• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • + ارسال موضوع جدید
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
    1. #1
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۸۷
      نوشته : 77 تشکر : 32
      مورد تشکر: 42 در 32 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 8 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      جینلی آنلاین نیست.

      حکم زناشویی در شب های ماه رمضان




      با سلام
      در ایه 187 سوره بقره خداوند میفرماید:
      در شب روزه دارى نزديكى كردنتان با همسرانتان حلال شد ايشان پوشش شما و شما پوششى هستيد براى آنان خدا دانست كه شما همواره با انجام اين عمل نافرمانى و در نتيجه به خود خيانت مى كرديد پس از جرمتان گذشت و اين حكم را از شما برداشت حالا ديگر مى توانيد با ايشان درآميزيد و از خدا آنچه از فرزند كه برايتان مقدر كرده طلب كنيد و از آب و غذا در شب همچنان استفاده كنيد تا سفيدى شفق از سياهى شب برايتان مشخص شود و آنگاه روزه بداريد و روزه را تا شب به كمال برسانيد و نيز هنگامى كه در مسجدها اعتكاف مى كنيد با زنان نياميزيد

      از این ایه استنباط میشود که عمل زناشویی در شبهای رمضان بر مسلمانان حرام بوده است و خداوند به علم بر اینکه بعضی از مسلمانان پنهانی اینکار را انجام میدهند تصمیم به حلال کردن ان گرفته و این ایه نازل شده است. حال ای سوال ایجاد میشود که:
      1- اولا کی و چگونه این فعل حرام شده بوده است که سپس حلال شده؟ نمیتوان گفت که پیامبر این فعل حرام را شفاهی ذکر کرده اند و جزو ایات قران نیامده چوت یک فعل حرام که باعث کناه میشود حتما بایستی به اطلاع مسلیمن رسیده باشد.

      2- مسئله دیگر اینکه این حلالیت تنها به دلیل اینکه بعضی از مسلمین ( و نه همه انها) به این فعل حرام مبادرت میکردهاند ابلاغ شده است!!!! یعنی اینکه خداوند دیده است مردم به حکم او عمل ننموده اند لذا انرا حلال نموده است !!
      کاملا مشهود است که شکستن یک قانون به علت اینکع تعدادی از ان تبعیت نمیکنند عملی غیر عقلانی است. مثل اینستکه راهنمایی و رانندگی چون تعدادی از مردم بدون گواهینامه رانندگی میکنند لزوم داشتن گواهینامه را لغونماید.

      لطفا اگر توجیهی برای این تغییر حکم 180 درجه دارید بفرمایید.
      ب تشکر

    2. تشكرها 2 : elaheh_sd, f-a-r-a-z
    3.  

    4. #2
      عضو ثابت
      تاریخ عضویت : بهمن/۱۳۸۵
      نوشته : 978 تشکر : 6,220
      مورد تشکر: 2,968 در 841 پست
      حضور : 2 ساعت 59 دقیقه
      دریافت : 55 آپلود : 5
      گالری : 56 وبلاگ :
      parsa آنلاین نیست.



      سلام بر شما دوست گرامی و معذرت از بابت تاخیر...!

      برای پاسخ به این سوال شما دو بحث جدا از هم باید مطرح بشه:

      1- بحث ناسخ و منسوخ: یعنی خداوند با آیه و حکم جدید، حکم سابق را نسخ نماید.
      2- بحث تفسیری.

      اما به جهت جلوگیری از طولانی شدن مطالب، من سعی میکنم فعلا فقط بحث تفسیری رو اینجا مطرح کنم. البته با همه تلاشی که برای کوتاه کردن مطلب نمودم، ولی باز هم ناچارا کمی طولانی شد. چون بعضی مباحث رو نمی‌شد تقطیع و ناقص کرد.

      مطالبی که در ذیل می‌بینید، برگرفته از تفسیر نمونه و ترجمه تفسیر المیزان هست.

      برای مطالعه مفصل مطالب، به: تفسیر نمونه (ج 1 ص 648) و ترجمه تفسیر المیزان (ج 2 ص 63) مراجعه کنید.

      ----------------------------------------------------------------------------------------------------

      - شان نزول:

      از روايات اسلامى چنين استفاده مى‏شود كه در آغاز نزول حكم روزه، مسلمانان تنها حق داشتند قبل از خواب شبانه غذا بخورند، چنانچه كسى در شب به خواب مى‏رفت سپس بيدار مى‏شد خوردن و آشاميدن بر او حرام بود.
      و نيز در آن زمان آميزش با همسران در روز و شب ماه رمضان مطلقا تحريم شده بود.

      يكى از ياران پيامبر (صلى‏الله عليه وآله‏ وسلم) به نام مطعم بن جبير كه مرد ضعيفى بود با اين حال روزه مى‏داشت، هنگام افطار وارد خانه شد ، همسرش رفت براى افطار او غذا حاضر كند به خاطر خستگى خواب او را ربود ، وقتى بيدار شد گفت من ديگر حق افطار ندارم، با همان حال شب را خوابيد و صبح در حالى كه روزه‏دار بود براى حفر خندق ( در آستانه جنگ احزاب ) در اطراف مدينه حاضر شد، در اثناء تلاش و كوشش به واسطه ضعف و گرسنگى مفرط بيهوش شد، پيامبر بالاى سرش آمد و از مشاهده حال او متاثر گشت.

      و نيز جمعى از جوانان مسلمان كه قدرت كنترل خويشتن را نداشتند شبهاى ماه رمضان با همسران خود آميزش مى‏نمودند.

      در اين هنگام آيه نازل شد و به مسلمانان اجازه داد كه در تمام طول شب مى‏توانند غذا بخورند و با همسران خود آميزش جنسى داشته باشند .


      - تفسير و توضیح:

      بنا بر اين پس آيه شريفه دلالت مى‏كند بر اينكه قبل از نزول اين آيه حكم روزه اين بوده كه در شب روزه زناشوئى هم حرام بوده، و با نازل شدن اين آيه حليت آن تشريع و حرمتش نسخ شده، همچنانكه جمعى از مفسرين نيز اين را گفته‏اند.

      و جمله احل لكم... و همچنين جمله: كنتم تختانون...، و جمله: فتاب عليكم و عفا عنكم و جمله فالان باشروهن... همه اشعار و بلكه دلالت بر اين نسخ دارد. زيرا اگر قبلا عمل زناشوئى در شب روزه حرام نبود، حق كلام اين بود كه بفرمايد: فلا جناح عليكم أن تباشروهن حرجى بر شما نيست كه با زنان درآميزيد، و يا عبارتى نظير آن، نه اينكه بفرمايد (حلال شد بر شما) و اين خيلى روشن است.


      - تفسیری دیگر از این آیه که نسخ را مردود می‌داند:

      البته بعضى گفته‏اند: آيه شريفه ناسخ نيست، چون در آيات روزه نسبت به عمل جماع و يا خوردن و شرب چيزى كه حرمت را برساند نبوده، تا اين آيه با حلال كردن آن ناسخ باشد.
      بلكه ظاهر قضيه چنانكه بعضى روايات هم كه از طرق اهل سنت و جماعت رسيده به آن اشعار دارد اين است كه مسلمين وقتى حكم وجوب روزه نازل شد، و آيه كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم... را شنيدند، فهميدند كه احكام اسلام و مسيحيت از جميع جهات مساويند، و همانطور كه گفته‏اند مسيحيان عمل زناشوئى و اكل و شرب را در اول شب انجام مى‏دادند بعد در آخر شب امساك مى‏كردند، مسلمانان هم همينطور روزه گرفتند.

      البته اين معنا بر جوانها گران آمد، چون نمى‏توانستند از عمل زناشوئى صرفنظر كنند، لذا با اينكه اين عمل را گناه مى‏دانستند، سرّى انجام مى‏دادند، و در نتيجه اين عمل را خيانتى به خود مى‏پنداشتند.
      پيرمردان هم از ترك خوردن و نوشيدن بعد از خواب ناراحت بودند ، و اى بسا بعضى‏ها خواب مى‏ماندند و به حكم روزه مسيحيان كه بعد از خواب افطار حرام بوده، ديگر نمى‏توانستند سحرى بخورند.

      لذا آيه نازل شد، و بيان كرد كه عمل زناشوئى و اكل و شرب در شب براى روزه‏دار در رمضان حرام نيست، پس مساله نسخى در بين نبوده است.

      آنگاه گفته‏اند منظور آيه شريفه اين بوده كه مردم را از اشتباه درآورد، و بفهماند اينكه گفتيم: كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم، اين تشبيه در اصل تشريع روزه بوده، نه اينكه خصوصيات روزه اسلام هم عين خصوصيات روزه در مسيحيت است.

      و اما اينكه فرموده: (حلال شد بر شما رفث در شبهاى روزه)، دلالت ندارد بر اينكه قبلا رفث حرام بوده، بلكه تنها مى‏خواهد بفرمايد اين عمل حلال است. همچنانكه آيه: احل لكم صيد البحر اين دلالت را ندارد، چون قبلا شكار دريا بر كسانى كه در احرام بودند حرام نبوده، تا اين آيه بخواهد آن را حلال كند.

      و همچنين جمله: علم الله انكم كنتم تختانون انفسكم اين دلالت را ندارد، چون اين جمله تنها مى‏خواهد بفرمايد شما به نظر خودتان عمل حرامى را انجام مى‏داديد، و به نظر خود خيانت مى‏كرديد، در حالى كه خيانت نبوده، و بهمين جهت فرموده: تختانون انفسكم، و اگر واقعا سحرى خوردن بعد از خواب حرام بوده، بايد بفرمايد : (تختانون الله، به خدا خيانت مى‏كرديد) همچنانكه در آيه لا تخونوا الله و الرسول و تخونوا اماناتكم گناه را خيانت به خدا و رسول دانسته.

      البته همه اينها در صورتى است كه منظور از ( تختانون ) خيانت باشد، و اما اگر مراد از آن، نقص باشد، كه مطلب روشن‏تر است، و خلاصه معناى آيه اين است كه خدا دانست كه شما به نظر خودتان خيانت مى‏كنيد، يعنى بهره خود را از اكل و شرب و عمل زناشوئى ناقص مى‏كنيد.

      و همچنين جمله فتاب عليكم و عفى عنكم نيز صراحت ندارد بر اينكه نكاح در شب‏هاى رمضان حرام بوده.


      - پاسخ به این توجیه و تفسیر:

      ولى اين توجيه صحيح نيست، زيرا خلاف ظاهر آيه است.
      چون ظاهر جمله: احل لكم... و جمله: كنتم تختانون انفسكم، و جمله فتاب عليكم و عفى عنكم، هر چند صريح در نسخ نيستند، اما كمال ظهور را در آن دارند، علاوه بر اينكه جمله: فالان باشروهن...، نيز هست. چه اگر قبل از نزول آيه هم، حكم خدا همان جواز همخوابگى با زنان بود، جوازى مستمر از قبل از نزول آيه تا بعد از آن، ديگر معنا نداشت اينطور تعبير فرمايد كه: ( پس الان همخوابگى بكنيد )

      و اما اينكه آيات سابقه مربوط به روزه مشتمل بر حكم تحريم نبود تا اين آيه ناسخ آن باشد، در پاسخ مى‏گوئيم: در آيات سابق هيچ يك از احكام روزه نيز بيان نشده بود، نه حرمت نكاح، و نه حرمت اكل و شرب، و اين مسلم است كه رسول خدا (
      صلى‏الله عليه وآله‏ وسلم) حكم روزه را قبل از نزول اين آيه براى مسلمانها بيان كرده بوده، ممكن است حكم حرمت همخوابگى را هم در بين احكام بيان كرده بوده، و اين آيه ناسخ حكم رسول خدا (صلى‏الله عليه وآله‏ وسلم) بوده باشد هر چند كه حكم منسوخ در كلام خدا نيامده باشد.

      حال اگر بگوئى جمله: هن لباس لكم و انتم لباس لهن دلالت دارد بر علت تشريع جواز رفث، و به ناچار نمى‏تواند هم ناسخ را شامل شود، و هم منسوخ را، چون اين حرف بسيار نامربوط است، كه براى حكم نسخ علتى بياورند، كه شامل ناسخ و منسوخ هر دو بشود، و لو اينكه بگوئيم تعليل‏هائى كه در موارد احكام شرع آمده علت نيست، بلكه حكمت است، و يا بگوئيم : كه حكمت لازم نيست مانند علت جامع و مانع باشد، چون معنا ندارد حكم منسوخ و حكم ناسخ يك حكمت داشته باشند.

      بنا بر اين اگر حكم رفث قبل از نزول آيه حرمت، بوده، و سپس با نزول آيه نسخ شده باشد، ديگر صحيح نيست حكم نسخ را اينطور تعليل كنند كه زنان جامه شما و مردان نيز جامه زنان هستند، چون جامه بودن هر يك براى ديگرى قبل از حكم ناسخ نيز بوده.

      در پاسخ مى‏گوئيم: اولا اين اشكال شما نقض مى‏شود به جمله ليلة الصيام كه حليت را مقيد به شب كرده، در حالى كه زن و شوهر در روز هم جامه يكديگرند و چون علت در روز نيز هست پس بايد جماع در روز هم جايز باشد، و حال آنكه نيست.

      و ثانيا قيودى كه در آيه اخذ شده مانند قيد ليلة الصيام، و قيد هن لباس لكم و انتم لباس لهن، و قيد انكم كنتم تختانون انفسكم همه دلالت دارند بر علتهائى كه هر يك مترتب بر ديگرى است، و حكم ناسخ و منسوخ مترتب بر آنها است.

      لباس بودن هر يك از زن و شوهر براى ديگرى ، علت آن شده است كه رفث بين ان دو بطور مطلق جايز باشد، هم در روز و هم در شب، و حكم روزه كه جمله ليلة الصيام متعرض آن است، اين اطلاق را مقيد مى‏كند، چون حكم روزه عبارت است از خوددارى كردن از مشتهيات نفس، از قبيل اكل و شرب و نكاح و چون خوددارى از عمل زناشوئى در تمامى يك ماه امرى مشكل است، و باعث مى‏شود مسلمانان در يك معصيت هميشگى و خيانتى مستمر قرار گيرند، لذا لازم مى‏شود تسهيلاتى در اين باره براى آنان در نظر گرفته شود، و اين عمل را در شب جايز و حلال كنند، و آن اين است كه حكم لباس بودن زن و شوهر براى يكديگر كه حكم روزه آن را از بين برده بود، دوباره به قسمتى از اطلاقش برگردد، و لباس بودن اين دو براى يكديگر در شبهاى رمضان جايز شود.

      در نتيجه معنا - و خدا داناتر است - اين مى‏شود: اطلاق حكم لباس كه ما آن را مقيد به ايام و ليالى روزه كرديم، و آن را در اين ايام و ليالى تحريم نموديم، از آنجا كه باعث مشقت شما شد و شما دچار خيانت به نفس شديد، ما آن را از در رأفت و رحمت و تخفيف مجددا در خصوص شبهاى رمضان به اطلاقش برگردانيديم، و حكم روزه را منحصر در روز ساختيم، فاتموا الصيام الى الليل، پس حكم روزه را تنها روزها تا به شب رعايت كنيد ، و شبها آزاد از آن هستيد.

      و حاصل كلام اينكه جمله : هن لباس لكم، و انتم لباس لهن...، هر چند علت و يا حكمت باشد براى اصل رفث، ليكن غرض در آيه متوجه آن نيست، بلكه غرض بيان حكمت جواز رفث در شبهاى روزه است، كه از جمله هن لباس لكم - تا جمله - و عفى عنكم ... متعرض آن است، و اين حكمت ديگر شامل منسوخ نمى‏شود، بلكه تنها شامل ناسخ است.
      ویرایش توسط parsa : ۱۳۸۸/۰۸/۲۲ در ساعت 12:04
      دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
      مطیع نفس و شیطانی چه حاصل
      بود قدر تو افزون از ملائک
      تو قدر خود نمیدانی چه حاصل


      و ناگهان چه زود دیر می شود، ولی هیچگاه برای شروع دیر نیست...!!!


    5. #3
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۸۷
      نوشته : 77 تشکر : 32
      مورد تشکر: 42 در 32 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 8 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      جینلی آنلاین نیست.



      با سلام خدمت دوست گرامی
      از اینکه قبول زحمت فرمودید و تفسیر ذیل این ایه را عمدتا ار المیزان برایم نگاشتید بسیار متشکرم.
      ولی دوست عزیز
      خواهشمندم قسمت دوم سوال مرا که اتفاقا سوال اصلی من است مطالعه مجدد فرمایید. و انگاه تصدیق خواهید فرمود که تمام این مطالب ذکر شده در جواب مربوط به سوال اول من است که خیلی اهمیت ندارد.

      بنده هنوز قانع نشدهام که چرا خداوند یک حرام را به علت تامه عدم اجرای حکم توسط عده ای از مسلمانان حلال نموده است!!!!

      قطعا با نگاهی به معنای ایه این برداشت کاملا واضح را خواهید داشت . اتفاق به شکل ذیل بوده است:
      1-یک فعل حرام شده است توسط خداوند که کاملا اگاهی داشته است که این قانون حرمت باعث عسرت است ولی علیرغم ان قانون را وضع نموده است. بنابر این نمیتوان گفت خدا نمیدانسته پایبند بودن به این قانون برای مردم مشکل است!

      2- تعدادی از مردم مبادرت به انجام این فعل حرام نموده اند( دلیل ان خیلی مهم نیست ولی میتواند مشکل بودن انجام ان باشد کما اینکه بسیاری از قانونهای دیگر الهی نیز برای برخی مردم مشکل است مثل نماز صبح))
      3- قانونگذار به صراحت اعلام مینماید که ای مردم .. من میدانم شما این فعل حرام را انجام میدهید
      4- حال برای اینکه شما به گناه نروید به جای تنبیه شما در ازای نافرمانی امر خدا من فعل حرام را حلال میکنم و توبه شما را هم قبول میکنم.

      سیر این اتفاق به کلی خلاف عقل است.
      اولا خداوند برای تغییر یک قانون نیاز به توضیح ندارد ولی در اینجا دلیل بسیار غیر منطقی را برای نسخ قانون اورده است
      دوما مگر میشود یک قانون را به دلیل عدم اجرای ان توسط بعضی از مردم نسخ نمود؟
      سوال من بسیار ساده است. امیوارم جواب ها بدون از هر گونه سقسطه باشد
      متشکرم




    6. #4
      دوست جديد
      تاریخ عضویت : آذر/۱۳۸۷
      نوشته : 4 تشکر : 1
      مورد تشکر: 8 در 4 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      bite آنلاین نیست.



      آيا اين چنين چيزي درست است، اگر حرام بوده پس الان هم مكروه است؟

      http://tinyurl.com/zaionism


      (لينك مربوط به اسرائيل بزودي اضافه ميشود)


    7. #5
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : اسفند/۱۳۸۵
      نوشته : 514 تشکر : 353
      مورد تشکر: 1,052 در 379 پست
      حضور : 1 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      سخن آشنا آنلاین نیست.



      با سلام
      ضمن تشکر ازدوست خوبم چناب اقای پارسا
      دوست عزیز جناب اقای جینلی
      در مورد آیه ای که فرموده اید ابتدا بنده ترجمه صحیح آیه فوق را بااستفاده از ترجمه آقای فولادوند خدمتتان ارائه میکنم سپس با توجه به ترجمهصحیح این آیه به پاسخ سوال دوم شما می پردازیم
      ترجمه آیه 187 سوره بقره : "در شبهاى روزه، همخوابگى با زنانتان بر شما حلال گرديده است. آنان براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستيد. خدا مى‏دانست كه شما با خودتان ناراستى مى‏كرديد، پس توبه شما را پذيرفت و از شما درگذشت. پس، اكنون [در شبهاى ماه رمضان مى‏توانيد] با آنان همخوابگى كنيد، و آنچه را خدا براى شما مقرر داشته طلب كنيد. و بخوريد و بياشاميد تا رشته سپيد بامداد از رشته سياه [شب‏] بر شما نمودار شود سپس روزه را تا [فرا رسيدن‏] شب به اتمام رسانيد. و در حالى كه در مساجد معتكف هستيد [با زنان‏] درنياميزيد. اين است حدود احكام الهى! پس [زنهار به قصد گناه‏] بدان نزديك نشويد. اين گونه، خداوند آيات خود را براى مردم بيان مى‏كند، باشد كه پروا پيشه كنند"
      با دقت در این ترجمه متوجه میشویم که ترجمه درست"پس از جرمتان گذشت و اين حكم را از شما برداشت " نیست
      بلکه ترجمه صحیح " پس توبه شما را پذيرفت و از شما درگذشت " می باشد حضرت آیت الله مکارم شیرازی هم این فراز از ایه را اینگونه ترجمه نموده اند " پس توبه شما را پذيرفت و شما را بخشيد " با توجه به ترجمه صحیح حتی در صورتیکه از مطالبی که دوست عزیزم جناب اقای پارسا درمورد عدم بیان وجوب پرهیز دراسلام فرمودند هم بگذریم به هیچ وجه نمی توان گفت که این آیه گناه نمودن عده ای ضعیف الایمان را علت تامه تغییر این حکم بیان نموده است
      التماس دعا

    8. تشكرها 2 : parsa, فاطمه ایمانی
    9. #6
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۸
      نوشته : 75 تشکر : 109
      مورد تشکر: 608 در 72 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 14 آپلود : 0
      گالری : 33 وبلاگ :
      فصل سبز آنلاین نیست.

      یک سؤال قرآنی، یک جواب




      بسم الله الرحمن الحیم

      سلام

      چند روز پیش یکی از عزیزان سؤال زیر رو مطرح کرد. منم یادداشت کردم تا جواب بدم اما چون نام کاربری ایشون رو به خاطر ندارم عینا سؤالشونو اینجا میارم . امیدوارم که جوابم برای ایشون قانع کننده باشه.


      سؤال من اینه که درباره آیه کریمه 187 سوره مبارکه بقره، در تفسیر نمونه شأن نزولی آمده که:
      در اوایل، روزه به شکل فعلی نبوده و اگر کسی در شب ماه مبارک رمضان به خواب میرفت، سپس بیدار میشد، خوردن و آشامیدن برایش مجاز نبود و یا آمیزش با همسر در تمام روز و شب ماه رمضان مطلقا حرام بود
      و داستان مطعم بن جبیر نقل شده که مرد ضعیفی بود و وقت افطار وارد خانه شد و خوابش برد و وقتی بیدار شد، گفت: من دیگر حق افطار ندارم و با همان حال شب را خوابید و صبح در حالی که روزه دار بود برای حفر خندق در آستانه جنگ احزاب در اطراف مدینه حاضر شد و در حال تلاش بیهوش شد و آن گاه این آیه نازل شد و به مسلمانان اجازه داده شد که در تمام طول شب بخورند.
      یا این که عده ای از جوانان مسلمان شبهای ماه رمضان با همسران خویش آمیزش میکردند و با نزول این آیه، مسلمانان اجازه یافتند در شب با همسران خود آمیزش داشته باشند

      سؤال:
      آیا حتما باید این داستان ها به وقوع می پیوست تا آیه کریمه نازل و تخفیف داده شود؟
      نمیشد قبل از این که آن مرد ضعیف از هوش برود، حکم روزه به شکل فعلی باشد؟
      خدا که وقوع این حوادث را قبل از تحققش میدانست.




      پاسخ اجمالی


      احکام دین تدریجا بیان شده اند. (نمونه روشن آن تحریم تدریجی شراب است)

      ملاک، قاعده و حکم کلی است که از آیه برداشت می شود. (شأن نزول خصوصیتی ندارد)

      آیه، ناسخ حکم قبلی روزه است. ( بنا بر نظر علامه طباطبایی )

      خداوند به لطف و رحمتش حکم روزه را آسان نمود.

      منظور از «عَلِم َالله » تحقق و عينيت پيدا كردن موضوع در خارج است. (نه اینکه خداوند چيزى را نمى‏دانسته و مى‏خواهد بوسيله آزمايش و امتحان و امثال آن بداند)







      پاسخ تفصیلی


      بیان تدریجی احکام دین :

      همانگونه که آیات قرآن در طی 23 سال به تدریج نازل شده است (1) تشریع و بیان بعضی احکام شرعی هم به خاطر مصالحی - از جمله ایجاد آمادگی عمومی در پذیرش و عمل به احکام- به صورت تدریجی انجام شده است. نمونه روشن این مطلب حرمت شراب است که به تدریج اعلام شد زیرا اعراب تازه مسلمان، گرفتار شرابخواری بودند فلذا آیات قرآن به تدریج آنها را آماده پذیرش حکم تحریم نمود؛

      ابتدا آیه 67 نحل نازل شد: وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخيلِ وَ الْأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً وَ رِزْقاً حَسَناً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُون‏ ، و از ميوه‏هاى درختان نخل و انگور، مسكرات (ناپاك) و روزى خوب و پاكيزه مى‏گيريد در اين، نشانه روشنى است براى جمعيّتى كه انديشه مى‏كنند. (یعنی شراب رزق نیکو نیست)

      بعد آیه 219 بقره نازل شد: يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فيهِما إِثْمٌ كَبيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما ، در باره شراب و قمار از تو سؤال مى‏كنند، بگو: «در آنها گناه و زيان بزرگى است و منافعى (از نظر مادى) براى مردم در بردارد (ولى) گناه آنها از نفعشان بيشتر است‏.

      بعد از آن آیه 43 نساء نازل شد: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏ ، اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد در حال مستى به نماز نزديك نشويد.

      و در نهایت آیه 90 مائده نازل شد و حرمت شراب را صریحاً اعلام نمود: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون‏ ، اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد شراب و قمار و بتها و ازلام [نوعى بخت‏آزمايى‏]، پليد و از عمل شيطان است، از آنها دورى كنيد تا رستگار شويد. (2)

      و بخاطر همین بیان تدریجی احکام است که بسیاری از آیات الاحکام قرآن با يَسْئَلُونَك‏ (از تو می پرسند) آغاز شده است. یعنی موضوعی شرعی یا مشکلی پیش می آمد و مردم به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مراجعه می کردند و از حکم آن سؤال می کردند. آیه نازل می شد و وظیفه آنها را مشخص می نمود. (3)


      ملاک، قاعده و حکم کلی است که از آیه برداشت می شود:

      علما جمله ای دارند به این بیان " العبرة بعموم اللفظ لا بخصوص المورد " یعنی ملاک در استنباط احکام شرعی اطلاق و شمول الفاظی است که در آیه یا حدیث آمده است فلذا حکم آیه یا حدیث، منحصر به مورد نزولش نمی شود. این قاعده اصولی در تمام احکام شریعت جاری است یعنی هر آنچه خدای سبحان در مقام تشریع احکام و تکالیف بندگان بیان کرده است حکمی کلی و عمومی است و شامل همه مردم می شود. فقها در چنین مواردی با تمسک به اطلاق آیه و حدیث (با شرایطش) و نیز الغاء خصوصیات مورد نزول، حکم شرعی را استنباط می کنند. (4)


      ناسخ بودن آیه نسبت به حکم قبلی روزه:

      علامه طباطبایی در المیزان ذیل آیه مذکور می فرمایند: این آیه دلالت دارد بر اینکه قبل از نزول آن، حکم روزه حرمت مطلق مباشرت در ماه مبارک رمضان بوده است(یعنی هم در روز و هم در شب مباشرت با همسر حرام بوده است) و با نزول این آیه حرمت مباشرت در شب ماه مبارک نسخ گردید و حلال شد. نیز خوردن و آشامیدن بعد از خواب شبانه حرام بوده که حلال گردید. آیه مذکور در نسخ حکم قبلی روزه ظهور دارد. (5)
      نسخ یک حکم، کاشف از اینست که حکم قبلی از اول به صورت دائمی و ابدی تشریع نشده بلکه با آمدن حکم جدید زمان عمل به حکم قبلی به پایان رسیده و از این پس باید به حکم جدید عمل نمود. در اینجا هم - با نزول این آیه - انتهای زمان عمل به حکم قبلی و تشریع حکم جدید اعلام شده است. (6)


      رأفت و رحمت الهی در تخفیف حکم روزه:

      خدای سبحان در همین آیه علت تغییر حکم را بیان کرده است: َّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتابَ عَلَيْكُمْ وَ عَفا عَنْكُمْ ، خداوند مى‏دانست كه شما به خود خيانت مى‏كرديد (و اين كارِ ممنوع را انجام مى‏داديد) پس توبه شما را پذيرفت و شما را بخشيد؛ یعنی برای اینکه آلوده به گناه نشوید خداوند به لطف و رحمتش حکم روزه را برای شما آسان نمود و از محدودیتهای آن کاست.


      منظور از «عَلِم َالله » تحقق و عينيت پيدا كردن موضوع در خارج است.

      جمله « علم الله » به اين معنى نيست كه خداوند چيزى را نمى‏دانسته و سپس از آن آگاه شده است بلكه مراد همان تحقق و عينيت پيدا كردن اين واقعيتها در خارج است.

      تعبیر «علم الله » در سه جای قرآن مطرح شده است:
      الف) بقره / 187 (همین آیه )
      ب) بقره / 235 ( علم الله انکم ستذکرونهن )
      ج) انفال / 23 ( و لو علم الله فیهم خیرا لأسمعهم )

      و در سه مورد هم تعبیر « علم » آمده که ضمیر آن به خداوند برمی گردد:
      الف) انفال / 66 ( علم ان فیکم ضعفا )
      ب) مزمل / 20 ( علم ان لن تحصوه )
      ج) مزمل / 20 ( علم ان سیکون منکم مرضی )

      در چند مورد هم تعبیر « لیعلم الله » آمده مانند لیعلم الله من یخافه باالغیب (مائده / 94 )

      در تفسیر نمونه می گوید: منظور از تعبير لنعلم (تا بدانيم) يا ليعلم (تا خدا بداند) و مانند آن، اين نيست كه خداوند چيزى را نمى‏دانسته و مى‏خواهد بوسيله آزمايش و امتحان و امثال آن بداند، بلكه منظور اين است كه مى‏خواهيم به واقعيت علمى خود جامه عمل و تحقق خارجى بپوشانيم زيرا تنها نيت‏ درونى و آمادگى‏ یک فرد براى تكامل و پاداش و كيفر کافی نيست، بلكه بايد این نیت و آمادگی به صورت افعال خارجى پياده شود تا اين آثار را داشته باشد. (7)

      علامه طباطبایی هم در المیزان می فرمایند: مراد از «وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا» ظهور ايمان مؤمنين بعد از خفاى آن است... خدا خواسته ايمان مؤمنين ظاهر شود، و چون ظاهر شدن ايمان مانند هر چيز ديگر بايد بر طبق سنت جاريه در اسباب و مسببات صورت بگيرد، لذا چاره‏اى نيست جز اينكه امور و صحنه‏هايى را به وجود بياورد، تا ايمان مؤمنين كه قبل از وقوع آن صحنه‏ها مخفى و در باطنشان پنهان بود ظاهر شود. (8)



      پاورقی:
      ---------------------------------------------
      1- اسراء/106 ، نیز رجوع کنید به المیزان،ج2/ ص15
      2- تفسیر نور، ج1/ص347
      3- بقره/آیات189و215و217و219و220و222 ، مائده/4 ، انفال/1
      4- آیة الله معرفت ، تلخیص التمهید،ج1/ص 119
      5- المیزان،ج2/ص 46
      6- برای توضیح بیشتر درباره مسأله نسخ می توانید به الموجز فی اصول الفقه، /ص 115 اثر آیة الله سبحانی و تلخیص التمهید،ج1/ص420 اثر آیة الله معرفت مراجعه فرمایید.
      7- تفسیر نمونه،ج5/ص81
      8- المیزان،ج4/ص28

      ویرایش توسط فصل سبز : ۱۳۸۸/۱۱/۱۹ در ساعت 09:06
      قَالَ الْمَسِيحُ (ع) خُذُوا الْحَقَّ مِنْ أَهْلِ الْبَاطِلِ وَ لَا تَأْخُذُوا الْبَاطِلَ مِنْ أَهْلِ الْحَقِّ كُونُوا نُقَّادَ الْكَلَامِ
      بحارالأنوار،ج2/ص96
      از حضرت مسیح (ع) روایت شده که می فرماید: حق را از اهل باطل فرا گیرید اما باطل را از اهل حق یاد نگیرید، سخن دیگران را بسنجید (و نقد کنید).


    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    موضوعات مشابه

    1. ۞❀۞❀۞آشنایی با شهید فرانسوی دفاع مقدس۞❀۞❀۞
      توسط seyed yasin در انجمن برگی از دفتر زندگی ( زندگی نامه و خاطرات شهدا)
      پاسخ: 7
      آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۴, 09:26
    2. ▐★♥★ ▐داستان هایی از سیرت حضرت امام رضا (ع)▐★♥★ ▐
      توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن مسائل مربوط به اهل بیت و ائمه اطهار عليهم السلام
      پاسخ: 24
      آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۷, 20:08
    3. پاسخ: 1
      آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۲, 13:52
    4. نامه ی زن آمریکایی به زنان ودختران مسلمان
      توسط خادمة المهدی در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
      پاسخ: 0
      آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸, 16:17

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •