• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • + ارسال موضوع جدید
    صفحه 2 از 8 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 71
    1. #11
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : خرداد/۱۳۸۷
      نوشته : 3,426 تشکر : 3
      مورد تشکر: 1,839 در 1,059 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      اخلاقي آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط reza007 نمایش پست
      جناب سکرت ! پست بنده فقط جهت اطلاع بود نه مخالفت با سوال جنابعالی ! پس خواهشا کمی خونسرد باشید! و شما بدقت مطلب بنده را دوباره بخوانید!
      با سپاس
      به نام خدا

      سلام من فقط جواب سوالاتم رو میخاهم کاری با موافقت و یا مخالفت کسی هم ندارم بنده مطالبم خوندم چیزی در رابطه با پاسخ به سوالاتم پیدا نکردم

    2. #12
      عضو وفادار
      تاریخ عضویت : اردیبهشت/۱۳۸۷
      نوشته : 495 تشکر : 570
      مورد تشکر: 716 در 290 پست
      حضور : 31 دقیقه
      دریافت : 2 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      Divine Love آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط secret63 نمایش پست
      دوستان واساتيد گرامي سلام :

      از قديم پدران و مادرانمان به ما ياد دادند كه اصول دين 5 تا است (توحيد،نبوت،امامت،عدل،معا ) و حتي اينها را هم بصورت شعر به ما ياد مي دادند. من هم به صحيح و تكذيب بودن اين مطلب كاري ندارم.ولي سوالي دارم اينكه آيا واقعاً اين چيزهايي كه از قديم به ما ياد دادند درست است و آيا واقعاً اصول دين 5 تا است؟ و آنچه كه امروزه در كتابهاي نماز و بعضي كتابهاي ديگر چاپ مي شود كه فروع دين 8 تااست يا 10 تا است يا........صحيح است؟

      با توجه به اينكه نماز ستون دين است آيا نماز جزء اصول دين است يا فروع دين؟ با فرض به اينكه اگر نماز جزء فروع دين باشد اگر كسي نماز نخواند چه حكمي دارد؟ اگر كسي خدا را قبول نداشته باشد چه حكمي دارد؟ حالا اين دو سؤال چه فرقي با هم دارند پس اصل و فرع اينجا چه فرقي دارند؟

      حج براي كساني كه استطاعت مالي داشته باشند واجب است و طبق روايات اگر كسي حج بر او واجب باشد و نرود زمان مرگ بصورت نجراني يا نصاري از دنيا مي رود؟ آيا حج اصل است يا فرع؟

      خمس كه همان وجوهات شرعي است را اگر كسي خمس مالش را ندهد اموالش نجس است آيا خمس نيز اصل است يا فرع؟
      و ...........
      با توجه به سوالاتي كه گفته شد آيا اصول دين 5 تا است يا بيشتر يا كمتر؟

      و اگر خمس و حج و نماز و روزه و نيكي به پدر و مادرو ...... واجب است چرا جزء فروع دين قرار گرفته است ؟
      من به تك تك سوالات شما به صورت جزئي پاسخ مي دهم.
      اميدوارم دوباره مرا به خواندن مجدد سوالات خود ارجاع ندهيد.

      اصول دين 5 تاست. باور به اين اصول نقش تعيين كننده در تعيين مسير زندگي ديني يك فرد دارد.
      اگر كسي خدا را قبول نداشته باشد شيعه نيست. عدم ايمان به هر يك از اصول پنج گانه به معني خروج از تشيع مي باشد. عدم اعتقاد به توحيد به معني كفر است.

      فروع دين 10 تاست و از واجبات عملي اسلام و تشيع مي باشد.
      اصول دين واجبات اعتقادي و فروع دين واجبات عملي مي باشند.
      نماز يك واجب عملي است. اگر كسي خدا را قبول نداشته باشد كافر است.
      و اگر كسي نماز نخواند يكي از واجب هاي عملي دين را ترك كرده است. و ترك واجب حرام و مستوجب عذاب است.

      خمس يه واجب عملي و جزء فروع دين است. واژه فرع به معني كم اهميت تر بودن فروع از اصول نيست. همان طور كه اشاره شد اصول واجبات اعتقادي و فروع واجبات عملي هستند.
      اعتقاد به اصول دين لازمه اول مسلمان و شيعه بودن است. شك كردن در هر كدام از اين اصول به معني خروج از تشييع و رد كردن توحيد به معني كفر ورزيدن است.

      حج فرع است و واجب.
      مثل اين كه تنها مشكل شما برداشت غلطي است كه از دو واژه فرع و اصل داريد كه معني آن ها را در بالا توضيح دادم.

      خمس هم جزء فروع دين و واجب است.

      بله اصول دين پنج تاست.

      واجب بودن هر عملي به معني اين نيست كه آن عمل بايد جزء اصول دين قرار بگيرد.
      اصول پنج گانه دين وجه تمايز بين مسلمان شيعه و غير شييعه است.
      هر كسي كه اين پنج اصل را قبول داشته باشد اصول اوليه مسلمان بودن را پذيرفته است. رد اين اصول به معني رد مهم ترين اصول اعتقادي اسلام است كه منجر به خروج از اسلام شود.

    3. تشكر : zeid
    4. #13
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : اردیبهشت/۱۳۸۷
      نوشته : 85 تشکر : 34
      مورد تشکر: 72 در 38 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      reza4603 آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط secret63 نمایش پست
      دوستان واساتيد گرامي سلام :

      از قديم پدران و مادرانمان به ما ياد دادند كه اصول دين 5 تا است (توحيد،نبوت،امامت،عدل،معا ) و حتي اينها را هم بصورت شعر به ما ياد مي دادند. من هم به صحيح و تكذيب بودن اين مطلب كاري ندارم.ولي سوالي دارم اينكه آيا واقعاً اين چيزهايي كه از قديم به ما ياد دادند درست است و آيا واقعاً اصول دين 5 تا است؟ و آنچه كه امروزه در كتابهاي نماز و بعضي كتابهاي ديگر چاپ مي شود كه فروع دين 8 تااست يا 10 تا است يا........صحيح است؟

      با توجه به اينكه نماز ستون دين است آيا نماز جزء اصول دين است يا فروع دين؟ با فرض به اينكه اگر نماز جزء فروع دين باشد اگر كسي نماز نخواند چه حكمي دارد؟ اگر كسي خدا را قبول نداشته باشد چه حكمي دارد؟ حالا اين دو سؤال چه فرقي با هم دارند پس اصل و فرع اينجا چه فرقي دارند؟

      حج براي كساني كه استطاعت مالي داشته باشند واجب است و طبق روايات اگر كسي حج بر او واجب باشد و نرود زمان مرگ بصورت نجراني يا نصاري از دنيا مي رود؟ آيا حج اصل است يا فرع؟

      خمس كه همان وجوهات شرعي است را اگر كسي خمس مالش را ندهد اموالش نجس است آيا خمس نيز اصل است يا فرع؟
      و ...........
      با توجه به سوالاتي كه گفته شد آيا اصول دين 5 تا است يا بيشتر يا كمتر؟

      و اگر خمس و حج و نماز و روزه و نيكي به پدر و مادرو ...... واجب است چرا جزء فروع دين قرار گرفته است ؟
      عزيزم يه جاي كوچولو رو اشتباه كردي! منظور از فرع واجب نبودن نيست. منظور شاخه هاي اصل است. مثلاً نماز فرعي از توحيد است. اميدوارم همين جمله كافي باشه.
      فرياد علي(ع) پس از 1400 سال هنوز مي آيد.

    5. #14
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : خرداد/۱۳۸۷
      نوشته : 3,426 تشکر : 3
      مورد تشکر: 1,839 در 1,059 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      اخلاقي آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط divine love نمایش پست
      من به تك تك سوالات شما به صورت جزئي پاسخ مي دهم.
      اميدوارم دوباره مرا به خواندن مجدد سوالات خود ارجاع ندهيد.

      اصول دين 5 تاست. باور به اين اصول نقش تعيين كننده در تعيين مسير زندگي ديني يك فرد دارد.
      اگر كسي خدا را قبول نداشته باشد شيعه نيست. عدم ايمان به هر يك از اصول پنج گانه به معني خروج از تشيع مي باشد. عدم اعتقاد به توحيد به معني كفر است.

      فروع دين 10 تاست و از واجبات عملي اسلام و تشيع مي باشد.
      اصول دين واجبات اعتقادي و فروع دين واجبات عملي مي باشند.
      نماز يك واجب عملي است. اگر كسي خدا را قبول نداشته باشد كافر است.
      و اگر كسي نماز نخواند يكي از واجب هاي عملي دين را ترك كرده است. و ترك واجب حرام و مستوجب عذاب است.

      خمس يه واجب عملي و جزء فروع دين است. واژه فرع به معني كم اهميت تر بودن فروع از اصول نيست. همان طور كه اشاره شد اصول واجبات اعتقادي و فروع واجبات عملي هستند.
      اعتقاد به اصول دين لازمه اول مسلمان و شيعه بودن است. شك كردن در هر كدام از اين اصول به معني خروج از تشييع و رد كردن توحيد به معني كفر ورزيدن است.

      حج فرع است و واجب.
      مثل اين كه تنها مشكل شما برداشت غلطي است كه از دو واژه فرع و اصل داريد كه معني آن ها را در بالا توضيح دادم.

      خمس هم جزء فروع دين و واجب است.

      بله اصول دين پنج تاست.

      واجب بودن هر عملي به معني اين نيست كه آن عمل بايد جزء اصول دين قرار بگيرد.
      اصول پنج گانه دين وجه تمايز بين مسلمان شيعه و غير شييعه است.
      هر كسي كه اين پنج اصل را قبول داشته باشد اصول اوليه مسلمان بودن را پذيرفته است. رد اين اصول به معني رد مهم ترين اصول اعتقادي اسلام است كه منجر به خروج از اسلام شود.
      به نام خدا
      سلام
      شما قسمت دوم و سوم و آخر سوال بنده رو پاسخ ندادید حقیر خودم اصول و فروع دین اسلام رو حفظ هستم منظور سوال من این نیست

    6. #15
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : خرداد/۱۳۸۷
      نوشته : 3,426 تشکر : 3
      مورد تشکر: 1,839 در 1,059 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      اخلاقي آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط reza4603 نمایش پست
      عزيزم يه جاي كوچولو رو اشتباه كردي! منظور از فرع واجب نبودن نيست. منظور شاخه هاي اصل است. مثلاً نماز فرعي از توحيد است. اميدوارم همين جمله كافي باشه.
      به نام خدا
      سلام
      سوال بنده رو اشتباه متوجه شدید بنده خودم میدونم نماز جزو شاخه های فرعی است در پست اولم هم نوشته بودم

    7. #16
      عضو وفادار
      تاریخ عضویت : اردیبهشت/۱۳۸۷
      نوشته : 495 تشکر : 570
      مورد تشکر: 716 در 290 پست
      حضور : 31 دقیقه
      دریافت : 2 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      Divine Love آنلاین نیست.



      پس بفرماييد منظور شما چيست كه هيچ كس متوجه آن نمي شود؟

    8. #17
      عضو وفادار
      تاریخ عضویت : خرداد/۱۳۸۷
      نوشته : 452 تشکر : 0
      مورد تشکر: 54 در 47 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      alijohar آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط divine love نمایش پست
      لطفا بفرماييد چرا عدالت و امامت نبايد جزو اصل دين نباشد؟
      چون شیعه آن را بنا به یک ضرورت اصل کرد.الان آن دعوا ها خاتمه یافته.




      و چرا بايد اين دو با آزادي و دموكراسي جايگزين شود؟


      چون امروز اینها مهم هستند. زیربنای تمدن همین ها هستند





      شما درك صحيحي از اين دو گزاره نداريد در غير اين صورت همچين مطلبي را مطرح نمي كرديد.
      حودت درک صحیحی نداری ! وگرنه این را نمی گفتی .!



      آزادي مفهومي نسبي است و تعاريف زيادي از طرف ايدئولوژي هاي مختلف براي آن ارائه مي شود كه اين تعاريف بعضا با يكديگر منافات دارند. چگونه مي توان آزدي را كه مفهمومي كاملا نسبي و فاقد تعريف واحدي است جزء اصول دين به حساب آورد.
      عدالت هم به همبن ترتیب.امامت هم به همبن ترتیب



      دموكراسي تنها وسيله اي است سياسي براي تعيين شكل حكومت و هيچ بار ايدئولوژيكي ندارد.
      ولی اسلام بر خلاف نظر شما ؛ در همه زمینه ها طرح و نظر مطابق فطرت انسان ها دارد. دین هم از سیاست جدا نیست جان من .



      در ضمن هيچ تضميني وجود ندارد كه در دموكراسي ضامن كمال و ارتقاء بشريت شود.
      چه تضمینی میخواهی ؟ منظورت چیست ؟



      امامت به ضرورت داشتن رهبر و راهنما در تمام دوران براي هدايت بشر اشاره مي كند. به همين دليل است كه ذات اقدس الهي آخرين امام (عج) را براي بشريت تاكنون حفظ كرده است.
      ذات اقدس الهی خیلی چیز ها گفته ؛ دلیل نیست اصل شود.
      توجه کن بحث ما نفی امامت و عدالت نیست. بحث بر سر اصل بودن است.



      عدالت هم بدون شك بنيادي ترين و مهم ترين گزاره موجود در هستي است كه تمام گزاره هاي خوب زير مجموعه اي از آن مي باشد
      عدالت یکی از صفات خداست. صفات خدا هم همه با هم مساویند.مگر شنوایی خدا چیزی کم دارد. پس بفرما سماعت هم بکن اصول دین.




      هم چنين بسياري از گزاره ها كه داري ارزش نسبي هستند با عدالت محدود مي شوند مثل آزادي. يعني آزادي تا آنجايي مهم است كه ناقض عدالت نشود.
      عدالت تنها گزاره ايست كه مي توان به طور مطلق از ظرورت آن سخن گفت. عدالت آنچهنان مفهومي استوار است كه تمام افعالي كه از خداوند سر مي زند مبتني بر عدالت مي باشد.

      با اين اوصاف بفرمايييد كه چرا بايد دو مفهوم بنيادي و اصيل امامت و عدالت را با اين دو مفهوم نسبي و فاقد ارزش ايدئولژيك جايگزين كرد؟


      بر خلاف تصور شما ؛ آزادی و دموکراسی هم بار ایدئولوژیک دارد ،در غیر این صورت دین جنبه عتیقه پیدا میکند ، شما که نمی خواهید اینطور شود.
      ویرایش توسط alijohar : ۱۳۸۷/۰۴/۲۶ در ساعت 23:09
      در "لا احب الافلین " پاکی ز صورت ها یقین
      در پیش چشم های غیب بین ؛ هر دم زتو تمثال ها

    9. #18
      عضو وفادار
      تاریخ عضویت : خرداد/۱۳۸۷
      نوشته : 452 تشکر : 0
      مورد تشکر: 54 در 47 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      alijohar آنلاین نیست.



      1- عدالت هم مفهوم نسبی است. اگر مفهموم آن را مطلق در نظر بگیرید ارزش عملیاتی خود را از دست میدهد. مثلا بنظر من دموکراسی عین عدالت است . و جوامع بی بهره از دموکراسی و آزادی ،ظلم حاکم است.
      در "لا احب الافلین " پاکی ز صورت ها یقین
      در پیش چشم های غیب بین ؛ هر دم زتو تمثال ها

    10. #19
      عضو وفادار
      تاریخ عضویت : اردیبهشت/۱۳۸۷
      نوشته : 495 تشکر : 570
      مورد تشکر: 716 در 290 پست
      حضور : 31 دقیقه
      دریافت : 2 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      Divine Love آنلاین نیست.



      A: لطفا بفرماييد چرا عدالت و امامت نبايد جزو اصل دين نباشد؟

      q: چون شیعه آن را بنا به یک ضرورت اصل کرد.الان آن دعوا ها خاتمه یافته.

      A: گيريم كه دعوا خاتمه يافته باشد.
      آيا سلسله ي امامت به پايان رسيده؟؟؟
      ِآيا عدالت بر جهان حاكم شده است؟؟؟
      براستي آيا بي عدالتي در جهان امروز بي داد نمي كند.


      A: و چرا بايد اين دو با آزادي و دموكراسي جايگزين شود؟
      q: چون امروز اینها مهم هستند. زیربنای تمدن همین ها هستند

      a:آزادي مهم است با حد و حدودش.
      دموكراسي هم مي تواند خوب باشد با حد و مرزش.
      و بفرماييد از چه تمدني با چه مشخصاتي صحبت مي كنيد.


      A: آزادي مفهومي نسبي است و تعاريف زيادي از طرف ايدئولوژي هاي مختلف براي آن ارائه مي شود كه اين تعاريف بعضا با يكديگر منافات دارند. چگونه مي توان آزدي را كه مفهمومي كاملا نسبي و فاقد تعريف واحدي است جزء اصول دين به حساب آورد.
      Q: عدالت هم به همبن ترتیب.امامت هم به همبن ترتیب

      a: به چه ترتبيب؟؟؟ عدالت و امامت از اصول پذيرفته شده شيعه است.


      A: دموكراسي تنها وسيله اي است سياسي براي تعيين شكل حكومت و هيچ بار ايدئولوژيكي ندارد.
      Q: ولی اسلام بر خلاف نظر شما ؛ در همه زمینه ها طرح و نظر مطابق فطرت انسان ها دارد. دین هم از سیاست جدا نیست جان من .

      A: من نظري خلاف نظر اسلام ندارم. بحث سر شناخت جايگاه و ارزش دموكراسي است و نه رد يا قبول آن.


      A: در ضمن هيچ تضميني وجود ندارد كه در دموكراسي ضامن كمال و ارتقاء بشريت شود.
      Q: چه تضمینی میخواهی ؟ منظورت چیست ؟

      a: شما اگر تضميني داريد ارئه كنيد.


      A: امامت به ضرورت داشتن رهبر و راهنما در تمام دوران براي هدايت بشر اشاره مي كند. به همين دليل است كه ذات اقدس الهي آخرين امام (عج) را براي بشريت تاكنون حفظ كرده است.
      Q: ذات اقدس الهی خیلی چیز ها گفته ؛ دلیل نیست اصل شود.
      توجه کن بحث ما نفی امامت و عدالت نیست. بحث بر سر اصل بودن است.

      A: تعيين اصل بودن و نبودن آن كار من و شما نيست؟ هر چند با كمي مطالعه و برخوردازي ار بينش علت اصل بودن آن روشن مي شود.


      A: عدالت هم بدون شك بنيادي ترين و مهم ترين گزاره موجود در هستي است كه تمام گزاره هاي خوب زير مجموعه اي از آن مي باشد
      q: عدالت یکی از صفات خداست. صفات خدا هم همه با هم مساویند.مگر شنوایی خدا چیزی کم دارد. پس بفرما سماعت هم بکن اصول دین.
      A: قصد توهين ندارم اما سواد شما در اين زمينه كمتر از آن است كه تشخيص دهيد كه چه چيزي بايد اصل قرار بگيرد. صميمانه تقاضا دارم در مورد موضوع عدل و عدالت تحقيق بفرماييد.


      A: هم چنين بسياري از گزاره ها كه داري ارزش نسبي هستند با عدالت محدود مي شوند مثل آزادي. يعني آزادي تا آنجايي مهم است كه ناقض عدالت نشود.
      عدالت تنها گزاره ايست كه مي توان به طور مطلق از ظرورت آن سخن گفت. عدالت آنچهنان مفهومي استوار است كه تمام افعالي كه از خداوند سر مي زند مبتني بر عدالت مي باشد.
      با اين اوصاف بفرمايييد كه چرا بايد دو مفهوم بنيادي و اصيل امامت و عدالت را با اين دو مفهوم نسبي و فاقد ارزش ايدئولژيك جايگزين كرد؟
      q: بر خلاف تصور شما ؛ آزادی و دموکراسی هم بار ایدئولوژیک دارد ،در غیر این صورت دین جنبه عتیقه پیدا میکند ، شما که نمی خواهید اینطور شود.

      A: دين بدون دموكراسي عتيقه نخواهد شد.
      دموكراسي هدف نيست اما به عنوان يك وسيله مي تواند كاركرد مثبتي داشته باشد. در جامعه ما هم مردم در تعيين نمايندگان و رئيس جمهور نقش اساسي دارند كه نمونه بارز دموكراسي مي باشد.
      آزدي انسان ها نيز در دين اسلام محترم است.

      __________________

    11. #20
      عضو وفادار
      تاریخ عضویت : اردیبهشت/۱۳۸۷
      نوشته : 495 تشکر : 570
      مورد تشکر: 716 در 290 پست
      حضور : 31 دقیقه
      دریافت : 2 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      Divine Love آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط alijohar نمایش پست
      1- عدالت هم مفهوم نسبی است. اگر مفهموم آن را مطلق در نظر بگیرید ارزش عملیاتی خود را از دست میدهد. مثلا بنظر من دموکراسی عین عدالت است . و جوامع بی بهره از دموکراسی و آزادی ،ظلم حاکم است.
      آزادي و استفاده از آراي مردم بدون شك براي رشد و تعالي جوامع ضروري است.

      عدالت مفهومي است مطلق.
      يكي از تعاريف مشهور عدالت "قرار دادن هر چيزي در جاي مناسب خودش هست." براي اين كه اثبات كنيد عدالت نسبي است بايد بتوانيد مثالي بياوريد كه در آن قرار دادن چيزي در جاي خودش خوب نباشد.
      مطمئنا نخواهيد توانست.

      در ضمن بحث عدالت از مباحث مفصل كلام است. بهتر است قبل از اظهار نظر در مورد آن كمي درباره آن تحقيق و مطالعه كنيد و اصول پذيرفته شده ومورد اجماع تشيع را براحتي زير سوال نبريد.

      والسلام
      ویرایش توسط Divine Love : ۱۳۸۷/۰۴/۲۷ در ساعت 01:09

    صفحه 2 از 8 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •