+ ارسال موضوع جدید
صفحه 1 از 7 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 69

موضوع: همه چيز درباره گناه (گناهان صغيره وكبيره، آثارگناه،راههاي مقابله )

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   
  1. #1
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت : جنسیت تیر/۱۳۸۷
    نوشته : 26,539 تشکر : 11,603
    مورد تشکر: 68,514 در 17,560 پست
    حضور : 22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت : 26 آپلود : 0
    گالری : 8953 وبلاگ : 0
    ║★║فاطمی║★║ آنلاین نیست.

    همه چيز درباره گناه (گناهان صغيره وكبيره، آثارگناه،راههاي مقابله )




    بنام تو اي قرار هستي




    پـيـامـبـرخدا(ص ) : گناهان كبيره عبارتند از : شرك ورزيدن به خدا , آزردن پدر و مادر , قتل نفس (آدم كشى ) و سوگند دروغ عمدى (براى ضايع كردن حقوق ديگران و خوردن مال مردم ).
    ـ امـام باقر(ع ) : در پاسخ به سؤال از كباير فرمود : هر گناهى كه خداوند براى آن وعده آتش داده است (كبيره مى باشد).
    پيامبر خدا(ص ) : گناهان بزرگ نه تاست : بزرگترين آنها شرك ورزيدن به خداى عزوجل است و كشتن مؤمن و ربا خوارى و خوردن مال يتيم و تهمت زدن به زن پاكدامن و فرار ازميدان جهاد و رنـجـاندن پدر و مادر و در هم شكستن حرمت بيت الحرام و جادوگرى , هر كس پاك از اين نه گناه خداى عزوجل را ديدار كند با من در بهشتى خواهد بود كه درهاى آن ازطلاست .
    ـ امـام عـلـى (ع ) : گـناهان كبيره عبارتنداز: شرك ورزيدن به خدا, آدم كشى , خوردن مال يتيم , تهمت زدن به زن پاكدامن فرار ازميدان جهاد, تعرب بعدازهجرت , جادوگرى ,آزردن پدر و مادر , رباخوارى , جدا شدن از جامعه مسلمانان و شكستن پيمان (بيعت يا معامله ).
    ـ امـام صادق (ع ): قتل نفس (آدم كشى )از گناهان كبيره است , زيرا خداى عزوجل مى فرمايد :((و هر كه مؤمنى را از روى عمد بكشدسزايش جاودانه شدن دردوزخ ‌است )).
    بزرگترين گناهان كبيره
    ـ امام على (ع ) : در پاسخ به پرسش ازبزرگترين كباير , فرمود : ايمن و غافل بودن از مكر (عذاب و مهلت ) خدا , مايوس شدن ازيارى خدا و نوميدى از رحمت خدا.
    اصرار بر گناه
    قرآن
    ((و آن كسان كه چون مرتكب كارى زشت شوند يا به خودستمى كنند , خدا را ياد مى كنند و براى گـنـاهـان خـويش آمرزش مى خواهند و كيست جز خدا كه گناهان را بيامرزد؟
    و چون به زشتى گناه آگاهند در آنچه مى كردند پاى نفشارند)).
    امام باقر(ع ) : درباره آيه (( بر آنچه مى كردند پاى نفشارند )) , فرمود : اصرار بر گناه اين است
    كه بنده گناه كند و آمرزش نطلبد و در فكر توبه هم نباشد اين است اصرار (بر گناه ).
    امـام صـادق (ع ) : اصـرار بـر گـنـاه بـه مـعـناى ايمن دانستن خود از عذاب خداست و كسى
    جززيانكاران , خود را از مكر (عذاب و مهلت ) خداوند ايمن نداند
    ـ پيامبر خدا(ص ) : خشكيدگى چشم (نگريستن از خوف خدا) و سنگدلى و حرص زدن زياد براى
    طلب روزى و اصرار بر گناه از نشانه هاى شقاوت است .
    ـ چهار چيز دل را مى ميراند : گناه روى گناه .
    ـ با استغفار كبيره نباشد و با اصرار صغيره معنا ندارد ((13)) .
    ـ امام على (ع ) : بزرگترين گناه نزد خدا گناهى است كه مرتكبش بر آن اصرار ورزد.
    ـ در شـگفتم از كسى كه سختى انتقام خداوند را از خود مى داند و همچنان بر گناه خويش اصرار مى ورزد.
    شاد شدن به گناه
    ـ امام سجاد(ع ) : از شاد شدن به گناه بپرهيز كه شاد شدن به گناه از ارتكاب آن بدتر است .
    ـ امام على (ع ) : باليدن به گناهان ,زشت تر از ارتكاب آنهاست .
    گناهى بزرگتر از باليدن به تبهكاريها نيست .
    ـ رستگار نشود آن كه به رذايل خود ببالد.
    ـ هر كه از معاصى خداوند لذت برد خداوند او را به خوارى افكند.
    ـ شيرينى گناه را دردناكى كيفر از بين مى برد.
    نقش گناهان در تباهى دل
    قرآن
    ((حقا , كه كارهايى كه كرده بودند بر دلهايشان مسلطشد)).
    ـ امـام صـادق (ع ) : پـدرم (ع ) مـى فرمود :هيچ چيز بيشتر از گناه دل را تباه نمى كند , همانا دل گناه مى كند و بر آن اصرار مى ورزد تا جايى كه سرانجام گناه بر آن چيره مى گردد و دل را زير و زبر مى كند.
    ـ هـر گـاه آدمـى گـنـاهـى كند نقطه سياهى در دلش پديد مى آيد اگر توبه كرد آن نقطه پاك مى شود و اگر باز هم گناه كرد آن نقطه بزرگترمى شود , تا جايى كه همه دلش را فرا مى گيرد و زان پس هرگز روى رستگارى را نمى بيند.
    ـ امـام بـاقـر(ع ) : هيچ بنده اى نيست مگرآن كه در دلش نقطه اى سفيد وجود دارد ,پس هر گاه گـناهى مرتكب شود , در آن نقطه , نقطه اى سياه پديد آيد كه اگر توبه كرد آن سياهى مى رود و اگـر در گناهان فرو رفت نقطه سياه افزايش مى يابد چندان كه همه سفيدى رافرو مى پوشاند و چـون سفيدى پوشانده شد گنهكار ديگر هرگز به خير و صلاح باز نمى آيد اين است سخن خداى عزوجل كه
    ((حقا , كه بر دلهايشان مسلط شد)).
    ـ امام على (ع ) : اشكها نخشكيد مگر به سبب سختدلى و دلها سخت نشد مگر به سبب گناهان زياد .
    نقش گناهان در زوال نعمتها
    ـ امـام صـادق (ع ) : خـداونـد هـر نـعـمتى را كه به بنده اى داد از او نگرفت مگر به سبب گناهى كه
    سزاوار سلب آن نعمت شد.
    ـ امـام على (ع ) : هيچ نعمتى و هيچ خرمى از زندگى زايل نشد مگر به سبب گناهانى كه مرتكب
    شدند , چه , خداوند به بندگان ستم نمى كند.
    ـ امام صادق (ع ) : همانا بنده گناهى مى كند و به سبب آن از نماز شب محروم مى شود سرعت تاثير
    كار بد در آدمى از سرعت تاثيركارد در گوشت بيشتر است .

    ـ پـيـامـبـر خـدا(ص ) : از گـنـاهـان دورى كـنـيد , زيرا گناهان خوبيها را محو مى كند , همانا بنده
    (گاه ) گناه مى كند و به سبب آن دانشى را كه داشته است فراموش مى كند.
    نقش گناهان در فرود آمدن بلاها
    قرآن
    ((اگر شما را مصيبتى رسد , به خاطر كارهايى است كه مى كنيد و خدا از بسيارى در مى گذرد)).
    ـ امام صادق (ع ) : هيچ رگى (بر اثر تب و بيمارى ) نزند و هيچ پايى به سنگ نخورد و هيچ سردرد يا مرضى رخ ندهد , مگر در اثر گناه اين فرموده خداى عزوجل در كتاب اوست كه : ((اگرشما را مـصـيـبـتـى رسـد بـه خـاطر كارهايى است كه مى كنيد و خدا بسيارى را مى بخشد)) گناهانى كه
    خداوند مى بخشد بيشتر از گناهانى است كه از آنها باز خواست مى كند.
    ـ امـام على (ع ) : از گناهان دورى كنيد , زيرا هيچ بليه اى رخ ندهد و از هيچ روزى كم نشودمگر بـه سـبـب گناهى , حتى خراش برداشتن و به سر در آمدن و مصيبت خداوند عزوجل مى فرمايد
    ((اگر شما را مصيبتى رسد )).
    ـ گـاهـى اوقات خداوند به جسم يا مال يا فرزند و يا همسر مؤمن آسيبى وارد مى آورد و اين آيه را تلاوت كرد :((اگر شما را مصيبتى رسد )) و سه بار دستانش را به هم چسباند و هر بارفرمود :((و بسيارى از گناهان را نيز مى بخشد)).
    ـ پـيـامـبـر خـدا(ص ) : هيچ رگى (بر اثر بيمارى ) نزند و هيچ پايى نلغزد مگر به سبب گناهانى كه مى كنيد و آنچه كه مى بخشد بيشتر است .

    ـ امام صادق (ع ) : همانا مؤمن گناه مى كند و به سبب آن از روزى محروم مى شود.
    ـ امام باقر(ع ) : همانا بنده گناه مى كند و به سبب آن روزى از او گرفته مى شود.
    ـ امام على (ع ) : از گناهان دورى كنيد , زيرا جلو روزى بنده به سبب گناه گرفته مى شود.
    ـ امـام رضـا(ع ) : هـر گـاه بـنـدگـان مـرتـكـب گـنـاهـانى شوند كه قبلا انجام نمى داده اند ,
    خداوندبلاهايى را بر ايشان پديد آورد كه سابقه نداشته است .
    ـ امـام صـادق (ع ) : كـسـانـى كـه بـر اثـر گناهان مى ميرند بيشترند از كسانى كه بر اثر رسيدن اجل مى ميرند.
    آثار گناهان در خشكى و دريا
    قرآن
    ((بـه سـبب اعمال مردم , فساد در خشكى و دريا آشكار شدتا به آنان جزاى بعضى از كارهايشان را بچشاند , باشد كه باز گردند)).
    ـ امـام بـاقر(ع ) : هيچ سالى كم بارش تر از سال ديگر نيست , بلكه خداوند باران را هر جا كه خواهد مـى باراند (اما) هر گاه مردمى مرتكب گناهان شوند , خداى عزوجل بارانى را كه براى آنان مقدر كرده بود از ايشان باز دارد.
    آثار گناهان بر روى غير گنهكاران
    ـ پيامبر خدا(ص ) : گناه براى غير گنهكار (نيز) شوم است , (زيرا) اگر با گنهكار مخالفت كند, گرفتار شود , اگر از او غيبت كند گنهكار شود و اگر به گناه رضايت دهد در آن شريك گردد .
    گناهانى كه آثار خاصى دارند
    ـ امام رضا(ع ) : هر گاه حكمرانان دروغ بگويند باران بند مى آيد و هر گاه سلطان ستم كنددولت
    سست و بى اعتبار شود و هر گاه زكات داده نشود چارپايان بميرند.
    ـ امـام صـادق (ع ) : گـنـاهـانـى كـه نعمتها را دگرگون مى كند , زورگويى و سركشى است و گناهانى كه پشيمانى به بار مى آورد آدم كشى است و گناهانى كه انتقام و كيفرها رافرود مى آورد سـتـم اسـت و گـنـاهـانى كه پرده ها را مى درد (وآبرو و حيثيت ها را مى برد) شرابخوارى است و گـناهانى كه جلوى روزى را مى گيرد زناست و گناهانى كه مرگ و نيستى را شتاب مى بخشد , بريدن پيوند خويشاوندى است و گناهانى كه مانع استجابت دعا مى شود و فضا را تيره و تار مى كند , آزردن پدر و مادراست .
    ـ امـام سـجـاد(ع ) : گناهانى كه از استجابت دعا جلوگيرى مى كنند عبارتند از : بد نيتى , خبث بـاطن , دورويى با برادران , باور نداشتن به اجابت دعا , به تاخير انداختن نمازهاى واجب تا آن كه وقتشان بگذرد , تقرب نجستن به خداى عزوجل با نيكوكارى و صدقه , بد زبانى و زشتگويى .
    ـ گـناهانى كه بارش آسمان را بازمى دارند عبارتند از : قضاوت ظالمانه قاضيان , شهادت دروغ و كتمان شهادت .
    گناهان زود كيفر
    ـ پـيـامـبـر خـدا(ص ) : سه گناه است كه كيفرشان در همين دنيا مى رسد و به آخرت نمى افتد :
    آزردن پدر و مادر , زورگويى و ستم به مردم و ناسپاسى نسبت به خوبيهاى ديگران .
    ـ امام باقر(ع ) : چهار چيز است كه كيفرشان از هر گناهى زودتر به انسان مى رسد : كسى كه تو به او خوبى كنى و او پاداش آن را به بدى دهد , كسى كه تو به او ستم نكنى و او به تو ستم كند , كسى كه در كارى با او پيمان بندى و توبه پيمانت وفادار مانى و او خيانت و پيمان شكنى كند و كسى كه تو با او پيوند برقرار كنى و اوپيوند ببرد.
    در كـتـاب امـير المؤمنين (ع ) آمده است : سه گناه است كه صاحب آنها در همين دنيا كيفرش را ببيند ستم , بريدن پيوند خويشاوندى و سوگند دروغ .
    ـ امـام عـلى (ع ) , در يكى از خطبه هاى خود مى فرمايد : پناه مى برم به خدا از گناهانى كه مرگ و نـيـسـتـى را شتاب مى بخشد عبداللّه بن كوا يشكرى برخاست و عرض كرد : اى امير المؤمنين ! آيا گناهانى هم هست كه مرگ راشتاب مى بخشد؟
    فرمود : واى بر تو! آرى , قطع رحم .
    ـ در پاسخ به اين سؤال كه : كيفر كدام گناه زودتر دامنگير گنهكار مى شود؟
    فرمود : ستم كردن به كسى كه ياورى جز خدا ندارد وكوتاهى در شكر نعمت و دراز كردن دست ستم برفقير.
    ـ كيفر دست درازى به كسى كه به تو دست درازى نمى كند , از كيفر هر گناه ديگر زودتردامنگير آدمى مى شود.


  2.  

  3. #2
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت : جنسیت تیر/۱۳۸۷
    نوشته : 506 تشکر : 115
    مورد تشکر: 1,209 در 366 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 17 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    ناصح آنلاین نیست.

    آثار گناه بر جسم




    امام صادق (ع) : هيچ رگي نزند و پائي به سنگ نخورد و سر درد و مرضي پيش نيايد مگر به جهت گناهي که انسان مرتکب شده و براي همين است که خداي عزوجل در قرآن ميفرمايد : هر مصيبتي که به شما مي رسد براي کاري است که به دست خود کرده ايد و خدا از بسياري ( از معصيت ها ) هم گذشت ميکند ( سوره شوري آيه 30 ) سپس امام (ع) فرمودند : آنچه خدا از آن مي گذرد از آنچه از آن مواخذه ميکند بيشتر است. ( شرح : يعني آن گناهاني که خدا از آن ميگذرد بيشتر است از آن گناهاني که خدا بوسيله آن گناه عذاب ميکند)



    اصول کافي جلد 3 صفحه 370
    السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)


    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=2362

  4. تشكر : mehrnosh
  5. #3
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت : جنسیت تیر/۱۳۸۷
    نوشته : 506 تشکر : 115
    مورد تشکر: 1,209 در 366 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 17 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    ناصح آنلاین نیست.



    مولا علي (ع) : دردي دردناکتر از گناه براي دل نيست و ترسي سخت تر از مرگ نيست و گذشته براي انديشيدن ( و عبرت گرفتن ) بس است و مرگ براي اندرز دادن کافي است.




    اصول کافي جلد 3 صفحه 377






    السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)


    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=2362

  6. تشكر : mehrnosh
  7. #4
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت : جنسیت دی/۱۳۸۷
    نوشته : 10,445 تشکر : 23,812
    مورد تشکر: 28,987 در 9,484 پست
    حضور : 17 روز 6 ساعت 28 دقیقه
    دریافت : 6 آپلود : 0
    گالری : 2 وبلاگ : 0
    مجیب آنلاین نیست.

    نقش گناه در تغيير سرنوشت انسان




    انحراف از صراط مستقيم

    با توجه به اين كه خداوند در انسان قابليت سير صعود و سقوط قرار داده و تقوا و فجور عامل تعالى و سقوط انسان است؛ از اين رو مى توان گفت حسنات باعث صعود و تعالى او مى شود و گناه و سيئات باعث سقوط و هبوط وى به دركات دوزخ مى گردد.
    انسان ها را با توجه به چگونگى عملكرد مى توان در دو دسته قرارداد: الف. كسانى كه در كسب كمال و سير صعودى تلاش مى نمايند، ب.افرادى كه نسبت به كسب كمال بى توجه هستند. براى كسى كه در جهت سير صعودى و كمال تلاش مى كند، شناخت اعمالى كه باعث كسب حسنات است لازم مى باشد، اما كافى نيست، كار حكيمانه مقتضى شناخت آسيب ها و موانع كسب كمال و رسيدن به جايگاه الهى و انسانى است. براى كسانى هم كه بى توجه هستند شناخت موانع ضرورت بيشترى دارد، چرا كه آسيب پذيرى آنها بسيار بالاتر از دسته قبل مى باشد از اين رو طرح اين مباحث براى تنبه و تذكر اين افراد نيز ضرورتى دو چندان مى يابد. به جهت وجود چنين ضرورت هايى درصدد خواهيم بود كه ان شاءالله تصويرى از موضوع در حوصله اين مقاله ارائه دهيم.
    صراط مستقيم و سرنوشت انسان
    در بين همه راه هايى كه انسان مى تواند طى كند، تنها يك راه «صراط مستقيم» و راه هدايت است و ديگر راه ها انسان را به سرنوشت واقعى نمى رسانند، اين راه و رسيدن به اين چيزى است كه انبياء الهى مأمور به دعوت مردم به آن بودند. به عبارت ديگر شرايع آسمانى همه براى تحقق چنين امرى از جانب خدا تشريع شده است. با توجه به سير تكامل كه در چنين مأموريتهايى بوده، دعوت پيامبر(صلى الله عليه وآله) بزرگوار اسلام به آئين روح بخش اسلام، كاملترين آنها مى باشد «واَنَّ هـذا صِراطى مُستَقيمـًا فَاتَّبِعوهُ ولا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُم عَن سَبيلِهِ ذلِكُم وصـّـكُم بِهِ لَعَلَّكُم تَتَّقون؛ اين است راه راست من؛ پس، از آن پيروى كنيد؛ و از راه ها[ى ديگر] كه شما را از راه وى پراكنده مى سازد پيروى مكنيد. اينهاست كه [خدا] شما را به آن سفارش كرده است، باشد كه به تقوا گراييد.»
    ما از خدا هستيم و به سوى خدا باز مى گرديم «اِنّا لِلّهِ واِنّا اِلَيهِ راجِعون» بازگشت بسوى خدا و ديدار پروردگار با وصف ارحم الراحمين، بهشت رضوان الهى را در پى دارد، بهشتى كه همه اوليا و انبياى الهى در دعوت به ايمان، انسان ها را به آن بشارت داده اند و بشريّت را راهنمايى كرده اند تا همه قوا و استعدادهاى خود را در جهت رسيدن به آن سرنوشت الهى بكار برند. اين سرنوشت واقعى انسان است كه در پس شكوفايى همه استعدادها و قواى انسان به منصه ظهور مى رسد.
    گناه و خروج از صراط مستقيم
    در آيه ۸۱ سوره بقره، تغيير سرنوشت انسان، بواسطه گناه، طى سه مرحله بيان مى شود: 1ـ در اين مرحله مى فرمايد: ارتكاب گناه آغاز تغيير سرنوشت و خروج و يا فاصله گرفتن از صراط مستقيم است:«بَلى مَن كَسَبَ سَيِّئَةً؛ «كسانى كه مرتكب گناه شوند».
    ۲ـ اين مرحله حاصل مرحله نخست مى باشد و چنانچه كسى كه در مرحله نخست مرتكب گناهى گشت و توفيق توبه و ترك معصيت نيافت در اين مرحله نمى تواند خود را از منجلاب آثار گناه نجات دهد، خداوند در اين باره مى فرمايد: «واَحـطَت بِهِ خَطِيـَتُهُ؛ و آثار گناه سراسر وجودشان را بپوشاند.»
    ۳ـ در مرحله سوم عاقبت شوم تغيير سرنوشت، بواسطه گناه را بيان مى دارد و مى فرمايد: «فَاُولئكَ اَصحـبُ النّارِ هُم فِيها خلِدون؛ آنها اهل آتش اند و جاودانه در آن خواهند بود».
    در حقيقت اين مراحل يك سلسله علل طولى مى باشند كه هر يك مبتنى بر ديگرى است.در ادامه به بررسى بيشتر هر كدام مى پردازيم.
    مرحله اول: ارتكاب گناه و نقش آن در دور شدن از حق
    كسانى كه مرتكب گناه مى شوند از صراط مستقيم و مسير حق دور مى شوند و يا به تعبير دقيق تر سقوط مى كنند. ارتكاب گناه پايه هاى اعتقادى، اخلاقى و رفتارى انسان را متزلزل مى كند. گناه عمل بر خلاف دستورهاى الهى بوده و باعث سست شدن اعتقادات و باز شدن راه شك و شبهه در اصول آن مى شود. با ارتكاب گناه ملكات فضائل اخلاقى در درون فرد، تحت تأثير قرار گرفته و جهت گيرى هاى ارتكازى وى را تضعيف مى نمايد. با تزلزل پايه هاى اعتقادى و اخلاقى، رفتار نيز تغيير مى كند و از شكل رفتار يك فرد الهى فاصله مى گيرد. اين تغييرات فرصت يافتن خويشتن واقعى را كه كمال انسانيّت و هدف اديان الهى است؛ از فرد مى ربايد.
    گوهر خود را هويدا كن كمال اين است و بس
    خويشتن را در خويش پيدا كن كمال اينست و بس
    كسى كه مرتكب گناه مى شود تيشه به ريشه خود واقعى اش و آن صورت الهى و انسانى مى زند كه در وراى اين خود ظاهرى قرار دارد. شرافت، اصالت و بزرگى و بزرگوارى و همه فضائل قابل تصور براى انسان مربوط به آن خود الهى و انسانى به تعبير شهيد مطهرى(رحمه الله) مى باشد. اين خود واقعى آن گوهرى است كه انسان به واسطه آن مسجود ملائك گرديد. آنچه ما وجداناً با ضرورت و بداهت «خود» مى ناميم، خودِ ظاهرى است.
    «اَنَّ اللّهَ يَحولُ بَينَ المَرءِ وقَلبِهِ؛ خدا ميان آدمى و دلش حائل مى گردد.»
    از سياق موجود در اين آيه كريمه و قرائن عقلى آن به روشنى مى توان دريافت كه منظور از «مرء» همان خودِ ظاهرى است و «قلب» خود واقعى است. مطلب مهمى كه آيه به آن دلالت دارد، حائل شدن خداوند بين خود ظاهرى كه ناخود است و خود واقعى، لذا راه رسيدن به خود واقعى، اجابت و اطاعت فرمان خدا و رسول است كه در صدر آيه مى باشد: «ياَايَّها الَّذينَ ءامَنوا استَجيبوا لِلّهِ ولِلرَّسولِ اِذا دَعاكُم؛ اى كسانى كه ايمان آورده ايد، چون خدا و پيامبر شما را به چيزى فراخواندند آنان را اجابت كنيد.»
    در همين آيه دليل امر به اجابت فرامين الهى و اوامر حضرت رسول را زنده شدن مؤمنان مى دادند: «لِما يُحييكُم» براى اينكه شما زنده شويد.»
    نتيجه اى كه مى توان از مفهوم آيه برداشت كرد اين است كه اگر كسى فرمان الهى و اوامر نبوى را اطاعت نكند زنده واقعى نخواهد شد. گناه مانع زنگارى بر دل است و از زنده شدن قلب يا خود واقعى اش باز مى دارد. چگونه وقتى ذات باريتعالى از كسى ناراضى باشد او را به كمال بالاتر برساند. چنين امرى خلاف سيره عقلا است تا چه رسد به خداوند حكيم، كه منشأ پيدايش عقل و عقلا است.
    به تعبير شهيد مطهرى خود ظاهرى اصلاً خود نيست. پس مى توان گفت كسى كه گناه مى كند تيشه به ريشه خود مى زند و مرگ واقعى خود را سبب مى شود. اما از چه رو انسان با آن همه عشق به خود كه دارد چنين با خودش به ستيز بر مى خيزد
    آنچه از آيات قرآن كريم در پاسخ به اين پرسش برداشت مى شود، وسوسه شيطان در اثر غفلت و جهل مى باشد. براى نمونه ماجراى رانده شدن حضرت آدم و حوا از بهشت كه توسط وسوسه شيطان انجام گرفت مطلب را پيگيرى مى كنيم.
    «فَوَسوَسَ لَهُمَا الشَّيطنُ لِيُبدِى لَهُما ماوورِى عَنهُما مِن سَوءاتِهِما؛ سپس شيطان آن دو [آدم و حوا] را وسوسه كرد، براى اينكه آنچه از اندام ايشان پنهان بود، آشكار سازد»
    شيطان براى عملى كردن وسوسه خود در مورد حضرت آدم و حوا چنين گفت: «وقالَ ما نَهكُما رَبُّكُما عَن هـذِهِ الشَّجَرَةِ اِلآ اَن تَكونا مَلَكَينِ اَو تَكونا مِنَ الخلِدين»
    شيطان گفت: «پروردگارتان شما را از اين درخت نهى نكرد مگر به خاطر اينكه (اگر از آن بخوريد) فرشته خواهيد شد، يا جاودانه (در بهشت) خواهيد ماند.» اساساً شيطان به اين دلائل تمسك كرد تا آدم و حوا را از ياد خدا و تمام آن نعمت هايى كه خداوند براى آنها فراهم نموده بود غافل كند.
    «ويآدَمُ اسكُن اَنتَ وزَوجُكَ الجَنَّةَ فَكُلا مِن حَيثُ شِئتُما؛ و اى آدم! تو و همسرت در بهشت ساكن شويد و هر آنچه خواستيد بخوريد»
    آيه ديگرى كه دليل شيطان بر آن استوار بود جهل آن دو است. براى آنها از چيزى دليل آورد كه آنها واقعاً در مورد آن اطلاعى نداشتند. آنها واقعاً نمى دانستند كه علت نهى خداوند از نزديك شدن به درخت ممنوعه آيا همان حرف شيطان است يا اينكه چيز ديگريست. شيطان از اين نقطه ضعف استفاده كرد. آماج وسوسه هاى شيطان براى به گناه كشاندن انسان دقيقاً از اين دو گذرگاه است يعنى گذرگاه جهل و غفلت.
    شيطان با استفاده از جهل به غفلت مى كشاند، غفلت از ياد خدا زمينه ارتكاب گناه را فراهم مى آورد. لذا خداوند مى فرمايد: «ولا تَكونوا كَالَّذينَ نَسُوا اللّهَ فَاَنسهُم اَنفُسَهُم اُولئكَ هُمُ الفسِقون؛ و چون كسانى مباشيد كه خدا را فراموش كردند و او [نيز] آنان را دچار خودفراموشى كرد؛ آنان همان نافرمانانند»
    انسان با توجه به تصريح قرآن كريم «اَلَّذينَ هُم عَلى صَلاتِهِم دائمون؛ بايد هميشه به ياد خدا باشد» اگر هميشه با نماز، ذكر و عبادت خدا حضور در پيشگاه او را حفظ نمود گذرگاه غفلت، يعنى مؤثرترين حربه شيطان را از دست او گرفته است. سرنوشت چنين افرادى حتماً بهشت جاودان خواهد بود.
    خوشا آنان كه دائم در نمازند
    بهشت جاودان بازارشان بى

    منبع : ایران عصر


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

  8. #5
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت : جنسیت تیر/۱۳۸۷
    نوشته : 26,539 تشکر : 11,603
    مورد تشکر: 68,514 در 17,560 پست
    حضور : 22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت : 26 آپلود : 0
    گالری : 8953 وبلاگ : 0
    ║★║فاطمی║★║ آنلاین نیست.



    بنام تواي قادر متعادل


    در قرآن با واژه‌های گوناگونی از گناه یاد شده است: ذنب، اثم، سیئه، معصیت، خطیئه، جرم، منكر، فاحشه، شر و….

    گناهان در یك تقسیم بندی به صغیره و كبیره تقسیم می‌شوند و می‌توان آن را به بدنی و غیر بدنی نیز تقسیم كرد؛ البته هر نافرمانی و گناهی كه در مقابل فردی بزرگ صورت گیرد، بزرگ است. یعنی گناه (اگر چه كوچك باشد) چون نافرمانی از خداوند محسوب می شود، بزرگ است. لیكن منافات ندارد برخی از گناهان نسبت به بعضی دیگر بزرگ و كوچك باشند.

    خداوند در یك جا از قول گناهكاران بیان می‌دارد:
    «… و یقولون یا ویلنا مالِ هذا الكتاب لایغادر صغیرة و لا كبیرة الاّ احصاها؛
    به او می ‌گویند:ای وای بر ما! این چه نامه‌ای است كه هیچ كار كوچك و بزرگی را فرو نگذاشته، جز این كه همه را به حساب آورده است». (سوره كهف، ایه 49)

    روایات بسیاری نیز این تقسیم بندی را بیان داشته‌اند و فرموده‌اند:
    انجام دهنده گناهان كبیره به دوزخ می‌ رود.1

    گناهان بدنی و جسمی، گناهانی هستند كه انسان با یكی از اعضای بدن آن را انجام می‌دهد. مثل: غیبت، زنا ، دزدی، فحاشی و…
    و گناهان غیر بدنی آنهایی هستند كه آدمی در دل و ضمیر خود آنها را انجام می‌دهد. مثل: حسد، كینه، بخل و….

    تعدادی از علما و اساتید اخلاق گناهان كبیره را تا چهل مورد برشمرده‌اند.2
    لیكن در بعضی موارد و مواقع گناهان صغیره به گناهان كبیره تبدیل می شود و گناه انسان سنگین‌تر می‌شود وحكم همان گناهان كبیره رادارد .مثلاً: اصرار بر گناه صغیره،كوچك شمردن گناه،تظاهر به گناه ،خشنودی از گناه و مغرور شدن به ستر الهی.

    بـر دلـت زنـگار بـر زنـگاره
    جمع شد تا دور شد ز اسراره

    آثار گناه

    1. مانع معرفت است:

    یكی از موانع معرفت، گناه است كه بر عقل و فطرت تأثیر گذاشته و باعث انحراف از حق و ظرافت‌های خلقت می‌گردد.
    «و لكن قَسَت قلوبهم و زین لهم الشیطان ما كانوا یعملون؛

    ولی دل‌هایشان سخت شده و شیطان آنچه را انجام می‌دادند برایشان آراسته است».(سوره انعام، ایه 43)

    كی كجی كردی و كی كردی تو شر
    كـه نـدیــدی لایقــش در پی اثـر
    كی فـرستـادی دمی بــر آسمـان
    نیـكیی كز پی نیــامـد مثــل آن

    و امام صادق (ع) می‌فرماید
    :«اذا اذنب الرجل خرج فی قلبه نكتةسوداء فان تاب انمحت و ان زاد زادت حتی تغلب علی قلبه فلا یفلح بعدها ابداً؛

    هنگامی كه انسان گناه می ‌كند، نكته سیاهی در قلب او پیدا می‌شود، اگر توبه كند محو می‌گردد و اگر بر گناه بیفزاید زیادتر می‌شود تا تمام قلبش را فرا گیرد و بعد از آن هرگز روی رستگاری را نخواهد دید».3

    صد جوال زر بیاری ای غــنی
    حـق بگوید دل بیار ای منـحنی
    ننگرم در تـو در آن دل بـنـگرم
    تحفه او را آور ای جـان بر درم


    2. مانع استجابت دعاست:

    با كدامین روی چون دل مرده‌ای رو بـه سوی آســمان‌هـا كـــرده‌ای
    ایـن دعـاهـا را اجـابت بایـدت غـم خـوری چون كه اجابت نایـدت
    یكی از عوامل مهمی كه باعث می‌گردد ارتباط بنده با خدا قطع گردد و توفیق دعا خواندن واستجابت از او گرفته شود، انجام دادن گناه است. در دعای كمیل می‌خوانیم:

    «اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعا؛

    خدایا! بیامرز گناهانی را كه از دعا جلوگیری می‌كنند ».

    هر كه را پاك باشد ز اعتدال
    آن دعایش می‌رود تا ذوالجلال

    و باز حضرت علی (ع) می‌فرماید:
    «المعصیة تمنع الاجابة؛

    گناه از اجابت دعا جلوگیری می‌كند.»4

    امام سجاد (ع) از بعضی از گناهان اسم می‌برندكه آنها مانع استجابت دعا می‌شوند.اين گناهان عبارتند از:
    بد دلی و بد طینتی و نفاق با برادران ایمانی و باور نداشتن به اجابت دعا و تأخیر نمازهای واجب تا آنكه وقت آنها بگذرد و نیكی نكردن و صدقه ندادن و بد زبانی و فحاشی كردن و رنجاندن پدر و مادرو… از جمله گناهانی می‌دانند كه مانع اجابت دعا می‌شوند».5

    3. مانع آرامش خاطر است:

    آدمی بدنبال سعادت است، هر چیزی كه آسایش و آرامش او را بهم بزند، مانع كسب سعادت می شود. آرامش و آسایش خاطر تنها در سایه ایمان به خدا و توجه به او و بی‌توجهی به دنیا بدست می‌اید. انسان وقتی گناهی مرتكب می‌شود، وجدان اخلاقی او را مورد ملامت و سرزنش قرار می‌دهد و با ضربات پی‌گیر خود بر روح و فطرت، آرامش روحی را از صاحب آن می‌گیرد كه قرآن نام آن را«نفس لوّامه» می‌گذارد. پشیمانی و ندامت كه از تلاش و كوشش همین نفس حاصل می‌شود، آرامش خاطر را از گنهكار می‌گیرد.

    هین مراقب باش گر دل بایدت
    كز پی هر فعل چیـزی زایـدت
    ور از ایـن افـزون ‌ترا همّت بود
    از مـراقـب كـار بــالاتــر رود

    حضرت علی(ع) می‌فرماید:
    «و من لم یعدل نفسه عن الشّهوات خاض فی الحسرات و سبح فیها؛

    كسی كه خود را از شهوات سرزنش نكند در دریای حسرت و اندوه در افتد و در آنها دست و پا زند».6

    و همچنین آن حضرت می‌فرماید:
    «و كم من شهوة ساعة قداورثت حزناً طویلاً؛

    چه بسا یك ساعت لذت مایه اندوه و غصه دراز مدت می‌گردد».7






  9. #6
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت : جنسیت تیر/۱۳۸۷
    نوشته : 26,539 تشکر : 11,603
    مورد تشکر: 68,514 در 17,560 پست
    حضور : 22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت : 26 آپلود : 0
    گالری : 8953 وبلاگ : 0
    ║★║فاطمی║★║ آنلاین نیست.



    بنام تواي قادر متعادل

    4. مانع شرم و حیاست:

    اگر غرایز طغیان كند، پرده شرم و حیا دریده می‌شود و انسان بدون شرم و حیا و بی‌باك از رسوایی و تنفر عمومی، به موجودی خطرناك تبدیل می‌شود.فضائل اخلاقی كنترل كننده انسان و دور كننده او از گناه است،

    فرد گناهكار با انجام پی در پی گناه، فضائل را یك به یك از دست می‌دهد و به شخص بی‌شخصیت و لا ابالی تبدیل می‌گردد. حضرت علی(ع) در دعای كمیل می فرماید:
    «اللهم اغفرلی الذنوب التی تهتك العصم؛ خدایا! بیامرز گناهانی كه پرده‌ها را می ‌درد».

    لطف حـق با تـو مـداراها كـند چون كه از حد بگذرد رسوا كند

    امام سجاد (ع) در حدیثی گناهانی كه پرده دری می‌كنند را اینگونه برشمارد:
    «الذنوب التی تهتك العصم:

    شرب الخمر…؛ شراب خواری، قماربازی، گفتن سخنان لغو و بیهود برای خنداندن دیگران، گفتن عیب دیگران و همنشینی با مردم بدنام و… از گناهانی است كه پرده دری می‌كنند».8

    5. مانع طول عمر می‌شود:

    اگر چه مرگ در اختیار انسان نیست، لیكن اعمال ما در طولانی شدن یا كوتاه شدن عمر ما دخالت دارند؛ یعنی اعمال و رفتار ما در زندگی ما تأثیر می‌گذارند.

    حضرت علی (ع) می‌فرماید:
    «اعوذ باللّه من الذنوب الّتی تعجّل الفناء؛ از گناهانی كه در نابودی شتاب می‌كنند به خدا پناه می‌برم».9

    بعضی كارها از قبیل: قطع رحم، قسم دروغ، سخنان دروغ، آزردن پدر و مادر و… عمر را كوتاه و كارهایی از قبیل: صدقه پنهانی، نیكی به پدر و مادر و صله رحم و… عمر را طولانی می‌كنند.

    6. باعث تغییر نعمت می‌شود:

    حضرت علی (ع) در دعای كمیل می‌فرماید:
    «اللهم اغفر لی الذنوب الّتی تغیر النعم؛ خدایا! بیامرز گناهانی را كه باعث تغییر نعمت‌ها می‌شوند».

    یكی از حقایقی كه ایات قرآن از آنها پرده برداشته، ارتباط میان اعمال ما و حوادث و اتفاقاتی است كه در خارج رخ می‌دهد. اگر ملتی به گناه آلوده شود، خداوند نعمت‌ها را یا به نقمت تبدیل می‌كند و یا آنها را از آن ملت می‌گیرد. ایات قرآن و روایات معصومین علیهم السلام گرفتن نعمت را به گناه بندگان نسبت می‌دهند، خداوند می‌فرماید:

    «اولم یسیروا فی الارض فینظروا كیف كان عاقبة الذین كانوا من قبلهم كانو هم اشد منهم قوة و اثاراً فی الارض فأخذهم اللّه بذنوبهم ؛

    ایا در زمین گردش نمی‌كنید تا بنگرید كه چگونه بود سرانجام كسانی كه پیش از ایشان بودند و نیرو و آثارشان در زمین بیش از اینها بود و خدا آنها را به گناهانشان برگرفت».(سوره مؤمن، ایه 21)

    و امام صادق (ع) می فرماید:
    «و ما انعم اللّه علی عبد نعمة فسلبها ایاه حتی یذنب ذنباً یستحق بذلك السَّلب؛

    خداوند نعمتی به بنده‌ای نداده تا از او بگیرد،جز آنكه گناهی انجام دهد كه به سبب آن، نعمت از او گرفته شود».10


    سرگذشت قوم‌های؛ نوح، عاد، ثمود، لوط و… خواندنی و پند آموز است.

    گناه آثار دیگری از جمله؛ تسلط اشرار، قساوت قلب، قطع روزی، محرومیت از نماز شب و… دارد.

    حضرت علی(ع) می فرماید:
    «ما جفت الدموع الاّ لقسوة القلوب و ما قست القلوب الالكثرة الذنوب؛

    اشك چشم‌ها نخشكید مگر به خاطر قساوت دل‌ها و دل‌ها سخت نشد، مگر بخاطر گناهان».11

    نكته آخر این كه رفتار و گفتار و نیات انسان دارای پیامدی است كه یا در این دنیا و یا در جهان آخرت دامنگیر انسان می‌شود.

    گر مراقب باشی و بیدار تو
    بینی هر دم پاسخ كردار خود

    گرفتاری‌هایی كه دراین دنیا دامنگیر انسان می شوند یا مكافات عمل هستند و یا برای امتحان، برای تعدادی پایه ترقی و تكامل است و برای گروهی تخفیف كیفر اخروی،صورت اخیر لطفی است از طرف خداوند برای گناهكاران تا از مجازات اخروی آنها كاسته شود و ممكن است در این دنیا پاك گردند و به سرای باقی سفر كنند.

    چون مراقب باشی و گیری رسن
    حـاجتـت نبـود قیـامـت آمـدن
    هر كه رمزی رابدانـد او صحیح
    حاجتش نبود كه گویندش صریح
    ایـن بــلا از كــودنی آمــد تو را
    كـه نكردی فهــم رمـز نكتــه را

    مهم این نیست كه بررسی كنیم كه این گناه،زمینه فرهنگی، خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی و یا روانی داشته است، زیرا همه فرزندان حضرت آدم هستیم و همه انسان‌ها غیر از چهارده معصوم ـ علیهم السلام ـ گناه می‌كنند، مهم پشیمان بودن و توبه كردن است.«لئن شكرتم لازیدنكم و لئن كفرتم ان عذابی لشدید»

    منابع :
    1. اصول كافی، ج 2، باب الذنوب.
    2. گناهان كبیره، ایت اللّه دستغیب، ج 1 و تحریر الوسیله، امام خمینی.
    3. اصول كافی، ج 3، ص 373.
    4. غررالحكم، ص 32.
    5. معانی الاخبار، ص 270.
    6. تحف العقول، ص 208.
    7.همان.
    8. وسائل الشیعه، ج 16،ص 281.
    9. اصول كافی، ج 2،ص 347.
    10.همان، ص274.
    11. وسائل الشیعه، ج 16،ص 45.
    لیلا ترابی سفیدابی





  10. #7
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۷
    نوشته : 1,758 تشکر : 9,106
    مورد تشکر: 3,459 در 1,313 پست
    حضور : 3 ساعت 30 دقیقه
    دریافت : 7 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    طیب آنلاین نیست.



    با عرض سلام

    یک نکته زیبایی جناب شهودی عزیز در قسمت چت عمومی فرمودند که واقعا دلنشین هست:

    انسان جایز الخطا نیست *** بلکه ممکن الخطاست..

    ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفر لنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین

    طیب
    هر معرفتى كـــه بوىِ هستىِ تو داد *** ديوى است به ره، از آن حذر بايد كرد


    سبحه بر کف، توبه بر لب،دل پر از شوق گناه/ معصيت را خنده مي آيد ز استغفار ما


    أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ



  11. #8
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۷
    نوشته : 1,758 تشکر : 9,106
    مورد تشکر: 3,459 در 1,313 پست
    حضور : 3 ساعت 30 دقیقه
    دریافت : 7 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    طیب آنلاین نیست.



    وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّـيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ «114» وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ «115»

    و نماز را در دو طرف روز و ساعات نخستين شب برپا دار ، كه يقيناً نيكى ها ، بدى ها را از ميان مي برند ، اين براى يادكنندگان تذكّر و ياد آورى است . « 114» و شكيبايى كن كه يقيناً خدا پاداش نيكوكاران را تباه نمي كند . « 115»



    هر معرفتى كـــه بوىِ هستىِ تو داد *** ديوى است به ره، از آن حذر بايد كرد


    سبحه بر کف، توبه بر لب،دل پر از شوق گناه/ معصيت را خنده مي آيد ز استغفار ما


    أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ



  12. #9
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت : جنسیت تیر/۱۳۸۷
    نوشته : 506 تشکر : 115
    مورد تشکر: 1,209 در 366 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 17 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    ناصح آنلاین نیست.

    گناهان کبیره




    عبيد بن زراره مى گويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم گناهان كبيره كدامند؟ فرمود: آنها در نوشتار على عليه السلام هفت چيز است :
    1- كفر به خدا 2
    - كشتن انسان
    3- عاق پدر و مادر شدن
    4- ربا خوردن
    5- خوردن مال يتيم به ستم
    6- فرار از جهاد
    7- تعرب بعد از هجرت (اعلى شدن پس از مهاجرت )، (اعرابى به كسانى مى گويند كه باديه نشين هستند و از دين و آداب و رسوم آن بى خبرند. و هجرت ، ترك باديه نشينى و آمدن به مركز اسلام و مشرف شدن خدمت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله يا وصى اوست براى متدين شدن به دين خدا و ياد گرفتن احكام و مسائل دينى ، و تعرب بعد از هجرت آن است كه پيش از ياد گرفتن آنچه بايد بفهميم به حالت نخستين از جهالت و نادانى و بى اعتنايى به ديانيت بر گردد.)

    عبيد بن زرراره مى گويد: به امام عرض كردم : اينها بزرگترين گناهان است ؟ فرمود: آرى . گفتم : آيا خوردن در همى از مال يتيم گناهش بزرگتر است يا ترك نماز؟ فرمود: ترك نماز. پرسيدم : چرا شما ترك نماز را جزء گناهان كبيره به حساب نياورديد؟ فرمود: اولين چيزى كه گفتم چه بود؟ عرض كردم : كفر به خدا . امام صادق عليه السلام فرمود: ترك كننده نماز كافر است .

    بزرگترين گناهان کبيره بر اساس احاديث اهل البيت عليهم السلام کدامند ؟

    اگر چه در روايات اهل البيت عليهم السلام گناهان زيادی بعنوان گناهان کبيره ذکر شده اند ولی هفت گناه است که بطور خاص بيشتر روی آنها تاکيد شده است که عبارتند از:

    1- شرک و يا کفر که در بعضی از احاديث از آن بعنوات تَعَرّب بعد از هجرت (ارتداد) نيز ياد شده است،

    2- کشتن انسان مومن بصورت عمدی،

    3- عاق (آزار) والدين،

    4- نسبت زنا به زن مومن پاکدامن دادن (قذف المحسنات)،

    5- خوردن مال يتيم،

    6- ربا خواری،

    7- فرار از ميدان جنگ (الفرار من الزحف).
    السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)


    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=2362

  13. #10
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت : جنسیت اسفند/۱۳۸۷
    نوشته : 183 تشکر : 1,267
    مورد تشکر: 677 در 173 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 1 آپلود : 1
    گالری : 0 وبلاگ :
    محب نور آنلاین نیست.



    خدایا ما را ببخش و بیامرز .
    [SIGPIC][/SIGPIC]

    دلم تا دست بر دامان در زد/دو دستي سنگ شيون را به سر زد
    اميدم مشت نوميدي به در کوفت/نگاهم قفل در، ميخ قدر کوفت
    چه درد است اين که در فصل اقاقي؟/به روي عاشقان در بسته ساقي
    بر اين در،‌ واي من قفلي لجوج است/بجوش اي اشک هنگام خروج است
    در ميخانه را گيرم که بستند/کليدش را چرا يا رب شکستند؟!
    دلم تا چند يا رب خسته باشد؟/در لطف تو تا کي بسته باشد؟
    ==========================
    حبيبم قاصدي از پي فرستاد/پيامي بابلوري مي فرستاد
    که مي دانم تو را شرم حضور است/مشو نوميد، اين جا قصر نور است
    الا! اي عاشق اندوه گينم/نمي خواهم تو را غمگين ببينم
    اگر آه تو از جنس نياز است
    در باغ شهادت باز، باز است

صفحه 1 از 7 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •