 1,333
      مورد تشکر: 2,970 در 1,278 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 18 وبلاگ :
      meshkaat آنلاین نیست.

      راهنما خدا چیست؟




      بنام خدا
      خداوند متعال ، وجودى است واجد همه كمالات كه از هر نظر بى نهايت است ، علم و قدرت و همه صفاتش مانند ذات مقدس او بى پايان و نامحدود است و از طرفى ما و تمام آن چه به ما مربوط است اعم از علم و قدرت ، حيات ، زمان و مكانى كه در اختيار داريم همه محدود است .
      بنابراين ، با اين همه محدوديت نمى توان به آن وجود نامحدود و صفاتش احاطه پيدا كرد ، علم محدود انسان از وجود نامحدود خداوند متعال نمى تواند خبر دهد ، تنها مى توان در عالم انديشه و فكر اشاره اجمالى به مفهوم ذات و صفاتش كرد ; ولى رسيدن به حقيقت ذات و صفات او ، ممكن نيست .
      علاوه بر اين يك وجود بى نهايت از هر جهت مثل و مانندى ندارد و منحصر به فرد است ; چون اگر مثل و مانندى مى داشت هر دو محدود بودند . حال چگونه مى توان به وجودى پى برد كه هيچ گونه مثل و مانندى براى او سراغ نيست و هرچه غير او ديده مى شود ممكنات است ، در حالى كه انسان مفهوم «نامتناهى » را به خوبى نمى تواند درك كند ، چگونه مى تواند از حقيقت آن خبر دهد ، انسان از وجود خداوند متعال و علم ، قدرت ، اراده ، حيات او آگاه است ; ولى تنها نسبت به اين امور معرفت اجمالى دارد .

    10. #7
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : جنسیت اسفند/۱۳۸۵
      نوشته : 1,802 تشکر : 1,333
      مورد تشکر: 2,970 در 1,278 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 18 وبلاگ :
      meshkaat آنلاین نیست.

      راهنما




      نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
      بنام خدا
      خداوند متعال ، وجودى است واجد همه كمالات كه از هر نظر بى نهايت است ، علم و قدرت و همه صفاتش مانند ذات مقدس او بى پايان و نامحدود است و از طرفى ما و تمام آن چه به ما مربوط است اعم از علم و قدرت ، حيات ، زمان و مكانى كه در اختيار داريم همه محدود است .
      بنابراين ، با اين همه محدوديت نمى توان به آن وجود نامحدود و صفاتش احاطه پيدا كرد ، علم محدود انسان از وجود نامحدود خداوند متعال نمى تواند خبر دهد ، تنها مى توان در عالم انديشه و فكر اشاره اجمالى به مفهوم ذات و صفاتش كرد ; ولى رسيدن به حقيقت ذات و صفات او ، ممكن نيست .

      علاوه بر اين يك وجود بى نهايت از هر جهت مثل و مانندى ندارد و منحصر به فرد است ; چون اگر مثل و مانندى مى داشت هر دو محدود بودند . حال چگونه مى توان به وجودى پى برد كه هيچ گونه مثل و مانندى براى او سراغ نيست و هرچه غير او ديده مى شود ممكنات است ، در حالى كه انسان مفهوم «نامتناهى » را به خوبى نمى تواند درك كند ، چگونه مى تواند از حقيقت آن خبر دهد ، انسان از وجود خداوند متعال و علم ، قدرت ، اراده ، حيات او آگاه است ; ولى تنها نسبت به اين امور معرفت اجمالى دارد .
      بنام خدا

      امام صادق(ع) مى فرمايد: هنگامى كه سخن به ذات خدا مى رسد ، سكوت كنيد .(1)
      يعنى درباره ذات او سخن نگوييد كه عقل ها در آن جا حيران است و به جايى نمى رسد و انديشه درباره ذات نامحدود براى عقول محدود غيرممكن است ، چرا كه هر چه در انديشه گنجد محدود است و خداوند محال است كه محدود گردد . «اللَّهُ نُورُ السَّمَـوَ تِ وَالاَْرْضِ.. .* (نور ، 35) خدا نور آسمان ها و زمين است .. .»
      پس انسان با توجه به عظمت جهان هستى و شگفتى هاى آن به طور اجمال مى فهمد كه خالق و آفريدگار و مبدئى دارد ; مثلا ما به روشنى مى دانيم كه نيرويى به نام جاذبه وجود دارد ، چرا كه هر چيزى رها شود سقوط مى كند و به سوى زمين جذب مى شود ، آگاهى بر وجود جاذبه حتى براى اطفال و كودكان خردسال نيز به خوبى قابل درك است ; ولى حقيقت جاذبه حتى براى دانشمندان نيز به صورت مجمل است .(2) خلاصه ، پرسش از چيستى و چگونگى خداى تعالى صحيح نيست .
      **************

      1: نورالثقلين ، العروسى الحويز ،ج 5 ، ص 170
      2 : تفسير نمونه؛ج 22 ، ص 558

    11. تشكرها 2 : خلود, ذریه الزهرا
    12. #8
      عضو آشنا
      تاریخ عضویت : جنسیت تیر/۱۳۸۹
      نوشته : 18 تشکر : 237
      مورد تشکر: 36 در 13 پست
      حضور : 1 ساعت 21 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 63 وبلاگ :
      ذریه الزهرا آنلاین نیست.

      مطلب خدا کجاست؟




      به نام خدا
      خدا کجاست؟
      در زمان خلافت ابوبکر، روزی یکی از دانشمندان یهودی پیش او آمد و پرسید: تو خلیفه پیامبر اسلام هستی؟
      ابوبکر گفت: آری
      دانشمند: ما در تورات خوانده ایم که جانشینان پیامبران، از تمام پیروان او داناتر هستند، ممکن است شما بفرمائید که خدا در آسمان است یا در زمین؟
      ابوبکر: خدا در آسمان است، بر عرش
      دانشمند: بنابراین، زمین از خدا خالی است، و خداوند در یک جا هست، و در یک جا نیست؟
      ابوبکر: این حرف افراد بی دین است «آدم دیندار اینطور حرف نمی زند» دور شو، وگرنه تو را خواهم کشت.
      مرد یهودی با شگفتی از جای برخاست و در حالی که اسلام را مسخره می کرد از پیش ابوبکر بازگشت. بین راه با حضرت علی علیه السلام برخورد کرد. امام به او فرمود: من فهمیدم که تو از ابوبکر چه پرسیدی و او به تو چه پاسخی داد، ولی بدان که ما معتقدیم که خداوند مکان را بوجود آورده و بنابراین نمی تواند مکان داشته باشد، و برتر از آن است که مکانی او را در خود جا دهد، ولی با این وصف، خدا همه جا هست بدون اینکه با چیزی تماس پیدا کند، یا در کنار چیزی واقع شود، از نظر علمی، به تمام مکانها احاطه دارد، و هیچ یک از موجودات از تدبیر او خالی نیست. اگر از کتابهای خودتان مطلبی را نقل کنم که به درستی آنچه گفتم گواهی دهد، مسلمان می شوی؟
      دانشمند: آری
      امام: در یکی از کتابهای مذهبی شما این مطلب نیست که موسی بن عمران روزی نشسته بود که ناگاه فرشته ای از طرف مشرق آمد، موسی از او پرسید: از کجا آمدی؟
      فرشته: از پیش خدا
      فرشته دیگری از غرب آمد، موسی پرسید تو از کجا آمدی؟
      گفت: از پیش خدا
      فرشته دیگری آمد، موسی پرسید: تو از کجا آمدی؟
      پاسخ داد: از زمین هفتم و از پیش خدا
      موسی با دیدن این منظره با شگفتی گفت: پاک و منزه است آن خدایی که هیچ جا از او خالی نیست، و به جایی نزدیکنر از جای دیگر نمی باشد.
      پس از نقل این داستان، دانشمند یهودی گفت: گواهی می دهم که آنچه گفتی کاملاً صحیح است، و تو به جانشینی پیامبرت سزاوارتری.:salavat10:

    13. #9
      کارشناس پاسخگوی اعتقادی
      تاریخ عضویت : جنسیت بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 2,045 تشکر : 856
      مورد تشکر: 4,104 در 1,599 پست
      حضور : 2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
      دریافت : 4 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      پاسخگوی اعتقادی 3 آنلاین نیست.



      با سلام و عرض ادب خدمت دوستان و با تشکر از توضیحات خوب و عالی سروران گرامی

      خدا کیست؟


      مقصود از طرح این بحث آن است که معلوم شود در مباحث خداشناسی در صدد اثبات وجود کدام خدا هستیم ؛ چرا که واژه خدا و معادلهای متعدد آن در زبانهای گوناگون ، لفظی تک معنایی نبوده در هر فرهنگ و دین و مذهب و مکتبی معنایی خاصّ دارد. برای مثال خدای مدّ نظر مسیحیان ، یک اَبَر انسان و یک پدر آسمانی است که در ضمن ، نقش خالقیّت و ربوبیّت نیز دارد ؛ و می تواند به صورت بشر در آمده فدای گناهان امّت شود ؛ یا خدای مطرح در کتاب مقدّس تحریف شده یهودیان ، خدایی است که گاه ناتوان و جاهل نیز هست ؛ و برخی اوقات از کار خود اظهار پشیمانی هم می کند؛ یا خدای واحد زرتشتیان قادر به خلقت مستقیم موجودات نیست لذا دو منشاء خلقت آفریده است تا آنها موجودات خیر و شرّ عالم را پدید آورند ؛ یا خدای مورد نظر علمای اشعری مذهب ، خدایی است که اوصافش عین ذاتش نبوده در اتّصاف به عالمیّت و قادریّت و امثال آنها محتاج به علم و قدرت و امثال اینهاست که خارج از ذات خدا بوده ازلی هستند. و ...

      بنا بر این قبل از ورود در مباحث خداشناسی ــ که در ادامه این سلسله مباحث خواهد آمد ــ ابتدا باید به نحو اجمال روشن شود که ما چه تعریفی از خدا داریم و می خواهیم چگونه خدایی را اثبات کنیم. امّا برای بیان منظور علمای اسلام از خدا ، ابتدا لازم چند مطلب زیربنایی توضیح داده شود تا راه برای درک درست از مقصود علمای اسلام فراهم شود.


    14. تشكرها 2 : خلود, ذریه الزهرا
    15. #10
      کارشناس پاسخگوی اعتقادی
      تاریخ عضویت : جنسیت بهمن/۱۳۸۸
      نوشته : 2,045 تشکر : 856
      مورد تشکر: 4,104 در 1,599 پست
      حضور : 2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
      دریافت : 4 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      پاسخگوی اعتقادی 3 آنلاین نیست.




      وجود و ماهیّت


      انسان وقتی به درک اشیاء اطراف خود نائل می گردد ، دو مفهوم هستی و چیستی را از آنها ادراک می کند. برای مثال انسان از درک درخت ، ستاره ، آب ، عقل ، اراده و امثال اینها اوّلاً می فهمد که این امور وجود دارند. ثانیاً متوجّه می شود که این امور ، عین هم نیستند و باهم تفاوتهای ذاتی دارند. یعنی می فهمد که آب و ستاره و درخت و عقل و اراده و ... غیر از همدیگرند ولی همگی در وجود داشتن اشتراک دارند. همچنین انسان با اندکی تعمّق درمی یابد که نسبت وجود به همه این امور به یک نحو است ؛ لذا گفته می شود: درخت وجود دارد ، آب وجود دارد ، عقل وجود دارد ، اراده وجود دارد. همینطور با تعقلی عمیقتر ادراک می کند که مفهوم وجود در تمام این قضایا(جملات خبری) یکی است لذا صحیح است که برای همه موارد یک وجود نسبت داده شده و گفته شود: درخت و آب و ستاره و عقل و اراده وجود دارند. از همین جا دو مفهوم وجود و ماهیّت برای انسان حاصل می شود ؛ یعنی انسان متوجّه می شود که درخت بودن ، آب بودن ، عقل بودن و اراده بودن غیر از وجود داشتن است و الّا صحیح نبود که یک وجود را در آن واحد به چند موجود نسبت داد ؛ چرا که این موجودات ، تفاوت ذاتی با یکدیگر دارند. پس اگر وجود درخت عین خود درخت ، و وجود عقل عین خود عقل بود نمی شد گفت : درخت و عقل وجود دارند چون در آن صورت لازم می آمد که درخت و عقل یک چیز باشند. بنا بر این ، فلاسفه بین وجود و اموری مثل درخت بودن ، آب بودن ، عقل بودن و اراده بودن که باعث تفاوت موجودات از همدیگر می شوند ، تفاوت قائل شده ، این امور را ماهیّت(چگونگی) موجودات نامیدند.



    16. تشكرها 2 : خلود, ذریه الزهرا
    صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •