• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • + ارسال موضوع جدید
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10
    1. #1
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : مهر/۱۳۸۷
      نوشته : 1,758 تشکر : 9,106
      مورد تشکر: 3,458 در 1,313 پست
      حضور : 3 ساعت 30 دقیقه
      دریافت : 7 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      طیب آنلاین نیست.

      پرسش سؤال تفسیری آیه 108 سوره توبه




      سلام دوستان،

      در آیه ۱۰۸ سوره توبه پروردگار می گویند:
      لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ «108»
      هرگز [ براى عبادت و نماز ] در آن مسجد نايست ، قطعاً مسجدى كه از نخستين روز بر پايه تقوا بنا شده شايسته تر است كه در آن [ به نماز و عبادت ] بايستى ، در آن مردانى هستند كه خواهان پاكيزگى [ و طهارت جسم و جان ] هستند ; و خدا پاكيزگان را دوست دارد . « 108»


      در این آیه پروردگار می فرمایند: در آن مردانی هستند که خواهان پاکیزگی هستند نه اینکه پاک هستند هر چند که ممکنه پاک هم باشند ولی در پایان خدا نمیگویند که خدا آنان که خواهان پاکیزگی هستند را دوست دارند بلکه آنها که پاکیزه هستند را دوست دارند با اینکه دقیقا اشاره به همین افرادی که خواهان پاکیزگی بودند داشتند.

      آیا یک تفاوت منافق و مومن در این نیست که در باطن مومن خواهان پاک بودن هست هر چند یک سری اشتباهاتی در زندگی داشته؟

      نمی دونم شایدم که این فقط زبان قران هست و هیچ نکته خاصی نداره.


      اگر فقط تخصص در زبان عربی و زبان قرآن دارین خوشحال میشم نظرتون را بدونم

      خیلی ممنون
      یا حق
      ویرایش توسط فاطمه ایمانی : ۱۳۹۰/۱۰/۰۸ در ساعت 10:01 دلیل: ویرایش عنوان تاپیک

    2. تشكر : Moamma
    3.  

    4. #2
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : شهریور/۱۳۸۷
      نوشته : 641 تشکر : 2,456
      مورد تشکر: 3,837 در 629 پست
      حضور : 13 ساعت 11 دقیقه
      دریافت : 84 آپلود : 9
      گالری : 66 وبلاگ :
      طارق آنلاین نیست.

      شاد ***




      بسم الله الر حمن الر حيم
      سلام عليكم و رحمة الله و انواره

      به اين جملات كه از تفسير عزيز و عظيم الميزان حضرت علامه طباطبايي(لقاء الله عليه) است توجه بفرماييد:

      (((و جمله (( فيه رجال يحبون ان يتطهروا )) بيان علت رجحان است ، و جمله (( و الله يحب المطهرين )) متمم آن تعليل است ، و همين تعليل دليل بر اين است كه مقصود از مسجد نامبرده در آيه ، مسجد قبا است ، نه مسجد النبى و يا غير آن .
      و معناى آيه اين است كه : تا ابد در مسجد ضرار براى نماز نايست ، كه من سوگند مى خورم مسجد قبا كه بر اساس تقوا و پرهيز از خدا از روز اول بنا نهاده شده ، سزاوارتر است به اينكه در آن به نماز بايستى ، زيرا در آن مسجد رجالى هستند كه دوست مى دارند خود را از گناهان پاك سازند - يا از پليديها و آلودگيها طاهر نمايند، و خداوند كسانى را كه در صدد پاك كردن خود باشند دوست مى دارد، و تو بايد در ميان چنين مردمى به نماز بايستى .

      از همينجا معلوم ميشود كه جمله (( لمسجد اسس ... )) به منزله تعليلى است براى رجحان آن مسجد بر آن مسجد ديگر، و جمله (( فيه رجال ... )) به منزله تعليل براى رجحان اهل آن مسجد بر اهل اين مسجد است ، و جمله (( افمن اسس بنيانه )) رجحان و مزيت ديگرى را بيان مى كند.)))
      ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه531 و532


      از آنچه در تفسير آمده پيداست كه اصلا علت رجحان آن مسجد به اين مسجد افراد اين مساجد بوده اند و تفاوت افراد مساجد هم در طلب پاك شدن آنها بوده است و در واقع هم همين است ديگر همه ي افرادي كه به مسجد مي آيند كه به مقصد رسيده و عارف نيستند دوست دارند باشند.

      البته نكته اي هست كه كسي كه حقيقتا پاك بودن را دوست داشته باشد حتما دستورات خدا را هم عمل مي كند و به مقصد مي رسد و ما ها هم كه دروغ مي گوييم و غيبت مي كنيم و .... و موقع صحبت هم مي گوييم دوست داريم پاكيزه شويم و عارف شويم حقيقتا نمي گوييم داريم تعارف مي كنيم و اين همان نفاق خفي است چون كسي حقيقتا طالب امري باشد در نيل به آن مقصود تلاش مي كند و تلاش در راه پاكيزه شدن گناه نكردن است.

      الحمد لله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية اميرالمومنين
      زياده عرضي نيست.
      التماس دعا
      طارق
      ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۷/۰۷/۱۶ در ساعت 00:04 دلیل: اصلاح
      اي حيوان ناطق بدان:
      برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
      هرگز نتوان ديد جمال احدي را
      و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
      رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

      [SIGPIC][/SIGPIC]

    5. تشكرها 2 : razizaky, طیب
    6. #3
      عضو ثابت
      تاریخ عضویت : فروردین/۱۳۸۶
      نوشته : 853 تشکر : 1,053
      مورد تشکر: 3,544 در 813 پست
      حضور : 16 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 9 وبلاگ :
      askari110 آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط طیب نمایش پست
      سلام دوستان،
      نقل قول نوشته اصلی توسط طیب نمایش پست

      در آیه ۱۰۸ سوره توبه پروردگار می گویند:
      لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ «108»
      هرگز [ براى عبادت و نماز ] در آن مسجد نايست ، قطعاً مسجدى كه از نخستين روز بر پايه تقوا بنا شده شايسته تر است كه در آن [ به نماز و عبادت ] بايستى ، در آن مردانى هستند كه خواهان پاكيزگى [ و طهارت جسم و جان ] هستند ; و خدا پاكيزگان را دوست دارد . « 108»


      در این آیه پروردگار می فرمایند: در آن مردانی هستند که خواهان پاکیزگی هستند نه اینکه پاک هستند هر چند که ممکنه پاک هم باشند ولی در پایان خدا نمیگویند که خدا آنان که خواهان پاکیزگی هستند را دوست دارند بلکه آنها که پاکیزه هستند را دوست دارند با اینکه دقیقا اشاره به همین افرادی که خواهان پاکیزگی بودند داشتند.

      آیا یک تفاوت منافق و مومن در این نیست که در باطن مومن خواهان پاک بودن هست هر چند یک سری اشتباهاتی در زندگی داشته؟

      نمی دونم شایدم که این فقط زبان قران هست و هیچ نکته خاصی نداره.


      اگر فقط تخصص در زبان عربی و زبان قرآن دارین خوشحال میشم نظرتون را بدونم

      خیلی ممنون
      یا حق


      دوست عزیز :نکته مبهمی دراین آیه مشاهده نمی شود.
      دراین آیه که می فرماید (در این مسجد مردانی هستند که دوست می دارند پاکیزه باشند) می خواهد برساند که حتی علاقه مندی به پاک بودن هم از علایم رشد وکمال افراد است چون همین علاقه مندی است که او را به پاکی هم می رساند.یعنی کسی که پاکی را دوست بدارد قطعا از گروه پاکان حساب می شود....وخداوند هم پاکیزگان را دوست می دارد.
      ویرایش توسط askari110 : ۱۳۸۷/۰۷/۱۵ در ساعت 23:48
      مولایم علی فرموند:
      يابُنَىَّ اِصبِر عَلَى الحقِ وَ اِن كانَ مُرّا; اى پسر جان! در راه حق صبور و مقاوم باش گرچه تلخ و رنج آور باشد.
      هرگز گمان مبر زخیال تو غافلم ،گرمانده ام خموش ، خدا داند ودلم.....
      چون عاقبت همه امور با خداست همه چیز را به او واگذار کردم.

    7. تشكرها 2 : طیب, طارق
    8. #4
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : مهر/۱۳۸۷
      نوشته : 1,758 تشکر : 9,106
      مورد تشکر: 3,458 در 1,313 پست
      حضور : 3 ساعت 30 دقیقه
      دریافت : 7 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      طیب آنلاین نیست.



      سلام

      خیلی ممنون از هر دو پاسخ. نه من هم منظورم این نبود که نکته مبهمی هست. فقط این نکته که شما و طارق جان به اون اشاره کردید را هر چی تویه تفسیرها نگاه کردم نبود گفتم شاید چنین چیزی نیست.

      بعد از اینکه سوال را ارسال کردم یک چیزی بذهنم خورد که البته فکر میکنم جوابش را دادید.

      ممکن است یک نفر گناه نکنه نه به این دلیل که علاقه به گناه کردن ندارد بلکه به این دلیل که وسایل گناه برای او فراهم نیست و هر گاه که فراهم شود او حتما آن کار را انجام خواهد داد.

      اما کسانی که علاقه به گناه ندارند و از آن متنفرند بدون شک آن کار را انجام نمی دهند. چگونه ممکن است که من از یک کار متنفر باشم و بعد با میل و رغبت آن را انجام دهم!

      شاید علاقه به پاکی یک مرحله از پاک بودن حتی بالاتر باشه؟

      نمی دونم اگه شما چیزی بیشتر از آیه متوجه میشین با ما در میان بگزارین.
      ویرایش توسط طیب : ۱۳۸۷/۰۷/۱۶ در ساعت 03:27

    9. #5
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : مهر/۱۳۸۷
      نوشته : 1,758 تشکر : 9,106
      مورد تشکر: 3,458 در 1,313 پست
      حضور : 3 ساعت 30 دقیقه
      دریافت : 7 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      طیب آنلاین نیست.



      شاید خود توبه واقعی هم یک جور علاقه به پاکی باشه چون اگر علاقه ای نبود چه دلیلی داشت که شخص توبه کنه.
      ویرایش توسط طیب : ۱۳۸۷/۰۷/۱۶ در ساعت 00:55

    10. #6
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : مهر/۱۳۸۷
      نوشته : 1,758 تشکر : 9,106
      مورد تشکر: 3,458 در 1,313 پست
      حضور : 3 ساعت 30 دقیقه
      دریافت : 7 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      طیب آنلاین نیست.



      سلام آقای عسگری و طارق،

      به نظر شما آیا این هم درست که بگیم:

      ۱-شاید بعلت فضای شهر مدینه (که حکومت اسلامی) در اون برپا بود بسیاری از گناهان امکان انجام دادنش برای مردم نبود حتی اگر می خواستند و سره از ناسره در فضای جامعه مشخص نبود بنابرین اینجا پروردگار بجای اینکه بگند که اون مسجدی که درش افراد پاک هستند گفتند اون مسجدی که (نه تنها پاکند در ظاهر) پاکی را هم دوست دارند.

      ۲-در ضمن چون دوست داشتن یک چیزی هست که مربوط به قلب هست شاید اشاره به این هم دارند که نه تنها در ظاهر پاک هستند قلبهای پاکی هم دارند.
      ویرایش توسط طیب : ۱۳۸۷/۰۷/۱۶ در ساعت 03:22

    11. #7
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : مهر/۱۳۸۷
      نوشته : 1,758 تشکر : 9,106
      مورد تشکر: 3,458 در 1,313 پست
      حضور : 3 ساعت 30 دقیقه
      دریافت : 7 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      طیب آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط askari110 نمایش پست

      دوست عزیز :نکته مبهمی دراین آیه مشاهده نمی شود.
      دراین آیه که می فرماید (در این مسجد مردانی هستند که دوست می دارند پاکیزه باشند) می خواهد برساند که حتی علاقه مندی به پاک بودن هم از علایم رشد وکمال افراد است چون همین علاقه مندی است که او را به پاکی هم می رساند.یعنی کسی که پاکی را دوست بدارد قطعا از گروه پاکان حساب می شود....وخداوند هم پاکیزگان را دوست می دارد.


      سلام

      فقط یک سوال دیگه:

      اون طور که من برداشت کردم این بود که علاقه شرط کافی هست.

      ولی به نظر میاد که شرط لازم باشه طبق آیه پایین

      یعنی برای پاک شدن باید علاقه به پاکی داشت ولی علاقه به تنهایی نمیتونه کارساز باشه:

      یا

      اینکه آیه داره چیزه دیگه ای میگه.


      سوره توبه:
      و : [ اى منافقان ! ] چه از روى ميل و رغبت يا بى ميلى و اكراه انفاق كنيد ، هرگز از شما پذيرفته نشود ; زيرا شما گروهى فاسق هستيد . « 53» هيچ چيز آنان را از پذيرفته شدن انفاقشان بازنداشت ، مگر آنكه آنان به خدا و پيامبرش كافر شدند، و نماز را جز با كسالت وسستى به جا نمي آورند ، و جز با بى ميلى و ناخشنودى انفاق نمي كنند . « 54»


      ممنون
      ویرایش توسط طیب : ۱۳۸۷/۰۷/۱۶ در ساعت 15:16

    12. #8
      عضو ثابت
      تاریخ عضویت : فروردین/۱۳۸۶
      نوشته : 853 تشکر : 1,053
      مورد تشکر: 3,544 در 813 پست
      حضور : 16 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 9 وبلاگ :
      askari110 آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط طیب نمایش پست
      سلام آقای عسگری و طارق،

      به نظر شما آیا این هم درست که بگیم:

      ۱-شاید بعلت فضای شهر مدینه (که حکومت اسلامی) در اون برپا بود بسیاری از گناهان امکان انجام دادنش برای مردم نبود حتی اگر می خواستند و سره از ناسره در فضای جامعه مشخص نبود بنابرین اینجا پروردگار بجای اینکه بگند که اون مسجدی که درش افراد پاک هستند گفتند اون مسجدی که (نه تنها پاکند در ظاهر) پاکی را هم دوست دارند.

      ۲-در ضمن چون دوست داشتن یک چیزی هست که مربوط به قلب هست شاید اشاره به این هم دارند که نه تنها در ظاهر پاک هستند قلبهای پاکی هم دارند.
      باسلام در مورد این دو مطلبی که بیا ن کردید عرض کنم که:
      1-وجود فضای حاکم در شهر مدینه اثر در جلوگیری گناه مردم داشت ولی این طور نبود که کسی گناه نکندچون اتفاقات زیادی هم از همان زمان نقل شده که بروجود گناه حتی در آن زمان دلالت می کند.مردمی هم که در این مسجد نماز گذاردند درباره برخیشان هم نقلهایی دال بر خطاها وگناهان آنها وجود داردولی چون به پاک زندگی کردن علاقه داشتند به همین خاطر آیه به صورت کلی اشاره دارد وبحث طهارت دوستی آنها مطرح شده است.
      2-بله ممکنه چنین برداشتی هم بتوان داشت
      مولایم علی فرموند:
      يابُنَىَّ اِصبِر عَلَى الحقِ وَ اِن كانَ مُرّا; اى پسر جان! در راه حق صبور و مقاوم باش گرچه تلخ و رنج آور باشد.
      هرگز گمان مبر زخیال تو غافلم ،گرمانده ام خموش ، خدا داند ودلم.....
      چون عاقبت همه امور با خداست همه چیز را به او واگذار کردم.

    13. تشكر : طیب
    14. #9
      عضو ثابت
      تاریخ عضویت : فروردین/۱۳۸۶
      نوشته : 853 تشکر : 1,053
      مورد تشکر: 3,544 در 813 پست
      حضور : 16 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 9 وبلاگ :
      askari110 آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط طیب نمایش پست
      سلام

      فقط یک سوال دیگه:

      اون طور که من برداشت کردم این بود که علاقه شرط کافی هست.

      ولی به نظر میاد که شرط لازم باشه طبق آیه پایین

      یعنی برای پاک شدن باید علاقه به پاکی داشت ولی علاقه به تنهایی نمیتونه کارساز باشه:

      یا

      اینکه آیه داره چیزه دیگه ای میگه.


      سوره توبه:
      و : [ اى منافقان ! ] چه از روى ميل و رغبت يا بى ميلى و اكراه انفاق كنيد ، هرگز از شما پذيرفته نشود ; زيرا شما گروهى فاسق هستيد . « 53» هيچ چيز آنان را از پذيرفته شدن انفاقشان بازنداشت ، مگر آنكه آنان به خدا و پيامبرش كافر شدند، و نماز را جز با كسالت وسستى به جا نمي آورند ، و جز با بى ميلى و ناخشنودى انفاق نمي كنند . « 54»


      ممنون
      باسلام
      آنچه من عرض کردم این بود که علاقه مندی به پاک بودن راهم به عنوان شرایط ویا به تعبیری مراحل رسیدن به کمال می توان مطرح کرد.یعنی مقدمه رسیدن به پاکی این است که پاکی را دوست بداری وبعد ازدوست داشتن برای رسیدن به آن گام برداری.
      موفق باشید
      مولایم علی فرموند:
      يابُنَىَّ اِصبِر عَلَى الحقِ وَ اِن كانَ مُرّا; اى پسر جان! در راه حق صبور و مقاوم باش گرچه تلخ و رنج آور باشد.
      هرگز گمان مبر زخیال تو غافلم ،گرمانده ام خموش ، خدا داند ودلم.....
      چون عاقبت همه امور با خداست همه چیز را به او واگذار کردم.

    15. تشكر : طیب
    16. #10
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : شهریور/۱۳۸۷
      نوشته : 641 تشکر : 2,456
      مورد تشکر: 3,837 در 629 پست
      حضور : 13 ساعت 11 دقیقه
      دریافت : 84 آپلود : 9
      گالری : 66 وبلاگ :
      طارق آنلاین نیست.



      بسم الله الر حمن الر حيم
      سلام عليكم و رحمة الله و انواره

      نمي دانم با طرح اين بحث به طور اختصاصي از بحث اصلي اين تاپيك دور مي شويم يا خير ولي بايد عرض كنم كه مقوله ي عشق و دوست داشتن يك مبحث بسيار مهم و دقيق و پيچيده اي است و اگر بخواهيم بدانيم دوست داشتن پاكي يعني چه اول بايد ببينيم خود دوست داشتن به چه معني است.
      بنده چند وقتي است كه اين مقوله ذهنم را مشغول ساخته و در حال مطالعه و پرس و جو و تفكر در اين باب هستم و در واقع هنوز خودم به نتيجه ي قطعي نرسيده ام ولي بخشي از مطالب دست يافته و نتايجم را در اختيار شما قرار مي دهم تا شايد باهم بتوانيم نتيجه ي مطلوبي كسب كنيم.
      طرح مساله :
      سوال اينجاست كه دوست داشتن كه يكي از حالات انساني است ، چيست؟
      خوب اين سوال هم مانند تمام سوالات ديگري كه به حالات انسان مربوط مي شود پيچيده و سخت است و اين به خاطر پيچيدگي خود انسان است.
      عده اي از مادي گراها دوست داشتن را نتيجه ي ترشح بعضي هورمون ها و ... مي دانند.
      بعضي دوست داشتن را امري مادي و بيروني مي دانند.
      عده اي دوست داشتن را امري روحي و دروني مي دانند.
      بعضي حالات مختلف براي دوست داشتن متصور شده اند مانند بيروني و دروني. در سطوح مختلف.
      بعضي معتقدند دوست داشتن ابتدا از بيرون و ظاهر و ماده آغاز مي شود و بعد كه عميق شد به روح و معني و درون مي رسد.
      بعضي اصلا ماده و حالات بيروني را با مساله ي دوست داشتن قابل جمع نمي دانند.
      بعضي خود دوست داشتن را امري اعتباري مي دانند و بعضي امر حقيقي مي دانند.
      بعضي معتقدند خود دوست داشتن اعتباري است كه نتايج حقيقي مي دهد.
      بعضي مي گويند دليل دوست داشتن خود انسان است. يعني انسان هر چه را دوست دارد به خاطر خودش آن را دوست دارد.
      بعضي گويند اصلا علاقه به خاطر منافع خود يا صرفا براي خود اصلا عشق و دوست داشتن نيست و دوست داشتن آن است كه به خاطر معشوق باشد.
      بعضي گويند دوست داشتن مطلق است و بعضي گويند نسبي است.
      و.......

      خوب ببينيد مثلا ما واقعا ائمه اطهار را دوست داريم و ابراز علاقه مي كنيم ولي خوب سخنانشان را گوش نمي دهيم و گناه مي كنيم. پس يعني چه ؟ عده اي گويند اصلا اين دوست داشتن نيست. تعارف است. ولي عده اي گويند اين دوست داشتن بسيار سطحي است و مرتبه ي ابتدايي دوست داشتن است.
      و اگر حقيقتا و واقعا ايشان را دوست بداريم بايد سخنانشان را عمل كنيم.
      بعضي اساسا علاقه ي به غير خدا را عشق و دوست داشتن نمي دانند و به تبع عشق به معني دنيوي را قبول ندارند.
      بعضي دوست داشتن هاي دنيوي را مقدمه ي دوست داشتن الهي مي دانند.
      و.....

      اين طرح مبحث.
      حالا چند نكته :
      عوامل دوست داشتن چيزي از سوي انسان جمال و كمل در آ» چيز است. هر چه اين جمال و كمال در چيزي بيش تر باشد علاقه ي فرد هم به آ» چيز بيش تر مي شود.
      به اين عبارت توجه بفرماييد:

      الحبّ انجذاب النفس نحو الكمال بما اّنه جميل
      دوست داشتن جذب شدن جان انسان است به نحو كامل به خاطر آ»كه آن چيز زيباست.

      يك نكته هم اينكه گاهي افراد چيزي را دوست ندارند يا حقيقتا دوست ندارند و زباني دوست دارند اين است كه جمال و كمال آن چيز را نمي بينند و يا اصلا نمي دانند يا فقط در اخبار شنيده اند و خود نديده اند.

      فعلا تا بعد.......

      الحمد لله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية اميرالمومنين
      زياده عرضي نيست.
      التماس دعا
      طارق
      اي حيوان ناطق بدان:
      برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
      هرگز نتوان ديد جمال احدي را
      و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
      رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

      [SIGPIC][/SIGPIC]

    17. تشكر : طیب

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •