• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • + ارسال موضوع جدید
    صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 34
    1. #1
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : مهر/۱۳۸۸
      نوشته : 4,511 تشکر : 2,146
      مورد تشکر: 619 در 317 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 44 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      hadimha آنلاین نیست.

      مروری بر دلايل به كام نهنگ رفتن حضرت يونس(ع) در نگاه آيات و روايات




      در اين نوشتار نگاهی داريم بر دلايل به كام نهنگ رفتن حضرت يونس(ع) براساس آيات قرآن و روايات.
      به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از سايت «ايران پرديس» حضرت يونس (ع) به ستمگر بودن خويش اعتراف كرده است. چنانكه قرآن می‌فرمايد: و ذاالنون إذ ذهب مغاضباً فظنّ أن لن نقدر عليه فنادی فی الظّلمات أن لا إله إلاّ أنت سُبحانك إنّی كنتُ من الظّالمين(1)؛ يادآور حال يونس را هنگامی كه از ميان قوم خود خشمگين بيرون رفت و چنين پنداشت كه ما هرگز او را در تنگنا قرار نخواهيم داد؛ اما وقتی به كام نهنگ فرو رفت، در آن تاريكی‌های دريا و شكم نهنگ فرياد برآورد: خدايا! جز تو معبودی نيست. تو از شرك و شريك و هر عيب و آلودگی پاك و منزهی و من از ستمكارانم.
      در اينجا سؤالی مطرح می‌شود كه اگر خشمناك شدن حضرت يونس(ع) از دست مردم به حق بود، چرا به كام نهنگ فرو رفت و خود را ستمكار خواند؟
      كار حضرت يونس(ع) به قدری سنگين و مشكل بود كه خداوند در اين‌‌باره فرمود: اگر او از تسبيح‌كنندگان نبود، تا روز قيامت در شكم ماهی زندانی می‌ماند.
      اين امور با معصوم بودن يك پيامبر سازگار نيست. به ويژه، كار او به قدری سنگين و مشكل بود كه خداوند در اين‌باره فرمود: اگر او از تسبيح كنندگان نبود، تا روز قيامت در شكم ماهی زندانی بود: فلولا أنّه كان من المسبّحين . للبث فی بطنه إلی يوم یُبعثون(2)؛ ولی لطف خدا شامل حال او شد و دعايش به هدف اجابت رسيد و از اندوه نجات يافت؛ زيرا او مؤمن واقعی بود و خداوند مؤمنان راستين را از اندوه می‌رهاند: "فاستجبنا له و نجّيناه من الغمّ و كذلك نُنجی المؤمنين.(3)
      قرآن می‌فرمايد يادآور حال يونس را هنگامی كه از ميان قوم خود خشمگين بيرون رفت و چنين پنداشت كه ما هرگز او را در تنگنا قرار نخواهيم داد؛ اما وقتی به كام نهنگ فرو رفت، در آن تاريكی‌های دريا و شكم نهنگ فرياد برآورد: خدايا! جز تو معبودی نيست. تو از شرك و شريك و هر عيب و آلودگی پاك و منزهی و من از ستمكارانم
      برخی در پاسخ گفته‌اند: حضرت يونس، مرتكب ترك اولی شد. او می‌بايست تحمل و صبر فراوان به خرج می‌داد و شتاب و عجله نمی‌كرد. لذا، قرآن به اين نكته تذكر داده است كه او زود صبر را از دست داد و شكيبايی و حوصله‌اش به سر رسيد.
      از اين‌رو، خدای سبحان، خطاب به پيامبر اسلام‌(صلی الله عليه و آله و سلم) می‌فرمايد: فاصبر لحكم ربّك و لاتكن كصاحب الحوت إذ نادی و هو مكظوم . لولا أن تداركه نعمةٌ من ربّه لنُبذ بالعراء و هو مذموم . فاجتباه ربّه فجعله من الصّالحين(4)؛ در امتثال حكم پروردگارت شكيبا باش و مانند همدم ماهی (حضرت يونس عليه‌السلام) مباش؛ آنگاه كه اندوه زده ندا داد. اگر لطفی از جانب پروردگارش تدارك حال او نمی‌كرد، قطعاً نكوهش شده بر زمين خشك انداخته می‌شد. پس، پروردگارش او را برگزيد و از شايستگانش گردانيد.(5)
      مأمون از امام هشتم علی بن موسی الرضا (عليه‌السلام) درباره آيه: و ذا النّون إذ ذهب... سؤال كرد آن حضرت فرمود: اين شخص يونس بن متی است. او يقين داشت كه خداوند بر او تنگ نمی‌گيرد، ولی وقتی به شكم ماهی فرو رفت و از مسبحين بود، گفت: من از ستمكاران بودم كه می‌توانستم همه اوقات خويش را صرف اين عبادت (تسبيح و تقديس خدا) كنم و اينگونه كه الآن (در شكم ماهی) به ذكر عبادت مشغولم، اشتغال نورزيدم: بتركى مثل هذه العبادة التى قد فرغتنى لها فى بطن الحوت. آنگاه خداوند، دعای او را به هدف استجابت رساند و فرمود: فلولا أنّه كان من المسبّحين. للبث فی بطنه إلی يوم يبعثون.(6)
      برخی گفته‌اند: حضرت يونس، مرتكب ترك اولی شد. او می‌بايست تحمل و صبر فراوان به خرج می‌داد و شتاب و عجله نمی‌كرد. لذا، قرآن به اين نكته تذكر داده است كه او زود صبر را از دست داد و شكيبايی و حوصله‌اش به سر رسيد. از اين‌رو، خدای سبحان، خطاب به پيامبر اسلام‌(صلی الله عليه و آله و سلم) می‌فرمايد: در امتثال حكم پروردگارت شكيبا باش و مانند همدم ماهی (حضرت يونس عليه‌السلام) مباش؛ آنگاه كه اندوه زده ندا داد. اگر لطفی از جانب پروردگارش تدارك حال او نمی‌كرد، قطعاً نكوهش شده بر زمين خشك انداخته می‌شد. پس، پروردگارش او را برگزيد و از شايستگانش گردانيد.(4)
      در حديث آمده كه حضرت يونس (عليه‌السلام) خاطر جمع بود كه خداوند بر او تنگ نخواهد گرفت. لذا، خداوند او را تنها يك لحظه به خود واگذاشت و او شكيبايی خود را از دست داد و بر قومش خشمگين شد. از اين‌رو، ام سلمه (همسر پيامبر اسلام صلی الله عليه و آله) گويد: شبی كه نوبت من بود تا پيامبر در اتاقم بيتوته كند، در دل شب ديدم كه پيامبر در رختخوابش نيست. هنگام جست‌ و جو او را ديدم كه در گوشه خانه ايستاده و دست‌ها را به جانب آسمان بلند كرده است و گريان می‌گويد: اللّهم لا تنزع منّى صالح ما أعطيتنى أبداً، اللّهم لا تُشمت بى عدوّاً ولا حاسداً، اللّهم لاتردّنى فى سوء استنقذتنى منه أبداً، اللّهم و لاتكلنى إلی نفسى طرفة عين أبداً.
      ام سلمه گويد: در حالی كه می‌گريستم به اتاقم بازگشتم. پيامبر (صلی الله عليه و آله و سلم) بازگشت و سبب گريه‌ام را پرسيد. عرض كردم كه برای گريه‌ شما گريان شدم كه با اين همه مقام و منزلتی كه در پيشگاه خداوند داريد، اينسان می‌گرييد؟ حضرت رسول (صلی الله عليه و آله و سلم) فرمود: چگونه گريه نكنم و ايمن باشم، حال آن ‌كه خداوند، حضرت يونس بن متی را يك لحظه به خود واگذاشت و چيزی به سرش آمد كه آمد: يا اُمّ سلمة! و ما يؤمننى و إنّما و كلّ الله يونس بن متی إلی نفسه طرفة عين، فكان منه ما كان. (7)
      خداوند خطاب به پيامبر (ص) می‌فرمايد در امتثال حكم پروردگارت شكيبا باش و مانند همدم ماهی (حضرت يونس عليه‌السلام) مباش؛ آنگاه كه اندوه زده ندا داد. اگر لطفی از جانب پروردگارش تدارك حال او نمی‌كرد، قطعاً نكوهش شده بر زمين خشك انداخته می‌شد. پس، پروردگارش او را برگزيد و از شايستگانش گردانيد
      تذكر نكاتی قابل توجه در مورد حضرت يونس عليه السلام:1. حضرت يونس (عليه‌السلام) گذشته از مقام شامخ نبوّت، رسالت و عصمت، مورد عنايت ولايی خداوند بود و از نعمت ولايت ويژه الهی طرفی بسته بود؛ زيرا قرآن كريم در اين ‌باره چنين فرموده است: «لو لا أن تداركه نعمة من ربّه لنُبذَ بالعراء و هو مذموم»(8)؛ زيرا مقصود از اين نعمت، همان فيض ولايت خداست و كسی كه تحت ولايت مستقيم خداست، از گزند هر كژراهه مصون است. پس، هيچ انحرافی در سيره و سنّت آن حضرت (عليه‌السلام) پديد نيامد و نيز مورد هيچگونه نكوهش نبوده و نيست.
      2. صبر و استقامت، دارای درجات متعدّد و گونه‌گونه است و مقدار لازم آن كه نصاب مسؤوليت‌پذيری است، در همه‌ رهبران معصوم بوده است؛ ولی مرتبه برين و برتر آن در برخی از انسان‌های معصوم حاصل است و در بعضی نسبت به برخی از موارد، منتفی است.
      3. آنچه درباره‌ حضرت يونس (عليه‌السلام) رخ داد، همان فقدان مرتبه‌ برين صبر در گوشه‌ای از مأموريت‌های راجح (نه واجب) بوده است و قرآن كريم در اين ‌باره فرمود: فاصبر لحكم ربّك و لا تكن كصاحب الموت إذ نادی و هو مكظوم(9)؛ يعنی پيامبر! در برابر حكم پروردگارت صابر و بردبار باش و مانند صاحب ماهی ـ يعنی حضرت يونس (عليه‌السلام) ـ مباش؛ هنگامی كه پروردگار خود را خواند، در حالی كه خشم خود را تحمّل، و دشواری هضم آن وی را اندوهناك كرد.
      4. پديد آمدن چنين دشواری دردناك از يك ‌سو، و از دست دادن مرتبه‌ برين بردباری از سوی ديگر، زمينه‌ نقص را فراهم كرد كه همين مطلب، مصحّح اسناد ظلم به معنای نقص است.
      اين مطلب را در سايت «ايران پرديس» ببينيد!
      ************************************************** ******************
      پی‌نوشت‌ها:
      1. سوره‌ انبياء، آيه‌ 87 .
      2. سوره صافات، آيات 143 ـ 144.
      3. سوره انبياء، آيه 8 .
      4. سوره‌ قلم، آيات 45 ـ 48 .
      5. تفسير كبير، ج 21، ص 214 ـ 215.
      6. سوره‌ صافات، آيات 143 ـ 144؛ بحارالأنوار، ج11، ص82؛ تفسير نورالثقلين، ج3، ص 449 .
      7. تفسير نورالثقلين، ج 3، ص 450، ح 140.
      8. سوره‌ قلم، آيه‌ 49 .
      9. سوره قلم، آيه 48 .
      منابع:
      وحی و نبوت، آية‌الله جوادی آملی، صص 268- 271

    2.  

    3. #2
      عضو وفادار
      تاریخ عضویت : اسفند/۱۳۸۷
      نوشته : 409 تشکر : 248
      مورد تشکر: 498 در 266 پست
      حضور : 14 ساعت 43 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      azadeh2009 آنلاین نیست.



      زندگي در شکم يک نهنگ؟؟!!
      مي شود از روي آن يک فيلم علمي تخيلي مهيج ساخت؟؟
      ولي مطمئنا بچه ها خواهند گفت فکر کرده ايد ما احمقيم! آخه در شکم پر اسيد يک نهنگ مگر مي شود زندگي کرد؟ به يک روز نرسيده هضم خواهد شد؟ چه جوري نفس خواهد کشيد؟ لباس ضد اسيد بر تن دارد؟ چرا از شکم نهنگ دفع نمي شود!!!! مگر معده نهنگ اتاق پذيرايي است که طرف لم بدهد و انتظار بکشد يا زندان آلکاتراس است که پشت ميله هايش روزهاي محکوميتش را بشمارد؟ آخه جا قحط بود!!
      تازه اين جناب يونس هر روز خدا بايد شاهد هضم شدن تمام هله هوله هايي باشد که نهنگ مي بلعد و قرار است در بيخ گوش يونس هضم شوند. و احتمالا اين يونس هم به همراه اون هله هوله ها هضم مي شود. ولي نه. اون هضم نمي شود. او مجهز به سپر ضد هضمي است!!!!!

      ویرایش توسط azadeh2009 : ۱۳۸۹/۰۱/۰۴ در ساعت 09:48
      " ما اینجاییم چون: از سر اتفاقی نادر گروهی از ماهی هایی که باله های عجیب داشتند توانستند باله های خود را به پا تبدیل کنند و ساکن خشکی شوند. چون همه جای زمین در عصر یخبندان یخ نبست. چون دویست و پنجاه هزار سال قبل گونه ای کوچک و ضعیف در آفریقا پدید آمد که تاکنون به هر زحمت و جان کندنی بوده است توانسته است زنده بماند و منقرض نشود. ممکن است ما با شور و اشتیاق تمام بدنبال پاسخ " متعالی تری" باشیم، ولی چنین پاسخی واقعاً وجود ندارد."
      استفن جی گولد

    4. تشكرها 2 : متحیر, حقیقت جو
    5. #3
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۸۸
      نوشته : 78 تشکر : 140
      مورد تشکر: 160 در 54 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 123 آپلود : 0
      گالری : 2 وبلاگ :
      عبدالله114 آنلاین نیست.



      يا هو

      اين سخن شما اصلا درست نيست!!!

      اگر خدا بخواد ميشه!
      خدايي که علي(ع) رو خلق ميکنه حتما مي تونه يک انسان رو تو شکم يه نهنگ نگه داره.

      خيلي چيزها رو عقل رد مي کنه اما قلب انسان اونارو قبول مي کنه.
      شايد اين جمعه بيايد ..... شايد

      لا اله الّا الله - محمد رسول الله - علي ولي الله
      و صل الله علي سيّدنا و نبيّنا و آله و سلّم

      در کوي نيکنامي ما را گذر ندادند/گر تو نمي پسندي تغيير کن قضا را

    6. تشكر : sshr
    7. #4
      x-x
      عضو كوشا
      تاریخ عضویت : اردیبهشت/۱۳۸۸
      نوشته : 204 تشکر : 0
      مورد تشکر: 134 در 92 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 2 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      x-x آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط عبدالله114 نمایش پست
      اين سخن شما اصلا درست نيست!!!
      اگر خدا بخواد ميشه!
      نیک روز گرانسنگ
      شما فردید (منظور) خود را به صورت دژفرنود (مغالطه) بازگو کردید.
      در این بخش دچار دژفرنود ارزیابی یک طرفه شده اید.

      نقل قول نوشته اصلی توسط عبدالله114 نمایش پست
      خدايي که علي(ع) رو خلق ميکنه حتما مي تونه يک انسان رو تو شکم يه نهنگ نگه داره.
      در این بخش دچار دژفرنود استدلال دوری شده اید.


      نقل قول نوشته اصلی توسط عبدالله114 نمایش پست
      خيلي چيزها رو عقل رد مي کنه اما قلب انسان اونارو قبول مي کنه.
      در آخر هم دچار دژفرنود بستن راه استدلال شده اید.

      دوست گرام فردی که باور به الله داشته باشد فرنود شما درست می باشد وگرنه فرد دگری با این فرنود ها قانع نخواهد شد.

      آرام و پرتوان باشید.
      ویرایش توسط x-x : ۱۳۸۹/۰۱/۰۴ در ساعت 22:53
      دستینه:


    8. تشكرها 2 : متحیر, حقیقت جو
    9. #5
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۸۸
      نوشته : 78 تشکر : 140
      مورد تشکر: 160 در 54 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 123 آپلود : 0
      گالری : 2 وبلاگ :
      عبدالله114 آنلاین نیست.



      يا هو

      با سلام خدمت دوست عزيز

      حالا شما اسمشو هرچي ميخواي بذاري بذار
      بنده مغالطه نکردم.

      اگر شما قرآن را قبول داشته باشيد داستان حضرت يونس(ع) آمده.

      پس تمام راههاي شک بسته شده است.


      در مورد علي (ع) بگم که اصلا مقايسه دوري نبود...... بنده مي خوام قدرت خدا رو برسونم که چه انساني خلق کرده!!!! پس يعني بسيار قدرتمند و تواناست.

      ديگه نگه داشتن يک انسان تو شکم يک نهنگ به اين بزرگي که کاري نداره.

      هنوز هم رو حرف خودم درباره عقل و احساس هستم.

      يا حق
      شايد اين جمعه بيايد ..... شايد

      لا اله الّا الله - محمد رسول الله - علي ولي الله
      و صل الله علي سيّدنا و نبيّنا و آله و سلّم

      در کوي نيکنامي ما را گذر ندادند/گر تو نمي پسندي تغيير کن قضا را

    10. #6
      x-x
      عضو كوشا
      تاریخ عضویت : اردیبهشت/۱۳۸۸
      نوشته : 204 تشکر : 0
      مورد تشکر: 134 در 92 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 2 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      x-x آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط عبدالله114 نمایش پست
      يا هو

      با سلام خدمت دوست عزيز

      حالا شما اسمشو هرچي ميخواي بذاري بذار
      بنده مغالطه نکردم.

      اگر شما قرآن را قبول داشته باشيد داستان حضرت يونس(ع) آمده.

      پس تمام راههاي شک بسته شده است.


      در مورد علي (ع) بگم که اصلا مقايسه دوري نبود...... بنده مي خوام قدرت خدا رو برسونم که چه انساني خلق کرده!!!! پس يعني بسيار قدرتمند و تواناست.

      ديگه نگه داشتن يک انسان تو شکم يک نهنگ به اين بزرگي که کاري نداره.

      هنوز هم رو حرف خودم درباره عقل و احساس هستم.

      يا حق
      نیک روز

      دوست گرامی،خواسته من این بود که بدانید خردگرایان خدا و علی (ع) را نمی پذیرند و به دنبال انگیزه های (دلایل) دگری هستند.ولی آهنگ (نیت) آزار خرد و سهش شما را نداشتم.

      آرام و پر توان باشید.
      دستینه:


    11. تشكرها 2 : متحیر, حقیقت جو
    12. #7
      mmj
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : مرداد/۱۳۸۷
      نوشته : 1,008 تشکر : 227
      مورد تشکر: 1,457 در 667 پست
      حضور : 7 ساعت 31 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 1
      گالری : 0 وبلاگ :
      mmj آنلاین نیست.



      نهنگ غول اسا و جیمز

      آیا به نظر شما یک نهنگ می تواند انسانی را ببلعد و آن انسان زنده بماند؟ پاسخ این سوال از نظر علمی منفی است، ولی این موضوع عملاً برای یک دریانورد انگلیسی بنام «جیمز بارتلی» (James Bartley) اتفاق افتاد. نهنگ غول آسائی او را بلعید، ولی او زنده ماند و توانست این ماجرای حیرت انگیز را تعریف کند!
      این مرد انگلیسی، در فوریه سال 1891 اولین سفر دریائی خود را با یک کشتی مخصوص شکار نهنگ بنام «ستاره شرق» (Star of the East) آغاز کرد.
      ناگهان سر و کله نهنگ عظیم الجثه ای از فاصله یک مایلی پیدا شد و سرنشینان کشتی، از جمله «جیمز بارتلی» بوسیله چند قایق خود را به نزدیکی نهنگ رساندند.
      نیزه بلندی به بدن حیوان فرو کردند و این جانور غول آسا که تلاش می کرد خود را از نیزه بلند نجات دهد، با دم نیرومند خود ضرباتی به آب می زد و «جیمز» و همکارانش که از دیگران به نهنگ نزدیک تر بودند می کوشیدند خود را از معرکه نجات دهند.
      برای یک لحظه، نهنگ بزیر آب اقیانوس فرو رفت و هیچ کس نمی دانست که از کدام نقطه دوباره سر بیرون خواهد آورد. همه در انتظار بودند. امواج متلاطم اقیانوس که از خون حیوان رنگین شده بود در اطراف آن ها می جوشید و در این هنگام، دفعتاً قایق «جیمز بارتلی» به هوا بلند شد و جانور زخمی، دیوانه وار بر سطح آب ظاهر گردید و بار دیگر به زیر آب فرو رفت. دو تن از شکارچیان نهنگ، از جمله «جیمز بارتلی» ناپدید شده بودند.
      اندکی پیش از غروب آفتاب، این نهنگ در حال مرگ، در حدود چهارصد متر دورتر از کشتی به سطح آب آمد. سرنشینان کشتی، سراسیمه به سوی جانور یورش بردند و آن را به بند کشیدند و به آرامی به طرف کشتی آوردند. چون وسیله ای در اختیار نداشتند تا این پستاندار عظیم الجثه یکصد تنی را از دریا به روی عرشه کشتی منتقل سازند، چند تن از شکارچیان به فرو کردن چنگک های مخصوص به بدن او پرداختند. و این کار بسیار خطرناک بود، زیرا اقیانوس انباشته از کوسه های بی امانی بود که با استشمام بوی خون، دیوانه وار به آنسو هجوم آورده بودند.
      اندکی پیش از ساعت 11 آن شب، سرنشینان خسته کشتی در زیر روشنائی فانوس شروع به شکافتن شکم جانور کردند و امعاء و احشاء او را بیرون آوردند و به روی عرشه کشتی منتقل کردند و در آن جا ناگهان با منظره عجیبی روبرو شدند. آنها مشاهده کردند که داخل شکمبه عظیم حیوان تکان می خورد. درست مثل آن بود که چیزی در داخل آن نفس می کشید.
      ناخدای کشتی، بلافاصله، پزشک کشتی را فراخواند و با احتیاط شروع به شکافتن این گوشه سخت کردند... و در برابر دیدگان از حدقه در آمده آنها، پای یک انسان که کفش پوشیده بود، نمودارد گردید! لحظه ای بعد، یکی از ملوانان گم شده را از شکم حیوان بیرون کشیدند... او «جیمز بارتلی» بود... از هوش رفته بود ولی هنوز زنده بود!
      بدستور پزشک کشتی، یک سطل آب دریا روی او ریختند تا ضمن شستشو، بهوش بیاید. ولی با این حال «بارتلی» مدت تقریباً دو هفته، در کابین ناخدای کشتی بین مرگ و زندگی بسر می برد تا آنکه بتدریج حال طبیعی خود را باز یافت و یکمان گذشت تا او توانست ماجرا را تعریف کند. او گفت:
      - وقتی قایق ما به هوا بلند شد، من بدرون آب افتادم و ناگهان دهان بزرگ و وحشتناک جانور را در برابر خود مشاهده کردم، فریادی از وحشت کشیدم. او مرا بکام خود فرو برد و هنگامی که از میان رشته دندانهای تیز او عبور می کردم، درد شدیدی احساس کردم. بعد به درون لوله لزجی منتقل شدم و دیگر هیچ چیز نفهمیدم تا آن که چشم گشودم و خود را روی عرشه کشتی دیدم.
      این مرد، پانزده ساعت تمام درون شکم نهنگ بسر برد و در نتیجه تمام موهای بدنش را از دست داد و پوست بدنش به طرز باور نکردنی سفید شد و تقریباً بقیه عمرش را در حال کوری بسر برد. دانشمندان متعددی از سراسر جهان، از جمله گروهی از پزشکان مشهور دنیا برای مشاهده و معاینه این مرد، به اقامتگاه او رفتند و مدت ها روی او به مطالعه پرداختند. او تا هیجده سال پس از این حادثه، زنده بود و سرانجام زندگی را بدرود گفت. روی سنگ گور او اختصاراً به این واقعه شگفت انگیز و باور نکردنی اشاره شده و چنین نوشته شده است:
      «جیمز بارتلی.... 1909-1870 یک یونس عصر جدید.»


      ----

      این متن بسادگی با یه کپی / پیست در نتیجه یک سرچ ساده، حتی میتونید به انگلیسی هم سرچ کنید و به نتایج جالبی خواهید رسید


      اما در ادامه ...
      دکتر محمد بیومی مهران جلد4/ص179-181 بطور خلاصه :
      سفر یونان (= یونس) در بین اسفار تورات ذکر شده است و میان دو سفر عبودیا و میخا واقع است . ولی عهد عتیق درباره صاحب سفر یونان (jonan) دانستنی چندانی در اختیار ما نمیگذارد و در سفر اول پادشاهان(14/25) امده که وی پیامبری بنام «یوناثان بن امتای » از منطقه «جت حاضر» در نزدیکی ناصره از سرزمین الجلیل است

      اکثر مورخان و باستانشناسان غربی براین باورند که وی در میانه سالهای 785-745 ق.م میزسیت و پیامبری بومی از بنی اسرائیل و در روزگار «یربعام دوم »(=786 /746ق.م) از پادشاهان اسرایلی است که در حدود 759 در سالهای پایانی روزگار عاهل عاشوری «اشوران سوم» /771-754 برای مردم نینوا برانگیخته شد.
      هرچند درباره اینکه سفر یونان در عهد عتیق نوشته کیست اختلاف است اما گروهی از پزوهشگران معتقدند که همین سفر یونان یک سفر تاریخی است که «یوناثان پیامبر ، فرزند امتای» از قبیله زیولون/ یکی از فرزندان دوازدهگانه یعقوب از جت جانر واقع در فاصله سه میلی ناصره (= شهر مسیح) ان را نوشته است. و گفته اند : در این سفر نمی گوید « سخن خداوند متوجه انسان شد» بلکه میگوید « سخن خداوند متوجه یونان بن امتای شد» خطاب درابن عبارت متوجه شخص ویژه ای است.
      نیز در انجیل از درسخن مسیح چنین امده « زیرا یونان در شکم ماهی بود...
      مردم نینوا با این نسل به امور دینی خود می پردازند و بدان پایبند بودند که به دعوت یوناثان توبه کردند و « و هوذای اعظم از یوناثان در اینجاست»
      ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۹/۰۱/۰۶ در ساعت 01:51
      بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن

    13. تشكرها 2 : sshr, بیطرف منصف
    14. #8
      عضو وفادار
      تاریخ عضویت : اسفند/۱۳۸۷
      نوشته : 409 تشکر : 248
      مورد تشکر: 498 در 266 پست
      حضور : 14 ساعت 43 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      azadeh2009 آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
      نهنگ غول اسا و جیمز

      آیا به نظر شما یک نهنگ می تواند انسانی را ببلعد و آن انسان زنده بماند؟ پاسخ این سوال از نظر علمی منفی است، ولی این موضوع عملاً برای یک دریانورد انگلیسی بنام «جیمز بارتلی» (james bartley) اتفاق افتاد. نهنگ غول آسائی او را بلعید، ولی او زنده ماند و توانست این ماجرای حیرت انگیز را تعریف کند!
      این مرد انگلیسی، در فوریه سال 1891 اولین سفر دریائی خود را با یک کشتی مخصوص شکار نهنگ بنام «ستاره شرق» (star of the east) آغاز کرد.
      ناگهان سر و کله نهنگ عظیم الجثه ای از فاصله یک مایلی پیدا شد و سرنشینان کشتی، از جمله «جیمز بارتلی» بوسیله چند قایق خود را به نزدیکی نهنگ رساندند.
      نیزه بلندی به بدن حیوان فرو کردند و این جانور غول آسا که تلاش می کرد خود را از نیزه بلند نجات دهد، با دم نیرومند خود ضرباتی به آب می زد و «جیمز» و همکارانش که از دیگران به نهنگ نزدیک تر بودند می کوشیدند خود را از معرکه نجات دهند.
      برای یک لحظه، نهنگ بزیر آب اقیانوس فرو رفت و هیچ کس نمی دانست که از کدام نقطه دوباره سر بیرون خواهد آورد. همه در انتظار بودند. امواج متلاطم اقیانوس که از خون حیوان رنگین شده بود در اطراف آن ها می جوشید و در این هنگام، دفعتاً قایق «جیمز بارتلی» به هوا بلند شد و جانور زخمی، دیوانه وار بر سطح آب ظاهر گردید و بار دیگر به زیر آب فرو رفت. دو تن از شکارچیان نهنگ، از جمله «جیمز بارتلی» ناپدید شده بودند.
      اندکی پیش از غروب آفتاب، این نهنگ در حال مرگ، در حدود چهارصد متر دورتر از کشتی به سطح آب آمد. سرنشینان کشتی، سراسیمه به سوی جانور یورش بردند و آن را به بند کشیدند و به آرامی به طرف کشتی آوردند. چون وسیله ای در اختیار نداشتند تا این پستاندار عظیم الجثه یکصد تنی را از دریا به روی عرشه کشتی منتقل سازند، چند تن از شکارچیان به فرو کردن چنگک های مخصوص به بدن او پرداختند. و این کار بسیار خطرناک بود، زیرا اقیانوس انباشته از کوسه های بی امانی بود که با استشمام بوی خون، دیوانه وار به آنسو هجوم آورده بودند.
      اندکی پیش از ساعت 11 آن شب، سرنشینان خسته کشتی در زیر روشنائی فانوس شروع به شکافتن شکم جانور کردند و امعاء و احشاء او را بیرون آوردند و به روی عرشه کشتی منتقل کردند و در آن جا ناگهان با منظره عجیبی روبرو شدند. آنها مشاهده کردند که داخل شکمبه عظیم حیوان تکان می خورد. درست مثل آن بود که چیزی در داخل آن نفس می کشید.
      ناخدای کشتی، بلافاصله، پزشک کشتی را فراخواند و با احتیاط شروع به شکافتن این گوشه سخت کردند... و در برابر دیدگان از حدقه در آمده آنها، پای یک انسان که کفش پوشیده بود، نمودارد گردید! لحظه ای بعد، یکی از ملوانان گم شده را از شکم حیوان بیرون کشیدند... او «جیمز بارتلی» بود... از هوش رفته بود ولی هنوز زنده بود!
      بدستور پزشک کشتی، یک سطل آب دریا روی او ریختند تا ضمن شستشو، بهوش بیاید. ولی با این حال «بارتلی» مدت تقریباً دو هفته، در کابین ناخدای کشتی بین مرگ و زندگی بسر می برد تا آنکه بتدریج حال طبیعی خود را باز یافت و یکمان گذشت تا او توانست ماجرا را تعریف کند. او گفت:
      - وقتی قایق ما به هوا بلند شد، من بدرون آب افتادم و ناگهان دهان بزرگ و وحشتناک جانور را در برابر خود مشاهده کردم، فریادی از وحشت کشیدم. او مرا بکام خود فرو برد و هنگامی که از میان رشته دندانهای تیز او عبور می کردم، درد شدیدی احساس کردم. بعد به درون لوله لزجی منتقل شدم و دیگر هیچ چیز نفهمیدم تا آن که چشم گشودم و خود را روی عرشه کشتی دیدم.
      این مرد، پانزده ساعت تمام درون شکم نهنگ بسر برد و در نتیجه تمام موهای بدنش را از دست داد و پوست بدنش به طرز باور نکردنی سفید شد و تقریباً بقیه عمرش را در حال کوری بسر برد. دانشمندان متعددی از سراسر جهان، از جمله گروهی از پزشکان مشهور دنیا برای مشاهده و معاینه این مرد، به اقامتگاه او رفتند و مدت ها روی او به مطالعه پرداختند. او تا هیجده سال پس از این حادثه، زنده بود و سرانجام زندگی را بدرود گفت. روی سنگ گور او اختصاراً به این واقعه شگفت انگیز و باور نکردنی اشاره شده و چنین نوشته شده است:
      «جیمز بارتلی.... 1909-1870 یک یونس عصر جدید.»


      ----

      این متن بسادگی با یه کپی / پیست در نتیجه یک سرچ ساده، حتی میتونید به انگلیسی هم سرچ کنید و به نتایج جالبی خواهید رسید


      اما در ادامه ...
      دکتر محمد بیومی مهران جلد4/ص179-181 بطور خلاصه :
      سفر یونان (= یونس) در بین اسفار تورات ذکر شده است و میان دو سفر عبودیا و میخا واقع است . ولی عهد عتیق درباره صاحب سفر یونان (jonan) دانستنی چندانی در اختیار ما نمیگذارد و در سفر اول پادشاهان(14/25) امده که وی پیامبری بنام «یوناثان بن امتای » از منطقه «جت حاضر» در نزدیکی ناصره از سرزمین الجلیل است

      اکثر مورخان و باستانشناسان غربی براین باورند که وی در میانه سالهای 785-745 ق.م میزسیت و پیامبری بومی از بنی اسرائیل و در روزگار «یربعام دوم »(=786 /746ق.م) از پادشاهان اسرایلی است که در حدود 759 در سالهای پایانی روزگار عاهل عاشوری «اشوران سوم» /771-754 برای مردم نینوا برانگیخته شد.
      هرچند درباره اینکه سفر یونان در عهد عتیق نوشته کیست اختلاف است اما گروهی از پزوهشگران معتقدند که همین سفر یونان یک سفر تاریخی است که «یوناثان پیامبر ، فرزند امتای» از قبیله زیولون/ یکی از فرزندان دوازدهگانه یعقوب از جت جانر واقع در فاصله سه میلی ناصره (= شهر مسیح) ان را نوشته است. و گفته اند : در این سفر نمی گوید « سخن خداوند متوجه انسان شد» بلکه میگوید « سخن خداوند متوجه یونان بن امتای شد» خطاب درابن عبارت متوجه شخص ویژه ای است.
      نیز در انجیل از درسخن مسیح چنین امده « زیرا یونان در شکم ماهی بود...
      مردم نینوا با این نسل به امور دینی خود می پردازند و بدان پایبند بودند که به دعوت یوناثان توبه کردند و « و هوذای اعظم از یوناثان در اینجاست»
      خوب که چه؟
      به فرض صحت اين داستان چه چيزي درباره داستان يونس اثبات مي شود؟
      اين ملوان انگليسي در شکم حق تسبيح حق مي گفته است؟
      او که خود اعتراف مي کند هنگام فرو رفتن در کام نهنگ بيهوش شده است.
      مدتها بعد از خروج از شکم نهنگ (دو هفته ) بين مرگ و زندگي دست و پا مي زده است و بعد هم تا پايان عمر کور شده است!
      يونس طبق روايات و کتاب مقدس حدود سه روز در شکم نهنگ بوده است. آن هم کاملا هوشيار و ذکر گويان و تسبيح کنان!!!
      احتمالا محرابي و چراغ مطالعه اي هم در کنارش بوده است.
      و بعد از خروج از هتل هيلتون نهنگ سر حال و قبراق به سوي قومش رهسپار مي شود!!
      نخير جانم با اين متل ها اين گاف ها پوشانده نمي شوند.
      از قديم گفته اند الغريق يتشبث بکل حشيش!!!
      چاره اي ديگر بينديش.
      " ما اینجاییم چون: از سر اتفاقی نادر گروهی از ماهی هایی که باله های عجیب داشتند توانستند باله های خود را به پا تبدیل کنند و ساکن خشکی شوند. چون همه جای زمین در عصر یخبندان یخ نبست. چون دویست و پنجاه هزار سال قبل گونه ای کوچک و ضعیف در آفریقا پدید آمد که تاکنون به هر زحمت و جان کندنی بوده است توانسته است زنده بماند و منقرض نشود. ممکن است ما با شور و اشتیاق تمام بدنبال پاسخ " متعالی تری" باشیم، ولی چنین پاسخی واقعاً وجود ندارد."
      استفن جی گولد

    15. تشكرها 2 : sshr, حقیقت جو
    16. #9
      mmj
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : مرداد/۱۳۸۷
      نوشته : 1,008 تشکر : 227
      مورد تشکر: 1,457 در 667 پست
      حضور : 7 ساعت 31 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 1
      گالری : 0 وبلاگ :
      mmj آنلاین نیست.



      خوب که چه؟
      به فرض صحت اين داستان چه چيزي درباره داستان يونس اثبات مي شود؟
      اولین نتیجه ای که این داستان دارد اینست که موارد پیش گفته شما را باطل میسازد

      مي شود از روي آن يک فيلم علمي تخيلي مهيج ساخت؟؟
      ولي مطمئنا بچه ها خواهند گفت فکر کرده ايد ما احمقيم! آخه در شکم پر اسيد يک نهنگ مگر مي شود زندگي کرد؟ به يک روز نرسيده هضم خواهد شد؟ چه جوري نفس خواهد کشيد؟ لباس ضد اسيد بر تن دارد؟ چرا از شکم نهنگ دفع نمي شود!!!! مگر معده نهنگ اتاق پذيرايي است که طرف لم بدهد و انتظار بکشد يا زندان آلکاتراس است که پشت ميله هايش روزهاي محکوميتش را بشمارد؟ آخه جا قحط بود!!
      بنابراین میشود در دهان نهنگی بزرگ رفت و سالم بیرون امد و هضم نشد

      اين ملوان انگليسي در شکم حق تسبيح حق مي گفته است؟
      او که خود اعتراف مي کند هنگام فرو رفتن در کام نهنگ بيهوش شده است.
      منطقا امکان دارد که این ملوان بر اثر موراد جانبی مثل ضربه سخت و زخمی شدن بیهوش شده باشد و نه صرف در شکم رفتن نهنگ! هرچند درغیر انصورت هم احتمال پایین نیست

      مدتها بعد از خروج از شکم نهنگ (دو هفته ) بين مرگ و زندگي دست و پا مي زده است و بعد هم تا پايان عمر کور شده است!
      هرچند این طولانی شدن ناخوشی او میتواند ناشی از شرایط بد کشتی باشد . با اینهمه در ایات قران هم تصریح میکنند که « انگاه ماهی اورا فرو بلعید و او سزاوار نکوهش بود و پ اگر نه ان است که او از نیایشکرابود به یقین تا روزی که مردم برانگیخته میشوند باقی می ماند. سپس درحالی که بیمار بود اورا به سرزمین خشکی انداختیم و در کنارش درختی از کدو رویانیدم» صافات 140-147

      يونس طبق روايات و کتاب مقدس حدود سه روز در شکم نهنگ بوده است. آن هم کاملا هوشيار و ذکر گويان و تسبيح کنان!!!
      از کتاب مقدس هرگز برنمی اید که وی سه روز پشت سرهم در برای نجات خود از خدا درخواست کمک میکرده بلکه منطقا امکان دارد در ساعات اولیه چنین بوده باشد و این نیز میتواند راز و نیاز در دل و جانش بوده باشد. هرچند ملاک ما قران کریم است و قران درباره مدت ان سخنی نگفته است.

      در روایتی نقل از پیامبر شده است که « وقتی خداوند متعال خواست یونس را در دل نهنگ زنده نگه دارد به ماهی الهام کرد که اورا برگیر و گوشت بدنش را از هم مگسل و استخوانش را مشکن. انگاه نهنگ به فرودین جایگاه دریا فرو رفت .....»
      ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۹/۰۱/۰۶ در ساعت 03:20
      بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن

    17. تشكر : بیطرف منصف
    18. #10
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : اردیبهشت/۱۳۸۸
      نوشته : 1,479 تشکر : 4,046
      مورد تشکر: 3,781 در 1,155 پست
      حضور : 3 روز 22 ساعت 16 دقیقه
      دریافت : 1164 آپلود : 119
      گالری : 2 وبلاگ : 0
      فریاد : www.6mahekarbala.com
      Khoshhal
      jahangardkocholo آنلاین نیست.



      با سلام
      آقا من نفهمیدم چرا نوشته اید به ستمگر بودن خودش اعتراف کرد؟
      من نخوندم ظلمی انجام داده باشه.
      قضیه چی بود؟
      آفت دين سه چيز است، داناى بد كار و پيشواى ستم كار و مجتهد نادان‏
      حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاجی به دریا ندارد.این کشتی روی قطره اشکی مقدس که برای حسین بن علی ریخته می شود می گذرد.علامه جعفری

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •