+ ارسال موضوع جدید
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 16

موضوع: پیامبران زنده در اسلام و قرآن چه کسانی هستند؟

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   
  1. #1
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۷
    نوشته : 1,077 تشکر : 875
    مورد تشکر: 1,131 در 561 پست
    حضور : 1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 15 وبلاگ : 0
    e.1_m آنلاین نیست.

    پیامبران زنده در اسلام و قرآن چه کسانی هستند؟




    برخی پیامبران زنده را چهارتن میدانند: حضرت عیسی، خضر، الیاس و ادریس(علیهم‏السلام).
    1ـ درباره زنده بودن حضرت عیسی؛ قرآن میفرماید: «آنها هرگز مسیح را نکشتند و نه به دار آویختند؛ لیکن امر بر آنان مشتبه شد و کسانی که درباره او اختلاف کردند قطعا در مورد آن دچار شک شده‏اند و هیچ یک علمی بدان ندارند جز آن که از گمان پیروی میکنند و یقینااو را نکشتند؛ بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد و خدا توانا و حکیم است. و از اهل کتاب کسی نیست مگر آنکه پیش از مرگ او به او ایمان میآورد»(نساء (4)، آیات 157 ـ 159.).
    قسمت اولیه این آیات دلالت بر بالا بردن حضرت به سوی آسمان دارد و قسمت اخیر ـطبق این تفسیر که ضمیر «موته» (قبل از مرگ) راجع به حضرت عیسی باشد دلالت بر زنده بودن آن حضرت میکند.
    البته قسمت اخیر آیه، دو معنا شده است: یکم: قبل از مرگ اهل کتاب، پرده‏ها از جلوی چشمان آنان کنار میرود و حقایق را میبینند پس منکران حضرت عیسی به او ایمان میآورند و مسیحیانی که او را خدا میپنداشتند، به اشتباه خود پیمیبرند.
    دوم: اهل کتاب به حضرت مسیح(ع) ایمان میآورند و منکران او، نبوتش را قبول میکنند و مسیحیان دست از ادعای الوهیت مسیح و انکار پیامبر آخرالزمان برمیدارند و این ـ هنگامی است که مسیح، طبق روایات اسلامی در موقع ظهور حضرت مهدی برمیدارند از آسمانفرود میآید و پشت سر حضرت مهدی نماز میگزارد. یهود و نصارا نیز او را میبینند و به حضرت مهدی(عج) ایمان میآورند. روایاتی در علایم ظهور حضرت آمده که این موضوع را تأیید میکنند. (بحارالانوار، ج 2، صص 181 و 191 و192)
    اهل سنت هم روایتی نقل کرده‏اند که معنای آن این است چگونه خواهید بود هنگامی که فرزند مریم در میان شما نازل گردد؛ در حالی که امام شما از خود شما است. (مسند احمد، صحیح بخاری و مسلم و سنن بیهقی؛ طبقنقل تفسیر نمونه، ج 4، ص 205)
    همچنین از برخی روایات ـکه در مجامع روایی شیعه و سنی آمده زنده بودن حضرت عیسی استفاده میشود؛ از جمله امام باقر(ع) میفرماید: در صاحب این امر (امام زمان) چهار سنت پیامبر هست... و اما سنتی که از عیسی دارد، این که گفته میشود او مرده است در حالی کهنمرده و زنده است. (بحارالانوار، ج 14، ص 238)
    زنده بودن حضرت خضر، از روایات استفاده میشود؛ گر چه پیامبر بودن ایشان مسلم نیست و محل خلاف است (همان، ج 51، ص 291)
    راجع به حضرت الیاس هم روایاتی وجود دارد که دلالت بر زنده بودن ایشان میکند؛ گرچه مرحوم علامه طباطبایی این روایات را ضعیف دانسته است. (المیزان، ج 17، ص 16)
    و اما راجع به حضرت ادریس در تفسیر «مجمع البیان» در ذیل آیه واذکر فی الکتاب ادریس انه کان صدیقا نبیا و رفعناه مکانا علیا (مریم (19)، آیه 56 و 57)... بالا بردیم ادریس را به مکانی بلند» میگوید: یعنی عالی و بلند مرتبه و گفته شده که بالا برده شد به آسمان چهارم.
    اما درباره اینکه «الیاس تلفیقی از ایلیا و جرجیس باشد» مستندی نیافتیم.
    البته مرحوم مجلسی دو روایت نقل کرده که در آن سخن از ایلیا آمده و بعد فرموده است: بعید نیست که ایلیا همان الیاس باشد، به جهت تشابه دو اسم و سرگذشت این دو. (بحارالانوار، ج 13، ص 400)



    کارشناس بحث: پاسخگوی قرآنی 2


    ویرایش توسط طاهر : ۱۳۹۱/۱۱/۲۷ در ساعت 14:45 دلیل: درج نام کارشناس پاسخگو
    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد

  2. تشكر : صدیقین
  3.  

  4. #2
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۷
    نوشته : 1,077 تشکر : 875
    مورد تشکر: 1,131 در 561 پست
    حضور : 1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 15 وبلاگ : 0
    e.1_m آنلاین نیست.



    عمل کنیم به هر چه می دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.
    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد

  5. #3
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۷
    نوشته : 168 تشکر : 9
    مورد تشکر: 63 در 46 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    روشن بيان آنلاین نیست.



    به نام الله

    حضرت عيسي مسيح ,همانند ساير انسانها وفات كرده اند . دقت كنيد : بسم الله الرحمن الرحيم.
    الف: آيه 55 سوره آل عمران: اذ قال الله يا عيسي اني متوفيك و رافعك الي و مطهرك من الذين كفروا ......گاهي كه گفت الله : اي عيسي من وفات دهنده ام تو را ( برگيرنده ام يا ميراننده ام) و رفعت دهنده ام تو را ( يعني بالا برنده نفس يا جان توام ) به سوي خودم و پاك سازنده ام تو را از كساني كه كفر ورزيدند ( يعني بر خلاف خواسته قلبي كافران كه قصد دارند جان تو را بگيرند با كشتن و پست ات كنند با عمل كشتن و تو را آلوده سازند مثل خودشان با شر و بدي و بدنامي ؛ من تو را ميراندم ؛ من جان تو را گرفتم و جانت را بالا كشيدم به سوي خود م و من پاك و مطهرت نگه داشتم ) ...... متوفيك از وفي آمده يعني چيزي را به تمام و كمال گرفتن و دريافت كردن ؛ وفات كردن عمل گرفتن نفس يا جان انسان است كه توسط الله و يا به فرمانش توسط ملائكه انجام ميشود . وفات در آيات فراوان ديگري هم به معناي گرفتن نفس يا جان است : آيه 97- نساء : ان الذين توفاهم الملائكه ظالمي انفسهم ....آيه 61- انعام : .....حتي اذا جاء احدكم الموت توفته رسلنا و هم لا يفرطون . آيه 23-بقره: والذين يتوفون منكم و يذرون ازواجا" .... آيه 11-سجده: قل يتوفاكم ملك الموت الذي و كل بكم .... آيه 15-نساء: .....حتي يتوفاهن الموت او يجعل الله لهن سبيلا" آيات زيادي به روشني وفات را كه همان عمل گرفتن جان انسانهاست بيان ميكند كه اينجا وقتش را ندارم بنويسم ؛ خودتان به قرآن مراجعه كنيد.

    به آيات ديگري ميرسيم: آيه 157 – نساء : ..... و ما قتلوه يقينا" . وبه يقين او را نكشتند .158- نساء : بل رفعه الله اليه و كان امر الله عزيزا" حكيما" . بلكه رفعت داد او را ( يعني نفس يا جانش را بالا برد به سوي خود - جان ها را الله ميگيرد و آن جانها به سوي او ميروند يا برده ميشوند انا لله و انا اليه راجعون.) رفعت دادن در قرآن معاني گوناگون دارد : به معني قرار دادن بر جاي بلند ؛ بالابردن مثلا" كوه طور بر بني اسرائيل ؛ بالا بردن آسمان ؛ ؛ بلند كردن نام و ياد ؛ بالا بردن كلمه طيب و عمل صالح ؛ بالا بردن درجات بعضي از پيامبران بر بعضي ؛ بلند ساختن جايگاه پيامبران – اين رفعت دادن جان يا بالا بردن جان در مقابل عمل قتل است كه كفار يهود در ميان خود شايعه ميكردند كه عيسي را كشته اند وآنها هستند كه جانش را گرفته اند ولي الله جان عيسي را گرفت با مرگ؛ و بلند ساخت با رفعت درجه و پاك ساخت از بدنامي و شايعه .
    و اما آيه 159- نساء حقيقت ديگري را مطرح ميكند : وان من اهل الكتاب الا ليؤمنن به قبل موته و يوم القيامه يكون عليهم شهيدا" ونباشد از اهل كتاب ( منظوربني اسرائيل در زمان عيسي كه صاحب تورات بودند و هم اكنون انجيل را هم داشتند ) مگر البته ايمان آورد به او ( عيسي) پيش از مردن او ( مردن عيسي- در اينجا به صراحت به مرگ عيسي اشاره شده است) و روز قيامت باشد عيسي گواه بر ايشان ( يعني واقعا" آنها ايمان آوردند و عيسي شاهد ايمان آنهاست و روز قيامت شهادت ميدهد ) در آيه بعد اتفاق ديگري ميافتد كه ارتباطش را با آيه قبل برقرار كرده و آن را بهتر بيان ميكند : فبظلم من الذين هادوا حرمنا عليهم طيبات احلت لهم و بصدهم عن سبيل الله كثيرا" – پس ( براي ربط دادن به آيه قبل) به سبب ظلم آن كساني كه يهودي شدند حرام ساختيم برايشان چيزهاي پاكيزه كه حلال بود براي ايشان و بسبب بازداشتن مردم بسياري از راه خدا ( يعني بعد از اينكه همه ي بني اسرائيل به عيسي ايمان آوردند و بر اين ايمان عيسي گواه است ؛ آنها يهودي شدند و بعد ستمگرانه ايمان به عيسي را رها كردند و چسبيدند به كفر و يهوديگري) و حتي ميفرمايد مردم زيادي را هم از راه خدا كه همان دعوت عيسي عليه السلام است بازداشتند و ممانعت كردند .

    آيات ديگر در مورد عيسي مسيح– آيه 31 و 32 و 33–سوره مريم: .....و اوصاني بالصلاه و الزكاه ما دمت حيا"(31) و برا" بوالدتي و لم يجعلني جبارا" شقيا" معني: قرآن از زبان عيسي زماني كه طفلي بود ميفرمايد: الله مرا مبارك گردانيد هر جا باشم و توصيه كرد مرا به نماز و زكات مادامي كه زنده هستم (32) و نكوكاري به مادرم و نگردانيدم جباري تيره بخت (33) در اين آيات الله به عيسي سفارش هائي فرموده كه اين سفارش ها فقط زماني كه عيسي زنده است قابل عمل كردن خواهد بود 1- خواندن نماز2- نيكي به مادرش مريم 3- دادن زكات مال به مستمند ؛ و معلوم است انجام اين توصيه ها فقط زماني از دست يك انسان بر مي آيد كه زنده بوده و با خانواده و اعضاي اجتماع خود در تعامل وارتباط باشد . و اما در ادامه آيه 33 – مريم: والسلام علي يوم ولدت و يوم اموت و يوم ابعث حيا" – سلام بر من است روزي كه زاده شدم و روزي كه بميرم و روزي كه برانگيخته شوم زنده . اين آيه به صراحت از زبان عيسي ميفرمايد كه او مثل همه انسانهاي خاكي متولد شده ؛ ميميرد و سپس مثل همه روز قيامت بعثت دارد .
    عيسي مسيح روز قيامت از كفر مردم پس از مرگش بي اطلاع است قرآن از زبان عيسي ميفرمايد: ما قلت لهم الا امرتني به ان اعبدوا الله ربي و ربكم و كنت عليهم شهيدا" ما دمت فيهم فلما توفيتني كنت انت الرقيب عليهم و انت علي كل شيء شهيد (117- مائده) نگفتم به آنها جز آنچه مرا فرمودي كه پرستش كنيد الله را پروردگار من و پروردگار شما و بودم گواه بر ايشان مادامي كه در ميانشان بودم تا هنگامي كه مرا متوفي كردي( جانم را برگرفتي ) تو مراقب آنها بودي و توئي بر همه چيز گواه .

    بسم الله الرحمن الرحيم

    وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ

    165- بقره

  6. #4
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۷
    نوشته : 1,077 تشکر : 875
    مورد تشکر: 1,131 در 561 پست
    حضور : 1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 15 وبلاگ : 0
    e.1_m آنلاین نیست.



    علمای خوتدون هم قبول دارن چه برسه ....!!!!
    وجود امام زمان(ع) و امامت آن حضرت از مباحث امامت خاصه است که برای اثبات آن مستقيماً نمي توان از دليل عقلي بهره گرفت، بلكه با استخدام دليل عقلي در امامت عامه و ضرورت وجود امام در همه زمان ها و استناد به روايات و نقل هاي تاريخي که در این زمان، امام را منحصر در وجود حضرت مهدي(عج) می کند، می توان به مقصود نائل آمد.

    ضرورت وجود انسان معصوم و حجت الهي در همه زمانها با استناد به دلایل متعدد عقلی در امامت عامه است مثلا نبوت و امامت يك فيض معنوي از جانب خداوند است و بر اساس قاعده لطف باید چنین لطفی همیشگی باشد.

    روایاتی هم که دلالت می کنند آن انسان معصوم و کامل در وجود امام زمان (عج) منحصر گشته است به حدی زیاد است که قابل انکار نیست تا جایی که بسياري از دانشمندان نامدار اهل سنت پذيرفته و در كتاب هايشان متذكر شده اند که: مهدي موعود فرزند امام حسن عسكري(ع) است و در سامراء در سال 255 هجري متولد شده است و در پس پرده غيبت زندگي مي كند و روزي به امر خداوند ظهور خواهد كرد.
    پذیرش طول عمر حضرت مهدی(عج) نیز هيچ گونه استبعادی ندارد. زیرا آن حضرت با دانش خدادادي و با استفاده از روش‏هاي طبيعي و علمي مي‏تواند برای مدتي بسیار طولانی و بدون اینکه آثار فرسودگي و پيري در او پديدار گردد، در این دنيا زندگی کند. علاوه بر اینکه استبعادي ندارد كه در عالم انساني خداوند حجت خود را به عنوان ذخيره و پشتوانه اجراي عدالت و نفي و طرد ظلم و ظالمان، به صورت استثناء و فراتر از عوامل طبيعي و ظاهري قرار دهد
    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد

  7. #5
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۷
    نوشته : 1,077 تشکر : 875
    مورد تشکر: 1,131 در 561 پست
    حضور : 1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 15 وبلاگ : 0
    e.1_m آنلاین نیست.



    سوال از سنی ها
    چرا عمر دستور داد مسجد غدیر را تخریب کنند؟ چرا معاویه این کار را کرد ؟مگر تخریب مسجد مجاز است ؟چرا عمر ابوهریره را از حدیث گفتن منع ساخت ؟ و چرا حالا بیشتر احادیث اهل سنت از همین ابوهریره و شاگردانش است ؟ چرا خالد که با همسر مالک زنا کرد حد نشد بلکه مقام هم گرفت ؟چرا او صحلبی رسول را به قتل رساند و مجازات نشد؟ چرا عمر احکام رسول را غصب کرد و خود گفت من دو چیز در زمان رسول حلال بود را حرام میکنم ؟ چرا علمای سنی هم حکم عمر را نقض کردند (حج تمتع)؟ چرا فاطمه تا آخر عمر از عمر و ابوبکر ناراحت بود ؟ مگر آن همه حدیث راجع به فاطمه نیامده بود ؟ چرا عایشه به جنگ با حضرت علی برخاست ؟ چرا دستور داد جسدامام حسن را تیر باران کنند ؟ چرا معاویه را که خال المونین میدانند دستور داد تا 70 سال حضرت علی را لعن کنند ؟ چرا عمر میگفت اگر علی نبود عمر هلاک شده بود ؟ چرا عمرو ابوبکر توسط حضرت رسول و قران در جریان سپاه اسامه لعن شدند ؟ چرا پیامبر هنگامی که میخواست وصیت کند و چیزی بنویسد عمر مخالفت کرد ؟ چرا پیامبر به آنها گفت دور شوید ؟ چرا اهل تسنن میگویند قران تحریف شده و آیاتی را درباره غرانیق در قران نیامده ؟ چرا سنیان که میگویند در کنار قبر نباید نماز خواند درمسجد الحرام که قبر پیامبر است نماز میگزارند ؟ چرا آنها سجده بر روی قالی و فرش را مباح میدانند ولی بر روی تربت را حرام و شرک میدانند ؟ مگر در آیه قران نیامده فامسحوا چرا آن ها در وضو مسح نمیکنند ؟ چرا آیه عترت و حدیث ثقلین را سعی میکنند جور دیگری تفسیر کنند ؟ چرا سنی ها معتقدند که خدا جسم دارد ؟ چرا سنی ها فکر میکردند حضرت رسول در نبوتش شک کرده ؟ چرا حادثه غدیر خم را جور دیگری تفسیر میکنند (خیلی تفسیرشان مضحک است )؟ چرا عایشه عثمان را به یهود تشبیه کرد ؟ چرا عثمان ابوذر را به یک جای دور افتاده تبعید کرد ؟ مگر او صحابی خاص رسول نبود ؟ چرا عثمان عبدالله مسعود صحابی بزرگ پیامبر را به حدی کتک زد که بیمار شد و از دنیا رفت ؟چرا عثمان با کعب الاحبار یهودی در امور مسلمانان مشورت میکرد ؟ چرا طلحه که میگفت با عایشه ازدواج میکنم و پیامبر را آزرد حالا در نزد سنی ها محترم است ؟ طلحه و زبیر که با علی (ع) جنگیدند چرا حالا مورد احترام سنی ها هستند ؟ چرا طلحه و زبیر در قتل عثمان شرکت کردند ؟ چرا سنی ها معتقدند که همه صحابه رسول خدا عادل هستند ؟ در حالیکه برخی برخی دیگر را لعن کردند و برخی برخی دیگر را کشته اند و با هم جنگیده اند ؟ چرا عثمان امور مسلمانان را میان بنی مروان تقسیم میکرد ؟ چرا همان سه نفری که در شورا به عثمان رای دادند از رای خود بازگشتند ؟ چرا ابوبکر میگفت من شیطانی دارم که پیوسته ملازم من است ؟ چرا زمانی که پیامبر میخواست بر جنازه عبدالله ابن ابی نماز گذارد عمر با درشتی بر پیامبر اعتراض کرد ؟ چرا انگاه که پیامبر دستور داد بین عمره تمتع و حج تمتع جدایی انداخته شود و اجازه داد که زن و شوهر بین عمره و حج نزدیک هم آیند عمر اعتراض کرد ؟ چرا عمر جمله کاملا زننده ( انحرم و مذا کیرنا تقطر منیا ) را به پیامبر به خاطر اعتراضش گفت ؟ چرا هیچ گاه عمر در مورد حکم پیامبر در مورد متعه زنان ایمان نیاورد و بالاخره آن را نقص کرد ؟ مگر حدیث مشهور نداریم که حلال محمد تا روز قیامت حلال و حرام او تا روز قیامت حرام است ؟ چرا در جریان صلح حدیبیه عمر با پیامبر مخالفت کرد ؟ چرا عمر خودش متعه میکرد و عبدالله ابن زبیر را بوجود آورد ؟ چرا باغ فدک را که پیامبر به فاطمه بخشیده بود را غصب کردند ؟ چرا سنی ها میگویند ابوطالب پدر علی (ع) مشرک از دنیا رفت ؟ چرا خانه علی را آتش زدند ؟ چرا فاطمه را تازیانه زدند ؟ چرا حضرت فاطمه (س) وصیت کرد که قبرش را مخفی نمایند ؟ چرا سنی ها حدیت : (جانشینان من دوازده نفرند به تعداد نقیبان بنی اسرائیل که همگی از قریش میباشند ) را قبول دارند ولی آن را جوردیگری تفسیر میکنند و روایتی را که در کتب خودشان درباره نام آنها آمده قبول ندارند !؟ چرا در کتابهای سنی از قول پیامبر وجود حضرت مهدی تایید شده ولی به آن عمل نمیکنند ؟ چرا عمر دستور داد نماز مستحبی را به جماعت بخوانند ؟ چرا عمر کلمه حی علی خیر العمل را از اذان برداشت و کلمه دیگری به جای آن گذاشت ؟ (کلمه اشهد ان علی ولی الله به قصد مستحبی خوانده میشود ولی کلمه عمری به قصد واجب !!) چرا عمر سهم مولفه القلوب را از زکات برداشت که پیامبر به آن توصیه کرده بود ؟ چرا سنی ها حدیث کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده را قبول دارند ولی به آن عمل نمیکنند و سعی میکنند آن را جور دیگری تفسیر کنند ؟ اصلا چرا سنی ها همش سعی میکنند همه چیز را جور دیگری ترسیم و تفسیر کنند ؟ چرا سنی ها معتقدند که عثمان قران را حمع آوری کرد درحالیکه در کتابهای خودشان حدیث از پیامبر آمده که هرکه قران را ختم کند فلان ثواب را دارد چگونه ممکن است به ختم قران دستور دهد در حالیکه هنوز قران جمع آوری نشده است ؟ چرا عمر گفت بیعت مردم با ابوبکر لغزشی از لغزشهای جاهلیت بود که خداوند مسلمانان را از شر آن حفظ نمود ؟ چرا ابوبکر گفت که مرا رها کنید آنگاه که علی در بین شما هست من بهترین شما نیستم ؟ چرا سنی ها چیزهایی به خدا نسبت میدهند که شایسته عظمت او نیست ؟چرا اهل سنت معتقدند که خداوند آنها را بر انجام گناهها مجبور میکند ؟ چرا آنها به عبدالقادر گیلانی که طبق کتب تاریخیشان هیچ ربطی به پیامبر ندارد را محترم میشمارند ؟ چرا آنها معتقدن که پیامبر عایشه را بر شانه هایش سوار کرد تا مطربان را بهتر ببیند و تفریح کند ؟ یک آدم عادی هم اینکار را نمیکند !
    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد

  8. #6
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۷
    نوشته : 1,077 تشکر : 875
    مورد تشکر: 1,131 در 561 پست
    حضور : 1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 15 وبلاگ : 0
    e.1_m آنلاین نیست.



    روايات مربوط به حضرت مهدي (ع) در كتب اهل سنت

    در اين بخش به تعداد محدودي (و نه همه آنها) از احاديثي كه در كتب اهل سنت موجود بوده و مؤيد اين است كه :
    -حضرت مهدي (ع) خواهد آمد تا حكومت جهاني را برقرار كند.
    -حضرت مهدي (ع) از نسل حضرت فاطمه زهرا (س) مي‌باشد
    -حضرت مهدي (ع) خواهد آمد و در همه جا صلح و عدالت برقرار خواهد كرد.
    در ذيل چند حديث در مورد حضرت امام مهدي (ع) آمده است :
    حضرت پيامبر اكرم (ص) فرمود : “حتي هرگاه يك روز از عمر دنيا باقي مانده باشد، خداوند آن روز را آنقدر طولاني مي‌كند كه خليفه‌اي از اهل بيت من كه هم نام من است بيايد. او زمين را از صلح و عدالت پر خواهد نمود. همچنانچه از ظلم و ستم پر شده است.”
    - صحيح ترمذي، ج 2، ص 86 ، ج 9، ص 75-74
    - سنن ابوداوود، ج 2، ص 7
    - مسند احمد بن حنبل، ج 1، ص 84 و 376، ج 3، ص 63
    - مستدرك صحيحين حاكم، ج 4، ص 557
    - جامع الصغير، سيوطي، ص 2 و 160
    - المجمع طبراني، ص 217
    - الصواعق المحرقه، ص 617
    - شرح مواهب الدنيّه، ج 5، ص 348
    - كنزالعمال، ج 7، ص 186
    - عقد الدُرر في اخبار المهدي المنتظر، ج 12، ف 1
    - البيان في اخبار صاحب الزمان، گنجي شافعي، ف 12
    - فصول المهمه، صباغ مالكي، ف 12
    - ازجح المطالب، عبيدالله هندي حنفي، ص 380 و ديگران


    حضرت پيامبر (ص) فرمود :
    “مهدي يكي از ما اهل بيت است.”
    - سنن ابن ماجه، ج 2، حديث 4085.

    حضرت پيامبر (ص) فرمود :
    “مهدي از عترت (خاندان) من و از فرزندان فاطمه است.”
    - سنن ابوداود، ترجمه انگليسي، ف 36، حديث 4271
    - سنن ابن ماجه، ج 2، ص 4086
    - الصواعق المحرقه هيثمي، ف 11، بخش 1، ص 249

    حضرت پيامبر (ص) فرمود :
    “در آخر الزمان امت من در شرايط سختي كه قبلاً نبوده بسر خواهند برد چنانچه هيچ راه نجاتي نخواهد بود. پس خداوند متعال فردي از اهل بيت من را ظاهر خواهد نمود كه زمين را پر از عدل و داد خواهد نمود چنانچه پر از ظلم شده است. آسمان باران خود را بر همه جا خواهد باراند و زمين آنچه را كه مي‌تواند خواهد رويانيد و همه جا سرسبز خواهد شد.”
    - صواعق المحرقه، ابن حجر هيثمي، ف 11، ب 1، ص 250

    حضرت پيامبر (ص) فرمود ‚
    “مهدي از اهل بيت من مي‌باشد، بدون ترديد خداوند در يك شب امر ظهور او را خواهد رساند.”
    - سنن ابن ماجه، 269/2
    - صواعق المحرقه، هيثمي، ف 11، ب 1، ص 250

    حضرت پيامبر فرمود :
    “خداوند، مهدي را از خاندان من خواهد فرستاد حتي اگر يك روز به قيامت مانده باشد، و او در زمين عدل و داد را خواهد گستراند و شرك و ظلم را ريشه كن خواهد نمود.”
    - مسند احمد بن حنبل، 99/1

    حضرت پيامبر فرمود : “گروهي از امت من قبل از اينكه قيامت بپا شود براي حقيقت خواهند جنگند در آن زمان عيسي پسر مريم برخواهدگشت و رهبر آنها از او خواهد خواست كه امامت نماز را به عهده گيرد، اما عيسي اظهار مي‌كند : “شما سزاوارتريد.”
    منابع اهل سنت :
    -صحيح مسلم، قسمت 2، ص 193
    -مسند احمد بن حنبل، ج 3، ص 45، 384
    -صواعق المحرقه، هيثمي، فصل 11، بخش 1، ص 251
    -نزول عيسي بن مريم، آخر الزمان، سيوطي، ص 57
    -صحيح ابن حبان كه مي‌نويسد : “رهبر آنها مهدي” و بقيه روايت همان است

    ابن ابوشيبان يكي از محدثان اهل سنت، احاديث مختلفي را درباره امام مهدي (ع) روايت كرده و نوشته كه امام مسلمين كه به حضرت عيسي امامت نماز را پيشنهاد مي‌دهد شخص حضرت مهدي مي‌باشد.
    جلال الدين سيوطي (از علماي اهل تسنن) ذكر مي‌كند كه “من از بعضي از منكرين (حقيقت) شنيدم كه انكار مي‌كنند كه حضرت عيسي نماز فجر را پشت سر مهدي بجا آورد. آنها مي‌گويند حضرت عيسي مقام شامخ‌تري از آن دارد كه پشت سر يك غير پيامبر نماز بخواند. اين نظر غريبي است چونكه نماز گزاردن عيسي پشت سر مهدي قوياً توسط احاديث معتبر تأييد شده است.” سپس سيوطي بعضي از احاديث را ذكر مي‌كند (رجوع شود به نزول عيسي بن مريم آخر الزمان نوشته جلال الدين سيوطي ص 56).
    همچنين حافظ ابن حجر عسقلاني متذكر شده است كه : “مهدي از اين امت است و عيسي برخواهد گشت و پشت سر او نماز خواهد گزارد.”
    - فتح الباري، ابن حجر عسقلاني، 362/5

    ديگر عالم اهل سنت ابن حجر هيثمي مي‌نويسد :
    “اهل بيت همچون ستارگانند كه ما توسط آنها به راه راست هدايت مي‌يابيم ما نيز به آنچه خداوند وعده داده است مي‌رسيم (يعني روز قيامت) و اين وقتي اتفاق خواهد افتاد كه مهدي بيايد همچنانچه در احاديث آمده است، و حضرت عيسي پشت سر او نماز خواهد گزارد.”
    - الصواعق المحرقه، هيثمي، فصل 11، بخش 1، ص 234.

    حافظ سجستاني شافعي (ف 363 / 974) ديگر عالم اهل سنت مي‌گويد: “احاديث توسط بسياري از مؤلفان ذكر شده و توسط بسياري از راويان نقل شده كه حضرت پيامبر بيان داشته كه مهدي از اهل بيت او بوده و جهان را پر از عدل خواهد كرد.” اين اظهار نظر توسط علماي بعدي نيز تأييد شده مانند ابن حجر عسقلاني (تهذيب التهذيب، 144/9، فتح الباري، 305/7)، قرطبي (تذكره، ص 617)، سيوطي (الهوي 165/2)، متقي هندي (برهان في علامات مهدي آخر الزمان، ص 175)، هيثمي (الصواعق المحرقه، ف 11، ب 249) و



    لزوم شناخت امام زمان

    حضرت رسول اكرم (ص) فرمود :
    “من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه”
    هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ (دوران) جاهليت مرده است.”

    قبل از اينكه منابع اهل سنت ذكر شود، لازم بذكر است كه اين حديث شريف با كمي تفاوت به صورتهاي ذيل نيز آمده است كه جهت اختصار ترجمه آنها ذكر مي‌شود :
    حضرت پيامبر (ص) فرمود :
    “هر كس بدون امام از دنيا برود به مرگ جاهليت از دنيا رفته است.”
    “هر كس بميرد و امامش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است.”
    “هر كس بميرد و امامي بر او نباشد، به مرگ جاهليت مرده است.”
    “هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به راستي به مرگ جاهليت مرده است.”
    و اما منابع اهل سنت :[1]
    1-صحيح مسلم، ج 8، ص 107 و ج 3، ص 1478، ف (متوفا) 261 هـ (هجري)
    2- الجمع بين الصحيحين، حميدي، ج 2، ص 306، (ف 488).
    2-شرح المقاصد نفتازاني239/5 (ج 5 ص 239) (ف 791 هـ.)
    4- الجواهر المضية ملا علي قاري، 509/2.
    5- ينابيع الموده، قندوزي 372/3، (ف 1294 هـ )
    6- مسند احمد بن حنبل، 96/4، (ف 241 هـ )
    7- معجم كبير طبراني، 289/10 و 388/19، (ف 360 هـ )
    8- شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد معتزلي، 242/3 و 155/9، (ف 656).
    9- مجمع الزوائد هيثمي 218/5، (ف 807 هـ )
    10- كنزالعمال متقي هندي، 103/1 و 65/6، (ف 975 هـ )
    11- مجمع الفوائد محمد بن سليمان مغربي، 259/2، (ف 1094).
    12- حلية الاولياء، ابونعيم اصفهاني،224/3، (ف 430).
    13- المعيار والموازنه، اسكافي معتزلي، ص 24، (ف 240 هـ )
    و

    همچنانكه حضرت پيامبر اسلام (ص) در حديث صراحتاً اعلام مي‌دارد بر هر فرد مسلمان واجب است كه امام زمان خود را بشناسد و اين شناخت ركن اساسي اعتقاد و ايمان اوست چرا كه بدون شناخت امام زمان مرگ او مرگ جاهليت (يعني قبل از اسلام) خواهد بود. پس در بخش بعدي به اين موضوع خواهيم پرداخت كه امام زمانِ ما كيست.



    امام زمان : امام دوازدهم ، مصلح جهان

    يوم ندعو كل اناس بِاِمامهم
    “در روزي كه بخوانيم هر مردمي را با پيشواي خودشان”
    سوره اسراء، آيه 71
    سيوطي در درالمنثور 4/194 و آلوسي در روح المعاني 15/112 در ذيل آيه شريفه فوق از حضرت رسول اكرم (ص) روايت كرده‌اند كه فرمود : “يدعي كل قوم بامام زمانهم” (روز قيامت هر گروهي با امام زمانشان فراخوانده مي‌شوند.”
    بدون شك تمام مسلمين جهان، قرآن مجيد را قبول داشته و موظف به عمل به دستورات آن مي‌باشند. وقتي به آيات قرآن نظر مي‌اندازيم، آيات آسماني‌اش خبر از آينده‌اي اميدبخش و اسلامي مي‌دهد.
    خداوند متعال در قرآن كريم مشخص مي‌نمايد كه پيامبر اسلام (ص) آخرين پيامبري بوده كه از طرف خداوند متعال آمده است و اين دين الهي روزي جهانگير خواهد شد.
    “اوست آنكه فرستاد رسولش را جهت هدايت و دين حق كه چيره گرداندش بر كل دين‌ها و هر چند مشركان نپسندند.”
    سوره توبه، آيه 33

    كتاب الهيِ آخرين پيامبر بشارت مي‌دهد كه بالاخره زمين از آنِ بندگان پرهيزگار و نيكوكار خداوند خواهد بود :
    “همانا زمين از آن خدا است و ارث دهد بهر كه خواهد از بندگانش و عاقبت آن براي پرهيزكاران است.”
    سوره اعراف، آيه 128

    و خداوند متعال مي‌فرمايد :
    “هر آينه در زبور نوشتيم پس از ذكر كه زمين را بندگان صالح به ارث برند.”
    سوره انبيا، آيه 105

    “و خواهيم منت نهيم بر آنانكه ناتوان شمرده شدند در زمين و بگردانيمشان پيشواياني و بگردانيمشان ارث برندگان.”
    سوره قصص، آيه 5

    “وعده داد خدا آنانرا كه ايمان آوردند از شما و عمل صالح كردند كه جانشين گرداندشان در زمين”
    سوره نور، آيه 55

    “بدانيد كه خداوند زنده سازد زمين را پس از مرگش همانا بيان كرديم براي شما آيتها را شايد تعقّل كنيد.”
    سوره حديد، آيه 17

    آيات فوق، تعدادي از آياتي بودند كه آينده روشني را براي صالحين و متقين بشارت مي‌دهد. و دلالت بر آنست كه روزي اسلام در كل جهان برقرار خواهد شد و عدالت بر جهان گسترده خواهد شد و مردم جهان در صلح و صفا زندگي خواهندكرد و نور هدايت الهي خواهد درخشيد و زمين غرق در نعمت خواهد شد.
    همراه با قرآن، فرمايشات پيامبر اسلام حضرت محمد مصطفي (ص) جزييات بيشتري از اين آينده روشن را مشخص مي‌نمايد.

    حضرت پيامبر اسلام (ص) فرمود :
    “حتي اگر يك روز از حيات جهان باقي مانده باشد، خداوند متعال آن روز را آنقدر طولاني مي‌كند كه خليفه‌اي از اهل بيت من كه هم نام من است بيايد. او زمين را از عدل و صلح پر خواهد نمود همچنانچه از ظلم پر شده است.”
    ]اين حديث كه بشارت از دوران طلائي حكومت الهي مي‌دهد از احاديثي است كه مسلمانان بر آن متفق القول هستند و جهت منابع اهل سنت به بخش مربوطه مراجعه نماييد[

    پيامبران و امامان جهت هدايت و راهبري مردم به سوي خداوند متعال آمده‌اند تا حكومت الهي در زمين مستقر شده و مردم خداوند را آنطور كه بايد عبادت نموده و در صلح و صفا و بدور از هر گونه ظلم و ستم زندگي نمايند. هر چند كه افكار و اعمال شيطاني، چنين سعادتي را براي بشر ممكن نكرده است ولي حقيقت آنست كه روزي خواهد رسيد كه اين امر برقرار خواهد شد.
    بعبارتي ديگر از زمانيكه بشر در زمين سكنا گزيده است، هميشه در آرزوي زندگي سعادتمند بوده و كوشيده زندگي راحت و در رفاه براي خود فراهم آورد و هميشه از ظلم و ستم بيزار بوده است و هيچكس وجود ندارد كه هرگاه حقش را ناحق كنند اين ظلم خوشايندش باشد و يا از فقر خوشش بيايد و يا اينكه هرگاه بجاي رفاه در زحمت و مشقت زندگي كند خوشحال باشد. پس معلوم مي‌شود كه سعادت و رفاه وجود واقعي و دست يافتني است كه در نهاد انساني وجود دارد همانطور كه هرگاه غذا نبود گرسنگي معني نداشت (چرا كه گرسنگي در مقايسه با شخصي كه غذا خورده و شخصي كه غذا نخورده قابل فهم است)، و هرگاه آب نبوده تشنگي معني نداشت. پس با توجه به نهاد انسان كه طالب زندگي سعادتمند و در رفاه است پس آينده نيز روزي را خواهد ديد كه بشر در عدالت و صلح و صفا زندگي كرده و به كمال خواهد رسيد. البته برقراري چنين شرايطي توسط خودسازي بشر و تحت هدايت الهي امكان پذير خواهد شد. نياز به چنين زندگي و آمدن فردي كه رهبري بشر را براي برقراري چنين سعادتي در دست گيرد در اديان متفاوتي وجود دارد و همگي به اين نكته واقف هستند كه “فردي خواهد آمد كه زندگي سعادتمند و صلح آميزي را در زمين مستقر كند”.
    در دين مبين اسلام بعنوان آخرين دين الهي، فردي كه در زمين سعادت و صلح و صفا را مستقر خواهد نمود طبق احاديثي كه وجود دارد “مهدي” نام دارد. مهدي يازدهمين نسل از فرزندان حضرت اميرالمؤمنين(ع) و حضرت فاطمه (س) مي‌باشد. در بسياري از احاديثي كه در منابع سني و شيعه وجود دارد حضرت رسول اكرم (ص) راجع به ظهور حضرت مهدي(عج) فرمايشاتي داشته و فرموده كه او (مهدي) از نسل پيامبر و فرزند امام يازدهم بوده و جهت پر كردن جهان از عدالت و صلح و صا ظهور خواهد كرد.
    حضرت پيامبر (ص) در حديثي خطاب به اميرالمؤمنين حضرت علي(ع) مي فرمايد :
    “بعد از من دوازده پيشوا خواهند آمد، اولين آنها اي علي تو هستي و آخرين آنها قائم (مهدي) خواهد بود كه به لطف خداوند متعال، بر غرب و شرق جهان غالب خواهد شد.”
    حضرت امام رضا (ع) (هشتمين امام) فرمود :
    “امام بعد از من پسر من محمد خواهد بود و بعد از او پسرش علي و بعد از آن پسرش حسن و بعد از حسن پسرش مهدي كه در زمان غيبتش منتظر خواهد بود تا بفرمان خداوند متعال زمين را پر از عدل و داد كند. حتي اگر يك روز از زندگي جهان باقي بماند، خداوند آن روز را آنقدر طولاني خواهد كرد كه او (مهدي) بيايد و جهان را از عدل و داد پر نمايد همانطور كه از ظلم پر شده است، اما چه زماني؟ كراراً پدرم به من مي‌فرمود كه او از پدرش و پدرش از اجدادش و اجدادش از علي (ع) شنيده‌اند از حضرت رسول اكرم (ص) سؤال شد كه مهدي كه از نسل شماست چه زماني ظهور خواهد كرد؟ او جواب داد، ظهور او مانند وقت قيامت مي‌باشد. خداوند متعال فقط وقت آن را مي‌داند.”

    “پرسندت از ساعت چه وقتست آمدن آن بگو جز اين نيست كه علم آن نزد پروردگار من است پديدارش نسازد مگر به موقعش.”
    سوره اعراف، آيه 187

    صدها حديث درباره حضرت مهدي (ع) هست كه در كتب سني و شيعه به ثبت رسيده است و تعداد بسياري از علماي (سني و شيعه) مستقلاً در مورد حضرت مهدي كتاب نوشته‌اند و اعتقاد به حضرت مهدي (ع) فقط منحصر به شيعه نيست بلكه اهل تسنن نيز آنرا قبول دارند. تفاوت اصلي در آن است كه شيعه حضرت مهدي (ع) را مشخصاً مي داند كه كيست ولي اهل سنت نظرات متفاوتي دارند. البته واضح است كه طبق سنت نبوي تنها اعتقاد داشتن به امام كافي نيست و بايد دانست كه او كيست و به او شناخت (معرفت) داشت همچنانچه در حديثي كه قبلاً ذكر شد عدم شناخت امام برابر با جاهليت مي‌باشد.
    شيعه معتقد است كه حضرت امام مهدي (ع) فرزند حضرت امام حسن عسكري (ع) مي‌باشد و ايشان (حضرت امام مهدي (عج)) زنده بوده و براي اينكه از شر دشمنان محفوظ باشد در غيبت بسر مي‌برد و يا بعبارتي ديگر بطور ناشناس بسر مي‌برد كه به امر الهي ظهور خواهد نمود تا سراسر جهان را پر از عدل و داد نمايد. و اين نظر در كتب اهل سنت نيز موجود است و اعتقاد بعضي از علماي اهل تسنن همانند اعتقاد اهل تشيع مي‌باشد و بعضي نيز نظرات ديگري دارند.
    تعدادي از علماي اهل سنت كه تولد حضرت مهدي (ع) را همانند علماي شيعه در پانزدهم شعبان 255 هجري قمري نوشته اند :[2]
    -بيهقي شافعي، فوت 458 هـ ، در كتاب شب الايمان
    -ابن خلكان، فوت 681 هـ ، در كتاب وفيات الاعيان، 176/4
    -ابن صباغ، ف 855 هـ ، در كتاب الفصول المهمه، ص 227
    -ابن طرلون دمشقي حنفي، ف 953 هـ ، در كتاب ائمه اثناعشر، ص 117
    -ابن حجر هيثمي مكي، ف 974 هـ ، در كتاب الصواعق المحرقه، ص 167
    -احمد بن يوسف دمشقي قهرماني، ف 1019 هـ ، در كتاب اخبارالدول، ص 117
    -شبلنجي، ف 1290 هـ ، در كتاب نورالابصار، ص 243
    -قندوزي حنفي، ف 1294، در كتاب ينابيع المودة، ص 451
    -بهجت افندي، ف 1350 هـ ، در كتاب تشريح و محاكمه در تاريخ آل محمد، ص 164

    برخي ديگر از علماي اهل سنت روز و ماه تولد را تعيين نكرده‌اند ولي تصريح كرده‌اند كه حضرت مهدي (ع) در سال 255 هجري جهان را با نور خود منور فرموده است، از آن جمله :
    1- ابوالفداء، ف 732 هـ ، در كتاب المختصر في تاريخ البشر، ج 2، ص 45
    2- ابن وردي، ف 749 هـ ، در كتاب تاريخ ابن وردي، 318/1

    گروهي از علماي اهل سنت در كتابهاي خود تصريح نموده‌اند كه حضرت مهدي (ع) فرزند بلافصل حضرت امام حسن عسكري (ع) است. اينها گر چه تاريخ دقيق تولد حضرت ولي عصر مهدي (ع) را ذكر نكرده‌اند ولي نظر به اينكه در مورد وفات حضرت امام حسن عسكري (ع) هيچ اختلاف نيست و همه مورخان سني و شيعه وفات آن حضرت را به سال 260 هجري نوشته‌اند، پس در واقع اذعان داشته‌اند كه حضرت مهدي (ع) قبل از اين تاريخ بدنيا آمده است. كه نام تعدادي از علماي اهل تسنن ذكر مي‌شود :
    1- علي بن حسين مسعودي، فوت 346 هـ ، در كتاب مروج الذهب، 441/2، التنبيه و الاشراف، ص 98
    2-ابن يوسف خوارزمي، فوت 383 هـ، در كتاب مفاتيح العلوم، ص 33
    3-ابن سلامه شافعي، ف 553، تذكره ابن جوزي، ص 365
    4-قندوزي، فوت 294 هـ ، در كتاب ينابيع الموده، ص 474
    5-ابن خشّاب، ف 567 هـ ، در كتاب نجم ثاقب، ص 119
    6-اخطب خوارزم، ف 568 هـ ، در كتاب مقتل خوارزمي، 96/1
    7-ابن طلحه شافعي، ف 650 هـ ، در كتاب مطالب السئول، ص 88
    8-گنجي شافعي، ف 658 هـ ، كفايه الطالب، ص 312، و البيان في اخبار صاحب الزمان، ص 148
    9-ابن اثير، ف 630 هـ ، در كتاب كامل ابن اثير، 129/12
    10-ابن محمد جويني، ف 703 هـ ، در كتاب فرائد السمطين، 338/2
    11-ابن احمد ذهبي شافعي، ف 804 هـ ، در كتاب دول الاسلام، 122/1
    12-ابن حجر هيثمي، ف 974 هـ ، الصواعق المحرقه، ص 208
    13-صبّان مصري شافعي، ف 1206 هـ ، در كتاب اسعاف الراغبين، ص 142

    كتب فوق و كسانيكه نام آنها برده شد تعدادي از علماي اهل سنت هستند كه همچون تشيع و علماي اهل تشيع بر اين باورند كه حضرت مهدي(ع) فرزند بلافصل حضرت امام حسن عسكري (ع) بوده كه قبل از سال 260 هجري قمري متولد شده و تاكنون در قيد حيات بسر مي‌برد.
    لازم بذكر است كه بزرگان علماي اهل تسنن در مورد حضرت مهدي (ع) بيش از 200 جلد كتاب مطلب نوشته‌اند كه بيش از سي نفر از آنان مستقلاً درباره حضرت ولي عصر مهدي (عج) كتاب نوشته است. تذكر اين نكته نيز لازم است كه در كتب اهل تسنن كه روايات حضرت مهدي (ع) آمده است، به نقل «روايات كلي اكتفا نشده بلكه از اوصاف و خصوصيات آن حضرت نيز بحث شده است.
    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد

  9. تشكر : فصل سبز
  10. #7
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۷
    نوشته : 1,077 تشکر : 875
    مورد تشکر: 1,131 در 561 پست
    حضور : 1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 15 وبلاگ : 0
    e.1_m آنلاین نیست.



    البته اکثر اینها مال سنی نماهاست وگرنه سنی های خوب و علمایشان را دوست داریم چون شیعه را قبول دارند و اکثرا شیعه شده اند یا میشنود
    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد

  11. #8
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۷
    نوشته : 1,077 تشکر : 875
    مورد تشکر: 1,131 در 561 پست
    حضور : 1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 15 وبلاگ : 0
    e.1_m آنلاین نیست.



    روايات نزول حضرت عيسی (ع) از آسمان از اهل سنت و...

    روايات دربارة نازل شدن حضرت عيسي(ع) در هنگام ظهور حضرت مهدي(ع) هم از طرق اهل سنت و هم از طرق، شيعه زياد و به اصطلاح «مستفيض»8 است.
    در اينجا به عنوان مؤيد روايات تفسيري، به تعدادي از روايات اهل سنت در اين زمينه اشاره مي‌كنيم:
    1. در سنن ترمذي از رسول خدا(ص) روايت شده است كه حضرت فرمود:
    بشارت دهيد، همانا امت من مانند باران است كه مشخص نيست آخرش بهتر است يا اولش؛ يا مانند بوستاني است كه جمع زيادي از آن بهره‌مند مي‌شوند. چگونه امتي كه من در ابتدا، مهدي در وسط و مسيح در انتهاي آن قرار دارد هلاك مي‌شود؟ لكن در اين بين [افرادي] بدخوي وجود دارند كه آنان از من نيستند و من از آنان نيستم.9

    2.بخاري از رسول خدا روايت كرده كه حضرت فرمود:
    چگونه هستيد هنگامي كه فرزند مريم در بين شما فرود آيد در حالي كه امام شما از خود شما باشد؟10

    3. از عبدالله بن عمر روايت شده است كه:
    مهدي كسي است كه عيسي بن مريم بر او نازل مي‌شود و پشت سر او نماز مي‌خواند.11

    4.رسول خدا (ص) فرمود:
    كسي كه عيسي بن مريم پشت سرش نماز مي‌خواند از ما است.12
    5. رسول خدا (ص) فرمود:
    مهدي متوجه مي‌شود كه عيسي(ع) فرود آمده گويي از مويش آب مي‌چكد؛ آن‌گاه مهدي به او مي‌گويد: جلو بايست و با مردم نماز بگزار. عيسي پاسخ مي‌دهد: نماز منحصراً توسط تو برپا مي‌شود پس عيسي پشت سر مردي از فرزندان من نماز مي‌خواند؛ هنگامي كه نماز اقامه شد [عيسي] مي‌ايستد تا [مهدي] در جايگاه بنشيند و با او بيعت مي‌كند پس از آن [عيسي] چهل سال زندگي مي‌كند.13

    3. آية 158 سورة انعام

    خداوند متعال مي‌فرمايد:

    هل ينظرون إلّا أن تأتيهم الملئكة أو يأتي ربّك أو يأتي بعض آيات ربك يوم يأتي بعض آيات ربّك لاينفع نفساً إيمانها لم تكن امنت من قبل أو كسبت في إيمانها خيراً، قل انتظروا إنّا منتظرون.

    آيا جز اين انتظار دارند كه فرشتگان به سويشان بيايند، يا پروردگارت بيايد، يا پاره‌اي از نشانه‌هاي پروردگارت بيايد؟ [اما] روزي كه پاره‌اي از نشانه‌هاي پروردگارت [پديد] آيد، كسي كه قبلاً ايمان نياورده يا خيري در ايمان آوردن خود به دست نياورده، ايمان آوردنش سود نمي‌بخشد. بگو: «منتظر باشيد كه ما [هم] منتظريم».

    روايات تفسيری شيعه

    روايات تفسيري شيعه كه ذيل آية مورد بحث وارد شده به دو دسته كلي تقسيم مي‌شوند:

    دستة يكم، نشانه‌هاي قيامت: اين روايات تأويل عبارت «يوم يأتي بعض ايات ربّك... خيراً» را مربوط به دوران آخرالزمان دانسته و به ذكر اشراط الساعة (نشانه‌هاي قيامت) پرداخته‌اند. در بعضي از اين روايات فقط به طلوع خورشيد از مغرب اشاره شده و در برخي ديگر نشانه‌هاي ديگري همچون خروج دجال و خروج جنبندة زمين نيز مطرح شده است. به عنوان نمونه در تفسير عياشي روايت ذيل نقل شده است:
    از زراره و حمران و محمد بن مسلم از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) روايت شده كه در ذيل جملة «يوم يأتي بعض آيات ربّك لاينفع نفساً إيمانها» فرمودند: مقصود از اين آيات، طلوع آفتاب از مغرب و خروج جنبندة زمين و دجال است كه اگر انسان به گناه اصرار ورزد و عمل ايماني به جا نياورد و اين آيه‌ها ظاهر شود، ايمانش سودي نخواهد داشت.14

    دستة دوم، روز خروج قائم(ع): اين روايات آية مورد بحث را درباره امام مهدي(ع) تأويل كرده‌اند. شيخ صدوق در كتاب كمال الدين و تمام النعمة دو روايت در اين زمينه آورده كه به نقل يكي از آنها بسنده مي‌كنيم:
    امام صادق(ع) دربارة آية «يوم يأتي بعض آيات ربّك...». فرمود: منظور روز خروج قائم منتظر(ع) است. سپس فرمود: اي ابا بصير، خوشا به حال شيعيان قائم ما كه در دوران غيبتش منتظران ظهور او و در هنگام ظهورش مطيع او هستند؛ اينان اولياي خدا هستند كه برايشان بيمي نيست و غمگين نخواهند شد.15

    روايات تفسيري اهل سنت

    محتواي روايات تفسيري اهل سنت دربارة آيه مورد بحث، متضمن اين مطلب است كه خداوند متعال به وسيلة اين آيه خبر داده كه ايمان آوردن شخص كافر پس از وقوع نشانه‌هاي قيامت (أشراط الساعة) مورد قبول نيست. البته نشانه‌هاي قيامت در اين روايات به شكل‌هاي مختلفي نقل شده كه در مجموع اين نشانه‌ها عبارتند از: طلوع خوشيد از مغرب، خروج جنبندة زمين، خروج يأجوج و مأجوج، خروج دجال و نمايان شدن دود.
    طبري روايات تفسيري ذيل آيه مذكور را به دو دسته تقسيم كرده است:

    دستة اول، يكي از نشانه‌هاي قيامت: اين روايات منظور از «بعض آيات» در عبارت «يوم يأتي بعض آيات... خيراً» را فقط طلوع خورشيد از مغرب مي‌دانند. روايات متعددي در تفسير طبري از رسول خدا(ص) در اين زمينه نقل شده است كه به يكي از آنها اشاره مي‌كنيم:
    ابو سعيد خدري از رسول خدا(ص) روايت كرده كه حضرت فرمود: منظور از «يوم يأتي بعض آيات ربّك لاينفع نفسا إيمانها» طلوع خورشيد از مغرب است.16

    دستة دوم، نشانه‌هاي قيامت: اين دسته از روايات، منظور از عبارت مذكور را علاوه بر طلوع خورشيد از مغرب، نشانه‌هاي ديگري همچون خروج جنبندة زمين، خروج يأجوج و مأجوج، خروج دجال و دود نيز مي‌دانند. پنج روايت در اين زمينه در تفسير طبري نقل شده كه به عنوان نمونه روايت زير را نقل مي‌كنيم:
    ابوهريره از رسول خدا(ص) روايت كرده است كه حضرت فرمود: وقتي سه نشانه، نمايان شود كسي كه قبلاً ايمان نياورده يا خيري در ايمان آوردن خود به دست نياورده، ايمان آوردنش سود نمي‌بخشد. اين سه نشانه عبارتند از: طلوع خورشيد از مغرب، دجال و جنبندة زمين.17
    در الدر المنثور نيز روايات متعددي در ذيل آيه مورد بحث نقل شده است كه بسياري از اين روايات، تفسيري نيستند، اما آن رواياتي كه تفسيري‌اند همچون روايات نقل شده در تفسير طبري به دو دستة مذكور، تقسيم مي‌شوند.

    بررسي تطبيقي روايات فريقين

    روايات تفسيري فريقين اجماع دارند كه عبارت «يوم يأتي بعض آيات.. خيرا» در آية مورد بحث، مربوط به علايم آخرالزمان است. اين نشانه‌ها كه در بعضي روايات، تعداد آنها به ده نشانه مي‌رسد عبارتند از: ظاهر شدن دود، خروج دجال، نزول عيسي(ع)، خروج يأجوج و مأجوج، خروج جنبندة زمين، طلوع خورشيد از مغرب، فرو رفتن زمين در مشرق، فرو رفتن زمين در مغرب، فرو رفتن زمين در جزيرة العرب و خروج آتش از عدن (يمن).
    يكي از اين علايم كه در روايات تفسيري فريقين به طور مكرر از آن ياد شده، خروج دجال است. احاديث خروج دجال در صحيحين نيز وارد شده است.18 «نووي» در شرح صحيح مسلم تصريح كرده كه احاديث وارده در مورد دجال براي اهل حق، حجت است بدين معنا كه وجود دجال قطعي و صحيح است و او شخصي است كه خداوند متعال بندگانش را به وسيلة او امتحان و آزمايش مي‌كند؛ تا آنجا كه مي‌گويد: اين عقيده، مذهب اهل سنت و همة محدثان و فقيهان است.19
    ارتباط احاديث دجال به امام مهدي(ع) از شهادت علماي اهل سنت به تواتر احاديث مهدي(ع) و ظهور آن بزرگوار در آخرالزمان و خروج حضرت عيسي(ع) به همراه او و ياري كردن او در كشتن دجال، ظاهر مي‌شود. از جمله كساني كه به اين تواتر تصريح كرده‌اند، ابن حجر عسقلاني است؛ وي در كتاب فتح الباري گفته است:
    نماز گزاردن عيسي(ع) پشت سر مردي از اين امت در آخرالزمان و نزديك قيام قيامت، دلالت مي‌كند بر اقوال صحيحي كه مي‌گويند: «زمين از قيام‌كننده‌اي الهي كه قيامش همراه با حجت و برهان است، خالي نمي‌ماند».20
    ابن حجر همچنين در كتاب تهذيب التهذيب، مسئلة تواتر اخبار مهدي(ع) از قول ديگران را چنين آورده است:
    اخبار و روايات مهدي(ع) به دليل كثرت راويانشان از محمد مصطفي(ص) به حد تواتر و استفاضه رسيده است. در اين روايات آمده كه مهدي(ع) از اهل بيت پيامبر است و هفت سال در زمين حكومت و زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد و عيسي(ع) خروج مي‌كند و او را در قتل دجال ياري مي‌رساند. مهدي(ع) امام اين امت است و عيسي(ع) در همة دوران او پشت سر وي قرار دارد.21
    آنچه كه موجب ارتباط روايات تفسيري فريقين با يكديگر مي‌شود، مسئلة دجال است. مسئلة دجال از مسايلي است كه شيعه و سني آن را به عنوان يكي از علايم آخرالزمان بر شمرده‌اند و احاديث فراواني در منابع فريقين وجود دارد كه كشته شدن دجال را به دست حضرت عيسي(ع) پس از فرود از آسمان در آخرالزمان نسبت مي‌دهند كه به بعضي از اين روايات در ذيل آيه 159 سوره نساء اشاره كرديم.
    ظهور آية مورد بحث نيز منافاتي با روايات نقل شده ندارد و آنها را تأييد مي‌كند.


    پي‌نوشت‌ها:
    1. طبري، محمد بن جرير، جامع البيان، ج6، ص25، بيروت، دارالفكر، 1415ق.
    2. همان، ج6، ص26.
    3. همان، ج6، ص29.
    4. سيوطي، جلال الدين عبدالرحمان، الدر المنثور، ج2، ص241، دارالمعرفة، الطبعة الاولي‌، 1365 ق.
    5. طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، ج5، ص144، همان.
    6. همان، ج5، ص154.
    7. به تعدادي از اين روايات در مبحث «روايات نزول عيسي» ـ كه به زودي مي‌آيد ـ اشاره شده است.
    8. روايت مستفيض آن است كه تعداد روايان آن از سه نفر بيشتر باشد اما به حد تواتر نرسد.
    9. سنن ترمذي، ج5، ص152، ب6 ، ح2869.
    10. صحيح بخاري، ج4، ص205، كتاب بدء الخلق، باب نزول عيسي بن مريم.
    11. ابن حماد، الفتن، 103؛ همچنين: ابن ابي شيبة، ج15، ص198، ح19495.
    12. بيان الشافعي، ص500، ب7.
    13. همان، ص497، ب7.
    14. عياشي، تفسير عياشي، ج1، ص384، همان؛ همچنين نگاه كنيد به: نورالثقلين، ج1، ص780، ح354، همان، همچنين احاديث 352، 353 و 358 نيز مشمول دستة اول روايات تفسيري شيعه مي‌شوند.
    15. صدوق، كمال‌الدين و تمام النعمة 358، ح9، مؤسسة النشر الاسلامي التابعة لجامعة المدرسين: روايت دوم را ببينيد در همان منبع، ص336، ح54.
    16. طبري، محمد بن جرير، جامع البيان، ج8، ص127، ح 11055، همان احاديث 11056 تا 11074 نيز مربوط به همين دسته از روايات است.
    17. همان، ج135، ح 11077. همچنين احاديث 1075، 1076، 1078 و 1079 مربوط به دستة دوم مي‌باشد.
    18. صحيح بخاري، ج8، ص101، كتاب الفتن، باب ذكر دجال، بيروت، دارالفكر، 1404 ق؛ نووي، صحيح مسلم بشرح النووي، ج18، ص78ـ58، كتاب الفتن و اشراط الساعة، بيروت، دارالكتب العربي، الطبعة الثانية، 1407ق.
    19. نووي، صحيح مسلم بشرح نووي، ج18، ص58، همان.
    20. ابن حجر عسقلاني، تهذيب التهذيب، ج6، ص359. بيروت، دارالفكر، الطبعة الثانية.
    21. ابن حجر عسقلاني، تهذيب‌التهذيب، ج6، ص359، بيروت، دارالفكر، الطبعة الاولي، 1404 ه‍ ق. علاوه بر اين ساير علماي اهل سنت نيز عباراتي درباره تواتر احاديث مهدي (عج) دارند كه به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم:
    الف ـ ابن حجر هيثمي در كتاب صواعق المحرقه، ج2، ص211 مي‌گويد:
    احاديثي كه در آن اشاره به ظهور مهدي بسيار زياد به حد متواتر است.
    ب ـ علامه مناوي در كتاب فيض القدير، ذيل حديث 9245 مي‌گويد: اخبار مهدي زياد و مشهور است به حدي كه جماعتي درباره اين احاديث تأليفات مستقلي دارند.
    ج ـ تفتازاني در كتاب شرح مقاصد، ج2، ص62 مي‌گويد:
    از جمله اموري كه ملحق به باب امامت مي‌شود خروج مهدي و نزول عيسي است كه اين دو از علايم قيامت بوده و در اين باره خبرهاي صحيحي رسيده است.
    د ـ قرماني دمشقي در كتاب اخبار الدول و آثار الاول، (ج1، ص463) مي‌گويد:
    علما بر اين امر اتفاق دارند كه مهدي همان قيام كننده در آخرالزمان است و اخبار ظهور آن حضرت، يكديگر را تأييد مي‌كنند و روايات بر اشراق نورش تظاهر دارند.
    ه‍ ـ مباركفوري در كتاب تحفة الاحوذي بشرح جامع الترمذي (ذيل حديث 2331) مي‌گويد: بدان كه مشهور بين تمام مسلمانان در طول زمان‌ها اين است كه به طور حتم در آخرالزمان شخصي از اهل بيت ظهور خواهد كرد كه دين را تأييد كرده، عدل را در ميان جامعه ظاهر مي‌كند و مسلمانان به دنبال او مي‌روند و او بر ممالك اسلامي تسلط پيدا خواهد نمود و او مهدي ناميده مي‌شود.
    به همين مضامين در كلمات بزرگان ديگر از علماي اهل سنت نيز مطالبي مي‌يابيم از جلمه:
    و ـ شيخ منصور علي ناصف در كتاب التاج الجامع للاصول، ج5، ص310؛
    ز ـ برزنجي در كتاب الاشاعه لاشراط الساعة، ص87؛
    ح ـ ابن تيميه حراني در كتاب منهاج السنة النبوية، ج4، ص211؛
    ط ـ سيد احمد زيني دحلان در كتاب الفتوحات الاسلامية، ج2، ص322؛
    ي ـ ابوالاعلي مودودي در كتاب البيات، ص116؛
    ك ـ ابوطيب قنوجي در كتاب الاذاعة، ص53؛
    ل ـ دكتر عبدالعليم عبدالعظيم بستوي در كتاب المهدي المنتظر في الاحاديث الصحيحة، ص360.
    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد

  12. تشكر : فصل سبز
  13. #9
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۷
    نوشته : 168 تشکر : 9
    مورد تشکر: 63 در 46 پست
    حضور : نامشخص
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 0 وبلاگ :
    روشن بيان آنلاین نیست.



    يا الله

    جناب ايي -1-ام

    جواب بدهيد چرا حاشيه ميرويد ؟

    و اما اين آيه را آورده ايد تا مهدي را ثابت كنيد؟ : يوم ندعو كل اناس بِاِمامهم فمن اوتي كتابه بيمينه فاولئك يقروون كتابهم و لا يظلمون فتيلا (71- اسراء)
    “در روزي كه بخوانيم همه مردم را با پيشواي خودشان .....

    سوره اسراء، آيه 71
    ا- اين آيه نام مهدي را در خود ندارد ؛ نام هيچ يك از امامان منتسب به شيعه را هم ندارد ؛ امام يعني پيشوا ؛ يوم بر ميگردد به روز قيامت نه آخر الزمان ؛ اناس همه مردمان با امامان يا پيشوايانشان در روز قيامت فراخوانده ميشوند ؛ آيا همه مردم پيشواي سياسي و ديني خواهند داشت ؟ خير . بسياري از مردمان گذشته و حال و آينده زندگيشان به گونه اي است كه در تعيين يك رهبر حكومتي چه ديني باشد يا نباشد دخالتي نداشته و ندارند و بطور كلي اصلا اهميتي نميدهند كه چه كسي بر آنها حكومت كند ؛ بسياري حتي رهبران يا امامان خود را نميشناسند و به شناخت آنها هم ارزشي نمينهند ؛ بسياري در طول زندگي خود محل زندگيشان و كشورشان را عوض ميكنند بدون اينكه برايشان اهميتي داشته باشد حاكم و رهبر يا امامش كيست بنابراين در اينجا امام بر ميگردد به آن فرد يا افرادي كه به گروهي از مردم به لحاظ فكري و بينشي جهت ميدهند كه ميشود امام يا پيشواي آن گروه از مردم در زمان خودشان و در روز قيامت بر اين اساس مردم را با امامان يا رهبران فكري شان فرا ميخوانند تا در آيات ديگري از قرآن كه اشاره فرموده از آنها سوال كنند و شاهد بياورند و حتي رهبران و پيروان رو در روي هم از يكديگر بازخواست و سوال و شكايت كنند .



    تمامي آياتي كه آورده ايد هيچكدام اسمي از امامان منتسب به شيعه ؛ امام باصطلاح مهدي؛ آخر الزمان ؛ و دجال ندارد ؛ همه حوادث روز قيامت است و پايان و سر انجام نيك براي مومنان پرهيزكار و سرانجام بد و ناگوار براي كافران .

    از همه ميخواهم آياتي كه ايي-1- ام آورده است با مراجعه به قرآن و خواندن آن آيات و آيات قبل و بعدش به قضاوت صحيح برسند .

    از جناب ايي 1 ام ميخواهم نگوئيد علماي ما ؛ همين علماي ما ؛ ماها را آزاد گذاشته اند تا خودمان قرآن را بخوانيم و اگر مشكلي داشتيم و دير آيه اي را فهميديم به آنها مراجعه كنيم ؛ اينجا يك بچه هم ميتواند به يك عالم مراجعه كند و اشتباه آن عالم را گوشزد كند و مورد تشويق قرار بگيرد .
    بسم الله الرحمن الرحيم

    وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ

    165- بقره

  14. #10
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۷
    نوشته : 1,077 تشکر : 875
    مورد تشکر: 1,131 در 561 پست
    حضور : 1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت : 0 آپلود : 0
    گالری : 15 وبلاگ : 0
    e.1_m آنلاین نیست.



    به نام خداوند یکتا
    سلام خدا بر دوستان خدا
    اگاه باشید ! که اکثر مردم جاهل بوده اند ! هستند ! خواهند بود !
    حضرت نوح را با اینکه میدیدند اکثرا انکارش میکردند !!! حضرت عیسی را با اینکه میدیدند اکثرا انکارش میکردند ! حضرت ابراهیم را با اینکه میدیدند اکثرا انکارش میکردند ! حضرت موسی را با اینکه میدیدند اکثرا انکارش میکردند ! حضرت محمد را با اینکه میدیدند اکثرا انکارش میکردند ! و ... همه ی پیامبران و امامان را ...!!!
    حالا چه انتظاریست از این مردم جاهل که اکثرا نمیبینند و ...!!!
    اما یقین دارم به زودی که دقیقش را فقط خدا میداند و بس همه میبینند و باز اکثرا میخواهند انکار کنند اما این بار قضیه به خواست خدا فرق میکنه و ....!!!!؟؟؟
    پس صبر کنید اما در حین صبر تا هنوز هم فرصت کمی دارید بسیار تفکر و تعقل کنید که حق را بیابید !
    عمل کنیم به هر چه می دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.
    سوره ی هود ایه ی 122 : شما منتظر باشید ما هم منتظریم !
    سوره ی طور ایه ی 31 : بگو انتظار بکشید که من هم با شما انتظار میکشم !
    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •