+ ارسال موضوع جدید
صفحه 1 از 6 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 53

موضوع: همه چیز درباره غیبت و راههای درمان آن

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   
  1. #1
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۵
    نوشته : 738 تشکر : 1,552
    مورد تشکر: 1,734 در 506 پست
    حضور : 5 روز 6 ساعت نامشخص
    دریافت : 21 آپلود : 0
    گالری : 111 وبلاگ : 2
    saeed623 آنلاین نیست.

    غيبت كردن مومن و آثار آن








    غيبت بر وزن «زينت » از گناهان كبيره است . قرآن مى گويد : «يـأيّها الذّين ءامنوا اجتنبوا كثيرًا مِّن الظِّنّ إنّ بعض الظّنّ إثم و لاتجسّسوا و لايغتب بّعضكم بعضًا أيحبّ أحدكم أنْ يأكل لحم أخيه ميتًا فكرهتموه واتقوا اللّه إنّ اللّه توّاب رّحيم ; (حجرات ، 12) اى كسانى كه ايمان آورده ايد از بسيارى از گمان ها بپرهيزيد كه پاره اى از گمان ها ، گناه است ! و جاسوسى مكنيد ! و بعضى از شما ، غيبت بعضى نكند ! آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده اش را بخورد ؟ از آن كراهت داريد . ]پس[ از خدا بترسيد ، كه خدا ، توبه پذير مهربان است .
    مفهوم غيبت
    غيبت آن ، است كه در غياب شخص مؤمن ، عيب او را فاش سازى . اگر او ، عيب نداشته باشد و به او ، عيبى را نسبت عيب دهى ، تهمت زده اى كه گناه تهمت ، از گناه غيبت ، بالاتر است ; زيرا ، سرمايه بزرگ هر انسان مؤمنى در زندگى ، حيثيت و آبروى او است و هرچه ، آن را به خطر بيندازد مانند اين است كه جان او را به خطر انداخته باشد . گاه مى شود كه ترور شخصيّت ، از ترور شخص ، مهم تر است . و لذا فلسفه مهم تحريم غيبت و اين كه از گناهان كبيره شمرده شده است ، به حفظ همين سرمايه بزرگ است .
    آثار غيبت
    1ـ بر اثر غيبت ، آبرو و حيثيت اشخاص از بين مى رود . 2ـ در جامعه بدبينى به وجود مى آيد . 3ـ پيوندهاى اجتماعى ، سست مى شود . 4ـ اعتماد ، از بين مى رود . 5ـ تعاونى و همكارى ، متزلزل مى شود . 6ـ بذر كينه و عداوت ، در دل ها ، پاشيده مى شود . 7ـ قتل هاى خونين ، واقع مى شود . 8ـ اشاعه فحشا مى شود .
    انگيزه هاى غيبت
    عواملى كه باعث غيبت مى شود ، به طور مختصر ، به شرح زير است :
    1ـ حسد ; 2ـ تكبر و غرور ; 3ـ بخل ; 4ـ كينه توزى ; 5ـ انحصارطلبى ; 6ـ ثروت اندوزى .
    توبيخ غيبت كننده
    در قرآن كريم آمده است : «ويل لكلّ همزة لمزة» واى بر هر عيب جوى مسخره كننده و غيبت كننده ! آنانى كه با نيش زبان و حركت دست و چشم ، پشت سر و پيش روى ديگران ، استهزا و عيب جويى و غيبت مى كنند و شخصيّت ديگران را درهم مى شكنند . اين گروه ، با واژه «ويل » ـ كه تهديد شديدى است ـ سرزنش شده اند .
    آرى ، آبروى مؤمن ، خيلى مهم است ! خداوند ، براى اين كه قبحِ و زشتى غيبت را روشن كند ، مثالى بسيار جالب زده است . قرآن ، غيبت كردن را ، خوردن گوشت برادر مرده دانسته است : در اين تعبير ، لطايفى است كه به برخى از آن ، اشاره مى شود . 1 . اگر مقدارى از گوشت بدن شخص مرده ، كنده شود ، جايش پر نمى شود و اگر آبروى انسان مؤمن هم با غيبت از بين برود ، آبروى رفته ، بر نمى گردد 2 . ديگر اين كه غيبت شونده ، مانند مردگان است و قادر بر دفاع از خود نيست .
    علاج غيبت ، توبه است ، همان طورى كه قرآن مجيد گفته است : «إنّ اللّه يحبّ التوابين »•

    پاورقي:
    ر .ك : تفسير نمونه ،آية الله مكارم شيرازى و ديگران ، ج 23 ، ص 176 ، ج 26 .
    http://sshams.andishvaran.ir/fa/scholarmainpage.html
    صفحه شخصی


  2. تشكر : RapidPc
  3.  

  4. #2
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت : جنسیت خرداد/۱۳۸۷
    نوشته : 3,426 تشکر : 3
    مورد تشکر: 1,878 در 1,070 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    اخلاقي آنلاین نیست.



    تاریخ و مزمت کردن غیبت


    «ابن سیرین» یکی از علمای ایرانی مسلمان قرن دوم هجری است. بعد از اینکه حجاج سفاک خونریزی که در دنیای اسلام نمونه است در سفاکی ... می میرد، مردی می آید در حضور او بدی حجاج را می گوید. ابن سیرین مقدس می گوید: غیبت نکن، الان غیبت تو گناهش بیشتر از گناه حجاج است. من حاضر نیستم گناه حجاج را بشنوم.
    حرف درستی نیست. عجیب این است که غزالی به این بزرگی و عظمت، این داستان را نقل و تإیید می کند، این اشتباه است. با اینکه ما غزالی را مرد بسیار بزرگی می دانیم یعنی مرد متفکر فوق العاده ای است، اما آدم های بزرگ اشتباه های بزرگ هم دارند.
    یکی از اشتباههای بزرگ غزالی به قول ابن الجوزی این است که در بسیاری از موارد شرع را با تصوف عوض کرده. آن افراطهای صوفیگری غزالی، گاهی سبب شده که از فقه اسلامی منحرف شود مثل همین جا که می گوید راست گفته ابن سیرین، آن مرد حق نداشته غیبت حجاج را بکند، حجاج مسلمان بوده.
    ویرایش توسط اخلاقي : ۱۳۸۷/۰۴/۲۱ در ساعت 10:45

  5. #3
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت : جنسیت خرداد/۱۳۸۷
    نوشته : 3,426 تشکر : 3
    مورد تشکر: 1,878 در 1,070 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    اخلاقي آنلاین نیست.



    راه درمان گناه غیبت از نظر آیات و روایات

    غیبت مانند بسیارى از صفات ذمیمه تدریجا به صورت یك بیمارى روانى در مى آید، به گونه اى كه غیبت كننده از كار خود لذت مى برد، و از این كه پیوسته آبروى این و آن را بریزد احساس رضا و خشنودى مى كند و این یكى از مراحل بسیار خطرناك اخلاقى است. اینجا است كه غیبت كننده باید قبل از هر چیز به درمان انگیزه هاى درونى غیبت كه در اعماق روح او است و به این گناه دامن مى زند بپردازد، انگیزه هائى همچون بخل و حسد و كینه توزى و عداوت و خود برتر بینى. باید از طریق خودسازى، و تفكر در عواقب سوء این صفات زشت و نتائج شومى كه ببار مى آورد، و همچنین از طریق ریاضت نفس این آلودگیها را از جان و دل بشوید، تا بتواند زبان را از آلودگى به غیبت باز دارد. سپس در مقام توبه بر آید، و از آنجا كه غیبت جنبه حق الناس دارد اگر دسترسى به صاحب غیبت دارد و مشكل تازه اى ایجاد نمى كند، از او عذر خواهى كند، هر چند بصورت سر بسته باشد، مثلا بگوید من گاهى بر اثر نادانى و بیخبرى از شما غیبت كرده ام مرا ببخش، و شرح بیشترى ندهد، مبادا عامل فساد تازه اى شود. و اگر دسترسى به طرف ندارد یا او را نمى شناسد، یا از دنیا رفته است، براى او استغفار كند، و عمل نیك انجام دهد، شاید به بركت آن خداوند متعال وى را ببخشد و طرف مقابل را راضى سازد. درمان این بیماری خطرناک اخلاقی از جهاتی با درمان سایر بیماریهای اخلاقی مشابه متفاوت است و در مجموع رعایت امور زیر برای پیشگیری یا درمان غیبت کار ساز است:
    1- درمان اصلی هر بیماری جسمی یا روانی و اخلاقی جز با ریشه یابی عوامل آن و قطع کردن آنها امکان پذیر نیست و از آنجا که عوامل زیادی در بروز و ظهور این صفت زشت مؤثر بود باید به سراغ آن ها رفت: حسد، کینه توزی، انحصار طلبی، انتقام جویی، کبر و خود بر تر بینی از عوامل مهمی بود که آدمی را به سراغ غیبت می فرستاد و تا اینها از وجود انسان ریشه کن نشود صفت رذیله غیبت هم ریشه کن نخواهد شد.
    2- راه مهم دیگر برای درمان این رذیله اخلاقی توجه به پی آمد های سوء معنوی و مادی، فردی و اجتماعی آن است. هر گاه انسان به این نکته توجه کند که غیبت او را از چشم مردم می اندازد و به عنوان فردی خائن، حق نشناس، ضعیف و نا توان در جامعه معرفی می کند و پیوند اعتماد و اطمینان را در جامعه متزلزل می سازد و به این حقیقت توجه کند که غیبت حق الناس است زیرا آبروی خلق خدا را می برد و ارزش آبروی هر کس همچون ارزش جان و مال اوست و تا صاحب حق راضی نشود خدا او را نمی بخشد و ای بسا غیبت می کند و دسترسی برای جلب رضایت طرف پیدا نمی کند و این بار گناه برای همیشه بر دوش او می ماند اگر غیبت کننده در این امور دقت کند به یقین از کار خود پشیمان و منصرف می شود، و آنها که غیبت را وسیله تفریح و سر گرمی مجالس خودشان قرار می دهند اگر در این عواقب بیندیشند قطعاً تجدید نظر خواهند کرد.
    3- غیبت کننده باید به این حقیقت توجه کند که نیرو های انسان محدود است، اگر نیرویی را که صرف تضییع آبروی اشخاص و شکستن موقعیت اجتماعی آنها می کند، صرف رقابتهای صحیح و سازنده نماید، ای بسا در مدت کوتاهی از رقیبان خود پیشی گیرد و مقام والایی را که انتظار دارد در جامعه برای خویشتن فراهم سازد، بی آنکه ضربه ای بر فرد یا جامعه وارد کند و عقوبات دنیا و آخرت را متوجه خود سازد.
    غیبت کننده باید به این حقیقت توجه کند که غیبت کردن یکی از نشانه های بارز ضعف و ناتوانی و فقدان شخصیت و عقده خود کم بینی است و او با غیبت کردن این صفات درونی خود را آشکار می سازد و پیش از آنکه شخصیت اجتماعی طرف را بشکند شخصیت خود را در هم می کوبد. این نکته نیز حائز اهمیت است که برای ترک غیبت مخصوصاً در مورد کسانی که غیبت برای آنها به صورت یک عادت در آمده قبل از هر چیز مراقبت شدید و نظارت اکید بر زبان است، پرهیز از معاشرت با دوستانی که او را به غیبت تشویق می کنند، ترک مجالسی که مهیا برای غیبت است، کلیه اموری که وسوسه غیبت در او ایجاد می کند. یکی از انگیزه های غیبت تبرئه خویشتن است مثلاً می گوید اگر من مرتکب گناه شدم فلان کس که از من بهتر است همین عمل و یا عملی بدتر از کار من را انجام داده است. در حدیثی از امام علی علیه السلام آمده است: «ما عمر مجلس بالغیبه الا خرب من الدین؛ مجلسی به وسیله غیبت آباد نشد مگر این که از نظر دین خراب گشت».
    خداوند در قرآن می فرماید: «وَ لا یَغْتَب بَّعْضكُم بَعْضاً أَ یحِب أَحَدُكمْ أَن یَأْكلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ؛ و هیچیك از شما دیگرى را غیبت نكند، آیا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ ( به یقین ) همه شما از این امر كراهت دارید، تقواى الهى پیشه كنید كه خداوند توبه پذیر و مهربان است» (حجرات/12). و از آنجا كه ممكن است افرادى آلوده به بعضى از این گناهان ظن و گمان بد و تجسس و عیبجویی و غیبت باشند و با شنیدن این آیات متنبه شوند و در صدد جبران بر آیند در پایان آیه راه را به روى آنها گشوده، مى فرماید: تقواى الهى، پیشه كنید و از خدا بترسید كه خداوند توبه پذیر و مهربان است. نخست باید روح تقوا و خدا ترسى زنده شود و به دنبال آن توبه از گناه صورت گیرد، تا لطف و رحمت الهى شامل حال آنها شود.
    پیامبر خداصلى الله علیه وآله در پاسخ به این سؤال كه كفّاره غیبت چیست، فرمود: «تَستَغفِرُ اللَّهَ لِمَنِ اغتَبتَهُ كُلَّماذَكَرتَهُ؛ كفّاره اش این است كه هرگاه به یاد كسى كه از او غیبت كرده اى افتادى، از خداوند برایش آمرزش بخواهى». هم چنین می فرماید: «إذا اغتابَ أحَدُكُم أخاهُ فلْیَستَغفِرِ اللَّهَ ؛ فإنَّها كفّارَةٌ لَهُ؛ هرگاه یكى از شما غیبت برادرش را كرد، از خداوند آمرزش بطلبد؛ زیرا این كفّاره گناه اوست»، و نیز می فرماید: « مَن تَطَوَّلَ على أخِیهِ فی غِیبةٍ سَمِعَها فیهِ فی مَجلِسٍ فَرَدَّها عَنهُ ، رَدَّ اللَّهُ عَنهُ ألفَ بابٍ مِن السُّوءِ فی الدنیا والآخِرَةِ؛ هر كس در مجلسى بشنود كه از برادرش غیبت مى شود و آن را از او دفع كند، خداوند هزار باب بدى را در دنیا و آخرت از او دفع كند».

  6. #4
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت : جنسیت خرداد/۱۳۸۷
    نوشته : 3,426 تشکر : 3
    مورد تشکر: 1,878 در 1,070 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    اخلاقي آنلاین نیست.



    غیبت از نظر قرآن کریم

    غیبت چنانكه از اسمش پیدا است این است كه در غیاب كسى سخنى گویند، منتهى سخنى كه عیبى از عیوب او را فاش سازد، خواه این عیب جسمانى باشد، یا اخلاقى، در اعمال او باشد یا در سخنش، و حتى در امورى كه مربوط به او است مانند لباس، خانه، همسر و فرزندان و مانند اینها. بنابراین اگر كسى صفات ظاهر و آشكار دیگرى را بیان كند غیبت نخواهد بود. مگر اینكه قصد مذمت و عیبجوئى داشته باشد كه در این صورت حرام است، مثل اینكه در مقام مذمت بگوید آن مرد نابینا، یا كوتاه قد، یا سیاهرنگ یا كوسه! به این ترتیب ذكر عیوب پنهانى به هر قصد و نیتى كه باشد غیبت و حرام است، و ذكر عیوب آشكار اگر به قصد مذمت باشد آن نیز حرام است، خواه آن را در مفهوم غیبت وارد بدانیم یا نه. اینها همه در صورتى است كه این صفات واقعا در طرف باشد، اما اگر صفتى اصلا وجود نداشته باشد داخل در عنوان تهمت خواهد بود كه گناه آن به مراتب شدیدتر و سنگین تر است. به هر حال غیبت از بزرگترین گناهان است.
    خداوند در قرآن کریم می فرماید: «وَ لا یَغْتَب بَّعْضكُم بَعْضاً أَ یحِب أَحَدُكمْ أَن یَأْكلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ؛ اى كسانى كه ایمان آورده اید! از بسیارى از گمان ها بپرهیزید، چرا كه بعضى از گمان ها گناه است، و هرگز ( در كار دیگران ) تجسس نكنید، و هیچیك از شما دیگرى را غیبت نكند، آیا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ ( به یقین ) همه شما از این امر كراهت دارید، تقواى الهى پیشه كنید كه خداوند توبه پذیر و مهربان است» (حجرات/12 ).
    گفته اند جمله « و لا یغتب بعضكم بعضا » در باره دو نفر از اصحاب رسول الله (ص) است كه رفیقشان سلمان را غیبت كردند، زیرا او را خدمت پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم فرستاده بودند تا غذائى براى آنها بیاورد، پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم سلمان را سراغ اسامة بن زید كه مسئول بیت المال بود فرستاد، اسامه گفت: الان چیزى ندارم، آن دو نفر از اسامه غیبت كردند و گفتند: او بخل ورزیده و درباره سلمان گفتند: اگر او را به سراغ چاه سمیحه ( چاه پر آبى بود ) بفرستیم آب آن فروكش خواهد كرد! سپس خودشان به راه افتادند تا نزد اسامه بیایند و در باره موضوع كار خود تجسس كنند، پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم فرمود من آثار خوردن گوشت در دهان شما مى بینم، عرض كردند: اى رسول خدا ما امروز مطلقا گوشت نخورده ایم! فرمود: آرى گوشت سلمان و اسامه را مى خوردید، آیه نازل شد و مسلمانان را از غیبت نهى كرد.
    از آنجا كه قرآن مجید در این سوره به ساختن جامعه اسلامى بر اساس معیارهاى اخلاقى پرداخته، پس از بحث در باره وظائف مسلمانان در مورد نزاع و مخاصمه گروههاى مختلف اسلامى، به شرح قسمتى از ریشه هاى این اختلافات پرداخته تا با قطع آنها اختلافات نیز بر چیده شود و درگیرى و نزاع پایان گیرد. خداوند اشاره می کند که گمان بد سرچشمه تجسس و تجسس موجب افشاى عیوب و اسرار پنهانى، و آگاهى بر این امور سبب غیبت مى شود كه اسلام از معلول و علت همگى نهى كرده است. سپس براى اینكه قبح و زشتى این عمل را كاملا مجسم كند آن را در ضمن یك مثال گویا ریخته، مى گوید: آیا هیچ یك از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟!. به یقین همه شما از این امر كراهت دارید.
    آرى آبروى برادر مسلمان همچون گوشت تن او است و ریختن این آبرو به وسیله غیبت و افشاى اسرار پنهانى همچون خوردن گوشت تن او است، و تعبیر به مرده به خاطر آن است كه غیبت در غیاب افراد صورت مى گیرد كه همچون مردگان قادر بر دفاع از خویشتن نیستند و این ناجوان مردانه ترین ستمى است كه ممكن است انسان در باره برادر خود روا دارد. آرى این تشبیه بیانگر زشتى فوق العاده غیبت و گناه عظیم آن است. سرمایه بزرگ انسان در زندگى حیثیت و آبرو و شخصیت او است، و هر چیز آن را به خطر بیندازد مانند آن است كه جان او را به خطر انداخته باشد، بلكه گاه ترور شخصیت از ترور شخص مهمتر محسوب مى شود، و اینجا است كه گاه گناه آن از قتل نفس نیز سنگین تر است. یكى از فلسفه هاى تحریم غیبت این است كه این سرمایه بزرگ بر باد نرود و حرمت اشخاص در هم نشكند و حیثیت آنها را لكه دار نسازد، و این مطلبى است كه اسلام آن را با اهمیت بسیار تلقى مى كند. نكته دیگر اینكه غیبت بد بینى مى آفریند، پیوندهاى اجتماعى را سست مى كند، سرمایه اعتماد را از بین مى برد، و پایه هاى تعاون و همكارى را متزلزل مى سازد.
    اسلام براى مساله وحدت و یكپارچگى جامعه اسلامى و انسجام و استحكام آن اهمیت فوق العاده اى قائل شده است. هر چیز این وحدت را تحكیم كند مورد علاقه اسلام است و هر چیز آن را تضعیف نماید منفور است، و غیبت یكى از عوامل مهم تضعیف است. از این ها گذشته غیبت بذر كینه و عداوت را در دلها مى پاشد، و گاه سرچشمه نزاعهاى خونین و قتل و كشتار مى گردد. خلاصه این كه اگر در اسلام غیبت به عنوان یكى از بزرگترین گناهان كبیره شمرده شده به خاطر آثار سوء فردى و اجتماعى آن است.
    قرآن کریم فوق العاده شدید نهی می کند از این که فحشاء (و به تعبیر قرآن: فاحشه) یعنی زشتیهای مسلمانان، حتی زشتیهای واقعیشان پخش بشود: «ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم؛ کسانی که دوست دارند فاحشه در میان کسانی که ایمان آورده اند شیوع پیدا کند برایشان عذاب دردناکی است» (سوره نور آیه 19). خدا نکند که یک وقت کسی اطلاع پیدا کند که لغزشی در فلان شخص پیدا شده است. تازه من راستها را می گویم. دروغ که دیگر واویلاست. چرا غیبت کردن حرام است؟ برای اینکه بدبینی ایجاد می کند. در حالی که غیبت کردن همان افشاء بدی هاست یعنی بدیهای واقعی را بازگو کردن.
    البته درباره غیبت اینكه قانون غیبت مانند هر قانون دیگر استثناهائى دارد، از جمله این كه گاه در مقام مشورت مثلا براى انتخاب همسر، یا شریك در كسب و كار و مانند آن كسى سؤالى از انسان مى كند، امانت در مشورت كه یك قانون مسلم اسلامى است ایجاب مى كند اگر عیوبى از طرف سراغ دارد بگوید، مبادا مسلمانى در دام بیفتد، و چنین غیبتى كه با چنین نیت انجام مى گیرد حرام نیست. همچنین در موارد دیگرى كه اهداف مهمى مانند هدف مشورت در كار باشد، یا براى احقاق حق و تظلم صورت گیرد. البته كسى كه آشكارا گناه مى كند و به اصطلاح متجاهر به فسق است از موضوع غیبت خارج است، و اگر گناه او را پشت سر او بازگو كنند ایرادى ندارد، ولى باید توجه داشت این حكم مخصوص گناهى است كه نسبت به آن متجاهر است.
    این نكته نیز قابل توجه است كه نه تنها غیبت كردن حرام است، گوش به غیبت دادن و در مجلس غیبت حضور یافتن آن نیز جزء محرمات است، بلكه طبق پاره اى از روایات بر مسلمانان واجب است كه رد غیبت كنند، یعنى در برابر غیبت به دفاع برخیزند، و از برادر مسلمانى كه حیثیتش به خطر افتاده دفاع كنند، و چه زیبا است جامعه اى كه این اصول اخلاقى در آن دقیقا اجرا شود.

  7. #5
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت : جنسیت خرداد/۱۳۸۷
    نوشته : 3,426 تشکر : 3
    مورد تشکر: 1,878 در 1,070 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    اخلاقي آنلاین نیست.



    غیبت و اثرات آن از نظر روایات

    در حدیث است که زنی برای مسئله ای به حضور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسید. وی زنی کوتاه قد بود.
    پس از این که رفت، عایشه کوتاه قدی او را با دست خویش تقلید کرد.
    رسول اکرم به وی فرمود: خلال کن.
    عایشه گفت: مگر چیزی خوردم یا رسول الله؟ حضرت فرمود: خلال کن. عایشه خلال کرد و پاره گوشتی از دهانش افتاد.
    در حقیقت حضرت با تصرف ملکوتی، واقعیت اصلی و آخرت غیبت را در همین جهان به عایشه نشان داد.

  8. تشكر : seyed133
  9. #6
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت : جنسیت خرداد/۱۳۸۷
    نوشته : 3,426 تشکر : 3
    مورد تشکر: 1,878 در 1,070 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    اخلاقي آنلاین نیست.



    سرمایه بزرگ انسان در زندگى حیثیت و آبرو و شخصیت او است و هر چیز آن را به خطر بیندازد مانند آن است كه جان او را به خطر انداخته باشد، بلكه گاه ترور شخصیت از ترور شخص مهمتر محسوب مى شود، و اینجا است كه گاه گناه آن از قتل نفس نیز سنگین تر است. یكى از فلسفه هاى تحریم غیبت این است كه این سرمایه بزرگ بر باد نرود و حرمت اشخاص در هم نشكند و حیثیت آنها را لكه دار نسازد، و این مطلبى است كه اسلام آن را با اهمیت بسیار تلقى مى كند. نكته دیگر اینكه غیبت بد بینى مى آفریند، پیوندهاى اجتماعى را سست مى كند، سرمایه اعتماد را از بین مى برد و پایه هاى تعاون و همكارى را متزلزل مى سازد.
    اسلام براى مساله وحدت و یكپارچگى جامعه اسلامى و انسجام و استحكام آن اهمیت فوق العاده اى قائل شده است، هر چیز این وحدت را تحكیم كند مورد علاقه اسلام است و هر چیز آن را تضعیف نماید منفور است و غیبت یكى از عوامل مهم تضعیف است. اگر در اسلام غیبت به عنوان یكى از بزرگترین گناهان كبیره شمرده شده به خاطر آثار سوء فردى و اجتماعى آن است.
    در روایات اسلامى تعبیراتى بسیار تكان دهنده در این زمینه دیده مى شود از جمله: در حدیثى از امام صادق علیه السلام در مورد مفهوم غیبت آمده: «الغیبة ان تقول فى اخیك ما ستره الله علیه، و اما الامر الظاهر فیه ، مثل الحدة و العجلة ، فلا ، و البهتان ان تقول ما لیس فیه؛ غیبت آن است كه در باره برادر مسلمانت چیزى را بگوئى كه خداوند پنهان داشته و اما چیزى كه ظاهر است مانند تندخوئى و عجله داخل در غیبت نیست، اما بهتان این است كه چیزى را بگوئى كه در او وجود ندارد». پیغمبر گرامى اسلام فرمود: «ان الدرهم یصیبه الرجل من الربا اعظم عند الله فى الخطیئة من ست و ثلاثین زنیة ، یزنیها الرجل ! و اربى الربا عرض الرجل المسلم ! ؛ درهمى كه انسان از ربا به دست مى آورد گناهش نزد خدا از سى و شش زنا بزرگتر است! و از هر ربا بالاتر آبروى مسلمان است!». این مقایسه به خاطر آن است كه زنا هر اندازه قبیح و زشت است جنبه حق الله دارد، ولى رباخوارى، و از آن بدتر ریختن آبروى مردم از طریق غیبت، یا غیر آن، جنبه حق الناس دارد.
    در حدیث دیگرى آمده است: روزى پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم با صداى بلند خطبه خواند و فریاد زد: «یا معشر من آمن بلسانه و لم یؤمن بقلبه ! لا تغتابوا المسلمین ، و لا تتبعوا عوراتهم ، فانه من تتبع عورة اخیه تتبع الله عورته ، و من تتبع الله عورته یفضحه فى جوف بیته ! ؟؛ اى گروهى كه به زبان ایمان آورده اید و نه با قلب! غیبت مسلمانان نكنید، و از عیوب پنهانى آنها جستجو ننمائید، زیرا كسى كه در امور پنهانى برادر دینى خود جستجو كند خداوند اسرار او را فاش مى سازد، و در دل خانه اش رسوایش مى كند»!. و در حدیث دیگرى آمده است كه خداوند به موسى وحى فرستاد: «من مات تائبا من الغیبة فهو آخر من یدخل الجنة ، و من مات مصرا علیها فهو اول من یدخل النار ! ؛ كسى كه بمیرد در حالى كه از غیبت توبه كرده باشد آخرین كسى است كه وارد بهشت مى شود و كسى كه بمیرد در حالى كه اصرار بر آن داشته باشد اولین كسى است كه وارد دوزخ مى گردد!».
    و نیز در حدیثى از پیغمبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله و سلم مى خوانیم: «الغیبة اسرع فى دین الرجل المسلم من الا كلة فى جوفه!؛ تاثیر غیبت در دین مسلمان از خوره در جسم او سریعتر است!». این تشبیه نشان مى دهد كه غیبت همانند خوره كه گوشت تن را مى خورد و متلاشى مى كند به سرعت ایمان انسان را بر باد مى دهد، و با توجه به اینكه انگیزه هاى غیبت امورى هم چون حسد، تكبر، بخل، كینه توزى، انحصار طلبى و مانند این صفات زشت و نكوهیده است روشن مى شود كه چرا غیبت و از بین بردن آبرو و احترام مسلمانان از این طریق این چنین ایمان انسان را بر باد مى دهد.
    روایات در این زمینه در منابع اسلامى بسیار زیاد است، امام صادق علیه السلام مى فرماید: «من روى على مؤمن روایة یرید بها شینه ، و هدم مروته ، لیسقط من اعین الناس ، اخرجه الله من ولایته الى ولایة الشیطان ، فلا یقبله الشیطان ! ؛ كسى كه به منظور عیبجوئى و آبروریزى مؤمنى سخنى نقل كند تا او را از نظر مردم بیندازد، خداوند او را از ولایت خودش بیرون كرده، به سوى ولایت شیطان مى فرستد، و اما شیطان هم او را نمى پذیرد!». و در حدیث است که زنی برای مسأله ای به حضور رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مشرف شد، وی کوتاه قد بود، پس از رفتنش عایشه کوتاه قدی وی را با دست خویش تقلید کرد، رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به وی فرمودند: خلال کن. عایشه گفت: مگر چیزی خوردم یا رسول الله؟! حضرت فرمود: خلال کن. عایشه خلال کرد و پاره گوشتی از دهانش افتاد.
    تمام این تاكیدات و عبارات تكان دهنده به خاطر اهمیت فوق العاده اى است كه اسلام براى حفظ آبرو و حیثیت اجتماعى مؤمنان قائل است، و نیز به خاطر تاثیر مخربى است كه غیبت در وحدت جامعه و اعتماد متقابل و پیوند دلها دارد، و از آن بدتر اینكه غیبت عاملى است براى دامن زدن به آتش كینه و عداوت و دشمنى و نفاق و اشاعه فحشاء در سطح اجتماع، چرا كه وقتى عیوب پنهانى مردم از طریق غیبت آشكار شود اهمیت و عظمت گناه از میان مى رود و آلودگى به آن آسان مى شود.
    این نکته حائز اهمیت است که از بعضی کلمات بزرگان گاه چنین استفاده می شود که غیبت در مورد همه ی مؤمنان نیست بلکه تنها در مورد کسانی است که از گناه خود پشیمانند و یا توبه کرده اند و در سرحد اعتدالند. و اما غیبت افراد فاسق و گنهکار جایز است هر چند گناهشان پنهان باشد و گاه به این روایت از امام صادق علیه السلام نیز استناد جسته اند که فرمود: کسی که در روابطش با مردم ستم نکند و در سخنانی که می گوید به مردم دروغ نگوید و از وعده هایش تخلف نجوید چنین کسی غیبتش حرام و شخصیتش کامل و عدالت او ظاهر و اخوتش واجب است.
    امام صادق علیه السلام می فرماید: هنگامی که فاسق تظاهر به فسق کند نه احترامی دارد و نه غیبتی و در حدیث دیگری از امام رضا علیه السلام آمده: «من القی جلباب الحیاء فلا غیبه له؛ کسی که چادر حیا را از سر بر گیرد غیبت ندارد». احادیث متعدد به خوبی نشان می دهد که اگر شخصی گناه کند و مستور باشد، غیبت او جایز نیست و غیبت شخص متظاهر به فسق نیز در خصوص آن عملی که تظاهر به آن می کند جایز است نه نسبت به تمام اعمالش. از این گذشته حرمت غیبت با دلیل عقل نیز ثابت است چرا که نوعی ظلم و ستم و افشای اسرار و ریختن آبروی مردم محسوب می شود و بی شک فرقی میان فاسق و عادل در این زمینه نیست مگر در مواردی که غیبت سبب نهی از منکر یا دفع خطر و ضرر از جامعه مسلمین گردد و در آن هم میان فاسق و عادل تفاوتی نیست.

  10. #7
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت : جنسیت خرداد/۱۳۸۷
    نوشته : 3,426 تشکر : 3
    مورد تشکر: 1,878 در 1,070 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    اخلاقي آنلاین نیست.



    فرق بین تهمت و غیبت

    غیبت چنان كه از اسمش پیدا است این است كه در غیاب كسى سخنى گویند، منتهى سخنى كه عیبى از عیوب او را فاش سازد، خواه این عیب جسمانى باشد، یا اخلاقى، در اعمال او باشد یا در سخنش، و حتى در امورى كه مربوط به او است مانند لباس، خانه، همسر و فرزندان و مانند این ها. بنابراین اگر كسى صفات ظاهر و آشكار دیگرى را بیان كند غیبت نخواهد بود. مگر این كه قصد مذمت و عیبجوئى داشته باشد كه در این صورت حرام است، مثل اینكه در مقام مذمت بگوید آن مرد نابینا، یا كوتاه قد، یا سیاهرنگ یا كوسه! به این ترتیب ذكر عیوب پنهانى به هر قصد و نیتى كه باشد غیبت و حرام است، و ذكر عیوب آشكار اگر به قصد مذمت باشد آن نیز حرام است، خواه آن را در مفهوم غیبت وارد بدانیم یا نه. این ها همه در صورتى است كه این صفات واقعا در طرف باشد، اما اگر صفتى اصلا وجود نداشته باشد داخل در عنوان تهمت خواهد بود كه گناه آن به مراتب شدیدتر و سنگین تر است.
    در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: «الغیبة ان تقول فى اخیك ما ستره الله علیه ، و اما الامر الظاهر فیه ، مثل الحدة و العجلة ، فلا ، و البهتان ان تقول ما لیس فیه؛ غیبت آن است كه در باره برادر مسلمانت چیزى را بگوئى كه خداوند پنهان داشته، و اما چیزى كه ظاهر است مانند تندخوئى و عجله داخل در غیبت نیست، اما بهتان این است كه چیزى را بگوئى كه در او وجود ندارد». و از اینجا روشن مى شود عذرهاى عوامانه اى كه بعضى براى غیبت مى آورند مسموع نیست، مثلا گاهى غیبت كننده مى گوید این غیبت نیست، بلكه صفت او است! در حالى كه اگر صفتش نباشد تهمت است نه غیبت. یا این كه مى گوید: این سخنى است كه در حضور او نیز مى گویم، در حالى كه گفتن آن پیش روى طرف نه تنها از گناه غیبت نمى كاهد بلكه به خاطر ایذاء، گناه سنگین ترى را به بار مى آورد.
    قرآن کریم فوق العاده شدید نهی می کند از این که فحشاء (و به تعبیر قرآن: فاحشه) یعنی زشتیهای مسلمانان، حتی زشتیهای واقعیشان پخش بشود: «ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم؛ کسانی که دوست دارند فاحشه در میان کسانی که ایمان آورده اند شیوع پیدا کند برایشان عذاب دردناکی است» (سوره نور/ آیه 19).
    خدا نکند که یک وقت کسی اطلاع پیدا کند که لغزشی در فلان شخص پیدا شده است. تازه من راستها را می گویم. دروغ که دیگر واویلاست. حدیث است که اگر کسی به برادر مؤمنش تهمت بزند، ایمان در روح او آب می شود آن چنان که نمک در آب حل می شود؛ ایمان برای شخص باقی نمی ماند. اگر راست باشد، این به آن می گوید، آن به دیگری می گوید و به تدریج شیوع پیدا می کند. اگر دروغ باشد که خدا می داند، همانی است که قرآن هرگز نمی خواهد. چرا غیبت کردن حرام است؟ برای اینکه بدبینی ایجاد می کند. در حالی که غیبت کردن همان افشاء بدی هاست یعنی بدی های واقعی را بازگو کردن.

  11. #8
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت : جنسیت تیر/۱۳۸۶
    نوشته : 1,183 تشکر : 817
    مورد تشکر: 1,676 در 708 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    sara.m آنلاین نیست.



    نه خب ، ببینید دیدها نسبت به مقوله غیبت مختلفه ، شما از یه زاویه دیگه باید به غیبت نگاه کنین ، از این زاویه نگاه کنین که دارین یه اطلاع رسانی عمومی می کنین:Ghash: شوخی کردم
    حالا از همه اینا که بگذریم ،تجربه نشون داده کسی که شب غیبت کنه و بخوابه ، نماز صبحش معمولا قضا میشه ، یا بن بستش باید لب طلایی بخونه
    حالا دوباره پیش خودتون نگین خب پس شب غیبت نمی کنیم ، روز غیبت می کنیم ، والا به خدا
    ویرایش توسط sara.m : ۱۳۸۷/۰۴/۲۱ در ساعت 11:14
    مهدیا کعبه شد از تاب تو بی تاب بتاب

  12. #9
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت : جنسیت تیر/۱۳۸۷
    نوشته : 983 تشکر : 589
    مورد تشکر: 768 در 370 پست
    حضور : 8 دقیقه
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    reza007 آنلاین نیست.



    حضرت علی (ع ) فرمودند : غیبت کننده در نزد خداوند جزء مبغوض ترین و دشمن ترین انسانهاست .

  13. #10
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت : جنسیت تیر/۱۳۸۷
    نوشته : 983 تشکر : 589
    مورد تشکر: 768 در 370 پست
    حضور : 8 دقیقه
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    reza007 آنلاین نیست.



    پیامبر اکرم (ص ) فرمودند : هر کس غیبت مرد ویا زن مسلمان را بکند خداوند نماز و روزه جهل شبانه روز اورا قبول نمی کند مگر اینکه از شخص غیبت کننده حلالیت بطلبد.
    و پیامبر اکرم (ص ) فرمودند : اثر سوء غیبت در از بین بردن دین شخص مسلمان - از مرض خوره که جسم او را از درون تهی و خالی می کند و نابودش می نماید بدتر و خطرناکتر است.
    ویرایش توسط reza007 : ۱۳۸۷/۰۴/۲۱ در ساعت 15:23

صفحه 1 از 6 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •