+ ارسال موضوع جدید
صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 31

موضوع: نامه عمر خطاب گجستک به یزدگرد سوم ساسانی ، شاهنشاه پارس

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   
  1. #1
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت : جنسیت شهریور 1387
    نوشته : 332 تشکر : 1,001
    مورد تشکر: 292 در 168 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    shapour آنلاین نیست.

    نامه عمر خطاب گجستک به یزدگرد سوم ساسانی ، شاهنشاه پارس




    نامه عمربن الخطاب به یزدگرد سوم ساسانی ، شاهنشاه پارس
    ( اصل این نامه در موزه لندن نگهداری می گردد )

    از: عمربن الخطاب خلیفه المسلمین
    به : یزدگرد سوم شاهنشاه پارس
    یزدگرد! من آینده خوبی برای تو و ملتت نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا قبول کرده و بیعت نمایی. زمانی سرزمین تو بر نیمی از جهان شناخته شده حکومت میکرد لیکن اکنون چگونه افول کرده است؟ ارتش تو در تمام جبهه ها شکست خورده و ملت تو محکوم به فناست. من راهی برای نجات به تو پیشنهاد می کنم. شروع کن به عبادت خدای یگانه ، یک خدای واحد ، تنها خدایی که خالق همه چیز در جهان است. ما پیغام او را برای تو و جهان می آوریم ، او که خدای حقیقی است. آتش پرستی را متوقف کن ، به ملتت فرمان ده آتش پرستی را که کذب می باشد متوقف کنند و به ما بپیوندند برای پیوستن به حقیقت.

    الله خدای حقیقی را بپرستید ، خالق جهان را. الله را پرستش نمایید و اسلام را بعنوان راه رستگاری خود قبول کنید. اکنون به راههای شرک و پرستش کذب پایان داده و اسلام را بعنوان ناجی خود قبول کنید. با اجرای این تو تنها راه بقای خود و صلح برای پارسیان را پیدا خواهی نمود. اگر تو بدانی چه چیزی برای پارسیان بهتر است ، تو این راه را انتخاب خواهی کرد. بیعت تنها راه می باشد.

    الله اکبر

    (محل امضای عمر)
    خلیفه المسلمین
    عمربن الخطاب
    پاسخ یزدگرد سوم به عمر بن خطاب
    از: شاهنشاه ، شاه پارس و غیره ، شاه کشورها ، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها ، شاه پارسها و ديگر نژادها و نیز تازیان ، شاهنشاه پارس ، یزدگرد سوم ساسانی.
    به: عمربن الخطاب ، خلیفه تازی
    به نام اهورا مزدا ، آفریننده جان و خرد. تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را بسوی خداوندت الله اکبر هدایت کنی ، بدون دانستن این حقیقت که ما که هستیم و ما چه را پرستش می نماییم!
    شگفت انگیز است که تو در جایگاه خلیفه تازیان تکیه زده ای! با اینکه خردت به مانند یک ولگرد پست تازی است ، ولگردی در بیابان تازیان ، و مانند یک مرد قبیله ای بادیه نشین!
    مردک! تو به من پیشنهاد می کنی که یک ایزد یگانه و یکتا را پرستش نمایم بدون اینکه بدانی هزاران سال است که پارسها ایزد یکتا را پرستش نموده اند و پنج نوبت در روز او را عبادت می نمایند! سالهاست که در این سرزمین فرهنگ و هنر ، این راه عادی زندگی بوده است.
    زمانیکه ما سنت میهمان نوازی و کردارهای نیک را در گیتی پایه گذاری نموده و پرچم ” پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک “ را برافراشتیم ، تو و نیاکانت بیابان گردی می کردید ، سوسمار می خوردید زیرا که چیز دیگری برای تغذیه خود نداشتید و دختران بیگناه خود را زنده بگور می نمودید!
    مردم تازی هیچگونه ارزشی برای آفریدگان خداوند قایل نیستند! شما فرزندان خدا را گردن می زنید ، حتی اسیران جنگی را ، به زنان تجاوز می کنید ، دختران خود را زنده بگور می نمایید ، به کاروانها یورش می برید ، قتل عام می کنید ، زنان مردم را دزدیده و اموال آنها را به یغما می برید! قلب شما از سنگ ساخته شده ، ما تمام این اعمال اهریمنی را که شما مرتکب می شوید محکوم می کنیم. چگونه شما می توانید به ما راه خدایی را تعلیم داده در حالیکه این گونه اعمال را مرتکب می شوید؟
    تو به من می گویی پرستش آتش را متوقف کنم! ما ، پارسها عشق آفریدگار و نیروی او را در روشنی آفتاب و گرمای آتش مشاهده می نماییم. روشنی و گرمای آفتاب و آتش ما را قادر می سازد تا نور حقیقت را مشاهده نموده و قلبهایمان را به آفریدگار و به یکدیگر شعله ور نماییم. به ما کمک می کند تا به یکدیگر مهر بورزیم ، ما را روشن نموده و قادر می سازد تا شعله مزدا را در قلبهایمان زنده نگهداریم.
    خداوندگار ما اهورا مزداست و عجیب است که شما مردم نیز او را تازه کشف کرده و او را بنام الله اکبر نامگذاری نمودید. اما ما مثل شما نیستیم ، ما با شما در یک رده نیستیم. ما به نوع بشر کمک می کینم ، ما عشق را در میان بشریت می گسترانیم ، ما نیکی را در زمین می گسترانیم ، هزاران سال است که ما در حال گسترش فرهنگ خود بوده اما در راستای احترام به فرهنگهای دیگر گیتی ، درحالیکه شما بنام الله سرزمین های دیگر را مورد تاخت و تاز قرار می دهید
    شما مردم را قتل عام می کنید ، قحط وقلا می آورید ، ترس و فقر برای دیگران ، شما به نام الله اهریمن می آفرینید. چه کسی مسئول این همه بدبختی است؟
    آیا این الله است که به شما فرمان می دهد تا بکشید ، غارت نمایید و تخریب کنید؟ آیا این شما رهروان الله هستید که بنام او این اعمال را انجام میدهید؟ یا هردو؟
    شما از گرمای بیابان ها و سرزمینهای سوخته بی حاصل و بدون منابع برخاسته ، شما می خواهید از طریق لشگر کشی و زور شمشیرهایتان به مردم درس عشق به خدا دهید ، شما وحشیان بیابانی هستید ، در حالیکه می خواهید به مردم شهر نشین مانند ما که هزاران سال است در شهرها زندگی می کنند درس عشق به خدا بدهید! ما هزاران سال فرهنگ در پشت سر داریم ، که به راستی یک ابزار نیرومند می باشد! به ما بگویید؟ با تمام لشگر کشی هایتان ، توحش ، کشتار و قحط و قلا بنام الله اکبر ، شما به این ارتش اسلامی چه آموخته اید؟ شما چه چیز به مسلمانان آموخته اید که بر آن ابرام می ورزید تا آنرا به دیگر ملل غیر مسلمان نیز بیاموزید؟ شما چه فرهنگی از این الله خود آموخته اید ، که حالا می خواهید به زور آنرا به دیگران تعلیم دهید؟
    افسوس آه افسوس... که امروز ارتش های پارسی از ارتش شما شکست خورده اند. اکنون مردم ما می باید همان خدا را پرستش نماییند ، همان پنج نوبت در روز را ، اما با زور شمشیر و او را به عربی عبادت نمایند . پیشنهاد می نمایم تو و دار و دسته راهزنت بساط خود را جمع کرده و به بیابانهای خود به جایی که در آن زندگی می کردید برگردید. آنها را به جایی برگردان که در آن عادت به سوختن در گرمای آفتاب را دارند ، زندگانی قبیله ای ، خوردن سوسمار و نوشیدن شیر شتر ، من اجازه نخواهم داد که تو دار و دسته راهزنت را در سرزمین های حاصلخیر ، شهرهای متمدن و ملت شکوهمند ما آزاد گذاری. این ”جانوران قسی القلب “ را ، برای قتل عام مردم ما ، دزدیدن زنان و فرزندان ما ، تجاوز به زنان ما و فرستادن دخترانمان به مکه بعنوان اسیر ، آزاد مگذار! به آنها اجازه نده تا بنام الله مرتکب اینگونه اعمال شوند ، به رفتار جنایتکارانه خود پایان ده.
    آریایی ها بخشنده ، گرم ، میهمان نواز و مردمی نجیب بوده و هرجایی که رفته اند آنها بذر دوستی خود را گسترانده اند ، عشق و خرد و حقیقت. بنابراین ، آنها نباید تو و مردمت را برای رفتار جنایتکارانه و راهزنی مجازات نمایند.
    من از تو درخواست می کنم که با الله اکبر خودت در بیابانهایت بمان و به شهرهای متمدن ما نزدیک مشو زیرا که اعتقادات تو ” خیلی مهیب “ و رفتارت ” بسیار وحشیانه “ می باشد.
    (محل امضای یزدگرد سوم )
    شاهنشاه یزدگرد سوم ساسانی
    منبع

    http://kouroshe-kabir2543.blogfa.com/
    ____________
    ما نگوييم بد و ميل به ناحق نكنيم *** جامه كس سيه و دلق خود از رق نكنيم
    عيب درويش و توانگر به كم و بيش بد است *** كار بد مصلحت آن است كه مطلق نكنيم

  2.  

  3. #2
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت : جنسیت خرداد 1387
    نوشته : 378 تشکر : 67
    مورد تشکر: 379 در 184 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 1 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    سرباز اسلام آنلاین نیست.



    چگونه تاريخ را در سه سوت تحريف كنيم؟


    ■ اين مطلب نامه‌پراكني عمر و يزدگردبدجوري مشكوك مي‌زند! مشكوك كه چه عرض شود، به طرز خنده‌داري دم خروس «پان‌ايرانيسم افراطي» و تعصب سلطنت‌طلبانه از گريبان لحن و نگارش آن پيداست. اين كه آيا مكاتبات ديپلماتيكي با اين شيوه و لحن و ادبيات در آن زمان بوده و يا خط مذكور دقيقاً خط عربي صدر اسلام است و اين كه چنين سندي در موزه لندن وجود دارد و اگر وجود دارد تا چه اندازه معتبر و واقعي است، كارشناسان بايد نظر بدهند. اما اگر كارشناس هم نباشيم با كمي دقت مي‌بينيم كه شيوه‌ي نگارش به ويژه پاسخ شاه ساساني به شدت امروزي است و همين مساله موجب مي‌شود تا در جعلي بودن اين نامه بيشتر يقين پيدا كنيم.
    اين سوال را هميشه پرسيده‌ام كه چرا عده‌اي به خاطر لجاجت با زن‌بابا مي‌خواهند كل خانه را به آتش بكشند؟ اما پرسش مهم‌تر اين است: چرا به خاطر حب و بغض، تاريخ را بايد از سر تعصب‌هاي شخصي و منافع سياسي تحريف كرد و براي جوانان به جاي آگاهي و منطق راستين، ايجاد عصبيت نمود؟

    ■ يكي زرتشتي شده بود. روز بعد گفتند: خب حالا سه اصل مهم دين زرتشت كه گفتيم چي بود؟ طرف گفت: گفتار نيك... بعدش...امممممم... پندار پيك... بي‌بي خشت!

    ■ خنده‌دارترين و جالب توجه‌ترين و در حقيقت سوتي‌ترين و ضايع‌ترين بخش نامه كه جعلي بودن آن را به اثبات مي‌رساند اين پاراگراف است:
    «افسوس و اي افسوس... که ارتش پارسيان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خداي خودشان را اين بار با نام الله پرستش کنند و...».
    اما چند خط پايين‌تر در كمال تعجب و تحير مي‌ينيم كه:
    «من از تو مي‌خواهم که با الله اکبرت در همان بيابان‌هاي عربستان بماني و به شهرهاي آباد و متمدن ما نزديک نشوي!!»
    جل‌الخالق! گويا برادر نويسنده نامه (آق يزدگرد!) فراموش كرده‌اند كه ارتش‌شان شكست خورده و خودشان قرار است تا مرو فرار كنند بعد براي عمر قپي مي‌آيند كه به شهرهاي او نزديك نشود! نه يزدگرد فراموش نكرده، اين نويسنده‌ي جاعلِ حواس‌پرت و امروزي نامه بوده كه قضيه‌ي دهقان فداكار و حسين فهميده را با هم قاطي كرده و در حقيقت از «گفتار نيك، پندار نيك، كردار نيك» همان پندار پيك و بي‌بي خشت يادش مانده است!
    جان هر كي دوست داري يزدگردجان اگر خواستي اين بار تاريخ را تحريف كني حداقل كتاب‌هاي تاريخ ابتدايي را بخوان. حداقل كتاب‌هاي «شجاع‌الدين شفا» را بخوان كه دست‌كم غناي ادبي دارد تا گفتارت كمي با عقل آدميزاد جور دربيايد. حداقل چند كتاب ابتدايي در مورد تاريخ اسلام هم بخواني بد نيست، درد ندارد. وگرنه چنين چيزي را مگر ابلهان باور كنند.

    ■ سراسر نامه علاوه بر مضمون‌ها و اصطلاحات ژورناليستي امروزي، مملو از فحاشي‌ و اهانت و راسيسم است: «سگ شكاري»، «عرب‌هاي پست و مزخرف‌گو و سرگردان در بيابان‌هاي عربستان و انسان‌هاي عقب مانده بيابان گرد»، «مردک»!! (دست يزدگردو ول کنين مي‌خواد کف گرگي بزنه)
    «تو و پدران تو داشتند سوسمار مي‌خوردند و دختران‌تان را زنده به گور مي‌کردي»، «شما فرزندان خدا را گردن مي‌زنيد، اسراي جنگي را مي‌کشيد، به زن‌ها تجاوز مي‌کنيد، دختران خود را زنده به گور مي‌کنيد، به کاروان‌ها شبيخون مي‌زنيد، دسته دسته مردم را مي کشيد، زنان مردم را مي‌دزديد و اموال آنها را سرقت مي‌کنيد. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام اين اعمال شيطاني را که شما انجام مي دهيد محکوم مي کنيم» (عجب! در زمان يزدگرد هم محكوم كردن اعمال نظامي مد بوده ولي خب آن موقع جامعه ملل و سازمان ملل و حقوق بشر كه نبوده، محكوم مي‌كردند كه چه بشود!؟)
    «اعمال قبيح» و« به سرزمين‌هاي ديگر حمله مي‌کنيد، مردم را دسته دسته قتل عام مي‌کنيد، قحطي به ارمغان مي‌آوريد و ترس و تهي‌دستي به راه مي‌اندازيد، شما اعمال شيطاني را به نام الله انجام مي دهيد. چه کسي مسئول اين همه فاجعه است؟» (ها ها ها ها! اين جمله‌ي آخري خيلي جالب بود! شاه قدرتمند ساساني و شاه پارسيان و آرياييان و خيلي سرزمين‌هاي ديگر كه بپرسد مسؤول كيست خيلي ضايع است!)،
    «غارت» «ويراني»، «بيابان‌‌گردهاي وحشي»، «تو و همدستانت» (ها ها ها! طرف فكر كرده به دار و دسته نيويوركي‌ها يا باند آل‌كاپون نامه نوشته! البته اين دارودسته اكنون حدود 800 ميليون نفر شده‌اند)،
    «سوسمار خوردن‌ها و شير شتر نوشيدن‌ها»، «دسته‌هاي دزد»، «چهارپايان سنگدل»، «جنايتكاران»، «عقايد ترسناك»، «خوي وحشي‌گري»...
    (ما هم يكي دو تا فحش بنويسيم كه جناب يزدگرد امروزي ما كم نياورد: اي بد، بد، بد...ايشالا وقتي مياي ايران شترت پنچر بشه!)

    ■ هيچ «گفتار نيك»ي كه برازنده‌ي يك شاه ساساني اصيل با زبان و ادبيات پاك باشد، در اين نامه‌ي جعلي مشاهده نمي‌شود. «ادبيات شبكه‌هاي ماهواره‌‌اي لس‌آنجلسي» برازنده‌ي چنين متن مضحكي است. علاوه بر آن نيك‌نهادي و اصالت ايرانيان باستان را نيز به مصداق دوستي خاله خرسه زير سوال مي‌برد. آيين پاك زرتشت، متعالي‌تر و والاتر از اين حرف‌هاست كه مورد استفاده ابزاري چند خشك‌مغز سياسي قرار گيرد.

    ■ مولانا زاكاني با اين مضمون مي‌فرمايد:
    «عُمران» نامي را در قم مي‌زدند.
    پرسيدند: چرا مي‌زنيد؟
    گفتند: «عمر»ش كه عمره، تازه الف و نون عثمان رو هم داره.

    ■ متن نامه عمر بن خطاب (نه عمر بن الخطاب!) نيز جالب توجه است. حتي «بسم‌ الله الرحمن الرحيم» مرسوم را ندارد! بي‌مقدمه آغاز كرده از عمر بن الخطاب به... (طرف كمي بيشتر جوگير مي‌شد حتماً مي‌نوشت: رونوشت: دبيرخانه وزارت امور خارجه مسلمين!)
    در ابتدا و پايان نامه نيز به جاي «اسلام بياور» تاكيد شده: «با من بيعت كن»! در حالي كه يزدگرد بيچاره هنوز اسلام نياورده چطور بيعت كند!؟ لفظ بيعت ميان همفكران و هم‌كيشان به كار مي‌رود. مثل اين كه يكي را بخواهيم به مسيحيت دعوت كنيم و بگوييم مثلاً: بيا و مراسم عشاي رباني را به جاي بياور! برادرمن! اول بپرس طرف مسيحي مي‌شود، نمي‌شود.

    ■ بحث‌هاي مذهبي هميشه خونين‌ترين، كثيف‌ترين و جاهلانه‌ترين بحث‌ها و جدل‌هاي تاريخ بوده است. به ويژه وقتي با تعصب و خرافه آميخته مي‌شود و قوزبالاقوزتر اين كه با سياست هم بياميزد كه ديگر واويلا. بعد هم اگر مجادله ميان يك حكومت مذهبي سياسي با مخالفان آن باشد كه ديگر وامصيبتا!
    جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
    چو نديدند حقيقت، ره افسانه زدند.

    ■ برخي افراد دگم و متعصب (حالا هر گرايشي مي‌خواهد باشد) كه ساعت‌ بيولوژيك ذهن‌شان از زمان عقب مانده، هيچ گاه در پي نقد خود برنيامده‌اند. هميشه گناه را به گردن ديگران يا زمان گذشته انداخته‌اند و اين واقعيت را نيز نه مي‌خواهند خود بپذيرند و نه اجازه مي‌دهند كه ديگران بپذيرند. هنگامي كه ما مشغول تفاخر و پز عالي با جيب خالي هستيم همين اعراب با چند كشور كوچك يا چند شهر شيخ‌نشين به چنان قدرت اقتصادي رسيده‌اند كه اقتصاد كشور ما را مچاله كرده‌اند. اين نوع تفاخرهاي پوچ به تنهايي نمي‌تواند راهنما و هدايت‌گر جوان ايراني معاصر باشد و چنين بحث‌هاي تنش‌آفريني هم جز آب در هاون كوفتن و سرگرم شدن و عقب‌ماندگي بيشتر نتيجه‌اي نخواهد داشت.
    تحجر و تعصب مطرودند چه تعصب و تحجر مذهبي باشد چه ملي‌گرايانه. تعصب، تعصب است. تعصب جهل است. و اين نوع نگرش‌ها مغاير «گفتار نيك، كردار نيك و پندار نيك» و سوءاستفاده ابزاري از آيين براي اهداف سياسي است.

    ■ اينترنت به طور قاطع قابل اعتماد نيست. نه اخبارش نه گزارش‌ها و مقالاتش. گاهي چنين اخبار يا گزارش و مقالات جعلي موجب مي‌شود كه ذهنيت افراد به ويژه جوانان كم‌مطالعه به شكل يك جمود فكري و عاري از انصاف دربيايد.
    اين كه 1400 سال يا 2500 سال پيش چه كسي چه كاري كرده و ماي ايراني بدبخت مرتب مي‌نشينيم و هنوز در اين زمان گذشته بحث مي‌كنيم امروزه غيرعقلاني‌تر از گذشته به نظر مي‌رسد. ما انسان‌هاي حي و حاضر و زنده را نمي‌بينيم ولي مردگان باستان را كه برخي از آنها را حتي خودمان يقين نداريم وجود داشته‌اند مي‌پرستيم و حاضريم خون انسان‌هاي زنده را به خاطر اين تعصب و جهل بريزيم.
    چنين حركاتي از جانب هركه و هر گرايشي باشد، با ديدگاه يك انسان مترقي امروزي كه«انسان» را فارغ از نژاد و زبان و مذهب، محور تمدن مي‌داند و در راه جهاني آكنده از صلح و آزادي مي‌كوشد، ناپسند و مطرود است.
    ***

    پ.ن:
    بعد از نوشتن اين متن متوجه شدم دوست عزيز ما بازگشت نيز مطلبي با همين مضمون نوشته است كه شباهت‌هاي جالبي در نگرش به اين نامه‌ها دارد. هر چند ديدگاه من مثل ايشان مذهبي نيست اما هر گونه شباهت، ناشي از انصاف مشترك و چشمان باز است!
    نامه‌هاي عمر و يزدگرد سوم يا «چگونه با اعتماد به نفس بالا دروغ قالب ملت کنيم»
    - - -
    راستي گفتم بازگشت... گاهي اگر فرصت كنم مي‌نويسم.


    منبع.http://noqte.com/blogs/blog.php?code=132
    ویرایش توسط سرباز اسلام : 07-01-1387 در ساعت 17:44
    محمد رسول الله

  4. تشكرها 2 : ordibeheshty, فقیر
  5. #3
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت : جنسیت شهریور 1387
    نوشته : 332 تشکر : 1,001
    مورد تشکر: 292 در 168 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    shapour آنلاین نیست.



    درود

    به دوستان گرامی خوشبختانه ما در مورد وجود بزرگانمان شک نداریم
    کتیبه های گوناگون هخامنشی همه و بسیاری از آثار آن ها نمایانگر وجودشان هست.
    حتا در مورد وجود پادشاهان ایرانی ، مطمئن تر هستیم ، تا وجود بزرگان اسلام
    اما بد نیست ، این نامه را جعلی پنداریم ، چون هم بحث کلی بود و یک مدرک اسلامی رد می شود!
    جالبه احترام ایرانی ها به بزرگانشان می شود مرده پرستی و رفتار سایرین ...........
    کتیبه های کوزوش بزرگ ، داریوش بزرگ ، خشایارشاه ، ............. =========> هخامنشی
    کتیبه های ساسانی همچون سنگ نوشته های شاپور نخست ، نرسی ، ........ (کتاب 45 سنگ نوشته ساسانیان)
    اما گفتار یزدگرد لایق عمر گجستک است ، خوب هست کمک های ساسانیان به تازیان در درازنای تاریخ را بخوانید.
    همچون آزادی یمن و کمک های مالی فراوان
    خوب است تاریخ طبری هم بخوانید ، طبری که مسلمان بوده ، جنایت های تازیان با ماسک اسلام بیان کرده است (بگویید قابل استناد نیست!!!!)
    خوشبختانه با نام دین زرتشت ، آدم کشی که با ادیان سامی صورت گرفت ، رخ نداده!
    و اشتراک های فراوانی با ادیان سامی داره ، که حتا کلهر معاون رئیس جمهور هم گفت که بهشت و دوزخ و پل صراط از اندیشه های دین زرتشت به دین های سامی وارد شده!

    و جالب به یک آدم که تا دو سال دیگه استاد دانشگاه این کشور خواهد شد ، سخن از پیشرفت می کنید!
    اما بفرمایید با اندیشه های شما کشور به چه سمتی دارد می رود؟
    آری فرآیند سدسازی برای خذف آثار ملی !
    جالب انسان باختری امروز که هیچ ربطی به یونان و روم ندارد ، فیلم های اسکندر ، 300 ، اسب تروا ، گلادیاتور ، ........ می سازد و ما نه!!!!
    یک آمریکایی باید تاریخ 300 ساله اش را یاد داشته باشد!
    در روزگارانی که دونه دونه بزرگان ما به نام کشورهای دیگر مصادره می شود. شوربختانه ما هم با روحیه ضد ایرانی و ضد میهنی خود میخ بیگانگان می شویم
    بیان جنایت انیرانی ها ، می شه تعصب و گمراهی !!!!!!!!
    آری پس یک درود به همه دشمنان کشور خود در درازنای تاریخ بفرستیم!!!
    هر جا نیاز است ، عمر اهریمن می شود و هر جا نیاز است که فرشته و یک سوشیانت!
    پس آقای بوش هم که چند بار خود را نماینده مسیح دانسته کار خوبی کرده که آمده خاورمیانه را از شر صدام حسین و القاعده نجات بدهد! (شاید یک فرشته باشه!)
    جالب است که اندیشه یک انگلیسی پرست توده ای به نام پورپیراز گجستک ، هم میهنان ما را بدون هویت می خواهد!


    سپاس
    ________________
    گذشته چراغ راه آینده است
    ویرایش توسط shapour : 07-01-1387 در ساعت 20:36

  6. تشكرها 3 : mehraieen, Moamma, Oralid
  7. #4
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت : جنسیت خرداد 1387
    نوشته : 378 تشکر : 67
    مورد تشکر: 379 در 184 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 1 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    سرباز اسلام آنلاین نیست.



    درود یعنی موبدان در طول تاریخ جنایت نکردند.
    قتل مانی
    قتل وعام مانویان
    قتل وعام مزدکیان
    این ها کم است.
    محمد رسول الله

  8. #5
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت : جنسیت شهریور 1387
    نوشته : 332 تشکر : 1,001
    مورد تشکر: 292 در 168 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    shapour آنلاین نیست.



    درود،
    کی گفته درود به این معنی است.
    ((درود) = سلامت،تندستی،دعای خیر گفتن،آفرین گفتن می باشد،
    اگر واژه ای را در زبانمان نداریم ، می توانیم بیگانه اش را استفاده کنیم.
    اما واژه سلام تنها برای مسلمانان است (و از آغاز اینگونه شناخته شده)
    درود به مانی ، پیامبر ایرانی
    او تا هنگام شاپور نخست ، آزادی دینی داشت.
    مانی بزرگ ، نخستین پیامبری بود که گفت حضرت مسیح به صلیب کشیده نشده و گفت زمین گرد است و مانی گفت هیچ کس حق ندارد به شونده دینش آدم بکشد
    اما پشت کشتن مانی ، هم کرتیر ، و هم مسیحی ها و یهودی ها بودند !
    جالبه انتظار دارید در تاریخی هزاران ساله ایران ، اشتباه نیابید
    عمر هم در برابر جنایت های تازیان همراهی کرد و خالد بن ولید گجستک را با آن ها جنایت و تجاوز به عنف رها کرد.
    حتا صدای حضرت علی هم در آورد!
    عمر و عثمان حتا به شونده قدرت طلبی با معاویه کنار آمدند!
    ره آورد حمله تازیان این بود که کشور ما تنها چند پادشاه ایرانی در تاریخ 1350 سال اخیرش داشته باشد!
    زیر چتر تازی ، ترک و مغول رفتیم!
    و کشور یکپارچه ایران را محدود در هزار سال اخیر داشتیم!
    فردوسی بزرگ درست می گوید که مردمی با تاریخ کهن ایران زمین ، خودشان عقلشان می رسید ، که اصلاحات لازم را انجام دهند ، ........
    تلاش های ایران دخت برای بهسازی قانون های آن روز و اصلاحات آخر دوره ساسانی که آغازی نو بود!
    به گفته تاریخ نگاران ایران وارد قرن ها زودتر از باختر زمین ، داشت وارد فئودالیسم می شد!
    اما ، نگذاشتند ................... ، ثروت ایرانیان و طبیعت و کشاورزی ایرانیان کورشان کرده بود!

    راستی مردم عراق و افغانستان داشتند زندگی شان را می کردند ، که یک یهو ، یک عمر مهربان به کمکشان آمد. او جورج بوش پسر (خدا از او خشنود باشد !!!) بود!
    آری نفت عراق و ثروت آن کشور هم باید صرف بیت المال جهان مدرن شود!
    جورج بوش هم عادلانه این پول را بین دوستانش تقسیم کرد!

    در پناه یزدان
    ______________
    سپاس
    ویرایش توسط shapour : 07-01-1387 در ساعت 21:53

  9. تشكرها 2 : mehraieen, Oralid
  10. #6
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت : جنسیت شهریور 1387
    نوشته : 332 تشکر : 1,001
    مورد تشکر: 292 در 168 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    shapour آنلاین نیست.



    درود

    ابن خلدون که جامعه شناس و تاریخ نگار عرب است درباره اشغال ایران توسط تازیان این چنین می نویسد :

    عرب های ذاتا ویرانگر هستند و ضد تمدن . این به ان دلیل است که آنان همواره در حال نقل و انتقال برای دستیابی به غنائم است . که این امر با تمدن منافات دارد . عرب عموما گرایش به تاراج گری دارد و میخواهد آنچه در دست دیگران است را از آن خود کند . زیرا که روزی اش توسط شمشیرش به دست می آید . عرب در گرفتن اموال دیگران هیچ مرز و حدی نمیشناسد و همین که چشمش به مال و متاعی می افتد آن را تاراج میکند . درنتیجه مردمانی که زیر سلطه این قوم باشند در امنیت زندگانی نمیکنند . آنان ساختمانهای اهل حرفه و صنایع را به زور میگیرند و هیچ بهایی برای آن پرداخت نمیکنند . آنان برای صنعت هیچ ارزش قائل نیستند و تنها هدفشان آن است که اموال مردم را از دستشان بیرون بکشند و در نتیجه هیچ توجهی به قومی که مغلوب ست ندارند . سپس آنان را در خودشان رها میکنند تا در آشوب و هرج و مرج باشند .

    سپاس
    _____________
    زخشنودی ایزد اندیشه کن

    خردمندی و راستی پیشه کن
    ویرایش توسط shapour : 07-01-1387 در ساعت 21:54

  11. تشكرها 2 : mehraieen, Oralid
  12. #7
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت : جنسیت شهریور 1387
    نوشته : 611 تشکر : 239
    مورد تشکر: 904 در 419 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    غریبه آنلاین نیست.

    اعراب و ایرانیان




    از کوزه همان تراود که در اوست
    اولا از اعراب چه انتظاری داریم:
    نگاهی به این طایفه و قوم نشان میدهد که در حق بنی هاشم چه کردند
    چه کسی بر فرق علی شمشیر زد؟عرب
    چه کسی بر حسن زهر داد؟عرب
    چه کسی حسین و یارانشان را در کربلا سر برید و قتل عام کرد؟ عرب
    اینها بر خودشان رحم نکردند چه برسد به پارسیان.
    در مورد عمر هم که تشیع معتقد است دختر پیامبر را کتک زدند
    شخصی که سیلی بر صورت دختر فردی که اسلام را به انها نشان داده میزند
    به دختر پیامبری که اگر نبود امثال عمر و ابوبکر و عثمان و یزید و ....را
    به دربانی هم قبول نداشتند بی رحمانه می تازد انتظار دارید وارد ایران شود
    و نقل و نبات پخش کند.
    ایرانی ها از دل اسلام تشیع را بیرون کشیدند چون عربها بدوی با ان فرهنگشان
    نمی توانستند انرا بفهمند.
    اما در مورد نامه عمر و جوابیه پادشاه ساسانی:
    اینکه نا مه ای بین ایندو رد و بدل شده احتمالش زیاد است اما متن دو نامه مذکور بیشتر
    شبیه یک شوخی است و دارای تناقضات آشکار که یکی از دوستان انرا مو شکافی
    کرد.
    سیستم تفکری اعراب با سیستم فکری قران بسیار متفاوت است
    هر حکومتی که ادعای در دست نگه داشتن پرچم اسلام را داشته باشد و پشت این
    پرچم هر غلطی کند به اسم اسلام که نمیتوان استناد به اسلام کنیم.
    هر کلاه شرعی را نمیتوان منتسب به شرع کرد.
    بطور کلی عرض کنم
    به نظر من اگر زمان کوروش کبیر بود و در آنزمان لشگر اعراب برای فرار از
    فقر قصد تعرض به ایران را داشت از چند حالت خارج نبود.
    1:اگر گفتمان پیرامون ادیان بود که کوروش با حضور ادیان مخالف نبود و اگر
    کسی در ایران میخواست اسلام را بپذیرد مشکلی نبود.
    2:اگر قصد حمله به ایران برای بدست آوردن غنیمت و یا فرار از فقر اعراب
    بود شک نکنید عدالت بر هر چیز پیروز استدر این جنگ اعراب شکست سختی
    را متحمل میشدند
    بقیه را خودتان زحمت بکشید و ارزیابی کنید.
    ولی دوستان زمان ساسانیان بسیار متفاوت بود با هخامنشیان
    بخصوص زمان یزدگرد سوم که متاسفانه ایرانیان از وضعیت حکومت و معاش و
    زندگیشان راضی نبودند.
    این ظلم است که پایدار نمی ماند با هر اسم و در استتار هر دینی که باشد.
    آفت تفکر تعصب است
    السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
    ببخشید اینجا از حضور شما بزرگواران خداحافظی میکنم مدیر محترم سایت ترجیج دادند تاپیک خداحافظی بنده حذف شود. بهر حال بدی و خوبی بقول قدیمیها از ما دیدید حلال کنید.
    حق نگهدارتان دلهایتان پرامید و شاد باد.


  13. #8
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت : جنسیت شهریور 1387
    نوشته : 937 تشکر : 137
    مورد تشکر: 1,709 در 694 پست
    حضور : 1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت : 2 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    ceramic آنلاین نیست.





    قالت الاعراب آمنا قل لم تومنوا ولكن قولوا اسلمنا ولما يدخل الايمان في قلوبكم وان تطيعوا الله ورسوله لا يلتكم من اعمالكم شييا ان الله غفور رحيم

    اعراب گفتند ایمان آوردیم . به ایشان بگو ایمان نیاورده اید و به جای آن بگویید اسلام آورده ایم و اگر خداوند و رسولش را پیروی کنید ، چیزی از اعمال شما فروکاسته نخواهد شد . به درستی که خداوند بخشاینده و مهربان است .


    اسلامیت ربطی به عربیت ندارد .




  14. #9
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت : جنسیت شهریور 1387
    نوشته : 211 تشکر : 54
    مورد تشکر: 176 در 112 پست
    حضور : 45 دقیقه
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    Pherdous آنلاین نیست.



    سلام.دوست من تو بگو این نامه ساختگی هستش منم میگم آره.اما چند سند میخوای بیارم تا ثابت بشه که عمر و اعراب هرچه در ایران کردند به نفع خودشان بوده و اصلا به ایران و ایرانی ارزشی قائل نبودند.شما که اینها را میگویی یا اصلآ تاریخ را نخوانده ای یا اگر خوانده ای ببخشیدا عربی.
    من دلم نمیخواد از روی تعصب حالا از هر نوعش صحبت و قضاوت کنم.شما هم اگر عادلانه تاریخ را بررسی کنی میبینی که واقعآ چه بر سر ایران و ایرانی آوردند با ام اسلام.این را هم قبول دارم که هروقت حاکمان و حکومت دین را دستاویز قرار داده مشکلات زیادی به وجود اورده است.نمونه هاش هم زیاده مثلآ مسیحیت با تفتیش عقاید، اعراب با حمله به کشورها و سرزمینهای دیگر به اسم اسلام ، زرتشتیان هم قتل مانی و مزدک این را نشان داده اندو....اما این زرتشتیان هرچه بودند به کشورهای دیگر حمله نکردند که دینی را به آنها هدیه اجباری بدهند.پادشاهان ساسانی به شهرسازی و ابادانی شهره بودند اما بعد از آنها هر روز یک شهر و سرزمین با خاک یکسان میشد.شما اصلا میدانی چرا در هند زرتشتی زیاده؟میدونی چرا از دوران ساسانی کتابها وآثار زیادی به نرسیده . یه که به اینا دقت کن و بعد بگو که ایرانی ها به میل خودشون اسلام آوردند و با آغوش باز به پیشواز اسلام رفتند.
    شما میتوانی چشمت را ببندی.اما بدان که آن دختران و زنان هم ناموس ما بودند، آن مردان و پسران هم برادران و پدران ما بودند و آن شهرها هم جزئی از وطن ما بودند که آنگونه وحشیانه به قتل میرسیدندو به آتش کشیده میشدند.اصلا به نظر من حرف زدن در این مورد وقت تلف کردن است.شما میگویید اسلام که آمد.پس خوب شد.اگر اینطوره صدام هم آمد هشت سال جنگید و بدترین خسارتها را زدو رفت. خوب برای ما شهیدان و ایثارگران را آورد.پس خوب شد.برویم به کشورهای دیگر دعوتنامه بدهیم که بیایند با ما بجنگند تا ما شهید و ایثارگر بیشتر داشته باشیم.(امیدوارم جملات آخر من باعث کجفهمی نشوند.احترام وعشق به شهدا و ایثارگران برایم همیشه واجب بوده و هست)

    ارمنستان یک نقطه ی کاملآ اسراتژیک میان روم و ایران بود.اگر مردم ارمنستان قبل از آنکه زرتشتی شوند ، مسیحی میشدند به این معنی بود که ارمنستان از دست ایران که سالها برای آن جنگیده بودند خارج میشد و مردم ارمنستان به سمت روم گرایش پیدا میکرندو از رومیان حمایت میکردند.

    واما سلام آقا منصور . شبت به خیر.اول اینکه اگه خوب دقت میکردی میدیدی که من اولش گفتم که هرجا حکومت دین را دستاویز قرار داده مشکل بوجود آورده.در مورد زرتشتی ها مثال زدم.پس من برای تایید اعمال زرتشتیان صحبت نمیکنم.2.شما چه را با چه مقایسه میکنی.موبدان به مردم حمله ور شدن و لشکرکسی کردن؟شهرها را خراب کردند؟مردم را بردگی کشاندند؟که بیایند زرتشتی شوند؟3.انها نرفتند که با اسم دین به غارت بپردازند.آنها میخواستن با این عمل خود و ارمنستان را از لحاظ دینی متحد کنند(که اگر این را تایید نمیکنم اما اصلآ با آنچه اعراب با ایران کردند قابل مقایسه نیست).4.شما از گفتن این حرفا میخوای چی رو ثابت کنی؟
    با تشکر
    ویرایش توسط mmj : 01-14-1389 در ساعت 16:12 دلیل: ترکیب پستها

  15. تشكر : Oralid
  16. #10
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت : جنسیت شهریور 1387
    نوشته : 332 تشکر : 1,001
    مورد تشکر: 292 در 168 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    shapour آنلاین نیست.



    درود

    مردم ارمنستان از نژاده ترین مردم ایران هستند و زبانشان نزدیکی بسیاری فارسی میانه دارد!
    از دوستی مردم ارمنستان با کشور خود ایران همین بس که بسیار نامهای ایرانی بر خود می نهند : اشک ، شیراز! ، سورن ، سورنا ، اشکان ، خسرو و ........... (این را چند وقت پیش سیمای ایران هم گفت)
    شما اگر تاریخ بخوانید می بینید تا پیش از ایجاد روم خاوری (بیزانس) پادشاهان ساسانی دوست مسیحیان بودند.
    و در هنگام پیروزی و صلح با رومی ها ، همیشه یکی از بندها احترام به مسیحی ها بود.
    اما پس از ایجاد بیزانس ، بسیاری مسیحی ها برای روم جاسوسی کردند و سبب اختلاف شدند.
    اما به زودی این دشمنی کمرنگ شد ، و دوباره بین ساسانیان .و مسیحیان ایران دوستی برقرار شد !
    اما گاهی این دوستی شکننده بود.
    رومی ها همواره به دنبال جدایی ارمنستان بزرگ با هر بهانه از ایران بودند ، ارمنستان سرزمینی پهناور است ، که با نسل کشی ارامنه به وسیله ترکان عثمانی ، این سرزمین کوچک شد.
    به هر گونه اجبار در دین چیز درستی نیست!

    سپاس
    ______________

    درودي چو نور دل پارسايان...بدان شمع خلوتگه پارسائي
    "اي ايران اي مرز پر گهرجاودان باشي

    ویرایش توسط shapour : 07-03-1387 در ساعت 03:27

  17. تشكر : mehraieen
صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •